پرش به محتوا

لوئی فیلیپ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
لوئی فیلیپ
پرتره اثر فرانتس ژاور وینترهالتر، ۱۸۴۱
پادشاه فرانسه (بیشتر …)
سلطنت۹ اوت ۱۸۳۰–۲۴ فوریه ۱۸۴۸
تاج‌گذاری۹ اوت ۱۸۳۰
پیشینشارل دهم
جانشینلوئی-ناپلئون بناپارت (به عنوان رئیس جمهوری دوم فرانسه)
زاده۵ سپتامبر ۱۶۳۸/۱۴ شهریور ۱۰۱۷
پله رویال، پاریس، فرانسه
درگذشته۲۶ اوت ۱۸۵۰ (۷۶ سال)
کلارمونت، ساری، پادشاهی متحده
آرامگاه
کلیسای کوچک چارلز بورومئو، ویبریج (۱۸۵۰–۱۸۷۶)
کلیسای سلطنتی، درو، فرانسه (از ۱۸۷۶)
شهبانوماریا آمالیا دوسیسیل (ا. ۱۸۰۹)
فرزند(ان)شاهزاده فردیناند فیلیپ، دوک اورلئان
لوئیزا، ملکه بلژیک
پرنسس ماری اورلئانز
شاهزاده لوئی، دوک نمور
شاهزاده خانم کلمانتین اورلئان
فرانسوا اورلئان، شاهزاده جونویل
شارل اورلئان، دوک پنتیور
هانری دورلئان، دوک اومال
آنتوان، دوک مونپنسیه
دودمانبوربون-اورلئان
پدرلوئی فیلیپ دوم، دوک اورلئان
مادرلوئیز ماری آدلاید بوربون
امضاءامضاء لوئی فیلیپ
پیشینه نظامی
وفاداری پادشاهی فرانسه
 جمهوری اول فرانسه
شاخه نظامی ارتش فرانسه
سال‌های خدمت۱۷۸۵–۱۷۹۴
درجهسپهبد
فرماندهی
جنگ‌ها و عملیات‌ها

لوئی فیلیپ یا لوئی فیلیپ یکم (به فرانسوی: Louis-Philippe Ier) (زادهٔ ۶ اکتبر ۱۷۷۳ – مرگ ۲۶ اوت ۱۸۵۰)، آخرین پادشاه فرانسه از ۱۸۳۰ تا ۱۸۴۸ بود. در دوران جنگهای انقلابی او خود را با فرماندهی سربازانش به عنوان دوک شارتر به دیگران شناساند اما با اعلام تصمیم جمهوری مبنی بر اعدام لوئی شانزدهم شکست خورد.

او در سال ۱۷۹۳ هنگامی که ارتباطش با توطئه احیای سلطنت فرانسه آشکار شد به سوئیس گریخت. پدرش لوئی فیلیپ دوم مورد اتهام قرار گرفت و اعدام شد و لوئی فیلیپ به مدت ۲۱ سال تا بازگشت بوربون‌ها به سلطنت فرانسه در تبعید باقی ماند. او پس از پسرعمویش شارل دهم به سلطنت رسید که با انقلاب ژوئیه مجبور به کناره‌گیری شده بود. پادشاهی لوئی فیلیپ به عنوان سلطنت ژوئیه شناخته می‌شود که در تسلط صنعتگران ثروتمند و بانکداران بود. او در سالهای ۱۸۴۸–۱۸۴۰ خصوصاً تحت تأثیر فرانسوا گیزو دولتمرد فرانسوی سیاستهای محافظه کارانه‌ای را دنبال می‌کرد. او همچنین دوستی با بریتانیا را ارتقا داد و از توسعه سیاست‌های استعماری خصوصاً تصرف الجزایر پشتیبانی کرد. محبوبیت او پس از به وخامت گذاشتن شرایط اقتصادی در سال ۱۸۴۷ کاهش یافت و او با وقوع انقلاب در سال ۱۸۴۸ مجبور به کناره‌گیری شد. او باقی عمر خود را در انگلستان در تبعید به سر برد. طرفداران او به عنوان اورلئانیست‌ها شناخته می‌شدند که در تقابل با لجیتیمیست‌ها که از دودمان اصلی سلسله بوربون حمایت می‌کردند، بودند.

بازگشت بوربون‌ها (۱۸۱۵–۱۸۳۰)

[ویرایش]
 همچنین ببینید: بازگشت بوربون‌ها در فرانسه

پس از کناره‌گیری ناپلئون، لویی فیلیپ، معروف به لویی فیلیپ، دوک اورلئان، در دوران سلطنت پسرعموی دورش، لویی هجدهم، و در زمان بازگشت بوربون‌ها به فرانسه بازگشت. لویی فیلیپ خانواده اورلئان را در دوران تبعید با لویی هجدهم آشتی داده بود و دوباره در دربار باشکوه سلطنتی حاضر شد. با این حال، دلخوری او از رفتار با خانواده‌اش، شاخه فرعی خاندان بوربون تحت رژیم پیشین (Ancien Régime)، باعث ایجاد تنش میان او و لویی هجدهم شد و او آشکارا طرفدار مخالفان لیبرال شد.

با بازگشتش به پاریس در ماه مه ۱۸۱۴، دوک اورلئان توسط لویی هجدهم به مقام ژنرال ستاد ارتقا یافت. با این حال، عنوان «عالیجناب سلطنتی» (Altesse Royale) به او داده نشد، گرچه این عنوان به همسرش اعطا شد. لویی فیلیپ مجبور شد به لقب پایین‌تر «عالیجناب والا» (Altesse Sérénissime) رضایت دهد. کمتر از یک سال پس از بازگشت به فرانسه، او و خانواده‌اش با بازگشت ناپلئون از جزیره البا، که به «صد روز» معروف است، دوباره از جای خود کنده شدند. در ۶ مارس ۱۸۱۵، پس از رسیدن خبر بازگشت ناپلئون به فرانسه، لویی فیلیپ همراه با کنت آرتوا (که بعدها شارل دهم شد) برای سازماندهی دفاع در برابر امپراتور به لیون فرستاده شد، اما بیهودگی این مأموریت خیلی زود آشکار شد و او تا ۱۲ مارس به پایتخت بازگشت. پس از آن، لویی هجدهم او را فرمانده ارتش شمال کرد. در روزهایی که ناپلئون وارد پاریس شد (۲۰ مارس)، لویی هجدهم به بلژیک گریخت و لویی فیلیپ از مقامش استعفا داد و تصمیم گرفت به خانواده‌اش در تبعید در انگلستان بپیوندد. این کار باعث شد سلطنت‌طلبان او را بیشتر سرزنش کنند، چون او همراه با لویی هجدهم به بلژیک نرفت. ناپلئون خیلی زود در نبرد واترلو شکست خورد و لویی هجدهم دوباره به قدرت بازگشت، اما لویی فیلیپ و خانواده‌اش تنها در سال ۱۸۱۷، پس از فروکش کردن موج سرکوب و انتقام، به فرانسه بازگشتند.

لویی فیلیپ با برادر و جانشین لویی هجدهم، شارل دهم، که در سال ۱۸۲۴ به تخت نشست، روابط بسیار دوستانه‌تری داشت و با او معاشرت می‌کرد. شارل دهم عنوان «عالیجناب سلطنتی» را به او اعطا کرد و به لویی هانری، شاهزاده کُنده، اجازه داد تا پسر چهارم لویی فیلیپ، آنری اورلئان، دوک اُمال، را وارث املاک شانتیی کند. با این حال، مخالفت لویی فیلیپ با سیاست‌های ژوزف دو ویلل و بعدتر ژول دو پولینیاک باعث شد او به‌عنوان تهدیدی دائمی برای ثبات حکومت شارل دیده شود. این امر خیلی زود به نفع او تمام شد.

کناره‌گیری و مرگ (۱۸۴۸–۱۸۵۰)

[ویرایش]

در تاریخ ۲۴ فوریه ۱۸۴۸، در جریان انقلاب فوریه همان سال، لویی فیلیپ، پادشاه فرانسه از سلطنت کناره‌گیری کرد و تاج‌وتخت را به نوهٔ ۹ ساله‌اش، فیلیپ، کنت پاریس واگذار نمود. با توجه به سرنوشت تلخ لویی شانزدهم پس از برکناری‌اش، لویی فیلیپ با ترس و احتیاط، پاریس را به‌صورت ناشناس ترک کرد. او با نام مستعار «آقای اسمیت» سوار بر یک درشکهٔ معمولی شد و به همراه همسرش با کشتی‌ای که کنسول بریتانیا در بندر لو آور در اختیارشان گذاشته بود، به انگلستان گریخت.

در ابتدا، مجلس ملی فرانسه قصد داشت سلطنت فیلیپ جوان را بپذیرد، اما موج قدرتمند مخالفت عمومی مانع از آن شد. در تاریخ ۲۶ فوریه، جمهوری دوم فرانسه اعلام شد. سپس لویی ناپلئون بناپارت در ۱۰ دسامبر ۱۸۴۸ به ریاست‌جمهوری انتخاب شد؛ و در ۲ دسامبر ۱۸۵۱ خود را رئیس‌جمهور مادام‌العمر اعلام کرد و در سال ۱۸۵۲ با عنوان ناپلئون سوم به امپراتوری رسید.

لویی فیلیپ و خانواده‌اش در تبعید در کلرمونت، ساری در بریتانیا زندگی کردند، هرچند یک لوح یادبود در منطقهٔ انجل هیل، بری سنت ادموندز نشان می‌دهد که او مدتی را در آنجا گذرانده—احتمالاً به‌دلیل دوستی با مارکی بریستول که در نزدیکی آن، در خانهٔ ایک‌ورث زندگی می‌کرد. این زوج سلطنتی مدتی را در ساحل در منطقهٔ سنت لئوناردز گذراندند و بعدها در خانهٔ مارکی در برایتون اقامت داشتند.

لویی فیلیپ در تاریخ ۲۶ اوت ۱۸۵۰ در کلرمونت درگذشت. ابتدا در نمازخانهٔ سنت شارلز بورومئو در ویبریج، ساری به خاک سپرده شد. در سال ۱۸۷۶، پیکر او و همسرش به فرانسه منتقل شد و در نمازخانهٔ سلطنتی در درو، آرامگاه خانوادگی خاندان اورلئان، دفن شدند—آرامگاهی که مادرش در سال ۱۸۱۶ ساخته بود و لویی فیلیپ پس از مرگ او آن را گسترش و زیباسازی کرده بود.

منابع

[ویرایش]