همزاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

به باوری خرافی (ویا غیر علمی) هر کس همزادی دارد که در «دنیای جن» بطور هم‌زمان با او زندگی می‌کند و رشدی همگام با آن شخص دارد. مصریان قدیم بر این باور بودند که کلاً تمامی زندگان دارای همزاد هستند که این همزادها را «کا» می‌نامیدند. به باور مصریان پس از مرگ انسان همزاد آنان نمی‌میرد. عاملان و مرتاضان هندی هم معتقدند بعد از مرگ آدمی همزاد او نمی‌میرد. بلکه شکل جدیدی اختیار کرده زنده می‌ماند و در هوا مشغول گشت و گذار خواهد بود. واژه همزاد همچنین می‌تواند در معنی هر دو یا چند چیزی که هم‌زمان به دنیا آمده باشند بکار برود مانند افراد دوقلو و چندقلو یا برای مثال منظومه‌ای همزاد با منظومه خورشیدی.

همزاد در فولکلور و افسانه‌ها[ویرایش]

بحث همزاد از قدیم در میان ملل مختلف جهان مطرح بوده و در باب آن افسانه‌های گوناگونی بیان شده است. قدما معتقد بودند که همراه با تولد هر انسانی موجودی کاملاً شبیه به او از جنس جن و پری خلق می‌شود و همگام با او رشد می‌کند و ممکن است گاهی با یکدیگر ملاقات هم داشته باشند. افسانه‌های مربوط به همزاد در کشورهای جهان و کشور ما می‌گوید که در زمان تولد نوزاد یک جن نیز با او متولد می‌شود که از هر لحاظ شبیه به اوست؛ چه از لحاظ روحی و چه ویژگی‌های بدنی. این تشابه بقدری زیاد است که اگر همزاد انسان دچار شادی یا غم شود در انسان هم تأثیر می‌گذارد و این حالت به صورت عکس هم ممکن است یعنی با شادی و غم انسان همزادش هم دچار همین حالت می‌شود و به این دلیل است که ما گاهی بی‌دلیل شاد و یا غمگین می‌شویم. البته بحث همزاد اساساً به شکلی که در افسانه‌ها آمده زیاد درست نیست و باید گفت که همزاد نوعی تجزیه نفس یا به تعبیر امروزی فرافکنی روح توسط خود فرد است.

در باورهای قدیمی عوام در ایران چندین موجود افسانه‌ای و تخیلی رواج داشته است از جمله موجوداتی به نام همزاد. بنا بر این باورها، هر شخص دارای همزادی است که در جایی به نام دنیای از ما بهتران بطور هم‌زمان با او زندگی می‌کند و رشدی همگام با آن شخص دارد.[۱]

همزاد از دیدگاه روانشناسی: بیماری همزاد پنداری[ویرایش]

همزاد چیزی مستقل یا موجودی غیر از انسان نیست و در واقع باید گفت همزاد بخشی از وجود خود انسان است. همزاد در شرایط خاصی به وجود آمده و خود را نشان می‌دهد و این زمان مربوط است به مواقعی که فردی دچار مشکل روحی و افسردگی شدیدی شده باشد. افرادی که احساس تنهایی شدیدی دارند و بر اثر آن نیاز به همدم و هم صحبتی داشته و سنگ صبوری می‌خواهند، همزاد این نیاز را برطرف می‌سازد. به طور معمول افرادی که در آستانه جنون قرار دارند اغلب همزاد را می‌بینند و با او صحبت هم می‌کنند. فردی که دچار تنهایی و افسردگی و یاس می‌باشد در ابتدا در گوش خود صداهایی مانند نجوا یا ویز ویز را می‌شنود که این مربوط به فعالیت غیرارادی اعصاب و رگ‌های مغز و افزایش الکتریسیته در آن است. این مرحله روز به روز افزایش یافته و حال بیمار رو به وخامت می‌گذارد و هجوم افکار و نجواها بقدری در ذهن فرد زیاد می‌شود که بر شدت بیماری افزوده شده و رفتارهای ناهنجاری از او سر می‌زند. در این زمان اطرافیان از اطراف فرد پراکنده گشته و فرد ناچار به خلوت خود پناه برده و سکوت کرده و اغلب به نقطه‌ای خیره می‌شود. در این حالت فرد واقعاً مجنون شده و بعنوان فردی دیوانه شناخته می‌شود. در این مرحله بیمار چنان با خود گفتگو می‌کند که انگار واقعاً فردی مقابل او قرار دارد. بیمار مدام خاطرات گذشته و تجربه‌های تلخ را در ذهن خود باز سازی نموده و آنها را در ذهنش تکرار می‌کند. در اغلب موارد، فرد پس از طی دوران افسردگی و ورود به مرحله جنون همزاد خود را می‌بیند، اما این نفس خود فرد است که فقط توسط خود بیمار دیده و موجب اعمال جنون آمیز می‌شود. توجه کنید که برخی انسان‌های ناآگاه که به دنبال رشد معنوی و سیر و سلوک هستند سعی می‌کنند با پناه بردن به مواد اعتیاد آور و فرورفتن به حالت خلسه این بعد خود یعنی همزاد را شناسایی نمایند. این افراد چون راهنمای درستی نداشته‌اند به ورطه اعتیاد افتاده و خود را به نابودی می‌کشانند زیرا روح بیمار، جسم را نیز قطعاً به بیماری دچار می‌سازد. این روش‌ها روش‌هایی بیهوده برای کشف دنیای غیر مادی بوده و اغلب تصاویر و حالت‌هایی که در فرد و در حالت خماری ایجاد می‌شود تصنعی بوده و کاملاً بی‌ارزش است.[۱]

منابع[ویرایش]

کتاب‌شناسی[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

^