همایون صنعتیزاده
همایون صنعتیزاده کرمانی | |
|---|---|
همایون صنعتی زاده کرمانی | |
| زاده | ۱۳۰۴ تهران، ایران |
| درگذشته | ۴ شهریور ۱۳۸۸ (۸۴ سال) کرمان، ایران |
| آرامگاه | دهستان لالهزار |
| ملیت | ایران |
| همسر(ها) | شهیندخت سرلتی |
| والدین | عبدالحسین صنعتی زاده قمرتاج دولتآبادی |
| خویشاوندان | مهدخت صنعتی (خواهر)، هادی دولتآبادی (پدربزرگ مادری) |
همایون صنعتیزاده کرمانی (زادهٔ ۱۳۰۴ تهران– درگذشتهٔ ۱۳۸۸) کارآفرین، نویسنده، مترجم، پژوهشگر ادیان باستان[۱] و ناشر ایرانی اهل کرمان بود.
زندگی
[ویرایش]همایون صنعتیزاده در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد.[۲] پدرش عبدالحسین صنعتی زاده، از اولین رمان نویسان ایرانی و پدربزرگش علیاکبر صنعتیزاده بود. مادرش قمرتاج دولتآبادی، کوچکترین دختر میرزا هادی دولتآبادی و خواهر میرزا یحیی دولتآبادی و صدیقه دولتآبادی رئیس کانون بانوان و از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود.[۳] کودکی خود را در کرمان، نزد پدربزرگ و مادر بزرگش گذراند. سپس برای طی دورهٔ دبیرستان به تهران آمد.[۴] همایون در دبیرستان البرز تهران مشغول به تحصیل گردید و در همین مدرسه با ایرج افشار آشنا شد. اما همزمان با شهریور ۱۳۲۰، که ایران درگیر جنگ جهانی دوم بود، دبیرستان را ناتمام رها کرد و دوباره به کرمان بازگشت و در کار تجارت و اداره امور پرورشگاه به پدر کمک کرد. بعدها دیپلم خود را از اصفهان گرفت؛ ولی هرگز به دانشگاه نرفت و بهرغم میل پدر و خانواده به جای دانشگاه بازار و تجارتخانه را برگزید.[۵] همسر وی شهیندخت سرلتی (صنعتی) میباشد. مادرش و همسرش اصفهانی بودند.
در طول دوره پهلوی او در انتقال بسیاری از نهادهای وابسته به فرهنگ به ایران پیشرو بود. ایشان همچنین زمانی مسئول برنامه سوادآموزی به بزرگسالان -موسوم به کلاسهای اکابر- بود.
در سال ۱۳۴۱ وی از سوی شاه مأمور به مذاکره با رهبران جبهه ملی برای مصالحه با شاه بود. او در مذاکرات با رهبران جبهه ملی پیام شاه مبنی اجازه شرکت در مجلس شورای ملی و داشتن تعداد معدودی از کرسیهای مجلس و وزیر در کابینه به شرط عدم انتقاد از شاه و عدم صحبت در مورد دکتر مصدق را بیان کرد. بیان نظرات سران جبهه ملی و پیشنهاد آزادی آنان برای شاه، موجب عصبانیت وی و پایان مذاکرات شد.[۶][۷][۸]
از دو سه سال قبل از انقلاب، او معتقد بود که کار حکومت تمام است. از همینرو از مشاغل دولتی کنار کشیده و در لاله زار کرمان، در ملک پدری اش، به کشت گل مشغول شد. در این دوران زندگی وی به شعر گفتن و گلکاری و گلابگیری گذشت. صنعتی زاده در زندگی همواره بیش از هر چیز به دو کار مشغول بود، کشاورزی و تحقیق دربارهٔ ایران باستان.[۹] با شروع جنگ ایران و عراق، صنعتی زاده به اتفاق جمعی از بچههای پرورشگاه خود به جبهه رفت. وی در عملیات ثامنالائمه حضور داشت.[۱۰] اما صنعتیزاده بعد از آن و به دلیل مبارزه با فساد، مدت پنج سال را در زندان سپری کرد. او در سالهای آخر به تحقیق در متنهای مربوط به گاهشماری و نجوم و آیینهای ایران باستان روی آورده بود.
آثار چاپی
[ویرایش]ترجمهها:
- تاریخ کیش زرتشت، مری بویس و فرانتس گرنت، سه جلد، انتشارات توس
- چکیدهٔ تاریخ کیش زرتشت، مری بویس، انتشارات صفی علیشاه
- جغرافیای تاریخی ایران، ویلهلم بارتلد، انتشار موقوفات دکتر محمود افشار
- جغرافیای استرابو، سرزمین زیر فرمان هخامنشیان، انتشار موقوفات دکتر محمود افشار
- تاریخ سومر، ادوارد او ویلی، نشر گستره
- ایران در شرق باستان، ارنست هرتسفلد، انتشار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
- علم در ایران باستان، مجموعهٔ مقالات، نشر قطره
- تاریخ هند، دو جلد، رومیلا تاپار و پرسیوال اسپیر، نشر ادیان
- تأثیر علم بر اندیشه (رابطهٔ علم و دین)، ریچارد فاینمن، نشر مهر امیرالمؤمنین
- جغرافیای اداری هخامنشی، آرنولد توین بی، انتشار موقوفات دکتر محمود افشار
- جغرافیای تاریخی ایران پیش از اسلام، انتشار موقوفات دکتر محمود افشار، زیر چاپ
- شیراز در روزگار حافظ، جان لیمبرت، انتشارات بنیاد فرهنگی دانشنامه فارس
- گاهشماری زرتشتی، انتشارات دانشگاه کرمان
- بیست و سه قصه، تولستوی، نشر قطره
- پیدایش دانش نجوم، بارتل لیندرت ون در واردن، همایون صنعتی زاده
دیگر آثار:
- گنجینه لغات مثنوی، انتشارات فرهنگ معاصر، زیر چاپ
- قالی عمر، شعر
- شور گل، شعر[۱۱]
- مقالهای به انگلیسی دربارهٔ تولید و پخش کتاب در آسیا که در ماه مه ۱۹۶۶در کنفرانس یونسکو، در شهر توکیو، ارائه شد. متن آن در این نشانی در دسترس است.[۱۲]
- پیدایش دانش نجوم
فعالیتهای اقتصادی
[ویرایش]او بنیانگذار چند مؤسسه فرهنگی و اقتصادی در ایران است. مؤسسه انتشارات فرانکلین، شرکت سهامی افست، چاپخانه ۲۵ شهریور، سازمان کتابهای جیبی، کاغذسازی پارس، کشت مروارید کیش و گلاب زهرا از شرکتها و موسساتی است که او در برپایی آنها نقش مؤثر داشته است. او همچنین بنیانگذار شهرک خزرشهر است. وی اولین فردی است که کشاورزی ارگانیک را به صورت کاربردی در ایران پایهریزی نمود.
در سال ۱۳۳۴ او نمایندگی بنگاه فرانکلین نیویورک را به گفته خودش پس از دیدن کتابهای این مؤسسه و علاقهمند شدن به آن پذیرفت. بنگاه فرانکلین ایران به ترجمه و انتشار آثار آمریکایی و اروپایی روی آورد و پس از اندکی کارش گرفت و تبدیل به مهمترین سازمان نشر ایران شد. او در سال ۱۳۳۷ کتابهای درسی افغانستان را چاپ کرد.[۹] همایون صنعتیزاده در مؤسسه فرانکلین برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بینالمللی را رعایت میکرد؛ برای چاپ ترجمه کتابهایی که انجام میداد با ناشر اصلی تماس میگرفت و با پرداخت مبلغ کمی به عنوان کپی رایت حق ترجمه آن کتاب را در ایران به دست میآورد.[۱۳] او در این انتشارات دائرةالمعارف فارسی، نخستین دانشنامهٔ فارسی را به سبک جدید منتشر کرد.
سازمان کتابهای جیبی مؤسسهٔ انتشاراتی ایرانی بود که هدف آن انتشار کتاب در قطع جیبی و بعدها در قطع پالتویی و با قیمت اندک بود. از مهمترین کتابهای منتشرشده توسط این انتشارات مجموعهٔ ده جلدی تاریخ ایران باستان و مجموعهٔ سهجلدی سیر حکمت در اروپا است. همایون صنعتیزاده، مدیر انتشارات فرانکلین، در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۳۰ به فکر افتاد که سازمان کتابهای جیبی را تأسیس کند. این مؤسسه بهعنوان بخشی از انتشارات فرانکلین راهاندازی شد.
چاپ کتابهای درسی
[ویرایش]چاپ کتابهای درسی افغانستان سبب شد فرانکلین قوت و قدرت بیشتری بگیرد. این کار موجب شلوغ شدن چاپخانهها و شکایت آموزش و پرورش شد. در آن زمان کتابهای مدرسه در سراسر ایران شکل واحدی نداشت و در شهرهای مختلف، بنا به سلیقهٔ دبیران از تألیفات متعدد استفاده میشد. صنعتی میگوید که به کتابهای درسی ایران هم پرداخته و آن را سازمان داده: «وضع کتابهای درسی ایران خیلی خراب بود. شاه در هیئت دولت کتابهای تاریخ و جغرافی را پرت کرده بود و گفته بود این مزخرفات چیست؟ وزیر فرهنگ گفته بود ما مشکل چاپ داریم. صنعتی همهٔ چاپخانهها را گرفته دارد برای افغانستان کتاب چاپ میکند. واقعاً چاپخانهها پر بود. ما هم پول زیادی داشتیم. به فرانکلین گفتیم کمک کند یک چاپخانه تأسیس کنیم. گفتند بکن. من هم ناشران را جمع کردم و از کسانی مانند سید حسن تقیزاده کمک گرفتم. تقیزاده که از ایام جوانی به چاپ علاقهمند بود، شد رئیس هیئت مدیرهٔ افست. من هم شدم مدیر عامل. سهام افست را هم دادیم به ناشرینی که برای فرانکلین کتاب چاپ میکردند. سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی هم سهم عمدهای برداشت». به این ترتیب فرانکلین بدل به سازمانی شد که درآمد فراوانی داشت. چاپخانه افست، نخست در خیابان قوام السلطنه در مکانی کوچک پا گرفت. اما با مدیریت صنعتی به سرعت رشد کرد و در خیابان گوته زمین بزرگ و ساختمانهای متعددی را به اجاره گرفت و مؤسسهٔ بزرگی شد که در خاورمیانه نظیر نداشت و شاید هنوز هم نظیر نداشته باشد. این چاپخانه هنوز هم کتابهای درسی ایران را چاپ میکند و بیشترین بار چاپ ایران به عهدهٔ آن است.[۹]
کاغذسازی پارس هفت تپه
[ویرایش]چون او برای چاپخانه نیاز به کاغذ داشت و کاغذهای وارداتی پاسخگوی نیازهای کشور نبود، او تصمیم به تأسیس کارخانه کاغذسازی افتاد. او با استفاده از باگاس، تفاله نیشکر، بزرگترین کارخانهٔ کاغذسازی ایران، کاغذسازی پارس در نیشکر هفت تپه را تأسیس کرد. به کمک سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی که طرف حساب صنعتی در قرارداد کتابهای درسی بود و نیز بانک توسعه صنعت و معدن، نخست چاپخانهٔ افست و سپس کاغذسازی پارس بنیاد شد. اما صنعتیزاده که بنیانگذار و مدیر عامل هر دو سازمان بود، در این سازمانها دوام چندانی نکرد. در کاغذسازی پارس با مقامات بانک توسعهٔ صنعت و معدن که ظاهراً هوای شرکت انگلیسی «رید» را میداشتند، برخورد پیدا کرد و در چاپخانهٔ افست با مسائل دیگری که سبب جدا شدن از آن شد. در این زمان انتشارات فرانکلین را هم رها کرده بود.[۹]
کشت مروارید
[ویرایش]داستان کشت مروارید در جزیرهٔ کیش هم از «فضولیهای بیش از حد» او ناشی شد. همان که گفتم ذهنش او را به دنبال خود میکشاند. یک بار عازم بندرعباس بود، طیاره در حوالی بندر لنگه نقص فنی پیدا کرد و در آن شهر فرود آمد. از بالا بندر لنگه شهری عظیم به نظر میرسید. وقتی وارد شد، شهری دید با باغهای بزرگ و خانههای قشنگ و خیابانهای عالی که پرنده در آن پر نمیزند؛ شهر ارواح.
«اگر بخواهم همه چیز را تعریف کنم این قصه از قصه سندباد بحری هم مفصلتر میشود. بندر لنگه تا سال ۱۹۲۱ مرکز صنعت مروارید بود. صنعت مروارید خلیج فارس در زمان خود از صنعت نفت مهمتر بود. ۱۲۰ هزار نفر در این صنعت کار میکردند. اما این صنعت یکشبه از بین رفت. میدانید چرا؟ ژاپنیها مروارید مصنوعی درست کردند. البته نه مصنوعی. اول باید بدانید که مروارید چیست. حیوانی است نرمتن به نام صدف، اگر ریگی وارد بدنش شود اذیتش میکند. مثل ریگی که به چشم آدم برود. البته برای آن حیوان صد برابر بدتر است. ناچار از خود دفاع میکند. دفاعش این است که به دور این ریگ غشایی میتند و آن را ایزوله میکند. این میشود مروارید. حیوان را میکشند و مروارید را درمیآورند. رفتن ریگ در بدن صدف در طبیعت بهطور تصادفی رخ میدهد. ژاپنیها گفتند این چه کاری است که منتظر شویم برحسب اتفاق رخ دهد. ما میرویم این حیوان را میگیریم و دانهٔ شن را میریزیم در بدنش. این کار را کردند و مروارید تولیدی آنها به مروارید مصنوعی مشهور شد».
چنین شد که سر از جزیره کیش درآورد. قسمتی از جزیره را خرید و مشغول کشت مروارید شد اما چندی بعد کیش را برای کارهای دیگری در نظر گرفتند و کشت مروارید صنعتی موقوف شد.

یکی دو سال قبل از انقلاب، همایون به کرمان کوچ کرده بود و در ملک پدریش در لالهزار کرمان مشغول کاشتن گل محمدی و دائر کردن دستگاههای گلابگیری شده بود. از آن روز تا امروز کشت گل و کار گلابگیری توسعه بسیار یافته است. گلاب زهرا نام کارخانه تولید گلاب و روغن گل است که در کرمان توسط همایون صنعتیزاده و همسرش شهیندخت سرلتی (صنعتی) در سال ۱۳۵۸ خورشیدی تأسیس شد. این کارخانه اولین واحد تولیدی است که موفق به دریافت گواهینامه ارگانیک در تولید گلاب و روغن گًل شده است.[۱۴] گلاب زهرا بزرگترین صادرکننده گلاب و روغن گل در ایران میباشد[۱۵] و محصولات آن در اروپا و سایر دنیا به فروش میرسد. همه ساله برای تمدید گواهینامه ارگانیک (کشاورزی آلی) مزارع و کارخانجات این واحد تولیدی توسط کارشناسان انجمن خاک انگلستان en:Soil Association بازرسی میشود[۱۶] عمده مشتریان روغن گًل این کارخانه لابراتوارهای تولید لوازم بهداشتی آرایشی در اتحادیه اروپا هستند.[۱۷] هماکنون کارخانهٔ گلاب زهرا یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین واحدهای صنعتی دنیا در زمینه تولید عرقیات گیاهی و اسانس بهشمار میرود و در سال ۱۳۸۲ به عنوان واحد نمونه کشوری معرفی شد. در حال حاضر شرکت گلاب زهرا بیش از بیست گونه محصول مختلف شامل عصارهها و عرقیات گوناگون گیاهی، به چای، نمکهای معطر تولید میکند و یکی از صادرکنندگان عمده گلاب و روغن گل محمدی در جهان میباشد.
شرکت از نظر بازرگانی وابسته به بنیاد فرهنگی و تربیتی صنعتی (مجموعه پرورشگاه صنعتی) میباشد که یک خیریه مربوط به ارتقاء توسعه فرهنگی و اجتماعی است. بنیاد پروژههای اجتماعی بسیاری در استان کرمان، شامل پرورشگاه پسران (معروف به پرورشگاه صنعتی) و خانههای متعدد برای کودکان معلول در شهر کرمان همچنین پرورشگاه دختران در شهر بم را پشتیبانی مینماید.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
[ویرایش]مبارزه با بیسوادی
[ویرایش]عبدالرحیم جعفری به نقل از همایون صنعتیزاده میگوید: دولت وقت از مدتها قبل تصمیم داشت طرحی را برای مبارزه با بیسوادی اجرا کند و سال ۱۳۴۳ در جلسهای که وزیر آموزش و پرورش و عدهای دیگر گرد آمده بودند همایون پیشنهاد میدهد که این مبارزه باید از روستاها شروع شود. حضار میگویند پیشنهاد خوبی است و بهتر است کار سازمان پیکار با بیسوادی را بر عهده ایشان بگذاریم. او برای شروع کار شهرستان قزوین را انتخاب میکند. همایون کمکهای زیادی به این طرح میکند اما در عمل با مخالفتهای سازمان امنیت مواجه شده و ادامه آن را رها میکند.[۱۸]
تلاش برای آشتی رهبران جبهه ملی و شاه
[ویرایش]این ماجرا مربوط به سال ۱۳۴۲ است که همایون تصور کرد میتواند بین شاه و سران نهضت آزادی نوعی آشتی برقرار کند. او ابتدا به قزل قلعه میرود و با افراد نهضت آزادی از جمله نصرتالله امینی که وکیل انتشارات فرانکلین بود دیدار میکند. بعد از آن همایون از شاه درخواست ملاقات میکند و روز ملاقات همزمان با افتتاح جاده هراز است. او میگوید آن روز شاه بیرون آمد و خودش پشت فرمان ماشین نشست و به من اشاره کرد که سوار شوم و اسکورت نیز ما را همراهی میکرد. در میانه راه پس از قدری صحبت در مورد مسائل مختلف موضوع مذاکراتم با افراد نهضت آزادی را پیش کشیدم. با هر پیشنهادی که آنها داده بودند مخالفت کرد. میگفتم که صلاح اعلیحضرت و مملکت این است که این کسانی که در بازداشت هستند آزاد شوند و بیایند به مملکت خودشان خدمت کنند. این وقت بود که شاه ماشین را به کنار جاده برد و و با تحکم گفت پیاده شو. من از ترس کنار جاده وسط بیابان پیاده شده و دیگر هرگز شاه را ندیدم.[۱۹]
ماجرای دیگر صنعتیزاده و شاه مربوط به سال ۱۳۳۵ است. انتشارات فرانکلین قصد داشت کتابی با عنوان مردان خودساخته چاپ کند و در مورد مردان نامی شامل سیاستمداران و دانشمندان برجسته ایران و جهان مقالاتی در این کتاب چاپ شود؛ مثلاً آل احمد مقاله گاندی، ابراهیم خواجه نوری مقاله محمدعلی فروغی، محمد حجازی مقاله کمالالملک و نیز مقالاتی در مورد آبراهام لینکلن و توماس ادیسون و هنری فورد نگاشته شد. یکی از مردان خودساخته رضا شاه بود و مقاله به قلم محمدرضا شاه نوشته شده بود. صنعتی زاده میگفت این مقاله را به قلم محمدرضاشاه نوشته و او نیز مقاله را خوانده و تأیید و امضا کرده است. پس از انتشار کتاب ملکه مادر کتاب را میخواند و به شاه اعتراض میکند که تو چطور خودت پدرت را بیسواد معرفی کردهای! شاه هم دستور میدهد صنعتی زاده برای مدتی بازداشت شود.
پس از انقلاب، از رفتن به جبهه تا زندانی شدن
[ویرایش]صنعتیزاده از اواخر سال ۵۵ به این نتیجه رسید که رژیم سیاسی مستقر دوامی نخواهد داشت. او از تمام فعالیتهای تجاری خود کنارهگیری کرد و به زادگاهش کرمان مهاجرت نمود. او سال ۵۸ گلاب زهرا را بنیان نهاد. پس از شروع جنگ گاهی با ده دوازده نفر از بچههای پرورشگاه به جبهه میرفت و در آنجا کمک میکردند.
در همین زمان بود که به او پیشنهاد میشود چاپخانه بزرگی که متعلق به محمدعلی آرشام رئیس سابق ساواک کرمان بود را اداره کند و او میپذیرد. پس از مدتی او متوجه تخلفاتی در آن نهاد میشود. عدهای حقوق میگیرند اما هیچ کاری انجام نمیدهند و اصلاً حضور ندارند. ماشین آلات دست دوم بجای ماشین آلات نو خریداری شده و صدها هزار دلار سوءاستفاده شده است. او گزارشهایی تهیه میکند تا جلوی این فسادهای مالی را بگیرد. ایتدا او را تهدید میکنند که دست از این کار بردارد و سرانجام با نفوذی که در دادگاه انقلاب کرمان داشتند به او تهمتهای کلیشهای مانند جاسوس و شراکت با اشرف پهلوی میزنند و او و همسرش شهیندخت سرلتی دستگیر و زندانی میشوند. همسرش ششماه بعد آزاد شد در حالی که همایون بیش از چهار سال در زندان بود که یکسال آن زندان انفرادی بود. او در مورد نحوه آزادیاش از زندان میگوید: روزی نامهای به حاکم شرع نوشتم که یا شیخ گناه من چیست که مرا این مدت در زندان نگه داشتهاید و قدری شکوه و شکایت کردم. چند روز بعد گفتند آزادی، برو.[۲۰]
ویژگیهای فردی و شخصیتی
[ویرایش]سید محمود دعایی در مورد وی میگوید: «بنیانی که صنعتیزاده به جا گذاشت، به دلیل عشق او به وطن و علاقه برای پیشرفت و تعالی فرهنگ بود.»[۲۱]
قاسم سلیمانی فرمانده وقت لشکر ۴۱ ثارالله: من دو بار به گردانهایی که به آبادان رفته بودند سرکشی کردم… آقای همایون صنعتی را هم دیدم که کتاب هور را به من داد. یک کتاب به زبان انگلیسی بود که در مورد هور اطلاعاتی داشت… من کتاب را به آقای غلامعلی رشید دادم که خیلی به کار آمد. آن موقع ما با هور غریب بودیم.[۲۲]
شهرداری منطقه ۳ تهران به پاس خدمات همایون صنعتی زاده خیابانی در محدوده پارک آب و آتش را به نام انتشارات علمی و فرهنگی نامگذاری کرد. علی خامنهای در سفر به کرمان با همایون صنعتیزاده دیدار و صحبت کرد. صنعتیزاده در آن دیدار از پدر خود یاد کرد و گفت: «آقاپدر من همیشه خدا را شکر میکرد که کر شدم اما خر نشدم.» این حرف او بسیار به دل رهبر نشست.[۲۳]
مرگ
[ویرایش]صنعتی زاده در روز چهارشنبه، ۴ شهریور ۱۳۸۸ پس از یک دوره بیماری در کرمان درگذشت و در محل کار و زندگی خود، دهستان لالهزار به خاک سپرده شد. او هنگام مرگ ۸۴ سال داشت.[۲۴]
نگارخانه
[ویرایش]-
سالن تقطیر شرکت گلاب زهرا
-
شهیندخت سرلتی(صنعتی) همسر همایون صنعتی زاده
-
همایون صنعتی زاده در کنار برادر و خواهران
-
شیخ ابوالقاسم هرندی و همایون صنعتی زاده در اواخر دههٔ چهل
-
پاییز ۱۳۳۵ - از راست: زمان زمانی، ایرج افشار، همایون صنعتی زاده، مصطفی مقربی، حسین فروتن، منوچهر ستوده، احمد خردیار و نادر افشار
-
بهار ۱۳۶۶ـ لاله زار کرمان ـ از راست: ایرج افشار، همایون صنعتی زاده، احمد اقتداری و …
منابع
[ویرایش]- ↑ صنعتیزاده، همایون (پاییز ۱۳۸۸). «آگاهیهایی دربارهٔ سیستانیهای آفتابپرست». هفت آسمان (۴۳): ۷۳مندرج در پاورقی صفحه
- ↑ «کتاب "از فرانکلین تا لاله زار" مروری بر زندگی همایون صنعتیزاده». ایرنا.
- ↑ موسوی، پژمان (۲۰۱۰-۰۸-۰۸). «روزنامه شرق 89/5/17: هیچکس نمیدانست درونش چه خبر است…». magiran.com. دریافتشده در ۲۰۱۵-۰۱-۰۲.
- ↑ علینژاد، سیروس (مهر و آبان ۱۳۸۷). «گفتوگو: گزارش یک زندگی». بخارا (۶۷).
- ↑ «همایون صنعتی زاده». مرکز دائرةالمعارف یزرگ اسلامی.
- ↑ https://web.archive.org/web/20171025074622/http://tarikhirani.ir/fa/news/4/bodyView/2400/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA.%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86.%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87.%D9%85%D9%84%DB%8C.%D8%A7%D8%B2.%D8%B1%D8%AF.%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF.%D8%B4%D8%A7%D9%87:.%DA%AF%D9%81%D8%AA%DB%8C%D9%85.%D9%85%D8%A7.%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA.%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF.%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85.html. بایگانیشده از اصلی در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۷. دریافتشده در ۱۴ فوریه ۲۰۱۷. پارامتر
|عنوان= یا |title=ناموجود یا خالی (کمک) - ↑ «گفتگوی "کورش" با "خسرو سیف" دبیر حزب ملت ایران - قسمت یازدهم- امیر کاویان». بایگانیشده از اصلی در ۱۵ فوریه ۲۰۱۷. دریافتشده در ۱۴ فوریه ۲۰۱۷.
- ↑ در دامگه حادثه- پرویز ثابتی- ص141
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ BBCPersian.com | فرهنگ و هنر | همایون صنعتی؛ زندگینامه
- ↑ عباس میرزایی (۱۳۹۲)، نبردهای پیروز (کارنامه عملیاتی لشکر ۴۱ ثارالله-کتاب سوم)، سوره مهر، ص. ۱۲۰، شابک ۹۷۸۶۰۰۱۷۵۴۳۹۵
- ↑ «همایون صنعتی زاده درگذشت». کرمان نما. ۶ شهریور ۱۳۸۸. بایگانیشده از اصلی در ۹ سپتامبر ۲۰۰۹. دریافتشده در ۶ شهریور ۱۳۸۸.
- ↑ (PDF) http://unesdoc.unesco.org/images/0014/001426/142676eb.pdf. پارامتر
|عنوان= یا |title=ناموجود یا خالی (کمک) - ↑ gooya news:: society: مرد اثر آفرین، عبدالرحیم جعفریه از همایون صنعتی زاده میگوید، اعتماد
- ↑ روزنامه اطلاعات
- ↑ پایگاه اینترنتی گلاب زهرا، بخش دربارهٔ ما
- ↑ «دنیای اقتصاد تاریخ چاپ: سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹». بایگانیشده از اصلی در ۲۱ فوریه ۲۰۱۳. دریافتشده در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۲.
- ↑ «واحد تجاری شبکه سی بی اس آمریکا. مقاله به قلم مایکل گریفین، تاریخ انتشار ژوئیه ۲۰۰۶». بایگانیشده از روی نسخه اصلی در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۲. دریافتشده در ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۲.
- ↑ در جستجوی صبح عبدالرحیم جعفری ص 437
- ↑ در جستجوی صبح عبدالرحیم جعفری ص 437
- ↑ در جستجوی صبح عبدالرحیم جعفری ص 450
- ↑ «روایت دیدار رهبری با مرحوم صنعتیزاده/موزه علمی و فرهنگی ثبت شد». خبرگزاری مهر.
- ↑ عباس میرزایی (۱۳۹۲)، نبردهای پیروز (کارنامه عملیاتی لشکر ۴۱ ثارالله-کتاب سوم)، سوره مهر، ص. ۱۲۱، شابک ۹۷۸۶۰۰۱۷۵۴۳۹۵
- ↑ «روایت دیدار رهبری با مرحوم صنعتیزاده/موزه علمی و فرهنگی ثبت شد». خبرگزاری مهر.
- ↑ «همایون صنعتی، مترجم و ناشر ایرانی درگذشت». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۵ شهریور ۱۳۸۸.
- مجله بخارا
- سنجابی، کریم، امیدها و ناامیدیها، انتشارات جبهه میلیون ایران، لندن ۱۳۶۸