دین مانوی
دین مانوی آئینی عرفانی و ترکیبی است از ادیان مسیحیت ٫ زرتشتی و گنوسی که مانی[۱] پسر فاتک همدانی آن را در سدهٔ سوم میلادی در ایرانشهر بنیان گذارد[۲]. در این دین از مسیحیت ایده مسیح منجی وارد شدهاست و از دین زرتشتی یا زروانی اعتقاد دوگانه به نیکی و بدی[۳]. تاثیرپذیری دین مانی از مذهب بودایی نیز بصورت ورود اصل تناسخ به این مذهب مشهود و آشکار است. دین مانی برپایه ثنویت استوار است و همین مورد آنرا مانند دین مندایی در رسته ادیان ایرانی قرار میدهد. در مانویت جنگ میان دو دنیای تاریکی و نور منجر به نابودی ماده و رهایی روح میشود. دنیای مادی در دین مانوی نماد تاریکی و پلیدی است و انسان که موجودی دوگانهاست (روح از دنیای روشنایی و جسم از دنیای تاریکی) میتواند به نیروهای روشنایی برای پیروزی نهایی کمک کند.[۴] این آیین در مدت کوتاهی بر پهنهٔ وسیعی از جهان آن روزگار مانند خاورمیانه، اروپا و مصر و هند و چین و آسیای مرکزی سایه گستراند. و تا سدهٔ دهم میلادی کماکان قدرت خودعالمگیری خود را حفظ نموده بود. پس از آن اندک اندک از همهگیریاش کاسته شد. عناد موبدان زرتشتی با شخص مانی و آموزههایش و تکفیر پیروان این آیین عرفانی از سوی مسلمانان موجبات انحطاط مانوی گری را در جهان فراهم ساخت. کلیسای کاتولیک نیز گرایش مانویت را الحاد اعلام کرده بود. با اینحال مانویان همبستگی خود را تا مدتها حفظ نموده و به دین خود معتقد ماندند[۵].
در آیین مانوی انسان دارای دو بعد خدایی و منور و اهریمنی و تاریک است که حاصل امتزاج نور و ظلمت در دوران آفرینش میباشد. انسان باید به روح خود که همان ذرات نور دربند است توجه نشان داده و جسم و دنیا و مافیها را به بوته فراموشی بسپارد. توجه به آنچه به روح بازمیگردد مانند میل به هنر و شکوفایی استعدادها و ذوقها و نیز محبت و برادری نوعی عبادت تلقی میشد. اعتقاد مانویان بر این بود که در پایان جهان در نبرد بزرگ بین نور و ظلمت روح بر ماده و نور بر ظلمت و خیر بر شر پیروز میشود و ارواح در بند که انوار خدایی هستند از زندان جسم و جهان آزاد شده و به سوی سرزمین روشنایی باز میگردند. اگرچه امروزه مانویان از صحنه روزگار کنار رفتهاند و سدههاست که این دین دیگر پیروانی ندارد اما تاثیرات غیر قابل انکار آن را در عرفان اسلامی و مسیحی میتوان بازیافت[۶].
علاقه مانویان به نوشتن آثار خود همراه با خلاقیت هنری موجب گسترش فنون کتابآرایی, نقاشی, موسیقی و خوشنویسی گردید. پیروان دین مانی که دیناور نامیده میشدند در نشر عقاید و خلاقیتهای ادبی و شاعرانه خود بسیار کوشا بودند و همین باعث بوجود آمدن ادبیات و خط مانوی شد که عمدتا به زبانهای سریانی, پارسی میانه, پهلوی اشکانی, سغدی, قبطی, ترکی اویغوری و چینی بود. آثار مانویان معمولا بر روی چرم یا پاپیروس نوشته میشد و نوشتهها با رنگ و شکل و طرح تزئین میشدند. مانی را بدلیل نگاشتن کتاب ارژنگ که سرتاسر نقاشی بود پیامبر نقاش نیز خواندهاند[۷].
دین مانوی احتمالا در فاصله قرون سیزدهم تا هفدهم میلادی در جنوب چین برای همیشه از میان رفت. نزدیکترین دین زنده جهان به مانویت آیین مندایی است که صابئین استان خوزستان بدان معتقد میباشند.
محتویات |
[ویرایش] پیشینه
این آیین در ایران دوران ساسانیان مخصوصا در دوره شاپور یکم و پس از آن پادشاهی یکساله هرمز گسترش فراوانی داشتهاست. مانی پیش از پادشاهی شاپور یکم در زمان اردشیر بابکان ایران را ترک و به چین و هندوستان سفر کرده بود.[۸] از آنجا به ایران بازگشته و در راه بازگشت ضمن تبلیغ آیین خود به جندی شاپور نزد شاپور یکم رفته و دین خود را بر او عرضه نمود. با وجود مخالفت روحانیان زرتشتی مانی موفق میشود از شاپور برای گسترش ایدئولوژی جدید خود اجازه تبلیغ بگیرد. او کتابی بنام شاپورگان را نیز تالیف کرده و به شاپور تقدیم نمود.[۹] در دوره هرمز یکم شاه ساسانی که ظاهرا بر کیش مانوی بود گسترش دین با مشکلی مواجه نشد اما تحریکات کرتیر موجب شد که بهرام یکم ساسانی فرمان کشتن و دارآویختن مانی را در جندی شاپور صادر کند.[۱۰] بدنبال این حادثه و مهاجرت مانویان از ایران به سوی چین و روم و ممالک دوردست شاهنشاهی ساسانی دین مانوی وارد مرحلهٔ جدیدی شد. مانویت که از جمله فرقههای گنوسی (gnostic) است و به فروتنی و سیر عرفانی گرایش دارد به مدت هشتاد سال دین رسمی دولت اویغورستان در چین بود. دین مانی تا پایان سال ۲۷۳ میلادی در سرتاسر ایران منتشر شد و پس از آن با سرعت بیشتری سایر سرزمینهای متمدن آن زمان را نیز در برگرفت. از آنجا که مانی خود را فارقلیط بشارت داده شده مینامید، آیینش هرجا که میرسید بسرعت بر اساس زبان و فرهنگ و اساطیر آن منطقه درمیآمد و به گونهای بومی میشد. همین ویژگی از عوامل اساسی پیشرفت و گسترش آن بود.[۱۱] خود مانی این مهم را به زبان پارسی میانه به اینصورت بیان کردهاست:
| « |
den ig man wizid az abarigan den i peshinigan pad dah xir fray ud wihtar ast...den i ahenagan pad yak shahr ud yak izwan bud.den i man ad ku pad harw shahr ud wisp izwan paydag bawad ud pad shahran duran keshihed |
» |
ترجمهٔ فارسی امروزی:
| « | دینی که من گزیدم از دیگر دین پیشینیان به ده چیز برتر و بهتر باشد... دین پیشینیان به یک شهر و یک زبان بود. پس دین من چنان است که به هر شهر و همه زبانها پیدا خواهد بود و به کشورهای دور آموخته خواهد شد. | » |
آغاز این آیین به میانرودان باز میگردد و در نزدیکی مداین فاتک پدر مانی که پیرو مذهب مندایی یا فرق گنوسی الخسائیه بود راه جدیدی در پیش گرفت و قناعتگری ویژهای پیشه کرد.[۱۲] خود مانی بواسطهٔ الهامی که بیان داشته بود از فرشتهای بنام توم یا همان همزاد دریافت کرده از خوردن گوشت و شراب و معاشقه با زنان پرهیز کرده و راه سفر هندوستان پیشه ساخت. مانی که در محیطی -از نظر عقاید بومی در تضاد, پرورش یافته بود باورهای مختلف ادیان رایج در آن منطقه را جذب نمود و درپی سفر به هندوستان تناسخ را نیز بدان افزود.[۱۳] نزدیکی دین مانوی با دین مندایی و مسیحی و زرتشتی و بودایی و نیز فرقههای گنوسی موید این نکته میباشد.[۱۴]
[ویرایش] گسترش پیروان
مانویان برای گسترش آیین خود شیوه خاصی را اتخاذ ی کردند و آن این بود که در هر منطقهٔ جغرافیایی که نفوذ میکردند نام خدا و ایزدان و اهریمنان اصلی دین را با حفظ ویژگیها به نام اساطیر و شخصیتها و قهرمانان آن منطقه در میآوردند. اینگونه بود که پیروان جدید با این دین احساس بیگانگی نداشتند.[۱۵] نیز از آنجا که اسطورههای مانوی از ترکیب اساطیر ایرانی, عقاید گنوسی و اساطیر بابلی و هندی و سامی بویژه مسیحی الهام ترکیب شده بود در سطح وسیعی که زرتشتیان و مسیحیان و بوداییان حضور داشتند این دین براحتی جای خود را در آن میان اهالی باز مینمود.[۱۶]
در ایران پس از کشته شدن مانی بیشتر پیروان این دین که مرکز اصلی شان خوزستان و بابل بود به سوی شرق ایران رهسپار گشتند. در مصر با وجود پیشینه اختلافات مذهبی میان مسیحیان و مهرپرستان و سایر ادیان و فرقهها مانویت به گونهای فزاینده راه رشد و ترقی را پیمود.[۱۷]
در غرب نفوذ مانویگری رنگ و بوی مسیحی به خود گرفت و با وجود اینکه مانی خود را فارقلیط مسیح معرفی کردهبود حجم زیادی از آثار مانوی غرب به ستایش عیسی مسیح پرداخته شد. نام عیسی وارد ایزدان مانوی غرب شد.[۱۸] و در بسیاری کتب آموزههای عیسی وارد گردید. بعدها فرقههای متعددی از مانویان غرب راه خود را ادامه دادند و همین علاقه به عیسی باعث شد که تا مدتها آنان را در فرقههای مسیحی بشمار آورند.[۱۹] بخشی از میراث مانویان غرب نیز تحت تاثیر فرقههای گنوسی و تعمیدی اردن قرار داشت. در ایتالیا این مذهب از طریق مهاجران اهل شمال آفریقا به شهرهایی مانند ناپل, جنوا و رم نفوذ کرد. در خلال سالهای ۳۷۲ تا ۵۲۴ از حضور این آیین در رم گزارشهایی دردست است و در همین دوران مانویت به اسپانیا نیز کشیده شد. برخی از پادشاهان سلسله واندال مانند گایسریک و هونریک مانویانی معتقد بودهاند.[۲۰]
در منطقه غرب چین و ختن که عمدتا اقوام ایرانی تبار مانند سکاها و سغدیها میزیستند مانوی گری به اندازهای رشد کرد که حتی میان مهاجمان بعدی آن منطقه که ترکهای اویغوری بودند نیز به اندازهای گسترش یافت که نزدیک به یک قرن دین رسمی حکومت اویغوری چین شد. این اتفاق زمانی افتاد که خاقان تنگ لی – مئویو (۷۵۹-۷۸۰) بر با فتح سرزمینهای مجاور با این اندیشه نو آشنا شده بود. در کتیبهای بنام قرابلقاسون دربارهٔ پذیرش دین مانی از سوی ترکان اویغور آمده:
- «کشوری با عادات وحشیانه که بوی خون از آن برمیخاست، به سرزمینی مبدل شد که مردمان آن به طبخ با سبزیجات روی آوردند، کشوری که در آن کشت و کشتار امری عادی بود، مردم به نیکوکاری ترغیب میشدند».[۲۱]
با وجود اینکه مانی زمانی را در هندوستان گذرانده بود اطلاعی از نفوذ مانوی گری در هندوستان دردست نیست.
[ویرایش] زوال کیش مانوی
مانی که در دوران فرمانروایی شاپور یکم ظهور کرده بود در پیشگاه وی حاضر شد و با ارائهٔ کتاب دینی خود به زبان پارسی بنام شاپورگان از وی اجازهٔ تبلیغ گرفت.[۲۲] خود مانی در کفالایا بیان میکند زمانی که در هندوستان بود خبر درگذشت اردشیر بابکان را شنیده و به سرعت بسوی ایران آمده تا دین خود را بر شاپوریکم عرضه دارد. در دورهٔ یکساله پادشاهی هرمز یکم که جانشین شاپور ساسانی بود نیز مخالفتی با وی نشد ولی در دورهٔ بهرام یکم به دلیل مخالفت شدید روحانیون زردشتی، تحت تعقیب قرار گرفته کشته شد و پیروانش نیز اسیر پیگرد و ایذاء گشتند.[۲۳]
شرایط دین مانوی در روم مسیحی نیز مانند ایران پس از شاپور بود. در سال ۲۹۷ میلادی یعنی دو دهه پس از اعدام مانی دیوکلسین امپراتور روم دربارهٔ گسترش این آیین در مناطق مدیترانهای امپراتوری هشدار داده بود.[۲۴] کلیسای روم حکم الحاد و تکفیر مانویان را صادر کرد و پیروان آن بشدت تحت فشار قرار گرفتند.سنت آگوستین قدیس که از بزرگترین متکلمان مسیحی بشمار میرود دورهای را بعنوان پیرو مانی گذرانده بود و پس از بازگشت به مسیحیت در کتاب اعترافات خود حملات تندی به مانویان بروز داد.[۲۵]
در دورهٔ اسلامی نیز این مخالفتها وجود داشت و با روی کار آمدن عباسیان شدیدتر شد.[۲۶] مهدی خلیفه عباسی به فرزندش هادی سفارش میکند نسل زنادقه و مانویان را از جهان براندازد، یا مثلا خلفای عباسی برای پیداکردن مانویان روش خاصی داشتند. بدینگونه که آنها را وادار میکردند که مرغی را سر ببرند و ازآنجا که آزار جانداران در آئین مانی روا نیست آنان با سرباز زدن از این فرمان ماهیت مانوی خود را آشکار نموده و کشته میشدند.[۲۷] بهرحال بنظر میرسد آیین مانی تا دهههای هفدهم یا هجدهم نیز دوام آورده باشد. به ویژه اینکه در چین معبدی نسبتا جدید کشف شده که بر روی آن نوشته شدهاست: «بنام پدر روشنایی» و این نامی نیست که در آیینی دیگر بجز مانوی بکار رفته باشد.[۲۸]
در مناطق غربی چین با وجود اینکه دین مانوی میان اویغورها پذیرفته شده بود و خاقانهای اویغور آن را بعنوان دین رسمی دربار شناخته بودند اما پس از شکست ایغورها از قرقیزها دین مانوی مطرود و پس از مدتی جای خود را به اسلام سپرد. هرچند شواهدی از حیات دراز مدت این آیین در آن منطقه و البته در اختفا باقی ماندهاست.[۲۹]
[ویرایش] اساطیر و ایزدان مانوی
دین مانوی آنگونه که خواست مانی بوده در هر منطقه با باورها و اساطیر بومی تلفیق میشد.[۳۰]. به نحوی که نام ایزدان و اساطیر این دین در متون سریانی با متون فارسی میانه متفاوت است که بیشتر رنگ و بوی ایرانی دارد. متون قبطی و رومی نیز تا حد زیادی تحت نفوذ عقاید مسیحی است و پاپیروسهای مصر نیز این نکته را بخوبی اثبات میکند.[۳۱] اما اسطوره آفرینش با وجود تفاوتهای نامها و جایها یکی است و بیشتر برپایه ثنویت ایرانی و تفکیک کاملا قلمرو روشنی و تاریکی که ریشه در عقاید زروانی دارد بنا شدهاست.[۳۲] در طرح اساطیر دینی آفریننده از سنتهای هندی نیز مشخصا بهره بردهاست. دوران آفرینش و سرنوشت جهان به چهار دورهٔ جدایی نور و ظلمت, آفرینش نخستین, آفرینش دوم, آفرینش سوم و پایان جهان و شکست تاریکی تقسیم میشود.[۳۳]
[ویرایش] دوران جدایی کامل نور و ظلمت
در آیین مانی آمده که در آغاز جهان بر دو بخش بود که خوبی و نور در بالا بود و از سه جهت شمال و شرق و غرب نامحدود و تاریکی و بدی در زیر بود و از سمت جنوب و شرق و غرب نامحدودی داشت.[۳۴] جهان نور جهان شادی و پاکی و جای خدای آسمانی یا «زروان» بود و در زیر که محلی کثیف و پلیدش خوانده بود خدای تاریکی بسر میبرد.[۳۵] زروان یا پدر روشنایی در اوج خرد و شادی بود و سرزمین تاریکی قلمرو فرمانروایی جاهل و کودن بود و هیچ چیز از آفرینش خدایی نیز نمیدانست. میان نور و ظلمت جنگی در گرفت که در نهایت اهریمن پیروز شد و نور و روح به اسارت تاریکی و ظلمت و جسم رفتند. مانی بر این باور بود که این اسارت همچنان باقی ماندهاست.[۳۶]
[ویرایش] آفرینش نخست و نبرد میان جهان بدی و روشنایی
طبق آراء مانویان، نور از مکان اصلی خود به سرای جسمانی و تاریکی جهان مادی سقوط میکند. در مانویت نور و ظلمت هر دو ازلی و قدیمی بوده و پیش از آفرینش وجود داشتهاند.[۳۷] چگونگی سقوط نور به این صورت است که زمانی شهریار تاریکی به مرز جهان روشنی آمده و با دیدن فروزههای نور به وجد آمده دچار حسد و رشک شد و بنا را بر فتح دیار روشنایی گذارد.[۳۸] زروان پدر بزرگی برای مقابله مادر زندگی را فرا خواند و وی نیز «هرمزدبغ» را آفرید تا رهبر سپاه روشنی برابر ظلمت گرایان باشد. در این نبرد هرمزدبغ اسیر شد و همین اسارت موجب شد که او در ادبیات مانوی به نماد انسان دربند جهان خاکی مبدل شود. او که مدهوش بر روی خاک افتاده بود به همراه پنج فرزندش یعنی امهرسپندان به اسارت نیروهای اهریمنی رفتند. اینگونه بود که ظلمت رگههای نور را یافت و جهان جسمانی دارای فروزههای نور که ناشی از وجود هرمزدبغ و امهرسپندان است، شد.[۳۹]
[ویرایش] آفرینش دوم و تلاش برای رهایی هرمزدبغ
با به اسارت رفتن هرمزدبغ و پارههای نور بگفتهٔ مانی لازم بود که ایزد یا ایزدانی این دو را از هم جدا نمایند. ایزدانی به رهبری مهرایزد برای نجات هرمزدبغ روانه سرزمین تاریکی شدند.[۴۰] مهرایزد پس از نبردی سنگین هرمزدبغ را از اسارت رهانده و جهانی با پیکرهٔ دیوان شکست خورده در سرزمین ظلمت فراهم آورد و به امید رهایی از جهان مادی نشست. هرمزدبغ همان کیومرث اساطیری ایران است. انسان دور افتاده از سرزمین نور همیشه در غصه و مویهٔ جهان نورانی و زادگاه و خاستگاه اصلی خویش است که درد هجران داشته و همیشه را در آرزوی وصال میگذراند. هرمزدبغ در نهایت رهایی یافت اما ذرات نورانی امهرسپندان بوسیله نیروهای اهریمنی بلعیده شدند.[۴۱] آرزوی مانویان جدایی کامل نور از سرزمین ظلمت است که انسان گرفتار آن است. برای رهایی دادن هرمزدبغ و امهراسپندان مهرایزد به سوی سرزمین تاریکی میتازد و دیوان را از پیش رو برمیدارد و هرمزدبغ را نجات داده و از تن دیوان تارومار شده چهارستون جهان امروزی را خلق میکند. با اینکه او موفق بود اما پارههای نور امهرسپندان در تن دیوانی که آنها را بلعیده بودند باقی ماند و در این دوره بود که نور و ظلمت در جهان مادی امروزی با هم ترکیب شدند.[۴۲]
[ویرایش] آفرینش سوم و خلق انسان و رهایی پارههای نور
در متون مانوی آمده که برای رهایی بخشیدن به این انوار اسیر شده دو ایزد دیگر بنامهای نریسه ایزد و دوشیزه روشنی مامور اینکار شدند که نر و ماده بوده و ظاهری اغواگر داشتند.[۴۳] آنها موفق شدند که از طریق تهییج دیوان نر و ماده ذرات نور را از تنشان خارج کنند اما برخی از این ذرات نور بر زمین ریخته و جهان جسمانی امروزی شکل گرفت که علاوه بر اهریمنی بودن جنبههای نورانی نیز دارد. اهریمن که آرزوی داشتن فرزندانی مانند نریسه ایزد را داشت از این پارههای فروزنده نور دو انسان بنامهای گهمرد و مردیانه آفرید.[۴۴] گهمرد دارای گرایشهای نورانی بود و مردیانه اسیر شهوات. گهمرد از آمیزش با مردیانه پرهیز کرد تا اینکه در نهایت اغوا شد و از آمیزش آن دو شیث بوجود آمد. سپس عیسای درخشان از جهان نورانی به نزد گهمرد آمد و او را مصمم کرد که از درخت زندگی بخورد. گهمرد از آن درخت خورد و بهوش آمده و حقیقت خود را باز یافت و بدنبال عیسای درخشان راهی دیار روشنایی گردید. و شیث که پارههای نور را در روح خود و آفرینش اهریمنی تاریک را در جسم خود دارد در جهان باقی میماند و به تولید نسل میپردازد.[۴۵]
[ویرایش] اسطوره پایان جهان
دوران اسارت پارههای نور در جهان جسمانی تا پایان جهان بطول میانجامد. در پایان جهان اهریمن تلاش میکند این نورها را برای همیشه در اسارت نگاه دارد. در آن دوره نبردی بین نیروهای خدایی و تاریکی درمیگیرد و سرانجام پارههای نور بدست نریسه ایزد, عیسای درخشان و بهمن بزرگ آزاد میشوند و از طریق ستون روشنی به بهشت نو منتقل میگردند.[۴۶] بدنبال آن پدیده آتش بزرگ رخ میدهد که چهارصدوشصتوهشت سال بطول میانجامد و تمام موجودات اهریمنی و گناهکاران در آن فنا میشوند. در پایان نیز گودالی به بزرگی دنیا ایجاد میشود و اهریمن به درون آن سقوط میکند و سنگی به بزرگی تمام دنیا بر در آن میگذارند و بدین گونه دوران وجود تاریکی به پایان میرسد.[۴۷] به دنبال آن پارههای نور محبوس رها شده همگی پیکره ایزدی که نامش واپسین ایزد است را به خود میگیرند و به سوی بهشت نو رفته و از آنجا راهی بهشت روشنی که قلمرو شهریاری پدر روشنایی است رهسپار میگردند و بدین ترتیب روند جدایی همیشگی نور و ظلمت کامل میشود.[۴۸]
[ویرایش] تعلیمات و آموزههای دینی
دین مانوی از آنجایی که دینی ترکیبی از چند مذهب و عقیده مختلف زرتشتی, گنوسی, مسیحی, مندایی و بودایی پدید آمدهبود ریشه و ماهیت تعلمیاتش نیز به این عقاید باز میگشت.[۴۹] در دین مانوی که دینی عرفانی و مبتنی بر ریاضت نفس بود تمام جنبههای لازم یک دین که اساطیر و سنتها و آداب و تبیینهای کلامی را شامل میشود درنظر گرفته شدهبود و از اینرو این دین که سودای جهانی شدن در سر داشت بسرعت در جوامع مختلف دنیای متمدن آن زمان رشد یافت. بسیاری از این تعلیمات ریشه گنوسی دارند که مانی دیناور خود زمانی در میان آنها به عبادت مشغول بود.[۵۰]
[ویرایش] جهانبینی مانوی
مانی بر این عقیده بود که هستی بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد. همچنین پیروان این آیین باور داشتند که در نهایت روشنایی (خوبی) است که چیره خواهد شد و همه جا را فرا خواهد گرفت.[۵۱] بنابر گزارش مردان فرخ اوهرمزدادان در کتاب شکند گمانیک ویچار، مانی جهان مادی را آفریدهٔ اهریمن و جهان معنوی و روحانی را آفریدهٔ خدای روشنایی یا همان زروان میدانست. از این رو همیشه کشمکش میان جسم و ماده وجود دارد. مانی راه نجات را افزایش معرفت و شناخت و خودآگاهی میدانست و براین باور بود که به این وسیله بشر به گمراهی خود در شناخت واقعی که بر اثر پیوستگی با ماده به او دست داده آگاه شده و میتواند پس از مرگ به سرای جاودانهٔ نور -که همان بهشت روشنی است- بشتابد. او روح و آرامش حاکم بر بهشت جاودان را نیروانا مینامید.[۵۲] در عقاید مانوی روح در اسارت ماده وجود دارد و رگهها و آثار نور الهی را در تمامی پدیدها ی طبیعت میتوان یافت و با پایان جهان این انوار آزاد و به ذات اصلی خود که سرزمین روشنایی است باز خواهند گشت. خدای بزرگ همان خدای روشنایی است که زروان نام دارد و پنج تجلی اصلی او عبارتند از:عقل, فهم, هوش, تفکر, تامل. انسان میبایست به پارههای نور خود توجه کرده و با پرهیز از هرچه به جسم مربوط میشود روح خود که حاوی نورالهی است را از درون بدن آزاد نماید. بنظر میرسد که این گونه تفکر حاصل معاشرت مانی با هندیان در زمان پیش از آغاز رسالتش است که به هندوستان سفر کرده بود. این طرز تفکر میان برهمنان نیز وجود دارد.[۵۳]
[ویرایش] احکام و آداب
|
|
| برگرفته از کتاب زبور مانی مزمور ۲۲۴ سرودی در ستایش عید بما[۵۴]. |
کیش مانوی ایذا و آزار جانداران، خاموش نمودن و آلودن آتش، تخریب منابع گیاهی و آلودن آب را ناپسند میشمرد. بر طبق عقاید مانویان، داشتن برده و کنیز و غلام مجاز نبوده و اصول دهگانهای را برای نجات خود قائل بودند که عبارت بود از ایمان به خدا و بزرگیهای چهارگانهاش (روشنایی و قدرت خداوندیاش و دانش و پاکیاش)، دوستی، بردباری، عقل، راستی، آشتی، شادی، مهربانی، خوش اخلاقی، پاکدامنی و عفت.[۵۵] نیوشاگان با اینکه رده پایین بودند و سختگیریهای ردههای بالاتر بر آنها نبود اما میبایست از عواملی مانند بت پرستی، دروغ، زنا، بخل، کشتن، دزدی و سحر و جادو پرهیز نموده و اعمال مهم مذهبی مانند نماز و روزه و صدقه را بجای آورند.[۵۶] مانویها چهار نماز روزانه داشتند که دو بار در روز رو به خورشید و دوبار در شب رو به ماه گزارده میشد. آنها میبایست با آب مسح میکردند. دو نوع روزه داشتند که یکی از آنها دو روز کامل و دیگری از صبح تا غروب بود و زمانش بر اساس شواهد نجومی تعیین میگشت.مانستانهای مانوی پنج تالار داشت که یک تالار مربوط به روزهداران و دعاهای ایشان بود.[۵۷] آنها عیدی نیز داشتند که در روز پایانی ماه روزه برگزار میشد. در روز عید، مردم تصویر مانی را در دست گرفته و به گناهان خود اعتراف میکردند و یک تخت یا کرسی برای مانی خالی میگذاشتند. این عید را «بما» مینامیدند.[۵۸] زنان مانوی پارچه سیاه بر سر میگذاشتند و با مردان دست میدادند. مشت گرهکرده را نشانه اتحاد دانسته و بوسیدن یکدیگر را رمز همدلی تلقی میکردند. روش دفن مردههایشان هم با جامعه زرتشتی ایران متفاوت بود و مردگان خود را برهنه در خاک میگذاردند.[۵۹]
[ویرایش] مراتب و ردههای دینی
پیروان مانی همگی در یک سطح نبودند و ردهها و مراتب خود را داشتند. رهبری جامعه مانوی جهان دست رهبری بود که مقام اول را داشت و جانشین مانی محسوب میشد. مقر اصلی رهبر در بابل بود. در دوره عباسیان این مرکزیت به آسیای میانه منتقل شدهبود. ابن ندیم در الفهرست آورده که: در زمان ما ریاست به سمرقند منتقل شدهاست.[۶۰] از آنجا که کمک به جهان مادی که ماهیتی اهریمنی داشت مذموم و ناپسند بود ازدواج چندان سفارش نشدهبود، به این نحو که مانویان رده بالا اجازه زناشویی نداشتند اما برای مانویان عادی مانعی نداشت. مانویان بر اساس علم و زهد و پرهیزگاری به پنج درجه تقسیم میشدند:[۶۱]
- ۱-آموزگاران: بالاترین ردهٔ دینی بودند و در هرزمان بیش از دوازده نفر نمیشدند.
- ۲-ایسپسگان: در هرزمان ۷۲ نفر بودند.
- ۳-مهستگان: در هر دوره ۳۶۰ نفر از آنان وجود داشت.
- ۴-گزیدگان: که به خواص مانوی نیز مشهورند و گاهی نام صدیقان به آنها اطلاق شدهاست.
- ۵-نیوشایان: مستمعین و شنوندگانی بودند که آموزهها را نیوش میکردند. احتمالا نام عرفانی سماع نیز از همین ریشهاست.[۶۲] در متون اسلامی آنها را سماعون نامیدهاند.
کسی که مانوی میشد میبایست آزمون جدال با هواهای نفسانی را موفق بگذراند و در آن صورت از ابتدا بصورت گزیده شناخته میشد. اگر در این آزمون ترک علائق نفسانی شکست میخورد اما باز هم دوستدار آیین مانوی میبود در ردهٔ نیوشایان قرار میگرفت.[۶۳]
[ویرایش] زندگی پس از مرگ
در کیش مانوی صحبت چندانی از نظام جزا و پاداش نمیشود. باورهای آنان بر این استوار است که اصل نور از اصل ظلمت جداست و کسی سزاوار رسیدن به نور و سرزمین روشنایی است که از بدیها منزه شدهباشد. از این رو انوار پاک و روح انسانهای معتقد به دین که در رده دینی برگزیدگان و یا بالاتر بوده و سختیها و مشقتهای زندگی پرهیزگارانه را تحمل کرده باشند توسط فرشتهای که از جانب هرمزدبغ آمده به سوی بهشت نو و از آنجا به سوی منشا ابدی نور که همان جایگاه زروان است رهسپار میشود.[۶۴] افرادی که معتقد به دین مانوی هستند ولی تاب تمامی ریاضت هارا نداشته و هنوز بطور کامل دل از لذات و دلبستگیهای دنیوی نگسستهاند در رده دینی نیوشایان قرار میگیرند.[۶۵] نیوشایان بدلیل اینکه هنوز دارای ناپاکیهای دنیوی هستند و دلبستگی دارند پس از مرگ با یک فرشته و یک دیو مواجه میشوند. او جانب فرشته را میگیرد و فرشته در یک کشمکش اورا از دست دیوان نجات میدهد. با اینحال فرد نیوشاگ هنوز شایستگی ورود به بهشت روشنایی را ندارد و برای همین باید در دنیا بماند چندان تا پاک شود و مجدد به جهان بازگردانده میشود و در جسمی دیگر حلول میکند و این پدیده را تناسخ میگویند و در مانوی این تناسخ را درناک و رنجآور دانسته و در اصطلاح سمسارا مینامیدند.[۶۶] روان افرادی که در دین مانوی نباشند خوب یا بد همگی به سرزمین ظلمات یا همان دوزخ مانوی افتاده و از رسیدن به سرزمین روشنایی محروم میشوند.[۶۷]
[ویرایش] فرقههای مانوی
دین مانوی به دلیل پراکندگی و وسعت حوزه تحت پوشش خود و نیز به این دلیل که تقریبا هیچگاه دین رسمی نبوده و بجز یک دوره کوتاه در زمان شاپور یکم و هرمز یکم ساسانی از حمایتی برخوردار نبوده[۶۸] و از جهتی همیشه تحت شدیدترین حملات قرار داشته بتدریج دارای فرقههای متعدد و جداگانهای شد که نتیجه فقدان رهبر دینی مانوی در قرون وسطی که بتواند پیام خود را به تمام مانویان برساند را نشان میداد.[۶۹]
در ایران فرقههای متعددی از این دین بیرون آمد که مهمترین آنها مذهب مزدکی و مذهب دیناوری بود. هر دوی این مذاهب را شاخههایی مانوی میدانند ضمن اینکه تاثیر مانوی بر فرقهٔ خرمدینان کاملا آشکار است که برخی آنرا شاخهای از مزدک گرایی و برخی شاخهای از آیین مانوی میدانند[۷۰]. اصطلاح زندیق تا مدتها در ایران باقیماند چنانکه امروز نیز بکار میرود و بهترین دستاویز برای مقابله با اندیشههای نوین بود. همچنین دستهای بنام دیناوریها پیش از دین آوران بهآفریدی در ایران زندگی میکردند. این فرقه که مانویان شرق ایران بودند به رهبری شخصی بنام شاد اوهرمزد جدایی خود را از مانویگری بابلی بیان و اعلام استقلال نمودند.[۷۱]
در اروپا نیز با تغییر شرایط, مانویها تغییر نام دادند و مدتها در مناطق مختلف اروپا باقیماندند[۷۲]. از فرقههای مانوی باقیمانده در اروپا میتوان به فرقه بوگومیلها که ملحدین بلغاری سده دوازدهم میلادی بودند اشاره نمود که مذهبی مانوی داشتند.[۷۳] آنها خود نیز مذهبشان را از کاتارها عاریت گرفته بودند.کاتارها و آلبیژواها دو فرقه مهم مانوی بودند که تا سده دوازدهم میلادی در جنوب فرانسه پیروان بیشماری داشتند اما بدلیل حملات پاپ و کلیسای روم و نیز جنگهای داخلی فرانسه رفته رفته منزوی شده و احتمالا در سدههای بعدی ناپدید گشتند.[۷۴] از دیگر فرقههای مانوی میتوان به مذهب پولیسیانها اشاره نمود که گرایشی مانوی اما در ظاهر مسیحی داشتند. این فرقه از سده هفتم میلادی توسط ارمنیان بنیانگذاری شد, بنظر میرسد تا زمان امپراتوری عثمانی و اوایل سده هجدهم در این سرزمین هنوز دارای پیروان بودهاست. در آن زمان پولیسیانها به اتریش متواری شده و در آن منطقه نام و نشانشان از میان رفت.[۷۵]
[ویرایش] هنر و ادبیات مانوی
مانویان در ثبت و نوشتن آثار دینی خود بسیار فعال بودند. آغاز کتابت میان مانویان با خود شخص مانی آغاز شد. او خط مانوی را بر اساس الفبای تدمری اقتباس کرد که خود آن نیز از خط آرامی گرفته شدهبود.[۷۶] مانی آثار خودرا به دو زبان فارسی میانه و سریانی به رشته تحریر درآورد.مار امو که از شاگردان باسواد و دبیر او بود نوشتن آثار مانوی به زبان پارتی را آغاز کرد.[۷۷] زبان سغدی نیز با خط سغدی و مانوی و اویغوری با خط خاص خود برای نوشتن آثار مانوی بکار رفتند. در مصر آثار مانوی به زبان قبطی پدید آمد و در تمام مدت سیر دین مانوی زبان فارسی میانه نیز که زبان کتاب دینی خود مانی هم بود بعنوان یکی از زبانهای مورد استفاده مانویان در کتابت جایگاه ویژهای داشت. عمدهٔ آثار آنها به زبانهای سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، ترکی اویغوری، سغدی، چینی و زبان قبطی نوشته شده است.[۷۸] در این میان سرودهها و اشعار و داستان کوتاه نمادین نیز در آسیای میانه به نگارش درآمده است[۷۹]. اکثر این آثار در آسیای میانه بدست آمدهاست و در کل مجموعه آثاری که از مانویان تا به امروز بجای مانده بیش از هفت هزار نوشته مختلف میباشد[۸۰]. نخستین نمونههای شعر سپید را به مانویان نسبت دادهاند[۸۱]. از میان آثار مهم مانوی که در ویرانههای تورفان یا مصر کشف شدند میتوان به شاپورگان فارسی, زبور مانی قبطی, کفالایا و رازان سریانی اشاره نمود. همچنین آثار پراکنده بیشماری هم به زبانهای پارتی, سغدی و اویغوری بدست آمده که بیشتر ترجمه متون سریانی و فارسی میانه هستند یا اینکه سرود میباشند.[۸۲]
موسیقی نقاشی و خط خوش میان مانویان بسیار رایج و پسندیده بود. وجود اشعار هجایی در آثار مانوی ترفان نشان میدهد که متون مذهبی و عبادی مانوی به سرود و بصورت ترانه خوانده میشده است.[۸۳] حاشیه نگاری کتابهایی که بر روی چرم نوشته میشد در میان مانویان امری رایج بوده و بهمین جهت آنان به نگارگری نیز در ایران شهره بودند. از آثار مانوی بجز نوشتههای مانی میتوان به اسناد بدست آمده از تورفان چین و کتاب خوستووانیفت و ترجمهٔ اویغوری آن و نیز برخی آثار قبطی بدست آمده در مصر اشاره کرد.[۸۴] هنر مانویان در نقاشی و نگارگری بر روی صفحات کتاب موجب شکل گیری هنر تذهیب در دوران اسلامی گردید. به نحوی که تذهیب قرآن را متاثر از علاقه مانویان به حاشیهنگاری کتابهای دینی خود دانستهاند که گاهی با طلا و نقره همراه بودهاست[۸۵]. از آنجایی که مانی پیامبر خود اهل صنعت و هنر بوده و در ادبیات ایران نیز به همین شهره گشته مانویان نیز به تبعیت پیامبر خود در این راستا بسیار فعال بودند.[۸۶] اینان هنرهای زیادی همچون موسیقی, نقاشی, تذهیب, خوشنویسی را گونهای عبادت برشمرده و ضمن آن میکوشیدند تا نور محبوس در ماده را آزاد و عروج روشنایی به سرزمین اصلی خود را در خلال آفرینش گوناگون آثار هنری عرضه نمایند[۸۷].
[ویرایش] نمونهای از اشعار مانویان
- خسته مشو ای خرد
- تن در مده ای عشق
- بیا گرد آییم
- و او را دریابیم
- که پنهان از نظرهاست
- که خموش است و سخن میگوید
- دو گوهر کز آغاز بودهاند
- آن مغاک
- و او کز بلندا
- درخشنده است
- ظلمت فراز رفته
- نور اما هبوط کردهاست
- خسته مشو ای خرد
- تن در مده ای عشق
- مرگ چشنده زندگی ست
- زندگی چشنده مرگ
- آوردگاه وحشت گسترده است
- خسته مشو ای خرد
- تن در مده ای عشق
- چه بشکوه این عشق
- چه بشکوه این خرد
- عشق واره شد
- خرد در جست و جویش
[ویرایش] عرفان مانوی و تاثیر آن بر تصوف اسلامی
مذهب مانوی مذهبی مبتنی بر عرفان و تهذیب نفس است[۸۸]. خود مانی که در میانرودان در میان فرقههای مندایی و گنوسی پرورش یافته بود به مذهب مغتسله باور داشت و غسل کردن و پاکی تن را برای عبادت اصل اول میدانست اما ناگهان این مذهب را ترک گفت و با بیان اینکه به پاکیزگی روان بیش از پاکیزگی تن نیاز است اصطلاح آب زنده را مطرح کرد که آبی مینوی و الهی بود و روح و روان را پاک مینمود[۸۹]. در نظر مانویان تطهیر تنها از راه معرفت و پاکدامنی و محبت امکانپذیر میشد. از دیگر نشانهای عرفانی اصطلاح «زنده» میباشد که بیش از ادیان دیگر در مانوی گری کاربرد دارد. عارف و شناسا شدن مبین زنده بودن روح و نور دربند آدمی است و از این رو برای رهایی از ظلمت به دانش و معرفت نیاز مبرم وجود دارد. انسان ترکیب از جسم و روح است و روح انسان, در بند و اسارت جسم قرار دارد و با تقویت نور و بیدار نگهداشتن آن در زمان مرگ گوهر پاکیزه را میتوان به عالم علوی و سرمین روشنایی رساند[۹۰]. عرفان مانوی دنیا را دیر مکافات و سرای بدی میپندارد و هرچه زودتر رخت بستن از جهان را آرزومند است. عرفان مانوی تاثیرات عمیقی بر عرفان اسلامی گذاشت[۹۱]. پرهیز از گوشت و لذات گمراه کننده جسمانی, بی علاقه بودن به کار و آبادسازی جهان, بی ارزشی جهان مادی, اسارت روح در جسم و جهان, پیوستن روح به عالم علوی از راه تهذیب نفس از تاثیرات ویژه آیین مانی بر عرفان اسلامی و تصوف دانسته شدهاند. بسیاری از اعمال صوفیانه ریشه در آئین مانوی دارد[۹۲]. دلیل این ارتباط از دوران باستان به قرون اخیر از این است که در زمان گسترش عرفان اسلامی شمار زیادی از دانشمندان و کاتبان ایرانی یا حتی مانویتبار بودند مانند ابن مقفع و بسیاری از عرفای خراسان و ماوراءالنهر در محیطی رشد یافته بودند که بشدت تحت تاثیر مذهب مانوی بود[۹۳]. وجود گنوسیان در بابل و مانویان خوزستان و نیز قبطیها و مصریان مسلمان شده که به نوعی همگی درگیر آرای مانویان در سرزمینهای خود بودند عامل اصلی نفوذ صریح باورها و آداب مانوی به درون عرفان اسلامی شد[۹۴]. برخی از عرفای مسلمان به اتهام زندقه و مانویت تکفیر و کشته شدند مانند شهاب الدین سهروردی و حسین منصور حلاج. آثار ابن مقفع نیز در این گذار بی سهم نبودهاست[۹۵]. از مهمترین تاثیرات مانویت بر عرفان اسلامی میتوان به مفاهیمی اشاره کرد که خاص مانویگری بوده و در دین حجاز ارزش شمرده نمیشدند اما عارفان و صوفیان اسلامی بویژه عجم آنها را به دامنه اعمال خود وارد نمودند مانند گرسنگی دادن به خود و روزهها و نمازهای طولانی, پرهیز از کار و شغل و پیشه و مذموم دانستن کار دنیا که در سنت اسلامی پسندیده نیست[۹۶].. و نیز تجرد و دوری از ازدواج میان عرفای اسلامی درصورتی است که در دین مانوی ازدواج مذموم بوده و دین اسلام برعکس بکلی انسانها را به ازدواج ترغیب میکند[۹۷].
[ویرایش] تاریخچه پژوهش و شناخت دین مانوی
تاپیش از سده بیستم بیشتر اصلاعات و آگاهی ما از مانویت مبتنی بر گزارشهای مورخین و نویسندگان متقدم اسلامی, مسیحی و زرتشتی بود که از آنجا که دین مانوی گونهای از بدعت و الحاد تلقی میشد مطالب عمدتا جانبدارانه و در مذمت مانویگری ترتیب دادهشدهبودند.[۹۸] در اوایل قرن پیشین شماری از آثار مانویان از میان شنهای انبوه واحه تورفان چین بیرون کشیدهشد و بهمراه آثار دیگری که در آسیای میانه بدست آمد تصویر جدیدی از دین مانوی که البته با گزارشهای قبلی چندان هم بیگانه نبود بدست پژوهشگران افتاد. این آثار که به خطوط سغدی, پهلوی, خط اویغوری و مانوی و سریانی نوشته شدهبودند بسیاری از حقایق دینی مانویان را روشن کرد و بهمین اندازه از اهمیت چند اثر سرود وار قبطی در ستایش مانی و پدربزرگی در مصر به خط و زبان قبطی نیز بدست آمد که نشان میدهد دین مانوی از چه نظام یکپارچه و گستردهای میان هواداران خود برخوردار بودهاست. عمده آثار قبطی بدست آمده به کتاب زبور مانی مربوط میشود.[۹۹]
مهمترین آثار سنتی مطالعه مانویگری را میتوان کتاب اعترافات سنت آگوستین دانست.[۱۰۰] این قدیس رومی اگرچه خود بمدت نه سال مانوی بوده اما بدنبال توبه باز به مسیحیت میگرود و در کتابش اگرچه مملو از حمله به مانویان میباشد اما اطلاعات جالبی از دین مانوی بدست میدهد.[۱۰۱] دیگر نویسندگان مسیحی نیز همین رویه سنت آگوستین را در قبال مانویان درپی گرفتند که با اعلام الحاد و تکفیر مانویان از سوی کلیسای کاتولیک و مبارزه با آنان این رسالات و کتابها در مذمت ایشان نوشته شد.[۱۰۲] همچنین پولس ایرانی در رسالات خود بشدت به مانویان میتاخت. دیگر دانشمند مسیحی اسکندر اسیوطی در مصر مقالات تندی بر ضد مانویان منتشر مینمود که بسیاری از آثار اینها دستمایه شناخت و بررسی ماهیت آئین مانوی تا پیش از قرن بیستم محسوب میشدند.[۱۰۳]
در دوره ساسانیان نیز بدنبال اعدام مانی در خوزستان به تحریک کرتیر مانویان به شرق بلاد ساسانی گریختند.[۱۰۴] اگرچه عدهای در خوزستان و آذربایجان همچنان سنتهای خود را حفظ میکردند آثار خود را نیز به شرق بردند. در دوره ساسانی و حتی پس از آن زرتشتیان در مذمت و نکوهش مانویان آثاری خلق کردند و در بسیاری از آثار خود از مانی و عقاید مانویان نیز سخن راندند. یکی از بهترین این مراجع زرتشتی مردان فرخ اوهرمزداتان موبد قرن هشتم میلادی است که در کتاب شکند گمانیک وزار در یک فصل به توضیح عقاید مانویان پرداخته و یک یک آنان را بدنبال آن رد کردهاست.[۱۰۵] همچنین در کتاب پهلوی دینکرد است که نویسنده زرتشتی آن بنام آذرفرنبغ فرخزادان در آن گزارشهایی از عقاید مانویان آنگونه که خود میدیده ارائه کردهاست.[۱۰۶]
در دوران اسلامی مانویان با عنوان زندیق شناخته میشدند[۱۰۷] و کشتن آنها نیز در دوره خلافت عباسیان سفارش شدهبود.[۱۰۸] چند مورد از بزرگترین کشته شدگان مانوی آغاز اسلام را میتوان نام برد که شامل ابن مقفع, افشین, صالح بن عبدالقدوس, محمد بن سعید بن حسانو حسین منصور حلاج و ابن ابی العوجا میباشد که همگی به اتهام زندقه و مانویگری کشته شدند.[۱۰۹] در این دوره با وجود نابود شدن جوامع مانوی در بسیاری مناطق نویسندگان مسلمان بیش از پیشینیان به بررسی و بیان آراء مانویان پرداختند و کتابهای بسیاری درباره آنها نوشته شد که تقریبا همگی در مذمت مانویه بود.[۱۱۰] از بزرگترین نویسندگانی که به دین مانوی پرداختند میتوان به مسعودی, ابن ندیم, ابوریحان بیرونی, شهرستانی را میتوان نام برد که بیرونی و ابن ندیم نویسنده کتاب الفهرست مطالب مفیدتری در اختیار پژوهشگران قرار دادند و از تعصب کمتری نیز برخوردار بودهاند.[۱۱۱]
تا سال ۱۹۰۴ میلادی تنها منابع شناخت دین مانوی همین آثار متعددی بودند که از سوی مخالفان مانویت تالیف شده بودند. در این سال گروهی از باستان شناسان برای یافتن حقیقت ویرانههای باستانی تورفان راهی چین شدند. بدنبال کاوشهای علمی این افراد از دورن مغارهای که ورودی آن برای مدت ده قرن بسته شده بود آثار قدیمی مانوی بر روی برگها و کاغذها و صفحات چرمی بیرون کشیده شد.[۱۱۲] این یافتهها که در ابتدا مشخص نبود به چه زبان و خطی نوشته شده و به چه دورهای تعلق دارد به موزهها و موسسات تحقیقاتی در لندن و برلین آلمان و سنت پترزبورگ روسیه منتقل شد.[۱۱۳] دانشمندان بزرگ زبانشناس مانند مولر در آلمان و زالمان در روسیه کار بر روی آنها را آغاز کردند. مولر بدون اینکه بداند اوراق پیش رویش به زبان پارتی نوشته شدهاند موفق شد آنهارا ترجمه و تکمیل نماید. در همین تحقیقات زبان از یاد رفته سغدی مجدد زنده شد و زمینه و امکان شناخت این زبان از دست رفته پدید آمد. حدود سی سال بعد والتر هنینگ ایرانشناس نامی آثار ترجمه شده را در آلمان منتشر کرد.مری بویس نیز آثار نوشته شده به زبانهای ایرانی را بهمراه کلید آن به چاپ رساند. در همان دوره کارل اشمیت به کشف بزرگ دیگری نائل شد و دستنوشتههای قبطی مانوی را در مصر کشف و ترجمه نمود.[۱۱۴] مجموعه فراوان آثار ترجمه شده واقعیت و ماهیت اصلی آئین و باورهای مانوی را تاحد زیادی روشن ساخت.[۱۱۵]
از بزرگترین مانویشناسان جهان میتوان به مری بویس و والتر هنینگ و ابوالقاسم اسماعیلپور اشاره نمود.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پانویس
- ↑ راه توده ـ قیامهای مردمی در ایران و نقش آفرینی مذهب در آنها
- ↑ دانشنامهٔ کاتولیک
- ↑ Manicheanism. انگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ Judelson, Catherine.. A dictionary for believers and nonbelievers. چاپ ۱. Moscow: Progress Publishers، ۱۹۸۹. ۳۳۰. شابک ۵۰۱۰۰۰۴۵۵۰.
- ↑ دانشنامه کاتولیک Manichaeism. انگلیسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ پورتال علوم انسانی میراث ایران باستان در روشنایی نامه ناصر خسروفارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ آیدین آغداشلو. به نقل از خبرآنلاین تنها قومی که پیامبر نقاش داشتند. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ «جلال افشار: مانی چنین بود» (فارسی). دوهفتهنامه الکترونیک شرقیان. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «معرفی مفاخر ایران - مانی و مزدک» (فارسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «مانی «پیامبر» ۲۱۵ تا ۲۷۶ میلادی» (فارسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ دینهای ایران باستان، دکتر مهری باقری، نشر قطره صفحه ۹۶
- ↑ «ALCHASAI» (انگلیسی). دانشنامه ایرانیکا. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ ایران باستان. صفحه ۲۹
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ در شناخت آیین مانی. ص۱۳۶
- ↑ م. موله. ایران باستان. ص۲۹
- ↑ «Manichaeism in Mesopotamia and the Roman East» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism and true Christianity» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). Christian Mystery Schools, Cults, Heresies. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه ۸۱
- ↑ پایگاه اینترنتی باشگاه [۱]. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). I.J.S Taraporewalla:Iran chamber society. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «3rd Century Timeline: 201 to 300» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ A. Adam, Das Fortwirken des Manichäismus bei Augustin. In: ZKG (69) 1958, S. 1–25
- ↑ تاریخ و تمدن جهان باستان مانویان. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ «فلسفه مانوی» (فارسی). مردمسالاری. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «معبد مانوی» (فارسی). سایت اخبار زرتشتیان. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ باشگاه اندیشه ترکها در عرصه تاریخ. فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ درشناخت آیین مانی. صفحه ۴۹
- ↑ «متون دینی آیین مانی» (فارسی). پایگاه طهوردانش. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه ۷۹
- ↑ «درباره کتاب اسطوره آفرینش در آیین مانی» (فارسی). ابوالقاسم اسماعیلپور. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «اسطورهٔ پایان جهان، اسطورهٔ زروان» (فارسی). ابوالقاسم اسماعیلپور. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه ۷۹
- ↑ «فلسفه مانوی» (فارسی). مردمسالاری. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ ایران از آغاز تا اسلام. صفحه۳۵۶
- ↑ «فلسفه مانوی» (فارسی). مردمسالاری. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «امشاسپندان» (فارسی). پژوهشکده باقرالعلوم. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «اسطورهٔ آفرینش در دین مانی» (فارسی). آذرگشنسب. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ زبور مانوی. ص۱۶
- ↑ اسطوره آفرینش در آیین مانی. صفحه ۱۱۱
- ↑ اسطوره آفرینش در آیین مانی. صفحه۶۴
- ↑ «اسطورهٔ آفرینش در دین مانی» (فارسی). آذرگشنسب. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ اسطورهٔ آفرینش در آِیین مانی. ص ۶۲ تا ۶۵
- ↑ زبور مانوی. صفحه ۹۷
- ↑ در شناخت آئین مانی. صفحه ۱۶۵
- ↑ اسطوره آفرینش در آئین مانی. صفحه ۱۲۰
- ↑ «Unit of Study: RLST2612 - Dualism: Zoroaster, Gnosis & Manichaeism» (انگلیسی). دانشگاه سیدنی. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaean Writings» (انگلیسی). Gnosis scociety library. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «ثنویت گرایی ذهنی در ایران» (فارسی). پورتال علوم انسانی. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ دینهای ایران باستان. ص۱۱۰
- ↑ زبور مانوی. صفحه۴۵
- ↑ تاریخما:تاریخ تمدن جهان باستان مانویان. فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ دانشنامه طهور«نگاهی به عقاید و متون دینی آیین مانی »فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ روزه در ادیان. فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ دانشنامه بریتانیکا«Bema (Manichaean Festival)». انگلیسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ سایت طهوردانش«احکام مذهبی و اصول اخلاقی، اجتماعی دین مانی »فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ دینهای ایران باستان. ص.۱۰۲
- ↑ G. Haloun and W. B. Henning, “The Compendium of the Doctrines and Styles of the Teaching of Mani, the Buddha of Light,” Asia Major, 1952, p. 184-212, p. 195
- ↑ دینهای ایران باستان، دکترمهری باقری، نشرقطره، صفحه ۱۰۳
- ↑ کتابخانه طهور نگاهی به عقاید و متون دینی آیین مانی. فارسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ آیین مانی:برگزیدگان و توده مومنین. فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ فرید شولیزاده, وبگاه نشریه مردمسالاری «فلسفه مانوی» فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی «سرنوشت انسان پس از مرگ». فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه۸۰
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه ۷۸
- ↑ «حیات سیاسی مانویان در قرنهای نخستین اسلامی» (فارسی). پرتال جامع علوم انسانی. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ پایگاه اینترنتی حوزه LanguageID=1&BookArticleID=23710 آیین مزدکی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ راهنمای زبان پارتی. صفحه۲۴
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Facts about Bogomil» (انگلیسی). دانشنامه بریتانیکا. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism: Saint Augustine» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «Paulicians» (انگلیسی). CATHOLIC ENCYCLOPEDIA. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. صفحه ۷۷
- ↑ MANICHAEISM IN CENTRAL ASIA AND CHINAانگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ «برگی از نوشتههای مانوی به خط سغدی» (فارسی). بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «ادبیات مانوی» (فارسی). وبسایت دکتر اسماعیل پور. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «گزارش بی. بی. سی از سخنرانی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور درباره ادبیات مانوی» (فارسی). پایگاه خبری-تحلیلی مازندران. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ وبسیایت تبیان.«ادبیات مانوی و نخستین اشعار سپید در ایران باستان». فارسی. بازدید در ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ «تورفان» (فارسی). دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ دینهای ایران باستان. ص.۱۱۰
- ↑ «ادبیات مانی» (فارسی). رادیو بیبیسی. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «تذهیب قرآن: هنر آراستن قرآن با نقش و نگارهایی از آب طلا و رنگهای دیگر» (فارسی). دانشنامه موضوعی قرآن. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ «کتاب ارژنگ» (فارسی). سایت آذرگشنسب. بازبینیشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۱.
- ↑ دانشنامه رشد «هنر مانوی». فارسی. بازدید در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ Persian Gnosticism. انگلیسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ شرح حال و سرگذشت مانی فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ پورتال علوم انسانی میراث ایران باستان در روشنایی نامه ناصر خسرو فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ اسطوره آفرینش در آیین مانی. ص۲۳-۲۶
- ↑ مجید تهرانیان the relation between Buddhism and Sufism. انگلیسی. بازدید در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ نقش مانویت در تکوین برخی فرقههای اسلامی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ اسطوره آفرینش در آئین مانی. ص۳۸
- ↑ وبسایت انقلاب آزار و قتل اندیشمندان توسط فقها و مسلمانان بنیادگرافارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ در شناخت آئین مانوی. ص۱۳۵تا۱۳۹
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. تصوف و ایران باستانی. فارسی. بازدید در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱
- ↑ در شناخت آئین مانی. ص۴۲
- ↑ «زبور مانوی» (فارسی). خبرگزاری مهر. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Mani and Manichaeism» (انگلیسی). مهرک گلستانی، کانون پژوهشهای ایران باستان. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «St. Augustine» (انگلیسی). religionfacts.com. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Manichaeism» (انگلیسی). دانشنامه بریتانیکا. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «ANTI-MANICHAEAN WRITERS» (انگلیسی). دانشنامه کاتولیک. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ ایران از آغاز تا اسلام. ص.۳۵۸
- ↑ «بررسی و نقد کتاب زبان پهلوی ادبیات و دستور آن» (فارسی). ایرج وامقی، پایگاه معرفی استاد احمد تفضلی و آثار او. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «متون دینی آئین مانی» (فارسی). طهور دانش. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «پیشینه و پیدایش زندقه در تاریخ اسلام» (فارسی). کتابخانه طهور. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کتاب آرائی در ایران» (فارسی). اکبر تجویدی. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «آزار و قتل اندیشمندان توسط فقها و مسلمانان بنیادگرا» (فارسی). پایگاه اینترنتی انقلاب. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Aspects of anti-Manichaeism» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «حیات فکری مانویان در قرون نخستین اسلامی» (فارسی). باشگاه اندیشه. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ تاریخ تمدن ایران ساسانی. سعید نفیسی. صفحه ۷۵
- ↑ «Zentrum Grundlagenforschung Alte Welt» (آلمانی). bbaw.de. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Mani (216-276/7) and his ‘biography’: the Codex Manichaicus Coloniensis» (انگلیسی). ritmanlibrary.nl. بازبینیشده در ۲۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ در شناخت آئین مانی. دکتر امید بهبهانی. صفحه ۴۱ تا۶۰
[ویرایش] منابع
- اسماعیلپور، ابوالقاسم. اسطوره آفرینش در آیین مانی. چاپ سوم. تهران: کاروان، ۱۳۸۵. ISBN 964-7033-32-X.
- بهبهانی، امید. در شناخت آیین مانی. چاپ اول. تهران: بندهش، ۱۳۸۴. ISBN 964-93534-4-5.
- باقری، مهری. دینهای ایران باستان. چاپ دوم. تهران: بندهش، ۱۳۸۶. ISBN 964-341-590-2.
- موله، م.. ایران باستان. ترجمهٔ آموزگار، ژاله. چاپ ششم. تهران: توس، ۱۳۸۶. ISBN 964-315-261-1.
- نفیسی، سعید. تاریخ تمدن ایران ساسانی. چاپ اول. تهران: پارسه، ۱۳۸۸. ISBN 978-600-5026-62-7.
- گریشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمهٔ دکتر محمد معین. چاپ دوم. تهران: نگاه، ۱۳۸۸. ISBN 964-351-311-6.
- رضایی باغ بیدی، حسن. راهنمای زبان پارتی. چاپ اول. تهران: ققنوس، ۱۳۸۵. ISBN 964-311-521-6.
- آلبری، سی. آر. سی. زبور مانوی. ترجمهٔ اسماعیل پور، ابوالقاسم. چاپ نخست. تهران: اسطوره، ۱۳۷۵. ISBN 964-94501-2-4.
[ویرایش] پیوند به بیرون
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ دین مانوی موجود است. |
|
|||||