آلفرد هیچکاک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
سِر
آلفرد هیچکاک
KBE
Hitchcock, Alfred 02.jpg
نام در زمان تولدآلفرد جوزف هیچکاک
زادهٔ۱۳ اوت ۱۸۹۹
لیتنستون، اسکس، انگلستان
درگذشت۲۹ آوریل ۱۹۸۰ (۸۰ سال)
بل ایر، لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده
شهروندی
  • پادشاهی متحده
  • ایالات متحده
تحصیلاتکالج سلیژن، بترسی
محل تحصیلکالج سنت ایگناتیوس
پیشه
  • کارگردان
  • تدوین‌گر
  • تهیه‌کننده
  • فیلم‌نامه‌نویس
سال‌های فعالیت۱۹۱۹–۱۹۸۰
آثارفهرست کامل
همسر(ها)آلما لوسی رویل (ا. ۱۹۲۶)
فرزندانپاتریشا هیچکاک
جایزه(ها)فهرست کامل
امضاء
Alfred Hitchcock Signature.svg

سر آلفرد جوزف هیچکاک (انگلیسی: Sir Alfred Joseph Hitchcock؛ ۱۳ اوت ۱۸۹۹ – ۲۹ آوریل ۱۹۸۰) فیلم‌ساز انگلستانی بود. او که از تاثیرگذارترین چهره‌ها در تاریخ سینما بوده‌است،[۱] طی شش دهه فعالیت حرفه‌ای، بیش از ۵۰ فیلم بلند را کارگردانی کرده که بسیاری از آن‌ها هنوز به‌طور گسترده‌ای مورد بررسی و مطالعه قرار می‌گیرند. از او با عنوان «استاد تعلیق» یاد شده و به لطف مصاحبه‌های فراوانش، نقش‌های کوتاهش در بیشتر فیلم‌هایش، و میزبانی و تهیه‌کنندگی گلچین تلویزیونی آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند (۱۹۵۵–۱۹۶۵) به خوبی شناخته شد. فیلم‌هایش نامزد دریافت ۴۶ جایزهٔ اسکار شده و توانسته شش جایزه را کسب کند. (خود هیچکاک هیچگاه برنده اسکار نشد.)

هیچکاک ابتدا به‌عنوان کارمند فنی و تبلیغ‌نویس تعلیم دیده بود و در سال ۱۹۱۹ به‌عنوان طراح میان‌نویس وارد صنعت سینما شد. اولین تجربهٔ کارگردانی او فیلم صامت بریتانیایی-آلمانی پلژر گاردن (۱۹۲۵) بود. اولین فیلم موفق او با نام مستأجر: داستان لندن مه‌آلود (۱۹۲۷) باعث شکل‌گیری ژانر دلهره‌آور شد و باج‌گیری (۱۹۲۹) اولین فیلم «ناطق» بریتانیایی بود.[۲] نام فیلم‌های دلهره‌آور ۳۹ پله (۱۹۳۵) و خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) در میان برترین فیلم‌های بریتانیایی در قرن بیستم قرار گرفته‌است. او از ۱۹۳۹ به شهرت بین‌المللی رسید و از سوی تهیه‌کننده دیوید او. سلزنیک قانع شد تا به هالیوود برود. این روند با رشته‌ای از فیلم‌های موفق از قبیل ربه‌کا (۱۹۴۰)، خبرنگار خارجی (۱۹۴۰)، سوءظن (۱۹۴۱)، سایه یک شک (۱۹۴۳) و بدنام (۱۹۴۶) تداوم یافت. ربه‌کا برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم و هیچکاک هم نامزد بهترین کارگردانی شد.[۳] او برای قایق نجات (۱۹۴۴) و طلسم‌شده (۱۹۴۵) نامزد دریافت این جایزه شد. در پی دوره‌ای از وقفه، او با بیگانگان در ترن (۱۹۵۱) و ام را به نشانه مرگ بگیر (۱۹۵۴) بازگشت. هیچکاک بعدها چهار فیلم پنجره عقبی (۱۹۵۴)، سرگیجه (۱۹۵۸)، شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) و روانی (۱۹۶۰) را کارگردانی کرد که نامشان در میان برترین فیلم‌های تاریخ قرار گرفته‌است؛ او برای فیلم اول و آخر نامزد دریافت جایزهٔ اسکار بهترین کارگردانی شد.[۴] پرندگان (۱۹۶۳) و مارنی (۱۹۶۴) از لحاظ تجاری موفق بودند و بسیار مورد توجه مورخان سینما قرار گرفته‌اند.

سبک «هیچکاکی» شامل به‌کار بردن حرکت دوربین برای تقلید نگاه یک فرد و در نتیجه تبدیل بینندگان به تماشاگری، و همچنین کادربندی نما‌ها برای به حداکثر رساندن اضطراب و ترس است. هیچکاک چند فیلم با برخی از بزرگترین ستاره‌های هالیوود ساخت؛ از جمله چهار فیلم با کری گرانت در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، سه فیلم با اینگرید برگمن در نیمهٔ آخر دههٔ ۱۹۴۰، چهار فیلم با جیمز استوارت در یک بازه زمانی ده ساله که در سال ۱۹۴۸ آغاز شد و سه فیلم با گریس کلی در اواسط دههٔ ۱۹۵۰ کار کرد. او در سال ۱۹۵۵ شهروندی آمریکا را دریافت کرد.

در سال ۲۰۱۲، فیلم تریلر روان‌شناختی سرگیجه در رتبهٔ اول انستیتوی فیلم بریتانیا از برترین فیلم ساخته‌شده بر اساس نظرسنجی سراسری از صدها منتقد فیلم قرار داده شد.[۵] تا سال ۲۰۲۱، ۹ فیلم او برای نگه‌داری در فهرست ملی ثبت فیلم ایالات متحده انتخاب شده‌است. او در سال ۱۹۷۱ بفتا فلوشیپ و در ۱۹۷۹ جایزه یک عمر دستاورد هنری بنیاد فیلم آمریکا را دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ نشان شوالیه به او اهدا شد. او در ۸۰ سالگی درگذشت.[۶]

زندگی‌[ویرایش]

هیچکاک در ۱۳ اوت سال ۱۸۹۹ در مغازه استیجاری والدینش در لیتنستون واقع در شرق لندن به دنیا آمد. وی کوچک‌ترین فرزند خانواده بود، یک برادر به نام ویلیام دانیل (۱۹۴۳–۱۸۹۰) و یک خواهر به‌نام الن کاتلین (۱۹۷۹–۱۸۹۲) داشت، نام مادرش اما جین (۱۹۴۲–۱۸۶۳) و پدرش ویلیام ادگار هیچکاک بود که در سال ۱۹۱۴ درگذشت. پدر و مادر وی هر دو از پیروان کلیسای کاتولیک و اصالتا ایرلندی بودند.[۷][۸] پدرش همچون پدربزرگش سبزی فروش بود.[۹]

بنا به گفته‌های خود هیچکاک، وی پسری بسیار خوش رفتار بود و پدرش نیز با او بسیار مهربان بود و به یاد ندارد که در دوران بچگی همبازی داشته باشد.[۱۰] یکی از خاطرات مورد علاقه‌ او با پدرش که بار ها در مصاحبه‌ها گفته است این بود که در ۵ سالگی روزی پدرش وی را به همراه یادداشتی به ایستگاه پلیس در نزدیکی منزلشان می‌فرستد، پلیس به یادداشت نگاه می‌کند و او را برای چند دقیقه در سلول حبس می‌کند سپس به او می‌گوید «این کاریه که ما با پسرهای شیطون می‌کنیم.» این تجربه در دوران کودکی باعث ترس همیشگی او از پلیس شد و حتی به شوخی در سال ۱۹۷۳ گفته است از هر چیزی که به قانون ربط داشته باشد می‌ترسد.[۱۱]

هیچکاک در ۲۵ ژوئیه ۱۹۱۳ در رشته مهندسی و ناوبری ثبت‌نام کرد.[۱۲] در کتاب سینما به روایت هیچکاک در سال ۱۹۶۲ به فرانسوا تروفو گفته است، مکانیک، برق و ناوبری خوانده است.[۱۳] در ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۴ پدرش که از بیماری مزمن انسدادی ریه رنج می‌برد در سن ۵۲ سالگی فوت می‌کند و او نیز برای حمایت از مادر و خواهرش بعنوان کارمند بخش فنی در یک شرکت تلگراف مشغول به کار می‌شود و همزمان به کلاس‌های شبانه در رشته‌های تاریخ هنر، نقاشی، اقتصاد و علوم سیاسی می‌رود و برادر بزرگترش نیز همان مغازه پدرش را اداره می‌کرد.[۱۴][۱۵]

پس از آغاز جنگ اول جهانی در ژوئیهٔ ۱۹۱۴ هیچکاک برای اعزام به جبهه های جنگ بسیار جوان بود و در سال ۱۹۱۷ که جنگ همچنان در جریان بود وی به ۱۸سالگی رسید اما از حضور در جنگ به علت بیماری معاف شد و تنها به ارائه خدمت در اموری که تحرک کم می‌خواستند گماشته شد.[۱۶] پس از جنگ و در سال ۱۹۱۹ او علاقه‌مند به نوشتن شد و چندین نوشته‌اش در نشریه هایی مثل هنلی تلگراف منتشر شد.[۱۷] وی در هنلی تلگراف به بخش تبلیغات ارتقا یافت جایی که برای تبلیغات کابل برق طرح های گرافیکی کار می‌کرد و به گفته خودش به این کار بسیار علاقه‌مند بود و تا شب ها در دفتر مشغول کار بود، در واقع در همین ایام وی به سینما نیز علاقه‌مند شد.[۱۸] از تماشای فیلم بسیار لذت می‌برد و پیگیر آثار سینمایی چهره‌های شاخص آن زمان یعنی چارلی چاپلین، دی. دبلیو. گریفیث، باستر کیتون و فریتس لانگ بود.[۱۹]

ورود به سینما[ویرایش]

وی در سال ۱۹۱۹ از طریق آگهی استخدامی که در روزنامه دیده بود برای یک استودیو تازه تاسیس فیلم‌سازی واقع در لندن به‌نام استودیو ایسلینگتون، چند نمونه کار طراحی خود را ارسال می‌کند و بدین ترتیب او بعنوان طراح میان‌نویس در این استودیو استخدام شد و در واقع این اولین ورود هیچکاک به صنعت فیلم‌سازی بود.[۲۰] در موقعیتی مناسب، او نیز اجازه یافت کارگردانی صحنه‌های نه چندان مهم را بر عهده گیرد. در سال ۱۹۲۲ در دهکده‌ای از ایسلینگتون، هیچکاک نیز شخصیت جدید خود را در نقش یک دستیار کارگردان به‌دست آورد. اما پس از آن وظایف متعدد دیگری را عهده‌دار شد؛ همچون کارگردان هنری و نویسندگی فیلم‌نامه فیلم‌های زن‌به‌زن و سایه سفید (هر دو در سال ۱۹۲۳)، ماجرای پراحساس (۱۹۲۴)، رذل و سقوط زن پرهیزکار (۱۹۲۵).[۲۱]

در ۱۹۲۵ هیچکاک گام دیگری در کارگردانی برداشت. اولین کارش در تولید و ساخت یک کار مشترک انگلیسی-آلمانی بود؛ فیلم باغ لذت. پیش از آن در سال ۱۹۲۲ با بازیگر و تهیه‌کننده‌ای به نام سیمور هیکز برای تکمیل صحنه‌های پایانی فیلم همیشه به همسر خود بگویید به‌جای کارگردانی که دچار گرفتاری شده بود، همکاری کرده بود. در همین سال یک فیلم تخیلی را با دو حلقه فیلم هزار فوتی نیز کارگردانی کرد؛ در واقع اولین فیلم او شماره ۱۳ بود که با حمایت کمپانی گینزبورو پیکچرز قصد تولید آن را داشت که البته هرگز به پایان نرسید.[۲۲] پلژر گاردن اولین تجربه او در کارگردانی مستقل بود و با وجود بعضی ضعف‌ها در آن، تجربه‌ای گیرا و موثر برای بر انگیختن احساسات بود که او برای نخستین‌بار به این کار دست می‌زد.

هیچکاک در تولید دست‌کم ۱۸ فیلم صامت نقش داشته و در فوریه ۱۹۲۲ روزنامه تایمز از وی به‌عنوان «آقای هیچکاک، سرپرست بخش هنری ویژه طراحی میان‌نویس» یاد می‌کند.

ازدواج[ویرایش]

هیچکاک و الما لوسی رویل در مراسم ازدواجشان در ۲ دسامبر ۱۹۲۶

هیچکاک در ۲ دسامبر ۱۹۲۶ با الما لوسی رویل که یک فیلم‌نامه‌نویس اهل انگلستان بود در کلیسا برامپتون اوراتوری ازدواج کرد. الما رویل تنها چند ساعت از هیچکاک بزرگ تر بود و پس از ازدواجشان احتمالا به اصرار مادر هیچکاک از پروتستان به کاتولیک تغییر مذهب داد.[۲۳] او و همسرش برای سال‌ها در تولید فیلم‌ها با یکدیگر همکاری نزدیکی داشتند، بطوری که خود هیچکاک سال‌ها بعد و بار ها در صحبت‌هایش به این همکاری اشاره می‌کند.[۲۴]

ورود به هالیوود و سال‌های نخست[ویرایش]

دیوید سلزنیک تهیه کننده نامی هالیوود قراردادی ۷ ساله در آوریل ۱۹۳۹ با هیچکاک تنظیم می‌کند[۲۵] و بدین ترتیب هیچکاک به هالیوود می‌رود. او و همسرش در لس آنجلس سکنی گزیدند و در این ایام کمتر در مهمانی‌ها شرکت و یا با مطبوعات مصاحبه می‌کردند.[۲۶] هیچکاک در سال‌های اغازین ورودش به هالیوود تحت تاثیر بودجه‌های هنگفت آن در مقایسه با محدودیت‌هایش در انگلستان قرار گرفت، در همان سال مجله امریکایی لایف هیچکاک را «بزرگترین استاد ملودرام پرده سینما در تاریخ» نامید و او را به‌شدت ستود.

اگرچه هیچکاک و سلزنیک به یکدیگر احترام می گذاشتند، اما هماهنگی کاری برای آنها کمی دشوار بود. سلزنیک از مشکلات مالی برای تامین بودجه برخی فیلم‌ها رنج می‌برد و هیچکاک اغلب از کنترل و دخالت سلزنیک بر فیلم هایش ناراضی بود. سلزنیک همچنین از روش هیچکاک برای فیلم‌برداری دقیقاً همان چیزی که در فیلمنامه بود ناراضی بود، به این معنی که فیلم نمی‌توانست بعداً به شکل دیگری تدوین و بازسازی شود.[۲۷] بعلاوه این دو از نظر شخصیتی هم به یکدیگر نزدیک نبودند، مثلا هیچکاک بسیار کم حرف بود اما سلزنیک پرشور تر بود. بدلیل اینکه سلزنیک همانند ساموئل گلدوین که تهیه کننده مستقل هالیوود بود نمی‌توانست همواره بودجه برای فیلم‌های هیچکاک مهیا کند پیشنهادی مبنی بر مذاکره با ساموئل گلدوین که یک تهیه کننده امریکایی-لهستانی بود داد. بعد ها هیچکاک سلزنیک را یک «تهیه‌کننده بزرگ» نامید.

اولین فیلم هیچکاک در سینمای آمریکا ربه‌کا (۱۹۴۰) بود که داستان آشنایی ندیمه‌ای جوان با بازی جون فانتین در مونت کارلو با مرد جوان ثروتمندی به نام ماکسیم دو وینتر (لارنس الیویه) که همسرش ربه‌کا را به تازگی از دست داده‌است. این فیلم موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم در سیزدهمین دوره جوایز اسکار شد، این تندیس به تهیه کننده فیلم دیوید سلزنیک داده شد و هیچکاک اولین نامزدی خود را برای بهترین کارگردانی دریافت کرد، در واقع اولین نامزدی از پنج بار نامزدی بهترین کارگردانی در آکادمی اسکار برای این فیلم بود.[۲۸][۲۹]

دومین فیلمی که هیچکاک در هالیوود و در مقام کارگردان ساخت فیلم خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) بود که داستان آن در اروپای آستانه جنگ دوم جهانی می‌گذرد، تهیه کننده این فیلم والتر وانگر بود. این فیلم که در سال ۱۹۳۹ فیلمبرداری شد روایت خبرنگاری امریکایی با بازی جوئل مک‌کری است که برای ثبت گزارش‌هایی از اروپای در آستانه جنگ جهانی دوم به اروپا می‌رود. فیلم از اشاره مستقیم به نازیسم، حزب نازی و آلمانی‌ها اجتناب می‌کند. این فیلم نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شد.[۳۰]

سال‌های پس از جنگ در هالیوود (۱۹۵۳-۱۹۴۵)[ویرایش]

هیچکاک در فیلم طلسم‌شده (۱۹۴۵) مجددا با دیوید سلزنیک به همکاری پرداخت. این فیلم با بازی گریگوری پک و اینگرید برگمن یک فیلم روانکاوانه است، در این فیلم سکانس رویایی وجود دارد که ده دقیقه کوتاه تر شده، سلزنیک به گفته خودش آن را ویرایش کرد تا بازی در آن تاثیرگذار تر باشد.[۳۱]

در سال بعد فیلم بدنام به روی پرده رفت، هیچکاک به فرانسوا تروفو گفته است که سلزنیک، کری گرانت، اینگرید برگمن و بن هکت را به قیمت ۵۰۰.۰۰۰ دلار (معادل ۶.۹ میلیون دلار در سال ۲۰۲۱) به آر.ک.ئو که یک شرکت‌ معتبر تولید و توزیع فیلم بود فروخت، علت این فروش احتمالا بخاطر هزینه بالای فیلم جدال در آفتاب برای سلزنیک بوده است. تئو آنگلوپولوس کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس یونانی درباره بد نام گفته است: «من همه فیلم‌های هیچکاک را دیده‌ام و از تک تک آن ها لذت برده‌ام. فکر می‌کنم انتخاب صحنه‌ای و برتری دادن آن به سایر صحنه‌ها کار منصفانه‌ای نباشد. اگرچه شاید بدنام بهترین فیلم او نباشد، اما من در برابر آن احساس ضعف دارم، شاید بدلیل چهره اینگرید برگمن[۳۲]

هیچکاک مدتی بعد یک کمپانی فیلم سازی مستقل به نام ترنس آتلانتیک پیکچرز را راه اندازی کرد و دو فیلم در آن ساخت، طناب (۱۹۴۸) که با شات‌های طولانی ضبط شده و پس از پایان ضبط، هیچ گونه ویرایشی روی آن صورت نگرفته‌است که از این جهت پس از قایق نجات، دومین فیلم با تنظیمات محدود توسط آلفرد هیچکاک به‌شمار می‌رود که رنگی بود و جیمز استورات در آن به ایفای نقش پرداخت، این در واقع اولین فیلم از چهار فیلمی بود که استوارت با هیچکاک ساخت. دومین فیلم هیچکاک در آتلانتیک پیکچرز در برج جدی (۱۹۴۹) بود که فیلمی در ژانر درام تاریخی و دلهره آور است.[۳۳] آتلانتیک پیکچرز پس از این دو فیلم بدلیل مشکلات مالی تعطیل شد.[۳۴] فیلم بعدی هیچکاک ترس صحنه (۱۹۵۰) نام داشت که با حمایت کمپانی برادران وارنر در استودیو الستری واقع در انگلستان ساخته شد. در این فیلم پاتریشا هیچکاک، دختر وی نیز برای اولین بار به ایفای نقش پرداخت.[۳۵]

در بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ هیچکاک بر خلاف رویه فعال سابقش تنها دو فیلم به روی پرده برد، نخست بیگانگان در قطار محصول سال ۱۹۵۱ بر اساس رمانی به همین نام به نویسندگی پاتریشا های‌اسمیت و اعتراف می‌کنم محصول ۱۹۵۳، جالب است که هر دو فیلم مجددا سیاه و سفید هستند.[۳۶]

سال‌های ۱۹۶۴-۱۹۵۴[ویرایش]

۱۹۵۴ تا ۱۹۶۴ دهه اوج هیچکاک است، پس از فیلم اعتراف می‌کنم، سه فیلم به ترتیب و با نقش آفرینی گریس کلی به نام‌های ام را به نشانه مرگ بگیر (۱۹۵۴)، پنجره عقبی (۱۹۵۴) و گرفتن یک دزد (۱۹۵۵) ساخته شد که هر سه فیلم داستانی معمایی دارند، در فیلم ام را به نشانه مرگ بگیر هیچکاک سینماتوگرافی سه‌بعدی را هم بعنوان تجربه و هم بعنوان قرارداد فنی با کمپانی برادران وارنر اجرا کرد.[۳۷]

هیچکاک، کلی و جیمز استورات در پنجره عقبی، ۱ ژانویه ۱۹۵۴

هیچکاک پس از ام را به نشانه مرگ بگیر، فیلمی با همکاری پارامونت پیکچرز با نام پنجره عقبی (۱۹۵۴) و با بازی جیمز استوارت، گریس کلی، تلما ریتر و ریموند بر ساخت، در این پروژه هیچکاک برای نمایش حالات چهره در شخیصت اصلی‌اش (با بازی جیمز استوارت) از نمای نزدیک استفاده می‌کند؛ از قسمت‌های طنز گرفته تا وحشت درمانده‌اش از تماشای جنایت در آپارتمان، چنین فرمی در فیلم خرابکاری با حالت چهره در همسر جوان با بازی سیلویا سیدنی حس می‌شود.

در سال ۱۹۵۵، هیچکاک شهروند ایالات متحده آمریکا می‌شود.[۳۸] در همان سال، سومین فیلمی که او با نقش آفرینی گریس کلی ساخت به روی پرده می‌رود. گرفتن یک دزد (۱۹۵۵) در ریویرای فرانسه روایت می‌شود که کری گرانت و گریس کلی از بازیگران آن هستند. این آخرین همکاری کلی با هیچکاک بود، پس از آن او در سال ۱۹۵۶ با رینیه سوم، شاهزاده موناکو ازدواج کرد و به حرفه سینمایی خود پایان داد. هیچکاک پس از گرفتن یک دزد، فیلم مردی که زیاد می‌دانست را که در سال ۱۹۳۴ ساخته بود را مجددا در سال ۱۹۵۶ بازتولید می‌کند، اینبار با بازی جیمز استوارت و دوریس دی، در این فیلم دوریس دی ترانه‌ای را خلق می‌کند که برنده جایزه اسکار بهترین ترانه می‌شود.[۳۹]

فیلم مرد عوضی (۱۹۵۶) آخرین فیلم هیچکاک برای برادران وارنر بود، این فیلم یکی از معدود فیلم‌های هیچکاک است که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده‌است و طرح آن وقایع زندگی واقعی را از نزدیک دنبال می‌کند. در این فیلم هنری فوندا و ورا مایلز به ایفای نقش پرداختند. هیچکاک به فرانسوا تروفو گفت که ترس مادام‌العمر او از پلیس (به شوخی و اشاره به خاطره کودکی‌اش) او را ترغیب به ساخت این فیلم کرد؛ زمینه فیلم مرد عوضی، مایه بسیاری از فیلم‌‌های اوست، یعنی شخصی که اشتباه گرفته می‌شود![۴۰]

در تابستان ۱۹۵۷ و در جریان ضبط یکی از قسمت‌های آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند هیچکاک بدلیل فتق و سنگ کیسه صفرا بستری می‌شود و مورد یک عمل جراحی موفق قرار می‌گیرد، پس از این عمل و بهبودی او بلافاصله به کار باز می‌گردد تا برای پروژه بعدی خود یعنی سرگیجه (۱۹۵۸) آماده شود.[۴۱]

سرگیجه (۱۹۵۸)[ویرایش]

سرگیجه به باور بسیاری از منتقدان و مخاطبان شاهکار او محسوب می‌شود. این فیلم حاصل همکاری مجدد با جیمز استوارت است که کیم نواک و باربارا بل گدس هم از بازیگران آن به شمار می‌روند. در ابتدا هیچکاک نقس اصلی زن را برای ورا مایلز در نظر داشت اما همکاری بدلیل بارداری او میسر نشد. او به اوریانا فالاچی در اینباره گفت: «من به او (ورا مایلز) نقش بزرگی را پیشنهاد کردم که شانس تبدیل شدن به یک بلوند زیبا، پیچیده و یک بازیگر واقعی را داشت. ما کلی دلار خرج کرده بودیم اما اون بد موقع باردار شد، من از زنان باردار متنفرم چون اونا بعدش بچه‌دار می‌شوند.»[۴۲]

ادلین (کیم نواک) در کنار پل گلدن‌گیت در فیلم سرگیجه

سرگیجه شامل تکنیک دوربینی است که توسط ایرمین رابرتز توسعه یافت. معمولا بعنوان زوم دالی شناخته می‌شود که توسط بسیاری از فیلمسازان پسین کپی برداری شد. فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم سن‌سباستین هم به نمایش در آمد و هیچکاک برنده جایزه صدف نقره‌ای این جشنواره شد.[۴۳] فیلم دهه ها بعد مورد توجه قرار گرفت و در دوران نمایش خود نظرات متفاوت و عمدتا منفی در بر داشته، مثلا مجله ورایتی آنرا «خیلی کند و طولانی» عنوان کرد.[۴۴] اما سال‌ها بعد و در دهه ۲۰۰۰ مجله سایت اند ساوند آن را بهترین فیلم تاریخ نامید و بسیاری از منتقدان دیگر آنرا بهترین فیلم تاریخ و هیچکاک دانستند.[۴۵]

بعد از سرگیجه و سال ۱۹۵۸ که سال سختی برای هیچکاک بود فرایند پیش تولید شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) بسیار کند بود و در همین ایام همسرش آلما سرطانش تشخیص داده شد.[۴۶] زمانی که او در بیمارستان بستری بود هیچکاک علارغم مشغله کاری‌اش هر روز به او سر می‌زد. آلما تحت عمل جراحی قرار گرفت و بهبودی کامل پیدا کرد اما به گفته خود هیچکاک این باعث شد تا اولین بار زندگی بدون او را که برایش بسیار سخت بود را تصور کند.[۴۷]

شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)[ویرایش]

هیچکاک در اواخر دهه ۵۰ و اوایل ۱۹۶۰ سه فیلم که بسیار در گیشه هم موفق بودند ساخت، شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)، روانی (۱۹۶۰) و پرندگان (۱۹۶۳) این سه فیلم علاوه بر اینکه از نظر هنری بسیار مورد توجه قرار گرفتند در فروش نیز بسیار موفق بودند، مجله تایم با انتشار مقاله‌ای شمال از شمال غربی را فیلمی کاملا سرگرم کننده دانست، چهل‌وششمین اثر هیچکاک، عنوان نامزدی ۳ جایزه در سی‌ودومین مراسم اسکار از جمله نامزدی جایزهٔ اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اصلی برای ارنست لمن را در پی داشت. این فیلم طی دو هفته اکران افتتاحیه خود در تالار موسیقی رادیو سیتی، ۴۰۴.۰۵۶ دلار (معادل ۳.۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۱) فروخت.[۴۸]

روانی (۱۹۶۰)[ویرایش]

هیچکاک و جنت لی در حال ضبط صحنه دوش حمام در فیلم روانی (۱۹۶۰)

روانی (۱۹۶۰) مسلماً شناخته شده‌ترین فیلم هیچکاک است[۴۹] که بر اساس رمانی به همین نام اثر رابرت بلاک و شخیصت واقعی اد گین ساخته شد.[۵۰] اگرچه اد گین الهامی برای خلق کاراکتر اصلی فیلم با بازی آنتونی پرکینز بود و نمایش آنچه واقعا اد گین انجام داده بود در سینمای آن دوران ترویج بیش از حد خشونت بود، در واقعیت اد گین منشی زنی را با تفنگ کالیبر ۲۲ به قتل رساند و جسد آنرا به شکل بی‌سابقه‌ای مثله کرد اما در فیلم چنین نبود. این فیلم با بودجه کمی معادل ۸۰۰ هزار دلار (معادل ۷.۳ میلیون دلار در سال ۲۰۲۱) بصورت سیاه و سفید تولید شد.[۵۱] خشونت و نحوه نمایش جنایت در صحنه دوش گرفتن در سینمای آن‌ سال‌ها بی‌سابقه بود، روانی با استقبال شدید مخاطبان همراه بود و رکورد باکس آفیس در بریتانیا، فرانسه، آمریکای جنوبی، ایالات متحده امریکا و کانادا را شکست. این فیلم همچنین سودآورترین ساخته هیچکاک بود. روانی سپس تبدیل به یک فرنچایز ترسناک آمریکایی شد و چندین نسخه دیگر از آن مثل روانی ۲، روانی ۳، روانی ۴: آغاز و یک نسخه رنگی از ساخته هیچکاک در سال ۱۹۹۸ تولید شد.[۵۲]

پرندگان (۱۹۶۳)[ویرایش]

این فیلم حتی در مراحل پیش تولید هم با حواشی بسیاری همراه بود، در ابتدا قرار بود فیلم مارنی قبل از پرندگان ساخته شود اما گریس کلی که پیش از این گفته بود بازنشسته شده و دیگر قصد بازی ندارد در مارس ۱۹۶۲ اعلام شد که کلی برای بازی در آن از دوران انفصال خارج خواهد شد، اما کلی از هیچکاک درخواست کرد تا ساخت آنرا تا سال ۱۹۶۳ یا ۱۹۶۴ به تعویق بی‌اندازد، بنابراین پرندگان زودتر ساخته شد. موضوع اصلی فیلم حملات ناگهانی و وحشیانه تعداد وسیعی از پرندگان به دلایل نامعلومی به خلیج بودگابی واقع در کالیفرنیا است. هیچکاک گفت این فیلم از نظر فنی چالش بر انگیز ترین فیلمی بوده که تا کنون ساخته است.[۵۳]

مارنی (۱۹۶۴)[ویرایش]

در ژوئن ۱۹۶۲ گریس کلی اعلام کرد که قصد بازی در فیلم مارنی را ندارد. بنابراین تیپی هدرن که بازیگر پرندگان بود برای نقش اصلی زن انتخاب شد. این فیلم از سوی بسیاری از منتقدان، آخرین ساخته مهم آلفرد هیچکاک شناخته می‌شود. انتظارات از این فیلم بدلیل ساخته‌های قبلی او بشدت بالا بود، مثلا در همان سال نیویورک تایمز آنرا «نا امید کننده ترین فیلم سال های اخیر» نامید.[۵۴]

سال‌های ۱۹۸۰-۱۹۶۶ و اواخر عمر[ویرایش]

هیچکاک در پروژه توطئه خانوادگی، سان‌فرانسیسکو تابستان ۱۹۷۵

هیچکاک در دو دهه اخر عمر خود درگیر بیماری بود و اساسا تمرکز کمتری برای کار داشت، استیون ربلو ادعا می‌کند دو فیلم پرده پاره (۱۹۶۶) و توپاز (۱۹۶۹) در واقع فیلم‌هایی بودند که از سوی کمپانی یونیورسال پیکچرز به او تحمیل شدند که هر دو محتوایی مرتبط با جنگ سرد دارند.[۵۵] هر دو فیلم با عدم استقبال از سوی مخاطبان و منتقدین همراه شدند.[۵۶] پس از این دو فیلم جاسوسی، هیچکاک به بریتانیا بازگشت تا فیلم ما قبل آخر خود یعنی جنون (۱۹۷۲) را که در ژانر دلهره آور بود بسازد، در جنون، هیچکاک برای نخستین بار اجازه برهنگی در میزانسن را داد.[۵۷] از آنجا که در آن سالها برهنگی در سینمای هالیوود تابو بود، باربارا لی-هانت و آنا مسی پیشنهاد بازی در این صحنه‌ها را رد کردند و بجای آنها از مدل استفاده شد.

توطئه خانوادگی (۱۹۷۶) آخرین فیلم هیچکاک در مقام کارگردان است. توطئهٔ خانوادگی فیلمی در ژانر کمدی سیاه و دلهره آور است که به شیوهٔ تکنی کالر ساخته شده‌است، این فیلم برداشتی آزاد از رمان «مسیر پرندهٔ بارانی» اثر ویکتور کانین بود که ارنست لمان آن را برای تصویر برداری در مقابل دوربین بازنویسی کرد.

هیچکاک در اواخر عمرش مشغول کار بر روی فیلمنامه پروژه جدیدش یعنی شب کوتاه بود، با وجود کار های مقدماتی هرگز فیلمبرداری نشد چرا که سلامتی او رو به زوال بود و همسرش نیز سکته کرده بود. البته فیلمنامه در سال ۱۹۹۹ در کتاب آخرین روز های آلفرد هیچکاک منتشر شد.

در سال ۱۹۸۰ به او نشان امپراتوری بریتانیا (شوالیهٔ فرمانده والا مقام امپراتوری بریتانیا) اهدا شد، به علت کهولت سن، کنسول بریتانیا این نشان را در آمریکا به او اهدا کرد. وی نهایتا بر اثر نارسایی کلیه در ۲۹ آوریل ۱۹۸۰ و در سن ۸۰ سالگی درگذشت. پس از برگزاری مراسم در کلیسای کاتولیک بورلی هیلز، کالیفرنیا پیکرش سوزانده شد و خاکسترش در ۱۰ مه ۱۹۸۰ بر روی اقیانوس آرام ریخته شد.

سبک[ویرایش]

تولید فیلم توسط هیچکاک از فیلم‌های صامت در مقیاس کوچک به فیلم‌های صدادار مهم از نظر مالی تبدیل شدند، هیچکاک خاطرنشان می‌کند که تحت تاثیر فیلمسازانی همچون ژرژ ملی‌یس، آلیس گی-بلاشی و دی. دبلیو. گریفیث بوده است. فیلم‌های صامت او بین سال‌های ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹ در ژانر جنایی و دلهره‌آور بودند اما شامل ملودرام و کمدی نیز بودند.[۵۸] هیچکاک به ادعای بسیاری بزرگترین ابداع‌گر فرم در سینما و پیچیده‌ترین سینما گر تاریخ است؛ و در عین حال ساده‌ترین آن.[۵۹] از او بعنوان «استاد تعلیق» یاد می‌شود.

حضور افتخاری هیچکاک در فیلم خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) این نوع حضور در فیلم‌هایش به امضایی برای او تبدیل شد.

او در طی نیم قرن، با ۵۳ فیلم سینمایی و ده ها فیلم تلویزیونی با آرم «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» بر همه تماشاگران و فیلمسازان بعد از خود تاثیر عمیقی گذاشت. موضوع تمام فیلم‌های او، داستان تقابل یک انسان معصوم و عادی با دنیای غیر عادی و مدرن، پر آشوب و مملو از گناه است؛ داستان جا به جایی آدم‌ها و دنیای‌شان. واقعیت، خیال و درگیری دائمی خیر و شر در وجود انسان است.[۶۰]

اینگمار برگمان درباره او گفته است: «...هیچکاک آدمی دوست‌داشتنی نیست، بدجنس، خودپسند و در عین حال بسیار باهوش است... او سینماگر فوق‌العاده‌ای است، زیرا توانست تجربیات زیادی در قلب صنعتی کاملا تجاری کسب کند و این خیلی مشکل بود. اگر شما فیلم جنون را-این فیلم عجیب که من خیلی آن را تحسین می‌کنم ببینید، باور کردنی نیست... این مرد مال‌پرست، با سرمایه خودش آن را ساخت، با گروهی کوچک و چنین منطق، دقت و وسواسی در امر کیفیت سینماتوگرافیکی. این فیلم را تحسین می‌کنم...»

اولین نکته‌ای که باید درباره هیچکاک خاطرنشان کرد، افت‌ و خیز در آثار وی است. این مسئله از این لحاظ حائز اهمیت فراوان است که مدافعین وی به تکرار دانش تکنیکی و موفقیت‌های تجاری او را ستایش می‌کنند. اینکه سود حاصل از فروش فیلم روانی جانشین این حقیقت نمی‌شود که هیچکاک چندین تلاش ناموفق هم داشته است.[۶۱] او در گفتگو با کلود شابرول و فرانسوا تروفو گفته است تغییر رویه‌اش در فیلم‌سازی را با اولین فیلم آمریکایی خود یعنی ربه‌کا آغاز کرد و افزود فیلم سرگیجه و شمال از شمال غربی را در بین فیلم‌هایش بیشتر ترجیح می‌دهد.

حواشی[ویرایش]

عمده حواشی و انتقاد ها از او به دهه‌های پس از مرگش باز ‌می‌گردد. اگرچه او در طول حیات و فعالیت حرفه‌ای خود کمتر به دنبال حاشیه بود و شخصیتی کم حرف داشت اما بدلیل صراحت و پاسخ‌های کوتاهی که بعضا به مصاحبه کنندگان می‌داد دردسر ساز می‌شد، رسانه‌ها و مطبوعات آن دوران هم بیشتر سرگرم پرداختن به جزئیات زندگی شخصی بازیگرانی همچون مریلین مونرو و یا مارلون براندو بودند و اگر درگیر حاشیه‌ای با کارگردانی می‌شدند معمولا در ارتباط با بازیگران بود. این جمله از او که «باید با بازیگران همانند گاو رفتار شود.» در طول حیاتش جنجال آفرین شد. هیچکاک معتقد بود که بازیگران باید روی بازی های خود تمرکز کنند و کار روی فیلمنامه و شخصیت را به کارگردان‌ها و فیلمنامه‌نویسان بسپارند.

نحوه نمایش زنان در سینمایش باعث شد که پس از مرگش بسیاری او را شخصی وسواسی با تفکرات انحرافی جنسی بدانند، اگرچه در دهه‌های ۴۰، ۵۰ و ۶۰ نقش زنان در سینما از نظر اهمیت پس از مردان بود، کمتر نقش اول فیلمی به زنان سپرده می‌شد و هیچکاک نیز مستثنی نبود. در سال ۲۰۱۰ روزنامه گاردین با انتشار مقاله‌ای زنان سینمای هیچکاک را تحقیر شده دانست. راجر ایبرت منتقد فیلم آمریکایی در سال ۱۹۹۶ گفت: «دیر یا زود هر زن هیچکاک تحقیر می‌شود.»[۶۲] دونالد اسپوتو معتقد بود سرکوب جنسی او در دوران کودکی ممکن است موجب انحراف جنسی او شده باشد.

تیپی هدرن که پیش از بازی در فیلم پرندگان مدل بود، در سال ۲۰۰۸ در کتاب «مسحورشده با زیبایی» نوشته دونالد اسپوتو ادعا می‌کند هیچکاک وی را در جریان ساخت فیلم پرندگان مورد اذیت و آزار جنسی قرار داد، این ادعا از سوی او و خانواده‌اش در سال‌های بعد مجددا تکرار شد، مورخان سینما، همکاران قدیمی هیچکاک و زندگینامه‌نویس رسمی کارگردان «سرگیجه»‌ به دفاع از هیچکاک برخاستند. لوئیس لثام بازیگر آمریکایی، هدرن را برای این ادعا مورد نکوهش قرار داد.[۶۳]

میراث[ویرایش]

هیچکاک کارگردانی است که حتی پس از مرگش بار ها مورد ستایش بسیاری از منتقدان، نشریه‌ها و چهره‌های شاخص سینما قرار گرفته، در سال ۲۰۱۳، بنیاد فیلم بریتانیا ۹ فیلم صامت او شامل پلژر گاردن را بازیابی کرد و در آکادمی موسیقی بروکلین به نمایش در آورد.[۶۴] در سال ۲۰۰۷ نشریه دیلی تلگراف با انتشار لیستی از ۲۱ کارگردان برتر تاریخ بریتانیا وی را بزرگترین کارگردان تاریخ بریتانیا نامید و در همان سال مجله توتال فیلم به او رتبه نخست در لیست ۱۰۰ کارگردان برتر تاریخ داد.[۶۵] در نظرسنجی که قدیمی ترین مجله سینمایی ژاپن، کینما جونپو ترتیب داد، هیچکاک بعنوان «بزرگترین کارگردان قرن بیستم» انتخاب شد. تا سال ۲۰۲۱ میلادی، ۹ فیلم او در فهرست ملی ثبت فیلم واقع در کتابخانه ملی کنگره آمریکا ثبت شدند. فیلم‌های ربه‌کا (۱۹۴۰)، سایه یک شک (۱۹۴۳)، بدنام (۱۹۴۶)، بیگانگان در قطار (۱۹۵۱)، پنجره عقبی (۱۹۵۴)، سرگیجه (۱۹۵۸)، شمال از شمال غربی (۱۹۵۹)، روانی (۱۹۶۰) و پرندگان (۱۹۶۳)، ۹ فیلمی هستند که در این فهرست ثبت شدند.[۶۶][۶۷][۶۸]

فیلم‌شناسی[ویرایش]

کارگردانی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Sources include:
    • "Alfred Hitchcock Collectors' Guide: The British Years in Print". Brenton Film. 13 August 2019. Archived from the original on 21 August 2019. Retrieved 22 October 2019.
    • Ursell, Joe (10 August 2016). "The Phenomenal Influence and Legacy of Alfred Hitchcock". Into Film. Archived from the original on 14 July 2021. Retrieved 14 July 2021.
    • Deb, Sandipan (18 August 2019). "The audience as a piano: the strange case of Alfred Hitchcock". Mint. Archived from the original on 14 July 2021. Retrieved 14 July 2021.
    • "'Like Bach in music': Alfred Hitchcock's towering influence". DW. 13 August 2019. Archived from the original on 14 July 2021. Retrieved 14 July 2021.
    • "How Alfred Hitchcock changed cinema forever". Far Out. 29 April 2019. Archived from the original on 15 July 2021. Retrieved 15 July 2021.
    • Calvin, Thomas (27 December 1992). "Hitchcock Legacy As Potent as Ever". The New York Times. Archived from the original on 4 October 2021. Retrieved 15 July 2021.
    • Ebert, Roger (13 August 1999). "Hitchcock is still on top of film world". Roger Ebert. Archived from the original on 15 July 2021. Retrieved 15 July 2021.
  2. "Blackmail (1929)". British Film Institute. Archived from the original on 31 December 2017. Retrieved 1 January 2018.
  3. "The 13th Academy Awards, 1941". Academy of Motion Picture Arts and Sciences. Archived from the original on 3 March 2012. Retrieved 30 December 2017.
  4. "AFI's 100 Greatest American Films of All Time". American Film Institute. Archived from the original on 19 May 2019. Retrieved 8 September 2018.
  5. Christie, Ian (September 2012). "The 50 Greatest Films of All Time". Sight & Sound. Archived from the original on 1 March 2017. Retrieved 29 December 2017.
  6. McCarthy, Todd (30 April 1980). "Alfred Hitchcock Dies Of Natural Causes at Bel-Air Home". Variety. Archived from the original on 13 December 2017. Retrieved 12 December 2017.
  7. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  8. «St. Patrick's Day 2005: The Master of Suspense». Irish Echo. ۲۰۱۱-۰۲-۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۴-۰۳.
  9. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  10. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  11. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  12. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  13. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  14. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  15. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  16. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  17. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  18. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  19. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-03-28.
  20. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-04-04.
  21. همیشه استاد. مسعود فراستی. ص. ۲۳.
  22. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-04-04.
  23. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-04-04.
  24. Alfred Hitchcock Accepts the AFI Life Achievement Award in 1979, retrieved 2022-04-06
  25. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  26. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  27. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  28. "The 13th Academy Awards | 1941". Oscars.org | Academy of Motion Picture Arts and Sciences (به انگلیسی). Retrieved 2022-07-26.
  29. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  30. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  31. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  32. همیشه استاد. مسعود فراستی. ص. ۱۶.
  33. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  34. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  35. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-07-24.
  36. «"Notes: I Confess (1953)". TCM. Archived from the original on 22 November 2018. Retrieved 15 December 2017». tcm.
  37. "Dial M for Murder 3D – review". the Guardian (به انگلیسی). 2013-07-27. Retrieved 2022-08-15.
  38. "Alfred Hitchcock". Wikipedia (به انگلیسی). 2022-08-08.
  39. Brown, Royal S. (1994). Overtones and Undertones: Reading Film Music. Universityof California Press.
  40. Leitch, Thomas (2002). The Encyclopedia of Alfred Hitchcock. Checkmark Books.
  41. Taylor, John Russell (1996) [1978]. Hitch: The Life and Times of Alfred Hitchcock. New York: Da Capo Press.
  42. «ALFRED HITCHCOCK: MR. CHASTITY by Oriana Fallaci - Scraps from the loft». web.archive.org. ۲۰۱۷-۱۲-۳۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۱۵.
  43. "San Sebastian Film Festival". sansebastianfestival (به انگلیسی). Retrieved 2022-08-15.
  44. Staff، Variety؛ Staff، Variety (۱۹۵۸-۰۵-۱۴). «Vertigo». Variety (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۱۵.
  45. "The 100 Greatest Films of All Time". BFI (به انگلیسی). Retrieved 2022-08-15.
  46. Taylor, John Russell (1996) [1978]. Hitch: The Life and Times of Alfred Hitchcock. New York: Da Capo Press.
  47. Taylor, John Russell (1996) [1978]. Hitch: The Life and Times of Alfred Hitchcock. New York: Da Capo Press.
  48. «BOX OFFICE: For the Books -- Printout -- TIME». archive.ph. ۲۰۱۲-۰۵-۳۰. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۱۵.
  49. Leitch, Thomas (2002). The Encyclopedia of Alfred Hitchcock. Checkmark Books.
  50. Rebello, Stephen (1990). Alfred Hitchcock and the Making of Psycho. New York: Dembner Books.
  51. Rebello, Stephen (1990). Alfred Hitchcock and the Making of Psycho. New York: Dembner Books.
  52. Verevis, Constantine (2006). "For Ever Hitchcock: Psycho and Its Remakes". In Boyd, David; Palmer, R. Barton (eds.).
  53. «Watching 'Birds': Happy Hitchcock Films Terror-Ridden Tale». archive.nytimes.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۱۵.
  54. «Hitchcock's 'Marnie,' With Tippi Hedren and Sean Connery». archive.nytimes.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۱۵.
  55. Rebello, Stephen (1990). Alfred Hitchcock and the Making of Psycho. New York: Dembner Books.
  56. Truffaut, François (1983) [1967]. Hitchcock/Truffaut (Revised ed.). New York: Simon & Schuster.
  57. Evans, Peter William (2004). "Hitchcock, Alfred Joseph". Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press.
  58. «Chandler, Charlotte (2006)». worldcat.
  59. همیشه استاد. به کوشش مسعود فراستی. ص. ۸.
  60. همیشه استاد. به کوشش مسعود فراستی. ص. ۸.
  61. همیشه استاد. به کوشش مسعود فراستی. ص. ۳۲.
  62. Ebert, Roger. "Vertigo movie review & film summary (1958) | Roger Ebert" (به انگلیسی). Retrieved 2022-08-17.
  63. "Hitchcock's Co-workers Defend the Director Against The Girl". HuffPost (به انگلیسی). 2012-12-27. Retrieved 2022-08-18.
  64. Kehr، Dave (۲۰۱۳-۰۶-۱۹). «Hitchcock, Finding His Voice in Silents» (به انگلیسی). The New York Times. شاپا 0362-4331. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۴.
  65. «Greatest Film Directors Ever». web.archive.org. ۲۰۱۴-۰۷-۰۲. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ ژوئیه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۴.
  66. «Complete National Film Registry Listing | Film Registry | National Film Preservation Board | Programs | Library of Congress». Library of Congress, Washington, D.C. 20540 USA. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۴.
  67. «Greatest Film Directors and Their Best Films». web.archive.org. ۲۰۱۵-۰۴-۱۹. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ آوریل ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۴.
  68. «Greatest Film Directors of All Time». www.filmsite.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۶-۰۴.

پیوند به بیرون[ویرایش]