رسانه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در علم ارتباطات، رسانه وسیله یا ابزاری برای رساندن داده یا اطلاعات است.[۱][۲]رسانه‌ها دارای قدرت قابل ملاحظه‌ای برای شکل‌دادن به عقاید و باورها، دگرگون کردن عادات زندگی و ترویج رفتارهای کمابیش مطابق میل کنترل‌کتنندگان رسانه‌ها و محتوای آنها هستند.

رسانه‌ها یک صنعت روبه رشد و درحال تحول هستند که تامین‌کنندهٔ اشتغال، تولیدکننده کالا و خدمات و تغذیه‌کننده سایر صنایع مرتبط هستند. رسانه‌ها در عین‌حال خود به نهادی تبدیل شده‌اند با قواعد و هنجارهای خاص خود که این نهاد را به جامعه و سایر نهادهای اجتماعی پیوند می‌دهند. پس این نهاد هم به‌نوبه خود توسط جامعه تنظیم می‌شود. رسانه‌ها یکی از منابع قدرت هستند یعنی ابزاری هستند برای کنترل مدیریت و نوآوری در جامعه. اغلب جایگاه بروز تحول در فرهنگ‌اند چه به معنی هنر و اشکال نمادین و چه در معنای مدها، خلق و خوها، شیوه‌های زندگی و هنجارها.

به‌هرحال رسانه‌ها دارای تأثیرات کوچک و بزرگی هستند؛ مثلاً لباسی که به هنگام خروج از منزل می‌پوشیم با توجه به پیش‌بینی هواست، آن چیزی که می‌خریم حاصل تبلیغات رسانه‌هاست و خیلی چیزهای دیگر…. درواقع کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که سرچشمه عقاید و اطلاعاتش از رسانه‌ها نباشد.

چند رسانه‌ای[ویرایش]

دریافت هم‌زمان از چند اندام حسی را چند رسانه‌ای یا مولتی مدیا می‌گویند.

استفاده از ابزارهای رسانه[ویرایش]

انگیزه‌های مردم برای گذراندن وقت با ابزارهای رسانه چیست؟

از بین نیازهای متعددی که پیشنهاد شده، بسیاری از پژوهش‌ها بر چهار دستهٔ اساسی از کنش‌ها تأکید دارند که می‌توان از وظایف ابزارهای رسانه باشد:

  1. سرگرمی و تفریح
  2. آگاهی و دانستن از جهان هستی
  3. ارتباط اجتماعی
  4. هویت شخصی و تعریف خود (مقایسهٔ تجربه و دیدگاه خود با تجربه‌ها و دیدگاه‌های کسانی که در ابزارهای رسانه‌ها ظاهر می‌شوند).

برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تلویزیون گسترده‌ترین و کم تخصصی‌ترین رسانه است، که می‌تواند این نیازهای چهارگانه را ارضا کند. رادیو نیز دارای همین کار کرد است. در مقابل، کتاب به عنوان امری که در اصل به نیازهای هویت شخصی پاسخ می‌دهد، روزنامه‌ها به عنوان وسیلهٔ ارضای نیازهای اطلاعاتی، و سینما به عنوان وسیله‌ای برای ارضای نیاز سرگرمی عمل می‌کنند. رسانه همیشه یک ابزار نیست، گاه رسانه به قول مارشال مک لوهان فوق ابزار و خود یک پیام است.

تأثیرات ابزارهای رسانه‌ها[ویرایش]

  • فرهنگ پذیری.

فرهنگ پذیری عبارت است از فرایند القا و تقویت ارزش‌هاباورها، سنت‌ها و معیارهای رفتاری، و دیدن واقعیتی که توسط اعضای یک فرهنگ خاص پذیرفته شده‌است. هدف رسانه جریان‌سازی در عرصهٔ سبک زندگی است.

  • نظریه کاشت

نظریه کاشت در میان نظریه‌هایی که به آثار درازمدت رسانه‌ها پرداخته‌اند حق تقدم با نظریه کاشت گربنر است، که به آثار تدریجی و دراز مدت رسانه‌ها به ویژه تلویزیون می‌پردازد. نظریه پردازان کاشت استدلال می‌کنند که تلویزیون اثرات درازمدت، تدریجی، غیرمستقیم اما متراکم و انباشتی دارد. محققان کاشت، به منظور ارائه دیدگاه خود دربارهٔ تلویزیون به عنوان یک رسانه نافذ فرهنگی به فرایند چهار مرحله ای اشاره می‌کنند. نخستین مرحله را (تحلیل نظام پیام)، یعنی تحلیل و ارزیابی تصویر، مضامین و ارزش‌هایی که به‌طور مستمر در تلویزیون پخش می‌شود. دومین مرحله (تنظیم و تدوین پرسش‌هایی درمورد کم و کیف واقعیات اجتماعی از دیدگاه بینندگان) است. سومین مرحله (مطالعه مخاطبان) و چهارمین مرحله (مقایسه مفهوم سازی بینندگان پرمصرف و کم مصرف) است. طبق عقیده بامنورا، از جمله تأثیرات مربوط به رسانه‌ها این است که رسانه‌ها با انتقال و انتشار ارزش‌ها و هنجارهای جدید، ارزش‌های جا افتاده و قدیمی را مورد تهدید و به چالش می‌کشد.

  • نظریه برجسته سازی

نظریه برجسته سازینظریه برجسته سازی شاید بهترین تصویر از میزان نفوذ ابزارهای قدرتمند ارتباطاتی و اطلاعاتی به دست دهند، این نظریه می‌گوید رسانه‌ها نمی‌توانند به مخاطبان خود بگویند چگونه بیندیشید اما می‌توانند به آنها بگویند به چه بیندیشید و اندیشیدن بی شک سرآغاز تغییر نگرش، باور و رفتار است.

  • نظریه گلوله جادویی

نظریه گلوله جادویی رسانه‌ها در حکم اسلحه و پیام‌ها در حکم گلوله هستند و به طرف مخاطبان منفعل و بی دفاع شلیک می‌شوند. به عقیده پژوهشگران، نظریه گلوله جادویی متأثر از مدل محرک_ پاسخ است و براساس این، پیام قدرت مطلقی دارد.

رسانه‌ها چگونه خبررسانی می‌کنند؟[ویرایش]

  • دروازه‌بانی خبر

کارشناسان ارتباطات با ذکر برخی روش‌های رسانه‌ها در خبررسانی از چگونگی تأثیر رسانه‌ها بر نگرش مردم پرده برمی‌دارند. روشی به‌نام «دروازه‌بانی خبر» وجود دارد که براساس آن حق انتخاب به رسانه‌ها داده می‌شود به این ترتیب که رسانه‌ها همه‌چیز را نمی‌گویند بلکه برخی مسائل را که با راهبردهای آنها هم‌خوانی دارد پخش و منتشر می‌کنند.

  • برجسته سازی

روش دیگری به‌نام «برجسته‌سازی» هم وجود دارد که براساس آن رسانه‌ها از میان همهٔ مطالب و اخبار برخی مسائل رابرجسته‌تر می‌کنند این درحال است که درواقعیت ممکن است آن‌قدر هم مهم نباشد.

  • چارچوب سازی
مهم‌تر ازاین دو شیوهٔ جهت‌دهی خبر روش سومی وجود دارد که به آن «چارچوب سازی» گفته‌می‌شود. در این روش رسانه‌ها چارچوب مفهومی برای مخاطب می‌سازد که همهٔ مسائل را در آن قالب برای مخاطب تفسیر می‌کنند به این ترتیب مخاطب پس از مدتی با رسانه‌ها هم‌تحلیل می‌شوند و از آن چارچوب فکری معرفتی به دنیا می‌نگرند.

کلیشه‌سازی و بازنمایی رسانه‌ها[ویرایش]

کلیشه سازی به‌عنوان یکی از فنون خلق پیام رسانه‌ای است که بر اساس آن اگر رسانه یا رسانه‌ها در بازنمایی واقعیت به شکل خاص اصرار بورزند، در طول زمان و به کلیشه تبدیل خواهد شد. تعریف کلی کلیشه در رسانه‌های خبری؛ بازنمایی ناقص، نادرست یا منفی از موضوع خاصی، باهدف غایی، دست‌کاری در افکار عمومی و سمت‌وسو دادن به آن است. به‌بیان‌دیگر رسانه راه‌های مجسم کردن گروه، طیف، قومیت، نژاد یا مذهب و…. را به ما می‌آموزد. کلیشه سازی نوعی بازنمایی است که در آن هر بار به یاد فرد یا گروه و… می‌افتیم بلافاصله کلیشه ساخته‌شده توسط رسانه‌ها در ذهنمان تداعی می‌شود. البته کلیشه سازی، فرایندی دائمی و ضروری در ذهن انسان است. زیرا جهان پیرامون ما بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از آن است که بتوانیم به‌تنهایی نسبت به‌تمامی مسائل، اتفاقات و شگفتی‌هایش اطلاعات کسب کنیم. همهٔ ما به‌طور روزانه با حجم زیادی از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده مواجه می‌شویم که حاصل دیده‌ها و شنیده‌های دیگران است. نکته قابل‌توجه در شکل‌گیری کلیشه، عنصر «تکرار» است. تکرار باعث می‌شود گیرنده پیام به‌طور ناخودآگاه دست به تعمیم بزند. «تعمیم در ذهن مخاطب، هدف اصلی رسانه در کلیشه سازی است». روشن است همه افراد یک گروه، مثلاً ایرانی‌ها یا پزشکان، یک‌گونه نیستند، ولی رسانه‌ها با تکرار و ایجاد تعمیم در ذهن مخاطب، همه اعضای یک جمع را به یک‌گونه در ذهن گیرندگان پیام، قالب می‌زنند.

رادیو تا ماهواره[ویرایش]

رادیوبه عنوان اولین رسانه الکترونیکی به صورت صوتی و به مرور زمان تلویزیون‌های محلی به صورت صوتی و تصویری توانستند برای گستره وسیعی از مردم به انتقال پیام بپردازند. به طوری که امروزه تلویزیون یکی از قدرتمندترین ابزار ارتباط جمعی به‌شمار می‌آید، با این وجود منافع کشورها ایجاب می‌کرد که با ارسال پیام برای مردمان دیگر کشورها آنها را به نوعی با فرهنگ خود آشنا و عجین کنند به همین جهت ارسال اولین ماهواره‌های فرامرزی در دستور کار دولت‌ها قرار گرفت؛ بنابراین با توجه به روند رو به رشد فن آوری‌های تکنولوژی عصر جدید می‌توان به یقین بیان نمود که جوامع بشری با استفاده از ابزارهای کنونی به راحتی هر چه تمام تر با یکدیگر در ارتباط تعامل هستند و همین امر باعث شده‌است تا سبک‌ها و روش‌های زندگی جدیدی در سطح دنیا در حال گسترش و انتقال می‌باشد. امروزه با گسترش رسانه‌ها و معمولی شدن ماهواره‌ها و ورود سایر وسایل ارتباطی در جوامع بشری مسائل اجتماعی جدید به وجود آمده‌است و هر روز پیش از پیش به اهمیت استفاده آنها در زندگی انسان‌ها افزوده می‌شود.

تلویزیون[ویرایش]

تلویزیون به عنوان یک وسیله مدرن در زندگی روزمره ما است. هم چنین توجه مخاطبان به برنامه‌های تلویزیونی ما را با طیف وسیعی از انسان‌ها مواجه می‌کند که قسمتی از زندگی روزمره خودشان را پای این رسانه می‌گذارند. گاهی مشاهده می‌کنیم که مخاطبان برنامه‌ها، به اشکال مختلف از روند داستان سریالی در زندگی عادی خود الگو پذیری می‌کنند. حتی شخصیت این سریال‌ها و نحوه مواجه آنها با مسائل روزمره نیز می‌تواند الگوی مخاطبان شود تا در شرایطی مشابه به نحوی از تجربه شخصیت سریال استفاده کند. عرصه رسانه به‌طور خاص رسانه‌های تصویری مانند تلویزیون، در دنیای امروز بیش از هر جای دیگری (عرصه فرهنگی) به معنای دقیق کلمه است. عرصه ای که در آن پیام‌های مورد نظر در قالب موسیقی، فیلم، سریال، خبر و تبلیغ و اشکال دیگر تولیدات رسانه ای تولید می‌شود.

تلفن همراه[ویرایش]

تلفن همراه به عنوان یکی از مهم‌ترین مصنوعات فناورانه، به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره در دوران معاصر تبدیل شده‌است. تلفن همراه زمانی که وارد ایران شد نماد موقعیت اقتصادی، قدرت و طبقه اجتماعی بود، ولی امروزه نقش‌ها و کارکردهای متعددی در زمینه‌های مختلفی چون: فردی، اجتماعی_ فرهنگی، فراملی و جهانی برعهده گرفته‌است. اعمال و عادات مرتبط با تلفن همراه را می‌توان به منزله بسط هویت و سبک زندگی کاربران در نظر گرفت. باید اذعان کرد که امروزه تلفن همراه مهم‌ترین فناوری فردی است که ضمن ایجاد خلوت مستقل فردی، رابطهٔ اجتماعی فرد را در بستر شبکه ای فردی شده معنادار کرده‌است؛ بنابراین تلفن همراه در عین فردی بودن عنصری کاملاً اجتماعی است و در واقع فرصت‌ها و ظرفیت‌های مهمی را برای دو عنصر فردگرایی و جمع گرایی فراهم می‌آورد. تلفن همراه به عنوان نماد ارتباط همه جا حاضر، مهم‌ترین صنعت تعاملی است که در آن گیرنده و فرستنده پیام فعال اند و تعامل به شکل همزمان همچون ارتباط رو در رو صورت می‌گیرد. به اعتقاد گارسیا مونته یکی از ویژگی‌های تلفن همراه یعنی استقلال از فضا، گام جدیدی در فرایند فردی شدن است.

پانویس[ویرایش]

  1. "What is media? definition and meaning". BusinessDictionary.com.
  2. Cory Janssen. "What is Communication Media? - Definition from Techopedia". Techopedia.com.

منابع[ویرایش]