روشنایی‌های شهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روشنایی های شهر
Citylights.jpg
پوستر فیلم
کارگردان چارلی چاپلین
تهیه‌کننده چارلی چاپلین
نویسنده چارلی چاپلین
بازیگران چارلی چاپلین
ویرجینیا چریل
فلورنس لی
هری مایرز
موسیقی چارلی چاپلین
خوزه پادیلا (تم گل دختر)
هماهنگ شده با:
آرتور جانستون
آلفرد نیومن
فیلم‌برداری رولی توثرو
گوردون پولاک
تدوین چارلی چاپلین
توزیع‌کننده یونایتد آرتیستز
تاریخ‌های انتشار
۳۰ ژانویه ۱۹۳۱
مدت زمان
۸۷ دقیقه
کشور ایالات متحده آمریکا
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم $۱،۵۰۰،۰۰۰
فروش گیشه $۵،۰۱۹،۱۸۱

روشنایی‌های شهر (به انگلیسی: City Lights) فیلمی صامت، به کارگردانی چارلی چاپلین با بازی چارلی چاپلین، ویرجینیا چریل، فلورنس لی، هری مایرز و تولید سال ۱۹۳۱ است.[۱]

این فیلم از احساسی‌ترین فیلم‌های چارلی چاپلین دانسته شده که ماجرای عاشقانه ولگرد کوچولو با یک دختر نابینا را به تصویر می‌کشد.[۲] این فیلم از نگاه بنیاد فیلم آمریکا بهترین فیلم جهان در زمینه کمدی رمانتیک محسوب می گردد. همچنین در لیست ۱۰۰ سال... ۱۰۰ فیلم به انتخاب بفا (بازبینی ۲۰۰۷) که توسط بنیاد فیلم آمریکا تنظیم شد، به عنوان دهمین فیلم تاریخ سینما برگزیده شده است.

روشنایی های شهر، به گفته بسیاری، بهترین فیلم چاپلین محسوب می شود.

خلاصه داستان[ویرایش]

چارلی، با دختر گلفروش نابینایی آشنا می شود. او از دختر یک گل می گیرد و به او دل می بندد. در همان شب، یک ثروتمند مست که قصد خودکشی دارد را نجات می دهد و مرد ثروتمند با او دوست می شود (وقتی مست است چارلی را به خاطر می آورد و در حالت عادی او را نمی‌شناسد). چارلی سعی میکند برای اینکه هزینه بهبود چشمان دختر را به دست آورد، از مرد پول بگیرد. او رفتگر میشود تا پول به دست آورد و آن را خرج چشمان دختر گلفروش بکند ولی چون دیر سرکار حاضر می گردد از آنجا اخراج می شود.

چارلی به مسابقه بوکس می رود تا برنده شود و پول به دست آورد ولی درمسابقه می بازد و مایوس میشود. در اواخرفیلم، چارلی در خانه مرد ثروتمند مست است که دو دزد به صورت مخفیانه وارد خانه میشوند. آنها مرد را مضروب می کنند و چارلی از ترس به پلیس تلفن میکند. دزدها فرار می کنند و پلیس به خیال اینکه چارلی مرد را زده، قصد دستگیری او را دارد. مرد به هوش می آید و چون مستی از سر او پریده، میگوید که چارلی را نمی‌شناسد. چارلی به سختی ازآنجا می گریزد و هرچه پول به دست آورده به دختر می دهد. دختر از او تشکر می کند وچارلی پس ازمدت کوتاهی در خیابان توسط پلیس شناخته شده و به زندان می افتد.

اوپس از مدتها، از زندان آزاد می شود وبه همان مکانی میرود که دختر گلفروش را در همان جا دید. او می بیند که دختر صاحب یک مغازه گلفروشی است و کارش هم رونق دارد. دختر بینایی اش را به دست آورده و چارلی در نظرش یک غریبه است و او را نمی‌شناسد. چارلی یک شاخه گل از دختر می خرد و وقتی دختر میخواهد بقیه پول را به چارلی بدهد،دستان او را لمس میکند و چارلی را می شناسد.

بازیگران[ویرایش]

منابع[ویرایش]