مایکل جکسون
| مایکل جکسون MICHAEL JACKSON |
|
|---|---|
مایکل جکسون در حال اجرای آهنگ «میخوای چیزی رو شروع کنی» در تور جهانی بد؛ سال ۱۹۸۸. |
|
| زادروز | ۲۹ اوت ۱۹۵۸ ۷ شهریور ۱۳۳۷ گری، ایندیانا، آمریکا |
| درگذشت | ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ۴ تیر ۱۳۸۸ (۵۰ سال) لسآنجلس، کالیفرنیا، آمریکا |
| علت مرگ | سکته قلبی بر اثر تزریق بالای داروی بیهوشی پروپوفول |
| آرامگاه | غرب لسآنجلس و در گورستان «فارست لاون» |
| محل زندگی | مزرعه نورلند واقع در سنتا باربارا، کالیفرنیا (۱۹۸۸ تا ۲۰۰۵) |
| ملیت | |
| نژاد | آمریکایی آفریقاییتبار |
| پیشه | موسیقیدان، بازرگان، خواننده، ترانهسرا، آهنگساز، رقصنده، طراح رقص، بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش، سرگرمیساز، کارآفرین، نیکوکار، فعال حقوق بشر، تنظیم کننده، تاجر |
| سالهای فعالیت | ۱۹۶۴-۱۹۸۴ (گروه جکسون ۵) ۱۹۷۱-۲۰۰۹ (تکخوان) |
| سبک | پاپ، آر اند بی، راک، سول، الکترونیک، دنس، فانک و... |
| قد | ۱۷۵ سانتیمتر |
| وزن | ۶۱٫۷ کیلوگرم در هنگام مرگ |
| لقب | سلطان پاپ |
| دین | مسیحی |
| مذهب | شاهدان یهوه |
| همسر | لیزا پریسلی (۱۹۹۴ - ۱۹۹۶) دبی رو (۱۹۹۶ - ۱۹۹۹) |
| فرزندان | پرنس جکسون پاریس جکسون بلنکت جکسون |
| والدین | جوزف جکسون (پدر) کاترین جکسون (مادر) |
| خویشاوندان | جانت جکسون |
| گفتاورد | «اگر کسی بر ضد یک شخصیت جز آنچه که قابل اثبات بود نمیگفت، تاریخ را نمیشد نوشت» |
| جایزهها | ۳۹۲ جایزه (بیشتر از هر هنرمند دیگری در طول تاریخ) از جمله: ۲۴ رکورد در کتاب گینس ۱۸ جایزهٔ گرمی |
|
|
|
| امضا | |
| وبگاه | |
| michaeljackson.com | |
| صفحه در وبگاه IMDb | |
مایکل جوزف جکسون (به انگلیسی: Michael Joseph Jackson) (زاده: ۲۹ اوت ۱۹۵۸ – درگذشت: ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹)؛ موسیقیدان، بازرگان، خواننده، ترانهسرا، آهنگساز، تهیهکننده، رقصنده، طراح رقص، بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش، سرگرمیساز، کارآفرین، نیکوکار و فعال حقوق بشر اهل آمریکا بود. او با نام پادشاه پاپ (King of Pop) معروف بود.[۱]
او از ۵ سالگی وارد صنعت موسیقی شد و به مدت ۴۶ سال فعالیت کرد. مایکل جکسون، بیتلز و الویس پریسلی با اختلاف بسیار زیاد از دیگر هنرمندان، پرفروشترین هنرمندان تاریخ جهان هستند. اما با این حال، اختلافات بسیاری در بین منابع معتبری همانند کتاب گینس و تالار مشاهیر راک اند رول و همچنین خبرگزاریها معتبر جهان مبنی بر اینکه کدام یک از این سه پرفروشترین هنرمند جهان بودهاند وجود دارد. در سال ۲۰۰۶ کتاب رکوردهای جهانی گینس، رکورد موفقترین سرگرمیساز و صحنهگران تاریخ را به نام مایکل جکسون ثبت کرد.[۲]
جکسون در طول ۴۶ سال دوران فعالیتش، ۱۰ آلبوم استودیویی منتشر کرد که ۵تایشان به پرفروشترین آلبومهای جهان تبدیل شدند. او بیشترین تعداد آلبوم پرفروش جهان را دارد. همچنین آلبوم تریلر (۱۹۸۲) او، با فروش بیش از ۱۱۰ میلیون نسخه در جهان، پرفروشترین آلبوم تاریخ است.[۳]
طبق بررسیهای تالار مشاهیر راک اند رول، کتاب گینس، مجلهٔ وینتی فیر و چندی از منابع دیگر، مایکل جکسون محبوبترین هنرمند تاریخ در صنعت نمایش، مشهورترین انسان مَرد تاریخ، نیکوکارترین فرد مشهور و پرجایزهترین هنرمند جهان است.[۴][۵] او بیشتر ثروت خود را برای انجام کارهای نیکوکارانه خرج کرد و ۲ بار نیز نامزد جایزهٔ صلح نوبل شد؛ یکی در سال ۱۹۹۸ و دیگری در سال ۲۰۰۳.
مایکل در طول عمرش به نمادی فرهنگی و جزئی از فرهنگ عامهٔ مردم جهان تبدیل شد. سبک منحصر به فرد او در موسیقی، رقص، آواز و مُـد، هنرمندان بیشماری همانند مدونا و بریتنی اسپیرز را در ۳۰ سال اخیر تحت تأثیر قرار داده و همچنان نیز در حال خط دادن به هنرمندان نوظهور همانند لیدی گاگا و جاستین بیبر است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر، رفتار و شایعات پیرامونش سبب ایجاد جنجالهای غرض ورزانهای از سمت رسانهها شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. از اتهامات معروفی که به وی زده شدهاست میتوان به ۲ اتهام کودکآزاری یکی در سال ۱۹۹۳ و دیگری در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد که در هر دو مورد بیگناه شناخته شد.
او در اواسط سال ۲۰۰۹ بر اثر تزریق بیش از حد داروی قوی بیهوشی پروپوفول توسط دکترش، در سن ۵۰ سالگی درگذشت. پس گذشت ۲ سال از مرگ مایکل جکسون، دکتر او به ۴ سال حبس در زندان به خاطر قتل غیرعمد جکسون محکوم شد.
[ویرایش] زندگی نامه
[ویرایش] ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۵: کودکی و آغاز فعالیت هنری با گروه جکسون فایو
- همچنین ببینید: خانواده جکسون و جکسون فایو
مایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸ (۷ شهریور ۱۳۳۷)، در شهر صنعتی گری در ایالت ایندیانا، آمریکا و در خانوادهای از طبقهٔ کارگر و تهیدست متولد شد. پدرش، جوزف و مادرش، کاترین بود. او هفتمین فرزند از ۹ فرزند خانواده جکسون بود. خواهران و برادران او به ترتیب، ربی (۱۹۵۰)، جکی (۱۹۵۱)، تیتو (۱۹۵۳)، جرمین (۱۹۵۴)، لاتویا (۱۹۵۶)، مارلون (۱۹۵۷)، برندن (۱۹۵۷)، رندی (۱۹۶۱) و جنت (۱۹۶۶) هستند. برندن، فرزند ۷اُم خانواده، چند ساعت بعد از به دنیا آمدنش مرد.[۶] جوزف، پدر خانواده در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش، لوتر در یک گروه موسیقی به نام فالکونز (عقابها) به اجرا در کافهها و دیسکوها میپرداخت و اغلب در خانه و جلوی چشمان فرزندانشان تمرین میکردند.[۷] مادر مایکل بسیار مذهبی بود و فرزندانش را با باورهای سختگیرانهٔ فرقهٔ شاهدان یهوه از دین مسیحیت تربیت میکرد. همچنین در جوانیاش عضو گروه ارکستر دبیرستان بود و صدای زیبایی داشت. او برای فرزندانش میخواند و پیانو و کلارینت مینواخت.[۸] خانوادهٔ ۱۱ نفری جکسون، در یک خانهٔ کوچک دو اتاق خوابه زندگی میکردند که یکی از آنها برای جوزف و کاترین بود و دیگری مخصوص فرزندان پسر؛ سه دختر خانواده نیز در نشیمن میخوابیدند. در محلهای که مایکل و خانوادهاش در آن زندگی میکردند، کودکان و نوجوانان را برای کار در باندهای قاچاق و مواد مخدر به کار میگرفتند. جوزف که به موسیقی علاقه داشت، برای فرزندانش یک گروه موسیقی راه انداخت تا آنها را از این انحرافات حفظ کند.[نیازمند منبع]
مایکل استعدادش در موسیقی را خیلی زود بروز داد. او در سن ۵ سالگی در حضور همکلاسیها و مردم به مناسبت مختلف اجرا میکرد و موجب تعجب همگان میشد. در سال ۱۹۶۴ و زمانی که مایکل تنها ۶ سال داشت، به عنوان خوانندهٔ پس زمینه به گروه برادران جکسون پیوستند. مایکل در ۸ سالگی (سال ۱۹۶۶) در مقام خواننده و رقصندهٔ اصلی این گروه قرار گرفت. در همین زمان، برادران جکسون نام گروه را به جکسون فایو تغییر دادند.[۹] برادران جکسون هر روز پس از بازگشت از مدرسه، به دستور پدرشان به تمرینهای سخت میپرداختند. مایکل از همان دوران خردسالی مورد رفتار تند پدرش قرار داشت. او کار بیوقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل میکرد. جوزف اغلب مچگیری میکرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار میداد. یک شب وقتی مایکل خواب بود، جوزف از بیرون خانه خود را به پنجرهٔ اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد. جوزف گفت که میخواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجرهٔ اتاق خوابشان را باز نگذارند.[۱۰] اما تا سالها بعد از آن، کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب، مایکل را رها نکرد. این سوء استفادهها از مایکل، زندگیاش در بزرگسالی را تحت شعاع خود قرار داد. [۱۱] مایکل در کودکی اغلب از تنهایی میگریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار میشد یا حالت تهوع به او دست میداد. حتی در بزرگسالی هم در بعضی اوقات هنگامی که دربارهٔ کتک خوردن دوران کودکیاش صحبت میکرد میگریست.
| « | ما برای او اجرا میکردیم و او از ما ایراد میگرفت. اگر خراب میکردی، کتک میخوردی. بعضی وقتها با کمربند بعضی وقتها با شلاق. پدرم واقعأ به ما سخت میگرفت. | » |
اما با این وجود، پدرش را به عنوان شخصی که توانست استعدادش را کشف کند، همیشه مورد ستایش قرار میداد. پدر او علیرغم آن که از فرزندانش سخت کار میکشید، اما دستمزد آنها را برای خودش بر نمیداشت و آن را همیشه به فرزندانش میداد. پدر مایکل میگوید: «مایکل هیچوقت علاقهای به پول نداشت. من سهم او را از پولی که از اجرای شب بدست آورده بودیم، به او میدادم و او روز بعد با آن پول، برای تمام بچههایی که در همسایگی ما زندگی میکردند، بستنی یا آبنبات میخرید». جکسون فایو از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ (۸ سالگی تا ۱۰ سالگی مایکل) در سطح وسیعی از منطقهٔ ایالتهای غرب میانه آمریکا (Midwest) به اجرای برنامه پرداخت. آنها مکررأ در کلوبهای شبانهٔ سیاهپوستان و کلوپهای کوچکی که چیتلین سرکت (chitlin' circuit) نامیده میشدند به اجرا پرداخت؛ جایی که برنامهٔ آنها اغلب مقدمهای برای شروع استریپ تیزها (رقصهای برهنه) و نمایشهای جنسی مربوط به بزرگسالان بود. در ماه ژوئیه سال ۱۹۶۸ (۹ سالگی مایکل)، بری گردی، رئیس شرکت «موتاون رکوردز» با مشاهدهٔ استعداد این گروه با آنها قرارداد بست و به آنها اطمینان داد که ۳ تکآهنگ نسخت آنها، شماره یک خواهد شد. در نوامبر سال ۱۹۶۹ (۱۱ سالگی مایکل)، جکسون فایو اولین تکآهنگ خود با نام «میخواهم برگردی» را منتشر کرد، که در مدت یک ماه و نیم، ۲ میلیون نسخه از آن به فروش رفت و شماره یک شد. تکآهنگ دوم گروه با نام «اِی بی سی» نیز در مدت ۳ هفته دو میلیون نسخه فروش کرد و شماره یک شد. تکآهنگ سوم و چهارم با نامهای «عشقی که حفظ میکنی» و «آنجا خواهم بود» هم شماره یک شدند. شماره یک شدن ۴ تکآهنگ نخست گروه، آن هم پشت سر هم، رکوردی به نام آنها کرد.
| ” | چیزی که از دوران کودکیام به یاد دارم، بیشتر کار است. من بر خلاف بسیاری از بچههای همسن و سال خودم، از طرف پدر و مادرم وادار به رفتن بر روی صحنه نمیشدم. من عاشق خواندن بودم. روی صحنه بودن، برای من مانند نفس کشیدن، طبیعی بود. من این کار را انجام میدادم چون مجبور شده بودم. نه از طرف والدین یا خانوادهام، بلکه از طرف باطنم که در دنیای موسیقی زندگی میکرد. | “ |
|
—مایکل جکسون، کتاب مونواک |
||
مایکل از سال ۱۹۷۲ (۱۴ سالگی)، در کنار فعالیت در گروه، حرفهٔ انفرادی خود را نیز آغاز کرد. او از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵، ۴ آلبوم استودیویی تکنفره منتشر کرد. این کارها به عنوان قسمتی از قرارداد جکسون فایو با موتاون منتشر شدند و تکآهنگهای موفقی از جمله «راکین رابین»، «روز بابی»، «باید آنجا باشم» و همینطور تکآهنگ «بن» که در آمریکا شماره یک شد و برندهٔ جایزهٔ «بهترین ترانهٔ سال» از گلدن گلوب و همچنین نامزد یک جایزهٔ اسکار در زمینهٔ «بهترین موسیقی فیلم» شد، را منتشر کرد.[۹]
فروش گروه از سال ۱۹۷۳ شروع به کاهش کرد. اعضای گروه از کمپانی موتاون به دلیل این که نمیگذاشتند خود آنها حق کنترل خلاقانه و دخالت در تولید آهنگها را در دست داشته باشند، ناراضی بودند. با وجود این، در همین دوران نیز چند تکآهنگ از جکسون فایو، در بین ۴۰ اثر برتر آمریکا قرار گرفتند. پس از این کشمکشها، جکسون فایو در سال ۱۹۷۵ (۱۵ سالگی مایکل) کمپانی موتاون را ترک نمود.[۱۲]
جکسون فایو پس از ترک شرکت موتاون، قرارداد جدیدی را در ژوئن ۱۹۷۵ با شرکت سیبیاس رکوردز امضا کرد و ابتدا به قسمت فیلادلفیا اینترنشنال رکوردز، و سپس به اپیک رکوردز پیوست. به دلیل رعایت حقوق شرکت نشر موسیقی قبلی به نام موتاون، برادران جکسون نام گروه را از جکسون فایو به به جکسونز تغییر دادند. مایکل در این دوران به بلوغ رسید و او از تغییرات صورت و ظاهرش ناراضی بود.
وقتی ۱۴ ساله شدم، ظاهرم به کلی تغییر کرد... تغییر کردن پوستم، تجربهای بود که بدون اینکه خودم متوجه باشم، تأثیراتی در ضمیرم باقی گذاشت. خیلی خجالتی شدم. از ملاقات با مردم خجالت میکشیدم. چون ظاهرم خیلی بد شده بود. واقعأ این طور به نظرم میرسید که هر چه قدر بیشتر به آینه خیره میشدم، جوشهای صورتم بیشتر میشد. ظاهرم واقعأ مرا ناراحت میکرد. اما در نهایت همه چیز تغییر کرد. من یاد گرفته بودم که چگونه طرز تفکر را [نسبت به خودم] تغییر دهم و احساس بهتری پیدا کنم. از همه مهمتر اینکه، رژیم غذاییام را تغییر دادم. و این کلید حل این مشکل بود.
بعد از تغییر نام، گروه به اجراهای بینالمللی خود ادامه داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ (از ۱۵ تا ۲۴ سالگی مایکل) شش آلبوم استودیویی دیگر منتشر کرد. در همین مدت، مایکل ترانهنویس اصلی جکسونز بود. او آهنگهای موفقی همانند «بدنتو تکون بده (برو پایین)»، «اینجا هتل» و «میتونی حسش کنی؟» را نوشت.
[ویرایش] ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱: آلبوم غیر معمول
در سال ۱۹۷۸، مایکل در فیلم موزیکال «ویز» به ایفای نقش پرداخت. موسیقی این فیلم توسط کوئینسی جونز، یکی از بزرگترین تهیهکنندگان آثار موسیقی جهان تنظیم شده بود. کوئینسی در مدت ساخت این فیلم به مایکل پیوست و تهیهکنندگی پنجمین آلبوم استودیویی او با نام غیر معمول را به دست گرفت.
در سال ۱۹۷۹، بینی مایکل در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. عمل جراحی بینی که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیت آمیز نبود و مایکل از مشکلات تنفسی که میتوانست فعالیت حرفهای او را تحت تاثیر قرار دهد رنج میبرد. او به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که دومین عمل بینی را برای او انجام دهد.
کوئینسی جونز و مایکل با همدیگر تهیهکنندگی آلبوم «غیر معمول» را بر عهده گرفتند. ترانهنویسان این آلبوم، مایکل، راد تمپرتون (از گروه هیت ویو)، استیو واندر و پل مککارتنی (عضو اصلی گروه بیتلز) بودند. «غیر معمول» در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و به اولین آلبومی تبدیل شد که چهار تکآهنگ آن، در بین ۱۰ ترانهٔ برتر جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد آمریکا قرار گرفت. ۳ سال بعد و با انتشار آلبوم «تریلر»، مایکل با داشتن ۷ تکآهنگ در بین ۱۰ ترانهٔ برتر جدول آمریکا، رکورد خود را میشکند. ۲ تکآهنگ از این آلبوم هم در جدول بیلبورد شماره یک شدند: «تا به اندازهٔ کافی گیرت نیومده بس نکن» و «رقص با تو». آلبوم «غیر معمول» رتبهٔ سوم را در جدول بیلبورد ۲۰۰ بدست آورد و به پرفروشترین آلبوم سال جهان تبدیل شد و تا به امروز بیش از ۲۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیدهاست و آن را به یکی از پرفروشترین آلبومهای تاریخ موسیقی تبدیل کردهاست. انتشار این آلبوم با دریافت تعدادی جایزه از مراسمهای معتبر موسیقی همانند یک جایزهٔ گرمی همراه بود اما با این حال، مایکل از دستاورد این آلبوم ناراضی بود و بر این باور بود که این آلبوم میبایست تأثیر بسیار فراتری بر جهان میگذاشت. آلبوم غیر معمول با این حال که یک موفقیت تجاری بزرگ بود، اما بهخاطر آن که مایکل یک سیاهپوست بود، مورد توجه منتقدان و سران صنعت موسیقی قرار نگرفت. در سال ۱۹۸۰، زمانی که مایکل به روزنامهنگار مجلهٔ رولینگ استون گفت که اگر مایل هستند، عکسش را بر روی مجلهشان چاپ کنند؛ با جواب منفی روزنامهنگار مواجه شد زیرا روزنامه نگار گفت: «من بارها و بارها گفتم، اگر عکس سیاهپوستان روی مجلهها چاپ بشه، فروش نمیره». مایکل هم در جواب گفت: «صبر کن. روزی میرسه که همین روزنامهها مییان و از من درخواست مصاحبه میکنن. شاید اون روز این کار رو انجام بدم. شایدم نه». او مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدیاش، به نقطهای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد.
| « | نگاه کن؛ آلبوم بعدی را که من منتشر خواهم کرد. فقط نگاه کن... به آنها (سران صنعت موسیقی) نشان خواهم داد. | » |
[ویرایش] ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۳: آلبوم تریلر
فروش جهانی ۷ میلیون نسخهای آلبوم «غیر معمول» در مدت ۳ سال (تا سال ۱۹۸۲) باعث شد که این آلبوم به پرفروشترین آلبوم یک هنرمند سیاهپوست تبدیل شود.[۱۳]
در سال ۱۹۸۲، جکسون با همراهی استیون اسپیلبرگ، کتاب گویای «ئی.تی. موجود فرازمینی» را برای فیلمی علمی-تخیلی با همین نام تهیه نمود که در سال ۱۹۸۴ جایزهٔ گرمی «بهترین ضبط برای کودکان» را برد.[۱۴] در همان ماه انتشار این کتاب گویا، مایکل ششمین آلبوم استودیویی خود با نام «تریلر» (دلهرهآور، هیجانآور) را منتشر کرد. آلبوم تریلر تبدیل به جزئی از فرهنگ عامهٔ جهان و به خصوص آمریکا شد.[۱۵][۱۶] زندگینامه نویس، جی. رندی تارابورلی توضیح میدهد:
| « | در برخی مواقع، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس نیست، بلکه همانند یک کالای ضروری در هر خانهای پیدا میشود... تریلر احتمالأ شنیده شدهترین ضبط تمام تاریخ است.[۱۷][۱۸] | » |
تریلر تنها ۱ سال پس از انتشارش، و با فروش ۲۵ میلیون نسخه، به پرفروشترین آلبوم و اثر موسیقی جهان در تمام تاریخ بدل گشت و این در حالی بود که پرفروشترین آلبوم استودیویی آن زمان تنها ۱۲ میلیون نسخه فروش داشت. فروش تریلر تا به امروز نیز ادامه دارد و هنوز هم مقام پرفروشترین آلبوم را با فروش بیش از ۱۱۰ میلیون نسخه در جهان، در دست دارد؛[۱۹][۲۰] و این در حالی است که پرفروشترین آلبوم جهان، بعد از تریلر، که «بازگشت در سیاهی» نام دارد، تنها ۴۹ میلیون نسخه فروش جهانی داشتهاست.
مایکل با انتشار تریلر، مناسبات صنعت موسیقی را از لحاظ چهارچوب هنری، تجاری و درآمد زایی متحول نمود. تریلر، او را به مهمترین و برجستهترین هنرمند و سرگرمیساز قرن ۲۰ تبدیل کرد. او با انتشار این آلبوم سدهای نژادپرستی را در هم شکست، سبکهای موسیقی را دگرگون کرد، به هنرمندان سیاهپوست اعتبار داد و ساختار موزیک ویدئوها را برای همیشه و به صورت بنیادی تغییر داد. وکیل او، جان برانکا، اشاره کرد مایکل در آن زمان بالاترین حقوق محفوظ (Copy Right) را در میان هنرمندان صنعت موسیقی دارا بود: ۴۲ درصد از کل سود آثار.
مجله تایم نوشت که: «موج تریلر بهترین سالها را از زمان اوائل ۱۹۷۸ برای صنعت موسیقی به ارمغان آورد؛ زمانی که صنعت موسیقی درآمد کلی معادل چهار میلیارد دلار داشت.» نیویورک تایمز تاثیر تریلر را همانند بازگشت اعتماد به نفس به روح صنعتی که، توسط «ویرانههای جنبش پانک و سبک فرمالیتهٔ پاپ کامپیوتری» محدود شده بود، توصیف کرد و تأثیر مایکل را تنها ۱ سال پس از انتشار تریلر این گونه بیان کرد: «ستارهٔ آثار ضبط شده، رادیو و ویدئوهای راک. گروه نجاتی تکنفره برای صنعت موسیقی. آهنگسازی که بنیان موسیقی را برای یک دهه دگرگون میکند. رقصندهای با گرانقدرترین پاها در مسیر و خوانندهای که فراتر از هر سلیقه، سبک و همچنین تعصب نژادی پیش میرود». نیویورک تایمز مایکل را در سن ۲۵ سالگی، «پدیدهای در عرصهٔ موسیقی» خواند و گفت: «در دنیای موسیقی پاپ، مایکل جکسون یک طرف و بقیه در طرف دیگر هستند».[۲۱]
[ویرایش] ۱۹۸۳: رقص مونواک
یکی از رقص های محبوب در جهان که اولین بار توسط رقاص بزرگ آمریکایی Bill Bailey در سال 1950 به نمایش در آمد و در سال های بعد نیز مایکل جکسون آن را در کنسرت ها و ویدیو کلیپ های خود استفاده کرد
در ۲۵ مارس ۱۹۸۳ (۵ فروردین ۱۳۶۲)، مایکل بطور زنده در برنامهٔ ویژهٔ تلویزیونی «موتاون ۲۵: دیروز، امروز، برای همیشه» که برای ۲۵اُمین سالگرد تأسیس این شرکت پخش میشد، با برادرانش اجرا نمود. بعد از اجرای چندین ترانه از گروه جکسون فایو، ترانهٔ «بیلی جین» را به تنهایی اجرا کرد و امضای هنریش یعنی «رقص مونواک» را به نمایش گذاشت. در پخش زندهٔ تلویزیونی این مراسم، ۵۰ میلیون بیننده شاهد اجرای او بودند، و این اجرای او با اجراهای الویس پرسلی و بیتلز، در برنامهٔ «اد سالیوان شو»، که در آن زمان بزرگترین موسیقیدانان جهان بودند، مقایسه شد.[۲۲] به عقیدهٔ بسیاری از صاحبنظران، اجرای مایکل جکسون در برنامهٔ موتاون ۲۵، یکی از به یاد ماندنیترین و مهمترین لحظات در تاریخ فرهنگ عامه مردم و مهمترین لحظهٔ فرهنگ عامه در ۲۵ سال اخیر است.[۲۳] دان میسچر، تهیهکننده و کارگردان برنامههای شبکهٔ ملی آمریکا (NBC) در مورد اجرای مایکل گفت: «ما ساعتها وقتمان را در اطاق رژی به بحث دربارهٔ تک تک حرکات او گذراندیم. او یک نمایش فوق العاده به اجرا گذاشت». مجلهٔ ویکلی اینترتیمت در سال ۱۹۹۹ در مورد این ویژهبرنامه نوشت: «قدمی کوچک برای یک مرد و پرشی بزرگ برای موسیقی پاپ. مایکل جکسون در طی اجرای آهنگ «بیلی جین»، رقص مونواکش را که ناقض قوانین فیزیک بود، به نمایش گذاشت؛ و حتی متخصصین ساخت موشک را نیز مات و مبهوت خود کرد».
[ویرایش] ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵: ترانهٔ «ما دنیاییم» و آغاز فعالیتهای تجاری بزرگ
در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴ (۷ بهمن ۱۳۶۱)، مایکل دچار یک بد اقبالی شد؛ او در حال ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای کمپانی نوشابهسازی پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در شهر لسآنجلس، کالیفرنیا بود که موهایش بر اثر خطا در عملیات آتشبازی، آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجهٔ سه شد.[۲۴] این حادثه در برابر دیدگان ۱،۶۰۰ تماشاگری که در آن سالن جمع شده بودند اتفاق افتاد. شرکت پپسی نیز برای جبران این خسارت، مبلغ یک و نیم میلیون دلار به مایکل پرداخت کرد و او نیز تمام این پول را به یک مرکز سوانح سوختگی اهدا کرد که بعدها به نام خود مایکل جکسون نامگذاری شد.
در ۱۴ مه ۱۹۸۴، مایکل به کاخ سفید دعوت شد تا جایزهای را از دستان رئیس جمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان دریافت کند. این جایزه برای قدردانی از حمایتهای جکسون از حرکتهای خیریه علیه اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر به او داده شد. مایکل از ترانهٔ «بزن به چاک» برای این اقدامات استفاده کرد. بازدید مایکل از کاخ سفید، هیجانانگیزترین اتفاق این کاخ، بعد از آزادی گروگانهای سفارت آمریکا از ایران در تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱ بود.[۲۵] رونالد ریگان با این جملات از مایکل ۲۵ ساله قدردانی کرد:
| « | تقدیرنامهای که مایکل جکسون هماکنون در دست دارد، ادای احترامیاست به ۲۰ سال کار سخت، انرژی و فداکاری خستگیناپذیر او. موفقیت شما، «رؤیای آمریکایی» را محقق ساخت و به واقعیت تبدیل کرد.[۲۶] | » |
در سال ۱۹۸۴ مایکل نامزد دریافت ۱۲ جایزهٔ گرمی برای آلبوم «تریلر» شد که تعداد رکوردشکن ۸ عدد از آنها را برنده شد. در همین سال مایکل به همراه برادرانش تور ویکتوری را آغاز کرد. مایکل در این تور بیشتر آثار انفرادی جدید خودش را (آلبوم غیر معمول و تریلر) را برای بیش از دو میلیون تماشاچی در آمریکا به نمایش گذاشت. او تمام سهم ۸ میلیون دلاری خود از این تور را به خیریه بخشید.
مایکل در سال ۱۹۸۵ تکآهنگ خیریهٔ «ما دنیاییم» را با همکاری لایونل ریچی نوشت. این آهنگ برای جمعآوری کمک برای مبارزه با فقر در آفریقا و آمریکا، در سراسر دنیا منتشر شد. این تکآهنگ یکی از پرفروشترین تکآهنگهای تاریخ موسیقی شد و با فروشی نزدیک به ۲۰ میلیون نسخه، میلیونها دلار (تقریباً ۲۰۰ میلیون دلار) برای رهایی مردم از قحطی و گرسنگی مهیا نمود.[۲۷]
مایکل سالها با پل مککارتنی (یکی از اعضا گروه بیتلز) دوست بود. پل مککارتنی در یک گفتگو، از میلیونها دلاری که از کاتالوگهای موسیقی عایدش میشد حرف زد؛ او تقریبا سالی ۴۰ میلیون دلار از آهنگهای هنرمندان دیگر درآمد داشت. به همین دلیل مایکل هم به فعالیتهای تجاری و شراکت در حق نشر آثار موسیقی علاقمند شد. کمی بعد کاتالوگ «نورترن سانگز» برای فروش به مضایده گذاشته شد؛ یک کاتالوگ موسیقی حاوی هزاران آهنگ، از جمله کاتالوگ گروه بیتلز و آهنگهایی از الویس پرسلی.[۲۸] جکسون فورا به کاتالوگ «نورترن سانگز» علاقمند شد. جان برانکا، وکیل مایکل با وکیل پل مککارتنی تماس گرفت و از او پرسید که آیا آنها تمایلی به خرید این کاتولوگ دارند یا نه و وکیل مککارتنی در پاسخ اعلام کرد که موکلش علاقهای به قیمت دادن ندارد چون قیمت خیلی گران است. بعد از آن که جکسون چانهزنیها را شروع کرد، پل مککارتنی تغییر عقیده داد و سعی کرد که قیمت بدهد اما بنا به دلایلی دوباره کنار کشید. سرانجام در چانه زنیهایی که ۱۰ ماه به طول انجامید مایکل بقیهٔ رقبا را از میدان به در کرد و کاتولوگ را به قیمت ۴۷٫۵ میلیون دلار خرید. بعدها مایکل این کاتولوگ را با شرکت سونی نصف کرد. این کاتولوگ با نام «انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی» هماکنون دومین شرکت قدرتمند نشر آثار موسیقی در جهان میباشد که حق نشر بیش از ۷۵۰ هزار آهنگ را در دست دارد. به گفتهٔ کارشناسان ارزش خالص این انتشارات در حال حاضر بیش از ۱٫۵ میلیارد دلار (تقریباً ۱،۷۰۰ میلیارد تومان) است که در برخی بررسیها، ارزش آن تا ۵ میلیارد دلار (تقریباً ۵،۵۰۰ میلیارد تومان) نیز اعلام شدهاست. وقتی پل مککارتنی موضوع را فهمید، گفت: «من فکر میکنم اینجور کارها، زیر آبی رفتنه؛ اینکه دوست کسی باشی و بعد اون چیزی رو که روش ایستاده، از زیر پاش بکشی».
[ویرایش] ۱۹۸۶: جلوهٔ ظاهری، آغاز شایعات گستردهٔ رسانهها
در سال ۱۹۸۶، رسانههای شایعهپرداز (تبلویدها)، داستانی منتشر کردند که ادعا میکرد جکسون برای حفظ جوانیاش در زیر «اتاق اکسیژن پر فشار» میخوابد و تصویری از او، درحالی که زیر یک جعبهٔ شیشهای دراز کشیده بود همراه با این خبر منتشر شد. با وجود اینکه این شایعه دروغ بود، مایکل خود به این داستان جعلی پر و بال داد.[۲۹][۳۰]
هنگامی که مایکل یک شامپانزهٔ دست آموز بنام «بابلز» خرید، رسانهها این کارش را غیرمتعارف و نمونهای از یک رفتار ضداجتماعی معرفی کردند.[۳۱] بعداً گزارش شد که جکسون استخوانهای مرد فیلنما (جوزف مریک) را خریداری کردهاست. این خبر نیز دروغ بود، اما داستانی بود که باز خود مایکل در اختیار رسانههای شایعهپرداز قرار داده بود.[۲۹] این داستانها الهام بخش ساخت لقب توهین آمیز «وَکو جَکو» (به انگلیسی: Wacko Jacko به معنی جکوی خل و چل) توسط رسانهها شد. این لقب در سال بعد به گوش مایکل رسید و در نهایت برای او بسیار بسیار ناخوشایند آمد. او با فهمیدن اشتباهش، از درز دادن داستانهای ساختگی به رسانهها دست برداشت. اما به خاطر سودی که به جیب رسانهها سرازیر میشد، آنها خودشان شروع به انتشار داستانهای ساختگی کردند.
مایکل جکسون یک سیاه پوست بود و رنگ پوست او به رنگ قهوهای روشن در دوران نوجوانیاش بود، اما از اواسط دههٔ ۸۰ میلادی، رنگ پوست او به آهستگی کم رنگتر شده و به سمت سفیدی رفت. در همین هنگام این اتفاق توسط رسانهها و اخبار به صورت وسیعی تحت پوشش قرار گرفت و شایعات بسیاری دربارهٔ جکسون به وجود آمد که او از رنگ پوستش بدش میآید و میخواهد پوستش را سفید کند.[۳۲] اما دلیل سفیدی پوست او بیماری پیسی بود.[۳۳] شایعات تغییر رنگ پوست جکسون از سالهای ۱۹۸۵ آغاز شد اما جکسون تا سال ۱۹۹۳ و به مدت ۸ سال دربارهٔ آن صحبتی نکرد. به همین دلیل این شایعه بسیار گسترش یافت. (مایکل در مصاحبه با اپرا وینفری که بعد ۱۴ سال سکوتاش انجام میشد برای اولین بار دربارهٔ بیماریهایش صحبت کرد. صحبتهای او دربارهٔ بیماری ویتیلیگو (پیسی) که تا آن زمان کاملأ ناشناخته بود، باعث به وجود آمدن بحثها و کنجکاویهای عمومی و جهانی دربارهٔ این بیماری شد.)[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷] به گفتهٔ زندگینامه نویس، جی. رندی تارابورلی، مایکل جکسون از سال ۱۹۸۶ متوجهٔ بیماریاش شد، او به دو بیماری مبتلا بود: یکی پیسی یا ویتیلیگو یا برص و دیگری لوپوس منتشر.[۳۳] (به گفتهٔ خود جکسون بیماری او از سال ۱۹۷۹ آغاز شد و او اولین بار در سال ۱۹۸۳ و قبل از اجرای برنامهٔ موتاون ۲۵ متوجهٔ لکهای سفید بر روی دست چپش شد. او برای این که کسی از بیماریاش مطلع نشود، یک عدد دستکش سفید رنگ پولک دوزیشده راطراحی کرد. این دستکش بعدها در بین مردم مد شد و به یکی از نشانههای مایکل جکسون بدل گشت.) اولین بیماری باعث از بین رفتن رنگ پوست جکسون شد و دومی باعث تغییراتی در چهرهٔ او.[۳۳] این دو بیماری باعث شد تا پوست جکسون در برابر نور مستقیم آفتاب حساس شود. در صورت قرار گرفتن جکسون در نور آفتاب، میتوانست او را به بیماری سرطان پوست نیز مبتلا کند.[۳۳] به گفتهٔ خود مایکل، به همین دلیل از ماسک و چتر استفاده میکرد. همچنین او به خاطر پنهان کردن بیماراش از لوازم آرایشی استفاده میکرد[۳۸] که این کار باعث تغییر بسیار صورت او از حالت مردانه به زنانه میشد. پس از مرگ مایکل جکسون، پزشکی قانونی تأیید کرد که او به این بیماریها مبتلا بود و دلیل تغییر چهره و رنگ پوستش و همینطور آرایش و پوشاندن صورتش به همین خاطر بودهاست.[۳۸]
در اوایل دههٔ هشتاد، بدن جکسون بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقصنده» قلمیتر شد. شاهدان اظهار کردهاند که مایکل اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی متخصصان علم پزشکی بطور علنی بیان کردند که طبق عقیدهٔ آنها مایکل «سندروم دیسمورفی بدنی» دارد؛ اختلالی ذهنی که در آن بیمار از جلوه ظاهری خود بیزار است و نمیداند دیگران دربارهٔ او چه نظری دارند.[۳۹][۴۰]
در ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۶ فیلم تخیلی-فضایی «کاپیتان ای اُ» که به صورت ۴ بعدی بود توسط مایکل منتشر شد. از این فیلم با عنوان «پدر فیلمهای ۴ بعدی» یاد میشود. این فیلم ۱۷ دقیقهای به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان مجموعه فیلمهای معروف پدرخوانده و دراکولای برام استوکر و تهیهکنندگی جورج لوکاس، کارگردان فیلم معروف جنگ ستارگان ساخته شد. مبلغی که برای دقیقه به دقیقهٔ این فیلم هزینه شد، -برای هر دقیقه بیش از ۱ میلیون دلار- آن را به پرخرجترین فیلم تاریخ سینما بدل کرد و تا به امروز نیز این رکورد را دارد. هزینهٔ ساخت کل این فیلم ۱۷ دقیقهای، ۲۳٫۷ میلیون دلار بودهاست. (بودجهٔ ساخت این فیلم با احتساب تورم دلار آمریکا در سال ۲۰۱۱ میلادی، ۴۷ میلیون دلار میشود.)[۴۱] مایکل این فیلم را برای پارکهای تفریحی دیزنی لند ساخت و به سرعت جزئی از نمایشها و جاذبههای این پارکها شد. دیزنیلند، این فیلم را به مدت ۱۱ سال در قسمت «سرزمین فردا» نمایش داد، در حالی که والت دیزنی ورلد این اثر را در قسمت پارک تفریحی «اپکات» (EPCOT) از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ به نمایش در آورد.[۴۲] این فیلم بعد از مرگ مایکل دوباره بر پردهٔ سینماهای دیزنی برگشت و اکران آن تا امروز نیز ادامه دارد.
[ویرایش] ۱۹۸۷: آلبوم و تور جهانی بــد
«آلبوم بـد» ۵ سال بعد از آلبوم تریلر و در تاریخ ۳۱ آگوست ۱۹۸۷ (۹ شهریور ۱۳۶۶) منتشر شد. صنعت موسیقی در انتظار یک موفقیت برجستهٔ دیگر بود بنابراین توقعات بسیار بالایی در مورد این آلبوم وجود داشت. آلبوم بـد فروش کمتری نسبت به آلبوم تریلر داشت اما توانست به دومین آلبوم پرفروش تاریخ موسیقی جهان در آن زمان تبدیل شود. این آلبوم هماکنون با فروش بیش از ۳۰ میلیون نسخه، یکی از پرفروشترین آلبومها موسیقی جهان است. از ۹ تکآهنگ منتشر شده از آلبوم بد، ۷ عدد از آنها در بین ۱۰ اثر برتر جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد قرار گرفت و ۵ تکآهنگ هم در رتبهٔ ۱ قرار گرفت و نامبر وان شدند. آلبوم بـد تنها آلبوم موسیقی جهان است که ۵ تکآهنگ نامبر وان دارد.
زمانی که حس میکنید در حال مسابقه دادن با خودتان هستید، ساختن یک آلبوم بسیار مشکل میشود. این که خودتان چه فکری میکنید مهم نیست، مردم همیشه آلبوم «بـد» را با «تریلر» مقایسه خواهند کرد. شما همیشه میتوانید به آنها بگویید «تریلر» را فراموش کنید، اما هیچکس این کار را نخواهد کرد.
تور جهانی بد در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۷ آغاز شد و در ۱۴ ژانویهٔ ۱۹۸۹ به پایان رسید. این تور به بزرگترین تور آن زمان تبدیل شد و توانست رکوردهای تورهای قبلی را بشکند. تنها در شهر ژاپن، بلیطهای ۱۴ کنسرت به طور کامل به فروش رفت و ۵۷۰٫۰۰۰ تماشاگر را به خود جلب نمود، تقریباً سه برابر رکورد قبلی که تعدادی برابر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر در یک تور بود. جکسون با اجرای ۱۲۳ کنسرت برای ۴٫۴ میلیون نفر، درآمدی معادل ۱۲۵ میلیون دلار به دست آورد، و دو رکورد جهانی در کتاب گینس برای خود به ثبت رساند. مایکل در سالهای بعد خودش رکورد این تور را شکست. در طول این سفر، او کودکان بی بضاعت را رایگان برای دیدن کنسرتهایش دعوت میکرد و کمکهایی به بیمارستانها، یتیمخانهها و نیز سازمانهای خیریه اهدا مینمود.
[ویرایش] ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰: انتشار کتاب مونواک و خرید مزرعهٔ نورلند
در سال ۱۹۸۸، مایکل کتاب مونواک را منتشر کرد که زندگینامهاش به قلم خودش بود، که تکمیلش چهار سال به طول انجامید. مایکل از دوران کودکیاش، تجربیاتش در جکسون فایو و سوءاستفادهایی که در دوران کودکی از آن رنج برد، سخن گفت.[۴۳] او همچنین دربارهٔ شایعات پیرامونش برای اولین بار صحبت کرد.[۴۰] مونواک پس از انتشار در مکان اول فهرست پرفروشهای روزنامهٔ نیویورک تایمز قرار گرفت.[۴۰] در همان سال، مایکل فیلمی بنام مونواکر را منتشر کرد.[۴۴] مونواکر از همان ابتدا در رتبهٔ اول جدول برترین ویدئو کاستها قرار گرفت، و برای ۲۲ هفته در رتبهٔ ۱ جدول ماند. در ۲۴ ژانویه ۱۹۸۹ و پس از گذشت ۲ هفته از زمان انتشار فیلم مونواکر، این فیلم رکورد فیلم «ساخت تریلر مایکل جکسون» را شکست و به پرفروشترین فیلم موزیکال تبدیل شد و سالها این رکورد را حفظ کرد. (هماکنون فیلم «این است مایکل جکسون» با فروش بیش از ۲۷۵ میلیون دلار، پرفروشترین فیلم مستند، کنسرتی و موزیکال جهان میباشد.) پس از ۲۲ هفته که فیلم مونواکر در رتبهٔ ۱ ماند، این فیلم جای خود را به فیلم «مایکل جکسون: افسانه ادامه دارد» داد.
در ماه مارس سال ۱۹۸۸، مایکل زمینی در نزدیکی شهر سانتا ینز، کالیفرنیا خریداری کرد تا مزرعهٔ نِوِرلَند (به انگلیسی: Neverland Ranch) خود را با هزینهای معادل ۱۷ میلیون دلار در آن جا بسازد. وسعت این ملک شخصی ۱۱ کیلومتر مربع است. مایکل، نورلند را با یک شهربازی، یک باغ وحش، یک سالن سینما، چندین استخر و ۴۰ نگهبان تکمیل کرد. در سال ۲۰۰۳، ارزش این ملک را ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کردند. مایکل از این ملک برای آوردن کودکان بیسرپرست و بیمار به آن جا استفاده میکرد. هر هفته کودکان یکی از پرورشگاهها به این مزرعه آورده میشد و به طور رایگان از وسایل بازی، رستوران، سینما و باغ وحش این مزرعه استفاده میکردند. همچنین چند تخت مخصوص کودکانی که توانایی نشستن را نداشتند در سینما تعبیه شده بود تا کودکان بیماران بتوانند بر روی آنها فیلم را تماشا کنند. اما این ماجراها تا سال ۱۹۹۳ و زمانی که اپرا وینفری با مایکل مصاحبه کرد فاش نشد.
تنها در سال ۱۹۸۹، درآمد مایکل ۱۲۵ میلیون دلار (۲۰۰ میلیون دلار سال ۲۰۱۱ با احتساب تورم دلار آمریکا)، تخمین زده شد و باعث شد به اولین هنرمند و سرگرمیساز آمریکایی تبدیل شود که درآمدی بالاتر از ۱۰۰ میلیون دلار در یک سال داشت. او با این درآمد به پردرآمدترین هنرمند و سرگرمیساز جهان نیز تبدیل شد. کمی بعد، او اولین فرد غربی بود، که در یک آگهی تلویزیونی برای تلویزیون اتحاد جماهیر شوروی ظاهر شد.[۴۵] موفقیتهای مایکل سبب شد که وی لقب «سلطان پاپ» (به انگلیسی: King of Pop) (به معنی سلطان موسیقی پاپ و یا سلطان محبوبیت) را دریافت کند؛ عنوانی که ایدهاش از الیزابت تیلور، بازیگر و دوست صمیمی مایکل آمد.[۴۶] الیزابت تیلور هنگامی که جایزهٔ «هنرمند دهه» را در سال ۱۹۸۹ به مایکل تقدیم میکرد، او را سلطان حقیقی پاپ، راک و سول خواند.
برای قدردانی از تأثیراتی که مایکل بر دههٔ هشتاد میلادی گذاشت، رئیس جمهور وقت آمریکا، جرج اچ دبلیو بوش جایزهٔ مخصوص «هنرمند دهه» را در کاخ سفید به او تقدیم کرد. جرج بوش، مایکل را به خاطر «عظمت محبوبیتش» تحسین نمود. از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰، مایکل ۵۰۰ هزار دلار فقط به «بنیاد یونایتد نگرو کالج» بخشید.
[ویرایش] ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳: ساخت بنیاد خیریه، انتشار آلبوم خطرناک و تور جهانی خطرناک
در ماه مارس سال ۱۹۹۱، مایکل قراردادش را با شرکت سونی به ارزش ۶۵ میلیون دلار تمدید نمود. این قرار در آن زمان بزرگترین قرارداد یک هنرمند در طول تاریخ بود. (در حال حاضر بزرگترین قرارداد جهان باز هم بین سونی و مایکل جکسون با ارزش ۲۷۵ میلیون دلار در سال ۲۰۱۰ بسته شدهاست.)
مایکل هشتمین آلبوم استودیوییاش (۴اُمین آلبومی که بدون حضور برادرانش منتشر میکند) با نام خطرناک را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد. تا سال ۲۰۰۸، آلبوم خطرناک هفت میلیون نسخه در آمریکا و ۳۲ میلیون نسخه در سراسر جهان فروش داشتهاست.[۴۷][۴۸] آمار فروش آلبوم خطرناک نسبت به آلبوم «بـَد» سریعتر بالا رفت. این آلبوم شامل ۱۴ ترانه بود که ۹ تای آنها در قالب تکآهنگ منتشر شد. نصف ترانههای این آلبوم دربارهٔ وحدت نژادها، برادری و برابر میان مردم جهان، بهبود وضعیت اسفبار زمین و نفع خیانت بود.
مایکل بنیاد دنیا را التیام بده را در ۱۹۹۲ بنیانگذاری کرد. سازمان خیریهای که کودکان بیبضاعت را در مناطق مختلف جهان سرپرستی میکرد. این بنیاد همچنین میلیونها دلار برای کمک به کودکان بیمار و جنگ زده به نقاط مختلف کرهٔ زمین فرستاد. مایکل از طریق این بنیاد ۴۶ تن مواد غذایی و دارو را برای مردم درگیر در جنگ سارایو فرستاد. در همین سال کتاب رقصاندن رویا که حاوی اشعار، سرودهها و داستانهای نوشته شده توسط مایکل بود منتشر شد. این کتاب دومین و آخرین کتاب منتشر شده توسط مایکل در طول زندگیاش است. این کتاب هماکنون، عنوان پرفروشترین کتاب اشعار جهان میباشد. این کتاب بعد از درگذشت ناگهانی مایکل درباره منتشر شد.
| ” | تنها هدف من برای برگزاری این تور، تأمین پول برای بنیاد خیریه و ملاقات با کودکان بیمار است. من قادر خواهم بود پیام عشق را در جهان گسترش دهم، شاید که دیگر انسانها تحت تأثیر قرار بگیرند و سهم خود را برای شفای دنیا ادا کنند. | “ |
|
—مایکل جکسون در سال ۱۹۹۲ پیش از آغاز تور جهانی خطرناک |
||
تور جهانی خطرناک در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۲ آغاز شد، و در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۳ به علت ایراد اتهام کودکآزای علیه مایکل، خاتمه یافت. مایکل در ۶۷ کنسرت برای ۳٫۶ میلیون نفر برنامه اجرا کرد. تمام درآمد حاصل از این کنسرتها که ۱۰۰ میلیون دلار بود، به بنیاد «دنیا را التیام بده» منتقل، و باعث کمک به مردم شد.[۴۹] مایکل حق پخش تلویزیونی تور جهانی خطرناک در ازای ۲۰ میلیون دلار به شبکهٔ HBO فروخت، یک قرارداد رکورد شکن که رکوردش تا به حال پا برجاست.[۵۰]
بعد از بیماری و مرگ رایان وایت، مایکل به جلب توجه عموم نسبت به بیماری ایدز کمک کرد، بیماری که در آن زمان هنوز جنجال برانگیز بود. او در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون بطور علنی تقاضا کرد که بودجهٔ بیشتری برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز و تحقیقات مربوط به این بیماری اختصاص داده شود.[۵۱]
در یک بازدید مشهور از آفریقا، جکسون از چند کشور این قاره بازدید به عمل آورد، که گابون و مصر در میان آنها بودند.[۵۲] اولین توقف او در گابون با استقبال جمعیت ۱۰۰٫۰۰۰ نفری همراه بود، که لباسها و علائم بومی به تن کرده بودند، برخی از آنها علائمی در دست داشتند که معنی میشد: «به خانه خوش آمدی مایکل». در سفرش به ساحل عاج، رئیس قبیله بر سر او تاجی نهاد و او را «سلطان سانی» نامید.[۵۲] سپس او از بزرگان و دولتمردان به زبانهای فرانسوی و انگلیسی تشکر کرد، اسناد رسمی پادشاهی خود را امضا نمود و در حالی که رقصهای رسمی را نظاره میکرد، روی تخت پادشاهی از طلا نشست.[۵۲]
یکی از برترین اجراهای جکسون که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، در وقت استراحت بین دو نیمهٔ مسابقهٔ سوپربول ۲۷ بود. در شروع اجرا، جکسون به روی صحنه پرتاب شد در حالی که آتش بازیها، پشت سرش آرام میگرفتند. از هنگامی که پاهایش به روی سکو رسید، بدون هیچ احساسی «با مشتهای گره کرده مثل یک مجسمهٔ با شکوه آنجا ماند، یک عینک آفتابی و لباس ارتشی با رنگهای طلایی و سیاه بر تن داشت؛ و در حالی که مردم هلهله میکردند، برای چند دقیقه کاملا بی حرکت ماند. سپس به آرامی عینک آفتابیاش را برداشت، آن را دور انداخت و شروع به خواندن و رقصیدن کرد. روتین او شامل چهار ترانهٔ «جم»، «بیلی جین»، «سیاه یا سفید» و «دنیا را التیام بده» بود. در هنگام اجرای ترانهٔ «دنیا را التیام بده» ۳،۵۰۰ کودک بر روی صحنه آمدند. تعداد تماشاگران حاضر در استادیوم بیش از ۱۰۰،۰۰۰ نفر بود. این اولین مسابقهٔ سوپربول بود که تعداد تماشاگرانش در زمان نمایش بین دو نیمه رو به افزایش گذاشت، و تنها در آمریکا، ۱۲۰ میلیون نفر به تماشای آن نشستند.[۵۳] پس از آن آلبوم خطرناک جکسون ۹۰ پله در جدول آلبومها صعود کرد. بعدها اعلام شد که اجرای مایکل در سوپر بال، بهترین، محبوبترین و پربینندهترین اجرای تاریخ مسابقهٔ سوپر بال است.[۵۴]
در سی و پنجمین مراسم سالانهٔ جوایز گرمی در لسآنجلس، «جایزهٔ اسطورهٔ زنده» به جکسون داده شد. «سیاه یا سفید» نامزد جایزهٔ بهترین اجرای آوازی و «جم» در دو رشته نامزد شد، یکی «بهترین اجرای آوازی آر اند بی» و دیگری «بهترین آهنگ آر اند بی».[۵۵]
[ویرایش] ۱۹۹۳: مصاحبه با اپرا بعد از ۱۴ سال سکوت
- همچنین ببینید: شایعات پیرامون مایکل جکسون
در ۱۰ فوریه ۱۹۹۳ و تنها ۱۰ روز پس از برنامهٔ «سوپر بال»، جکسون در یک مصاحبهٔ ۹۰ دقیقهای با اپرا وینفری که از مزرعه نورلند و به طور زنده پخش میشد، شرکت کرد. این، اولین مصاحبهٔ مایکل از سال ۱۹۷۹ بود. او که پس از ۱۴ سال سکوت مصاحبه میکرد، هنگامی که از بد رفتاریهای پدرش در دوران کودکی صحبت میکرد عضلات چهرهاش منقبض میشد، او باور داشت که بیشتر سالهای دوران کودکیاش را از دست داده و گفت که در کودکی اغلب از تنهایی میگریست. او شایعات اخیر مبنی بر اینکه او استخوانهای مرد فیلنما را خریده و یا اینکه زیر محفظهٔ اکسیژن پرفشار میخوابد را رد نمود. همچنین نظرات مربوط به اینکه او پوستش را سفید کرده را منتفی دانست و برای اولین بار تصدیق کرد که مبتلا به بیماری پیسی (ویتیلیگو) است. این برنامه بحث و کنجکاوی عمومی و همگانی را دربارهٔ بیماری ویتیلیگو ایجاد کرد، عارضهای که تا آن زمان تقریبا ناشناخته بود. مصاحبهٔ اپرا با مایکل جکسون در نورلند با ۹۰ میلیون بینندهٔ آمریکایی، به ۴امین برنامهٔ پربینندهٔ غیر ورزشی تاریخ تلویزیون آمریکا تبدیل شد. این برنامه پربینندهترین مصاحبهٔ جهان و همچنین پربینندهترین برنامهٔ اپرا وینفری تا به امروز هست.
[ویرایش] اولین اتهامات سوءاستفادهٔ جنسی
در ۲۴ آگوست ۱۹۹۳ (۲ شهریور ۱۳۷۲) و درست در هنگام اجرای سومین قسمت تور جهانی و رکوردشکن خطرناک، اتفاق غیر منتظرهای رخ داد و مایکل جکسون توسط پسری ۱۳ ساله بنام جوردن چندلر و پدرش دکتر ایوان چندلر به سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان متهم شد. ایوان پدر پسر ۱۳ ساله، دندانپزشک بود؛ اما فیلمسازی آرزوی همیشگی او بود، ایوان به جکسون گفته بود که برای ساختن فیلمش به ۲۰ میلیون دلار پول احتیاج دارد و از مایکل طلب پول کرد اما مایکل قبول نکرد و ایوان هم تهدید کرد که به مایکل اتهام کودک آزاری میزند. کمی بعد از آن، صدای ایوان چندلر، پدر جوردن، در یک مکالمهٔ تلفنی ضبط شد که در کنار سخنان دیگر میگفت:
| « | اگه این کارو بکنم دوران بزرگ من شروع میشه. ممکن نیست ببازم. هر چی بخوام گیرم مییاد و اونا تا ابد نابودند. این پایان کار مایکله.[۲۸] | » |
تیمهای قانونی ایوان چندلر و جکسون وارد کار شدند، سپس ایوان چندلر شروع به چانه زنی کرد تا قضیه را با یک توافق مالی فیصله دهد، اما توفیقی حاصل نشد؛ چندلر بر سر مبلغ چانه میزد، اما جکسون نیز با رد درخواستهای او چند پیشنهاد داد. سپس جردن به یک روانپزشک و بعداً به پلیس گفت که او و جکسون موقعیتهای بوسیدن، خود ارضایی و ارضای جنسی با دهان را با هم تجربه کردهاند، او همچنین جزئیات تصویری، از آنچه ادعا میکرد اندام جنسی مایکل است را ترسیم نمود.[۲۸] تحقیقات رسمی شروع شد. مادر جردن باور داشت که مایکل خطایی نکردهاست. نورلند تفتیش شد. بچهها و تعداد زیادی از خویشاوندان، اینکه او بچه باز باشد را قاطعانه رد کردند. وضعیت جکسون وقتی بدتر شد که خواهر بزرگترش لاتویا جکسون او را به بچه باز بودن متهم کرد، بیانیهای که لاتویا بعداً پس گرفت و گفت که به خاطر تهدید شوهرش جک گوردون، مجبور به انجام این کار شده بود. لاتویا گفت که گوردون تهدید کرده بود، مایکل را به قتل میرساند.[۵۶][۵۷]
بازپرسان از تمامی کارکنان نورلند و تک تک پسرانی که از آن مکان بازدید کرده بودند بازجویی به عمل آوردند اما هیچ کدام از کودکان مایکل را متهم نکردند. پلیس از هر کاری برای به دست آوردن مدرک علیه مایکل استفاده میکرد. در گزارشی فاش شد که پلیس به پسر بچههایی که مورد بازجویی قرار میگرفتند دروغهایی نظیر: «ما همه چیز را میدانیم» یا «ما از شما تصاویر برهنه داریم» میگفت تا آنها را وادار کنند اتهاماتی را بر مایکل وارد نمایند. پلیس جنایی در آخرین اقدام، تصمیم به عکس برداری از بدن برهنهٔ مایکل گرفت. جکسون قبول کرد که در خانهاش از بدن برهنهٔ او بمدت ۲۵ دقیقه تفتیش به عمل بیاید. این تفتیش به منظور بررسی وجود تطابق دقیق، با تصویر ارائه شده از طرف جردن انجام شد. جردن طی بازجویی توضیحاتی در مورد عضو تناسلی مایکل در اختیار پلس قرار داده بود و آنها برای اثبات درستی این ادعا، طی حکم دادستان توماس اسندون، مایکل را واداشتند که به عکس برداری از نقاط خصوصی بدنش تن دهد. عکسهای بدست آمده گفتههای جردن را تایید نمیکرد. جوردن طی بازجویی تصویر یک آلت ختنه شده را بر روی کاغذ برای پلیس کشیده بود در حالیکه مایکل ختنه نشده بود. سپس جکسون بیانیهای پر احساس دربارهٔ آنچه در جریان بود منتشر کرد، در این بیانه که از مزرعهٔ او و به طور زنده از تلوزیونهای خبری جهان پخش شد او اعلام بیگناهی نمود و از پوششهای غرض ورزانهٔ رسانهها انتقاد کرد. دوستان نزدیک جکسون بعداً بیان کردند که او هرگز از احساس حقارت ناشی از تفتیش بدنیاش رهایی نیافت.[۲۸]
جکسون برای مقابله با استرس اتهاماتی که به او وارد شده بود، شروع به استفاده از انواع مسکنها و داروها کرد. تا پاییز ۱۹۹۳، جکسون به این داروها اعتیاد پیدا کرده بود. وضعیت سلامتی جکسون به وخامت گذشت و او ادامهٔ تور جهانی خطرناک را کنسل نمود و چند ماهی به یک مرکز درمان اعتیاد رفت. استرس اتهامات باعث شد که جکسون از غذا خوردن دست بردارد، و وزن بسیار زیادی از دست بدهد. بخاطر سلامتی در حال افول او، دوستان و مشاوران قانونی کنترل روند دفاع و اوضاع مالی او را بر عهده گرفتند؛ آنها از او میخواستند که به توافق خارج از دادگاه جواب مثبت دهد، چون باور داشتند که در صورت برگزاری جریان طولانی مدت دادگاهها، جکسون دوام نخواهد آورد. در اول ژانویه ۱۹۹۴ بعد از اینکه جردن چندلر از همکاری با تحقیقات جنایی پلیس خودداری نمود، جکسون با خانوادهٔ چندلر و تیم حقوقی آنها به مبلغ ۲۲ میلیون دلار در خارج از دادگاه به توافق رسید. رسانهها گفتند که موضوع با دادن مقدار زیادی پول به ایوان چندلر، پدر خانواده فیصله یافتهاست. مقدار پول هیچ گاه فاش نشد اما رسانهها آن را بین ۱۵ و ۲۲ میلیون دلار تخمین زدند. جکسون هرگز دستگیر نشد و پرونده با اعلام اینکه شواهد کافی در دست نیست بسته شد.
در طول مدتی که این اتهامات به جکسون وارد شد رسانهها (معتبر و غیرمعتبر) سعی در تخریب چهرهٔ عمومی و فرهنگی او داشتند. نبود واقع گرایی و استفاده از سرتیترهایی که به شدت گناهکار بودن جکسون را تلقین میکرد، اثباتی بر این ادعا بود. این کارشکنی رسانهها جکسون را در شرایط نامطلوبی قرار داد. آنها در خبرهایشان از سرتیترهای تحریک آمیز و دروغین برای جلب خوانندگان و رهگذران استفاده میکردند، در حالی که خود متن با سرتیتر اصلأ مطابقت نداشت. رسانهها داستانهای افرادی که برای پول به جکسون تهمت میزدند را منتشر میکردند و این افراد را «منبعی آگاه» مینامیدند. همچنین عکسهایی که از جکسون پخش میشد به صورتی بود که در بدترین حالات جسمی و ظاهری از او گرفته شده بود.
در سال ۲۰۱۱، سخنگوی سازمان ملی کودکان و خانوادهٔ آمریکا گفت: «بنابر تحقیقات گستردهٔ ما، مایکل جکسون هرگز کودکی را مورد آزار جنسی قرار نداده بودند». همچنین این سازمان دولتی بیان کرد: «مایکل با ما همکاری کامل داشت. او بدون حضور وکیلش ساعتها مورد بازجویی و مصاحبه قرار گرفت. او هیچ چیز را مخفی نمیکرد. مایکل درک نمیکرد که چرا چنین اتهاماتی علیه او به میان آمدهاست. سازمان او را طی تمامی این بازجوییها بیگناه تشخیص داد». این سازمان پس از مطرح شدن اتهامات مایکل جکسون در سال ۱۹۹۳، دست کم به مدت ۱۰ سال مایکل جکسون را مورد بازجویی قرار داد. چندی پس از مرگ مایکل جکسون بیانیههای غیررسمی از جردن چندلر در اینترنت پخش شد که در آن مدعی بود که مایکل هیچگاه او را مورد آزار قرار ندادهاست و پدرش فقط به دنبال پول بوده. او از اینکه نتوانسته بود پیش از مرگ مایکل جکسون از او عذرخواهی کند متأسف بود. ۶ ماه بعد از مرگ جکسون، پدر جردن چلندر با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرد. اگر چه علت خودکشی اعلام نشد اما بسیاری دلیل این خودکشی را داشتن عذاب وجدان در مقابل ظلمی که به مایکل جکسون کرد میدانند.
[ویرایش] ۱۹۹۴: ازدواج اول
در ۲۶ مه ۱۹۹۴، جکسون با خواننده و ترانهنویس لیزا ماری پریسلی دختر الویس پرسلی ازدواج کرد. وقتی اتهامات سوء استفادهٔ جنسی از کودکان علنی شد، جکسون به حمایت عاطفی لیزا ماری وابسته شد. او نسبت به سلامتی رو به افول جکسون و اعتیاد او به داروها نگران بود.[۵۸] پرسلی و جکسون به طور خصوصی در جمهوری دومینیکن ازدواج کردند. البته طرفین تا دو ماه ازدواجشان را انکار نمودند. این ازدواج در حالی رخ داد که لیزا ۲۰ روز پیش از شوهر قبلیاش طلاق گرفته بود. او دلیل طلاق از شوهرش را به خاطر عشقش به مایکل بیان کرد. اما لیزا همچنان با شوهر قبلیاش رابطه داشت و این باعث آزرده شدن مایکل شد به طوری که یکبار مایکل خودش را به مدت چند هفته از لیزا پنهان کرد و بعد از مدتها در مراسم جوایز موزیک ویدئوی امتیوی ۱۹۹۵ همدیگر را ملاقات کردند. در آن زمان، رسانههای شایعه پرداز عنوان کردند که این ازدواج حقهای برای سرپا نگه داشتن چهرهٔ مردمی جکسون در پرتوی اتهامات قبلی سوء استفادهٔ جنسی است. جکسون و پرسلی کمتر از دو سال بعد از یکدیگر جدا شدند، آنها دلیل جدایی را اختلافات غیر قابل حل اعلام کردند. ولی ارتباطشان دوستانه باقی ماند.
پس از مرگ مایکل، لیزا گفت که یکی از مهمترین دلایل طلاق آنها، بچهدار شدن بود. مایکل علاقهٔ بسیاری به پدر شدن داشت در حالی که لیزا میخواست تا ابتدا از زندگیشان مطمئن بشود. او همچنین یکی دیگر از دلایل طلاقش از مایکل را در مصاحبه با اپرا اینگونه شرح داد: «موقعیتی پیش آمد که او میبایست بین من و آن خون آشامان (افراد دور و برش) یکی را انتخاب میکرد. و او مرا بیرون راند».[۵۹]
[ویرایش] ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷: آلبوم تاریخ
در سال ۱۹۹۵، جکسون کاتالوگ موسیقی نورترن سانگز خود را با قسمت نشر موسیقی شرکت سونی ترکیب کرد و «انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی» را بنیان نهاد. جکسون مالکیت نصف شرکت را بهدست گرفت، ۹۵ میلیون دلار پیش پرداخت دریافت کرد و حتی حق کپیرایت آهنگهای بیشتری را نیز بهدست آورد.[۶۰] این کمپانی امروزه دومین شرکت قدرتمند نشر آثار موسیقی در جهان است. در سال ۱۹۹۵ آلبوم دو دیسکی تاریخ: گذشته، حال و آینده، کتاب اول (هیستوری یا داستان او) را منتشر نمود. دیسک اول با نام «تاریخ آغاز میشود»، شامل ۱۵ ترانه از برترین آثار او در گذشته بود، که بعدها با عنوان «بزرگترین آثار برتر - تاریخ، قسمت اول» در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. دیسک دوم با نام «تاریخ ادامه دارد» حاوی ۱۵ ترانهٔ جدید بود. آلبوم از همان ابتدا در جایگاه نخست جدول قرار گرفت و اعلام شده که تنها در هفتهٔ اول انتشارش در آمریکا، ۷ میلیون نسخه فروش داشتهاست. این آلبوم با ۲۰ میلیون کپی (۴۰ واحد) فروش در سراسر دنیا پرفروشترین آلبوم چند دیسکی در تمام دورانها و همچنین یکی از پرفروشترین آلبومهای موسیقی جهان است. این آلبوم نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین آلبوم شد.[۶۱] آلبوم «هیستوری» شخصیترین آلبوم مایکل است. او در این آلبوم، «تاریخ» زندگی خود را بازگو میکند و از اتفاقات گذشته میگوید، از اتهامات کذب، دروغها، انسانهای طماع، روزنامههای شایعهپرداز (تبلوید) و موقعیتی که در آن قرار داشت. مضمونهای دیگر این آلبوم شامل: تهمت، ظلم، طمع، فقر، مراقب از زمین و حیوانات است. جکسون در این آلبوم از طرف رسانهها و منتقدان به فردی یهود ستیز و ضد دین متهم شد. اکثر ترانههای این آلبوم جنجال برانگیز شد.
اولین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم «جیغ/کودکی» بود که همراه با جنت، جوانترین خواهر جکسون، اجرا شده بود. این تکآهنگ به محض ورود به جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد در رتبهٔ ۵ قرار گرفت که این رکورد بالاترین جایگاه در لحظهٔ ورود تا آن زمان بود. (رکورد قبلی برای بیتلز بود که ترانهٔ آنها به محض ورود به جایگاه ۶ رسید.) ترانهٔ «تو تنها نیستی» دومین تکآهنگ از این آلبوم بود. این اثر رکورد جهانی گینس برای اولین و تنها تکآهنگی که به محض ورود به جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد در رتبهٔ ۱ قرار گرفت را دارد. (این رکورد هیچگاه شکسته نخواهد شد.) این اثر یک موفقیت هنری و تجاری برجسته بود و از موفقترین ترانهها مایکل بود. «ترانه زمین» سومین تکآهنگ منتشر شده از آلبوم هیستوری بود و در ۱۹۹۵، در ایام نزدیک به کریسمس، برای ۶ هفته در جایگاه نخست جدول برترینهای بریتانیا قرار گرفت. یک میلیون کپی از این تکآهنگ به فروش رفت و تبدیل به پرفروشترین تکآهنگ مایکل در بریتانیا شد.[۶۲]
[ویرایش] ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹: تور جهانی تاریخ، آلبوم تاریخ در میکس، ازدواج دوم و به دنیا آمدن دو فرزند
تور جهانی تاریخ در ۷ سپتامبر ۱۹۹۶ آغاز شد و در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۷ خاتمه یافت. در طول این تور، جکسون ۸۲ کنسرت در ۵۸ شهر برای ۴٫۵ میلیون طرفدار اجرا کرد.[۶۲] نمایش در ۵ قاره و ۳۵ کشور، تور جهانی تاریخ را تبدیل به موفقترین تور جکسون از نظر تعداد تماشاگران کرد.[۶۲] در قسمت استرالیایی تور جهانی تاریخ، جکسون با پرستار متخصص پوست، دبورا جین رو ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر بهنام مایکل جوزف جکسون پسر معروف به «پرینس» و یک فرزند دختر بهنام پاریس مایکل کاترین جکسون شد.[۶۳] این دو ابتدا یکدیگر را در اواسط دههٔ هشتاد، وقتی جکسون متوجه شد که مبتلا به برص است، ملاقات کردند. دبی رو سالهای زیادی را به مراقبت از بیماری جکسون و همچنین حمایت عاطفی از او مشغول بود، بنابراین قبل از آنکه بطور رمانتیک درگیر شوند، رابطهٔ دوستی مستحکمی ایجاد کرده بودند. آنها ابتدا قصد ازدواج نداشتند، اما بعد از اینکه دبی رو برای اولین بار باردار شد، مادر جکسون دخالت کرد و آنها را متقاعد به ازدواج نمود.[۶۴] این زوج در سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند. گرچه جکسون از توضیح دلیل جدایی خودداری کرد و آن را جزء اطلاعات خصوصی دانست، اما دبی رو به این سؤال پاسخ داد و علت جدایی را «غیر قابل تحمل بودن تلاش بی وقفهٔ رسانهها در تحت نظر گرفتن زندگی خصوصی جکسون برای او»، اعلام کرد و در ادامه گفت که به جکسون علاقهٔ بسیاری دارد و برای او هر کاری میکند.[۶۵] دبی رو حضانت کامل فرزندان را به جکسون داد.
در سال ۱۹۹۷، جکسون خون روی زمین رقص: تاریخ در میکس را منتشر کرد، که شامل بازترکیبهایی از تک آهنگهای برتر آلبوم تاریخ و پنج آهنگ جدید بود.[۶۶] فروش جهانی این آلبوم تا سال ۲۰۰۷ شش میلیون کپی گزارش شده، و پرفروشترین آلبوم بازترکیبی است که تا به حال منتشر شدهاست. این آلبوم و تک آهنگ هم نام آن، در جدول بریتانیا به جایگاه اول دست یافت. در ایالات متحده، آلبوم به درجهٔ پلاتینیوم رسید، اما فقط تا جایگاه ۲۴ جدول بالا آمد.[۴۷] فوربز در آمد سالانهٔ او را ۳۵ میلیون دلار در ۱۹۹۶ و ۲۰ میلیون دلار در ۱۹۹۷ اعلام کرد. [۶۷]
جکسون در چند رویداد خیریه در ژوئن ۱۹۹۹ شرکت نمود. او در کنسرت خیریهای در مودنا (در ایتالیا) به لوچیانو پاواروتی پیوست. این نمایش در حمایت از سازمان خیریهٔ فرزندان جنگ، یک میلیون دلار برای آوارگان کوزوو، و مبالغی هم برای کودکان گواتمالا جمع آوری نمود. بعدا در همان ماه، جکسون کنسرتهای خیریهٔ «مایکل جکسون و دوستان» را در آلمان و کره جنوبی سازماندهی نمود. بقیهٔ هنرمندان شرکت کننده عبارت بودند از: اسلش، اسکورپیونز، بویز سکند من، لوثر وندرس، ماریا کری، ای. آر. رحمان، پرابو دوا، ساندرام، شبهنا، آندریا بوچلی و لوچیانو پاواروتی. در آمد این کنسرتها به «بنیاد کودکان نلسون ماندلا»، صلیب سرخ و یونسکو فرستاده شد.[۶۸]
[ویرایش] ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲: نزاع با ناشران موسیقی، آلبوم شکستناپذیر و فرزند سوم
در سال ۲۰۰۰، به علت اینکه جکسون بیشتر از هر سرگرمیساز و هنرمندی در جهان از اتفاقات خیریه حمایت کرده بود، رکورد «نیکوکارترین ستارهٔ مشهور» را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت کرد. در ۶ مارس ۲۰۰۱، جکسون برای سخنرانی در برابر ۲۰،۰۰۰ نفر به دانشگاه آکسفورد دعوت میشود. او بعد از سخنرانی تکان دهندهاش در آکسفورد، از طرف حضار، لقب «پادشاه آکسفورد» را دریافت میکند. جکسون محبوبترین مهمان دانشگاه آکسفورد در تاریخ تأسیس ۱۰۰۰ سالهٔ این دانشگاه است.
با شروع هزارهٔ جدید، جکسون در انتظار بازگشت مجوز رسمی شاهکارهای آلبومهایش بود. این مجوز به او اجازه میداد که آهنگهای قدیمیاش را هر طور که مایل است ارائه کند و دست سونی را از شراکت در سود حاصله کوتاه نماید. جکسون انتظار داشت که این اتفاق در اوایل هزارهٔ جدید روی دهد، اما، بخاطر موادی در قرارداد، این تاریخ به سالها بعد موکول شد. جکسون شروع به تحقیق کرد، و مشخص شد که وکیل او و سونی در این معامله مشترک بوده، که ایجاد مغایرت منافع میکرد.[۶۹] جکسون برای چندین سال درگیر یک مغایرت منافع دیگر نیز بود، سونی سالها سعی در خرید تمام سهم جکسون از کاتالوگ موسیقی مشترکشان داشت. اگر حرفه یا وضعیت مالی جکسون خراب میشد، او مجبور به فروش کاتالوگش میگردید. بنابراین، سونی از افول موقعیت جکسون سود میبرد. جکسون میتوانست از این مغایرتها به عنوان بهانهای برای خروج زود هنگام از قراردادش استفاده کند. درست قبل از انتشار آلبوم تسخیرناپذیر، جکسون به رئیس سونی موزیک اینترتینمنت، تامی ماتولا، اطلاع داد که در حال ترک سونی است. در نتیجهٔ این اقدام، تمامی انتشار تک آهنگها، فیلمبرداریها و افتتاحیههای مربوط به آلبوم تسخیرناپذیر لغو شد.[۷۰]
شش سال بعد از آخرین آلبوم استودیویی و پس از گذراندن بیشتر سالهای آخر دههٔ نود و اوایل هزارهٔ جدید دور از چشم عموم و در شرایطی که توقعات بسیار بالایی وجود داشت، جکسون آلبوم تسخیرناپذیر را در اکتبر ۲۰۰۱ منتشر کرد.[۶۹] برای کمک به تبلیغات آلبوم، یک جشن ویژهای، به مناسبت سیامین سال فعالیت هنری او به عنوان یک خوانندهٔ سولو، در مدیسن اسکوئر گاردن برگزار شد. جکسون برای اولین بار از سال ۱۹۸۴ با برادرانش روی صحنه ظاهر شد. همچنین این نمایش اجراهایی توسط مایا، آشر، ویتنی هیوستون، ان سینک، اسلش و هنرمندان دیگری ارائه داد. بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جکسون به سازماندهی کنسرت خیریهٔ «متحد ایستادهایم: بیش از این چه میتوانم بدهم؟»، در استادیوم آرافکی در واشنگتن دی سی کمک نمود. کنسرت در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۱ به روی آنتن رفت و شامل اجراهایی توسط تعداد بسیار زیادی از هنرمندان بود. آهنگ «بیش از این چه میتوانم بدهم» را جکسون به عنوان اختتامیه اجرا کرد.[۷۰]
آلبوم تسخیرناپذیر یک موفقیت تجاری بود، که از همان ابتدا در برترین جایگاه جداول ۱۳ کشور وارد شد و تقریباً ۱۳ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت.[۶۹] این آلبوم در آمریکا به درجهٔ پلاتینیوم دوگانه رسید. با این وجود میزان فروش آلبوم تسخیرناپذیر بطور چشمگیری نسبت به آثار منتشر شدهٔ قبلی جکسون کم بود که علت آن تاحدودی مربوط به افول صنعت موسیقی پاپ، کمبود تبلیغات، عدم وجود تور جهانی و نزاع انتشارات موسیقی بود[۶۹] و این در حالی بود که رسانهها این آلبوم را «بنجلی گران قیمت» نام گذاری میکردند. از این آلبوم سه تک آهنگ ارائه شد: «دنیای مرا باشکوه میکنی»، «گریه» و «پروانهها» که آخری موزیک ویدئو نداشت.
مایکل جکسون در ژوئیه ۲۰۰۲ ماتولا را به عدم حمایت از هنرمندان آمریکایی آفریقاییتبار و منفعتطلبی متهم کرد و او را یک «شیطان» و «نژادپرست» خواند. جکسون افزود که ماتولا، همکار او اروینگ لورنزو را «کاکا سیاه چاق» خطاب کردهاست. در پاسخ، سونی ادعا کرد که با توجه به اینکه جکسون از اجرای تور در ایالات متحده خودداری نمود، آنها قادر به تبلیغات با انرژی کافی برای آلبوم تسخیرناپذیر نبودند.[۷۰][۶۹]
سومین فرزند جکسون، پرینس مایکل جکسون دوم (معروف به بلنکت)، در سال ۲۰۰۲ متولد شد. جکسون هویت مادر او را فاش نکرد، اما گفت که تولد فرزند در نتیجهٔ لقاح مصنوعی از سلولهای اسپرم خود او بودهاست.[۷۱] در نوامبر همان سال، جکسون در پاسخ به اصرار طرفدارانی که زیر بالکن اتاق هتل او در برلین جمع شده و خواهان دیدن نوزاد او بودند، پسر تازه متولد شدهٔ خود را روی بالکن اتاق هتل آورد. جکسون در حالی که او را در بازوی راست خود نگه داشته بود و پارچهای را به ملایمت روی چهرهاش انداخته بود، او را برای یک لحظه از نردهٔ بالکن هتل آویزان کرد که چهار طبقه از زمین فاصله داشت. این حرکت، انتقادات شدیدی را در رسانهها برانگیخت و رسانهها مدعی شدند که جکسون صلاحیت نگهداری از کودکانش را ندارد. جکسون عذرخواهی کرد و این واقعه را یک اشتباه وحشتناک خواند.[۷۲]
[ویرایش] ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵: دادگاه مربوط به دومین اتهامات سوءاستفادهٔ جنسی
- همچنین ببینید: زندگی با مایکل جکسون
سونی در سال ۲۰۰۳ مجموعهای از آثار برتر شمارهٔ یک جکسون را روی سیدی و دیویدی منتشر کرد. این آلبوم در ایالات متحده به جایگاه سیزدهم دست یافت و توسط انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا در ردهٔ پلاتینیوم درجهبندی شد. فروش حداقل ۱٫۲ میلیون دیسک از این آلبوم در بریتانیا به ثبت رسیدهاست. در همان سال یک برنامه مستند تلویزیونی به نام زندگی با مایکل جکسون، خواننده و نوجوان ۱۳ سالهای به نام گاوین آرویزو را نشان داد که دست در دست هم درباره برنامههای خوابیدنشان با یکدیگر گفتگو میکردند. گاوین آرویزو بعداً مایکل جکسون را به سوءاستفادهٔ جنسی از کودکان متهم کرد.[۷۳] کمی بعد از پخش تلویزیونی این مستند، جکسون به هفت مورد تجاوز به کودکان و دو مورد اقدام به کاربرد عامل مست کننده برای تسهیل اقدام به جرم مذکور متهم شد. تمام اتهامات در ارتباط با پسری بنام گاوین آرویزو بود که در زمان وقوع اتهامات وارد شده زیر ۱۴ سال سن داشت.[۷۳]
جکسون اتهامات مطرح شده را رد نمود و گفت که قرارهای خواب مطلقاً به هیچ وجه جنبهٔ جنسی نداشتند. دوست جکسون الیزابت تیلور در برنامهٔ لری کینگ لایو از او دفاع کرد و گفت: «توی تخت خواب بودند، تلویزیون نگاه میکردند. هیچ چیز غیرعادی بینشون نبود. ما مثل بچهها خندیدیم و یه عالمه کارتون والت دیزنی نگاه کردیم. هیچ چیز عجیب و غریبی در بین نبود.»
در روند تحقیقات، وضعیت سلامتی جکسون توسط یک متخصص سلامت ذهنی بنام دکتر استن کاتز بررسی شد. او چند ساعت را نیز به بررسی وضعیت شاکی گذراند. از نظر کاتز، جکسون در حد یک کودک ۱۰ ساله به عقب برگشته بود و وضعیت روانیاش با وضعیت روانی یک بچهباز مطابقت نمیکرد.
در فاصله زمانی ورود اتهام تا برگزاری دادگاه، جکسون به داروهای مرفین و پتیدین وابسته شد. دو سال بعد از وارد شدن اتهامات به جکسون، دادگاه «مردم در برابر جکسون» در شهر سانتا ماریا در کالیفرنیا، آغاز شد. دادگاه به مدت پنج ماه و تا پایان مه ۲۰۰۵ به طول انجامید. در طول جریان دادگاه، این موسیقیدان برای بار دیگر از بیماریهای وابسته به استرس رنج برد و وزن زیادی را از دست داد، که باعث تغییر در ظاهرش میشد.[۷۴] در ماه ژوئن، جکسون از تمامی اتهامات تبرئه شد و بیگناه شناخته شد. بعد از پایان جریان دادگاه، شایعه گردید که جکسون در کشور بحرین سکونت دارد در حالی که او بعد از دادگاه به مدت ۱ سال و نیم در کشور ایرلند ساکن شد و به هیچ عنوان در بحرین یا دبی سکونت نداشت.[۷۵] اما به عنوان مهمان شیخ عبدالله، شاهزاده بحرین به جزیرهٔ بحرین در خلیج فارس مسافرتهای مکرر انجام میداد.[۷۶] در نتیجهٔ این مسافرتهای مایکل به بحرین شایعهٔ مسلمان شدن مایکل جکسون در پی اعلام یک روزنامهٔ شایعه پرداز به وجود آمد. با این که این شایعه واقعیت نداشت، اما عدم رد یا تایید آن توسط مایکل جکسون باعث قوت گرفتن آن شد. اما خانوادهٔ مایکل خبر دادهاند که مایکل کتابهای مرتبط با دین اسلام را مطالعه میکرد و به اسلام اطمینان داشت. پس از مرگ ناگهانی و مشکوک مایکل جکسون، برادر او، جرمین جکسون، که از سال ۱۹۸۹ مسلمان شده بود و برای مسلمان شدن مایکل فشار زیادی بر روی او میآورد، اعلام کرد:
| « | اگرچه او هرگز مسلمان نشد اما به اسلام اعتماد داشت. اگر او به اسلام میگرایید، امروز زنده بود.[۳] | » |
بعد مرگ مایکل جکسون، این شایعه دوباره شدت گرفت، تا جایی که در برخی منابع گفته شد که مایکل جکسون را به شیوهٔ اسلامی دفن میکنند؛ اما هرگز این اتفاق نیفتاد.[۳]
[ویرایش] ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹: سالهای پایانی
در سال ۲۰۰۶، بعد از بسته شدن درهای مزرعه نورلند، خانهٔ اصلی مایکل جکسون، گزارشهایی مبنی بر مشکلات مالی جکسون منتشر شد. یک مسئلهٔ مالی مهم برای او مربوط به یک وام ۲۷۰ میلیون دلاری بود، که توسط انتشارات تحت مالکیت او (انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی) ضمانت شده بود. بعد از تأخیرات مکرر در بازپرداختها، یک بستهٔ کمک مالی، وامها را از بانک آمریکا به متخصص قرض فورترس اینوستمنتس انتقال داد. سونی بستهٔ جدیدی پیشنهاد کرد، این بسته جکسون را وادار به قرض ۳۰۰ میلیون دیگر و کاهش مبلغ قسطهای پرداختی میکرد. همچنین سونی با این پیشنهاد فرصت خرید سهم جکسون از شرکت موسیقی مشترکشان را بیشتر میکرد. جکسون کمک مالی سونی را پذیرفت اما جزئیات این معامله علنی نشد. طبق گزارش مجلهٔ فوربس با وجود این وامها، جکسون همچنان سالی ۷۵ میلیون دلار فقط از شراکت انتشاراتیاش با سونی، درآمد بدست میآورد.[۷۷]
یکی از اولین موقعیتهایی که جکسون بعد از جریان دادگاهش در عموم ظاهر شد، بازدید او از دفتر کتاب گینس در لندن، انگلستان در نوامبر ۲۰۰۶ بود. در آن بازدید هشت رکورد دیگر برای او ثبت شد، که «موفقترین سرگرمیساز تمام دورانها» از آن جمله بود. در ۱۵ نوامبر ۲۰۰۶، مراسم جایزه موسیقی جهان، جایزهٔ الماس را به مناسبت فروش بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم به جکسون تقدیم کرد. این آخرین اجرای زندهٔ جکسون بود و پس از آن هرگز اجرایی انجام نداد. پس از فوت جیمز براون، جکسون برای به جا آوردن احترامات خود نسبت به این هنرمند به آمریکا بازگشت. او در تشییع جنازهٔ ۸،۰۰۰ نفری جیمز براون که در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ برگزار شد، شرکت و به او ادای احترام نمود. در اواخر سال ۲۰۰۶، جکسون پذیرفت که دبی رو، همسر سابقش، در حق حضانت دو فرزندشان سهیم باشد.
در سال ۲۰۰۷، جکسون و شرکت سونی، شرکت «فیمس موزیک الالسی» را خریدند. این معامله حقوق آهنگهای برخی هنرمندان، از جمله امینم، شکیرا و بِک را به جکسون و سونی منتقل کرد.
به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد انتشار آلبوم تریلر، جکسون آلبومی دو دیسکی بنام تریلر ۲۵ را منتشر کرد. تریلر ۲۵ یک موفقیت تجاری بود و به عنوان یک آلبوم دوباره منتشر شده عملکرد خوبی داشت. این آلبوم در ۸ کشور و اروپا شمارهٔ یک، در آمریکا شمارهٔ دو و در بریتانیا شمارهٔ سه شد و در بیش از ۳۰ جدول موسیقی، در ۱۰ جایگاه برتر قرار گرفت. تریلر ۲۵ به عنوان یک آلبوم دوبار منتشر شده مجوز ورود به جدول بیلبورد ۲۰۰ را نداشت، اما به جایگاه نخست «جدول برترین کاتالوگهای پاپ بیلبورد» وارد شد، و برای ۱۱ هفتهٔ متناوب در آن جایگاه باقی ماند و بهترین فروش در ۱۲ سال اخیر را در آن جدول رقم زد.
برای وامی که جکسون به ضمانت مزرعهٔ نورلند گرفته بود، فورتریس حراج این ملک را بررسی کرد. اما سرانجام وام را به کلنی کپیتال الالسی فروخت. در نوامبر، جکسون عنوان مزرعهٔ نورلند را به «کمپانی مزرعهٔ درهٔ سیکامور الالسی» تغییر داد. مزرعهٔ درهٔ سیکامور، شراکتی بین جکسون و کلنی کپیتال الالسی است. وامی که جکسون بدهکار بود پرداخت شد. او ۳۵ میلیون از این ریسک تجاری بدست آورد.
[ویرایش] بازگشت دوباره به صحنه بعد از ۱۲ سال
| ” | ما باید خارقالعاده باشیم. وقتی مردم سالن کنسرت را ترک میکنند، وقتی مردم نمایش من را ترک میکنند میخواهم با خودشان بگویند که هرگز چنین چیزی را در زندگیشان ندیدهاند. شگفت انگیز است. او بزرگترین هنرمند صحنه در دنیاست. و من پولش را برمیدارم و یک بیمارستان برای میلیونها کودک دنیا میسازم. بزرگترین بیمارستان دنیا. بیمارستان کودکان مایکل جکسون. | “ |
|
—مکالمهٔ تلفنی از مایکل جکسون در ۱۰ می۲۰۰۹ که بر روی آیفون دکترش، کانراد موری ضبط شد و در دادگاه محاکمهٔ موری، در ۵ مهر ۱۳۹۰ برای اولین بار پخش گردید.، [۷۸] |
||
در مارس ۲۰۰۹، جکسون اعلام کرد که از ۸ ژوئیه، ۱۰ کنسرت با عنوان «این آخرش است» در استادیوم اُ۲ اِرینای شهر لندن انگلستان اجرا خواهد نمود. او در توضیح گفت: «فقط میخواستم بگم که اینها آخرین اجراهای نمایشی من خواهند بود. وقتی میگم این آخرش است، واقعا منظورم همین است» و اضافه کرد که این «آخرین فراخوان به پردهٔ نمایش» اوست. به دلیل استقبال بینظیر مردم، تعداد کنسرتها به ۵۰ کنسرت افزایش یافت و تمام ۱ میلیون بلیط در عرض ۱۸ ساعت به فروش رفت. فروش بیسابقه بلیطهای کنسرتهای جدید جکسون باعث ثبت چندین رکورد جهانی جدید برای او شد. در صورت برگزاری این کنسرتها حدود یک میلیون نفر به تماشای این کنسرتها میرفتند که بزرگترین استقبال در یک شهر از یک هنرمند در تاریخ میشد. این کنسرتها همچنین رکورد سریعترین فروش این تعداد بلیط را در دست دارد. ۱۰ کنسرت اول برای جکسون در آمدی معادل تقریباً ۵۰ میلیون یورو (۱۰۰ میلیون دلار) به همراه میآورد. تاریخ شروع کنسرتها ۱۳ جولای ۲۰۰۹ و پایان آن ۶ مارس ۲۰۱۰ (به مدت ۶ ماه) بود.
کمتر از ۳ هفته قبل از شروع کنسرتها جکسون بر اثر ایست قلبی در لسآنجلس، آمریکا درگذشت.[۲۰] شرکت کلمبیا پیکچرز، فیلمی مستند از آخرین تمرینها، وقایع پشت صحنه و مصاحبههای مربوط به کنسرت این است را از تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، به مدت یک ماه، به نمایش عمومی در سینماهای سراسر جهان درآورد. هم اکنون این مستند با فروش بیش از ۲۶۰ میلیون دلار، پرفروشترین فیلم مستند، موزیکال و کنسرتی جهان تمام دورانها است.
[ویرایش] مرگ
مایکل جکسون در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ (۴ تیر ۱۳۸۸) و تنها ۱۸ روز قبل از آغاز اولین کنسرت «این آخرش است» بر اثر ایست قلبی درگذشت.[۲۰][۷۹] درگذشت ناگهانی مایکل شبههای زیادی را بهوجود آورد زیرا او تنها ۱۲ ساعت قبل از مرگش در حال اجرای تمرینهای سخت بر روی صحنهٔ سالن استیپلز سنتر برای کنسرتهای «این آخرش است» بود. شایعه شد که مرگ مایکل به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر بودهاست اما پزشکی قانونی لسآنجلس بعد از کالبدشکافی بدن مایکل توضیح داد که هیچگونه اثری از دارو و مواد مخدری همانند دمرول، مورفین، حشیش، کوکایین و قرصهای ضدافسردگی و همچنین مشروبات الکلی در بدن مایکل پیدا نشد. پزشکی قانونی اضافه کرد که تنها چند دارو خوابآور و داروی قوی بیهوشی «پروپوفول» در بدن مایکل بودهاست.[۸۰]
۲ ماه بعد از مرگ مایکل، پزشکی قانونی لسآنجلس رسماً مرگ مایکل جکسون را «قتل» معرفی کرد.[۸۱][۸۲] جکسون در شب ۳ سپتامبر، در گورستان «فارست لاون» در کالیفرنیا به خاک سپرده شد.[۸۳] علت قتل «تزریق توسط غیر» و «آسیبی مرگ بار» اعلام شد. سپس پزشک مایکل، دکتر کانراد موری، متخصص بیماریهای قلبی متهم به قتل غیرعمد او شد و دادگاه بررسی به جرم دکتر موری او را مجرم شناخته و به چهار سال حبس در زندان محکوم کرد. وی هماکنون در یکی از زندانهای کالیفرنیا به سر میبرد.
در روز ۷ جولای ۲۰۰۹ و ۱۲ روز بعد از مرگ مایکل مراسمی عمومی برای یادبود مایکل برگزار شد که مملو از ابراز احساس توسط شرکت کنندگان و اجرا کنندگان بود. نزدیک به ۲ میلیون نفر از سراسر دنیا برای شرکت در این مراسم حاضر شدند که تنها ۲۰ هزار نفر تنوانستند به داخل مراسم راه یابند. همچنین بیش از ۱ میلیارد نفر این برنامه را به صورت زنده از سراسر جهان مشاهده کردند. مراسم یادبود مایکل در کنار برنامههایی همانند مراسم خاکسپاری پرنسس دایانا و ازدواج شاهزاده ویلیام، دوک کمبریج و کاترین میدلتون که در سال ۲۰۱۱ اتفاق افتاد به یکی از پربینندهترین برنامههای تلوزیونی تاریخ تأسیس تلوزیون تبدیل شد.[۸۴] در این مراسم افراد سرشناسی همانند دختر و پسر دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور، رهبر آزادیخواه آمریکا و همینطور شیلا جکسون لی، از اعضای کنگرهٔ آمریکا حضور داشتند.
[ویرایش] سبک موسیقی
[ویرایش] سبک موسیقی
استیو هوآی، از آلمیوزیک، بیان میکند که توانایی و استعدادهای فراوان جکسون، او را قادر به تجربهٔ سوژهها و سبکهای گوناگونی از موسیقی، در طول دوران کاری خود کردهاست. به عنوان یک موسیقیدان، او از سبک رقص و تصنیف شرکت موتاون رکوردز، به سبک نیو جک سوینگ با مایههای تکنو استفاده کرده و بعد به ترکیب تمام اینها با ریتمهای فانک و گیتار هارد راک پرداختهاست.
برخلاف بسیاری از هنرمندان، جکسون آهنگهای خود را روی کاغذ نمینوشت. بلکه آنها را توسط یک دستگاه ضبط صوت دیکته میکرد. هنگام ضبط، او آهنگ را از حفظ میخواند. تعدادی از منتقدان بیان کردهاند که آلبوم غیر معمول، ترکیبی از تصنیفهای فانک، دیسکو، سول، راک ملایم، جاز و پاپ است.
طبق نظر هوآی، آلبوم تریلر نقاط قوت آلبوم غیر معمول را قویتر و خالصتر کرد چون در آلبوم تریلر قطعات رقص و راک جسارت آمیزترند در حالی که ملودیهای پاپ و تصنیفها، ملایمتر و روح انگیزتر هستند.
در سال ۱۹۸۵، جکسون آهنگ حماسی «ما دنیاییم» را برای اهداف خیرخواهانه نوشت. موضوعات بشردوستانه بعدها جزء هستهٔ مرکزی زندگی و موسیقی او شدند.
استفن ارلوین از ال موزیک، اظهار میکند که، آلبوم خطرناک جکسون را به صورت یک فرد کاملا متناقض نشان میدهد. او توضیح میدهد که، این آلبوم متفاوتتر و متنوعتر از آلبوم قبلی او، بد است. بطوری که، مخاطب حرفهای را مورد توجه قرار میدهد، اما با قطعات حماسی نظیر «دنیا را التیام بده» برای مخاطب سطح متوسط نیز جذاب است. قسمت اول آلبوم، به سبک نیو جک سوینگ پرداختهاست. در این آلبوم، جکسون برای اولین بار ناهنجاریهای اجتماعی را جزء موضوعات اصلی موسیقی خود قرار میدهد. برای مثال در آهنگ «چرا میخوای دربارهٔ من وهم بسازی» علیه گرسنگی جهانی، ایدز، بیخانمانی، سوء استفاده از داروها و مواد مخدر اعتراض میکند. آلبوم خطرناک حاوی تلاشهایی دربارهٔ بیان تمایلات جنسی، مثل آهنگ «در پستو» است. آهنگ رمانتیکی دربارهٔ میل و انکار، ریسک و خوددار بودن، زهد و رابطه و خلوت و افشاء. قطعهٔ همنام با عنوان آلبوم، یعنی آهنگ «خطرناک» ادامهای است بر موضوع عاشق طعمه جو و میل مفرط. قسمت دوم آلبوم شامل آهنگهایی حماسی به سبک پاپ ـ گوسپل است. در این آلبوم، جکسون سرانجام لب به سخن دربارهٔ برخی دلمشغولیها و نگرانیهای شخصیاش باز میکند. در تصنیف «خیلی زود رفت»، جکسون به دوستش رایان وایت، و افرادی که بر اثر بداقبالی مبتلا به بیماری ایدز شدهاند، ادای احترام مینماید.
آلبوم تاریخ (۱۹۹۵)، فضایی از وهم و سوء ظن را در خود دارد. این آلبوم، بر روی سختیها و جنجالهای علنی که جکسون قبل از تولید این آلبوم درگیرشان شد، تمرکز میکند. در برخی از آهنگها جکسون آثار تلافی جویانهای، برعلیه بیعدالتی و انزواییای که احساس میکند، میسازد و بیشتر خشمش را به سوی رسانهها نشانه میگیرد. برای مثال در تصنیف «غریبهای در مسکو»، جکسون غم خود را به خاطر «سقوط از شوکت» ابراز میکند. در قطعهٔ «دی. اس.»، جکسون یک حملهٔ لفظی بر علیه تام اسندون (کسی که در سال ۱۹۹۳ حکم بازرسی بدن برهنهٔ جکسون را گرفت) آغاز کرد. او اسندون را به عنوان یک ضداجتماعِ سفیدپرست که میخواهد جکسون را به چنگ بیاره، زنده یا مرده توصیف میکند. اسندون در مورد آهنگ گفت: «من بهش افتخار ندادم آهنگشو بشنوم، اما بهم گفته شده که آهنگ با صدای شلیک گلوله تموم میشه».
جکسون در آلبوم آلبوم شکستناپذیر (۲۰۰۱) از قطعات سول مدرنی مثل «گریه» و «بچههای گمشده» و تصنیفهایی مثل «بیکلام»، «فرار از سپیدهدم»، «پروانهها» و قطعاتی که ترکیبی از سبکهای هیپ هاپ، پاپ و رپ، مانند «قلبشکن»، «تسخیرناپذیر» و «۲۰۰۰ وات» تشکیل شدهاست.
[ویرایش] سبک آوازیی
جکسون از زمان کودکی میخوانده و در طی زمان، صدا و سبک آوازی او به طور چشمگیری تغییر کرد. بین سالها ۱۹۷۱ و ۱۹۷۵ صدای جکسون به آرامی از آواز سوپِرانوی یک پسر بچه، به تِنور بالایی تغییر کرد. در میانهٔ دههٔ هفتاد، او یک سبک خواندن «سکسکه آوازی» اختیار کرد. هدف سکسکه (چیزی شبیه به فرو کشیدن هوا یا نفس نفس زدن) کمک به انتقال یک احساس خاص همانند هیجان، غم یا ترس بود. او برای اولین بار از این سبک در آهنگ «بدنتو تکون بده (برو پایین)» استفاده کرد.
با از راه رسیدن آلبوم غیر معمول (۱۹۷۹)، تواناییهای جکسون به عنوان یک آواز خوان به خوبی مورد توجه قرار گرفت. مجلهٔ آل میوزیک او را یک «آواز خوان با استعدادهای کور کننده» توصیف کرد. در همان زمان مجلهٔ رولینگ استون آوازهای او را با آوازهای «نفس نفس و گسستگیهای کلامی رویایی» استیوی واندر مقایسه نمود. نتیجهٔ تجزیه و تحلیل آنها این بود: «آواز تِنور و سبک نرم و محکم جکسون بطور غیرعادی زیباست و به نرمی در کالبد یک فالستوی (صدای بسیار زیر مردانه) حیرت انگیز میلغزد که خیلی جسورانه به کار برده میشود».
در سال ۱۹۸۲ آلبوم تریلر منتشر شد. رولینگ استون بر این باور بود که جکسون دیگر «با یک صدای کاملاً بالغ» میخواند که «رنگ ملایمی از غم دارد». انتشار آلبوم بــد در سال ۱۹۸۷، نمایانگر آوازهای سولوی (تکخوانی) خشن و جسورانه و تُنهای نرمتری در همخوانیها است. یک لغزش تلفظی ویژه، مکرراً با نکته سنجی توسط جکسون به کار برده میشد، که بسته به موقعیت، واژهٔ «Come On» (به فارسی: بیا) را «cha'mone» یا "shamone" تلفظ میکرد. این مورد نیز جزء نکاتی است که هنگام تقلید هنرمندان دیگر از او، به آن تاکید میکنند.
ورود به دههٔ نود مصادف با انتشار آلبومی متناقض و درون گرا به نام خطرناک بود. در این آلبوم، جکسون از آوازهایش برای قدرت دادن به سبکها و سوژههایی استفاده کرد که قبلاً شکل گرفته بودند. روزنامهٔ نیویورک تایمز اشاره میکند که در برخی قطعات او هوا را برای نفس کشیدن میبلعد، صدایش با شوری مُرَدَد به لرزش در میدارد، یا در حد زمزمهای تهدید آمیز، که از لابهلای دندانهای کلید شدهاش هیس میکند، پایین میافتد. او «تُن ترحم برانگیزی» دارد. هنگام خواندن دربارهٔ برادری، خدا، انسانیت یا خودباوری، او دوباره تُن صدایش «نرم» میشود. در سال ۱۹۹۳، جکسون برای اولین بار در مصاحبه با اپرا وینفری نشان داد که چگونه از دهان و حنجرهاش به عنوان ساز موسیقی (جعبهٔ ریتم) استفاده و بدین وسیله آهنگها را پایهگذاری میکند. او ابتدای ترانهٔ «او کیست» را با دهانش اجرا کرد.
رولینگ استون هنگام تفسیر آلبوم شکستناپذیر، بر این باور بود که جکسون در سن ۴۳ سالگی، همچنان میتواند «قطعات اعلای آوازی و ریتمدار و هارمونیهای آوازی مواج» بسازد. روزنامهنگار و زندگینامهنویس، نلسون جرج صدای جکسون را این طور معرفی میکند: «موزون و گیرا، جسور و ستیزهجو، غرنده، پسرانه، فالستو (صدای بسیار زیر مردانه) و نرم و روان، که ترکیب این اِلِمِنتها او را به یک آوازخوان بزرگ تبدیل کردهاست».
بعد از مرگ مایکل جکسون، تدی رایلی، تهیهکنندهٔ برخی از آلبومهای مایکل، دلیل صحبت کردن مایکل با صدای زیر (با ارتفاع زیاد و شبیه به صدای کودکان و زنان) را به دلیل نگهداشتن صدای مشهور فالستویش (صدای بسیار زیر مردانه) برای آواز خواندن بیان کرد. رایلی میگوید که برخلاف باورهای مردم، صدای مایکل بَم بود.
او باید کلمات را زیر ادا میکرد تا همیشه ارتفاع بالای صدایش را حفظ کند. برای همین همیشه وقتی صحبت میکرد صدایش زیر بود. این شگردی از استادش بود و این موضوع بسیار بسیار حقیقت دارد.[۸۵]
[ویرایش] موزیک ویدئوها و رقص آرایی
- همچنین ببینید: ویدئوشناسی مایکل جکسون
استیو هوآی از ال موزیک، این حقیقت را بررسی کرد که، جکسون موزیک ویدئوها را از طریق خطوط داستانی پیچیده، حرکات رقص، جلوههای ویژه و ایفای نقشهای کوتاه توسط افراد مشهور، به یک فرم هنری و یک ابزار تبلیغاتی تبدیل نمود و همزمان با آن تبعیضات نژادی را نیز فرو پاشید. طبق گفتهٔ کارگردان وینسنت پترسن، که در چند موزیک ویدئو با جکسون همکاری داشت، ایدهٔ بسیاری از موضوعات تیره و تار و سرد در کارهای او، از خود جکسون بودهاست. محبوبیت ویدئوهای او، باعث «روی نقشه» قرار گرفتن کانال تازه تاسیس MTV شد و تمرکز برنامههای امتیوی به نفع موسیقیهای پاپ و آر اند بی تغییر کرد. موزیک ویدئوهایی مثل تریلر مایکل جکسون، از لحاظ بیهمتا بودن تا حد زیادی منحصر به جکسون باقی ماندهاند در حالی که رقصهای گروهی «بزن به چاک»، مکرراً توسط هنرمندان دیگر تقلید شدهاست. طراحی رقص «تریلر مایکل جکسون»، قسمتی از فرهنگ عامه جهانی است و مردم در همه جا از بالیوود گرفته تا زندانهای فیلیپین به بازسازی آن پرداختهاند. فیلم کوتاه «تریلر مایکل جکسون»، باعث افزایش ارزش قالب موزیک ویدئو شد و نامش به عنوان «موفقترین موزیک ویدئو برای همیشه» در رکوردهای جهانی گینس ثبت شدهاست. محبوبیت این موزیک ویدئوی ۱۴ دقیقهای به حدی بود که MTV در هر ساعت ۲ آن را پخش میکرد. این موزیک ویدئو در سال ۲۰۰۹ توسط کتابخانهٔ کنگرهٔ آمریکا به فهرست گنجینهٔ فیلمهای ماندگار ملی آمریکا (National Film Registry) اضافه شد. تریلر مایکل جکسون نخستین و تنها کلیپ موسیقیای است که نامش در بین «آثار سینمایی ماندگار» ثبت شدهاست.
مایکل از آلبوم «بـد» به بعد از القائات جنسی در بعضی حرکات رقصش استفاده کرد. او در موقعیتهایی خاص، سینه، تنه یا خشتک شلوارش را به چنگ میگرفت یا لمس میکرد. در حالی که او این حرکات را به عنوان بخشی از «هنر رقص آرایی» معرفی میکرد، طرفداران و منتقدان واکنشهای مختلف و متضادی در پذیرش این حرکات بروز دادهاند. مجلهٔ تایم این حرکات را «شرم آور» خواند. در موزیک ویدئوهای آلبوم «بـد» افراد مشهور بسیاری شرکت کردند. افراد مشهور معمولاً در ویدئوهای جکسون به ایفای نقشهای کوتاه میپرداختند. در سال ۱۹۸۸ و در موزیک ویدئوی «مجرم زیرک»، مایکل تکنیک «حرکت مایل ضد جاذبه» را برای اجرایش اختراع کرد که به شمارهٔ US Patent No. ۵٫۲۵۵٫۴۵۲ ثبت اختراع شد. او کفشهایی را اختراع کرد که میتوانست با پوشیدن آنها و بدون هیچ وسیلهٔ اضافی دیگر، ۴۵ درجه خم شود. این در حالی بود که برای مدتها به اشتباه تصور میشد این حرکت نوعی جلوه ویژهٔ کامپیوتری است.[۸۶] حرکت حرکت مایل ضد جاذبه در کنسرتهای جکسون نیز اجرا شدهاست. در سال ۱۹۸۸ «جایزهٔ یک عمر موفقیت هنری امتیوی» که با ارزشترین جایزهٔ MTV است برای گرامیداشت دستاوردهای جکسون به او داده شد. در سال بعد اسم این جایزه به افتخار جکسون به «جایزهٔ موزیک ویدئوی مایکل جکسون» تغییر کرد. این جایزه تنها به افراد تاثیرگذار و انگشتشماری اهدا شدهاست.
در ۱۴ نوامبر ۱۹۹۱ موزیک ویدئوی «سیاه یا سفید» از آلبوم «خطرناک» بطور همزمان در ۲۷ کشور برای ۵۰۰ میلیون مخاطب پخش شد و به پربینندهترین موزیک ویدئوی جهان بدل گشت و تا امروز هم این رکورد را دارد. رسانهها این موزیک ویدئو را «جنجالیترین موزیک ویدئوهای جهان» نامگذاری کردند. مایکل در «سیاه یا سفید» تبعیضنژادی را محکوم میکند و خواهان وحدت تمام نژادهاست. او گروههای تروریستیای همانند کوکلاکس کلان را محکوم میکند و در خطاب به آنها میگوید: «من از تکه تکه شدن نمیترسم؛ من از هیچکس نمیترسم». تضادهایی هم که در «سیاه یا سفید» به کار رفته قابل توجه است؛ تضادهایی همانند: کلمهٔ سیاه و سفید، لباس جکسون که شامل دو رنگ سیاه و سفید است، رقص بدون ترانهٔ مایکل در قسمت «پلنگ سیاه» و رقص در کنار خشونت. اما جکسون به خاطر انجام حرکات رقصی که مفهومهای جنسی داشت مجبور شد سکانسهای آخر نسخهٔ ۱۴ دقیقهای را که «پلنگ سیاه» نام داشت حذف کند و از مردم عذرخواهی کند تا از تحریم ویدئو جلوگیری شود. مکالی کالکین (بازیگر فیلم تنها در خانه) نیز همراه با جکسون در این ویدئو حضور داشتند. ویدئوی زمان رو به یاد بیار تولید پیچیدهای داشت و با بیش از ۹ دقیقه زمان، یکی از طولانیترین موزیک ویدئوهای اوست. محل اتفاق وقایای آن مصر باستان بود. این اثر به ارائهٔ جلوههای ویژهٔ پیشگام پرداخت و ادی مورفی، ایمان عبدالمجید و مجیک جانسون در آن حضور داشتند، طراحی رقص این موزیک ویدئو پیچیده و متفاوت بود. ویدئوی ترانهٔ پشت درهای بسته از نظر جنسی، «آتشیترین» ویدئوی جکسون است. سوپرمدل نائومی کمپبل، در یک رقص عاشقانه با همراهی جکسون، در این اثر حضور داشت. این ویدئو به خاطر اثری که میتوانست القا کند در آفریقای جنوبی تحریم شد.
موزیک ویدئوی ترانهٔ «جیغ» از آلبوم «تاریخ» یکی از برجستهترین آثار جکسون است که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفتهاست. در ۱۹۹۵، این اثر نامزد ۱۱ جایزه از مراسم جوایز موسیقی امتیوی شد که این مقدار بیش از هر موزیک ویدئوی دیگری تا به امروز است و توانست جوایز «بهترین ویدئوی رقص»، «بهترین طراحی رقص» و «بهترین کارگردانی هنری» را از آن خود کند. آهنگ جیغ و ویدئویی که آن را همراهی میکند، پاسخی بود برای ضربهای که رسانهها از پشت به جکسون زدند. این ویدئو بطور کامل بصورت سیاه و سفید فیلمبرداری شد. یک سال بعد، این اثر برندهٔ جایزهٔ گرمی برای «بهترین موزیک ویدئوی فرم کوتاه» شد. نام این موزیک ویدئو با هزینهای معادل ۷ میلیون دلار، به عنوان پرهزینهترین موزیک ویدئوی جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت شدهاست.
ترانهٔ زمین با یک موزیک ویدئوی گران نامزد جایزهٔ گرمی برای «بهترین موزیک ویدئوی فرم کوتاه» در سال ۱۹۹۷ شد. موضوع ویدئو دربارهٔ محیط زیست، با تصاویری از آسییب به حیوانات، جنگل زدایی، آلودگی و جنگ بود. در این موزیک ویدئو با استفاده از جلوههای ویژه، زمان و زندگی به عقب برمی گردد، جنگ پایان مییابد و جنگلها از نو میرویند. این ویدئو نیز از جنجال برانگیزترینها شد. «ارواح» فیلم کوتاه ۳۷ دقیقهای به نوشتهٔ جکسون و استفن کینگ و به کارگردانی استن وینستون بود، که در سال ۱۹۹۶ در جشنوارهٔ فیلم کن افتتاح و در سال ۱۹۹۷ منتشر شد. این فیلم دارای رکورد بلندترین موزیک ویدئو در رکوردهای جهانی گینس است.
[ویرایش] اعتقادات
جکسون از لحاظ اعتقادی یک خداباور مسیحی و از فرقه شاهدان یهوه بود. منابع و اتفاقات مهمی بر این امر تاکید دارند. یکی از آنها زمان انتشار ویدئوی تریلر اتفاق افتاد. موضوع این ویدئو در مورد زنده شدن مردگان بود و بزرگان فرقهٔ شاهدان یهوه آن را قبول نداشتند و کار به جایی رسید که خود مایکل تصمیم به منهدم کردن ویدئوهای آن کرد. او به مدیر برنامههایش، جان برانکا، گفت که نوارها را خراب کند. اما برانکا این کار را نکرد و روز بعد مایکل را متقاعد کرد که ویدئوی تریلر را از بین نبرد. برانکا پیشنهاد داد تا به جای خراب کردن ویدئو، پیامی را به اول آن اضافه کند مبنی بر این که: «وی در عمل هیچ اعتقادی به صحنههای نمایش داده شده در این ویدئو نداشته و این فقط یک نمایش است». همچنین وی در مصاحبهای با اپرا وینفری که در سال ۱۹۹۳ به صورت زنده پخش شد بر این نکته اذعان کرد.
اپرا: آیا تو معنویگرا هستی؟
جکسون: در چه زمینهای؟
اپرا: یعنی این که تو مدیتیشن میکنی؟ تو این رو درک میکنی که چیز بزرگتری هست که بر روی مسائل تأثیر میذاره؟
جکسون: به خدا اعتقاد دارم، قطعاً، قطعاً، خیلی زیاد.
در ادامه شایعههای بسیاری در مورد اعتقادات جکسون به وجود آمد که تناقضات زیادی با هم داشتند. مانند مسلمان شدن جکسون و خداناباور بودن او. در مورد خداناباور بودن، وی علنا این مساله را رد میکند. مایکل در فیلم این آخرش است (انتشار: ۲۰۰۹) پیش از اجرای قطعهٔ «ترانه زمین» این جمله را میگوید:
| « | من خدا و خورشیدش را خیلی دوست دارم. | » |
[ویرایش] مد
فیلیپ بلاچ گفتهاست:
| « | مایکل جکسون تحت تاثیر مد قرار نگرفت بلکه مد تحت تاثیر او قرار گرفت. | » |
از همان اوایل جکسون با پوشیدن بلوزهای حاشیه دوزی شده، کفشهای پاشنه بلند و شلوارهای دمپاگشاد و با کلاهی مخصوص، به عنوان فردی با سبک پوششی کاملا بیهمتا توصیف میشدهاست. در طول دورهٔ آلبوم غیر معمول او سبکش را با پوشیدن کتهای تاکسیدو، شلوارهایی که از بالا به پایین تنگ تر میشد، جورابهای سفید کلفت و درخشان و کفشهای خیابانی سیاه براق که فوراً بیننده را متوجهٔ ظاهری کلاسیک میکرد، تغییر داد. ورود سبک ساختار شکنانهٔ او در طول دورهٔ آلبوم تریلر جکسون را به یک الگوی برجستهٔ مد تبدیل کرد. کت قرمز رنگ موزیک ویدیوی تریلر مایکل جکسون و بزن به چاک، عینکهای آفتابی خلبانی، ، شلوارهای دارای خط ارتشی در قسمت بیرونی آن، کتهای نظامی، موهای فر، شلوار کوتاه با جورابهای سفید درخشان، کت اسطورهای بیلی جین، کلاه فدورای سیاه و معروفتر از همه دستکش سفید درخشانی که اولین بار در مراسم ویژهٔ موتاون به دست کرد، از جمله پوششهایی هستند که جکسون در موزیک ویدئوها، مراسم اهدای جوایز و اجراهای زنده از آنها استفاده میکرد.
در اواخر دههٔ ۸۰ و اواسط دههٔ ۹۰، جکسون شروع به پوشیدن پوششهای نمادین الهام گرفته از لباسهای نظامی و بازوبندهای نمادین و همچنین انگشتهای چسپزده کرد. او از این پوششها در تور کنسرتهای جهانی خطرناک و تاریخ استفاده کرد. در اواسط و اواخر دههٔ ۹۰، جکسون ظاهر ملایمتری داشت، که بیشتر شامل پیراهنهای سبک شناور در هوا و در موقعیتهای انگشت شماری حتی با سینهای بدون پوشش بود. با این وجود او هنوز هم گاهی پوششهایی با سبک نظامی به تن میکرد. در طول حضور در دادگاهها او با ماسکهای طبی و چتر دیده میشد. در دادگاه ۲۰۰۵ او توسط مفسران دادگاه و رسانهها که احساس میکردند پوشش او مناسب دادگاه نیست مورد انتقاد قرار گرفت. مری فولجینیتی جنو بازرس فدرال سابق که در حال حاضر یک وکیل مدافع جنایی است، جکسون را آماده برای «جهشی انفجاری به مونواک» توصیف کرد.
سبک مد خلاقانهٔ جکسون تاثیر بسیار گستردهای بر روی نسل جوان گذاشتهاست. او به عنوان شخصی دارای سبکی ابداعی شناخته میشود که مدگزاران امروزی بیشماری از جمله آشر، کریس براون، بیانسه، ریانا، جاستین بیبر، ویل. آی. ام، کانیه وست، ایکان و بسیاری دیگر را تحت تاثیر گذاشتهاست. سبک او برای سه دههاست که همچنان در حال خط دادن به سبکهای آیندهاست. در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ دستکش سفید نمادین او به مبلغ ۳۵۰،۰۰۰ دلار (۴۲۰ هزار دلار به علاوهٔ مالیات) در یک حراجی توسط یک تاجر چینی خریداری شد.[۸۷][۸۸]
[ویرایش] میراث و تاثیر
جکسون اثر برجستهای بر موسیقی و فرهنگ سراسر جهان گذاشتهاست. او در آمریکا تبعیضهای نژادی را فرو پاشید، هنر موزیک ویدئو را متحول کرد، و راه را برای موسیقی پاپ مدرن هموار نمود. جکسون در طول دوران کاریاش، توسط موسیقی و فعالیتهای بشر دوستانه، تاثیری بینظیر بر روی نسل جوان در سطح جهان گذاشتهاست. فعالیتهای کاری، صوت یکتای موسیقی و سبک آوازی جکسون، هنرمندان بیشماری را تحت تاثیر قرار دادهاست. هنرمندانی همچون مدونا، ماریا کری، آشر، بریتنی اسپیرز، کریس براون، بیانسه، گرین دی، مایلی سایرس، فیفتی سنت، جاستین تیمبرلیک، لیدی گاگا، جاستین بیبر، نی-یو، ریانا و آر. کلی و بسیاری دیگر.
او با این مشخصه شناخته میشود: «یک رب النوع توقف ناپذیر، که تمام ابزارها را برای فتح جداول موسیقی به ارادهٔ خود در اختیار دارد؛ صدایی که بلافاصله خود را نشان میدهد؛ حرکات رقصی که چشمها را خیره میکند؛ استعدادها و قابلیتهای موسیقایی حیرت انگیز، و محبوبیت و قدرت بسیار بسیار زیاد یک ستاره». در شرف ورود به ۱۹۹۰، مجلهٔ ونیتی فیر، جکسون را مردمیترین و محبوبترین هنرمند در تاریخ نمایش دانست. تام آتلی نویسندهٔ روزنامهٔ دیلی تلگراف، او را یک «شخصیت فوق العاده مهم در تاریخ فرهنگ مردمی» و یک «نابغه» نامید. در اواخر سال ۲۰۰۷، جکسون از حرفهاش و تأثیر آن در آینده سخن گفت:
| « | موسیقی وسیلهای است برای ارضای تمایلات من. هدیهٔ من است برای تمام عاشقان دنیا. با موسیقیام، میدانم که تا ابد زنده خواهم بود. | » |
[ویرایش] جایزهها و افتخارات
مایکل جکسون در سن ۲۴ سالگی به آن چنان شهرت و محبوبیتی دست یافت که تا آن زمان تنها الویس پریسلی و گروه بیتلز بدان دست یافته بودند. در سال ۱۹۸۴، نام جکسون برای دومین بار در پیادهروی شهرت هالیوود ثبت شد. او اولین هنرمند موسیقی بود که نامش دوبار در این پیادهرو ثبت میشد. (تا به امروز فقط ۶ هنرمند موسیقی موفق به دریافت ۲ ستاره شدند.) او در طول فعالیت کاریاش، موفق به دریافت نزدیک به ۴۰۰ جایزه شدهاست که این میزان بیشتر از هر هنرمند دیگری در سطح جهان میباشد. او از معدود هنرمندانی است که دوبار به تالار مشاهیر راک اند رول فرا خوانده شدهاست. او به تالار مشاهیر آهنگ سازان نیز در ۲۰۰۲ فرا خوانده شد. دیگر جوایز او عبارتند از تعداد ۲۳ رکوردهای جهانی گینس که باعث شد او به پررکوردترین هنرمند جهان تبدیل شود. او در طول عمرش موفق به برنده شدن تعداد ۱۸ جایزه گرمی شد. همچنین او دارای ۱۳ تکآهنگ شماره یک در جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد است. (بیش از هر هنرمند مرد دیگری بعد از پایه گذاری جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد)
در سال ۱۹۹۱ (۳۳ سالگی مایکل)، مراسم جایزهٔ موزیک ویدئوی امتیوی، به خاطر تأثیر بسیار زیادی که جکسون بر روی شبکهٔ امتیوی گذاشت، «جایزهٔ ویدئوی پیشگام امتیوی» را که بزرگترین و معتبرترین جایزهٔ این مراسم است، به نام مایکل جکسون تغییر داد و آن را «جایزهٔ ویدئوی مایکل جکسون» نامید.
مایکل بیش از هر هنرمند دیگری آلبوم پرفروش دارد. و آلبوم تریلر او پرفروشترین آلبوم موسیقی جهان در تمام دورانها است.
مایکل جکسون «پرفروشترین هنرمند جهان در تاریخ نمایش» است. از آثار وی، بدون در نظر گرفتن گروه جکسون فایو، بین ۷۵۰ میلیون تا ۱ میلیارد نسخه در جهان فروش رفتهاست. او پرفروشترین هنرمند موسیقی تاریخ نیز میباشد.
او محبوبترین هنرمند در تاریخ صنعت نمایش، مشهورترین انسان مَرد جهان در طول تاریخ و پرجایزهترین هنرمند جهان است.[۹۱] کتاب گینس در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد که مایکل جکسون «مشهورترین انسان زندهٔ جهان» است. همچنین فعالیتهای نیکوکارانهٔ مایکل باعث شد که کتاب گینس در سال ۲۰۰۰ رکورد «نیکوکارترین فرد مشهور» را به نام او ثبت کند. او بیشتر ثروت خود را به انجام کارهای خیریه بخشید. او ۲ بار نامزد جایزهٔ صلح نوبل شده است؛ یکبار در سال ۱۹۹۸ و دیگری در سال ۲۰۰۳.
مایکل جکسون دارای مدرک دکترای ادبیات انسانی از دانشگاه متحد سیاهپوستان است. همچنین دارای دکترای افتخاری (PhD) ادبیات انسانی از دانشگاه فیسک نیز میباشد.[۹۲][۹۳]
[ویرایش] ثروت مایکل جکسون
آمار دقیقی از ثروت مایکل جکسون در دست نیست. در ۶ فوریه ۲۰۰۳، مارتین بشیر در مستند زندگی با مایکل جکسون از مایکل پرسید که چهقدر سرمایه دارد؛ و مایکل در پاسخ گفت بیش از ۱ میلیارد دلار ثروت دارد. اما زمانی که این مستند از تلویزیون آمریکا پخش شد، باربارا والترز گفت: «از نظر او بالای ۱ میلیارد دلار است اما در واقع ثروت او بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار است». این در حالی است که مایکل جکسون مالک نصف انتشارات موسیقی سونی/ایتیوی هست.[۹۴][۹۵] کمپانیای که هماکنون دومین انتشارات بزرگ و قدرتمند آثار موسیقی در جهان است. درآمد متوسط سالیانهٔ او از این کمپانی بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار تخمین زده شدهاست. در کاتولوگ این کمپانی، حقنشر بیش از ۷۵۰ هزار آهنگ از افرادی همچون الویس پریسلی، لئونارد کوهن، نیل دایموند، فیفتی سنت، باب دیلن، لیدی گاگا، جان مِیر، امینم، انریکه ایگلسیاس، شکیرا، کریستینا آگیلرا، ایکان، سلین دیون، کیتی تانستال، تیلور سویفت، جنیفر لوپز، بیانسه و همچنین حق نشر تمام آثار گروه بیتلز قرار دارد.[۹۶] ارزش این انتشارات موسیقی در سال ۲۰۰۵، بین ۴ تا ۵ میلیارد دلار برآورد شد و هر سال هم به ارزش آن اضافه میشود.[۹۷] با این حال تخمین زده میشود که درآمدهای جکسون از سهم سود آثار خودش، کنسرتهایش و مشارکت یا موافقتهایش، ۵۰۰ میلیون دلار باشد. جکسون در طول عمرش بیش از ۳۰۰ میلیون دلار از درآمدش را وقف اعمال خیریه و نیکوکارانه کرد. او تا سال ۲۰۰۵ باعث شد تا رقمی بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار صرف اهداف خیریه بشود.
مجلهٔ بیلبورد تخمین زده که ثروت جکسون تنها ۱ سال پس از مرگ ناگهانیاش، حداقل ۱ میلیارد دلار بیشتر شدهاست.
در ژوئیه سال ۲۰۱۱ مشخص شد که مایکل کلکسیونی شامل ۱۸۲ اثر هنری دارد که تعداد بسیاری از آنها را خودش خلق کردهاست. ارزش این کلکسیون بیش از ۹۰۰ میلیون دلار تخمین زده شدهاست. یک ارزیاب آثار هنری بر این باور است که کلکسیون هنری مایکل یکی از نایابترین و بیعیبترین مجموعههای دنیاست.[۹۸][۹۹]
با وجود استدلالهای بالا، نام مایکل جکسون هیچگاه در بین فهرست میلیاردرهای مجله فوربس ظاهر نشدهاست.
[ویرایش] آلبومشناسی
- باید آنجا باشم (۱۳۵۱)
- بن (۱۳۵۱)
- موسیقی و من (۱۳۵۲)
- مایکل، برای همیشه (۱۳۵۴)
- غیر معمول (۱۳۵۸)
- تریلر (۱۳۶۱)
- بـد (۱۳۶۶)
- خطرناک (۱۳۷۰)
- تاریخ: گذشته، حال و آینده، کتاب اول (۱۳۷۴)
- شکستناپذیر (۱۳۸۰)
[ویرایش] پانویس و منابع
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Michael jackson»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱).
- ↑ بیوگرافی مایکل جکسون در وبسایت IMDB، انگلیسی.
- ↑ «Jackson receives his World Records» (انگلیسی). یاهو!، ۱۴ نوامبر ۲۰۰۶. بازبینیشده در ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «مایکل جکسون؛ یک سال پس از مرگ». بیبیسی فارسی، ۲۵ ژوئن ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۹ مه ۲۰۱۱.
- ↑ «مایکل جکسون در ۵۰ سالگی درگذشت» (انگلیسی). رکوردهای جهانی گینس، ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱.
- ↑ «Michael Jackson Biography» (انگلیسی). تالار مشاهیر راک اند رول. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Michael Jackson's Family Tree: Janet, Rebbie, Marlon And More» (انگلیسی). tmz.com. بازبینیشده در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Joseph Jackson Biography» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ «Katherine Jackson - A mother's love» (انگلیسی). بازبینیشده در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ نیلسون جرج، صفحهٔ ۲۰
- ↑ Michael Jackson's Secret Childhood, VH1, June 20, 2008.، , VH1, June 20, 2008 انگلیسی
- ↑ Can Michael Jackson's demons be explained?، بی بی سی ۲۰ می۲۰۰۳
- ↑ نیلسون جرج، صفحهٔ ۲۲
- ↑ Heyliger, M. «Thriller- Michael Jackson» (انگلیسی). sonicclash.com. بازبینیشده در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ برندگان جایزه گرمی، آکادمی ملّی ضبط هنرها. بازیابی در ۱۴ فوریه ۲۰۰۸.
- ↑ «'Thriller,' the Michael Jackson album that remixed pop culture, turns 25» (انگلیسی). nydailynews.com، ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷. بازبینیشده در ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ «The Story Behind Thriller» (انگلیسی). totalfilm.com، ۲۶ آگوست ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ Taraborrelli (2009), p. 231
- ↑ Taraborrelli (2009), p. 233
- ↑ RIAA Diamond Awards، انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا. بازیابی در ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ مایکل جکسون درگذشت. . رادیو فردا. بازیابیشده در ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹.
- ↑ Pareles, Jon. «Michael Jackson At 25: A Musical Phenomenon» (انگلیسی). The New York Times، ژانویه ۱۹۸۴. بازبینیشده در ۳ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ تارا بورلی، صص ۲۳۸-۲۴۱
- ↑ «The 25 Most Important Pop Culture Moments» (فارسی). سیانان، ۱ سپتامبر ۲۰۰۵. بازبینیشده در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ Story, Louise. New York Times ed. 31 December 2007. Retrieved on 17 July 2009.
- ↑ Taraborrelli (2009), pp. 308-310
- ↑ فیلم مونواکر. دقیقهٔ ۶:۱۲. سال ۱۹۸۸.
- ↑ تارابورلی، صص ۳۴۰-۳۴۴
- ↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ تارابورلی، صص ۳۳۳-۳۳۷
- ↑ ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ تارا بورلی، ص ۳۵۵-۳۶۱
- ↑ فوق ستاره موسیقی. . بیبیسی، ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵. بازیابیشده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۸.
- ↑ گلدبرگ، مایکل و هندلمن، دیوید. آیا مایکل جکسون واقعی است؟ ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۷.
- ↑ Campbell (1995), pp. 14-16
- ↑ ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ Taraborrelli, pp. 434-436
- ↑ Campbell (1995), pp. 14–16
- ↑ Lewis pp. 165–168
- ↑ George, pp. 45–46
- ↑ Corey Williams. «'I'm a black man turning white on television'» (انگلیسی). ۱۸ دسامبر ۲۰۰۷. بازبینیشده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ Siemaszko, Corky. «Michael Jackson autopsy report confirms singer suffered from vitiligo, wore wig, had tattooed makeup» (انگلیسی). دیلی نیوز، ۱۰ فوریه ۲۰۱۰. بازبینیشده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ تارابرولی، صص ۴۳۴-۴۳۶
- ↑ ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ جکسون، صص ۲۲۹-۲۳۰
- ↑ Measuring Worth - Measures of worth, inflation rates, saving calculator, relative value, worth of a dollar, worth of a pound, purchasing power, gold prices, GDP, history of wa...
- ↑ جرج، ص ۴۱
- ↑ جکسون، صص ۲۹-۳۱
- ↑ جرج، ص ۴۲
- ↑ جرج، صص ۴۳-۴۴
- ↑ کمپبل (۱۹۹۳)، صص۲۶۰-۲۶۳
- ↑ ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ "گلد و پلاتینیوم". انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا. http://www.riaa.com/goldandplatinumdata.php?table=SEARCH_RESULTS&artist=Michael%20Jackson&format=ALBUM&go=Search&perPage=100. Retrieved ۱۷ آوریل ۲۰۰۸.
- ↑ کارتر, کلی ل. (۱۱ اوت ۲۰۰۸). "نیوجک سویینگ". تریبون شیکاگو. http://www.chicagotribune.com/features/arts/chi-5-things-0810aug10,0,1329158.story. Retrieved ۲۲ اوت ۲۰۰۸.
- ↑ Nelson George overview 45-46
- ↑ تارابورلی، ص ۴۵۲-۴۵۴
- ↑ "ستارهها در جشن کلینتون سبقت میگیرند". روزنامه دیلی نیوز لسآنجلس. (۱۹ ژانویه ۱۹۹۳).
- ↑ ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ ۵۲٫۲ جانسون, روبرت (مه ۱۹۹۲). "مایکل جکسون در آفریقا تاجگذاری کرد". ایبونی. http://findarticles.com/p/articles/mi_m1077/is_n7_v47/ai_12288831. Retrieved ۲۳ جولای ۲۰۰۸.
- ↑ Taraborrelli (2009), p. 455
- ↑ «Super Bowl XLV on Fox Is The Most Watched Program in US TV History» (انگلیسی). fangsbites.com. بازبینیشده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱.
- ↑ "Nelson George overview 45-46"
- ↑ Youtube The Frank Skinner Show
- ↑ femalefirst.co.uk
- ↑ تارابورلی، صص ۵۱۸-۵۲۰
- ↑ الناز آذری. «لیزا، همسر سابق مایکل جکسون در مصاحبهٔ با اپرا چه گفت؟» (فارسی). سایت رسمی هواداران مایکل جکسون در ایران، ۳۰ مهر ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۲۸ خرداد ۱۳۹۰.
- ↑ لیدز, جف (۱۳ آوریل ۲۰۰۶). "نجات مایکل جکسون نزدیک است". نیویورک تایمز. http://www.nytimes.com/2006/04/13/business/media/13music.html?ex=1302580800&en=45bff2f7a4da68fe&ei=5088&partner=rssnyt&emc=rss. Retrieved ۲۳ جولای ۲۰۰۸.
- ↑ پوتی, بورا (۲۴ اوت ۲۰۰۱). "مایکل جکسون بازگشت". ریپابلیکا. http://ricerca.repubblica.it/repubblica/archivio/repubblica/2001/08/24/il-nuovo-michael-jackson-fa-un-tuffo.html. Retrieved ۱۰ مه ۲۰۰۹.
- ↑ ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ لویس، صص ۹۵-۹۶
- ↑ تارابورلی ص ۵۹۷
- ↑ تارابورلی، ص ۵۷۰
- ↑ تارابرولی، ص ۵۸۶
- ↑ روجک, کریس (۲۰۰۷). مطالعات فرهنگی. پلیتی. p. ۷۴. ISBN ۰۷۴۵۶۳۶۸۳۷.
- ↑ آلتیمت بوکلت، صص ۴۸-۵۰
- ↑ "اسلش، اسکورپینس و دیگران از آن مایکل و دوستان شدند"". ویاچوان. ۲۷ مه ۱۹۹۹. http://www.vh1.com/news/articles/1429785/19990527/guns_n_roses.jhtml. Retrieved ۳۰ مه ۲۰۰۸.
- ↑ ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ ۶۹٫۲ ۶۹٫۳ ۶۹٫۴ تارابورلی، صص ۶۱۰-۶۱۱
- ↑ ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ ۷۰٫۲ تارابورلی، صص ۶۱۴-۶۱۷
- ↑ تارابورلی، صص ۵۹۹-۵۶۰
- ↑ وینیارد, جنیفر (۲۰ نوامبر ۲۰۰۲). "مایکل جکسون آویزان کردن فرزندش را اشتباهی بزرگ خواند". امتیوی. http://www.mtv.com/news/articles/1458799/20021120/jackson_michael.jhtml. Retrieved ۳ مارس ۲۰۰۹.
- ↑ ۷۳٫۰ ۷۳٫۱ تارابورلی، ص ۶۴۰
- ↑ تارابورلی، ص ۶۶۱
- ↑ «[مایکل جکسون: ۲۵ سال بعد از تریلر]» Michael Jackson: 25 Years After Thriller. Ebony magazines، دسامبر ۲۰۰۷. ۱۰۴.
- ↑ تومی, حبیب (۲۳ ژانویه ۲۰۰۶). "جکسون زندگی جدیدش را به خلیج فارس منتقل کرد". گلف نیوز. http://archive.gulfnews.com/articles/06/01/23/10013403.html. Retrieved ۲۳ ژانویه ۲۰۰۶.
- ↑ آکمن, دان (۱۴ ژوئن ۲۰۰۵). "عوامل شگفت مایکل جکسون". فوربز. http://www.forbes.com/2005/06/14/jackson-celebrity-trial-cx_da_0614topnews.html. Retrieved ۷ اکتبر ۲۰۰۹.
- ↑ «عکس و نوار مکالمهٔ مایکل جکسون که دیروز در دادگاه نمایش داده شد (هشدار: محتوای ناراحت کننده)» (فارسی). eMJey.com، ۶ مهر ۱۳۹۰. بازبینیشده در ۶ مهر ۱۳۹۰.
- ↑ «مایکل جکسون درگذشت.». جام جم.
- ↑ «روز ۸ دادگاه: گزارش بازرسی و سم شناسی» (فارسی). eMJey.com، ۱۵ مهر ۱۳۹۰. بازبینیشده در ۱۵ مهر ۱۳۹۰.
- ↑ «مرگ مایکل جکسون قتل تشخیص داده شد.». تابان نیوز.
- ↑ «مرگ مایکل جکسون قتل تشخیص داده شد.». بی بی سی.
- ↑ «مایکل جکسون به خاک سپرده شد.». بی بی سی.
- ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «List of most watched television broadcasts»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۱).
- ↑ الناز آذری. «چرا مایکل آرام و با صدای زیر سخن میگفت؟» (فارسی). سایت رسمی هواداران مایکل جکسون در ایران، ۲۰ آذر ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۲۸ خرداد ۱۳۹۰.
- ↑ espacenet.com
- ↑ آذری، الناز. «مزایدهٔ یادگاریهای مایکل در نیویورک» (فارسی). وبگاه رسمی هواداران مایکل جکسون در ایران، ۱ آذر ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۹ آبان ۱۳۹۰.
- ↑ «فروش یادگاریهای مایکل جکسون رکورد الویس و مونرو را شکست» (فارسی). بیبیسی فارسی، ۱ آذر ۱۳۸۸. بازبینیشده در ۱۹ آبان ۱۳۹۰.
- ↑ «13.957 people dancing thriller in Mexico!!». وبگاه oddee.com. بازبینیشده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ «World's 'Thriller' dance record? Mexicans beat it». وبگاهcsmonitor.com، ۳۰ آگوست ۲۰۰۹. بازبینیشده در ۹ ژوئیه ۲۰۱۱.
- ↑ «Michael Jackson Biography» (انگلیسی). تالار مشاهیر راک اند رول. بازبینیشده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ United Negro College Fund | The Official Michael Jackson Site
- ↑ Pop Star Michael Jackson Influenced Academics, Received PhD: Discovery News
- ↑ ادنا گاندرسون. «For Jackson, scandal could spell financial ruin» (انگلیسی). یواسای تودی، ۱۹ فوریه ۲۰۰۷.
- ↑ «Witness: Jacko Lived Way Above Means» (انگلیسی). شبکهٔ فاکس نیوز، ۳ مه ۲۰۰۵.
- ↑ «مایکل جکسون پردرآمد ترین هنرمند در صنعت موسیقی». سایت رسمی هواداران مایکل جکسون در ایران، ۶ دی ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۹ اردیبهشت ۱۳۹۰.
- ↑ «Witness: Jacko Lived Way Above Means» (انگلیسی). فاکس نیوز، ۳ مه ۲۰۰۵. بازبینیشده در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۱.
- ↑ آذری، الناز. «کلکسیون چند صد میلیون دلاری مایکل جکسون» (فارسی). eMJey.com، ۱۶ تیر ۱۳۹۰. بازبینیشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۰.
- ↑ «Michael Jackson's Art Collection Valued in Millions». وبگاه limelife.com، ۶ ژوئیه ۲۰۱۱. بازبینیشده در ۱۸ تیر ۱۳۹۰.
[ویرایش] پیوند به بیرون
مایکل جکسون در پروژههای خواهر
- وبگاه رسمی
- مایکل جکسون در فیسبوک
- مایکل جکسون در یوتوب
- مایکل جکسون در بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها (IMDB)
- زندگینامهٔ مایکل جکسون در تالار مشاهیر راک اند رول
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
- زادگان ۱۹۵۸ (میلادی)
- درگذشتگان ۲۰۰۹ (میلادی)
- مایکل جکسون
- خوانندگان دهه ۱۹۶۰ (میلادی)
- خوانندگان دهه ۱۹۷۰ (میلادی)
- خوانندگان دهه ۱۹۸۰ (میلادی)
- خوانندگان دهه ۱۹۹۰ (میلادی)
- خوانندگان دهه ۲۰۰۰ (میلادی)
- خواننده-ترانهسرایان اهل آمریکا
- خوانندگان انگلیسیزبان
- خوانندگان تنور
- خوانندگان سوپرانوی پسرانه
- خوانندگان راک اهل آمریکا
- خوانندگان پاپ اهل آمریکا
- خوانندگان مرد اهل آمریکا
- خوانندگان ریتم و بلوز اهل آمریکا
- خوانندگان سول اهل آمریکا
- کودکان خواننده در آمریکا
- موسیقیدانان دنس اهل آمریکا
- موسیقیدانان دیسکو اهل آمریکا
- رقصندگان اهل آمریکا
- رقصپردازان اهل آمریکا
- کارآفرینان اهل آمریکا
- آهنگسازان اهل آمریکا
- بشردوستان آمریکایی
- شاعران اهل آمریکا
- نویسندگان اهل آمریکا
- مزرعهداران اهل آمریکا
- هنرمندان اپیک رکوردز
- برندگان جایزه بریت
- برندگان جایزه گرمی
- برندگان جایزه یک عمر دستاورد گرمی
- برندگان مراسم اهدای جوایز موزیک ویدئوی امتیوی
- برندگان جوایز موسیقی آمریکا
- برندگان جوایز جهانی موسیقی
- برندگان جایزه بیلبورد
- راهیافتگان به تالار مشاهیر ترانهسرایان
- راهیافتگان به تالار مشاهیر راک اند رول
- جایزه اسطوره گرمی
- پیادهروی مشاهیر هالیوود
- دارندگان رکورد دنیا
- اهالی ایندیانا
- آمریکاییهای آفریقاییتبار
- کشتهشدگان
- قربانیان قتل غیرعمد
- درگذشتگان با مرگ مشکوک
- قتل هنرمندان
- گیاهخواران اهل آمریکا
- اعضای جکسون فایو
- موسیقیدانان آمریکایی آفریقاییتبار