نبرد ادسا
| نبرد ادسا | |||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جنگهای ایران و روم | |||||||||||
نقش برجسته پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم در نقش رستم، شاپور اول (سوار بر اسب) در تسخیر امپراتور روم والرین (ایستاده) و فیلیپ عرب (زانو زده) تحت پیگرد برای صلح، موبد زرتشتی کرتیر مغ (پشت شاپور) انگشت شصت خود را به نشانه احترام به سمت شاپور بالا گرفته است. |
|||||||||||
|
|||||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||||
| شاپور یکم |
والرین |
||||||||||
| واحدهای درگیر | |||||||||||
| ۴۰۰۰۰ | ۷۰۰۰۰ | ||||||||||
| نیروها | |||||||||||
| ۴۰۰۰۰ | ۷۰۰۰۰ | ||||||||||
| تلفات | |||||||||||
| بسیار کم | تمام قوا[۱] | ||||||||||
نبرد اِدِسا بخشی از جنگهای ایران و روم بود، که بین امپراتور شاپور یکم و امپراتور والرین روی داد. پانزده سال بعد از آخرین جنگ رومیها این بار به فرماندهی امپراتور جدید خود والریانوس که وی پیر و شکسته بود به جنگ با ساسانیان آمدند و با محاصره شدید آنها توسط سپاهیان ساسانی، والرین و بسیاری از افسران ارشد او یا کشته شدند یا به اسارت درآمدند. بعد از جنگ هم شاپور با استفاده از سربازان و مهندسهای رومی به اسارت درآمده شروع به ساخت و ساز کرد، از جمله این ساخت و سازها میشود به ساخت بنای پل شوشتر و سد شادروان اشاره کرد.
محتویات |
زمینههای تاریخی [ویرایش]
شاپور در ۲۵۲ تا ۲۵۳میلادی سری دوم از مبارزات بر علیه امپراتوری روم را آغاز کرد، او در این مبارزات شکست سنگینی را به دشمن تحمیل کرد و مشخص شد که یک ارتش قوی رومی را در نبرد بربلیسوس شکست داده، که منجر به فتح استانهای شرقی انطاکیه (انتیوش) شده.[۲] ارمنستان از زمان اشکانیان در جنگهای ایران و روم از عوامل عمده بود. موقعیت ارمنستان که در شمال غربی ایران در منطقه کوهستانی قرار داشت برای هر دو طرف از نظر نظامی بسیار مهم بود. روم با در دست داشتن ارمنستان میتوانست هر وقت که بخواهد ایران را از شمال غرب و غرب در آن واحد مورد حمله قرار دهد و با تصرف راههای نظامی آن ایران را از ذخایر نظامی خود در شرق با توجه به قرار داشتن پایتخت در تیسفون یعنی در کنار دجله و فرات محروم سازد. ارمنستان برای دولت ایران سر پل مهمی بود که از آن طریق میتوانست به آسیای صغیر حمله میکند و خود را به دریای سیاه برساند. با پشتیبانی دولت روم[۳] ارمنستان در سال ۲۵۳میلادی کوششی برای اعاده استقلال از دست رفته کرد، اما سپاه شاپور در دفع این اقدام با چنان قاطعیت و سرعتی عمل کرد که تا چندین سال بعد از مرگ او نیز تیرداد، پسر خسرو و مدعی تاج و تخت ارمنستان، برای تجربه تازهای در این زمینه جرأت نیافت. از دست دادن ارمنستان برای روم شکست بزرگی بود.[۴] گرجستان نیز که در گذشته متحد روم و ارمنستان بود در این ایام به وسیله شاپور مغلوب شد، و آنگونه که از وقایعنامههای گرجی برمیآید، پسری از آن وی به نام مهران بنیانگذار سلسله خسروی در گرجستان شد و بعدهامسیحی شد.
غلبه بر گرجستان و ارمنستان و رفع هرگونه دغدغه از جانب آن نواحی، شاپور را به تعرض در سوریه هم تحریک کرد.[۵] با اینکه حملاتی به مرزهای شرقی ایران صورت گرفت، اما شاپور از جنگ در جبهه غربی منصرف نشد و نصیبین در سال ۲۵۴میلادی و دورا اروپوس را در سال ۲۵۶میلادی به تصرف خود در آورد.[۶] در ۲۵۸میلادی شاپور زمان را برای مبارزه با ارتش روم مناسب دید چرا که شمال امپراتوری مذکور به شدت درگیر نبرد با ژرمنها بود. در مرکز نیز تغییرات مداوم، امپراتوران قدرت روم را ضعیف کرده بود.[۷] وی در سوریه تا پای دیوار انطاکیه پیش راند و در کاپادوکیه نیز تاخت و تاز کرد. پسر وی هرمزد اردشیر در آن نواحی شهر طوانه و قیصریه را گرفت و غنایم بسیار از خزاین حکام این نواحی به دست آورد. در سال ۲۶۰میلادی شهر ادسا توسط سپاهیان شاپور به محاصره در آمد و امپراتور والرین تصمیم گرفت این شهر مهم را باز پس گیرد و در نتیجه جنگ در گرفت.[۸] این بار والرین تصمیم گرفت برای مقابله با شاپور، یک کمپین دیگری را برای جنگ با او انتخاب کند.[۹]
آغاز نبرد و اسارت والرین [ویرایش]
والرین، امپراتور شصت ساله، با تجهیز سپاهی عظیم از جنوب اروپا عازم انطاکیه شده و در سال ۲۵۹میلادی شهر را از ساسانیان باز پس گرفت. قسمتی از سپاه وی در راه دچار بیماریهای واگیردار شد، در نواحی ادسا هم بخشی دیگر از سپاه گرفتار طاعون گشت و در حرکت به شرق در بین آنها تردید و تزلزل پیش آمد. ولی عقب نشینی زودهنگام ایرانیها او را به طمع تسخیر بینالنهرین انداخت اما سپاه ایران ارتش او را به مانند ارتش کراسوس محاصره کرده و سرنوشتی مشابه برایش ایجاد کردند. در این نبرد که در نزدیک شهر ادسا روی داد،[۱۰] والرین بدون این که جانب احتیاط را رعایت کند نیروی پیادهنظام خود را نزدیک ادسا مستقر کرد که یک منطقه مسطح و ایدهآل برای عملیات سواره نظام بود. این همان منطقهای بود که بیش از دویست سال پیش سربازان کراسوس به دست سواره نظام اشکانیان نابود شده بودند. تاریخ دوباره خود را تکرار کرد.[۱۱] سپاه روم با این که بیش از لشکر ایران بود و هرچه تلاش کردند نتوانستند از محاصره خلاص شوند.[۱۲] خود والرین، صاحب منصبان لشکری و کشوری، حکام ایالات، سناتورها و همچنین عده زیادی از اشخاص عالی رتبه مملکت و افسران ارشد به همراه هفتاد هزار سرباز رومی کشته و اسیر شدند و ۳۶ شهر و قلعه نظامی آنها فتح شد.[۱۳] والرین پس از تسلیم، به اسارت شاهپور درآمد و تا سالها تحت خدمت شاهپور بود چرا که شاه ایران از او به عنوان خدمتکار استفاده کرد.[۱۴] داستانهایی راجع به اسارت والرین وجود دارد، یکی از آنها این است که شاپور هنگام سوار شدن بر روی اسب پای خود را بر پشت والرین میگذاشته، این بخش ممکن است درست باشد، اما دباغی کردن جسد والرین و پرکردن آن توسط کود حیوانی به دستور شاپور احتمالاً درست نیست.[۱۵]
کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت در نقش رستم [ویرایش]
کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت این کتیبه بر دیوار ساختمان کعبه زرتشت در نقش رستم در استان فارس کنده شدهاست. ساختمان کعبه به صورت مکعب است و بر سه ضلع آن به سه زبان فارسی میانه، زبان پارتی و زبان یونانی کتیبههایی نگاشتهشدهاست. تحریر پهلوی دارای ۳۵ سطر و بر دیوار شرقی، تحریر پارتی دارای ۳۰ سطر و بر دیوار غربی و تحریر یونانی دارای ۷۰ سطر و بر دیوار جنوبی نگاشته شدهاست. تحریر یونانی و پارتی نسبت به تحریر پهلوی آسیب کمتری دیدهاست. همچنین در تحریر پارتی و یونانی توافق بیشتری دیده میشود و این دو با تحریر پهلوی تفاوتهایی دارند[۱۶]
تحریر پارتی [ویرایش]
(سطر ۱۸)(در) سومین فرصت، هنگامی که ما کرهه (هران) و ادسا پیش تاخته و کرهه و ادسا را محاصره گرفته بودیم، قیصر والرین علیه ما حرکت کرد، (سطر ۱۹) و بود با او... (سطر ۲۱)(لشکری) به قدرت ۷۰٫۰۰۰ (تن). (سطر ۲۲) و در آن سوی کرهه و ادسا نبرد بزرگی با قیصر والرین روی داد، قیصر والرین (لز طرف ما) خودمان با دستهایمان اسیر شد، و بقیه، فرمانده محافظان (و) سناتورها و افسران، که فرماندهان آن (لشکر) بودند، همه به اسارت افتادند و به فارس هدایت شدند.[۱۷]
تحریر یونانی [ویرایش]
(سطر ۱۸)(در) سومین فرصت، هنگامی که علیه کرهه (هران) و ادسا پیش تاختیم و کرهه و ادسا را محاصره گرفته بودیم، قیصر والرین علیه ما حرکت کرد، (سطر ۱۹) و بود با او... (سطر ۲۱)(لشکری) به قدرت ۷۰٫۰۰۰ (تن). (سطر ۲۲) و در آن سوی کرهه و ادسا با والرین نبرد بزرگی بین ما روی داد؛ و ما قیصر والرین را با دستهای خودمان گرفتیم و بقیه، فرمانده محافظان و سناتورها و افسران، (همه را) که فرماندهان آن قدرت (لشکری) بودند، همه آنها را با دستان خود گرفتیم و نفی بلد کردیم به فارس.[۱۸]
نتیجه و اقدامات بعد جنگ [ویرایش]
این جنگ آثار بسیار مهمی داشت. امپراتور روم به اسارت گرفته شد و این سبب توجه جهان متمدن آن روز نسبت به قدرت ساسانیان شد.[۱۹] این شکست سنگین سپاه روم سبب سقوط آسیای غربی به دست سپاه ایران شد. شاهپور در ۲۶۰میلادی آسیای صغیر را نیز تسخیر کرد و چنانچه مورخان نوشتهاند تا سالها در آسیای غربی و آسیای صغیر بدون مزاحم جدی به تاخت و تاز سرگرم بود. حال آنکه رومیها به دلیل ضعف داخلی قادر به بیرون کردن او از مرزهای شرقی خود نبودند. شکست والرین و اسارت او در جنوب امپراتوری همچنین سبب ضعف قدرت سیاسی روم در سایر نقاط امپراتوری شد به طوری که ژرمنها از آلپ گذشته و به شمال ایتالیا حمله کردند و گوتها نیز با عبور از دانوب یونان را تسخیر کردند.[۲۰] تنها اشتباه بزرگ شاپور نبردی بی دلیل با امیر عرب اذینه در پالمیرا بود در این نبرد فرسایشی سواران عرب ضربات جدی به ارتش ایران وارد کرده و سبب تضعیف موقعیت ایران در سوریه شدند،[۲۱] که سبب از دست رفتن انطاکیه و ارمنستان شد.[۲۲] اما به هر حال به نظر میرسید امپراتوری روم از دوران قدرت خود فاصله گرفته چرا که به سادگی تن به تسخیر صدها کیلومتر از مرز شرقی خود داد. اما پیروزی بر امپراتور روم برای شاه بیش از آن افتخارآمیز بود که شکست یک دسته سپاه وی از یک شیخ عرب از اهمیت آن بکاهد.[۲۳] شاپور چون علاقه زیادی به عمران و آبادانی داشت و اسرای رومی در معماری و مهندسی دستی توانا داشتند، آنان را به کار سدسازی و راهسازی و ساختمانسازی گماشت و حتی والرین را هم به ساختن سدی در نزدیکی شوشتر (شوستر) فرستاد. شاپور چندین شهر احداث کرد و از شهرهای مهمی که بنا نمود؛ شهر بیشاپور در نزدیکی کازرون و شهر نیشاپور در خراسان بود.[۲۴] سپس شاپور بعد از این فتح، سیریادس یکی از سرداران پناهنده رومی را به امپراتوری روم برگزید و لقب قیصری به او داد و والرین را مجبور کرد که به زانو در آمده و تکریم امپراتور جدید روم را به جا آورد.[۲۵] والرین ظاهراً تا پایان عمر در اسارت شاپور ماند و پسرش، گالینوس، هم که در روم جای او را گرفت چندان کوششی برای آزادی پدر یا تلافی شکست روم به جا نیاورد. شاپور، والرین را با تعدادی از رومیان در شهر نوساختهی خویش جندی شاپور سکونت داد.[۲۶] والرین پس از مدتی در جندی شاپور (گندی شاپور) در سال ۲۶۰میلادی فوت کرد.[۲۷]
به هر حال نبردهای ایران و روم را میتوان مهمترین وقایع نظامی قرن دوم قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی دانست و شاید بتوان تداوم همین نبردها را از دلایل فرسایش امپراتوری روم و ناتوانی آن در سرکوب اقوام شمالی وهونها دانست. البته این نبردها برای ایران نیز نتیجه بهتری نداشت چرا که شاهنشاهی پارت و ساسانی را تبدیل به دولتهای نظامی کرده بود که مرتب مجبور به جنگ با لژیونهای رومی بودند.[۲۸]
دستاوردهای مهم بعد جنگ [ویرایش]
پیروزیهای متوالی سپاه ایران در جنگ با رومیها در زمان شاپور چند دستاورد مهم به همراه داشت:
- غنایم بسیار بدست آمد.
- اشرافیت نظامی ایران را ثروتمند و حریص کرد.
- به سبب فتح قلاع و شهرهای مختلف تحت سیطره رومیان، باعث آشنایی ساسانیان با جنگافزارهای نوین اروپای آن عصر مخصوصاً وسایل محاصره، حفر خندق و غیره گردید.[۲۹][۳۰][۳۱]
تصویر به اسارت گرفتن والرین بر روی نگین [ویرایش]
تصویر به اسارت گرفتن والرین بر چیزی که به نگین نقش برجسته موجود در پاریس موسوم است، و نبرد تن به تن منقوش در روی آن پیروزی ساسانیان را مجسم کیکند، بسیار قابل توجه است.[۳۲] والرین را میتوان بازشناخت که شمشیر را بر روی خصم خود بالا برده است، در حالی که حریف وی شاپور شمشیر بر نکشیده و در عوض دست چپ قیصر رومی را به دست گرفته است. در دست فشردن مچ دست طبق سنت، مظهر و نشانه به اسارت گرفتن است، این همان حالتی است که در نقش برجستههای مربوط به پیروزی شاپور نیز دیده میشود. در عوض نظریه، که تصویر نگین نوعی تفسیر رومی از وقایع است، چندان اطمینان بخش نیست. ظاهراً کوشیدهاند با ملامت کردن شاپور، که پیروزی خود را نه با سلاح، بلکه تنها با حیلهگری به چنگ آورده است، برای این واقعه که مایه شرمساری است توجیهی پیدا کنند. با صرف نظر از چنین تلاشهای برای توجیه مطلب، گواه یاد شده و شواهد بیشتر هم حاکی از این است که اسیری والرین تا چه پایه برای معاصران و نسلهای آینده تاثیر گذار بوده است [۳۳]
نوشتههای مورخین [ویرایش]
در هر حال این واقعه به طوری که از نوشتههای مورخین دیده میشود، گوینده رفتار خیلی سخت و بی رحمانه شاپور با امپراتور اسیر بوده است. توضیح آنکه شاپور او را به بندگی و خدمت گذاری واداشت و دستهای او را زنجیر کرده، هنگام سوارشدن پای خود را بر پشت والرین میگذاشت و بالاخره بعد از این که والرین از شدت محن و غصه مرد، پوست او را کنده از کود دامی پر کرده و در معبدی پارسی به یادگاری حفظ و نگاه داشتند.[۳۴] ادوارد گیبون صحتوسقم این داستان را زیر سؤال میبرد. او میافزاید هر سرنوشتی که وی در ایران بدان دچار شد، این یک چیز قطعی است که وی تنها امپراتور روم بود که به دست دشمن افتاد و مابقی عمرش را در اسارت گذراند.[۳۵]
مورخان رومی این حادثه را نتیجه خیانت یکی از افسران سپاه والرین موسوم به ماکریانوس میدانستند که میخواست مقام امپراتوری روم را از آن خود سازد. اما این گفته باور کردنی نیست و بوی تعصب از آن به مشام میخورد. نکتهای که مسلم است آنکه گرفتاری و اسارت و درهم شکسته شدن نیروی والرین توسط شاپور اول، موجب ازدیاد شوکت ساسانی در آن دوران گردیده.[ادبی] بنا به نوشته ی مورخان قدیم، شاپور والرین را در قید و بند و غل و زنجیر نهاد و کمال زجر و خشونت را درباره وی روا داشت. اما مورخان و پژوهشگران امروز برآنند که این روایت ساخته و پرداخته ی وقایع نگاران کلیسایی است که در آن زمان با ایران و ایرانی کینه و دشمنی داشتند و میخواستند با انتشار اینگونه گفتارها، ایرانیان را خوار و بی مقدار سازند. یکی از طرفداران عقیده ی اخیر، یوستی پژوهشگر معروف است که پس از رد اتهامات بر شمرده، چنین میگوید: شاپور از وجود اسیران رومی در بنای پل شوشتر و سد شادروان استفاده کرده است.[۳۶]
شاپور پس از اسارت والرین، یکی از بزرگان انطاکیه به نام سیریادیس را به امپراتوری روم برگزید. سپس از فرات گذشت و در آسیای صغیر یه پیشرفتهای نمایانی نائل آمد، شهر مازاکا در کاپادو کیه را متصرف شد و چون از کاپادوکیه و نقاط دیگر آسیای صغیر فراغت یافت، در صدد فتح تدمر (پالمیرا)بر آمد. تدمر که بر سر راه بینالنهرین به دمشق قرار داشت، توسط امپراتور روم دقیانوس بنا شده و همین موقعیت جغرافیایی، موجب گسترش بازرگانی آن شهر گردیده بود. بازرگانان کالاهای خود را در شهر مزبور متمرکز ساخته از آنجا به نقاط مختلف بازارهای شرق میفرستادند.[۳۷] هنگامی که شاپور عازم شامات بود، اذینه حکمران تدمر تحفهها و هدایای گرانبهایی نزد او فرستاد. اما بطوریکه نوشتهاند، پادشاه ساسانی پیشکشهای وی را نپذیرفت و فرستادگان وی را به فرات افکند. این کار بر اذینه گران آمد و وقتی که شاپور پس از جنگ با رومیان از راه آسیای صغیر به ایران باز میگشت، گروهی از عربان به فرمان اذینه با رو بنهی او را به غارت بردند و سپاهیان ایران با تحمل رنج و مشقت فراوان و دادن تلفات بسیار به ایران بازگشتند. علاوه بر آن، اذینه به تعقیب آنان شتافت، تیسفون را به محاصره درآورد، پس از آنکه زیانهای فراوانی به آن شهر وارد آورد، بیشتر شهرهای شامات را از فرمانروایان ایرانی گرفت، با گالینوس فرزند والرین، که به امپراتوری روم رسیده بود، متحد شد و دولت روم او را به لقب اگوستوس ملقب ساخت. هنوز چیزی از این مقدمات نگذشته بود که اذینه کشته شد و دخترش ملکه زنوبیا که پس از او به سلطنت رسیده بود، برای حفظ کشور خویش در برابر آسیبهایی که ممکن بود از سوی روم بر آن وارد آید، صلاح کار خود را در دوستی با ایران دید. اما اتخاذ این روش برای زنوبیا سودی ببار نیاورد، اورلیان امپراتور روم او را اسیر کرد و به روم برد.[۳۸]
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ Bennighof، Sassanid Persia.
- ↑ Grant، The Roman emperors: a biographical guide to the rulers of imperial Rome, 31 BC-AD 476، 226.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۵۸ و ۱۵۹.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۱.
- ↑ بابایی، تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی)، ۲۳۹.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۱.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۳.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۱.
- ↑ Grant، The Roman emperors: a biographical guide to the rulers of imperial Rome, 31 BC-AD 476، 226.
- ↑ بابایی، تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی)، ۲۴۰.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۳.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۱.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۲-۳۳.
- ↑ بابایی، تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی)، ۲۴۰.
- ↑ Bennighof، Sassanid Persia.
- ↑ تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ۸۶.
- ↑ وینتر و دیگناس، روم و ایران، ۶۴.
- ↑ وینتر و دیگناس، روم و ایران، ۶۴.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۲.
- ↑ بابایی، تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی)، ۲۴۳.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۳.
- ↑ ویکی انگلیسی، Roman–Persian Wars.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۳.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۴.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۳.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۲.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۴.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۵.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۵.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۳.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۴.
- ↑ وینتر و دیگناس، روم و ایران، ۶۵.
- ↑ وینتر و دیگناس، روم و ایران، ۶۶.
- ↑ نژاد اکبری مهربان، شاهنشاهی ساسانیان، ۳۴.
- ↑ Gibbon and Hart Milman, “10”, In The History of the Decline and Fall of the Roman Empire, 285 & 286.
- ↑ آژند، ایران باستان، ۱۴۳ و ۱۴۴.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۸.
- ↑ محمودآبادی، شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی، ۸۹.
منابع [ویرایش]
- آژند، یعقوب. ایران باستان. تهران: انتشارات مولی، ۱۳۸۵. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۲۶۷۱-۰۰-۷.
- نژاد اکبری مهربان، مریم. شاهنشاهی ساسانیان. تهران: انتشارات کتاب پارسه، ۱۳۸۶. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۰۲۶-۳۰-۶.
- علی بابایی، غلامرضا. تاریخ ارتش ایران (از ۵۵۸ پیش از میلاد تا ۱۳۵۷ شمسی). تهران: انتشارات محقق، ۱۳۸۹. شابک ۹۶۴-۷۵۱۸-۱۴-۵.
- محمودآبادی، اصغر. شاهنشاهی ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی. انتشارات افسر، ۱۳۸۶. شابک ۹۶۴-۶۲۰۵-۱۸-۳.
- وینتر و دیگناس. روم و ایران. ترجمهٔ جهانداری. تهران: نشر و پژوهش فرزانروز، ۱۳۸۶. شابک ۹۶۴-۳۲۱-۲۸۱-۵.
- تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۶. شابک ۹۶۴-۵۹۸۳-۱۴-۲.
- Gibbon, Edward and Henry Hart Milman. “10”. In The History of the Decline and Fall of the Roman Empire. vol. 1. New York Public Library, 1846.
- Bennighof, Mike. “Sassanid Persia”. In Avalanche Press . 2012. Retrieved 11 February 2013.
- Grant, Michael. The Roman emperors: a biographical guide to the rulers of imperial Rome, 31 BC-AD 476. Scribner's, 1985. ISBN 9780684183886.
|
|||||