پرش به محتوا

بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی
بخشی از جنگ اقیانوس آرام
Two aerial photos of atomic bomb mushroom clouds, over two Japanese cities in 1945
ابر قارچی بمب اتمی بر هیروشیما (چپ) و ناگاساکی (راست)
گونهجنگ هسته‌ای
مکان
۳۴°۲۳′۴۱″ شمالی ۱۳۲°۲۷′۱۷″ شرقی / ۳۴٫۳۹۴۷۲°شمالی ۱۳۲٫۴۵۴۷۲°شرقی / 34.39472; 132.45472
۳۲°۴۶′۲۵″ شمالی ۱۲۹°۵۱′۴۸″ شرقی / ۳۲٫۷۷۳۶۱°شمالی ۱۲۹٫۸۶۳۳۳°شرقی / 32.77361; 129.86333
اجرا۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵؛ ۸۰ سال پیش (۱۹۴۵-0۹}})
نیروی اجرایی
تلفات و صدمات
هیروشیما:
  • ۹۰٬۰۰۰ تا ۱۶۶٬۰۰۰ کشته
    • ۸۰٬۰۰۰ تا ۱۵۶٬۰۰۰ غیرنظامی
    • ۱۰٬۰۰۰ سرباز
    • ۱۲ اسیر جنگی متفقین
ناگاساکی:
  • ۶۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ کشته
    • ۶۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ غیرنظامی
    • ۱۵۰ سرباز
    • ۸ تا ۱۳ اسیر جنگی متفقین
مجموع کشته شدگان (تا پایان سال ۱۹۴۵):
  • ۱۵۰٬۰۰۰ تا ۲۴۶٬۰۰۰ نفر

بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی در ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵، به دو رویدادی اشاره دارد که در آن ایالات متحده دو جنگ‌افزار هسته‌ای را به ترتیب بر فراز شهرهای هیروشیما و ناگاساکی ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم منفجر کرد. این دو بمباران اتمی میان ۱۵۰٬۰۰۰ تا ۲۴۶٬۰۰۰ نفر را کشتند که بیشترشان غیرنظامی بودند، و تاکنون تنها موارد استفاده از سلاح هسته‌ای در تاریخ به‌شمار می‌روند. تسلیم ژاپن به متفقین در ۱۵ اوت رخ داد؛ شش روز پس از بمباران ناگاساکی، جنگ شوروی و ژاپن و تهاجم شوروی به منچوری. دولت ژاپن نیز سند تسلیم ژاپن را در دوم سپتامبر امضا کرد که پایان جنگ جهانی دوم در آسیا بود.

در سال پایانی جنگ جهانی دوم، متفقین جنگ جهانی دوم خود را برای یک عملیات سقوط پرهزینه آماده می‌کردند. پیش از این اقدام، بمباران‌های متعارف و آتش‌زا صورت گرفت که ۶۴ شهر ژاپن را ویران کرد و عملیات بمباران توکیو نیز در میان آنها بود. پس از پایان جنگ در جبهه اروپایی جنگ جهانی دوم، قرارداد تسلیم آلمان در ۸ مه ۱۹۴۵ امضا شد و متفقین پس از آن تمام توجه خود را به جنگ اقیانوس آرام معطوف کردند. تا ژوئیه ۱۹۴۵، متفقین از طریق پروژه منهتن دو نوع بمب اتمی تولید کرده بودند: «پسر کوچک»، یک سلاح شکافت هسته‌ای از نوع تفنگی با اورانیوم غنی‌شده، و «مرد چاق»، یک سلاح هسته‌ای مبتنی بر پلوتونیم و انفجار داخلی. بخشی از نیروی هوایی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا به نام «گروه کامپوزیت ۵۰۹» که با نسخه تخصصی سیلورپلیت از بوئینگ بی-۲۹ سوپرفورترس آموزش دیده و مجهز شده بود، در تینیان در جزایر ماریانا مستقر شد. متفقین در ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۵، در اعلامیه پوتسدام خواستار تسلیم بی‌قیدوشرط نیروهای مسلح امپراتوری ژاپن شدند و این اعلامیه جایگزین تهدید به «تخریب فوری و مطلق» بود. دولت ژاپن این اولتیماتوم را نادیده گرفت.

موافقت بریتانیا برای بمباران اتمی، بر اساس توافق کبک الزامی بود و به دست آمد. در ۲۵ ژوئیه، ژنرال توماس تی. هندی، رئیس ستاد نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا، دستور استفاده از بمب‌های اتمی علیه هیروشیما، کیوشوی شمالی، نیگاتا و ناگاساکی را صادر کرد. این شهرها به این دلیل انتخاب شدند که مناطق شهری بزرگی بودند و تأسیسات نظامی قابل توجهی نیز در خود جای داده بودند. در ۶ اوت، پسر کوچک بر روی هیروشیما رها شد و سه روز بعد، مرد چاق بر روی ناگاساکی. طی دو تا چهار ماه پس از بمباران‌ها، تأثیرات بمباران اتمی موجب مرگ ۹۰٬۰۰۰ تا ۱۶۶٬۰۰۰ نفر در هیروشیما و ۶۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ نفر در ناگاساکی شد. تقریباً نیمی از این مرگ‌ومیرها در همان روز اول رخ داد. تا ماه‌ها پس از آن نیز بسیاری از مردم بر اثر سوختگی، مسمومیت پرتوی و سایر جراحات — که با بیماری و سوءتغذیه تشدید شده بود — جان خود را از دست دادند. با وجود پادگان نظامی قابل توجه هیروشیما که تخمین زده می‌شود حدود ۲۴٬۰۰۰ سرباز داشته، حدود ۹۰٪ از کشته‌شدگان غیرنظامی بودند.

محققان به‌طور گسترده تأثیرات این بمباران‌ها را بر شخصیت اجتماعی و سیاسی تاریخ جهان و فرهنگ عامه بررسی کرده‌اند و بحث و جدل در مورد بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی دربارهٔ توجیه اخلاقی و قانونی این بمباران‌ها و پیامدهای ژئوپلیتیکی آنها — به‌ویژه در بستر جنگ سرد — همچنان ادامه دارد. حامیان استدلال می‌کنند که بمباران‌های اتمی برای پایان دادن به جنگ با حداقل تلفات ضروری بودند و در نهایت از کشته‌شدن افراد بیشتری در هر دو طرف جلوگیری کردند؛ همچنین ادعا می‌کنند که نمایش سلاح‌های اتمی، صلح طولانی را از طریق بازدارندگی هسته‌ای پدیدآورد. در مقابل، منتقدان استدلال می‌کنند که این بمباران‌ها برای پایان جنگ غیرضروری و نوعی جنایت جنگی بودند که پیامدهای اخلاقی سنگینی به همراه داشتند؛ آنها همچنین هشدار می‌دهند که استفاده از سلاح‌های اتمی در آینده محتمل‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود و می‌تواند به هولوکاست هسته‌ای منجر شود.

پس‌زمینه

[ویرایش]

جنگ اقیانوس آرام

[ویرایش]
نقشه شرق آسیا و غرب اقیانوس آرام در طول جنگ جهانی دوم
وضعیت جنگ اقیانوس آرام در ۱ اوت ۱۹۴۵.
    سفید و سبز: مناطق تحت کنترل ژاپن
      قرمز: مناطق تحت کنترل متفقین
  خاکستری: مناطق تحت کنترل اتحاد جماهیر شوروی (بی‌طرف)

در سال ۱۹۴۵، جنگ اقیانوس آرام بین امپراتوری ژاپن و متفقین جنگ جهانی دوم وارد چهارمین سال خود شده بود. اکثر واحدهای نظامی ژاپن با شدت تمام می‌جنگیدند و پیروزی متفقین را با بهایی گزاف همراه می‌ساختند. از مجموع ۱٫۲۵ میلیون تلفات جنگی که ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم متحمل شد — شامل پرسنل نظامی کشته‌شده در نبرد و مجروح در جنگ — نزدیک به یک میلیون تن‌تنها در آخرین سال جنگ، از ژوئن ۱۹۴۴ تا ژوئن ۱۹۴۵، رخ داد. در دسامبر ۱۹۴۴، تلفات نبردهای آمریکایی در پی حمله آلمان به آردن به بالاترین رقم ماهانه، یعنی ۸۸٬۰۰۰ نفر، رسید. رئیس‌جمهور فرانکلین دلانو روزولت که نگران این تلفات سنگین بود، پیشنهاد داد از بمب‌های اتمی هرچه زودتر علیه آلمان استفاده شود، اما به او گفته شد که برای آماده‌سازی نخستین سلاح‌های اتمی هنوز به چندین ماه وقت نیاز است.[۱] ذخایر نیروی انسانی آمریکا رو به پایان بود؛ معافیت از خدمت برای گروه‌هایی مانند کارگران کشاورزی سخت‌گیرانه‌تر شد و بررسی‌هایی دربارهٔ به‌کارگیری زنان در ارتش آغاز گردید. در همان زمان، مردم از ادامه جنگ خسته شده بودند و خواستار بازگشت سربازان کارکشته به خانه بودند.[۲]

در اقیانوس آرام، متفقین به فیلیپین بازگشتند،[۳] برمه را بازپس گرفتند و به بورنئو حمله کردند[۴][۵] و برای درهم‌شکستن نیروهای باقی‌مانده ژاپن عملیاتی در بوگنویل، گینه نو و فیلیپین انجام دادند.[۶] در آوریل ۱۹۴۵، نیروهای آمریکایی در اوکیناوا پیاده شدند و نبردهای سختی تا ژوئن در آنجا ادامه یافت. در طول این مسیر، نسبت تلفات ژاپنی‌ها به آمریکایی‌ها از پنج به یک در فیلیپین به دو به یک در اوکیناوا کاهش یافت.[۲] هرچند برخی سربازان ژاپنی به اسارت درآمدند، اما بیشترشان تا لحظه کشته شدن یا خودکشی می‌جنگیدند. نزدیک به ۹۹ درصد از ۲۱٬۰۰۰ مدافع نبرد ایوو جیما کشته شدند. از ۱۱۷٬۰۰۰ سرباز اوکیناوایی و ژاپنی که از آوریل تا ژوئن ۱۹۴۵ از جزیره اوکیناوا دفاع کردند، ۹۴ درصد جان باختند؛[۷] تنها ۷٬۴۰۱ سرباز ژاپنی تسلیم شدند که رقمی بی‌سابقه بود.[۸]

با پیشروی متفقین به سمت ژاپن، اوضاع برای مردم این کشور پیوسته وخیم‌تر می‌شد. ناوگان تجاری ژاپن از ۵٬۲۵۰٬۰۰۰ تن در سال ۱۹۴۱ به ۱٬۵۶۰٬۰۰۰ تن در مارس ۱۹۴۵ و سپس به ۵۵۷٬۰۰۰ تن در اوت ۱۹۴۵ سقوط کرد. کمبود مواد اولیه، اقتصاد جنگی ژاپن را از اواسط سال ۱۹۴۴ به شدت تضعیف کرد و اقتصاد غیرنظامی که در طول جنگ به تدریج رو به افول بود، تا اواسط سال ۱۹۴۵ به وضعیت فاجعه‌باری رسید. از دست رفتن کشتیرانی، ناوگان ماهیگیری را نیز فلج کرد و صید سال ۱۹۴۵ تنها ۲۲ درصد از صید سال ۱۹۴۱ بود. برداشت برنج در سال ۱۹۴۵ به بدترین میزان از سال ۱۹۰۹ رسید و گرسنگی و سوءتغذیه گسترش یافت. از سوی دیگر، تولید صنعتی ایالات متحده به‌طور چشمگیری از ژاپن پیشی گرفته بود؛ تا سال ۱۹۴۳، آمریکا سالانه تقریباً ۱۰۰٬۰۰۰ هواپیما تولید می‌کرد، در حالی که ژاپن در کل دوران جنگ تنها ۷۰٬۰۰۰ هواپیما ساخته بود. در فوریه ۱۹۴۵، شاهزاده فومیمارو کونوئه به امپراتور هیروهیتو توصیه کرد که شکست اجتناب‌ناپذیر است و از او خواست تا از سلطنت کناره‌گیری کند.[۹]

آمادگی برای حمله به ژاپن

[ویرایش]
عمو سام آچار به دست، آستین‌هایش را بالا می‌زند
پروپاگاندای آمریکا در جنگ جهانی دوم که عمو سام را در حال آماده‌سازی مردم برای حمله به ژاپن پس از پایان جنگ با آلمان و ایتالیا نشان می‌دهد.

حتی پیش از تسلیم آلمان نازی (روز پیروزی در اروپا) در ۸ مه ۱۹۴۵، برنامه‌ریزی برای بزرگ‌ترین عملیات جنگ اقیانوس آرام، یعنی عملیات سقوط، جهت حمله متفقین به ژاپن در جریان بود.[۱۰] این عملیات از دو بخش تشکیل می‌شد: بخش نخست «عملیات المپیک» نام داشت که قرار بود در اکتبر ۱۹۴۵ آغاز شود و شامل مجموعه‌ای از عملیات‌های پیاده‌سازی توسط ارتش ششم ایالات متحده آمریکا بود که هدفش تصرف یک‌سوم جنوبی‌ترین جزیره اصلی ژاپن، کیوشو، بود.[۱۱] بخش دوم «عملیات تاج» نام داشت که قرار بود در مارس ۱۹۴۶ دنبال شود؛ در این مرحله دشت کانتو در نزدیکی توکیو، واقع در جزیره اصلی هونشو، توسط ارتش یکم، ارتش هشتم و ارتش دهم ایالات متحده آمریکا، به همراه سپاه کشورهای مشترک‌المنافع متشکل از لشکرهای استرالیا، بریتانیا و کانادا تصرف می‌شد. این تاریخ از آن رو انتخاب شده بود که عملیات المپیک بتواند به اهداف خود دست یابد، نیروها از اروپا منتقل شوند و زمستان ژاپن پشت سر گذاشته شود.[۱۲]

جغرافیای ژاپن این نقشه تهاجمی را برای ژاپنی‌ها نیز آشکار کرد. آنها توانستند مسیر حمله متفقین را با دقت پیش‌بینی کنند و نقشه دفاعی خود، عملیات کتسوگو، را بر همین اساس تنظیم نمایند. ژاپنی‌ها با وجود ذخایر نیروی انسانی محدود، دفاعی همه‌جانبه از کیوشو را برنامه‌ریزی کردند.[۱۳] در مجموع، ۲٫۳ میلیون سرباز نیروی زمینی امپراتوری ژاپن آماده دفاع از جزایر خودی بودند و یک سپاه شبه‌نظامی داوطلب ۲۸ میلیون نفری نیز از آنها پشتیبانی می‌کرد. پیش‌بینی‌ها دربارهٔ میزان تلفات بسیار متفاوت بود، اما همه آنها ارقامی بسیار بالا نشان می‌دادند. معاون رئیس ستاد کل نیروی دریایی امپراتوری ژاپن، دریاسالار اونیشی تاکیجیرو، مرگ ۲۰ میلیون ژاپنی را پیش‌بینی کرده بود.[۱۴]

آمریکایی‌ها از افزایش نیروهای ژاپنی که دقیقاً از طریق اطلاعات اولترا ردیابی می‌شد، نگران بودند.[۱۵] در ۱۵ ژوئن ۱۹۴۵، مطالعه‌ای توسط کمیته مشترک طرح‌های جنگی[۱۶] با تکیه بر تجربه نبرد لیته انجام شد که بر اساس آن، عملیات سقوط ۱۳۲٬۵۰۰ تا ۲۲۰٬۰۰۰ تلفات آمریکایی در پی خواهد داشت و شمار کشته‌ها و مفقودان آمریکایی بین ۲۷٬۵۰۰ تا ۵۰٬۰۰۰ نفر خواهد بود.[۱۷] وزیر جنگ ایالات متحده آمریکا هنری استیمسون این بررسی را به کوینسی رایت و ویلیام شاکلی سپرد؛ آنها تخمین زدند که متفقین مهاجم بین ۱٫۷ تا ۴ میلیون تلفات متحمل خواهند شد که ۴۰۰٬۰۰۰ تا ۸۰۰٬۰۰۰ نفر از آنها کشته خواهند بود، در حالی که تلفات ژاپنی‌ها حدود ۵ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد شد.[۱۸][۱۹] در جلسه‌ای با رئیس‌جمهور و فرماندهان در ۱۸ ژوئن ۱۹۴۵، ژنرال جرج مارشال اظهار داشت که «دلیلی وجود دارد که باور کنیم» هزینه ۳۰ روز نخست از هزینه نبرد جزیره لوزون در فیلیپین فراتر نخواهد رفت. افزون بر این، مارشال با توجه به آنکه ژاپنی‌ها در برابر حمله به سرزمین اصلی‌شان «ناامید» می‌شدند، بر این باور بود که ورود شوروی به جنگ می‌تواند «اقدام قاطع» و «[اهرم فشار] نهایی برای تسلیم آنها» باشد.[۲۰]

مارشال شروع به بررسی استفاده از سلاحی کرد که «به راحتی در دسترس بود و مطمئناً می‌توانست جان آمریکایی‌ها را نجات دهد»: جنگ شیمیایی (گاز سمی).[۲۱] مقادیری از فسژن، گاز خردل، گاز اشک‌آور و سیانوژن کلرید از انبارهای استرالیا و گینه نو به جزیره لوزون در فیلیپین منتقل شدند تا برای عملیات المپیک آماده باشند، و مک‌آرتور اطمینان حاصل کرد که واحدهای سپاه شیمیایی برای به‌کارگیری آنها آموزش دیده‌اند.[۲۱] استفاده از سلاح‌های بیولوژیکی نیز در این میان مورد بررسی قرار گرفت.[۲۲]

حملات هوایی به ژاپن

[ویرایش]
عکس سیاه و سفید از یک هواپیمای چهار موتوره مربوط به دوران جنگ جهانی دوم که از بالا و در حال پرواز بر فراز یک شهر دیده می‌شود. ابر بزرگی از دود بلافاصله در زیر هواپیما قابل مشاهده است.
یک بمب‌افکن بی-۲۹ بر فراز اوساکا در ۱ ژوئن ۱۹۴۵

ایالات متحده پیش از آغاز جنگ اقیانوس آرام، برنامه‌هایی برای یک عملیات هوایی علیه ژاپن تدوین کرده بود، اما تصرف پایگاه‌های متفقین در غرب اقیانوس آرام در هفته‌های نخست درگیری باعث شد این عملیات تا اواسط سال ۱۹۴۴ به تأخیر افتد؛ زمانی که بوئینگ بی-۲۹ سوپرفورترس دوربرد برای استفاده در نبرد آماده شد.[۲۳] عملیات ماترهورن شامل بمب‌افکن‌های بی-۲۹ مستقر در هند بود که از پایگاه‌هایی در اطراف چنگدو در چین، حملاتی را به اهداف استراتژیک در ژاپن انجام می‌دادند.[۲۴] این تلاش نتوانست به اهداف استراتژیکی که برنامه‌ریزان در نظر داشتند دست یابد؛ عمدتاً به دلیل مشکلات لجستیکی، خرابی‌های مکانیکی بمب‌افکن‌ها، آسیب‌پذیری پایگاه‌های چینی و برد بسیار زیاد مورد نیاز برای رسیدن به شهرهای کلیدی ژاپن.[۲۵]

سرتیپ هیوود اس. هانسل دریافت که گوام، تینیان و سایپان در جزایر ماریانا پایگاه‌های مناسب‌تری برای بی-۲۹ هستند، اما آن جزایر در اشغال ژاپن بودند.[۲۶] استراتژی‌ها برای سازگاری با شرایط جنگ هوایی بازنگری شدند[۲۷] و جزایر پالائو و ماریانا در شرق فیلیپین بین ژوئن و اوت ۱۹۴۴ تصرف شدند. پایگاه‌های هوایی توسعه یافتند[۲۸] و عملیات بی-۲۹ در اکتبر ۱۹۴۴ از جزایر ماریانا آغاز شد.[۲۹] فرماندهی بمب‌افکن بیست و یکم مأموریت‌های خود علیه ژاپن را از ۱۸ نوامبر ۱۹۴۴ آغاز کرد.[۳۰] نخستین تلاش‌ها برای بمباران ژاپن از جزایر ماریانا به همان اندازه بی‌اثر بود که بمب‌افکن‌های مستقر در چین. سرتیپ هانسل به بمباران دقیق در ارتفاع بالا با هدف قرار دادن صنایع کلیدی و شبکه‌های حمل‌ونقل ادامه داد، حتی پس از آنکه این تاکتیک‌ها نتایج قابل قبولی به بار نیاوردند.[۳۱] این تلاش‌ها به دلیل مشکلات لجستیکی ناشی از موقعیت دورافتاده، اشکالات فنی هواپیماهای جدید، شرایط نامساعد جوی و اقدامات دفاعی دشمن با شکست مواجه شد.[۳۲][۳۳]

منطقه‌ای وسیع و ویران با تنها چند ساختمان سوخته پابرجا
«عملیات خانه ملاقات» بمباران توکیو در شب ۹–۱۰ مارس ۱۹۴۵، مرگبارترین حمله هوایی تاریخ بود،[۳۴] با مساحت آتش‌سوزی بیشتر و خسارت جانی بیشتر نسبت به هر یک از بمباران‌های اتمی هیروشیما یا ناگاساکی.[۳۵][۳۶]

جانشین هانسل، سرلشکر کرتیس له‌می، فرماندهی را در ژانویه ۱۹۴۵ به عهده گرفت و در ابتدا به همان تاکتیک‌های بمباران دقیق ادامه داد که آن هم نتایج نامطلوبی داشت. این حملات در ابتدا تأسیسات صنعتی کلیدی را هدف می‌گرفتند، اما بخش عمده‌ای از فرایند تولید ژاپن در کارگاه‌های کوچک و خانه‌های شخصی انجام می‌شد.[۳۷] تحت فشار ستاد فرماندهی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده در واشینگتن، کرتیس له‌می تاکتیک‌های خود را تغییر داد و به این نتیجه رسید که حملات آتش‌زا سطح پایین علیه شهرهای ژاپن تنها راه نابودی ظرفیت تولیدی آنهاست؛ از این رو از بمباران دقیق به بمباران منطقه‌ای با بمب‌های آتش‌زا روی آورد.[۳۸] همانند اکثر عملیات‌های بمباران راهبردی در جنگ جهانی دوم، هدف از حملات هوایی به ژاپن نابودی صنایع جنگی دشمن، کشتن یا از کارانداختن کارگران این صنایع و تضعیف روحیه غیرنظامیان بود.[۳۹][۴۰]

در طول شش ماه بعد، فرماندهی بمب‌افکن‌های بیست و یکم به فرماندهی کرتیس له‌می، ۶۴ شهر ژاپن را با بمب‌های آتش‌زا بمباران کرد.[۴۱] بمباران توکیو با نام رمز «عملیات خانه ملاقات» در شب ۹ و ۱۰ مارس به کشته شدن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، تخریب ۴۱ کیلومتر مربع از شهر و نابودی ۲۶۷٬۰۰۰ ساختمان در یک شب انجامید. این مرگبارترین حمله بمباران جنگ بود که در آن ۲۰ فروند بی-۲۹ توسط توپخانه ضدهوایی و جنگنده‌ها سرنگون شدند.[۴۲] تا ماه مه، ۷۵ درصد از بمب‌های پرتاب‌شده از نوع آتش‌زا بودند که برای سوزاندن «شهرهای کاغذی» ژاپن طراحی شده بودند و تا اواسط ژوئن، شش شهر بزرگ ژاپن ویران شده بودند.[۴۳] پایان نبرد اوکیناوا در همان ماه، فرودگاه‌هایی را در اختیار متفقین گذاشت که به سرزمین اصلی ژاپن نزدیک‌تر بودند و شدت عملیات بمباران را بیشتر کرد. هواپیماهایی که از ناوهای هواپیمابر متفقین و جزایر ریوکیو پرواز می‌کردند نیز در سراسر سال ۱۹۴۵ به‌طور منظم اهدافی را در ژاپن در آستانه عملیات سقوط بمباران می‌کردند.[۴۴] بمباران آتش‌زا به شهرهای کوچک‌تر با جمعیت ۶۰٬۰۰۰ تا ۳۵۰٬۰۰۰ نفر نیز گسترش یافت و به گفته تاناکا یوکی، ایالات متحده در مجموع بیش از صد شهر و شهرستان ژاپنی را با بمب‌های آتش‌زا بمباران کرد.[۴۵]

ارتش ژاپن قادر به متوقف کردن این حملات نبود و آمادگی‌های دفاع مدنی این کشور نیز ناکافی بود. جنگنده‌ها و توپ‌های ضدهوایی ژاپنی در مقابله با بمب‌افکن‌هایی که در ارتفاع بالا پرواز می‌کردند با مشکل روبرو بودند.[۴۶] از آوریل ۱۹۴۵، رهگیرهای ژاپنی ناگزیر بودند با اسکورت‌های جنگنده آمریکایی مستقر در ایوو جیما و اوکیناوا نیز دست‌وپنجه نرم کنند.[۴۷] در همان ماه، سرویس هوایی ارتش امپراتوری ژاپن و خدمات هوایی نیروی دریایی امپراتوری ژاپن تلاش برای رهگیری حملات هوایی را متوقف کردند تا هواپیماهای جنگنده را برای مقابله با تهاجم مورد انتظار ذخیره کنند.[۴۸] تا اواسط سال ۱۹۴۵، ژاپنی‌ها تنها گاه‌گاه برای رهگیری هواپیماهای شناسایی بی-۲۹ هواپیماهای خود را به پرواز درمی‌آوردند تا در مصرف سوخت صرفه‌جویی کنند.[۴۹] در ژوئیه ۱۹۴۵، ژاپنی‌ها ۱۳۷٬۸۰۰٬۰۰۰ لیتر (۱٬۱۵۶٬۰۰۰ بشکه آمریکایی) از بنزین هوایی را برای دفاع در برابر حمله ذخیره داشتند، در حالی که حدود ۷۲٬۰۰۰٬۰۰۰ لیتر (۶۰۴٬۰۰۰ بشکه آمریکایی) از آن در آوریل، مه و ژوئن ۱۹۴۵ در منطقه جزایر اصلی مصرف شده بود.[۵۰] هرچند ارتش ژاپن تصمیم گرفت از اواخر ژوئن حملات به بمب‌افکن‌های متفقین را از سر بگیرد، در آن زمان شمار جنگنده‌های عملیاتی برای اجرای این تغییر تاکتیک بسیار ناکافی بود و نمی‌توانست مانع حملات هوایی متفقین شود.[۵۱]

توسعه بمب اتمی

[ویرایش]
لسلی گرووز، کارگردان پروژه منهتن، با نقشه خاور دور

کشف شکافت هسته‌ای در سال ۱۹۳۸، ساخت بمب اتمی را از یک خیال نظری به امکانی واقعی تبدیل کرد.[۵۲] نگرانی از آنکه برنامه بمب اتمی آلمان زودتر به سلاح هسته‌ای دست یابد — به‌ویژه در میان دانشمندانی که از آلمان نازی و دیگر کشورهای فاشیستی گریخته بودند — در نامه اینشتین–زیلارد به روزولت در سال ۱۹۳۹ بازتاب یافت و تحقیقات اولیه در ایالات متحده را در اواخر همان سال به راه انداخت.[۵۳] پیشرفت تا رسیدن گزارش کمیته ام آ یو دی بریتانیا در اواخر سال ۱۹۴۱ کند بود؛ این گزارش نشان داد که برای ساخت بمب تنها به ۵ تا ۱۰ کیلوگرم ایزوتوپ خالص اورانیوم-۲۳۵ نیاز است، نه به چندین تن اورانیوم طبیعی به همراه یک آرام‌کننده نوترون مانند آب سنگین.[۵۴] در پی این یافته، کار ابتدا به‌صورت یک برنامه آزمایشی شتاب گرفت و سپس با موافقت روزولت برای واگذاری آن به سپاه مهندسی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا گسترش یافت تا تأسیسات لازم برای تولید اورانیوم-۲۳۵ و پلوتونیوم-۲۳۹ ساخته شود. این فعالیت‌ها در منطقه مهندسی منهتن که تازه تأسیس شده بود متمرکز شد و بیشتر با نام پروژه منهتن شناخته می‌شود؛ پروژه‌ای که سرانجام زیر نظر سرلشکر لسلی گرووز قرار گرفت.[۵۵]

کار پروژه منهتن در ده‌ها سایت در سراسر ایالات متحده و برخی نقاط خارج از مرزهای آن انجام شد. این پروژه در نهایت بیش از ۲ میلیارد دلار آمریکا (معادل ۳۲٬۵۱۰٬۱۶۶٬۰۰۰ دلار در ۲۰۲۲) هزینه برداشت و در اوج فعالیت خود بیش از ۱۲۵٬۰۰۰ نفر را به‌طور همزمان در استخدام داشت. سرلشکر لسلی گرووز، جی. رابرت اوپنهایمر را برای سازماندهی و رهبری پروژه Y در نیومکزیکو منصوب کرد؛ جایی که طراحی بمب در آن انجام می‌شد. در نهایت دو نوع بمب متفاوت توسعه یافت:[۵۶]

  1. سلاح شکافت هسته‌ای از نوع تفنگی با استفاده از اورانیوم-۲۳۵، به نام پسر کوچک
  2. و یک سلاح هسته‌ای پیچیده‌تر از نوع انفجار داخلی با استفاده از پلوتونیوم-۲۳۹، به نام مرد چاق.[۵۷]

در آن دوران برنامه هسته‌ای ژاپن نیز وجود داشت، اما این برنامه از نظر نیروی انسانی، منابع معدنی و توان مالی در مقایسه با پروژه منهتن بسیار ناتوان‌تر بود و هرگز پیشرفت قابل توجهی به سمت ساخت بمب اتمی نداشت.[۵۸]

آماده‌سازی

[ویرایش]

سازماندهی و آموزش

[ویرایش]
«سرداران مشترک تینیان»: کاپیتان ویلیام استرلینگ پارسونز (سمت چپ)، دریابان ویلیام آر. پورنل (مرکز) و سرتیپ توماس فارل

گروه کامپوزیت ۵۰۹ در ۹ دسامبر ۱۹۴۴ تشکیل شد و در ۱۷ دسامبر همان سال در پایگاه نیروی هوایی ونداور در یوتا تحت فرماندهی سرهنگ پال تیبتس آغاز به کار کرد.[۵۹] تیبتس مأمور سازماندهی و فرماندهی یک گروه رزمی برای توسعه ابزارهای پرتاب سلاح اتمی علیه اهدافی در آلمان و ژاپن شد. از آنجا که اسکادران‌های پروازی این گروه هم هواپیماهای بمب‌افکن و هم هواپیماهای ترابری داشتند، این گروه به‌جای «بمباران»، به‌عنوان یک واحد «مرکب» تعیین شد.[۶۰] پال تیبتس موقعیت دورافتاده پایگاه ونداور را دلیل انتخاب آن به‌عنوان مرکز آموزشی خود دانست؛ دو پایگاه گریت بند (کانزاس) و مانتین هوم (آیداهو) گزینه‌های دیگر او بودند.[۶۱] تا ۱۴ اوت ۱۹۴۵، هر بمب‌افکن حداقل ۵۰ پرتاب آزمایشی از بمب‌های کدو تنبل بی‌اثر یا متعارف انجام داده بود و جزایر اطراف تینیان در اقیانوس آرام و سپس جزایر اصلی ژاپن را هدف قرار داده بود.[۶۲][۶۳] برخی مأموریت‌ها بر فراز ژاپن با بمب‌افکن‌های تکی و بدون اسکورت انجام می‌شد تا ژاپنی‌ها به این الگو عادت کنند. خلبانان همچنین عملیات واقعی بمباران اتمی را شبیه‌سازی کردند، از جمله جهت ورود و خروج با توجه به باد. خود تیبتس در بیشتر مأموریت‌ها از پرواز بر فراز ژاپن منع شده بود، زیرا بیم آن می‌رفت دستگیر و بازجویی شود.[۶۳] در ۵ آوریل ۱۹۴۵، این عملیات با اسم رمز «عملیات مرکزی» نامیده شد، در حالی که افسر مسئول نامگذاری در بخش عملیات وزارت جنگ از جزئیات آن بی‌خبر بود. بمباران نخست «عملیات مرکزی ۱» و بمباران دوم «عملیات مرکزی ۲» نام گرفت.[۶۴]

گروه مرکب ۵۰۹ دارای نیروی مجاز ۲۲۵ افسر و ۱۵۴۲ سرباز وظیفه بود که تقریباً همه آنها سرانجام به تینیان اعزام شدند. افزون بر این، ۵۱ پرسنل نظامی و غیرنظامی از پروژه آلبرتا[۶۵] که به‌عنوان نخستین دسته فنی شناخته می‌شدند، به تینیان ملحق شدند.[۶۶] اسکادران بمباران ۳۹۳ گروه کامپوزیت ۵۰۹ به ۱۵ فروند بمب‌افکن سیلورپلیت بی-۲۹ مجهز بود که به‌طور ویژه برای حمل سلاح‌های هسته‌ای آماده شده بودند و به موتورهای تزریق سوخت، پروانه‌های کرتیس الکتریک با قابلیت معکوس‌سازی رانش، محرک‌های پنوماتیکی برای باز و بسته شدن سریع درب‌های محفظه بمب و سایر پیشرفت‌های فنی مجهز بودند.[۶۷]

رده پشتیبانی زمینی گروه کامپوزیت ۵۰۹ در ۲۶ آوریل ۱۹۴۵ با راه‌آهن به بندرگاه سیاتل در واشینگتن منتقل شد. در ۶ مه، عناصر پشتیبانی با ناو اس‌اس کیپ ویکتوری به سمت ماریانا حرکت کردند و تجهیزات گروه با کشتی اس‌اس امیل برلینر حمل شد. ناو کیپ ویکتوری توقف‌های کوتاهی در هونولولو و انوتاک در اقیانوس آرام داشت، اما به مسافران اجازه ترک منطقه اسکله داده نشد. یک گروه پیشرو از رده هوایی متشکل از ۲۹ افسر و ۶۱ سرباز وظیفه، بین ۱۵ تا ۲۲ مه با هواپیمای سی-۵۴ به پایگاه هوایی نورث‌فیلد در تینیان پرواز کردند.[۶۸] همچنین دو نماینده از واشینگتن دی‌سی حضور داشتند: سرتیپ توماس فارل، معاون فرمانده پروژه منهتن، و دریابان ویلیام آر. پورنل از کمیته سیاست نظامی،[۶۹] که برای تصمیم‌گیری دربارهٔ مسائل مهم سیاسی در محل حضور داشتند. آنها به همراه کاپیتان ویلیام استرلینگ پارسونز، فرمانده پروژه آلبرتا، به‌عنوان «سرداران مشترک تینیان» شناخته شدند.[۷۰]

انتخاب اهداف

[ویرایش]
نقشه ژاپن و جزایر ماریانا که مسیرهای حملات را نشان می‌دهد. یکی مستقیماً به ایوو جیما و هیروشیما می‌رود و از همان مسیر برمی‌گردد. دیگری به نوک جنوبی ژاپن، تا کوکورا (هدف اولیه برای ۹ اوت)، به ناگاساکی و از جنوب غربی به اوکیناوا می‌رود و سپس به تینیان بازمی‌گردد.
نقشه ژاپن و جزایر ماریانا که مسیرهای حملات را نشان می‌دهد. این مأموریت از ۶ تا ۹ اوت ادامه داشت و هیروشیما، ناگاساکی و کوکورا به نمایش گذاشته شده‌اند.

در آوریل ۱۹۴۵، جرج مارشال از لسلی گرووز خواست اهداف مشخصی برای بمباران معرفی کند تا او و هنری استیمسون آنها را تأیید نهایی کنند. گرووز یک کمیته هدف به ریاست خود تشکیل داد که اعضای آن شامل فارل، سرگرد جان آ. دری، سرهنگ ویلیام پی. فیشر، جویس سی. استیرنز و دیوید ام دینسون از نیروی هوایی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا و دانشمندان جان فون نویمان، رابرت آر ویلسون و ویلیام جرج پنی از پروژه منهتن بودند. این کمیته یک بار در ۲۷ آوریل در واشینگتن تشکیل جلسه داد، بار دیگر در ۱۰ مه در لس آلاموس با دانشمندان و تکنسین‌های آنجا دیدار کرد، و سرانجام در ۲۸ مه در واشینگتن پال تیبتس، فرمانده فردریک اشورث از پروژه آلبرتا و مشاور علمی پروژه منهتن ریچارد سی تولمان توجیه شدند.[۷۱]

کمیته هدف پنج هدف را نامزد کرد:

  1. کوکورا (اکنون کیتاکیوشو، فوکوئوکا)، محل یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های مهمات ژاپن.
  2. هیروشیما، بندرگاه و مرکز صنعتی که میزبان یک مقر اصلی نظامی بود.
  3. یوکوهاما، مرکز شهری برای ساخت هواپیما، ماشین‌ابزار، اسکله، تجهیزات الکتریکی و پالایشگاه‌های نفت.
  4. نیگاتا، بندری با تأسیسات صنعتی شامل کارخانه‌های فولاد و آلومینیوم و یک پالایشگاه نفت.
  5. کیوتو، یک مرکز صنعتی بزرگ.[۷۲]

انتخاب هدف بر اساس معیارهای زیر بود:

  • پهنای هدف بیش از ۴٫۸ کیلومتر (۳ مایل) باشد و در یک شهر بزرگ اهمیت داشته باشد.
  • موج انفجار آسیب مؤثری ایجاد کند.
  • بعید باشد که هدف تا اوت ۱۹۴۵ مورد حمله قرار گرفته باشد.[۷۲]

این شهرها در طول بمباران‌های شبانه عمدتاً دست‌نخورده مانده بودند و نیروی هوایی ارتش موافقت کرد آنها را از فهرست اهداف معمول حذف کند تا ارزیابی دقیقی از خسارات ناشی از بمب‌های اتمی ممکن شود. هیروشیما به‌عنوان «یک انبار مهم ارتش و بندرگاه در میان یک منطقه صنعتی شهری» توصیف شد؛ شهری که هدف راداری مناسبی بود و به اندازه کافی بزرگ بود که بخش وسیعی از آن آسیب ببیند. تپه‌های اطراف نیز احتمالاً اثر تمرکز ایجاد می‌کردند که آسیب انفجار را به میزان چشمگیری افزایش می‌داد. در عین حال، رودخانه‌های شهر آن را برای تسلیحات آتش‌زا هدف مناسبی نمی‌کرد.[۷۲]

کمیته هدف‌گیری اظهار داشت که «توافق شد عوامل روانی در انتخاب هدف از اهمیت بالایی برخوردارند. دو جنبه اصلی آن عبارت‌اند از: نخست، به دست آوردن بیشترین تأثیر روانی علیه ژاپن، و دوم، ایجاد نمونه‌ای از استفاده اولیه که به اندازه کافی چشمگیر باشد تا هنگام اعلام عمومی، اهمیت آن در سطح بین‌المللی به رسمیت شناخته شود.» همچنین افزود: «کیوتو این مزیت را دارد که مردمش باهوش‌تر هستند و بهتر می‌توانند اهمیت این سلاح را درک کنند. هیروشیما این مزیت را دارد که بزرگ است و کوه‌های اطراف امکان تمرکز انفجار را فراهم می‌کنند و بخش بزرگی از شهر می‌تواند نابود شود. کاخ امپراتور در توکیو شهرت بیشتری از هر هدف دیگری دارد اما کمترین ارزش استراتژیک را دارد.»[۷۲]

ادعا شده بود که ادوین او. ریشاور، کارشناس ژاپنی سپاه اطلاعات نظامی، از بمباران کیوتو جلوگیری کرده است، اما این ادعا نادرست است.[۷۲] ریشاور در زندگینامه خود به‌صراحت آن را رد کرد:

... تنها کسی که شایسته اعتبار برای نجات کیوتو از نابودی است، هنری استیمسون، وزیر جنگ وقت، است که از زمان ماه عسلش در آنجا، کیوتو را از چند دهه قبل می‌شناخت و تحسین می‌کرد.[۷۳][۷۴]

منابع موجود نشان می‌دهند که اگرچه استیمسون (وزیر جنگ ایالات متحده آمریکا از ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۰ تا ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۵) با کیوتو آشنایی شخصی داشت، این آشنایی حاصل بازدیدی بود که دهه‌ها پس از ازدواجش انجام شده بود، نه از ماه عسلش در آنجا.[۷۵][۷۶] در ۳۰ مه، استیمسون از گرووز خواست کیوتو را به دلیل اهمیت تاریخی، مذهبی و فرهنگی‌اش از فهرست اهداف حذف کند، اما گرووز به اهمیت نظامی و صنعتی آن استناد کرد.[۷۷] استیمسون سپس موضوع را با رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا هری ترومن در میان گذاشت و ترومن با او موافقت کرد؛ کیوتو موقتاً از فهرست اهداف حذف شد.[۷۸] گرووز در ژوئیه تلاش کرد کیوتو را به فهرست بازگرداند، اما استیمسون بر موضع خود پافشاری کرد.[۷۹][۸۰] در ۲۵ ژوئیه، ناگاساکی جای کیوتو را در فهرست اهداف گرفت؛ شهری که یک بندر نظامی بزرگ، یکی از مهم‌ترین مراکز کشتی‌سازی و تعمیر ژاپن و تولیدکننده عمده مهمات دریایی بود.[۸۰]

پیشنهاد نمایش

[ویرایش]

در اوایل مه ۱۹۴۵، استیمسون به اصرار رهبران پروژه منهتن و با تأیید ترومن، کمیته موقت را برای مشاوره در امور مربوط به فناوری هسته‌ای تشکیل داد.[۸۱] اعضا توافق کردند که از بمب اتمی (۱) در اولین فرصت علیه ژاپن، (۲) بدون هشدار ویژه و (۳) بر روی «هدف دوگانه» یعنی تأسیسات نظامی محاط در ساختمان‌های آسیب‌پذیر استفاده شود.[۶۳]

در جلسات ۳۱ مه و ۱ ژوئن، فیزیک‌دان آمریکایی ارنست لارنس پیشنهاد داد که به ژاپنی‌ها یک نمایش غیرجنگی از بمب اتمی نشان داده شود.[۸۲] آرتور هالی کامپتون بعداً به یاد آورد که:

بدیهی بود که همه به حیله‌گری مشکوک می‌شوند. اگر بمبی با اطلاع قبلی در ژاپن منفجر می‌شد، نیروی هوایی ژاپن هنوز برای ایجاد اختلال جدی توانایی داشت. بمب اتمی وسیله‌ای پیچیده بود که هنوز در مرحله توسعه بود. عملکرد آن به هیچ وجه عادی نبود. اگر در طول تنظیمات نهایی بمب، مدافعان ژاپنی حمله می‌کردند، یک حرکت اشتباه می‌توانست به راحتی منجر به نوعی شکست شود. چنین پایانی برای یک نمایش قدرت، تبلیغاتی بسیار بدتر از این بود که این تلاش اصلاً انجام نشده باشد. اکنون مشخص بود که وقتی زمان استفاده از بمب‌ها فرا می‌رسید، فقط یکی از آنها را در دسترس داشتیم و پس از آن بمب‌های دیگر را در فواصل بسیار طولانی به کار می‌گرفتیم. ما نمی‌توانستیم این احتمال را بدهیم که یکی از آنها ممکن است خراب شود. اگر این آزمایش در یک سرزمین بی‌طرف انجام می‌شد، باور اینکه نظامیان مصمم و متعصب ژاپن تحت تأثیر قرار بگیرند دشوار بود. اگر چنین آزمایش آشکاری پیش از حمله انجام می‌شد و به تسلیم نمی‌انجامید، فرصت ایجاد شوک غافلگیرانه‌ای که بسیار مؤثر بود از دست می‌رفت. برعکس، این کار ژاپنی‌ها را برای مقابله با یک حمله اتمی آماده می‌کرد. اگرچه ایده نمایشی که جان انسان‌ها را نگیرد جذاب بود، اما هیچ‌کس نمی‌توانست راهی پیشنهاد کند که به اندازه کافی قانع‌کننده باشد و جنگ را متوقف کند.[۸۳]

موضوع نمایش بمب بار دیگر در گزارش فرانک که فیزیکدان جیمز فرانک در ۱۱ ژوئن منتشر کرد مطرح شد، اما هیئت مشاوره علمی در ۱۶ ژوئن آن را رد کرد و اعلام داشت: «ما هیچ نمایش فنی که احتمالاً به جنگ پایان دهد نمی‌توانیم تصور کنیم و هیچ جایگزین قابل قبولی برای استفاده مستقیم نظامی نمی‌بینیم.» فرانک گزارش را به واشینگتن دی‌سی برد و کمیته موقت در ۲۱ ژوئن برای بررسی مجدد نتیجه‌گیری‌های پیشین خود تشکیل جلسه داد، اما مجدداً بر این موضع تأکید کرد که هیچ جایگزینی برای استفاده از بمب بر روی یک هدف نظامی وجود ندارد.[۸۴]

همانند کامپتون، بسیاری از مقام‌ها و دانشمندان آمریکایی استدلال می‌کردند که نمایش بمب، ارزش شوک حمله اتمی را از بین می‌برد و به ژاپنی‌ها این امکان را می‌دهد که مرگبار بودن آن را انکار کنند و احتمال تسلیم را کاهش دهند. همچنین این نگرانی وجود داشت که اسیران جنگی متفقین ممکن است به محل نمایش منتقل و توسط بمب کشته شوند. علاوه بر این، بیم آن می‌رفت بمب شکست بخورد، زیرا آزمایش ترینیتی با یک وسیله ثابت انجام شده بود نه یک بمب هوایی. از سوی دیگر، با وجود اینکه بمب‌های بیشتری در حال تولید بودند، در آغاز اوت تنها دو بمب در دسترس بود که هزینه‌ای به میلیاردها دلار داشتند و صرف یکی از آنها برای نمایش، هزینه‌ای گزاف به‌شمار می‌رفت.[۸۵][۸۶]

اعلامیه‌ها

[ویرایش]
باعلامیه‌هایی که بمب‌های بی-۲۹ را نشان می‌دهد. ۱۲ دایره با نام ۱۲ شهر ژاپنی به خط ژاپنی وجود دارد.
اعلامیه‌های مختلفی در ژاپن پخش شد که در آنها فهرست شهرهایی که قرار بود با بمب‌های آتش‌زا ویران شوند، آمده بود. طرف مقابل اعلام کرد که ممکن است به شهرهای دیگر نیز حمله شود.[۸۷]

ایالات متحده برای چندین ماه با ریختن بیش از ۶۳ میلیون اعلامیه در سراسر ژاپن، غیرنظامیان را از حملات هوایی احتمالی آگاه کرده بود. بسیاری از شهرهای ژاپن از بمباران‌های هوایی آسیب‌های سنگینی دیدند و برخی تا ۹۷ درصد تخریب شدند. فرمانده عملیات بمباران استراتژیک علیه ژاپن، کرتیس له‌می، بر این باور بود که اعلامیه‌ها هم تأثیر روانی بمباران را تقویت می‌کنند و هم بدنامی بین‌المللی ناشی از بمباران منطقه‌ای شهرها را کاهش می‌دهند. با این حال، حتی با وجود این هشدارها، مخالفت با جنگ در میان ژاپنی‌ها بی‌اثر ماند. به‌طور کلی، ژاپنی‌ها پیام‌ها و اعلامیه‌ها را واقعی می‌دانستند و بسیاری تصمیم گرفتند شهرهای بزرگ را ترک کنند؛ این اعلامیه‌ها چنان نگرانی ایجاد کردند که دولت دستور بازداشت هر کسی را که آنها را نگه می‌داشت صادر کرد.[۸۷][۸۸] متن اعلامیه‌ها توسط اسیران جنگی تازه‌دستگیرشده ژاپنی تهیه می‌شد، زیرا تصور می‌شد که آنها بهترین گزینه «برای جلب توجه هموطنانشان» هستند.[۸۹]

در آستانه پرتاب بمب اتمی بر روی هیروشیما، هیئت علمی کمیته موقت به رهبری اوپنهایمر، هم استفاده از بمب نمایشی و هم درج هشدار ویژه دربارهٔ بمب اتمی در اعلامیه را رد کرد. این تصمیم‌ها هم به دلیل عدم اطمینان از موفقیت انفجار و هم به‌خاطر تمایل به بیشینه‌سازی تأثیر جنگ روانی اتخاذ شدند.[۹۰] هیچ هشداری به هیروشیما داده نشد که قرار است بمبی جدید و بسیار مخرب‌تر بر آن شهر فرود آید.[۹۱] منابع مختلف اطلاعات متناقضی دربارهٔ زمان آخرین اعلامیه‌ها بر روی هیروشیما پیش از بمب اتمی ارائه داده‌اند؛ رابرت جی لیفتون تاریخ ۲۷ ژوئیه را ذکر کرده[۹۱] و تئودور اچ. مک‌نلی ۳۰ ژوئیه را نوشته است.[۹۰] تاریخچه نیروی هوایی ایالات متحده نشان می‌دهد که در ۲۷ ژوئیه بر یازده شهر اعلامیه پخش شده، اما هیروشیما در میان آنها نبوده و در ۳۰ ژوئیه نیز هیچ پروازی برای پخش اعلامیه انجام نشده است.[۸۸] پروازهای پخش اعلامیه در ۱ و ۴ اوت انجام شد. احتمال می‌رود در هیروشیما اواخر ژوئیه یا اوایل اوت اعلامیه پخش شده باشد، چون گزارش‌های بازماندگان از رسیدن اعلامیه‌ها چند روز پیش از پرتاب بمب سخن می‌گوید.[۹۱] سه نسخه از یک اعلامیه چاپ شد که فهرست ۱۱ یا ۱۲ شهر هدف بمباران آتش‌زا را دربرداشت و در مجموع ۳۳ شهر در آن فهرست شده بود. متن این اعلامیه به زبان ژاپنی بود: «...  ما نمی‌توانیم قول بدهیم که فقط این شهرها در میان شهرهایی باشند که مورد حمله قرار خواهند گرفت… »[۸۷] هیروشیما در این فهرست نبود.[۹۲][۹۳]

مشورت با بریتانیا و کانادا

[ویرایش]
دستور ژنرال توماس تی. هندی به ژنرال کارل اسپاتز که در آن دستور انداختن بمب‌های اتمی داده شده است.

در سال ۱۹۴۳، ایالات متحده و بریتانیا توافق کبک را امضا کردند که بر اساس آن بدون رضایت متقابل از سلاح‌های هسته‌ای علیه کشور دیگری استفاده نخواهد شد؛ از این رو هنری استیمسون، وزیر جنگ آمریکا، ناگزیر بود رضایت بریتانیا را به دست آورد. جلسه توافق کبک با حضور یک نماینده کانادا در پنتاگون در ۴ ژوئیه ۱۹۴۵ برگزار شد.[۹۴] فیلد مارشال هنری میتلند ویلسون اعلام کرد که دولت بریتانیا با استفاده از سلاح‌های هسته‌ای علیه ژاپن موافق است و این تصمیم به‌طور رسمی به‌عنوان مصوبه کمیته سیاست ترکیبی ثبت شد.[۹۴][۹۵][۹۶] از آنجا که انتشار اطلاعات به اشخاص ثالث نیز تحت کنترل توافقنامه کبک بود، بحث به این موضوع کشیده شد که در اعلامیه مطبوعاتی بمباران چه جزئیات علمی فاش شود. در این جلسه همچنین بررسی شد که ترومن در کنفرانس پوتسدام پیش رو چه اطلاعاتی می‌تواند به ژوزف استالین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، بدهد، زیرا این امر نیز نیازمند توافق بریتانیا بود.[۹۴]

دستورهای حمله در ۲۵ ژوئیه با امضای ژنرال توماس تی. هندی، سرپرست موقت ستاد، به ژنرال کارل اسپاتز، فرمانده راهبردی بمباران ژاپن، صادر شد؛ زیرا جرج مارشال در آن زمان همراه ترومن در کنفرانس پوتسدام حضور داشت.[۹۷]

  1. گروه کامپوزیت ۵۰۹، بیستمین نیروی هوایی، به محض اینکه هوا اجازه بمباران بصری را بدهد، اولین بمب ویژه خود را پس از حدود ۳ اوت ۱۹۴۵ روی یکی از اهداف: هیروشیما، کوکورا، نیگاتا و ناگاساگی پرتاب خواهد کرد. برای حمل پرسنل علمی نظامی و غیرنظامی از وزارت جنگ برای مشاهده و ثبت اثرات انفجار بمب، هواپیماهای اضافی هواپیمای حامل بمب را همراهی خواهند کرد. هواپیماهای مشاهده‌گر چندین مایل از نقطه برخورد بمب فاصله خواهند داشت.
  2. بمب‌های اضافی به محض آماده شدن توسط کارکنان پروژه، روی اهداف فوق پرتاب خواهند شد. دستورالعمل‌های بیشتر در مورد اهدافی غیر از موارد ذکر شده در بالا صادر خواهد شد.[۹۸]

در همان روز، ترومن در دفتر خاطرات خود نوشت:

این سلاح قرار است از الان تا ۱۰ اوت علیه ژاپن استفاده شود. من به وزیر جنگ، آقای استیمسون، گفته‌ام که از آن طوری استفاده کند که اهداف نظامی و سربازان و ملوانان هدف باشند و نه زنان و کودکان. حتی اگر ژاپنی‌ها وحشی، بی‌رحم، سنگدل و متعصب باشند، ما به عنوان رهبر جهان برای رفاه عمومی نمی‌توانیم آن بمب وحشتناک را بر روی پایتخت قدیمی [کیوتو] یا جدید [توکیو] بیندازیم. من و او موافقیم. هدف صرفاً نظامی خواهد بود.[۹۹]

اعلامیه پوتسدام

[ویرایش]

موفقیت آزمایش ترینیتی در ژوئیه در صحرای نیومکزیکو فراتر از انتظارها بود.[۱۰۰] این بیانیه به‌صورت یک اولتیماتوم ارائه شد و اعلام داشت که در صورت تسلیم نشدن، متفقین به ژاپن حمله خواهند کرد و نتیجه آن «نابودی اجتناب‌ناپذیر و کامل نیروهای مسلح ژاپن و به همان اندازه ویرانی کامل سرزمین ژاپن» خواهد بود. بمب اتمی در این اطلاعیه ذکر نشده بود.[۱۰۱]

در ۲۸ ژوئیه، روزنامه‌های ژاپنی گزارش دادند که دولت ژاپن این اعلامیه را رد کرده است. بعدازظهر همان روز، نخست‌وزیر ژاپن کانتارو سوزوکی در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که اعلامیه پوتسدام چیزی بیش از تکرار بیانیه قاهره نیست و دولت قصد دارد سیاست «موکوساتسو» (نادیده گرفتن) را در پیش بگیرد و ژاپن تا آخر خواهد جنگید.[۱۰۲] این اظهارات هم از سوی روزنامه‌های ژاپنی و هم از سوی رسانه‌های خارجی به‌عنوان رد صریح اعلامیه تلقی شد. امپراتور هیروهیتو که منتظر پاسخ شوروی به پیشنهادهای صلح غیررسمی ژاپن بود، هیچ اقدامی برای تغییر موضع دولت انجام نداد.[۱۰۳] تمایل ژاپن به تسلیم مشروط به شرایطی بود: حفظ «کوکوتای» (نهاد امپراتوری و موجودیت سیاسی ملی)، بر عهده گرفتن مسئولیت خلع سلاح توسط ستاد امپراتوری، عدم اشغال مجمع‌الجزایر ژاپن، کشور کره یا جغرافیای تایوان و واگذاری صلاحیت مجازات جنایتکاران جنگی به دولت ژاپن.[۱۰۴]

در پوتسدام، ترومن با درخواست وینستون چرچیل موافقت کرد که هنگام پرتاب بمب اتمی نمایندگانی از بریتانیا حضور داشته باشند. ویلیام جرج پنی و کاپیتان گروه لئونارد چشایر به تینیان فرستاده شدند، اما له‌می اجازه نداد که آنها در این مأموریت اتمی شرکت کنند.[۱۰۵]

بمب‌ها

[ویرایش]

بمب پسر کوچک، به جز محموله اورانیوم، در اوایل مه ۱۹۴۵ آماده بود.[۱۰۶] این بمب دو جزء اورانیوم-۲۳۵ داشت: یک پرتابه استوانه‌ای توخالی و یک هدف‌گیر استوانه‌ای شکل. پرتابه در ۱۵ ژوئن و هدف‌گیر در ۲۴ ژوئیه تکمیل شد.[۱۰۷] پرتابه و هشت بمب پیش‌مونتاژشده (بدون باروت و اجزای شکافت‌پذیر) در ۱۶ ژوئیه از کارخانه کشتی‌سازی نیروی دریایی هانترز پوینت در کالیفرنیا حرکت کردند و سوار بر رزم‌ناو یواس‌اس ایندیاناپلیس (سی‌ای-۳۵) در ۲۶ ژوئیه به تینیان رسیدند.[۱۰۸] بمب داخل هواپیما جا داده شد و در ۳۰ ژوئیه به همراه فرمانده فرانسیس بیرچ از پروژه آلبرتا، پرواز آزمایشی انجام شد.[۱۰۷] این بمب بعداً توسط فیزیکدان هارولد اگنیو که با هواپیمای همراه پرواز می‌کرد «کاملاً ناامن» توصیف شد؛ زیرا هواپیما معمولاً پیش از پرواز روی زمین مسلح می‌شد که کاری بسیار حساس بود.[۱۰۹] در پاسخ به نگرانی‌های گروه کامپوزیت ۵۰۹ دربارهٔ احتمال سقوط یک بمب‌افکن بی-۲۹ هنگام برخاستن با بمب مسلح، بیرچ طرح پسر کوچک را اصلاح کرد و یک درپوش جداشدنی به آن افزود که امکان مسلح کردن بمب در حین پرواز را فراهم می‌کرد.[۱۰۶]

اولین پیت (سلاح هسته‌ای) به همراه آغازگر نوترونی مدوله شده پولونیم-بریلیم آن، در یک کیف حمل میدان منیزیمی که فیلیپ موریسون برای همین منظور طراحی کرده بود، توسط پیک پروژه آلبرتا رایمر شرایبر حمل شد. منیزیم از آن رو انتخاب شد که به‌عنوان بازتابنده نوترون عمل نمی‌کند.[۱۱۰] هسته موشک در ۲۶ ژوئیه با یک هواپیمای ترابری داگلاس سی-۵۴ اسکای‌مستر از اسکادران حامل سربازان ۳۲۰ گروه کامپوزیت ۵۰۹ از پایگاه هوایی کرتلند در نیومکزیکو حرکت کرد و در ۲۸ ژوئیه به پایگاه هوایی نورث‌فیلد در اقیانوس آرام رسید. سه پیش‌مونتاژ موشک مرد چاق با قابلیت انفجار بالا به نام‌های F31، F32 و F33، در ۲۸ ژوئیه توسط سه فروند بی-۲۹ — دو فروند از اسکادران بمب‌افکن ۳۹۳ و یک فروند از واحد پایگاه هوایی ۲۱۶ ارتش — از پایگاه هوایی کرتلند تحویل گرفته شدند و در ۲ اوت به پایگاه هوایی نورث‌فیلد رسیدند.[۱۱۱]

هیروشیما

[ویرایش]

هیروشیما در طول جنگ جهانی دوم

[ویرایش]
یک هواپیمای نقره‌ای که انولا گی و «۸۲» روی دماغه آن نقاشی شده است. هفت مرد جلوی آن ایستاده بودند. چهار نفر شلوارک پوشیده‌اند، چهار نفر تی‌شرت پوشیده‌اند و تنها کسانی که کلاه دارند، کلاه بیسبال دارند. تیبتس به‌طور مشخص یونیفرم رسمی خود را پوشیده است.
هواپیمای انولا گی بمب اتمی «خوک کوچولو» را روی هیروشیما انداخت. پال تیبتس (در وسط عکس) را می‌توان به همراه شش عضو سرویس زمینی مشاهده کرد.

در زمان بمباران، هیروشیما شهری با اهمیت صنعتی و نظامی بود. چندین واحد نظامی در آن نزدیکی مستقر بودند که مهم‌ترینشان ستاد فرماندهی فیلد مارشال هاتا شونروکو از ارتش دوم عمومی بود؛ او بالاترین عنوان نظامی گنسویی را داشت و فرماندهی دفاع از تمام جنوب ژاپن را بر عهده داشت.[۱۱۲] ستاد او در قلعه هیروشیما واقع بود. نیروهای تحت فرماندهی هاتا حدود ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بودند که بیشترشان در کیوشو مستقر بودند، جایی که حمله متفقین به‌درستی پیش‌بینی شده بود.[۱۱۳] همچنین ستادهای ارتش ۵۹، لشکر پنجم و لشکر ۲۲۴ — یک واحد سیار تازه‌تشکیل‌شده — نیز در هیروشیما حضور داشتند.[۱۱۴] این شهر توسط پنج باتری ۷۰ و ۸۰ میلی‌متری (۲٫۸ و ۳٫۱ اینچی) از لشکر سوم ضدهوایی، شامل واحدهایی از لشکر ۱۲۱ و هنگ‌های ضدهوایی ۱۲۲ و گردان‌های ضدهوایی جداگانه ۲۲ و ۴۵ محافظت می‌شد. در مجموع تخمین زده می‌شود که ۴۰٬۰۰۰ پرسنل نظامی ژاپنی در این شهر مستقر بودند.[۱۱۵]

هیروشیما یک پایگاه تدارکاتی و لجستیکی برای ارتش ژاپن بود.[۱۱۶] این شهر مرکز ارتباطات، بندری کلیدی برای کشتیرانی و منطقه‌ای برای تجمع سربازان بود.[۷۷] هیروشیما از یک صنعت جنگی گسترده پشتیبانی می‌کرد و قطعات هواپیما و قایق، بمب، تفنگ و تپانچه تولید می‌نمود.[۱۱۷] مرکز شهر چندین ساختمان بتن مسلح داشت، اما در بیرون از مرکز، مجموعه‌ای انبوه از کارگاه‌های کوچک چوبی در میان خانه‌های ژاپنی قرار داشت. چند کارخانه صنعتی بزرگ‌تر نیز در نزدیکی حومه شهر بودند. خانه‌ها از چوب با سقف‌های سفالی ساخته شده بودند و بسیاری از ساختمان‌های صنعتی نیز دیواره‌های چوبی داشتند. در مجموع این شهر بسیار مستعد آتش‌سوزی بود.[۱۱۸] هیروشیما دومین شهر بزرگ ژاپن پس از کیوتو بود که هنوز از حملات هوایی آسیب ندیده بود[۱۱۹] و دلیل اصلی آن نبود صنعت تولید هواپیما بود که هدف اصلی گروه بمب‌افکن بیست و یکم به‌شمار می‌رفت. در ۳ ژوئیه، ستاد مشترک ارتش این شهر را به همراه کوکورا، نیگاتا و کیوتو از فهرست اهداف بمب‌افکن‌ها خارج کرد.[۱۲۰]

جمعیت هیروشیما در اوایل جنگ به اوج خود یعنی بیش از ۳۸۱٬۰۰۰ نفر رسیده بود، اما پیش از بمباران اتمی به دلیل تخلیه سیستماتیک به دستور دولت ژاپن پیوسته کاهش یافته بود. در زمان حمله، جمعیت تقریباً ۳۴۰٬۰۰۰ تا ۳۵۰٬۰۰۰ نفر بود.[۱۲۱] ساکنان از خود می‌پرسیدند که چرا هیروشیما از بمباران‌های آتش‌زا در امان مانده است.[۱۲۲] برخی گمان می‌کردند این شهر برای ستاد فرماندهی اشغالگران ایالات متحده نگه داشته شده و برخی دیگر باور داشتند که شاید بستگانشان در هاوایی و کالیفرنیا از دولت آمریکا خواسته‌اند از بمباران این شهر خودداری شود.[۱۲۳] مقام‌های واقع‌بین‌تر شهر دستور تخریب ساختمان‌ها را داده بودند تا آتش‌شکن‌هایی طولانی و مستقیم ایجاد کنند[۱۲۴] و گسترش این دیوارها تا صبح ۶ اوت ۱۹۴۵ ادامه داشت.[۱۲۵]

بمباران هیروشیما

[ویرایش]
دستور حمله برای بمباران هیروشیما همان‌طور که در ۵ اوت ۱۹۴۵ ارسال شده است

هیروشیما هدف اصلی نخستین مأموریت بمباران اتمی در ۶ اوت بود و کوکورا و ناگاساکی نیز به عنوان اهداف جایگزین تعیین شده بودند. بمب‌افکن بی-۲۹ «انولا گی» از اسکادران بمب‌افکن ۳۹۳، که به نام مادر خلبانش پال تیبتس نامگذاری شده بود، در ساعت ۰۲:۴۵ به وقت محلی[۱۲۶] از پایگاه هوایی نورث فیلد در تینیان به پرواز درآمد؛ پایگاهی که تا ژاپن حدود شش ساعت فاصله داشت.[۱۲۶][۱۲۷] دو بمب‌افکن بی-۲۹ دیگر نیز همراه انولا گی بودند: «د گریت آرتیست» به فرماندهی سرگرد چارلز سوئینی، که ابزار دقیق اندازه‌گیری حمل می‌کرد، و هواپیمایی بی‌نام که بعدها «نسسری ایول، به معنای شر ضروری» نامیده شد و برای عکس‌برداری هوایی اختصاص یافته بود.[۱۲۸]

ماموریت ویژه ۱۳، هدف اصلی هیروشیما، ۶ اوت ۱۹۴۵[۱۲۸][۱۲۹]
هواپیماخلبانعلامت تماسنقش مأموریت
استریت فلاش سرگرد کلود اترلیدیمپلز۸۵شناسایی آب و هوا (هیروشیما)
جبیت ۳ سرگرد جان ای. ویلسوندیمپلز ۷۱شناسایی آب و هوا (جدید)
فول هاوس سرگرد رالف آر. تیلوردیمپلز ۸۳شناسایی آب و هوا (ناگاساکی)
انولا گی سرهنگ پال تیبتسدیمپلز ۸۲تحویل سلاح
د گریت آرتیست سرگرد چارلز سوئینیدیمپلز ۸۹ابزار دقیق اندازه‌گیری انفجار
نسسری ایول کاپیتان جورج دبلیو. مارکوارتدیمپلز ۹۱مشاهده و عکاسی از ضربات
تاپ سکرت کاپیتان چارلز اف. مک‌نایتدیمپلز ۷۲هواپیمای کمکی ضربتی– مأموریت را کامل نکرد

پس از ترک تینیان، هواپیماها به‌صورت جداگانه به سمت ایوو جیما حرکت کردند تا در ساعت ۰۵:۵۵ در ارتفاع ۲٬۸۰۰ متر (۹٬۲۰۰ فوت)[۱۳۰] با چارلز سوئینی و خلبان مارکوارت دیدار کنند و مسیر خود را به سوی ژاپن ادامه دهند. هواپیما با دیدی کاملاً باز در ارتفاع ۹٬۴۷۰ متر (۳۱٬۰۶۰ فوت) به فراز هیروشیما رسید.[۱۳۱] پارسونز که فرماندهی مأموریت را بر عهده داشت، بمب را در حین پرواز مسلح کرد تا از خطرات احتمالی هنگام برخاستن بکاهد. او پیش از این شاهد سقوط و آتش گرفتن چهار فروند بی-۲۹ در هنگام برخاستن بود[۱۳۲] و نگران آن بود که سقوط یک بی-۲۹ حامل بمب مسلح «پسر کوچک» به انفجار هسته‌ای بینجامد.[۱۳۳]

ابر قارچی بمب اتمی هیروشیما، ۲ تا ۵ دقیقه پس از انفجار[۱۳۴]

در طول شب پنجم و ششم اوت، رادار هشدار اولیه ژاپن نزدیک شدن هواپیماهای متعدد آمریکایی به سمت جنوب ژاپن را ردیابی کرد. رادار ۶۵ بمب‌افکن را در مسیر شهر ساگا، ۱۰۲ بمب‌افکن را به سوی مائه‌باشی، گونما، ۲۶۱ بمب‌افکن را در مسیر نیشی‌نومیا، هیوگو، ۱۱۱ بمب‌افکن را به سمت اوبه، یاماگوچی و ۶۶ بمب‌افکن را در مسیر ایماباری، اهیمه شناسایی کرد. بلافاصله هشدار صادر شد و پخش رادیویی در بسیاری از شهرها از جمله هیروشیما متوقف گردید. ساعت ۰۰:۰۵ در هیروشیما، آژیر آماده‌باش کامل به صدا درآمد.[۱۳۵] حدود یک ساعت پیش از بمباران، آژیر حمله هوایی بار دیگر به صدا درآمد، این بار به خاطر پرواز هواپیمای استریت فلاش (یک بوئینگ بی-۲۹ سوپرفورترس) بر فراز شهر. این هواپیما پیامی کوتاه مخابره کرد که «انولا گی» آن را دریافت کرد: «پوشش ابر در تمام ارتفاعات کمتر از سه دهم است. هشدار: بمباران اولیه.»[۱۳۶] ساعت ۰۷:۰۹ وضعیت جوی بر فراز هیروشیما یک بار دیگر اعلام شد.[۱۳۷]

در ساعت ۰۸:۰۹، تیبتس عملیات بمباران را آغاز کرد و کنترل هواپیما را به افسر بمب‌افکن خود، سرگرد توماس فربی، سپرد.[۱۳۸] رهاسازی بمب در ساعت ۰۸:۱۵ به وقت هیروشیما طبق برنامه انجام شد. موشک «پسر کوچک» که حاوی حدود ۶۴ کیلوگرم (۱۴۱ پوند) اورانیوم-۲۳۵ بود، ۴۴٫۴ ثانیه طول کشید تا از هواپیمایی در ارتفاع تقریبی ۹٬۴۰۰ متر (۳۱٬۰۰۰ فوت) به ارتفاع انفجار حدود ۵۸۰ متر (۱٬۹۰۰ فوت) بالای شهر سقوط کند.[۱۳۹][۱۴۰] گزارش حمله نشان می‌دهد که ارتفاع بی-۲۹ در لحظه رهاسازی بمب بر فراز هیروشیما در منابع مختلف متفاوت ثبت شده است: گزارش حمله ۹٬۲۰۰ متر (۳۰٬۲۰۰ فوت)، تاریخچه رسمی ۹٬۶۰۰ متر (۳۱٬۶۰۰ فوت)، ورودی گزارش پارسونز ۱۰٬۰۰۰ متر (۳۲٬۷۰۰ فوت) و گزارش ناوبر ۹٬۴۷۰ متر (۳۱٬۰۶۰ فوت) را ذکر می‌کنند؛ رقم اخیر احتمالاً ناشی از جابه‌جایی اشتباه دو رقم بوده است. محاسبه‌ای که بعدها با استفاده از فشار اتمسفری انجام شد، به رقم ۹٬۸۰۰ متر (۳۲٬۲۰۰ فوت) رسید. به همین ترتیب، ارتفاع انفجار بمب «پسر کوچک» نیز در منابع مختلف یکسان نیست و دامنه‌ای بین ۵۵۰ تا ۶۱۰ متر (۱٬۸۰۰ تا ۲٬۰۰۰ فوت) را در بر می‌گیرد. دستگاه برای انفجار در ارتفاع ۵۷۵ متر (۱٬۸۸۵ فوت) تنظیم شده بود، اما این رقم تقریبی بود. جان مالک از رقم ۵۸۰ متر (۱٬۹۰۳ فوت) با تلورانس مثبت یا منفی ۱۵ متر (۵۰ فوت) استفاده می‌کند که پس از بررسی داده‌ها توسط (Hubbell et al 1969) به دست آمده است. بازتاب رادار از بام ساختمان‌های چند طبقه در نزدیکی مرکز انفجار ممکن است موجب شده باشد که بمب اندکی بالاتر از ارتفاع برنامه‌ریزی‌شده منفجر شود. کِر و همکاران (۲۰۰۵) به این نتیجه رسیدند که ارتفاع انفجار ۶۰۰ متر (۱٬۹۶۸٫۵ فوت) با تلورانس مثبت یا منفی ۲۰ متر (۶۵٫۶ فوت) بهترین تطابق را با همه اختلافات اندازه‌گیری نشان می‌دهد.[۱۴۱]

به دلیل باد مخالف، بمب از نقطه هدف‌گیری که پل آیئوی بود تقریباً ۲۴۰ متر (۸۰۰ فوت) منحرف شد و دقیقاً بر فراز بیمارستان شیما منفجر گردید.[۱۴۲] انرژی آزادشده معادل ۱۶ ± ۲ کیلوتن تی‌ان‌تی (۶۶٫۹ ± ۸٫۴ تراژول)[۱۳۹] بود؛ چهار برابر تناژ بمب‌های متعارفی که شهر درسدن آلمان را ویران کرده بودند.[۱۰۹] این سلاح از نظر طراحی بسیار ناکارآمد بود و تنها ۱٫۷ درصد از مواد آن دچار شکافت هسته‌ای شد.[۱۴۳] شعاع تخریب کامل تقریباً ۱٫۶ کیلومتر (۱ مایل) بود و آتش‌سوزی گسترده‌ای را در مساحتی معادل ۱۱ کیلومتر مربع (۴٫۴ مایل مربع) برپا کرد.[۱۴۴]

انولا گی دو دقیقه بر فراز منطقه هدف ماند و در لحظه انفجار بمب ۱۶ کیلومتر (۱۰ مایل) از آن فاصله داشت. از میان سرنشینان هواپیما، تنها تیبتس، پارسونز و فربی از ماهیت واقعی سلاح آگاه بودند. به بقیه خدمه صرفاً گفته شده بود که آماده دیدن نوری کورکننده باشند و عینک‌های محافظ به آن‌ها داده شده بود. تیبتس بعدها به خبرنگاران گفت: «باور آنچه دیدیم سخت بود»، و پارسونز افزود: «کل ماجرا فوق‌العاده و شگفت‌انگیز بود… مردانی که با من سوار هواپیما بودند نفسشان بند آمد و گفتند خدای من!» هر دو موج ضربه را به انفجاری نزدیک از آتش جنگ ضدهوایی تشبیه کردند.[۱۴۵] دوربین‌های هواپیمای «شر ضروری» همگی از کار افتادند و تنها فیلم موجود از حمله، توسط دوربینی ۱۶ میلی‌متری ضبط شد که یکی از اعضای خدمه به‌صورت غیررسمی همراه آورده بود.[۱۰۹]

خدمه «انولا گی» هنگام فرود در تینیان با استقبالی قهرمانانه روبرو شدند. صدها نفر به پیشوازشان آمده بودند و ناوبر، تئودور داچ ون کرک، بعدها گفت: «بیشتر از آنچه در تمام عمرم دیده بودم، ژنرال آنجا بود. با خودمان می‌گفتیم اینها آنجا چه می‌کنند.» همان لحظه‌ای که تیبتس از بی-۲۹ پیاده شد، نشان صلیب خدمات برجسته (ایالات متحده) به‌طور غیرمنتظره‌ای به سینه‌اش سنجاق شد، در حالی که هنوز پیپ به دست داشت.[۱۰۹]

رویدادهای روی زمین

[ویرایش]

مردم روی زمین از یک پیکا (ピカ؟) — یک نور درخشان — و سپس یک دون (ドン دُون؟) — یک صدای بلند و مهیب — خبر دادند.[۱۴۶] تجربیات بازماندگان در شهر بسته به موقعیت و شرایطشان با هم تفاوت داشت، اما وجه مشترک بیشتر روایت‌ها این بود که احساس می‌کردند یک سلاح متعارف (که گاهی به عنوان تسلیحات آتش‌زا توصیف می‌شود و دارای نور سفید مشخصی است) درست در نزدیکی آن‌ها منفجر شده و خسارات عظیمی به بار آورده است؛ از پرتاب شدن مردم به اطراف گرفته تا شکستن شیشه‌ها و فروپاشی ساختمان‌ها. بازماندگان پس از بیرون آمدن از زیر آوار، به تدریج دریافتند که کل شهر در همان لحظه هدف قرار گرفته است. روایت‌هایشان اغلب از سرگردانی در میان ویرانه‌های شهر حکایت می‌کند؛ از نداستن اینکه کجا هستند، از فریادهای کسانی که زیر سازه‌های ویران گیر افتاده بودند، و از دیدن افرادی با سوختگی‌های وحشتناک. با آغاز گسترش آتش‌های متعدد برخاسته از انفجار، بازماندگان در یک توفان آتش گرفتار شدند که به سرعت در سراسر ویرانه‌ها پیش می‌رفت، بسیاری از گیر افتادگان را می‌کشت و دیگران را به رودخانه‌های هیروشیما می‌راند تا پناهی بیابند، که بسیاری از آن‌ها در این تلاش غرق شدند.[۱۴۷][۱۴۸] عکاس یوشیتو ماتسوشیگه تنها کسی بود که بلافاصله پس از بمباران از هیروشیما عکس گرفت. او بعدها در مصاحبه‌ای توضیح داد که درست پس از بمباران «همه جا غبار بود؛ غباری که همه چیز را در تاریکی خاکستری فرو برده بود.» او در مجموع پنج عکس گرفت و دیگر نتوانست ادامه دهد: «صحنه واقعاً وحشتناکی بود. درست مثل چیزی از جهنم بود.»[۱۴۹] در روایت بازماندگان، به‌طور برجسته از کسانی نیز یاد می‌شود که ظاهراً آسیبی ندیده بودند، اما ظرف چند ساعت یا چند روز علائمی نشان دادند که بعدها به عنوان مسمومیت پرتوی شناخته شد.

برآورد شمار کشته‌های انفجار، توفان آتش و اثرات تشعشع با دشواری‌های جدی روبرو بوده است؛ دشواری‌هایی برخاسته از ثبت ناقص اسناد در دوران جنگ، آشوب ناشی از حمله، ابهام در تعداد افراد حاضر در شهر در روز حمله و تفاوت در روش‌شناسی‌های مختلف. گزارش‌های پروژه منهتن در سال ۱۹۴۶ و کمیسیون مشترک بررسی بمب اتمی در ژاپن به رهبری ایالات متحده در سال ۱۹۵۱، به ترتیب ۶۶٬۰۰۰ کشته و ۶۹٬۰۰۰ زخمی، و ۶۴٬۵۰۰ کشته و ۷۲٬۰۰۰ زخمی را برآورد کردند. بازنگری‌های دهه ۱۹۷۰ به رهبری ژاپن، شمار کشته‌شدگان هیروشیما را تا پایان همان سال ۱۴۰٬۰۰۰ نفر تخمین زد.[۱۵۰] برآوردها دربارهٔ شمار نظامیان ژاپنی کشته‌شده نیز متفاوت است. بررسی بمباران استراتژیک ایالات متحده در سال ۱۹۴۶ تخمین زد که ۲۴٬۱۵۸ سرباز در زمان حمله در هیروشیما حضور داشتند و ۶٬۷۸۹ نفر از آن‌ها کشته یا مفقود شدند. بازنگری‌های دهه ۱۹۷۰ شمار کشته‌های نظامی را حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر برآورد کرد.[۱۵۰] یک برآورد مدرن از سوی بنیاد تحقیقات اثرات تابش، جمعیت شهر را در زمان بمباران ۳۴۰٬۰۰۰ تا ۳۵۰٬۰۰۰ نفر تخمین می‌زند که از این تعداد ۹۰٬۰۰۰ تا ۱۶۶٬۰۰۰ نفر تا پایان همان سال جان باختند.[۱۲۱]

نظرسنجی‌های ایالات متحده نشان داد که ۱۲ کیلومتر مربع (۴٫۷ مایل مربع) از شهر ویران شده است. مقام‌های ژاپنی اعلام کردند که ۶۹ درصد از ساختمان‌های هیروشیما کاملاً تخریب و ۶ تا ۷ درصد دیگر نیز آسیب دیده‌اند.[۱۵۱] برخی از ساختمان‌های بتن مسلح در هیروشیما به دلیل خطر زلزله بسیار محکم ساخته شده بودند و حتی با وجود نزدیکی نسبی به مرکز انفجار، سازه آن‌ها فرو نریخت. از آنجا که بمب در هوا منفجر شد، موج انفجار بیشتر به سمت پایین هدایت شد تا به اطراف؛ همین امر تا حد زیادی موجب بقای یادمان صلح هیروشیما شد که امروز با نام «گنبد گِن‌باکو» (بمب اتمی) شناخته می‌شود و تنها ۱۵۰ متر از کانون زمین‌لرزه فاصله داشت. این بنای ویران به عنوان «یادبود صلح هیروشیما» نامگذاری شد و در سال ۱۹۹۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. ایالات متحده و چین با این ثبت مخالفت کردند و استدلال آوردند که کشورهای آسیایی دیگر بیشترین آسیب جانی و مالی را متحمل شده‌اند و تمرکز بر ژاپن فاقد دیدگاه تاریخی لازم است.[۱۵۲]

برای دهه‌ها این عکس به اشتباه به عنوان ابر قارچی بمبی که حدود ساعت ۰۸:۱۶ شکل گرفته بود شناخته می‌شد.[۱۵۳][۱۵۴] اما در مارس ۲۰۱۶، به دلیل ارتفاع بسیار بیشتر، این تصویر به عنوان ابر توفان-آتش فراگیر بر فراز شهر شناسایی شد.[۱۵۴] این عکس حدود سه ساعت پس از بمباران گرفته شده است.[۱۵۵]

هشدار حمله هوایی در ساعت ۰۷:۳۱ لغو شده بود و بسیاری از مردم در خیابان‌ها و فضاهای باز مشغول کارهای روزمره خود بودند.[۱۵۶] ایزو نومورا نزدیک‌ترین بازمانده شناخته‌شده به مرکز انفجار بود؛ او در زیرزمین یک ساختمان بتن مسلح (که پس از جنگ به عنوان استراحتگاه باقی ماند) حضور داشت و در لحظه حمله تنها ۱۷۰ متر (۵۶۰ فوت) از نقطه صفر فاصله داشت.[۱۵۷][۱۵۸] او در سال ۱۹۸۲ در سن ۸۴ سالگی درگذشت.[۱۵۹] آکیکو تاکاکورا نیز از نزدیک‌ترین بازماندگان به مرکز انفجار بود؛ او در لحظه حمله تنها ۳۰۰ متر (۹۸۰ فوت) از نقطه صفر زمین، در ساختمان مستحکم بانک هیروشیما، فاصله داشت.[۱۶۰] او در سال ۲۰۲۰ در سن ۹۴ سالگی درگذشت.[۱۶۱]

بیش از ۹۰ درصد از پزشکان و ۹۳ درصد از پرستاران هیروشیما کشته یا زخمی شدند؛ بیشتر آن‌ها در مرکز شهر حضور داشتند که سخت‌ترین آسیب را دیده بود.[۱۶۲] بیمارستان‌ها یا کاملاً ویران شده بودند یا آسیب شدید دیده بودند و تنها یک پزشک، تروفومی ساساکی، در بیمارستان صلیب سرخ سرپا مانده بود.[۱۶۳] با این حال، تا اوایل بعد از ظهر پلیس و داوطلبان توانستند سرپناه‌های موقت در بیمارستان‌ها، مدارس و ایستگاه‌های تراموا برپا کنند و یک سردخانه نیز در کتابخانه آسانو دایر شد.[۱۶۴] بازماندگان برای دریافت کمک پزشکی گرد آمدند، اما بسیاری پیش از آنکه به هر نوع درمانی برسند جان دادند و توده‌هایی از اجساد در اطراف بیمارستان‌ها انباشته شد.[۱۶۵]

بیشتر اعضای ستاد ارتش دوم عمومی ژاپن در محوطه قلعه هیروشیما، که فاصله‌ای تنها ۸۲۰ متر از مرکز انفجار داشت، مشغول تمرین بدنی بودند. این حمله ۳٬۲۴۳ سرباز را در همان میدان رژه کشت.[۱۶۶] اتاق ارتباطات ستاد منطقه چوگوکو که مسئولیت صدور و لغو هشدارهای حمله هوایی را بر عهده داشت، در زیرزمینی نیمه‌سنگی در قلعه جای داشت. یوشی‌اوکا، دانش‌آموز دبیرستان دخترانه هیجی‌یاما که برای خدمت به عنوان افسر ارتباطات بسیج شده بود، درست در همان لحظه که بمب منفجر شد پیامی مبنی بر اعلام آژیر خطر برای هیروشیما و شهر یاماگوچی همسایه ارسال کرده بود. او سپس از طریق یک تلفن مخصوص با ستاد فرماندهی فوکویاما، هیروشیما که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود تماس گرفت و اطلاع داد: «هیروشیما مورد حمله نوع جدیدی از بمب قرار گرفته است. شهر در وضعیت تقریباً نابودی کامل است.»[۱۶۷]

از آنجا که شهردار هیروشیما، سنکیچی آوایا، در محل اقامت شهردار کشته شده بود، فیلد مارشال هاتا شونروکو که جز جراحاتی خفیف آسیبی ندیده بود، اداره شهر را در دست گرفت و تلاش‌های امدادی را هماهنگ کرد. بسیاری از کارکنانش کشته یا به شدت زخمی شده بودند؛ از جمله سرهنگ دوم شاهزاده کره‌ای یی یو از خاندان یی که به عنوان افسر ستاد کل خدمت می‌کرد.[۱۶۸][۱۶۹] ارشدترین افسر ستادی که از همراهان هاتا جان به در برده بود، سرهنگ زخمی کومائو ایموتو بود که نقش رئیس ستاد را بر عهده گرفت. سربازان بندر هیروشیما اوجینا، قایق‌های موتوری انتحاری را که برای دفع تهاجم آمریکا آماده شده بودند، برای جمع‌آوری مجروحان و انتقال آن‌ها از طریق رودخانه‌ها به بیمارستان نظامی اوجینا به کار گرفتند.[۱۶۸] کامیون‌ها و قطارها نیز کمک‌های امدادی را به شهر رساندند و بازماندگان را از آن تخلیه کردند.[۱۷۰]

دوازده نفر از خلبانان آمریکایی در ستاد پلیس نظامی چوگوکو زندانی بودند که تقریباً ۴۰۰ متر (۱٬۳۰۰ فوت) از مرکز انفجار فاصله داشت.[۱۷۱] بیشتر آن‌ها فوری جان باختند، هرچند گزارش شده که دو نفر توسط نگهبانانشان اعدام شدند و دو زندانی دیگر که در اثر بمباران به شدت مجروح شده بودند، در کنار پل آیئوی رها شدند و در آنجا سنگسار شدند.[۱۷۲][۱۷۳] مقام‌های ژاپنی به دروغ اعلام کردند که هشت اسیر جنگی آمریکایی که در چارچوب برنامه آزمایش‌های پزشکی در دانشگاه کیوشو کشته شده بودند، در انفجار اتمی جان داده‌اند؛ این اقدام بخشی از تلاشی گسترده‌تر برای لاپوشانی بود.[۱۷۴]

آتش‌های برخاسته از انفجار بمب اتمی مقادیر زیادی خاکستر را به جو پرتاب کرد. یک تا دو ساعت پس از انفجار، «باران سیاه (بمباران اتمی)» بارید؛ ترکیبی قیری از خاکستر، بارش رادیواکتیو و آب که در برخی موارد موجب سوختگی‌های شدید ناشی از تشعشع شد.[۱۷۵][۱۷۶]

درک ژاپنی‌ها از بمباران

[ویرایش]
هیروشیما قبل از بمباران
هیروشیما بعد از بمباران و توفان آتش پس از آن

اپراتور کنترل توکیو در شرکت پخش ژاپن متوجه شد که ایستگاه هیروشیما از کار افتاده است. تلاش او برای برقراری ارتباط از طریق یک خط تلفن دیگر نیز بی‌نتیجه ماند.[۱۷۷] حدود ۲۰ دقیقه بعد، مرکز تلگراف راه‌آهن توکیو دریافت که خط تلگراف اصلی درست در شمال هیروشیما قطع شده است. از چند ایستگاه کوچک راه‌آهن در فاصله ۱۶ کیلومتر (۱۰ مایل) از شهر، گزارش‌هایی مبهم و گیج‌کننده از یک انفجار مهیب در هیروشیما می‌رسید. همه این گزارش‌ها به ستاد کل ارتش امپراتوری ژاپن مخابره شد.[۱۷۸]

پایگاه‌های نظامی بارها کوشیدند با ایستگاه کنترل ارتش در هیروشیما تماس بگیرند، اما سکوت مطلق آن شهر ستاد کل را سردرگم کرده بود؛ نه حمله بزرگی از سوی دشمن گزارش شده بود و نه انبار قابل‌توجهی از مواد منفجره در هیروشیما وجود داشت. به یک افسر جوان دستور داده شد که بی‌درنگ به هیروشیما پرواز کند، خسارات را بررسی کند و با اطلاعاتی موثق به توکیو بازگردد. در آن زمان هنوز چنین به نظر می‌رسید که اتفاق جدی‌ای رخ نداده و انفجار چیزی بیش از یک شایعه نیست.[۱۷۸]

افسر ستاد به فرودگاه رفت و به سمت جنوب غربی پرواز کرد. پس از حدود سه ساعت، در حالی که هنوز تقریباً ۱۶۰ کیلومتر (۱۰۰ مایل) با هیروشیما فاصله داشت، او و خلبانش ابر بزرگی از دود برخاسته از توفان آتش را دیدند. پس از دور زدن بر فراز شهر برای بررسی میزان خسارات، در جنوب شهر فرود آمدند. افسر ستاد پس از گزارش به توکیو، سازماندهی عملیات امدادی را آغاز کرد. شانزده ساعت بعد، توکیو از اعلامیه رئیس‌جمهور ترومن مطلع شد که شهر با نوع جدیدی از بمب ویران شده است.[۱۷۸]

رویدادهای ۷–۹ اوت

[ویرایش]

پس از بمباران هیروشیما، ترومن بیانیه‌ای صادر کرد و به‌کارگیری این سلاح جدید را به اطلاع عموم رساند. او اظهار داشت که «می‌توانیم از مشیت الهی سپاسگزار باشیم» که پروژه بمب اتمی آلمان شکست خورده و ایالات متحده و متحدانش «دو میلیارد دلار را صرف بزرگ‌ترین قمار علمی تاریخ کرده و برنده شده‌اند». ترومن سپس به ژاپن هشدار داد: «اگر آن‌ها اکنون شرایط ما را نپذیرند، باید انتظار بارانی از ویرانی از آسمان را داشته باشند که مانند آن هرگز در کره زمین دیده نشده است. در پی این حمله هوایی، نیروهای دریایی و زمینی با چنان تعداد و قدرتی که تاکنون سابقه نداشته، همراه با مهارت جنگی‌ای که از پیش به خوبی می‌شناسند، کار را دنبال خواهند کرد.»[۱۷۹]

این سخنرانی به‌طور گسترده پخش شد و خبرگزاری‌های ژاپنی نیز آن را پوشش دادند.[۱۸۰]

ایستگاه ۵۰٬۰۰۰ واتی پخش ای‌ام در سایپن متعلق به اداره اطلاعات جنگ ایالات متحده، هر ۱۵ دقیقه یک بار پیامی درباره هیروشیما به ژاپن پخش می‌کرد و هشدار می‌داد که در صورت عدم پذیرش فوری مفاد اعلامیه پوتسدام، شهرهای بیشتری با سرنوشت مشابهی روبرو خواهند شد؛ همچنین با تأکید از غیرنظامیان می‌خواست که شهرهای بزرگ را تخلیه کنند. در مقابل، رادیو ژاپن همچنان پیروزی ژاپن را ستایش می‌کرد و اعلام می‌داشت که هرگز تسلیم نخواهد شد،[۸۷] هرچند مردم ژاپن را از نابودی هیروشیما با یک بمب آگاه کرده بود.[۱۸۱]

وزیر امور خارجه شوروی ویاچسلاو مولوتف در ۵ آوریل، توکیو را از لغو یکجانبه پیمان بی‌طرفی ژاپن و شوروی توسط اتحاد جماهیر شوروی مطلع کرده بود.[۱۸۲] ساعت دو دقیقه پس از نیمه‌شب ۹ اوت به وقت توکیو، نیروهای پیاده، زرهی و هوایی شوروی عملیات تهاجمی استراتژیک منچوری را آغاز کردند.[۱۸۳] چهار ساعت بعد، خبر اعلام رسمی جنگ از سوی اتحاد جماهیر شوروی به توکیو رسید. رهبری ارشد ارتش ژاپن با حمایت وزیر جنگ آنامی کوره‌چیکا مقدمات اعمال حکومت نظامی بر کشور را فراهم کرد تا راه را بر هر کسی که در پی برقراری صلح بود ببندد.[۱۸۴]

در ۷ اوت، یک روز پس از نابودی هیروشیما، یوشیو نیشینا و دیگر فیزیکدانان اتمی به شهر رسیدند و خسارات را به دقت بررسی کردند. سپس به توکیو بازگشتند و به کابینه اعلام کردند که هیروشیما واقعاً با یک سلاح هسته‌ای ویران شده است. دریاسالار تویودا سوئه‌مو، رئیس ستاد کل نیروی دریایی، تخمین زد که بیش از یک یا دو بمب دیگر آماده نشده است و بر همین اساس تصمیم گرفتند حملات احتمالی را تحمل کنند؛ چراکه به گفته او «تخریب بیشتری وجود خواهد داشت اما جنگ ادامه خواهد یافت».[۱۸۵] سرویس‌های رمزگشایی آمریکایی این پیام‌های کابینه را رهگیری کردند.[۱۸۶]

پورنل، پارسونز، تیبتس و اسپاتز همان روز در جزیره گوآم در اقیانوس آرام گرد هم آمدند تا درباره اقدامات بعدی تصمیم بگیرند.[۱۸۷] چون هیچ نشانه‌ای از تسلیم ژاپن دیده نمی‌شد،[۱۸۶] تصمیم گرفتند بمب دیگری را پرتاب کنند. پارسونز گفت که پروژه آلبرتا آن را تا ۱۱ اوت آماده خواهد کرد، اما تیبتس با اشاره به گزارش‌های هواشناسی مبنی بر شرایط نامساعد آن روز به دلیل توفان، پرسید که آیا بمب می‌تواند تا ۹ اوت آماده شود. پارسونز موافقت کرد که برای تحقق این کار تلاش کند.[۱۸۸][۱۸۷]

ناگاساکی

[ویرایش]

ناگاساکی در طول جنگ جهانی دوم

[ویرایش]
تصویر رسمی ده مرد با لباس فرم. پنج نفر ایستاده کراوات زده‌اند و همه ده نفر به جز یکی، کلاه کاسکت یا کلاه پادگانی بر سر دارند.
باکسکار و خدمه آن، که بمب اتمی مرد چاق را بر روی ناگاساکی انداختند

ناگاساکی یکی از بزرگ‌ترین بندرهای جنوب ژاپن بود و به دلیل فعالیت‌های صنعتی گسترده‌اش، از جمله تولید مهمات، کشتی، تجهیزات نظامی و سایر مواد جنگی، در دوران جنگ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. چهار شرکت بزرگ شهر — کشتی‌سازی میتسوبیشی، کارخانه‌های کشتی‌سازی برق، کارخانه اسلحه‌سازی و کارخانه‌های فولاد و اسلحه‌سازی — حدود ۹۰ درصد از نیروی کار شهر را در استخدام داشتند و به همان نسبت صنعت شهر را در اختیار خود گرفته بودند.[۱۸۹] با این حال، علی‌رغم اهمیت صنعتی بالا، ناگاساکی از بمباران آتش‌زا در امان مانده بود؛ چرا که موقعیت جغرافیایی آن، ردیابی شبانه شهر با رادار رادار آ ان/آپی کیو- ۱۳ را دشوار می‌کرد.[۱۲۰]

برخلاف سایر شهرهای هدف، ناگاساکی بر اساس دستورالعمل ۳ ژوئیه ستاد مشترک ارتش از دسترس بمب‌افکن‌ها خارج نشده بود[۱۲۰][۱۹۰] و پنج بار در مقیاس کوچک بمباران شده بود. در یکی از این حملات در ۱ اوت، تعدادی بمب متعارف با قدرت انفجار بالا بر شهر فرو ریخت؛ برخی به کارخانه‌های کشتی‌سازی و اسکله در بخش جنوب غربی شهر اصابت کردند و چند تایی نیز به کارخانه فولاد و اسلحه‌سازی میتسوبیشی برخورد کردند.[۱۸۹] تا اوایل اوت، دفاع هوایی شهر بر عهده هنگ ۱۳۴ ضدهوایی از لشکر چهارم ضدهوایی بود که چهار باتری توپ ضدهوایی ۷ سانتیمتر (۲٫۸ اینچ) و دو باتری نورافکن در اختیار داشت.[۱۱۵]

A photo of the harbor at Nagasaki in August 1945 before the city was hit with the atomic bomb
بندر ناگاساکی در اوت ۱۹۴۵ قبل از اصابت بمب اتمی به شهر

برخلاف هیروشیما، تقریباً تمام ساختمان‌های ناگاساکی از سازه‌های قدیمی ژاپنی بودند؛ ساختمان‌هایی چوبی یا با قاب چوبی، دیوارهای چوبی (با یا بدون گچ) و سقف‌های کاشی. بیشتر صنایع و مؤسسات تجاری کوچک‌تر نیز در بناهایی از چوب یا مصالحی قرار داشتند که برای مقاومت در برابر انفجار ساخته نشده بودند. ناگاساکی سال‌ها بدون هیچ طرح منطقه‌بندی شهری مشخصی رشد کرده بود؛ خانه‌ها در کنار ساختمان‌های کارخانه و تا آنجا که ممکن بود نزدیک به هم، در سراسر دره صنعتی برپا شده بودند. در روز بمباران، تخمین زده می‌شود که ۲۶۳٬۰۰۰ نفر در ناگاساکی حضور داشتند: ۲۴۰٬۰۰۰ ساکن ژاپنی، ۱۰٬۰۰۰ ساکن کره‌ای، ۲٬۵۰۰ کارگر کره‌ای به خدمت اجباری گرفته‌شده، ۹٬۰۰۰ سرباز ژاپنی، ۶۰۰ کارگر چینی به خدمت اجباری گرفته‌شده و ۴۰۰ اسیر جنگی متفقین در اردوگاهی در شمال شهر.[۱۹۱]

بمباران ناگاساکی

[ویرایش]
هواپیمای بی-۲۹ باکسکار و یک سلاح هسته‌ای ام‌کی III پس از جنگ که به شکل بمب مرد چاق رنگ‌آمیزی شده است، در موزه ملی نیروی هوایی ایالات متحده، دیتون، اوهایو

به گفته یکی از اعضای خدمه، هیروشیما «مأموریت بی‌نقصی» بود که در آن همه چیز به درستی پیش رفت. اما در مأموریت ناگاساکی تقریباً همه چیز اشتباه پیش رفت.[۱۰۹]

زمان‌بندی بمباران دوم به تیبتس سپرده شد. این حمله که برای ۱۱ اوت برنامه‌ریزی شده بود، دو روز جلوتر انجام شد تا از یک دوره پنج روزه هوای بد که قرار بود از ۱۰ اوت آغاز شود، پیشی گرفته شود.[۱۹۲] سه پیش‌مونتاژ بمب با علامت‌های F-31، F-32 و F-33 به تینیان منتقل شده بود. در ۸ اوت، سوئینی با استفاده از باکسکار به عنوان هواپیمای فرود، یک تمرین نهایی در نزدیکی تینیان انجام داد. مونتاژ اف-۳۳ به آزمایش قطعات اختصاص یافت و اف-۳۱ برای مأموریت ۹ اوت تعیین شد.[۱۹۳]

مأموریت ویژه ۱۶، هدف ثانویه ناگاساکی، ۹ اوت ۱۹۴۵[۱۹۴]
هواپیماخلبانعلامت تماسنقش مأموریت
انولا گی کاپیتان جورج دبلیو. مارکوارتدیمپلز ۸۲شناسایی آب و هوا (کوکورا)
لگین دراگون کاپیتان چارلز اف. مک‌نایتدیمپلز۹۵شناسایی آب و هوا (ناگاساکی)
باکسکار سرگرد چارلز دبلیو. سوئینیدیمپلز ۷۷تحویل سلاح
د گریت آرتیست کاپیتان فردریک سی. باکدیمپلز ۸۹ابزار اندازه‌گیری انفجار
بیگ استینک سرگرد جیمز آی. هاپکینز جونیوردیمپلز ۹۰مشاهده و عکاسی از حملات
فول هاوس سرگرد رالف آر. تیلوردیمپلز ۸۳هواپیمای یدکی - مأموریت را کامل نکرد

در ساعت ۰۳:۴۷ به وقت تینیان (GMT+10)، برابر با ۰۲:۴۷ به وقت ژاپن،[۱۲۶] صبح روز ۹ اوت ۱۹۴۵، بمب‌افکن باکسکار با خدمه سوئینی از جزیره تینیان با حمل بمب اتمی مرد چاق به پرواز درآمد؛ هدف اصلی کوکورا و هدف ثانویه ناگاساکی بود. طرح مأموریت تقریباً همان طرح هیروشیما بود: دو فروند بی-۲۹ یک ساعت جلوتر برای شناسایی آب و هوا پرواز می‌کردند و دو فروند دیگر در پرواز سوئینی برای حمل ابزار دقیق و پشتیبانی عکاسی همراه بودند. سوئینی با سلاحی نیمه‌مسلح اما با دوشاخه‌های ایمنی الکتریکی که هنوز درگیر بودند پرواز کرد و مسلح‌سازی چند دقیقه پس از برخاستن تکمیل شد.[۱۹۵][۱۰۹]

در بازرسی پیش از پرواز باکسکار، مهندس پرواز به سوئینی اطلاع داد که خرابی یک پمپ انتقال سوخت، استفاده از ۲٬۴۰۰ لیتر (۶۴۰ گالون آمریکایی) سوختِ مخزن ذخیره را غیرممکن کرده است. این سوخت می‌بایست تا ژاپن و بازگشت حمل می‌شد و مصرف بیشتری داشت. تعویض پمپ ساعت‌ها وقت می‌برد و انتقال بمب مرد چاق به هواپیمای دیگر هم به همان اندازه زمان‌بر و خطرناک بود، چراکه بمب فعال بود. از این رو تیبتس و سوئینی تصمیم گرفتند باکسکار مأموریت را ادامه دهد، چون انتظار نمی‌رفت به سوخت ذخیره نیازی باشد.[۱۹۶][۱۹۷]

تصویر قبل شبیه یک شهر است. در تصویر بعدی، همه چیز محو شده است و تنها به وسیله رودخانه‌هایی که از میان آن می‌گذرند و جزیره‌ای را در مرکز عکس‌ها تشکیل می‌دهند، می‌توان آن منطقه را به عنوان همان منطقه تشخیص داد.
ناگاساکی قبل و بعد از بمباران، پس از خاموش شدن آتش‌سوزی‌ها

این بار به پنی و چشایر اجازه داده شد تا به عنوان ناظر در هواپیمای سوم، «بیگ استینک»، که توسط سرگرد جیمز آی. هاپکینز جونیور هدایت می‌شد، پرواز کنند. ناظران سوار بر هواپیماهای هواشناسی گزارش دادند که هر دو هدف واضح هستند. در مسیر، هواپیمایی که بمب کاملاً مسلح روی آن بود دچار رعد و برق شد. چراغ سفیدی روی پانل کنترل بمب روشن شد که معمولاً نشانه پرتاب بمب است و خدمه را نگران کرد، اما بررسی‌ها نشان داد که علت آن یک سوئیچ اشتباه بوده است.[۱۰۹]

وقتی هواپیمای سوئینی به محل مونتاژ پروازش در سواحل ژاپن رسید، «بیگ استینک» در آنجا حضور نداشت.[۱۹۵] به گفته چشایر، هاپکینز برخلاف توافق قبلی با سوئینی و کاپیتان فردریک سی. باک خلبان د گریت آرتیست، در حال دور زدن فشرده بر فراز یاکوشیما نبود و در ارتفاعات مختلف از جمله ۲٬۷۰۰ متر (۹٬۰۰۰ فوت) بالاتر از حد مجاز، با الگوهای پروازی dogleg به طول ۶۴-کیلومتر (۴۰-مایل) پرواز می‌کرد.[۱۹۸] با اینکه به سوئینی دستور داده شده بود بیش از پانزده دقیقه در محل قرار ملاقات نماند، او چهل دقیقه منتظر «بیگ استینک» ماند. سوئینی پیش از ترک محل، با فردریک اشورث که مسئول بمب بود مشورت کرد و به عنوان فرمانده هواپیما تصمیم گرفت به سمت هدف اصلی، یعنی شهر کوکورا، حرکت کند.[۱۹۹]

حدود نیم ساعت پس از زمان اولیه حرکت، باکسکار به همراه د گریت آرتیست به سمت کوکورا که سی دقیقه دورتر بود راه افتادند. تأخیر در قرار ملاقات باعث شده بود که ابر و دود پراکنده‌ای بر فراز کوکورا تشکیل شود؛ دودی که از آتش‌سوزی‌های ناشی از حمله ۲۲۴ فروند بی-۲۹ به یاهاتا، فوکوئوکا در روز قبل برخاسته بود.[۲۰۰] علاوه بر این، کارخانه فولاد یاهاتا عمداً قطران زغال سنگ را می‌سوزاند تا دود سیاه تولید کند.[۲۰۱] ابرها و دود ۷۰ درصد از منطقه بر فراز کوکورا را پوشانده و نقطه هدف‌گیری را از دید خارج کرده بودند. در پنجاه دقیقه بعدی، سه بار اقدام به بمب‌گذاری شد که سوخت هواپیما را مصرف کرد و بارها آن را در معرض پدافند سنگین اطراف کوکورا قرار داد، اما بمب‌افکن هرگز نتوانست هدف را به‌صورت بصری ببیند. در سومین اقدام، آتش ضدهوایی ژاپن در حال نزدیک شدن بود و ستوان دوم یاکوب بسر که ارتباطات ژاپنی را زیر نظر داشت، فعالیت در باندهای رادیویی جنگنده‌های ژاپنی را گزارش داد.[۲۰۲]

با کاهش سوخت به دلیل تأخیر و هوای بد و با دسترسی‌نداشتن به سوخت ذخیره به خاطر خرابی پمپ، باکسکار و د گریت آرتیست به سمت هدف ثانویه، ناگاساکی، حرکت کردند.[۱۹۵] محاسبات مصرف سوخت نشان داد که باکسکار برای رسیدن به ایوو جیما سوخت کافی ندارد و باید به اوکیناوا که تنها شش هفته پیش به اشغال متفقین درآمده بود تغییر مسیر دهد. ابتدا قرار بر این بود که اگر ناگاساکی در بدو ورود قابل رؤیت نباشد، خدمه بمب را به اوکیناوا حمل کرده و در صورت لزوم آن را در اقیانوس دفع کنند؛ اما سرانجام اشورث با پیشنهاد سوئینی مبنی بر استفاده از رویکرد راداری در صورت پنهان بودن هدف موافقت کرد.[۲۰۳][۲۰۴] حدود ساعت ۰۷:۵۰ به وقت ژاپن (GMT+9)، آژیر حمله هوایی در ناگاساکی به صدا درآمد، اما سیگنال «کاملاً امن» در ساعت ۰۸:۳۰ داده شد. وقتی در ساعت ۱۰:۵۳ تنها دو بمب‌افکن بوئینگ بی-۲۹ سوپرفورترس دیده شدند، دیگر هیچ هشداری صادر نشد؛ ظاهراً ژاپنی‌ها این هواپیماها را صرفاً در حال شناسایی پنداشتند.[۲۰۵]

چند دقیقه بعد، ساعت ۱۱:۰۰ به وقت ژاپن، هواپیمای د گریت آرتیست ابزارهایی را که به سه چتر نجات متصل بودند رها کرد. این ابزارها همچنین حاوی نامه‌ای بدون امضا خطاب به ریوکیچی ساگانه، فیزیکدان دانشگاه توکیو، بود که با سه تن از دانشمندان مسئول بمب اتمی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تحصیل کرده بود و از او می‌خواست مردم را از خطر این سلاح‌های کشتار جمعی آگاه کند. این پیام‌ها توسط مقام‌های نظامی پیدا شدند اما تا یک ماه بعد به ساگانه نرسیدند.[۲۰۶] در سال ۱۹۴۹، لوئیس آلوارز، یکی از نویسندگان نامه، با ساگانه دیدار کرد و نامه را امضا کرد.[۲۰۷]

ساعت ۱۱:۰۱، شکافی در ابرها بر فراز ناگاساکی به خلبان کرمیت بیهان، بمب‌افکن «باکسکار»، فرصت داد تا هدف را طبق دستور به‌صورت بصری ببیند. بمب مرد چاق با هسته‌ای حدود ۵ کیلوگرم (۱۱ پوند) از پلوتونیم بر فراز دره صنعتی شهر رها شد. ۴۷ ثانیه بعد، در ساعت ۱۱:۰۲[۱۲۶] در ارتفاع ۵۰۳ ± ۱۰ متر (۱٬۶۵۰ ± ۳۳ فوت) بالای یک زمین تنیس،[۲۰۸] در نیمه راه بین کارخانه فولاد و اسلحه‌سازی میتسوبیشی در جنوب و زرادخانه ناگاساکی در شمال، تقریباً ۳ کیلومتر (۱٫۹ مایل) در شمال غربی مرکز انفجار برنامه‌ریزی‌شده، منفجر شد. بر اثر تصادفی شگفت‌انگیز، مرد چاق تقریباً مستقیماً بر فراز کارخانه‌ای منفجر شد که اژدرهای به‌کاررفته در حمله به پرل هاربر را ساخته بود.[۱۰۹] انفجار به دره اوراکامی محدود ماند و بخش عمده‌ای از شهر توسط تپه‌های میانی در امان ماند.[۲۰۹] انرژی آزادشده معادل ۲۱ ± ۲ کیلوتن تی‌ان‌تی (۸۷٫۹ ± ۸٫۴ تراژول) بود.[۱۳۹] هواپیمای بیگ استینک انفجار را از ۱۶۰ کیلومتر (۱۰۰ مایل) دورتر مشاهده کرد و برای دیدن نزدیک‌تر به سمت آن پرواز کرد.[۲۱۰]

این بمب کلیسای کاتولیک رومی اوراکامی تنشودو را ویران کرد.

باکسکار به سمت اوکیناوا پرواز کرد و بدون اعلام قبلی و با سوختی که تنها برای فرود کافی بود به مقصد رسید. سوئینی بارها برای دریافت مجوز فرود با برج مراقبت تماس گرفت، اما پاسخی نشنید. او ترافیک هوایی سنگینی را می‌دید که در حال فرود و برخاستن از فرودگاه کمکی یومیتان بود. باکسکار با روشن کردن تمام منورهای روی عرشه برای اعلام فرود اضطراری، به سرعت وارد عمل شد و با سرعت ۲۳۰ کیلومتر بر ساعت (۱۴۰ مایل بر ساعت) به جای سرعت معمول ۱۹۰ کیلومتر بر ساعت (۱۲۰ مایل بر ساعت) فرود آمد. موتور شماره دو هنگام آغاز فرود نهایی به دلیل کمبود سوخت از کار افتاد. با تنها سه موتور فعال در اواسط باند، باکسکار حدود ۷٫۶ متر (۲۵ فوت) دوباره به هوا پرید و سپس با شدت به زمین کوبیده شد. هواپیمای سنگین بی-۲۹ پیش از آنکه خلبانان کنترل را به دست بگیرند، به سمت چپ و به سوی ردیفی از بمب‌افکن‌های پارک‌شده بی-۲۴ منحرف شد. پروانه‌های برگشت‌پذیر برای کاهش سرعت کافی نبودند و در حالی که هر دو خلبان ترمز می‌کردند، باکسکار در انتهای باند یک چرخش ۹۰ درجه‌ای انجام داد تا از پرتاب شدن به بیرون جلوگیری شود. موتور دوم نیز پیش از توقف کامل هواپیما از کار افتاد.[۲۱۱] برخلاف استقبال قهرمانانه از «انولا گی»، این بار کسی برای پیشواز آن‌ها نبود؛ هیچ‌کس نمی‌دانست که آن‌ها دارند می‌آیند.[۱۰۹]

پس از مأموریت، درباره شناسایی هواپیماها سردرگمی پدید آمد. اولین روایت شاهد عینی را خبرنگار جنگی ویلیام ال. لارنس از نیویورک تایمز ارائه داد که در آن نوشت سوئینی رهبری مأموریت را در «د گریت آرتیست» بر عهده داشته و شماره «ویکتور» آن را ۷۷ ذکر کرد، در حالی که این شماره متعلق به باکسکار بود.[۲۱۲] لارنس با سوئینی و خدمه‌اش مصاحبه کرده بود و می‌دانست که آن‌ها از هواپیمای خود به عنوان «د گریت آرتیست» یاد می‌کنند. به جز «انولا گی»، هیچ‌یک از بمب‌افکن‌های بی-۲۹ اسکادران ۳۹۳ هنوز نامی روی دماغه نداشتند، واقعیتی که خود لارنس نیز در روایتش به آن اشاره کرده است. او که از تغییر هواپیما بی‌خبر بود، ویکتور ۷۷ را «د گریت آرتیست» پنداشت،[۲۱۳] در حالی که شماره «ویکتور» آن در واقع ۸۹ بود.[۲۱۴]

رویدادهای روی زمین

[ویرایش]
تصویری از یک مصدوم بمباران ناگاساکی، یک دختر چهارده ساله که در ۱۲ اوت ۱۹۴۵ درگذشت.

اگرچه این بمب از بمب هیروشیما قدرتمندتر بود، اثراتش در دامنه تپه‌ها به دره اوراکامی باریک محدود ماند.[۲۱۵] از ۷٬۵۰۰ کارمند ژاپنی شاغل در کارخانه مهمات‌سازی میتسوبیشی، از جمله دانشجویان بسیج‌شده و کارگران عادی، ۶٬۲۰۰ نفر کشته شدند. حدود ۱۷٬۰۰۰ تا ۲۲٬۰۰۰ نفر دیگر نیز که در سایر کارخانه‌ها و تأسیسات جنگی شهر کار می‌کردند جان باختند.[۲۱۶] گزارش پروژه منهتن در سال ۱۹۴۶، ۳۹٬۰۰۰ کشته و ۲۵٬۰۰۰ زخمی را برآورد کرد و گزارش کمیسیون مشترک به رهبری ایالات متحده در سال ۱۹۵۱، ۳۹٬۲۱۴ کشته و ۲۵٬۱۵۳ زخمی را تخمین زد. بازنگری‌های دهه ۱۹۷۰ به رهبری ژاپن نیز شمار کشته‌های ناگاساکی را تا پایان همان سال ۷۰٬۰۰۰ نفر برآورد کرد.[۱۵۰] یک تخمین مدرن از سوی بنیاد تحقیقات اثرات تشعشع، جمعیت شهر را در زمان بمباران ۲۵۰٬۰۰۰ تا ۲۷۰٬۰۰۰ نفر تخمین می‌زند که از این میان ۶۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ نفر تا پایان سال جان باختند.[۱۲۱]

یوسوکه یاماهاتا از این کودک سوزانده شده در ناگاساکی عکس گرفته است. نیروهای آمریکایی تا سال ۱۹۵۲ چنین تصاویری را در ژاپن سانسور می‌کردند.[۲۱۷][۲۱۸]

برخلاف هیروشیما که تلفات نظامی گسترده‌ای داشت، در ناگاساکی تنها ۱۵۰ سرباز ژاپنی فوری کشته شدند که ۳۶ نفر از آن‌ها از هنگ ۱۳۴ AAA از لشکر چهارم AAA بودند.[۱۱۵] حداقل هشت اسیر جنگی متفقین نیز کشته شدند: سرجوخه رونالد شاو از نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا[۲۱۹] و هفت اسیر جنگی هلندی؛ شمار واقعی کشته‌ها ممکن است تا سیزده نفر بوده باشد.[۲۲۰] یک اسیر جنگی آمریکایی به نام جو کیومیا که گفته می‌شود دیوارهای بتنی سلولش او را از اثرات بمب محافظت کرده بود[۲۲۱] و ۲۴ اسیر جنگی استرالیایی در ناگاساکی جان سالم به در بردند.[۲۲۲]

شعاع تخریب کامل حدود ۱٫۶ کیلومتر (۱ مایل) بود و پس از آن آتش‌سوزی‌هایی در سراسر بخش شمالی شهر تا ۳٫۲ کیلومتر (۲ مایل) جنوب نقطه انفجار رخ داد.[۱۴۴][۲۲۳] زرادخانه ناگاساکی در این انفجار نابود شد. حدود ۵۸ درصد از کارخانه اسلحه‌سازی میتسوبیشی و حدود ۷۸ درصد از کارخانه فولاد میتسوبیشی آسیب دیدند. کارخانه برق میتسوبیشی که در مرز منطقه اصلی تخریب قرار داشت، تنها ۱۰ درصد آسیب ساختاری دید.[۲۲۴] آتش‌سوزی‌های متعددی پس از بمباران رخ داد، اما برخلاف هیروشیما توفان آتش شکل نگرفت، چراکه مناطق آسیب‌دیده سوخت کافی نداشتند. در عوض، باد محیط آتش را در امتداد دره گسترش داد.[۲۲۵] اگر بمب به هدف مورد نظر در قلب مرکز تاریخی شهر ناگاساکی اصابت کرده بود، تخریب زیرساخت‌های پزشکی و اداری به مراتب بیشتر می‌بود.[۶۳]

مانند هیروشیما، بمباران آسیب سنگینی به تأسیسات پزشکی شهر وارد کرد. یک بیمارستان موقت در مدرسه ابتدایی شینکوزن تأسیس شد که نقش مرکز پزشکی اصلی را ایفا کرد. قطارها به کار خود ادامه دادند و بسیاری از قربانیان را به بیمارستان‌های شهرهای مجاور منتقل کردند. یک تیم پزشکی از یک بیمارستان دریایی عصر همان روز به شهر رسید و تیپ‌های آتش‌نشانی از شهرهای همسایه در اطفاء حریق یاری رساندند.[۲۲۶] تاکاشی ناگای، پزشک به‌شدت مجروح شده‌ای که در بخش رادیولوژی بیمارستان کالج پزشکی ناگاساکی کار می‌کرد، به همراه بقیه کادر پزشکی بازمانده به درمان قربانیان بمب پرداخت.[۲۲۷]

انفجار بمب اتمی توفانی به پهنای چندین کیلومتر پدید آورد که خاکستر، گرد و غبار و آوار را بر فراز رشته‌کوه‌های اطراف ناگاساکی حمل کرد. تقریباً ۲۰ دقیقه پس از بمباران، باران سیاهی به غلظت گِل یا روغن بارید که حامل مواد رادیواکتیو بود و یک تا دو ساعت ادامه یافت.[۲۲۸]

طرح‌هایی برای حملات اتمی بیشتر به ژاپن

[ویرایش]
یادداشتی از لسلی گرووز به جورج سی. مارشال در مورد بمب سوم، با هشدار دست‌نویس مارشال مبنی بر اینکه بمب سوم بدون دستور صریح ریاست جمهوری استفاده نشود.

پس از هیروشیما و ناگاساکی، طرح‌هایی برای حملات اتمی بیشتر به ژاپن در دستور کار بود. گرووز انتظار داشت یک بمب اتمی دیگر از نوع «مرد چاق» در ۱۹ اوت، سه بمب دیگر در سپتامبر و سه بمب دیگر در اکتبر آماده استفاده باشد.[۸۶] بمب دوم از نوع «پسر کوچک» (با استفاده از اورانیوم-۲۳۵) تا دسامبر ۱۹۴۵ در دسترس نبود.[۲۲۹][۲۳۰] در ۱۰ اوت، گرووز یادداشتی برای مارشال فرستاد و در آن نوشت: «بمب بعدی… باید در اولین هوای مناسب پس از ۱۷ یا ۱۸ اوت آماده تحویل باشد.» همان یادداشت حاوی نوشته دست‌نویس مارشال نیز بود: «بدون اجازه صریح رئیس‌جمهور، نباید بر فراز ژاپن رها شود.»[۸۶]

در جلسه کابینه، ترومن درباره این اقدامات بحث کرد. جیمز فورستال از ترومن نقل کرد که «بمب‌های اتمی بیشتری انداخته خواهد شد»، در حالی که هنری والاس در دفتر خاطراتش نوشت که ترومن گفته است دستور توقف بمباران اتمی را داده است، چراکه «فکر از بین بردن ۱۰۰٬۰۰۰ نفر دیگر بسیار وحشتناک است» و از ایده کشتن، به گفته خودش، «همهٔ آن بچه‌ها» خوشش نمی‌آید.[۲۳۱] دستور پیشین مبنی بر حمله به شهرهای هدف «به محض آماده شدن» بمب‌ها اصلاح شد.[۲۳۲] در وزارت جنگ، بحث‌هایی درباره نگه داشتن بمب‌های در حال تولید برای عملیات سقوط درگرفت و مارشال به استیمسون پیشنهاد داد که شهرهای باقی‌مانده در فهرست هدف از حملات اتمی در امان بمانند.[۲۳۳] در ۱۳ اوت، ژنرال جان ای. هال و سرهنگ لایل سیمن درباره کاربرد سلاح‌های اتمی آینده بحث کردند و از «استفاده تاکتیکی» آن‌ها در پشتیبانی از حمله دو تا سه روز پیش از عملیات آبی-خاکی نیروهای آمریکایی دفاع کردند، در حالی که با ادامه حملات استراتژیک مخالف بودند.[۲۳۴]

دو مجموعه دیگر از بمب‌های نوع مرد چاق آماده شده بودند و قرار بود در ۱۱ و ۱۴ اوت پایگاه هوایی کرتلند را به مقصد تینیان ترک کنند.[۲۳۵] کرتیس له‌می نیز به تیبتس دستور داد برای دریافت آن‌ها به البوکرکی (نیومکزیکو) بازگردد.[۲۳۶] در لوس آلاموس، تکنسین‌ها ۲۴ ساعت پیوسته برای ریخته‌گری یک هسته پلوتونیوم جدید کار کردند.[۲۳۷] هسته ریخته‌گری شده بود، اما هنوز به پرس و روکش نیاز داشت که تا ۱۶ اوت طول می‌کشید.[۲۳۸] بنابراین می‌توانست تا ۱۹ اوت آماده استفاده باشد. گرووز که نتوانست با مارشال تماس بگیرد، در ۱۳ اوت با اختیار خود دستور داد که هسته ارسال نشود.[۲۳۲]

تسلیم ژاپن و اشغال بعدی

[ویرایش]

تا ۹ اوت، شورای جنگ ژاپن همچنان بر چهار شرط خود برای تسلیم پافشاری می‌کرد: حفظ نهاد امپراتوری، حق ژاپن برای خلع سلاح نیروهای خود، عدم اشغال جزایر توسط بیگانگان و اختیار برگزاری دادگاه‌های جنایات جنگی برای اتباع خود. کابینه در ساعت ۱۴:۳۰ روز ۹ اوت تشکیل جلسه داد و بیشتر روز را به بحث درباره تسلیم گذراند. وزیر جنگ آنامی کوره‌چیکا اگرچه پیروزی را بعید می‌دانست، به نفع ادامه جنگ استدلال کرد. جلسه در ساعت ۱۷:۳۰ بدون هیچ تصمیمی پایان یافت. نخست‌وزیر کانتارو سوزوکی برای گزارش نتیجه به کاخ رفت و در آنجا با کیدو کوایچی، حافظ مهر اختصاصی ژاپن، ملاقات کرد. کیدو به او اطلاع داد که امپراتور با برگزاری یک جلسه در حضور امپراتور موافقت کرده و با قاطعیت اعلام کرد که امپراتور به شرط حفظ «کوکوتای» با تسلیم موافقت خواهد کرد. جلسه دوم کابینه در ساعت ۱۸:۰۰ برگزار شد. تنها چهار وزیر از موضع آنامی مبنی بر پایبندی به چهار شرط حمایت کردند، اما چون تصمیمات کابینه باید با اتفاق آرا اتخاذ می‌شد، پیش از پایان جلسه در ساعت ۲۲:۰۰ هیچ تصمیمی گرفته نشد.[۲۳۹]

تشکیل جلسه امپراتوری مستلزم امضای نخست‌وزیر و دو رئیس ارتش بود، اما دبیر ارشد کابینه ژاپن هیساتسونه ساکومیزو از پیش امضای تویودا سوئه‌مو و ژنرال یوشیجیرو اومیزو را گرفته بود و به قول خود مبنی بر اطلاع‌رسانی به آن‌ها در صورت تشکیل جلسه عمل نکرد. جلسه در ساعت ۲۳:۵۰ آغاز شد. تا ساعت ۲:۰۰ روز ۱۰ اوت اجماعی حاصل نشده بود که امپراتور «تصمیم مقدس» خود را اعلام کرد.[۲۴۰] این تصمیم به وزیر امور خارجه شیگه‌نوری توگو اجازه داد تا به متفقین اطلاع دهد که ژاپن شرایط آن‌ها را با یک شرط می‌پذیرد: اینکه این اعلامیه «شامل هیچ خواسته‌ای نباشد که به حقوق اعلیحضرت به عنوان یک حاکم مستقل لطمه بزند.»[۲۴۱]

در ۱۲ اوت، امپراتور خانواده امپراتوری را از تصمیم خود برای تسلیم آگاه کرد. یکی از عموهایش، شاهزاده یاسوهیتو آساکا، پرسید که اگر «کوکوتای» حفظ نشود جنگ ادامه خواهد یافت یا نه. هیروهیتو به سادگی پاسخ داد: «البته.»[۲۴۲] از آنجا که شرایط متفقین به نظر می‌رسید اصل حفظ تاج و تخت را دست‌نخورده باقی می‌گذارد، هیروهیتو در ۱۴ اوت پخش صدای جواهر خود را ضبط کرد که روز بعد، با وجود حادثه کیوجو که نظامیان مخالف تسلیم برپا کرده بودند، برای ملت ژاپن پخش شد.[۲۴۳]

هیروهیتو در بند پنجم اعلامیه‌اش تنها به مدت زمان درگیری اشاره کرد و صریحاً از شوروی به عنوان عامل تسلیم نام نبرد:

اما اکنون جنگ نزدیک به چهار سال به طول انجامیده است. با وجود بهترین کاری که همه انجام داده‌اند — جنگ آشکار نیروهای نظامی و دریایی، تلاش و پشتکار خدمتگزاران ما در کشور و خدمات فداکارانه یک صد میلیون نفری ما — اوضاع جنگ لزوماً به نفع ژاپن نیست، در حالی که روندهای کلی جهان برخلاف منافع ماست.

بند ششم به‌طور خاص به بمب‌های اتمی و خسارات بی‌سابقه‌ای که به بار آورده‌اند اشاره می‌کند:

علاوه بر این، دشمن شروع به به‌کارگیری یک بمب جدید و بیرحمانه کرده است که قدرت آن برای خسارت وارد کردن غیرقابل محاسبه است و تلفات بسیاری از افراد بی‌گناه را به همراه دارد. اگر ما به مبارزه ادامه دهیم، نه تنها منجر به سقوط و نابودی نهایی ملت ژاپن می‌شود، بلکه به انقراض کامل تمدن بشری خواهد انجامید.

بند هفتم دلیل پایان دادن به خصومت‌ها با متفقین را چنین بیان می‌کند:

در چنین شرایطی، چگونه می‌توانیم میلیون‌ها نفر از افراد خود را نجات دهیم، یا خود را در برابر ارواح مقدس نیاکان سلطنتی خود پاک کنیم؟ به همین دلیل است که ما دستور پذیرش مفاد اعلامیه مشترک قدرت‌ها را صادر کرده‌ایم.[۲۴۴]

در «دستورالعمل خطاب به سربازان و ملوانان» که در ۱۷ اوت صادر شد، هیروهیتو نه از بمب‌های اتمی و نه از انقراض بشر احتمالی سخنی به میان نیاورد و در عوض اعلام جنگ شوروی را «به خطر انداختن بنیان وجود امپراتوری» توصیف کرد.[۲۴۵]

سه هفته پس از بمباران‌ها، تیبتس تصمیم گرفت به همراه برخی از اعضای تیمش از هیروشیما بازدید کند، اما چون فرودگاه هیروشیما قابل استفاده نبود، هواپیمایشان در ناگاساکی فرود آمد. آن‌ها پیش از هر نیروی آمریکایی دیگری به آنجا رسیدند و با ماشین وارد شهر شدند؛ شهری که وهم‌آور یافتندش. گستردگی ویرانی‌های تنها یک بمب همه را شگفت‌زده کرد — «این آدم را به شدت می‌ترساند».[۱۰۹]

گزارش

[ویرایش]
صفحه اول شیکاگو تریبون مورخ ۸ اوت ۱۹۴۵. این کارتون به حمله به پرل هاربر اشاره می‌کند تا بمباران اتمی آمریکا را توجیه کند.
ویرانه‌های هیروشیما در مارس و آوریل ۱۹۴۶، توسط دانیل ای. مک‌گاورن و هری میمورا

در ۱۰ اوت ۱۹۴۵، یک روز پس از بمباران ناگاساکی، عکاس نظامی یوسوکه یاماهاتا به همراه خبرنگار و هنرمند یامادا با مأموریت مستندسازی تخریب برای اهداف پروپاگاندا وارد شهر شدند. یاماهاتا ده‌ها عکس گرفت که در ۲۱ اوت در ماینیچی شینبون، روزنامه‌ای پرمخاطب در ژاپن، منتشر شدند. پس از تسلیم ژاپن و ورود نیروهای آمریکایی، بسیاری از این عکس‌ها در میان سانسور گسترده‌ای که پیش آمد توقیف شدند، اما برخی از آن‌ها همچنان باقی مانده‌اند.[۲۴۶]

لسلی ناکاشیما، روزنامه‌نگار سابق یونایتد پرس اینترنشنال، نخستین روایت شخصی از صحنه را که در روزنامه‌های آمریکایی منتشر شد به رشته تحریر درآورد. او مشاهده کرد که شمار زیادی از بازماندگان همچنان بر اثر آنچه بعدها مسمومیت با تشعشعات نام گرفت جان می‌دهند.[۲۴۷] در ۳۱ اوت، نیویورک تایمز نسخه‌ای خلاصه‌شده از مقاله ۲۷ اوت یونایتد پرس اینترنشنال را منتشر کرد که در آن تقریباً تمام مطالب مربوط به مسمومیت با اورانیوم حذف شده بود. یادداشتی از سردبیر نیز به آن افزوده شد با این مضمون که به گفته دانشمندان آمریکایی، «بمب اتمی هیچ اثر ماندگاری نخواهد داشت.»[۲۴۸][۲۴۷]

ویلفرد بورچت نیز از نخستین روزنامه‌نگاران غربی بود که پس از بمباران از هیروشیما دیدن کرد. او در ۲ سپتامبر با قطار و به‌تنهایی از توکیو به هیروشیما رسید و ممنوعیت سفر خبرنگاران غربی را نادیده گرفت.[۲۴۹] گزارش بورچت با عنوان «طاعون اتمی» در ۵ سپتامبر ۱۹۴۵ در روزنامه دیلی اکسپرس لندن چاپ شد. گزارش‌های ناکاشیما و بورچت برای نخستین بار مردم را از اثرات وحشتناک تابش و بارش هسته‌ایسوختگی ناشی از تشعشع و مسمومیت پرتوی که گاهی بیش از سی روز پس از انفجار ادامه می‌یافت — آگاه کرد.[۲۵۰][۲۵۱] بورچت به‌ویژه از مرگ دهشتناک مردم پس از خونریزی از سوراخ‌های بدنشان و پوسیدن گوشت از محل تزریق‌های ویتامین آ خبر داد، درمانی که هیچ فایده‌ای نداشت.[۲۴۹]

نیویورک تایمز سرانجام موضع خود را تغییر داد و مقاله‌ای از بیل لارنس در صفحه اول چاپ کرد که وجود بیماری وحشتناکی در هیروشیما را تأیید می‌کرد؛ بیماری‌ای که بسیاری از مبتلایان پیش از مرگ دچار ریزش مو و استفراغ خون می‌شدند.[۲۴۹] لارنس در قالب یک سفر مطبوعاتی برای تبلیغ نیروی هوایی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا به شهر دسترسی پیدا کرده بود. با این حال برخی خبرنگاران از آنچه دیدند وحشت‌زده شدند و از آن به عنوان «آزمایشگاه مرگ» پر از «خوکچه‌های هندی انسانی» یاد کردند. ژنرال مک‌آرتور که دید این گزارش به ضرر روابط عمومی تمام می‌شود، کل گروه را تهدید به محاکمه نظامی کرد، اعتبارنامه مطبوعاتی بورچت را لغو کرد و او را از مناطق اشغالی اخراج نمود.[۲۵۲] مقام‌ها نیز بورچت را به تأثیرپذیری از تبلیغات ژاپنی متهم کردند و گزارش دیگری درباره بمباران ناگاساکی نوشته جورج ولر از شیکاگو دیلی نیوز را سانسور کردند. کمتر از یک هفته پس از انتشار مقاله «نیویورک تایمز»، لارنس نیز عقب‌نشینی کرد و گزارش‌های مربوط به بیماری ناشی از تشعشعات را تلاش ژاپنی‌ها برای تضعیف روحیه آمریکایی‌ها خواند.[۲۵۳][۲۴۹]

دانیل ای. مک‌گاورن، عضو بررسی بمباران استراتژیک ایالات متحده، در سپتامبر ۱۹۴۵ برای مستندسازی اثرات بمباران وارد ژاپن شد.[۲۵۴] او در اوایل سال ۱۹۴۶ از یک گروه فیلمبرداری برای این کار بهره گرفت. گروه در مجموع ۲۷٬۰۰۰ متر فیلم ضبط کرد که حاصل آن مستندی سه‌ساعته با عنوان اثرات بمب اتمی بر هیروشیما و ناگاساکی بود. این مستند تصاویری از بیمارستان‌ها، ساختمان‌ها و ماشین‌های سوخته و ردیف‌هایی از جمجمه‌ها و استخوان‌های روی زمین را در بر می‌گرفت. فیلم برای ۲۲ سال بعدی «محرمانه» طبقه‌بندی شد.[۲۵۵][۲۵۶] شرکت فیلمسازی ژاپنی نیپون ائیگاشا در سپتامبر ۱۹۴۵ فیلمبرداران خود را به ناگاساکی و هیروشیما اعزام کرد. در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵، یک سپاه پلیس نظامی از ادامه کار یکی از فیلمبرداران نیپون ائیگاشا در ناگاساکی جلوگیری کرد و تمام حلقه‌های فیلم این شرکت توسط مقام‌های آمریکایی مصادره شد؛ دولت ژاپن درخواست آن‌ها را کرد و سرانجام از طبقه‌بندی خارج شدند.[۲۵۶] در دوران اشغال ژاپن، انتشار عمومی فیلم‌های شهر پس از حمله و نتایج پژوهش‌های مربوط به آن محدود شد،[۲۵۷] اما مجله چوگوکو بونکا که در هیروشیما منتشر می‌شد، در نخستین شماره خود در ۱۰ مارس ۱۹۴۶، تمام صفحاتش را به جزئیات خسارات ناشی از بمباران اختصاص داد.[۲۵۸]

کتاب هیروشیما نوشته جان هرسی، برنده جایزه پولیتزر، که در ابتدا به صورت مقاله در نیویورکر منتشر شد،[۲۵۹] گزارش شده است که نسخه انگلیسی آن تا ژانویه ۱۹۴۷ به توکیو رسید و ترجمه ژاپنی آن در سال ۱۹۴۹ منتشر شد.[۲۶۰][۲۶۱][۲۶۲] این کتاب سرگذشت شش بازمانده را از بلافاصله پیش از پرتاب بمب «پسر کوچک» تا ماه‌ها پس از آن روایت می‌کند.[۲۵۹] از سال ۱۹۷۴ گردآوری مجموعه‌ای از نقاشی‌ها و آثار هنری بازماندگان بمباران آغاز شد که در سال ۱۹۷۷ به پایان رسید و در قالب کتاب و نمایشگاهی با عنوان «آتش فراموش‌نشدنی» در دسترس عموم قرار گرفت.[۲۶۳]

زندگی در میان آوار در هیروشیما در مارس و آوریل ۱۹۴۶. فیلم گرفته شده توسط ستوان دانیل ای. مک‌گاورن (کارگردان) و هری میمورا (فیلمبردار) برای پروژه بررسی بمباران استراتژیک ایالات متحده.

خبر بمباران اتو هان و دیگر دانشمندان اتمی آلمانی را که بریتانیایی‌ها در چارچوب عملیات اِپسیلون در فارم هال نگه داشته بودند، شگفت‌زده کرد. هان اعلام کرد باور نمی‌کرد سلاح اتمی «تا بیست سال دیگر امکان‌پذیر باشد»؛ ورنر هایزنبرگ نیز در ابتدا این خبر را باور نکرد. کارل فریدریش فون وایتسزکر گفت که اقدام آمریکایی‌ها را «وحشتناک» و «دیوانگی» می‌داند، اما هایزنبرگ پاسخ داد که «همچنین می‌توان گفت این سریع‌ترین راه برای پایان دادن به جنگ است.» هان از اینکه پروژه آلمان در ساختن «چنین سلاح غیرانسانی» به جایی نرسیده بود سپاسگزار بود؛ کارل ویرتس نیز اظهار داشت که حتی اگر موفق می‌شدند، «لندن را نابود می‌کردیم اما جهان را فتح نمی‌کردیم، و سپس آنها بمب اتمی را روی ما می‌انداختند.»[۲۶۴]

هان به دیگران گفت: «یک بار می‌خواستم پیشنهاد کنم که تمام اورانیوم باید به کف اقیانوس فرو برده شود.»[۲۶۴] واتیکان نیز همین نظر را داشت؛ روزنامه آبزرور رومی ابراز تأسف کرد که مخترعان بمب این سلاح را به نفع بشریت از میان نبرده‌اند.[۲۶۵] کشیش کاتبرت تیکنس، رئیس کلیسای جامع سنت آلبنز، برگزاری مراسم شکرگزاری پایان جنگ در آن کلیسا را ممنوع کرد و به‌کارگیری سلاح‌های اتمی را «عملی از کشتار جمعی و بی‌هدف» نامید.[۲۶۶]

در مقابل، اخبار بمباران اتمی در ایالات متحده با استقبال مثبت‌تری روبرو شد. نظرسنجی مجله فرچون در اواخر سال ۱۹۴۵ نشان داد که اقلیت قابل‌توجهی از آمریکایی‌ها (۲۳ درصد) آرزو می‌کردند که بمب‌های اتمی بیشتری بر سر ژاپن ریخته شده بود.[۲۶۷][۲۶۸] این واکنش مثبت اولیه تا حدی با تصاویری که به عموم نشان داده می‌شد — عمدتاً تصاویر هیبت‌آور ابر قارچی — تغذیه می‌شد.[۲۶۷] در آن دوران، نمایش عمومی تصاویری که مرگ را به تصویر می‌کشیدند در ایالات متحده رایج نبود.[۲۶۹]

تلفات پس از حمله

[ویرایش]
فیلم صامت گرفته شده در هیروشیما در مارس ۱۹۴۶ که بازماندگانی با سوختگی‌های شدید و جای زخم‌های کلوئید (پزشکی) را نشان می‌دهد. از بازماندگان خواسته شد تا در جهتی که در زمان تابش داشتند بایستند تا ماهیت سوختگی تابش‌ها را مستند کنند و نشان دهند که مانند آفتاب‌سوختگی، لباس و پارچه ضخیم در بسیاری از موارد محافظت ایجاد می‌کند. انقباض جای سوختگی گسترده نیز در تمام سوختگی‌هایی که ناحیه بزرگی از پوست را می‌پوشانند رایج است.

برآورد می‌شود ۹۰٬۰۰۰ تا ۱۶۶٬۰۰۰ نفر در هیروشیما (بین ۲۶ تا ۴۹ درصد از جمعیت) و ۶۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ نفر در ناگاساکی (بین ۲۲ تا ۳۲ درصد از جمعیت) در سال ۱۹۴۵ جان خود را از دست داده‌اند. در هر دو شهر، اکثریت قربانیان در روزهای بمباران و در پی قدرت و گرمای مستقیم انفجارها کشته شدند. تقریباً تمام قربانیان باقی‌مانده نیز در عرض دو تا چهار ماه به دلیل قرار گرفتن در معرض تشعشعات و عوارض ناشی از آن جان باختند.[۱۲۱][۱۵۰]

گزارشی از کمیسیون تلفات بمب اتمی به بررسی وضعیت ۶٬۸۸۲ نفر معاینه‌شده در هیروشیما و ۶٬۶۲۱ نفر معاینه‌شده در ناگاساکی می‌پردازد که عمدتاً در شعاع ۲٬۰۰۰ متر (۶٬۶۰۰ فوت) از مرکز انفجار قرار داشتند. این افراد از انفجار و گرما آسیب دیده بودند اما در نهایت در اثر عوارضی — که اغلب با سندرم پرتوی حاد (مسمومیت پرتوی) همراه بود — و معمولاً در بازه ۲۰ تا ۳۰ روزه درگذشتند.[۲۷۰][۲۷۱] بسیاری از کسانی که از انفجار مستقیم آسیب ندیده بودند نیز سرانجام در همان بازه زمانی پس از ابتلا به سندرم پرتوی حاد جان خود را از دست دادند. پزشکان آن دوران هیچ آگاهی از علت این بیماری نداشتند و قادر به درمان مؤثر آن نبودند.[۲۴۹] میدوری ناکا نخستین مرگی بود که رسماً به عنوان نتیجه مسمومیت پرتوی — یا همان‌طور که بسیاری از آن یاد می‌کردند، «بیماری بمب اتمی» — تأیید شد. او حدود ۶۵۰ متر (۲٬۱۳۰ فوت) از مرکز انفجار در هیروشیما فاصله داشت و در ۲۴ اوت ۱۹۴۵ پس از سفر به توکیو درگذشت. در آن زمان این موضوع چندان مورد توجه قرار نگرفت، اما بعدها آشکار شد که میانگین دوز تشعشعی که تقریباً ۵۰ درصد از بزرگسالان را می‌کشد (دوز کشنده میانه) به حدود نصف کاهش یافته بود؛ به این معنا که دوزهای کمتر، در ترکیب با جراحات انفجاری یا سوختگی همزمان (پلی‌تروما)، کشنده‌تر می‌شدند.[۲۷۲] آسیب‌های پوستی گسترده که ناحیه وسیعی از بدن را درگیر می‌کنند اغلب به عفونت باکتریایی منجر می‌شوند؛ خطر سپتیسمی (عفونت خونی) و مرگ نیز زمانی افزایش می‌یابد که دوز تابشی که معمولاً غیرکشنده است، به‌طور متوسط تعداد گلبول‌های سفید خون را سرکوب کند.[۲۷۳]

در بهار ۱۹۴۸، کمیسیون تلفات بمب اتمی بر اساس دستورالعمل ریاست جمهوری ترومن و با همکاری آکادمی ملی علومآکادمی‌های ملی علوم، مهندسی و پزشکی برای پژوهش در زمینه اثرات دیررس تشعشعات در میان بازماندگان هیروشیما و ناگاساکی تأسیس شد.[۲۷۴] در سال ۱۹۵۶، این کمیسیون گزارشی با عنوان «تأثیر قرار گرفتن در معرض بمب‌های اتمی بر سقط جنین در هیروشیما و ناگاساکی» منتشر کرد.[۲۷۵] کمیسیون تلفات بمب اتمی در ۱ آوریل ۱۹۷۵ به بنیاد تحقیقات اثرات تابش تبدیل شد؛ سازمانی دوملیتی که توسط ایالات متحده و ژاپن اداره می‌شود و امروزه نیز به فعالیت ادامه می‌دهد.[۲۷۶]

افزایش سرطان

[ویرایش]
خواهر بزرگتر و برادر کوچکتر که از بیماری تشعشعات رنج می‌بردند. برادر در سال ۱۹۴۹ و خواهر در سال ۱۹۶۵ درگذشتند.

سرطان‌ها بلافاصله پس از قرار گرفتن در معرض تشعشع ظاهر نمی‌شوند. سرطان ناشی از تشعشع دوره نهفتگی حداقل پنج سال دارد، سرطان خون حداقل دو سال، و این سرطان‌ها معمولاً شش تا هشت سال پس از قرار گرفتن در معرض تشعشع به اوج خود می‌رسند.[۲۷۷] جارت فولی نخستین گزارش‌های مهم درباره افزایش چشمگیر شیوع سرطان در میان بازماندگان را منتشر کرد. تقریباً تمام موارد سرطان خون در پنجاه سال بعد در افرادی مشاهده شد که در معرض بیش از یک گری (یکا) تشعشع قرار گرفته بودند.[۲۷۸] در مطالعه طول عمر سال ۱۹۸۷ که توسط بنیاد تحقیقات اثرات تابش انجام شد، در میان ۷۹٬۹۷۲ هیباکوشا که بین سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۷ هنوز زنده بودند و در این مطالعه شرکت کردند، بیش از ۵۰۷ مورد سرطان با مرگ‌ومیر نامشخص مشاهده شد که الگویی کاملاً وابسته به فاصله از مرکز تشعشع داشت (مدل بدون آستانه خطی).[۲۷۹] با ادامه این مطالعه در طول زمان، بنیاد تحقیقات اثرات تابش تخمین زد که از سال ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰، ۴۶ درصد از مرگ‌ومیرهای ناشی از سرطان خون — که ممکن است مرگ ساداکو ساساکی نیز در آن باشد — و ۱۱ درصد از غده‌های سرطانی با مرگ‌ومیر نامشخص، احتمالاً ناشی از تشعشعات بمب‌ها یا برخی دیگر از پیامدهای شهری پس از حمله بوده است؛ این اضافه آماری معادل حدود ۲۰۰ مورد مرگ ناشی از سرطان خون و ۱٬۷۰۰ مورد غده سرطانی با میزان کشندگی اعلام‌نشده است. هر دوی این آمارها از بررسی تقریباً نیمی از کل بازماندگان، یعنی دقیقاً همان کسانی که در این مطالعه شرکت کردند، به دست آمده است.[۲۸۰] یک فراتحلیل از سال ۲۰۱۶ نشان داد که قرار گرفتن در معرض تابش خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهد، اما میانگین طول عمر بازماندگان در مقایسه با افرادی که در معرض تابش نبوده‌اند، تنها چند ماه کاهش یافته است.[۲۸۱]

بررسی نقص مادرزادی

[ویرایش]

قرار گرفتن در معرض تابش داخل رحمی به میزان حداقل ۰٫۲ گری (یکا) در دوره پیش از لانه‌گزینی — یعنی یک تا ده روز پس از لقاح — می‌تواند باعث اختلال در تکوین رویان انسان و مرگ جنین شود. شمار سقط خودبه‌خودی ناشی از تشعشعات بمباران‌ها در این دوره حساس مشخص نیست.[۲۸۲]

یکی از نخستین مطالعات کمیسیون تلفات بمب اتمی درباره پیامد بارداری‌های رخ داده در هیروشیما و ناگاساکی، وضعیت را با شهر کوره به عنوان شهر کنترل مقایسه کرد؛ شهری که ۲۹ کیلومتر (۱۸ مایل) در جنوب هیروشیما قرار داشت، تا بتوان پیامدهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض تشعشع را از شرایط عمومی تمیز داد.[۲۸۳] جیمز وی. نیل رهبری این مطالعه را بر عهده داشت. یافته‌های او نشان داد که تعداد کلی ناهنجاری مادرزادی در میان فرزندان بازماندگانی که در زمان بمباران باردار بودند به‌طور قابل‌توجهی بیشتر نبوده است.[۲۸۴] او همچنین طول عمر کودکانی را که از بمباران هیروشیما و ناگاساکی جان سالم به در برده بودند بررسی کرد و گزارش داد که بین ۹۰ تا ۹۵ درصد آن‌ها پنجاه سال بعد هنوز زنده بودند.[۲۸۵]

آکادمی ملی علوم این احتمال را مطرح کرد که روش نیل، جمعیت شهر کوره را از نظر احتمال قرار گرفتن در معرض تشعشع به‌درستی فیلتر نکرده و این می‌تواند نتایج را تحت تأثیر قرار دهد.[۲۸۶] در مجموع، افزایش معنی‌داری آماری ناچیزی در نقص‌های مادرزادی بلافاصله پس از بمباران‌ها مشاهده شد، آن هم زمانی که داده‌های شهرها به‌طور کلی و بر اساس فاصله از کانون‌های انفجار تحلیل شدند. با این حال، نیل و دیگران خاطرنشان کردند که در میان تقریباً ۵۰ جنینی که در زمان بمباران در مراحل اولیه سن بارداری بودند و همگی در فاصله حدود ۱ کیلومتری از مرکز انفجار قرار داشتند، افزایش میکروسفالی و آنانسفالی در بدو تولد مشاهده شد؛ به‌گونه‌ای که میزان بروز این دو ناهنجاری تقریباً سه برابر گروه کنترل در شهر کوره بود.[۲۸۷]

در سال ۱۹۸۵، متخصص ژنتیک جیمز اف. کرو از دانشگاه جانز هاپکینز تحقیقات نیل را بررسی و تأیید کرد که شمار نقص‌های مادرزادی در هیروشیما و ناگاساکی به‌طور قابل‌توجهی بیشتر نبوده است.[۲۸۸] اعضای کمیسیون تلفات بمب اتمی و جانشین آن، بنیاد تحقیقات اثرات تابش، دهه‌ها بعد نیز به جستجوی نقص‌های مادرزادی احتمالی در میان بازماندگان ادامه دادند، اما هیچ شواهدی از شیوع قابل‌توجه آن‌ها در بازماندگان یا وراثت‌پذیری این نقص‌ها در فرزندانشان نیافتند.[۲۸۵][۲۸۹]

تحقیقات در مورد رشد مغز

[ویرایش]

با اینکه حجم نمونه کوچک بود — ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ نفر که در زمان بمباران‌ها پیش از تولد در نزدیکی دو کانون انفجار در معرض تشعشع قرار گرفتند — داده‌های این دو گروه از افزایش خطر کم‌توانی ذهنی حکایت دارد که در حدود ۳۰ نفر مشاهده شد. این کم‌توانی ذهنی احتمالاً ناشی از جذب دوز قابل‌توجهی از تشعشع در رحم و سپس سوء تغذیه در محیط پس از حمله بوده و نتیجه مشترک میکروسفالی پیش‌گفته است. اگرچه کمبود داده‌های آماری — با تنها ۳۰ نفر از میان ۱۸۰۰ نفر — تعیین قطعی نقطه آستانه را ناممکن می‌کند، داده‌های جمع‌آوری‌شده نشان می‌دهد که آستانه دوز داخل رحمی برای کم‌توانی ذهنی در حساس‌ترین دوره رشد شناختی به پرتو — یعنی زمانی که بیشترین تمایز سلولی نورونی رخ می‌دهد (۸ تا ۱۵ هفته پس از لقاح) — از دوز تقریبی «۰٫۰۹» تا «۰٫۱۵» گری (یکا) آغاز می‌شود و پس از آن خطر به‌صورت خطی افزایش می‌یابد و به میزان ۴۳ درصد کم‌توانی ذهنی در هنگام قرار گرفتن در معرض دوز جنینی ۱ گری در هر نقطه‌ای از این هفته‌های عصب‌زایی می‌رسد.[۲۹۰][۲۹۱]

در هر دو سوی این بازه سنی حساس (۸ تا ۱۵ هفته پس از لقاح)، هیچ موردی از «عقب‌ماندگی ذهنی» در افرادی که پیش از تولد در سن کمتر از ۸ هفته — یعنی پیش از سیناپتوژنز — یا بیش از ۲۶ هفته سن بارداری در معرض بمباران بودند مشاهده نشد. بنابراین این وضعیت منحصر به کسانی بود که در سن ۸ تا ۲۶ هفته بودند و بیش از تقریباً «۰٫۰۹» تا «۰٫۱۵» گری انرژی پرتو فوری جذب کرده بودند.[۲۹۰][۲۹۲]

بررسی عملکرد ضریب هوشی و سوابق تحصیلی کودکانی که پیش از تولد در معرض تشعشع قرار گرفته بودند نشان داد که در هر دو گروه، زمانی که در طول هفته‌های ۸ تا ۲۵ بارداری در معرض بیش از ۰٫۱ تا ۰٫۵ گری تشعشع بودند، کاهش آماری معنی‌داری در عملکرد شناختی مشاهده شد. با این حال، خارج از این بازه زمانی، در کمتر از ۸ هفته و بیش از ۲۶ هفته پس از لقاح، «هیچ شواهدی از تأثیر مرتبط با تشعشع بر عملکرد تحصیلی وجود ندارد.»[۲۹۰]

گزارش دوزها معمولاً بر حسب انرژی جذب‌شده در واحدهای گری (یکا) و راد (یکا) — و نه سیورت که از نظر بیولوژیکی معنادارتر است — صورت می‌گیرد، هم در داده‌های کم‌توانی ذهنی و هم در عملکرد شناختی.[۲۹۲] پیشنهاد شده است که تفاوت آستانه دوز گزارش‌شده بین دو شهر ممکن است بازتاب درمان با نوترون سریع باشد؛ «پسر کوچک» به‌طور قابل‌توجهی ریزش نوترون بیشتری تولید می‌کرد، در حالی که پوشش مرد چاق پروفایل تابش نوترون جذب‌شده را تغییر می‌داد، به‌گونه‌ای که دوز تابشی در ناگاساکی عمدتاً از اشعه ایکس و پرتوهای گاما بود. این را با محیط در فاصله ۱۵۰۰ متری از کانون انفجار هیروشیما مقایسه کنید، جایی که دوز داخل رحمی بیشتر به جذب نوترون‌هایی با اثر بیولوژیکی نسبی بالا وابسته بود.[۲۹۳] در کار بازسازی دوز تابش، دوزیمتری تخمینی در هیروشیما هنوز بیشترین عدم‌قطعیت را دارد، چراکه طراحی بمب «پسر کوچک» هرگز پیش یا پس از استقرار آزمایش نشد؛ از این رو، تخمین تاریخچه تابش جذب‌شده در هیروشیما به محاسبات نظری بیشتری نسبت به اندازه‌گیری‌های مستقیم خاک، بتن و کاشی‌های سقف ژاپنی نیاز داشت که در دهه ۱۹۹۰ به سطح دقت مناسبی رسیدند و اطلاعات مفیدی در اختیار محققان گذاشتند.[۲۹۴][۲۹۵][۲۹۶]

بسیاری از پژوهش‌های دیگر درباره پیامدهای شناختی — از جمله اسکیزوفرنی ناشی از مواجهه پیش از تولد — «هیچ رابطه خطی آماری معنی‌داری» نشان نداده‌اند. با این حال پیشنهاد شده است که در افراد بسیار در معرض خطر، یعنی کسانی که در فاصله حدود یک کیلومتری از کانون‌های انفجار جان سالم به در بردند، روندی مشابه آنچه در کم‌توانی ذهنی دیده می‌شود پدیدار می‌گردد، اگرچه اندازه نمونه برای تعیین معنی‌داری آماری بسیار کوچک است.[۲۹۷]

هیباکوشا

[ویرایش]
توریئی، ناگاساکی، ژاپن. توری‌های یک پا در پس‌زمینه

بازماندگان بمباران‌ها «هیباکوشا» (به ژاپنی: 被爆者) به معنی «افراد آسیب‌دیده از انفجار» نامیده می‌شوند. دولت ژاپن حدود ۶۵۰٬۰۰۰ نفر را به عنوان هیباکوشا به رسمیت شناخته است. تا ۳۱ مارس ۲۰۲۴، ۱۰۶٬۸۲۵ نفر از آن‌ها عمدتاً در ژاپن هنوز زنده بودند.[۲۹۸] دولت ژاپن حدود یک درصد از این افراد را به عنوان کسانی که بیماری‌های ناشی از تشعشعات دارند شناسایی کرده است.[۲۹۹] یادبودهای هیروشیما و ناگاساکی حاوی فهرست اسامی هیباکوشاهایی هستند که از زمان بمباران‌ها جان باخته‌اند. این یادبودها که سالانه در سالگردهای بمباران به‌روزرسانی می‌شوند، تا اوت ۲۰۲۵ نام بیش از ۵۵۰٬۰۰۰ هیباکوشا را ثبت کرده‌اند؛ ۳۴۹٬۲۴۶ نفر در هیروشیما[۳۰۰] و ۲۰۱٬۹۴۲ نفر در ناگاساکی.[۳۰۱]

هیباکوشا و فرزندانشان، در صورتی که از پیشینه خود سخن بگویند، قربانی تبعیض مبتنی بر ترس بوده‌اند و در زمینه ازدواج یا کار با محرومیت روبرو شده‌اند (و هنوز هم می‌شوند)،[۳۰۲] چراکه بسیاری از مردم بر این باورند که هیباکوشاها حامل نوعی بیماری ارثی یا حتی مسری هستند و اشعه‌هراسی در این میان نقش مهمی دارد.[۳۰۳] این در حالی است که هیچ افزایش آماری قابل اثباتی در ناهنجاری‌های مادرزادی در میان فرزندان «بعداً متولدشده» از بازماندگان سلاح‌های هسته‌ای هیروشیما و ناگاساکی، یا فرزندان بازماندگان سرطانی که پرتودرمانی دریافت کرده بودند، یافت نشده است.[۳۰۴][۳۰۵][۳۰۶] زنان بازمانده از هیروشیما و ناگاساکی که باردار شدند و در معرض مقادیر قابل‌توجهی از تشعشعات قرار گرفته بودند، فرزندانی داشتند که میزان ناهنجاری‌های مادرزادی آن‌ها از میانگین جمعیت ژاپن بالاتر نبود.[۳۰۷][۳۰۸][۳۰۹] مطالعه‌ای درباره اثرات روانی بلندمدت بمباران‌ها بر بازماندگان نشان داد که حتی ۱۷ تا ۲۰ سال پس از وقوع آن‌ها، بازماندگان شیوع بیشتری از علائم اضطراب و سرایت پریشانی روانی به علائم جسمی را تجربه می‌کردند.[۳۱۰]

بازماندگان مضاعف

[ویرایش]

شاید حدود ۲۰۰ نفر از هیروشیما به ناگاساکی پناه برده باشند. مستند «دو بار زنده ماندند: بمباران اتمی دوگانه هیروشیما و ناگاساکی» محصول ۲۰۰۶، ۱۶۵ نفر از «نیجو هیباکوشا» (به معنای واقعی «افراد بازمانده از هر دو بمباران اتمی») را مستند کرد که نه نفر از آن‌ها ادعا می‌کردند در منطقه انفجار هر دو شهر بوده‌اند.[۳۱۱] در ۲۴ مارس ۲۰۰۹، دولت ژاپن رسماً تسوتوما یاماگوچی را به عنوان یک «نیجو هیباکوشا» (هیباکوشای دوگانه) به رسمیت شناخت. تأیید شد که او در هنگام انفجار بمب در هیروشیما {۳ کیلومتر (۱٫۹ مایل) از نقطه انفجار فاصله داشته است. او از ناحیه چپ بدن به شدت دچار سوختگی شد و شب را در هیروشیما گذراند. در ۸ اوت، یک روز پیش از بمباران ناگاساکی، به شهر زادگاهش رسید و در حالی که به دنبال بستگانش می‌گشت، در معرض تشعشعات باقی‌مانده قرار گرفت. او نخستین بازمانده رسمی هر دو بمباران اتمی بود.[۳۱۲] او در سال ۲۰۱۰ بر اثر سرطان معده درگذشت.[۳۱۳]

بازماندگان کره‌ای

[ویرایش]

در طول جنگ، ژاپن حدود ۶۷۰٬۰۰۰ کره‌ای را برای انجام کار اجباری به ژاپن آورد.[۳۱۴] حدود ۵٬۰۰۰ تا ۸٬۰۰۰ کره‌ای در هیروشیما و ۱٬۵۰۰ تا ۲٬۰۰۰ نفر در ناگاساکی کشته شدند.[۳۱۵]

طبق گزارش انجمن قربانیان بمب اتمی کره جنوبی، حدود ۷۰ هزار کره‌ای در معرض بمب قرار گرفتند که تا پایان سال ۱۹۴۵، حدود ۴۰ هزار نفر (۵۷٫۱٪) جان خود را از دست دادند و میزان کلی مرگ‌ومیر حدود ۳۳٫۷٪ بود. طبق مطالعه‌ای که توسط بنیاد رفاه گیونگی انجام شد، برخی از بازماندگان کره‌ای مجبور به پاکسازی آوار و جمع‌آوری اجساد شدند که همه آغشته به مواد رادیواکتیو بودند. در حالی که شهروندان ژاپنی‌ تخلیه‌شده به نزد خویشاوندان خود پناه می‌بردند، کره‌ای‌هایی که هیچ ارتباط محلی نداشتند در شهر ماندند، در معرض تشعشعات رادیواکتیو قرار گرفتند و دسترسی محدودی به مراقبت‌های پزشکی داشتند.[۳۱۶]

بازماندگان کره‌ای برای کسب همان به‌رسمیت‌شناخته‌شدن به عنوان هیباکوشا که به بازماندگان ژاپنی اعطا می‌شود مبارزه سختی را پشت سر گذاشتند؛ وضعیتی که آن‌ها را از مزایای درمانی رایگان در ژاپن محروم کرده بود. بیشتر این مسائل سرانجام در سال ۲۰۰۸ از طریق دعاوی حقوقی رسیدگی شد.[۳۱۷]

هیروشیما

[ویرایش]

هیروشیما در ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۵ آسیب‌های سنگینی از توفان آیدا دید؛ بیش از نیمی از پل‌ها تخریب شدند و جاده‌ها و راه‌آهن‌ها آسیب دیدند و شهر بیشتر از پیش ویران شد.[۳۱۸] جمعیت از ۸۳٬۰۰۰ نفر بلافاصله پس از بمباران به ۱۴۶٬۰۰۰ نفر در فوریه ۱۹۴۶ افزایش یافت.[۳۱۹] بازسازی شهر پس از جنگ با کمک دولت مرکزی و از طریق قانون ساخت‌وساز شهر یادبود صلح هیروشیما که در سال ۱۹۴۹ تصویب شد انجام گرفت. این قانون کمک‌های مالی برای بازسازی به همراه زمین‌هایی که پیش از آن متعلق به دولت بود و برای اهداف نظامی استفاده می‌شد را در اختیار شهر گذاشت.[۳۲۰] در سال ۱۹۴۹، طرحی برای پارک یادبود صلح هیروشیما انتخاب شد. تالار توسعه صنعتی استان هیروشیما، نزدیک‌ترین ساختمان باقی‌مانده به محل انفجار، به عنوان یادمان صلح هیروشیما تعیین شد و موزه صلح هیروشیما در سال ۱۹۵۵ در پارک صلح افتتاح شد.[۳۲۱] هیروشیما همچنین دارای استوپای صلحی است که در سال ۱۹۶۶ توسط نیپونزان-میوهوجی-دایسانگا ساخته شده است.[۳۲۲]

در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۱، کمیته انتخاب آثار بمباران اتمی هیروشیما اعلام کرد که در ۹ مکان تاریخی مرتبط با بمباران پلاک‌های یادبود خواهد ساخت:

  1. یادمان صلح هیروشیما
  2. بیمارستان شیما
  3. پل موتویاسو
  4. خیابان خرید هوندوری
  5. سایت بیمارستان ارتش شماره ۲ موتوماچی
  6. بیمارستان بمباران اتمی صلیب سرخ هیروشیما
  7. دبستان فوکوروماچی
  8. شهرداری هیروشیما
  9. ایستگاه هیروشیما

کمیته همچنین قصد داشت ۳۰ لوح یادبود را در مدت سه سال برپا کند.[۳۲۳]

نمای پانوراما از پارک یادبود صلح هیروشیما. یادمان صلح هیروشیما در مرکز سمت چپ تصویر، پل موتویاسو در سمت راست تصویر قابل مشاهده است. هدف اولیه برای بمب، T شکل پل آیئوی بود که در سمت چپ تصویر دیده می‌شود.

ناگاساکی

[ویرایش]

ناگاساکی پس از جنگ بازسازی شد و به‌طرز چشمگیری دگرگون گردید. بازسازی در ابتدا با سرعت کندی پیش رفت و نخستین خانه‌های اضطراری ساده تا سال ۱۹۴۶ آماده نشدند. تمرکز بر توسعه مجدد، جایگزینی صنایع جنگی با تجارت خارجی، کشتی‌سازی و ماهیگیری بود که رسماً با تصویب قانون بازسازی شهر فرهنگی بین‌المللی ناگاساکی در ماه مه ۱۹۴۹ اعلام شد.[۳۱۹] به دلیل گسترش حضور مسیحیت، معابد و کلیساهای جدیدی احداث شدند. موزه بمب اتمی ناگاساکی نیز در اواسط دهه ۱۹۹۰ افتتاح شد.[۳۲۴]

برخی از آوارها به عنوان یادبود برجای مانده‌اند، از جمله یک توریئی در معبد ساننو و یک طاق در نزدیکی محل انفجار. در سال ۲۰۱۳، چهار مکان به عنوان بناهای تاریخی ثبت شده تعیین شدند تا از حفاظت قانونی برخوردار باشند. همین چهار سایت به همراه «زمین صفر» (مرکز انفجار بمب اتمی) در سال ۲۰۱۶ در مجموع به عنوان یادمان‌های ژاپن شناخته شدند.[۳۲۵] این سایت‌ها عبارتند از:

  • مدرسه ابتدایی شهر ناگاساکی شیرویاما (旧城山国民学校校舎؟). در زمان بمباران هیچ کودکی در ساختمان نبود، چراکه از آن برای بخش حقوق و دستمزد کارخانه اسلحه‌سازی میتسوبیشی استفاده می‌شد؛ با این حال ۱۳۸ نفر از ۱۵۸ نفر حاضر در آن که عمدتاً کارکنان غیرنظامی بودند، جان باختند.
  • برج ناقوس کلیسای جامع سابق اوراکامی (浦上天主堂旧鐘楼؟). این کلیسای جامع در نزدیکی مرکز انفجار قرار داشت و کاملاً ویران شد. در آن روز، با نزدیک شدن به جشن عروج مریم مقدس در ۱۵ اوت، کلیسا مملو از نمازگزارانی بود که همه کشته شدند.
  • دروازه سابق دانشگاه پزشکی ناگاساکی (旧長崎医科大学門柱؟). ساختمان و تأسیسات دانشکده پزشکی در اثر بمب اتمی ویران شد و بیش از ۸۵۰ نفر از جمله استادان، کارکنان، دانشجویان و پرستاران کشته شدند.
  • 'معبد ساننو، دروازه دوم توریئی (山王神社二の鳥居؟).[۳۲۵]
یک ستون مستطیل شکل بر فراز یک پایه سنگی تیره با نوشته‌های ژاپنی قرار دارد. این ستون بر فراز تپه‌ای از علف قرار دارد که با دایره‌های متناوبی از مسیر سنگی و علف احاطه شده است. دیواری در اطراف کل بنای یادبود وجود دارد و در آن سوی آن بوته‌هایی کاشته شده است.
نمای پانوراما از بنای یادبودی که مرکز انفجار بمب اتمی یا نقطه صفر انفجار بر فراز ناگاساکی را نشان می‌دهد

بحث در مورد بمباران‌ها

[ویرایش]

نقش بمباران‌ها در تسلیم ژاپن و جنجال‌های اخلاقی، حقوقی و نظامی پیرامون توجیه ایالات متحده برای آن‌ها، موضوع بحث‌های گسترده علمی و عمومی بوده است.[۳۲۶] از یک سو استدلال شده که بمباران‌ها موجب تسلیم ژاپن شدند و در نتیجه از تلفات گسترده‌ای که حمله زمینی به ژاپن در پی می‌داشت جلوگیری کردند.[۷][۳۲۷] وزیر جنگ آمریکا، استیمسون، از جلوگیری از یک میلیون تلفات سخن گفت.[۳۲۸] محاصره دریایی نیز می‌توانست ژاپن را بدون نیاز به حمله زمینی به تسلیم وادار کند، اما این راه نیز می‌توانست به مرگ شمار بیشتری از ژاپنی‌ها بینجامد.[۳۲۹]

در مقابل، منتقدان بمباران‌ها ادعا کرده‌اند که سلاح‌های اتمی ذاتاً غیراخلاقی هستند، بمباران‌ها جنایت جنگی به شمار می‌روند و نوعی تروریسم دولتی بودند.[۳۳۰] برخی بر این باورند که ژاپن ممکن بود بدون بمباران اتمی هم تسلیم می‌شد، اما تنها تسلیم بی‌قید و شرط می‌توانست متفقین را راضی کند.[۳۳۱] مورخانی چون هاسه‌گاوا تسویوشی استدلال کرده‌اند که ورود اتحاد جماهیر شوروی به جنگ علیه ژاپن «نقشی بسیار بیشتر از بمب‌های اتمی در وادار کردن ژاپن به تسلیم داشت، زیرا هر امیدی را که ژاپن به میانجیگری مسکو برای پایان دادن به جنگ داشت از میان برد.»[۳۳۲][۳۳۳] دیدگاهی دیگر، که مورخ آمریکایی گار آلپروویتز در سال ۱۹۶۵ آن را رواج داد، این است که ایالات متحده از سلاح‌های هسته‌ای در مراحل اولیه جنگ سرد برای ارعاب اتحاد جماهیر شوروی بهره گرفت.[۳۳۴]

ملاحظات حقوقی

[ویرایش]

کنوانسیون‌های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه که به قوانین رفتار در زمان جنگ در خشکی و دریا می‌پردازد، پیش از پیدایش نیروی هوایی در کشورها به تصویب رسیده بود. علی‌رغم تلاش‌های مکرر دیپلماتیک برای به‌روزرسانی حقوق بین‌الملل بشردوستانه و گنجاندن جنگ هوایی در آن، این به‌روزرسانی پیش از جنگ جهانی دوم انجام نگرفت. نبود قانون بین‌المللی بشردوستانه ویژه برای جنگ هوایی به این معنا نبود که این حوزه از شمول قانون بیرون است، بلکه به این معنا بود که هیچ توافق کلی درباره چگونگی تفسیر آن قوانین وجود نداشت.[۳۳۵] در نتیجه، بمباران هوایی مناطق غیرنظامی در خاک دشمن که همه نیروهای اصلی طرف‌های درگیر در جنگ جهانی دوم به آن متوسل شدند، نه توسط حقوق موضوعه و نه توسط حقوق بین‌الملل عرفی بشردوستانه صریحاً ممنوع نشده بود.[۳۳۶]

در سال ۱۹۶۳، بمباران‌ها در پرونده مطالبه خسارت ریوایچی شیمودا علیه دولت به‌طور قضایی بررسی شدند. دادگاه منطقه‌ای توکیو حکم داد که به‌کارگیری سلاح‌های هسته‌ای در جنگ لزوماً غیرقانونی نیست،[۳۳۷][۳۳۸] اما در حکم اوبیتر[۳۳۸] خود اعلام کرد که بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی، به عنوان بمباران بی‌هدف شهرهای بی‌دفاع، طبق قوانین بین‌المللی آن زمان غیرقانونی بوده است. با این حال، دادگاه درخواست غرامت تجدیدنظرخواهان را رد کرد، چراکه دولت ژاپن در چارچوب قرارداد سان فرانسیسکو از حق دریافت غرامت از ایالات متحده صرف نظر کرده بود.[۳۳۹]

میراث

[ویرایش]

تا ۳۰ ژوئن ۱۹۴۶، اجزای ۹ بمب اتمی در زرادخانه ایالات متحده وجود داشت که همگی از نوع «مرد چاق» و مشابه نمونه به‌کاررفته در ناگاساکی بودند.[۳۴۰] این سلاح‌ها دستگاه‌های دست‌ساز بودند و پیش از آماده شدن برای تولید انبوه، کارهای زیادی برای بهبود سهولت مونتاژ، ایمنی، قابلیت اطمینان و ذخیره‌سازی آن‌ها باقی مانده بود. همچنین بهبودهای فراوانی در عملکردشان پیشنهاد شده بود که در فشار توسعه زمان جنگ امکان‌پذیر نبود.[۳۴۱]

رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا، آدمیرال ناوگان ویلیام لیهی، استفاده از بمب‌های اتمی را به عنوان اتخاذ «یک استاندارد اخلاقی مشترک با بربرهای قرون تاریکی» محکوم کرد، اما در اکتبر ۱۹۴۷ نیاز نظامی به ۴۰۰ بمب را گزارش داد.[۳۴۲]

انحصار آمریکا بر سلاح‌های هسته‌ای چهار سال دوام آورد تا اینکه اتحاد جماهیر شوروی در سپتامبر ۱۹۴۹ یک بمب اتمی منفجر کرد.[۳۴۲][الف] ایالات متحده با توسعه بمب هیدروژنی پاسخ داد؛ سلاحی که هزار برابر قوی‌تر از بمب‌هایی بود که هیروشیما و ناگاساکی را ویران کرده بودند.[۳۴۳] از آن پس، بمب‌های معمولی شکافت هسته‌ای در مقیاس کوچک‌تر به عنوان سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی طبقه‌بندی شدند. تا سال ۱۹۸۶، ایالات متحده ۲۳٬۳۱۷ سلاح هسته‌ای و اتحاد جماهیر شوروی ۴۰٬۱۵۹ سلاح هسته‌ای داشت. در اوایل سال ۲۰۱۹، بیش از ۹۰ درصد از ۱۳٬۸۶۵ سلاح هسته‌ای جهان در اختیار ایالات متحده و روسیه بود.[۳۴۴][۳۴۵]

تا سال ۲۰۲۰، ۹ کشور دارای سلاح هسته‌ای بودند.[۳۴۶] ژاپن که جزء این کشورها نیست،[۳۴۷] پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را در فوریه ۱۹۷۰ با اکراه امضا کرد[۳۴۸] و در چارچوب چتر هسته‌ای تحت حمایت ایالات متحده باقی ماند. سلاح‌های هسته‌ای آمریکا در استان اوکیناوا و گاهی در خود ژاپن انبار می‌شدند که البته برخلاف توافق‌های دوجانبه بود.[۳۴۹] ناتو که منابع کافی برای رویارویی متعارف با اتحاد جماهیر شوروی نداشت، در طول جنگ سرد برای دفاع از خود به سلاح‌های هسته‌ای وابسته شد؛ سیاستی که در دهه ۱۹۵۰ با عنوان نگاه جدید (سیاست) شناخته شد.[۳۵۰] در دهه‌های پس از هیروشیما و ناگاساکی، ایالات متحده بارها استفاده از سلاح‌های هسته‌ای خود را تهدید کرد.[۳۵۱]

در ۷ ژوئیه ۲۰۱۷، بیش از ۱۲۰ کشور به تصویب پیمان منع جنگ‌افزار هسته‌ای سازمان ملل رأی دادند. الین وایت گومز، رئیس مذاکرات سازمان ملل، اعلام کرد: «جهان ۷۰ سال منتظر این هنجار قانونی بوده است».[۳۵۲][۳۵۳] تا تاریخ ۲۰۲۴، ژاپن این پیمان را امضا نکرده است.[۳۵۴][۳۵۵][۳۵۶][۳۵۷]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. بریتانیا که در توسعه سلاح‌های اتمی متفقین مشارکت داشت اما در پایان جنگ از این مسیر بازگشته بود، در سال ۱۹۵۲ یک دستگاه اتمی و در سال ۱۹۵۷ یک سلاح گرماهسته‌ای منفجر کرد.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. Asada, Sadao (June 2007). Culture Shock and Japanese-American Relations: Historical Essays (به انگلیسی). University of Missouri Press. p. 228. ISBN 978-0-8262-6569-2. Retrieved 25 July 2023.
  2. 1 2 Giangreco 2009, pp. 2–3, 49–51.
  3. Williams 1960, p. 307.
  4. Williams 1960, p. 532.
  5. Williams 1960, p. 527.
  6. Long 1963, pp. 48–49.
  7. 1 2 Brooks & Stanley 2007, pp. 41–44.
  8. Appleman et al. 1948, pp. 462–467.
  9. Coox 1969, pp. 2540–2544.
  10. Giangreco 2009, pp. 32–34.
  11. Giangreco 2009, pp. 125–130.
  12. Giangreco 2009, pp. 169–171.
  13. Giangreco 2009, pp. 45–48.
  14. Giangreco 2009, pp. 121–124.
  15. "The Final Months of the War With Japan". Central Intelligence Agency. Part III (note 24). Archived from the original on 12 June 2007. Retrieved 17 December 2013.
  16. "The Final Months of the War With Japan". Central Intelligence Agency. Part III (note 24). Archived from the original on 12 June 2007. Retrieved 17 December 2013.
  17. Carroll 2007, p. 48.
  18. Giangreco 2009, pp. 98–99.
  19. Frank 1999, p. 340.
  20. "Minutes of Meeting held at the White House, 18 June 1945". Harry S. Truman Library and Museum. Retrieved 1 January 2024.
  21. 1 2 Giangreco 2009, p. 112.
  22. Schaffer 1985, pp. 164–165.
  23. Craven & Cate 1953, p. 4.
  24. Craven & Cate 1953, pp. 22–24.
  25. Craven & Cate 1953, pp. 169–175.
  26. Craven & Cate 1953, pp. 29–31.
  27. Craven & Cate 1953, pp. 507–509.
  28. Craven & Cate 1953, pp. 514–521.
  29. Craven & Cate 1953, pp. 548–551.
  30. Craven & Cate 1953, pp. 558–560.
  31. Craven & Cate 1953, p. 566.
  32. Sandler 2001, pp. 24–26.
  33. Craven & Cate 1953, pp. 574–576.
  34. Long, Tony (9 March 2011). "9 March 1945: Burning the Heart Out of the Enemy". Wired. Retrieved 8 August 2011.
  35. Laurence M. Vance (14 August 2009). "Bombings Worse than Nagasaki and Hiroshima". The Future of Freedom Foundation. Archived from the original on 13 November 2012. Retrieved 8 August 2011.
  36. Joseph Coleman (10 March 2005). "1945 Tokyo Firebombing Left Legacy of Terror, Pain". CommonDreams.org. Archived from the original on 27 August 2011. Retrieved 8 August 2011.
  37. Craven & Cate 1953, pp. 608–610.
  38. Craven & Cate 1953, pp. 568–570.
  39. Edwards 1996, p. 83.
  40. Werrell 1996, p. 250.
  41. Craven & Cate 1953, p. 750.
  42. Craven & Cate 1953, pp. 614–617.
  43. Craven & Cate 1953, pp. 642–643.
  44. Kerr 1991, p. 207.
  45. Tanaka & Young 2009, pp. 5, 84–85, 117.
  46. Coox 1994, pp. 412–414.
  47. Coox 1994, p. 422.
  48. Zaloga & Noon 2010, p. 54.
  49. Zaloga & Noon 2010, pp. 58–59.
  50. Giangreco 2009, pp. 79–80.
  51. Coox 1994, p. 429.
  52. جونز 1985, p. 7.
  53. Jones 1985, p. 12.
  54. Gowing 1964, pp. 40–43, 76–79.
  55. Jones 1985, p. 89.
  56. Jones 1985, pp. 82–84.
  57. Jones 1985, pp. 511–516, 522.
  58. Grunden 1998, pp. 50–52.
  59. "Factsheets: 509th Operational Group". Air Force Historical Studies Office. Archived from the original on 24 February 2013. Retrieved 25 December 2011.
  60. "History of 509th Composite Group – 313th Bombardment Wing – Twentieth Air Force – Activation to 15 August 1945" (PDF). 509th Composite Group. 1945. pp. 8–9. Archived from the original (PDF) on 27 January 2012. Retrieved 1 February 2012.
  61. Tibbets 1998, pp. 163, 167–168.
  62. "Minutes of 3rd Target Committee Meeting 28 May 1945" (PDF). National Archives. Archived (PDF) from the original on 9 August 2006. Retrieved 9 August 2006.
  63. 1 2 3 4 "The Nagasaki atomic bomb damage records, Part 2 Section 1 Chapter 1: Period leading up to the atomic bombing". Nagasaki National Peace Memorial Hall for the Atomic Bomb Victims. Retrieved 29 March 2023.
  64. Alex, Wellerstein. "The Luck of Kokura". Restricted Data. Retrieved 30 April 2019.
  65. Campbell 2005, p. 25.
  66. Craven & Cate 1953, p. 706.
  67. Campbell 2005, pp. 14–15.
  68. "History of 509th Composite Group – 313th Bombardment Wing – Twentieth Air Force – Activation to 15 August 1945" (PDF). Air Force Historical Research Agency. Tinian. 1945. pp. 17–22. Archived from the original (PDF) on 27 January 2012. Retrieved 1 February 2012.
  69. Campbell 2005, p. 100.
  70. Christman 1998, p. 176.
  71. Jones 1985, pp. 528–529.
  72. 1 2 3 4 5 "Atomic Bomb: Decision – Target Committee, May 10–11, 1945". Archived from the original on 8 August 2005. Retrieved 6 August 2005.
  73. Reischauer 1986, p. 101.
  74. Kelly 2012, pp. 183–203.
  75. Wellerstein 2020, pp. 319–321.
  76. Wellerstein, Alex. "Henry Stimson didn't go to Kyoto on his honeymoon". Restricted Data: The Nuclear Secrecy Blog. Retrieved 25 July 2023.
  77. 1 2 Jones 1985, p. 529.
  78. Hasegawa 2006, pp. 67–68.
  79. Hasegawa 2006, pp. 149–150.
  80. 1 2 Jones 1985, p. 530.
  81. Frank 1999, pp. 255–256.
  82. Compton 1956, p. 240.
  83. Compton 1956, pp. 238–239.
  84. Frank 1999, pp. 255–260.
  85. Newman 1995, p. 86.
  86. 1 2 3 "The Atomic Bomb and the End of World War II, A Collection of Primary Sources" (PDF). National Security Archive Electronic Briefing Book No. 162. دانشگاه جرج واشینگتن. 13 August 1945.
  87. 1 2 3 4 Williams, Josette H. "The Information War in the Pacific, 1945 Paths to Peace". Central Intelligence Agency. Archived from the original on 13 June 2007. Retrieved 5 December 2016.)
  88. 1 2 Craven & Cate 1953, p. 656.
  89. Frank 1999, p. 153.
  90. 1 2 McNelly 2000, p. 138.
  91. 1 2 3 Lifton 1991, p. 17.
  92. 空襲予告ビラ、高山市民が保管 市内で展示 [Air Raid Notice] (به ژاپنی). 岐阜新聞社 (Gifu Shinbunsha (Open Library)). Archived from the original on 12 October 2013. Retrieved 31 January 2013.
  93. Bungei 1981, p. 215.
  94. 1 2 3 Hewlett & Anderson 1962, pp. 372–373.
  95. Gowing 1964, p. 372.
  96. "Minutes of a Meeting of the Combined Policy Committee". Washington, DC: United States Department of State. 4 July 1945. Retrieved 18 September 2017.
  97. Craven & Cate 1953, pp. 712–713.
  98. Letter received from General Thomas Handy to General Carl Spaatz authorizing the dropping of the first atomic bomb. Series: Black and White Photographs of U.S. Air Force and Predecessors' Activities, Facilities, and Personnel, Domestic and Foreign, 1900–2003. National Archives and Records Administration. 25 July 1945. Retrieved 26 January 2018.
  99. Harry S. Truman, Diary, 25 July 1945. File Unit: Ross, Mr. And MRS. Charles G. [Truman's Potsdam Diary], 1945–1953. Harry S. Truman Presidential Library and Museum. 25 July 1945. Retrieved 23 October 2020.
  100. Hewlett & Anderson 1962, pp. 389–390.
  101. Hewlett & Anderson 1962, pp. 395–396.
  102. (Frank 1999، صص. 233–234)
  103. Bix 1996, p. 290.
  104. Asada 1996, p. 39.
  105. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 326, 356, 370.
  106. 1 2 Hoddeson et al. 1993, p. 262.
  107. 1 2 Hoddeson et al. 1993, p. 265.
  108. Coster-Mullen 2012, p. 30.
  109. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Walker, Stephen (22 June 2025). "'You don't brag about wiping out 60‑70,000 people': the men who dropped the atomic bombs on Hiroshima and Nagasaki". The Guardian. Retrieved 22 June 2025.
  110. Coster-Mullen 2012, p. 45.
  111. Campbell 2005, pp. 38–40.
  112. Giangreco 2009, pp. 64–65, 163.
  113. Goldstein, Dillon & Wenger 1995, p. 41.
  114. Giangreco 2009, pp. 70, 163.
  115. 1 2 3 Zaloga & Noon 2010, p. 59.
  116. United States Strategic Bombing Survey (June 1946). "U. S. Strategic Bombing Survey: The Effects of the Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki". Nuclear Age Peace Foundation. Archived from the original on 11 October 2004. Retrieved 26 July 2009.
  117. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 224–225.
  118. Thomas & Morgan-Witts 1977, p. 38.
  119. Groves 1962, p. 316.
  120. 1 2 3 Frank 1999, p. 263.
  121. 1 2 3 4 "Frequently Asked Questions about the Atomic-bomb Survivor Research Program". Radiation Effects Research Foundation (Formerly known as the Atomic Bomb Casualty Commission (ABCC)). Retrieved 10 March 2025.
  122. Bodden 2007, p. 20.
  123. Preston 2005, p. 262.
  124. Fiévé & Waley 2003, p. 330.
  125. Rotter 2008, p. 267.
  126. 1 2 3 4 "Hiroshima and Nagasaki Bombing Timeline". The Atomic Heritage Foundation. Retrieved 9 August 2020.
  127. Nathan, Richard (6 August 2021). "Literary Fallout: The legacies of Hiroshima and Nagasaki". Red Circle Authors. Archived from the original on 6 August 2021.
  128. 1 2 "509th Timeline: Inception of Hiroshima". The Atomic Heritage Foundation. Archived from the original on 20 December 2007. Retrieved 5 May 2007.
  129. [url=http://www.mphpa.org/classic/HISTORY/H-07L.htm www.mphpa.org/classic/HISTORY/H-07L.htm]
  130. Dietz & Van Kirk 2012, p. 462.
  131. Dietz & Van Kirk 2012, p. 467.
  132. Lewis & Tolzer 1957, p. 72.
  133. "Timeline #2: the 509th; The Hiroshima Mission". The Atomic Heritage Foundation. Archived from the original on 1 May 2013. Retrieved 5 May 2007.
  134. Rosen, Rebecca J. "Rare Photo of the Mushroom Cloud Over Hiroshima Discovered in a Former Japanese Elementary School". آتلانتیک (مجله). Retrieved 4 December 2016.
  135. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 391–392.
  136. Thomas & Morgan-Witts 1977, p. 414.
  137. Thomas & Morgan-Witts 1977, p. 415.
  138. Allen 1969, p. 2566.
  139. 1 2 3 Kerr et al 2005, pp. 42–43.
  140. Malik, John (September 1985). "The Yields of the Hiroshima and Nagasaki Explosions" (PDF). Los Alamos National Laboratory. Retrieved 9 March 2014.
  141. "The Atomic Bombing of Hiroshima, Aug 6, 1945". United States Department of Energy. Archived from the original on 24 June 2010. Retrieved 25 June 2010.
  142. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 423, 427.
  143. "The Bomb: "Little Boy"". The Atomic Heritage Foundation. Archived from the original on 17 April 2021. Retrieved 5 May 2007.
  144. 1 2 McRaney, W.; McGahan, J. (6 August 1980). Radiation Dose Reconstruction U.S. Occupation Forces in Hiroshima and Nagasaki, Japan, 1945–1946 (DNA 5512F) (PDF). Defense Nuclear Agency. Archived from the original (PDF) on 24 June 2006. Retrieved 9 June 2006 via Defense Threat Reduction Agency.
  145. "Super-Fortress Crew". The Guardian. 8 August 1945. Retrieved 17 July 2016.
  146. Frank 1999, pp. 264–265.
  147. Hersey, John (1946). Hiroshima. Knopf.
  148. Japan Broadcasting Corporation, ed. (1977). Unforgettable fire: Pictures drawn by atomic bomb survives. Pantheon Books.
  149. Del Tredici, Robert (1987). At Work in the Fields of the Bomb. Harper and Row. pp. 187–189.
  150. 1 2 3 4 Wellerstein, Alex (4 August 2020). "Counting the Dead at Hiroshima and Nagasaki". Bulletin of the Atomic Scientists.
  151. "U.S. Strategic Bombing Survey: The Effects of the Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki, 19 June 1946. President's Secretary's File, Truman Papers". Harry S. Truman Library & Museum. p. 9. Archived from the original on 1 February 2016. Retrieved 23 January 2016.
  152. "Statements by China and the United States of America during the Inscription of the Hiroshima Peace Memorial (Genbaku Dome)". یونسکو. Archived from the original on 29 August 2005. Retrieved 6 August 2005.
  153. "A Photo-Essay on the Bombing of Hiroshima and Nagasaki". دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین. Retrieved 4 December 2016.
  154. 1 2 Broad, William J. (23 May 2016). "The Hiroshima Mushroom Cloud That Wasn't". نیویورک تایمز. Retrieved 4 December 2016.
  155. Toon et al. 2007, p. 1994.
  156. Hiroshima Peace Culture Foundation 2003, p. 14.
  157. "Special Exhibit 3". موزه یادبود صلح هیروشیما. Archived from the original on 19 April 2018. Retrieved 30 August 2010.
  158. Kato, Toru (4 June 1999). "A Short-Sighted Parrot". Geocities.jp. Archived from the original on 9 March 2009. Retrieved 25 March 2009.
  159. L, Aaron (2009-07-27). "Hiroshima: A Visual Record". Asia-Pacific Journal: Japan Focus (به انگلیسی). Retrieved 2025-08-30.
  160. "Testimony of Akiko Takakura". transcript from the video Hiroshima Witness produced by the Hiroshima Peace Cultural Center and NHK. Atomic Archive. Archived from the original on 16 April 2007. Retrieved 30 April 2007.
  161. "[ヒロシマドキュメント 被爆80年] 1974年6月 「原爆の絵」募集開始". 中国新聞ヒロシマ平和メディアセンター (به ژاپنی). Retrieved 2025-09-02.
  162. "U. S. Strategic Bombing Survey: The Effects of the Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki, 19 June 1946. President's Secretary's File, Truman Papers". Harry S. Truman Presidential Library and Museum. p. 7. Archived from the original on 1 February 2016. Retrieved 23 January 2016.
  163. Ham 2011, p. 330.
  164. Ham 2011, pp. 330–331.
  165. Blume 2020, p. 5.
  166. Ham 2011, p. 325.
  167. "Memories of Hiroshima and Nagasaki". The Asahi Shimbun. 6 August 2005. Retrieved 18 March 2014.
  168. 1 2 Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 443–444.
  169. "Heart of Hiroshima Wiped Out as by Giant Bulldozer". Advocate (Burnie, Tas. : 1890–1954). Burnie, Tasmania: National Library of Australia. 9 August 1945. p. 1. Retrieved 17 September 2013.
  170. Ham 2011, p. 333.
  171. "Americans Killed by Atomic Bomb to be Honored in Hiroshima". Allgov.com. 4 June 2009. Retrieved 28 December 2012.
  172. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 444–445.
  173. Mitchell, Greg (5 August 2011). "Hidden History: American POWS Were Killed in Hiroshima". نیشن. Archived from the original on 18 February 2017. Retrieved 24 February 2017.
  174. "Sheryl P. Walter Declassified/Released US Department of State EO Systematic Review 20 Mar 2014 Sheryl P. Walter Declassified/Released US Department of State EO Systematic Review 20 Mar 2014". Archives and Records Administration. Retrieved 5 December 2016.
  175. "Black Rain". Museum of Radiation and Radioactivity (به انگلیسی).
  176. Yeung, Jessie; Wakatsuki, Yoko (30 July 2020). "Japan recognizes dozens more 'black rain' victims as Hiroshima survivors". CNN (به انگلیسی).
  177. (Knebel و Bailey 1960، صص. 175–201)
  178. 1 2 3 Manhattan Engineer District (29 June 1946). "The Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki". Trinity Atomic. Retrieved 10 January 2013.
  179. "Statement by the President Announcing the Use of the A-Bomb at Hiroshima". موزه و کتابخانه ریاست جمهوری هری ترومن. 6 August 1945. Archived from the original on 12 June 2019. Retrieved 2 April 2015.
  180. United States Department of State 1960, pp. 1376–1377.
  181. "Warning Leaflets". Atomic Heritage Foundation. Retrieved 5 December 2016.
  182. Hasegawa 2006, p. 46.
  183. Slavinskiĭ 2004, pp. 153–154.
  184. Frank 1999, pp. 288–289.
  185. Hoyt 2001, p. 401.
  186. 1 2 Frank 1999, pp. 283–284.
  187. 1 2 Russ 1990, pp. 64–65.
  188. Groves 1962, p. 342.
  189. 1 2 "U.S. Strategic Bombing Survey: The Effects of the Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki, 19 June 1946. President's Secretary's File, Truman Papers". Harry S. Truman Library & Museum. p. 15. Archived from the original on 5 November 2018. Retrieved 21 December 2012.
  190. Groves 1962, p. 309.
  191. Thomas & Morgan-Witts 1977, pp. 353–354.
  192. Sherwin 2003, pp. 233–234.
  193. Campbell 2005, p. 114.
  194. Campbell 2005, p. 32.
  195. 1 2 3 "Timeline #3- the 509th; The Nagasaki Mission". The Atomic Heritage Foundation. Archived from the original on 11 February 2012. Retrieved 5 May 2007.
  196. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, pp. 204–205.
  197. "The Story of Nagasaki". Retrieved 29 March 2013.
  198. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, p. 212.
  199. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, p. 211.
  200. Kleeman, Sophie (29 July 2014). "The Untold Story of How Japanese Steel Workers Saved Their City From the Atomic Bomb". Mic.
  201. "Steel mill worker reveals blocking view of U.S. aircraft on day of Nagasaki atomic bombing". Mainichi Weekly. 23 November 2015. Archived from the original on 22 November 2015. Retrieved 23 January 2016.
  202. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, pp. 213–215.
  203. "Spitzer Personal Diary Page 25 (CGP-ASPI-025)". The Atomic Heritage Foundation. Retrieved 5 May 2007.
  204. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, pp. 216–217.
  205. Chun 2008, p. 70.
  206. Hoddeson et al. 1993, p. 295.
  207. "Stories from Riken" (PDF). Riken. Archived from the original (PDF) on 10 June 2012. Retrieved 30 April 2007.
  208. Kerr et al 2005, pp. 43, 46.
  209. Wainstock 1996, p. 92.
  210. Groves 1962, p. 346.
  211. Sweeney, Antonucci & Antonucci 1997, pp. 222–226.
  212. Laurence, William L. "Eyewitness Account of Atomic Bomb Over Nagasaki". Atomic Archive. Retrieved 28 March 2013.
  213. Campbell 2005, p. 222.
  214. Campbell 2005, p. 184.
  215. Ham 2011, p. 367.
  216. Sklar 1984, pp. 56–60.
  217. "Yosuke Yamahata". noorderlicht.com (به انگلیسی). Archived from the original on 26 February 2018. Retrieved 25 February 2018.
  218. "A Veiled Truth: The U.S. Censorship of the Atomic Bomb". Duke East Asia Nexus (به انگلیسی). Archived from the original on 26 February 2018. Retrieved 25 February 2018.
  219. "Nagasaki memorial adds British POW as A-bomb victim". ژاپن تایمز. 25 June 2005. Retrieved 9 January 2009.
  220. "Two Dutch POWs join Nagasaki bomb victim list". ژاپن تایمز. 5 August 2005. Archived from the original on 20 December 2005. Retrieved 9 January 2009.
  221. "How Effective Was Navajo Code? One Former Captive Knows". News from Indian Country. August 1997. Retrieved 15 September 2013.
  222. "POW's Remarkable Escapes in Nagasaki". The Argus. Melbourne: National Library of Australia. 19 September 1945. p. 20. Retrieved 22 February 2014.
  223. "Nagasaki marks tragic anniversary". People's Daily. 10 August 2005. Retrieved 14 April 2007.
  224. "U.S. Strategic Bombing Survey: The Effects of the Atomic Bombings of Hiroshima and Nagasaki, 19 June 1946. President's Secretary's File, Truman Papers". Harry S. Truman Library & Museum. p. 19. Archived from the original on 5 November 2018. Retrieved 23 January 2016.
  225. Glasstone & Dolan 1977, p. 304.
  226. "Rescue and Relief Activities | 長崎市 平和・原爆". City of Nagasaki. Retrieved 29 January 2018.
  227. "The Achievements of Dr. Takashi Nagai | 長崎市 平和・原爆". Nagasaki Peace. City of Nagasaki. Archived from the original on 26 July 2020. Retrieved 29 January 2018.
  228. "The Nagasaki Atomic Bomb Damage Records | Part1 | Chapter1". www.peace-nagasaki.go.jp.
  229. Nichols 1987, pp. 175, 203, 224.
  230. Rhodes 1986, p. 689.
  231. Rhodes 1986, pp. 743.
  232. 1 2 Bernstein 1991, pp. 149–173.
  233. Giangreco 2009, pp. 111–112.
  234. "The Third Shot and Beyond (1945)". Restricted Data: A Nuclear History Blog (به انگلیسی). Retrieved 2025-08-15.
  235. Hoddeson et al. 1993, pp. 396–397.
  236. Terkel, Studs (1 November 2007). "Paul Tibbets Interview". Aviation Publishing Group. Archived from the original on 13 August 2020. Retrieved 2 January 2012.
  237. "Lawrence Litz's Interview (2012)". Voices of the Manhattan Project. Archived from the original on 1 March 2019. Retrieved 27 February 2015.
  238. Wellerstein, Alex (16 August 2013). "The Third Core's Revenge". nuclearsecrecy.com. Retrieved 27 January 2015.
  239. Hasegawa 2006, pp. 207–208.
  240. Hasegawa 2006, pp. 209–210.
  241. Kido & Yoshitake 1966, p. 1223.
  242. Fujiwara 1991, p. 129.
  243. Frank 1999, pp. 316–319.
  244. "Imperial Rescript ending war – What Hirohito really said in his acceptance speech". Translated by William Wetherall. Yosha Research. Archived from the original on 15 September 2013. Retrieved 15 September 2013.
  245. "Emperor Hirohito's Surrender Rescript to Japanese Troops". Taiwan Document Project. Archived from the original on 12 February 2012. Retrieved 15 September 2013.
  246. "The Bombing of Nagasaki After Yosuke Yamahata: A collection of 24 photographs taken the day after the bombing, [Japan] 1945–46". Bonhams. Retrieved 5 December 2016.
  247. 1 2 Blume 2020, pp. 25–26.
  248. Haynes, Danielle (6 August 2015). "For one reporter, 1945 visit to Hiroshima was about more than a scoop". یونایتد پرس اینترنشنال.
  249. 1 2 3 4 5 Blume 2020, pp. 26–27.
  250. Nakashima, Leslie (27 August 1945). "Hiroshima as I saw it". یونایتد پرس اینترنشنال.
  251. Burchett 2004, pp. 10–25.
  252. Blume 2020, pp. 28–31.
  253. Goodman, Amy; Goodman, David (5 August 2005). "The Hiroshima Cover-Up". The Baltimore Sun. Retrieved 15 September 2013.
  254. "Oppenheimer: Monaghan man who captured nuclear devastation". BBC News. 31 March 2024.
  255. Moore 1995, p. 73.
  256. 1 2 Greg Mitchell (7 August 2009). "The Great Hiroshima Cover-Up". HuffPost. Retrieved 26 April 2011.
  257. Ishikawa & Swain 1981, p. 5.
  258. "Destructive Effects". Atomic Bomb Museum. Retrieved 22 December 2016.
  259. 1 2 Angell, Roger (31 July 1995). "Hersey and History". نیویورکر. From the Archives. p. 66. Retrieved 24 January 2018.
  260. Richie, Donald (16 August 2013). "The pure horror of Hiroshima". ژاپن تایمز. Retrieved 12 October 2013.
  261. Sharp 2000, pp. 434–452.
  262. Michaub, Jon (8 June 2010). "Eighty-Five from the Archive: John Hersey". نیویورکر. Retrieved 3 February 2014.
  263. Japanese Broadcasting Corporation (NHK) 1977, p. 1.
  264. 1 2 "Transcript of Surreptitiously Taped Conversations among German Nuclear Physicists at Farm Hall (August 6–7, 1945)" (PDF). German History in Documents and Images. Retrieved 24 September 2016.
  265. "Vatican Regrets Inventors Did Not Destroy Bomb". The Miami News. Associated Press. 7 August 1945. p. 1–A. Archived from the original on 23 August 2013. Retrieved 22 August 2013.
  266. "No Abbey Service". The Guardian. 15 August 1945. Retrieved 17 July 2016.
  267. 1 2 Hixson 2002, p. 239.
  268. White 1995, pp. 1–8.
  269. Hein & Selden 1997, pp. 25–26.
  270. "Latest Knowledge on Radiological Effects: Radiation Health Effects of Atomic Bomb Explosions and Nuclear Power Plant Accidents".
  271. Oughterson, A. W.; LeRoy, G. V.; Liebow, A. A.; Hammond, E. C.; Barnett, H. L.; Rosenbaum, J. D.; Schneider, B. A. (19 April 1951). Medical Effects Of Atomic Bombs The Report Of The Joint Commission For The Investigation Of The Effects Of The Atomic Bomb In Japan Volume 1 (Report). doi:10.2172/4421057. OSTI 4421057.
  272. CERVENY, T. JAN; MacVITTIE, THOMAS J.; YOUNG, ROBERT W. (27 December 2016). "ACUTE RADIATION SYNDROME IN HUMANS" (PDF). army.mil. Archived from the original (PDF) on 27 December 2016.
  273. "Nuclear fallout medical effects. Mettler" (PDF). Archived from the original (PDF) on 12 July 2018. Retrieved 10 April 2018.
  274. Putnam, Frank W. (12 May 1998). "The Atomic Bomb Casualty Commission in Retrospect". Proceedings of the National Academy of Sciences. آکادمی ملی علوم. 95 (10): 5426–5431. Bibcode:1998PNAS...95.5426P. doi:10.1073/pnas.95.10.5426. ISSN 0027-8424. PMC 33857. PMID 9576898.
  275. National Research Council (1991). Neel, J. V.; Schull, W. J. (eds.). The Effect of Exposure to the Atomic Bombs on Pregnancy Termination in Hiroshima and Nagasaki (Report). Washington, D.C.: National Academies Press. Retrieved 3 September 2023.
  276. Ivey, William D. (7 April 1996). Objectives and Success – Linking National Policy Objectives and Military Strategic Objectives to Achieve Success (Report). Fort Belvoir, VA. doi:10.21236/ada308549.
  277. "What is Radiation?", Radiation Effects and Sources, United Nations, pp. 3–10, 12 September 2016, doi:10.18356/64ea2039-en, ISBN 978-92-1-059959-7, S2CID 124536768
  278. "The Fallout – the medical aftermath of Hiroshima".[پیوند مرده]
  279. Peterson & Abrahamson 1998, p. 101.
  280. "Frequently Asked Questions #2". Radiation Effects Research Foundation. Archived from the original on 28 November 2010. Retrieved 2 March 2014.
  281. "Long-term health effects of Hiroshima and Nagasaki atomic bombs not as dire as perceived". Science Daily. 11 August 2016. Retrieved 16 October 2021.
  282. Streffer, Christian (2007). "Biological Effects of Prenatal Irradiation". Ciba Foundation Symposium 203 – Health Impacts of Large Releases of Radionuclides. Novartis Foundation Symposia. pp. 155–166. doi:10.1002/9780470515006.ch11. ISBN 978-0-470-51500-6.
  283. "The Radiation Effects Research Foundation". Radiation Effects Research Foundation. Archived from the original on 8 March 2009. Retrieved 25 March 2009.
  284. Voosen, Paul (11 April 2011). "Nuclear Crisis: Hiroshima and Nagasaki cast long shadows over radiation science". E&E News. Retrieved 22 December 2013.
  285. 1 2 "The American Spectator, Volume 35". Saturday Evening Club. 2002. p. 57.
  286. Johnston 2008, p. 143.
  287. "Birth defects among the children of atomic-bomb survivors (1948–1954)". Radiation Effects Research Foundation. Retrieved 22 December 2013.
  288. Krimsky & Shorett 2005, p. 118.
  289. "Data India". Press Institute of India. 2008. p. 697.
  290. 1 2 3 National Research Council (1990). Health Effects of Exposure to Low Levels of Ionizing Radiation: BEIR V. Washington, DC: The National Academies Press. doi:10.17226/1224. ISBN 978-0-309-03995-6. PMID 25032334 via nap.edu.
  291. Mole, R. H. (1992). "ICRP and impairment of mental function following prenatal irradiation". Journal of Radiological Protection. 12 (2): 93–105. Bibcode:1992JRP....12...93M. doi:10.1088/0952-4746/12/2/005. S2CID 250823660.
  292. 1 2 Otake, Masanori; Yoshimaru, Hiroshi; Schull, William J. (1989). "Prenatal Exposure to Atomic Radiation and Brain Damage". Congenital Anomalies. 29 (4): 309–320. doi:10.1111/j.1741-4520.1989.tb00751.x. S2CID 72075872.
  293. Blot, William J.; Miller, Robert W. (1973). "Mental Retardation Following In Utero Exposure to the Atomic Bombs of Hiroshima and Nagasaki". Radiology. 106 (3): 617–619. doi:10.1148/106.3.617. PMID 4684805. Significant increases at doses greater than 50 rads in Hiroshima and 200 in Nagasaki were found, with the risk of mental retardation generally rising directly with increasing dose. The lower dose-effect in Hiroshima may have been due to irradiation by neutrons which were virtually absent in Nagasaki.
  294. Broad, William J. (13 October 1992). "New Study Questions Hiroshima Radiation". The New York Times.
  295. Hunter, N.; Charles, M. W. (2002). "The impact of possible modifications to the DS86 dosimetry on neutron risk and relative biological effectiveness". Journal of Radiological Protection. 22 (4): 357–70. Bibcode:2002JRP....22..357H. doi:10.1088/0952-4746/22/4/302. PMID 12546224. S2CID 250864399.
  296. Maruyama, T.; Kumamoto, Y.; Noda, Y. (January 1988). "Reassessment of gamma doses from the atomic bombs in Hiroshima and Nagasaki". Radiat. Res. 113 (1): 1–14. Bibcode:1988RadR..113....1M. doi:10.2307/3577175. JSTOR 3577175. OSTI 5314107. PMID 3340713.
  297. Imamura, Y.; Nakane, Y.; Ohta, Y.; Kondo, H. (2007). "Lifetime prevalence of schizophrenia among individuals prenatally exposed to atomic bomb radiation in Nagasaki City". Acta Psychiatrica Scandinavica. 100 (5): 344–349. doi:10.1111/j.1600-0447.1999.tb10877.x. PMID 10563451. S2CID 39187806.
  298. Mochizuki, Toma (6 August 2024). "Hiroshima urges shift from nuclear deterrence on 79th A-bomb anniv". خبرگزاری کیودو. Retrieved 12 August 2024.
  299. "Relief for A-bomb victims". ژاپن تایمز. 15 August 2007. Retrieved 2 October 2007.
  300. Soejima, Hideki (7 August 2024). "Cancer did not hinder atomic bomb survivor's annual mission". روزنامه آساهی. Retrieved 12 August 2024.
  301. "Nagasaki Mayor: Nuclear Weapons 'Threat to Humankind';G7 Ambassadors Absent from A-Bomb Memorial Ceremony". یومیوری شیمبون. 9 August 2024. Retrieved 12 August 2024.
  302. Simons, Lewis M. (7 June 1984). "Children of Hiroshima, Nagasaki survivors facing prejudice, discrimination in Japan". Ottawa Citizen. Knight-Rider News. Retrieved 29 January 2016.
  303. Matsubara, Hiroshi (8 May 2001). "Prejudice haunts atomic bomb survivors". ژاپن تایمز. Archived from the original on 10 August 2007. Retrieved 25 August 2007.
  304. Heath, Clark W. (5 August 1992). "The Children of Atomic Bomb Survivors: A Genetic Study". JAMA (به انگلیسی). 268 (5): 661–662. doi:10.1001/jama.1992.03490050109039. ISSN 0098-7484.
  305. Health risk assessment from the nuclear accident after the 2011 Great East Japan and Tsunami, based on a preliminary dose estimation (PDF). سازمان جهانی بهداشت. 2013. pp. 23–24. ISBN 978-92-4-150513-0. Archived (PDF) from the original on 15 Dec 2017. Retrieved 9 August 2020.
  306. Winther, J. F.; Boice, J. D.; Thomsen, B. L.; Schull, W. J.; Stovall, M.; Olsen, J. H. (1 January 2003). "Sex ratio among offspring of childhood cancer survivors treated with radiotherapy". Br J Cancer. 88 (3): 382–387. doi:10.1038/sj.bjc.6600748. PMC 2747537. PMID 12569380.
  307. "Radiation Effects Research Foundation (RERF)". rerf.or.jp. Retrieved 4 August 2020.
  308. "Birth defects among the children of atomic-bomb survivors (1948–1954)". Radiation Effects Research Foundation. Archived from the original on 9 Oct 2014. Retrieved 2 February 2014.
  309. Voosen, Paul (11 April 2011). "NUCLEAR CRISIS: Hiroshima and Nagasaki cast long shadows over radiation science". E&E News. Archived from the original on 25 Sep 2020. Retrieved 9 August 2020.
  310. Yamada & Izumi 2002, pp. 409–415.
  311. "Twice Bombed, Twice Survived: Film Explores Untold Stories from Hiroshima & Nagasaki". Columbia News. Columbia University. 2 August 2006. Archived from the original on 3 April 2009. Retrieved 31 March 2009.
  312. "Japan Confirms First Double A-Bomb Survivor". Sky News. 24 March 2009. Archived from the original on 18 April 2016. Retrieved 4 November 2010.
  313. "Man who survived two atom bombs dies". CNN. 8 January 2010. Archived from the original on 7 January 2010. Retrieved 8 January 2010.
  314. Gruhl 2007, p. 111.
  315. (Dower 1996، ص. 140) Dower says that Korean survivor groups use higher estimates.
  316. bbc.com: Disfigured, shamed and forgotten: BBC visits the Korean survivors of the Hiroshima bomb
  317. Palmer, David (20 February 2008). "Korean Hibakusha, Japan's Supreme Court and the International Community: Can the U.S. and Japan Confront Forced Labor and Atomic Bombing?". Asia-Pacific Journal. Retrieved 3 January 2012.
  318. Ishikawa & Swain 1981, p. 6.
  319. 1 2 "After the Bomb". Atomic Bomb Museum. Retrieved 22 February 2017.
  320. "Peace Memorial City, Hiroshima". Hiroshima Peace Culture Foundation. Archived from the original on 6 February 2008. Retrieved 14 August 2007.
  321. "Fifty Years for the Peace Memorial Museum". Hiroshima Peace Memorial Museum. Archived from the original on 30 August 2007. Retrieved 17 August 2007.
  322. "Hiroshima Peace Memorial Park". Japan Deluxe Tours. Retrieved 23 May 2017.
  323. "ヒロシマの記録 1981 1月" (به ژاپنی). Hiroshima Peace Media. Retrieved 1 November 2022.
  324. "Nagasaki History Facts and Timeline". World Guides. Retrieved 22 February 2017.
  325. 1 2 "長崎原爆遺跡" (به ژاپنی). Agency for Cultural Affairs. Retrieved 20 December 2023.
  326. Walker 2005, p. 334.
  327. Jowett & Andrew 2002, pp. 23–24.
  328. Selden & Selden 1990, pp. xxx–xxxi.
  329. Walker 1990, pp. 97–114.
  330. Stohl 1979, p. 279.
  331. (Rhodes 1986، ص. 698) "The bombs were authorized not because the Japanese refused to surrender but because they refused to surrender unconditionally."
  332. Wilson, Ward (30 May 2013). "The Bomb Didn't Beat Japan. Stalin Did". Foreign Policy.
  333. "Historians: Soviet offensive, key to Japan's WWII surrender, was eclipsed by A-bombs". فاکس نیوز. Associated Press. 14 August 2010. Retrieved 18 September 2013.
  334. Orr 2008, pp. 521–529.
  335. Gómez, Javier Guisández (20 June 1998). "The Law of Air Warfare". International Review of the Red Cross. 38 (323): 347–363. doi:10.1017/S0020860400091075. ISSN 1560-7755. Retrieved 3 March 2023.
  336. Terror from the Sky: The Bombing of German Cities in World War II. برگهان بوکز. 2010. p. 167. ISBN 978-1-84545-844-7.
  337. "Shimoda case (Compensation claim against Japan brought by the residents of Hiroshmina & Nagasaki), Tokyo District Court, 7 December 1963". کمیته بین‌المللی صلیب سرخ.
  338. 1 2 The Japanese Annual of International Law: Volume 36. International Law Association of Japan. 1994. p. 147.
  339. Falk, Richard A. (October 1965). "The Shimoda Case: A Legal Appraisal of the Atomic Attacks Upon Hiroshima and Nagasaki". The American Journal of International Law. 59 (4): 759–793. doi:10.2307/2197093. JSTOR 2197093. S2CID 146916745.
  340. Ellsberg 2017, pp. 266–267.
  341. Khan, Shahedul Anam (6 August 2017). "Bombing of Hiroshima and Nagasaki" "An ethical standard common to the barbarians of the Dark Ages"". The Daily Star. Retrieved 23 February 2018.
  342. 1 2 Ellsberg 2017, p. 267.
  343. Ellsberg 2017, p. 291.
  344. Reichmann, Kelsey (16 June 2019). "Here's how many nuclear warheads exist, and which countries own them". Defense News.
  345. "Global Nuclear Arsenal Declines, But Future Cuts Uncertain Amid U.S. -Russia Tensions". Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL). 17 June 2019. Archived from the original on 2 July 2019.
  346. "Nuclear weapons: Which countries have them and how many are there?". BBC News. 14 January 2020.
  347. Ellsberg 2017, p. 269.
  348. Quester 1970, p. 765.
  349. Ellsberg 2017, pp. 80–82.
  350. Hewlett & Holl 1989, p. 272.
  351. Ellsberg 2017, pp. 319–322.
  352. "122 countries adopt 'historic' UN treaty to ban nuclear weapons". CBC News. 7 July 2017.
  353. "122 countries adopt 'historic' UN treaty to ban nuclear weapons". CBC News. 7 July 2017.
  354. "Editorial: It's time for Japan to step up and join nuclear ban treaty". The Asahi Shimbun. 7 July 2020.
  355. "Nagasaki marks 75th A-bomb anniversary with call for Japan to sign nuke ban as new arms race looms". Japan Times. 9 August 2020. Archived from the original on 31 August 2020. Retrieved 15 August 2020.
  356. "Japan | Treaty on the Prohibition of Nuclear Weapons". International Campaign to Abolish Nuclear Weapons. Retrieved 23 November 2022.
  357. Watanabe, Yosuke (21 April 2024). "New group sets 2030 deadline for Japan to join nuke ban treaty". The Asahi Shimbun. Retrieved 7 December 2024.

منابع

[ویرایش]

تاریخ‌نگاری

[ویرایش]
  • Kort, Michael. "The Historiography of Hiroshima: The Rise and Fall of Revisionism." New England Journal of History 64.1 (2007): 31–48. online[usurped!]
  • Newman, Robert P. "Hiroshima and the Trashing of Henry Stimson" The New England Quarterly, 71#1 (1998), pp. 5–32 in JSTOR

پیوند به بیرون

[ویرایش]

داوری

[ویرایش]

اثرات

[ویرایش]

بایگانی‌ها

[ویرایش]

کتابشناسی‌ها

[ویرایش]

بزرگداشت

[ویرایش]