همزاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

{همزاد چیست؟؟! همزاد هاله‌ای شبیه خودمان اما زیباتر از خودمان است هرانسان دوهمزاد دارد یکی همزاد خوب یکی همزاد بد ک همزاد بد در وجود همزاد خوب نهادینه شده و قابل مشاهد نیست.اما همزاد خوب را میتونا دید ک نیاز ب علم ظاهر کردن ان و نترس بودن دارد چون اگر بترسید هنگام ظاهر کردن همزاد بد باعث مشکلات در زندگیتان می‌شود پس لطفا هرکسی دس ب این کار نزند.همزاد شما هرانچه شما نمیدانید را میداند مثل راه پیشرفت شما،ایندتون،اینکه چ افرادی نسبت ب شما حسادت می‌کنند و ایا کسی طلسمی برای شما نوشته یا خیر و خیلی چیزای دیگه ک روحتان از اون بی خبر هست.همزادها مسلمان یا کافر هستند ک بستگی دارد شیعه باشید یا خیر همزاد مسلمان ب کسی ضرری نمیرساند در صورتیکهه همزاد کافر اینکارو میکند.

همزاد در فولکلور و افسانه‌ها[ویرایش]

بحث همزاد از قدیم در میان ملل مختلف جهان مطرح بوده و در باب آن افسانه‌های گوناگونی بیان شده‌است. قدیما معتقد بودند که همراه با تولد هر انسانی موجودی کاملاً شبیه به او از جنس جن و پری خلق می‌شود و همگام با او رشد می‌کند و ممکن است گاهی با یکدیگر ملاقات هم داشته باشند. افسانه‌های مربوط به همزاد در کشورهای جهان و کشور ما می‌گوید که در زمان تولد نوزاد یک جن نیز با او متولد می‌شود که از هر لحاظ شبیه به اوست؛ چه از لحاظ روحی و چه ویژگی‌های بدنی. این تشابه بقدری زیاد است که اگر همزاد انسان دچار شادی یا غم شود در انسان هم تأثیر می‌گذارد و این حالت به صورت عکس هم ممکن است یعنی با شادی و غم انسان همزادش هم دچار همین حالت می‌شود و به این دلیل است که ما گاهی بی‌دلیل شاد یا غمگین می‌شویم. البته بحث همزاد اساساً به شکلی که در افسانه‌ها آمده زیاد درست نیست و باید گفت که همزاد نوعی تجزیه نفس یا به تعبیر امروزی فرافکنی روح توسط خود فرد است.

در باورهای قدیمی عوام در ایران چندین موجود افسانه‌ای و تخیلی رواج داشته‌است از جمله موجوداتی به نام همزاد. بنا بر این باورها، هر شخص دارای همزادی است که در جایی به نام دنیای از ما بهتران بطور هم‌زمان با او زندگی می‌کند و رشدی همگام با آن شخص دارد.[۱]

همزاد از دیدگاه روانشناسی: بیماری همزاد پنداری[ویرایش]

همزاد چیزی مستقل یا موجودی غیر از انسان نیست و در واقع باید گفت همزاد بخشی از وجود خود انسان است. همزاد در شرایط خاصی به وجود آمده و خود را نشان می‌دهد و این زمان مربوط است به مواقعی که فردی دچار مشکل روحی و افسردگی شدیدی شده باشد. افرادی که احساس تنهایی شدیدی دارند و بر اثر آن نیاز به همدم و هم صحبتی داشته و سنگ صبوری می‌خواهند، همزاد این نیاز را برطرف می‌سازد. به‌طور معمول افرادی که در آستانه جنون قرار دارند اغلب همزاد را می‌بینند و با او صحبت هم می‌کنند. فردی که دچار تنهایی و افسردگی و یاس می‌باشد در ابتدا در گوش خود صداهایی مانند نجوا یا ویز ویز را می‌شنود که این مربوط به فعالیت غیرارادی اعصاب و رگ‌های مغز و افزایش الکتریسیته در آن است. این مرحله روز به روز افزایش یافته و حال بیمار رو به وخامت می‌گذارد و هجوم افکار و نجواها بقدری در ذهن فرد زیاد می‌شود که بر شدت بیماری افزوده شده و رفتارهای ناهنجاری از او سر می‌زند. در این زمان اطرافیان از اطراف فرد پراکنده گشته و فرد ناچار به خلوت خود پناه برده و سکوت کرده و اغلب به نقطه‌ای خیره می‌شود. در این حالت فرد واقعاً مجنون شده و به عنوان فردی دیوانه شناخته می‌شود. در این مرحله بیمار چنان با خود گفتگو می‌کند که انگار واقعاً فردی مقابل او قرار دارد. بیمار مدام خاطرات گذشته و تجربه‌های تلخ را در ذهن خود بازسازی نموده و آن‌ها را در ذهنش تکرار می‌کند. در اغلب موارد، فرد پس از طی دوران افسردگی و ورود به مرحله جنون همزاد خود را می‌بیند، اما این نفس خود فرد است که فقط توسط خود بیمار دیده و موجب اعمال جنون‌آمیز می‌شود. توجه کنید که برخی انسان‌های ناآگاه که به دنبال رشد معنوی و سیر و سلوک هستند سعی می‌کنند با پناه بردن به مواد اعتیادآور و فرورفتن به حالت خلسه این بعد خود یعنی همزاد را شناسایی نمایند. این افراد چون راهنمای درستی نداشته‌اند به ورطه اعتیاد افتاده و خود را به نابودی می‌کشانند زیرا روح بیمار، جسم را نیز قطعاً به بیماری دچار می‌سازد. این روش‌ها روش‌هایی بیهوده برای کشف دنیای غیر مادی بوده و اغلب تصاویر و حالت‌هایی که در فرد و در حالت خماری ایجاد می‌شود تصنعی بوده و کاملاً بی‌ارزش است.[۱]

منابع[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

^