نبرد حران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۶°۵۲′ شمالی ۳۹°۰۲′ شرقی / ۳۶.۸۶۷° شمالی ۳۹.۰۳۳° شرقی / 36.867; 39.033 جنگ حران (کاره)، در منطقه‌ای در شمال میان‌رودان (بین‌النهرین) بین اورفه و راس‌العین بین سپاه ایران و روم رخ داد و با شکست سپاه روم به پایان رسید. در ۶ می (۱۶ اردیبهشت) سال ۵۳ پیش از میلاد، سپاه کراسوس سردار رومی، با سپاه سورنا سردار اشکانی (پارتی)که از اهالی سیستان و فرمانروای آن بود آماده نبرد با یکدیگر شدند و سرانجام در ۱۹ خرداد (۹ ژوئن) چنین سالی پس از یک نبرد خونین، کراسوس سردار رومی کشته شد. از آن زمان تا هفت ‌صد سال بین دو ابرقدرت باستان یعنی روم و ایران اشکانی و ساسانی حالت جنگ و گاهی صلح برقرار بود. تاریخ‌نگاران به سبب کثرت سال‌های جنگ بین ایران و روم، این جنگ ها را جنگ های هفت صد ساله ایران و روم نامیده اند.

نبرد حران
بخشی از جنگ‌های ایران و روم
C+B-Assyria-DetailedMap.JPG
نقشه از عملیات نظامی مارکوس لیسینیوس کراسوس.
زمان ۵۳ سال قبل از میلاد
مکان حران(در جنوب شرقی ترکیه)
نتیجه پیروزی قطعی اشکانیان
علت جنگ همسایه شدن قلمرو روم با ایران و وسوسهٔ سرداران رومی برای تصرف ایران
جنگندگان
امپراتوری اشکانیان جمهوری روم
فرماندهان
سورنا کراسوس ,
پوبلیوس کراسوس
نیروها
۹۰۰۰ سوار کماندار
۱۰۰۰ کاتافراکت
۳۵۰۰۰ لژیونر
۴۰۰۰ سواره نظام
۴۰۰۰ پیاده نظام سبک
تلفات
بسیار اندک(۲۰۰ نفر کشته وزخمی) ۲۰۰۰۰ کشته
۱۰۰۰۰ اسیر
۴۰۰۰ زخمی
(اکیلا)پرچم امپراتوری روم به دست اشکانیان افتاد. این اولین و آخرین بار بود که این پرچم‌ها به دست دشمن روم می‌افتادند.
وسعت تقریبی از امپراتوری اشکانی.

انگیزهٔ نبرد[ویرایش]

در آن دوران حکومت روم در دست سه «تریوم ویر» بود، یکی ژولیوس سزار، دومی پومپه و سومی کراسوس. سزار با شکست اقوام گل و پومپئوس نیز با پیروزی‌های پیشین خود در بالکان توانسته بودند وجهه خود را ارتقا دهند، در نتیجه کراسوس که در آن زمان فرمانروای سوریه بود، کوشید تا بخت خود را با یورش بردن به پارتیان بیازماید. او با وجود مخالفت رُم و با در اختیار داشتن یک سپاه هفت لژیونی و نیرومند و بدون اعلام جنگ در سال ۵۴ پیش از میلاد از رود فرات گذشت. سپس پلی را که بر فرات بود، ویران کرد، زیرا داستان‌هایی در مورد جنگ و گریز سواران پارتی و رشادت‌های آنان در سپاه روم پیچیده بود و آنها را در وحشت از پارت‌ها فرو برده بود و کراسوس از فرار سربازانش بیم داشت. کراسوس در آغاز موفقیت‌هایی به دست آورد و ارتش به او لقب امپراتور داد. البته موفقیت‌های او بیش از تاراج روستاها و آبادی‌های بی‌پناه میانرودان چیز دیگری نبود. اُرد دوم فرستاده‌ای نزد کراسوس فرستاد تا دربارهٔ این دشمنی از او توضیح بخواهد و وی مغرورانه پاسخ داد که جواب پارتیان را در سلوکیه خواهد داد. آنگاه فرستاده اُرد دوم پاسخ گفت: اگر در دست من مو می بینید، خاک سرزمین مرا هم خواهید دید. بدین ترتیب جنگ بین این دو ابر قدرت قطعی شد.

وضعیت ایران و روم تا قبل از جنگ حران[ویرایش]

در سدهٔ نخست پیش از میلاد، اشکانیان ایران توانستند با مسلط شدن بر ارمنستان و آسیای صغیر و همهٔ میان‌رودان تا مرز سوریه، همسایه امپراتوری روم شوند، این در حالی بود که از چندین سال قبل، حکومت جمهوری روم در تلاش بود ارمنستان را که بخشی خود مختار در حومهٔ قلمرو اشکانیان بود، از دست اشکانیان در آورد و این موضوع تا پایان جنگهای سلسله‌ای ایران و روم همچنان ادامه داشت، اما سر انجام تلاشهای رومیان برای جداسازی ارمنستان از ایران ناکام ماند. در غرب امپراتوری ایران، سرزمین‌های زیر سلطه امپراتوری روم قرار داشتند: همهٔ اروپا شامل شبه‌جزیره ایتالیا، گالیا، فرانسه، شبه‌جزیره ایبری (اسپانیاانگلستان، سرزمین ژرمن‌ها و شمال آفریقا تا سوریه. فقط مدت کوتاهی بطلیموس دوازدهم به اتفاق خواهرش کلئوپاترا بر مصر حاکم بودند که بالاخره مغلوب اکتاویوس سردار رومی شدند. بنابراین دو امپراتوری نیرومند بر جهان حکمفرما بود. یکی در اروپا، شمال آفریقا تا سوریه به نام دولت نیرومند روم و دیگری امپراتوری اشکانیان که همه خاورمیانه به جز سوریه در قلمرواش بود و مرزهای شرقی آن تا هند و سرزمین کوشانی‌ها در بخش شرقی افغانستان وسعت داشت، ولی با این حال حدود متصرفاتش به اندازه قلمرو دوران هخامنشیان نمی‌رسید.

آغاز نبرد[ویرایش]

با قطعی شدن جنگ، پادشاه اشکانی فرماندهی ارتش را به سردار دلاوری به نام سورنا واگذار کرد و خود به ارمنستان رفت تا از فرستادن نیروهای کمکی توسط پادشاه آن سرزمین به روم جلوگیری کند. هنگامی که کراسوس با سپاه ۴۲هزار نفری از لژیونرهای رومی وارد مرز حران (شهری در جنوب ترکیه امروزی و مرز سابق ایران و روم) شد، در مقابل خود سپاه کوچکی از اشکانیان را مشاهده کرد. سورنا که می دانست سپاه مجهز رومی را نمی توان به آسانی شکست داد، دست به یک حیله جنگی زد. او به همراه ۱۰۰۰سرباز در برابر ارتش روم ظاهر شد و ۹۰۰۰ کماندار را در پشت تپه ها پنهان کرد. با حمله لژیونرها، سورنا دستور عقب نشینی صادر کرد تا سربازان رومی در تعقیب آنها وارد محوطه اشکانیان شوند. در این هنگام کمانداران از پشت تپه ها بیرون آمدند و به سوی رومی ها حمله ور شدند. سواران اشکانی با حرکت زیگزاگی، چنان با مهارت تیرها را به سوی لژیونرهای پیاده نظام پرتاب می کردند که به قول پلوتارک پای سربازان رومی را به زمین می دوختند. در این هنگام فابیوس (پسر کراسوس)، به همراه ۱۴۰۰ سوار سنگین اسلحه، به یاری لژیونرها شتافت اما آنها هم کاری از پیش نبردند و عاقبت همگی اسیر یا کشته شدند. کراسوس سعی می کرد با سازماندهی ارتش باقی‌مانده، حمله دیگری را ترتیب دهد، اما ناگهان با سر بریده پسرش که روی نیزه ایرانیان بود، مواجه شد. مرگ فابیوس، روحیه سرداران رومی را درهم شکست، به طوری که دیگر نتوانستند در برابر حمله سربازان اشکانی مقاومت کنند و در نهایت جنگ به سود اشکانیان پایان پذیرفت.

پایان نبرد[ویرایش]

طبق نوشته مورخین رومی، در پایان نبرد ۲۰هزار رومی کشته و ۱۰هزار تن اسیر شدند، در حالی که تعداد کشته های اشکانی به یک هزار نفر هم نمی‌رسید. درباره مرگ کراسوس روایات مختلفی عنوان شده است. برخی بر این عقیده اند که او در صحنه نبرد به دست سورنا کشته شد، اما تعدادی هم ادعا می کنند که فردای نبرد، کراسوس به دست فرماندهان رومی که شکست خود را از بی تدبیری او می دانستند، به قتل رسید. به هر حال مرگ کراسوس و شکست سنگین ارتش روم، ضربه جبران ناپذیری به دولت روم وارد ساخت و باعث شهرت اشکانیان (پارت ها) در جهان شد و نبرد حران به عنوان نخستین پیروزی شرق بر غرب لقب یافت. در این نبرد، پرچم لژیون های ارتش روم هم به دست ایرانیان افتاد و تا زمانی که صلح میان امپراطوری ایران و روم برقرار شد، این پرچم در دربار پادشاه اشکانی نگهداری می شد.

نتایج شکست رومیان در نبرد حران[ویرایش]

به غنیمت بردن تمام پرچم‌های روم لکه ننگی بود که بر دامان ارتش روم نشست. بعد از این شکست ژولیوس سزار، سردار بزرگ رومی می‌خواست که انتقام این شکست را از ایران بگیرد. ولی قبل از تدارک حمله به ایران در ۱۵ مارس ۴۴ ق.م داخل مجلس سنای روم با خنجر برتوس و شمشیرهای دشمنانش کشته شد. عاقبت در زمان پادشاهی فرهاد چهارم اشکانی بین ایران و روم در زمان زمامداری اکتاویوس در سال ۲۰ قبل از میلاد صلح برقرار شد و فرهاد چهارم قبول کرد که همه وکسیلیوم‌های رومی (درفش‌های رومی) را به کشور روم مسترد کند. در عوض اکتاویوس سردار بزرگ و زمامدار روم، کنیزی ایتالیایی به نام تئاموزا را به فرهاد چهارم بخشید که در نتیجه ازدواج با او فرهاد پنجم به دنیا آمد. بعد از پیروزی پارتی‌ها بر رومیان، دنیای آن روز به این نتیجه رسید که رعب و هیبت رومی قابل شکست است و رومیان نیز مانند سایر ملل گاهی پیروز و گاهی دچار شکست می‌شوند. واقعه تلخی که بعد از این جنگ برای ایران روی داد، آن بود که سورن را که به حق باید ابومسلم عصر اشکانی دانست، در جوانی پس از انجام چنان خدمات شایانی کشتند. مورخان رومی نوشته‌اند که ارد از روی بدگمانی، ترس و حسد چنین قهرمانی را کشت و ایران را از خدمت چنین سرداری محروم ساخت.

پانویس[ویرایش]

  1. ^  پلوتارک، کراسوس.
  2. ^  مری بوبس، تاریخ ایران کمبریج، III ۲، از ۱۱۵۱ تا ۱۱۶۵؛ آ. د. بیوار، همان، III ۱، ۴۸ به بعد.
  3. ^  یوستینوس، ۱ ۱، XLI و هرودی ین، ۲، IV 10.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • ایران‌نامه، جلد سوم، نوشته عباس مهرین شوشتری، انتشارات بانک ملی ایران، ۱۳
  • تاریخ آسیا، رنه گروسه. ترجمه مصطفی فرزانه، انتشارات علمی، تهران، ۱۳۲۹
  • تاریخ روم، آلبرماله و ژول ایزاک، ترجمه غلامحسین زیرک‌زاده، ابن‌سینا، تهران، ۱۳۴۱
  • تاریخ ایران قبل از اسلام، پیرنیا، عباس اقبال، انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۸۶
  • کتاب اسرار تمدن روم باستان - بهنام محمدپناه - انتشارات سبزان