آل افراسیاب

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از قراخانیان)
پرش به: ناوبری، جستجو
قراخانیان
ایلک خانیان
آل افراسیاب
متصرفات ایلک خانیان
متصرفات ایلک خانیان
پایتخت کاشغر
تاسیس
انحلال
۸۴۰
۱۲۱۱
مساحتتخمین ۱۰۲۵
 • کل ۳٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع (۱٬۲۰۰٬۰۰۰ مایل مربع)
امروزه بخشی از  ازبکستان
 ترکمنستان
 قزاقستان
 قرقیزستان
 تاجیکستان
 روسیه
 چین
 مغولستان
 افغانستان
دین اسلام بودایی شمنیسم

قراخانیان یا ایلک خانیان یا آل افراسیاب سلسله ترک‌نژادی بودند که از ۸۴۰ تا ۱۲۱۱ میلادی بر بخش‌هایی از آسیای میانه، از جمله ناحیه اسپیجاب و نواحی شمالی و جنوبی کوه‌های تیان شان[۱] حکمرانی می‌کردند.

قراخانیان را شرق‌شناسان اروپایی از آن جهت به این نام خوانده‌اند که بیشتر در بخشی از لقب آنها واژه قره یا قرا وجود دارد و گرنه آنها را ایلک‌خانیان می‌نامیدند. به دلیل انتساب آنها به شهریار توران زمین، یعنی افراسیاب، آنها را آل افراسیاب نیز خوانده‌اند.[۲]

ورود قراخانیان به سیاست منطقه منجر به آن شد که چیرگی سیاسی ایرانی در فرارود (ماوراءالنهر) از دست رفته و جای خود را به چیرگی قبایل ترک بدهد و فرهنگ ایرانی نیز در فرارود در تنگنا قرار گیرد.[۳] با این وجود، قراخانیان به مرور فرهنگ اسلامی ایرانی را جذب کردند اما عناصر ترکی قبیله‌ای خود را نیز حفظ کردند.[۴]

تاریخ[ویرایش]

قراخانیان در اتحاد با اقوام ترک‌تبار همسایه قدرتهای کوچک فرارود را شکست دادند و در ۳۹۵ (قمری) دولت تضعیف‌شده سامانیان را سرنگون ساختند. پایتخت قراخانیان در کاشغر قرار داشت.

قراخانیان در سده ۱۱ (میلادی) اسلام آوردند، در ۱۰۴۱ قلمرو آن‌ها به دو ایالت غربی و شرقی تقسیم شد، ابواسحاق ابراهیم فرمانروای ایالت غربی پایتخت خود را از اوزگند به سمرقند منتقل کرد و شهرهای مرزی از جمله چاچ و بخش‌هایی از فرغانه را تصرف کرد، اما با قدرت گرفتن سلجوقیان همسایهٔ جنوبی آن‌ها، درگیری میان قراخانیان و سلجوقیان در نهایت به تصرف سمرقند توسط سلطان ملکشاه سلجوقی انجامید و قراخانیان خراج‌گذار آنان شدند.[۵]

قراخانیان در اواخر قرن یازدهم زیر نفوذ قراختاییان همسایگان شمالی خود نیز درآمدند و در ۱۲۱۱ با شکست در برابر لشکر علاءالدین محمد خوارزمشاه به کلی مضمحل شدند.

سلجوقیان با قراختائیان[ویرایش]

سلجوقیان ابتدا در خدمت سامانیان بودند و آنها را در جنگ با قراختائیان یاری می‌دادند اما بعد بعد به خدمت یغان تگین[۶] ابن قدرخان یوسف قراخانی و بعد به خدمت علی تگین[۷] مشغول شدن آنها عامل مهمی در ابقای علی تگین در سمرقند و بخارا بودند. علی تگین به کمک آنها در سال ۴۱۶ ق ،۱۰۲۵ م در برابر محمود غزنوی و در سال ۴۲۳ ق و ۱۰۳۲ م با خوارزم شاه جنگیدند. در زمان تمقاچ خان ابراهیم حاکم قراختائیان غربی، آلب ارسلان سلجوقی حمله کرد و قراختائیان بخاطر این حمله به خلیفه شکایت کردند اما پس از آن تا اواخر حکومت الب ارسلان روابط آنها با سلجوقیان صلح آمیز بود و پیوندهای خانوادگی در میان این دو خاندان برقرار شد. در سال ۴۶۵ ق دراواخر حکومت ملکشاه شمس الملک قراخانی به قلمرو سلجوقیان هجوم برد. در اوایل حکومت ملک شاه سلجوقیان و قراختائیان بر سر نواحی جنوبی جیحون و توخارستان با هم اختلاف داشتند. در سال ۴۶۶ ق برابر با ۱۰۷۴، ۱۰۷۵ م تلس و کاشغر مورد هجوم ملک شاه سلجوقی قرار گرفت. شمس الملک در این زمان با شاخهٔ شرقی قراختائیان و پسران قدرخان یوسف درگیر بود احتمالاً به همین خاطر او با سلجوقیان صلح کرد در زمان حکومت احمد بن خضر خان در سال ۴۸۲ ق برابر با ۱۰۸۹ م سلجوقیان سمرقند، بخارا، تلس و سیمرچیه را تصرف کردند. در همین زمان هارون بن سلیمان بن قدرخان یوسف حاکم کاشغر با ملک شاه قرار داد صلحی مبتنی برآوردن نام ملک شاه در خطبه و سکه و به ازدواج درآوردن یکی از دختران خود با پسر ملک شاه امضاء کرد.[۸]

اما در همین زمان فردی به نام طغرل بن ینان شورش کرد و خان را کاشغر، بیرون راند. اما سلجوقیان او و برادرش را که شورش کرده بود با هم آشتی دادند و آن دو قلمرو خود را باز پس گرفتند و ملک شاه بعد از او این منطقه را به برادرش سلیمان و سپس به محمود قراخانی سپرد.[۹] در سال ۴۹۰ ق بر کیارق، سلیمان بن داوود تمقاچ خان را برای حکومت قراختائیان غربی انتخاب کرد در همین سال قدرخان جبرئیل صاحب تلس و بلاسون به دنبال محمد بن سلیمان که به قلمرو سنجر سلجوقی گریخته بود وارد قلمرو سنجر شد و به دست او به قتل رسید و سنجر با سپاهی محمد بن سلیمان را بر تخت سمرقند نشاند و دختر خود را به او داد که موجب شد در سال‌های آینده دوبار او را با سپاه یاری دهد.[۱۰] اما در سال‌های آخر حکومت محمد روابط او با سنجر تیره شد و در سال ۵۲۴ ق برابر با۱۱۳۰ م سنجر سمرقند را غارت کرد و او را خلع کرده حسن بن علی و بعد برادر ارسلان خان را جانشین او نمود.[۱۱] زمانی که سنجر در اسارت قزان اسیر بود امیران سلجوقی محمود قراخانی خواهر زادهٔ سنجر را به جانشین او انتخاب کردند. سنجر نیز بعد از آزادی در زمان مرگش او را رسماً جانشین خود کرد. محمود خان قراخانی مجبور شد قدرت خود را با یکی از غلام سپاه سالاران سنجر به نام ای آبه که بسیار قدرتمند بود تقسیم کند. آن دو در خراسان بر علیه غزان جنگیدند اما این جنگ به شکست آنها انجامید.[۱۲] غزان پیروز به محمود خان پیشنهاد اتحاد دادند و او برای کاستن از قدرت آی آبه این پیشنهاد را پذیرفت؛ و در سال ۵۵۴ ق برابر با ۱۱۵۹ م این اتحاد انجام گرفت اما آی آبه غزان را شکست داد و محمود خان به صلح با او متمایل شد اما آی آبه در سال ۵۵۶ او و پسرش را دستگیر و هر دو را کور کرد.[۱۳]

رابطهٔ قراخانیان با قراختائیان[ویرایش]

قراختائیان قومی بودند که در چین زندگی می‌کردند و بعدها به ماوراءالنهر و فرارود کوچ کردند آنها به ترکستان حمله کردند و با شاخه شرقی قراختائیان روبرو شدند اما ارسلان خان احمد توانست آنها را شکست دهد.

دسته‌ای دیگر از آنها به قلمرو قراخانیان در بلا ساغون وارد شدند و امیر قراخانی از آنها بر علیه دشمنان خود بهره جست اما آنها بعد از مدتی با قراخانیان در کاشغر و ختن جنگیدند در سال ۵۳۱ ق محمود خان ابن ارسلان محمد صاحب سمرقند با قراختائیان در خجند درگیر شد اما این درگیری به شکست انجامید.[۱۴] در سال ۵۳۶ نیروهای متحد محمود خان قراخانی و سلطان سنجر سلجوقی نتوانستند در برابر آنها از سمرقند و ماورالنهر دفاع کنند و آنها وارد سمرقند و بخارا شدند و برادر محمود طمغاچ خان ابراهیم سوم را بر تخت سمرقند نشاندند و او تا سال ۵۵۱ ق در این مقام ماند.[۱۵]

در زمان عثمان خان قراختانیان و قراختائیان و خوارزمشاهیان بر علیه غوریان متحد شدند و توانستند آنها را شکست دهند در حدود سال ۵۵۱ ق قراخانیان خراج گذار قراختائیان بودند در زمان چغری خان طمغاچ خان ابراهیم سوم قراختانیان بر علیه قرلقان متمرد از قراختائیان درخواست کمک کردند اما این درخواست نتیجه‌ای نداشت و آنها مجبور شدند با قرلقان صلح کنند.[۱۶]

در سال ۶۰۶ ق برابر با ۱۲۱۰ میلادی عثمان خان از دختر گورخان قراختایی خواستگاری اما گورخان به این ازدواج راضی نشد و عثمان خان که رنجیده خاطر شده بود ادعای استقلال کرد و سپاهیان قراختایی سمرقند را اشغال کردند اما آنها مجبور شدند به خاطر شورش‌های دیگر سمرقند را ترک کنند و عثمان خان که با محمد خوارزم شاه متحد شده بود آنها را تعقیب کرده و شکست داد.[۱۷] ولی بعد از مدتی عثمان خان تصمیم گرفت روابطش را با قراختائیان از سر بگیرد و خوارزمشاهیانی که در سمرقند بودند را قتل‌عام کرد و به رغم ازدواج با دختر خوارزم شاه با دختر گورخان نیز عقد ازدواج برقرار کرد و نتیجه این تمرد از خوارزمشاهیان فتح سمرقند و برانداختن دودمان قراخانی توسط سلطان محمد خوارزمشاه بود.[۱۸]

روابط نهادهای مذهبی و تأثیرات آنها بر حکومت قراخانیان[ویرایش]

نهادهای مذهبی در این زماندر میان عامه قدرت فراوان داشتند در زمان سامانیان وقتی امیر سامانی از مردم خواست تا به یاری او و مقابله با قراخانیان بشتابند آنهابا نهادهای مذهبی مشورت کردند و علما به مردم این اطمینان را دارند که قراخانیان افراد با ایمانی هستند و نیازی نیست به خاطر سامانیان بی ایمان با آنها مبارزه کرد. شمس الملک قراخانی با طبقات مذهبی درگیر شد و در سال ۴۶۱ ق امام ابو ابراهیم صفاری را اعدام کرد در زمان احمد بن خضر خان طبقات مذهبی که از سلطان ناراضی بودند فردی را به نام طاهر بن عدیک به سوی ملکشاه فرستادند و او در سال ۴۸۲ ق از او بر علیه احمد خان دستور کمک کردند که باعث شد سلطان سمرقند را فتح کرده و او را خلع کند اما پس از مدتی تاج و تخت را به او برگرداند سپس در سال ۴۸۸ همین نمایندگان مذهبی سلطان را به جرم پذیرفتن کیش اسمائیلی در سمرقند اعدام کردند.

پدیده‌ای که در ق ۵ قمری برابر با ۱۱ میلادی دیده می‌شود پیش گرفتن تقوا و دین داری ریاکارانه‌ای از سوی حکام برای جلب نظر طبقات مذهبی بوده از سوی دیگر نظامیان همواره برای جلوگیری از افزایش قدرت مرکزی طبقات مذهبی بر علیه آن‌ها یاری می‌دادند.

در سال ۵۰۷ احتمالاً این رهبران مذهبی بودند که از ستم ارسلان خان محمد به سنجر شکایت کردند در اواخر حکومتش او بیمار شد و با کمک پسرش فرمانروایی می‌کرد اما فقیهی علوی و رئیس سمرقند که از رهبران مذهبی بودند توطئه کردند و پسر او را کشتند اما احمد پسر دیگرش از توطئه گران انتقام گرفت.

طمقاچ خان ابراهیم که شخصیت مثبتی در تاریخ دارد به اعدام شیخ ابوالقاسم سمرقندی اقدام کرد. قدرت این طبقات مذهبی را در پیدایش دودمان‌هایی از رهبران مذهبی به خصوص در بخارا می‌توان دید که غالباً القاب افتخاری صدور داشتند در سده پنجم قمری امامان مذهبی خاندان صفاری بودند اما سنجر در سفر جنگی خود به ماورالنهر در سال ۴۹۵ قمری آنها را خلع کرد و امام عبدالعزیز بن عمر از خاندان برهان را جانشینی او کرد سنجر با دادن لقب صداره یکی از خواهراش را به عقد او درآورد و از این پس او و جانشینانش که به آل برهان معروف بودند دست نشاندهٔ سلجوقیان شدند در زمان قراختائیان هم آل برهان مستقیماً با آنها گفتگو کردند و مالیات بخارا را برای قراختائیان جمع‌آوری می‌کردند بنابراین قدرت برهانیان هم جنبه مذهبی و هم سیاسی و مالی داشت این خاندان قدرت خود را تا دوران خوارزمشاهیان و اوایل مغولان حفظ کردند ودر سال ۶۳۶ ق با یک قیام مردمی بر کنار شدند.[۱۹]

پیشینه قراخانیان[ویرایش]

قراخانیان از اتحادیهٔ قبایل ترک قرلق که از قبایل یغما، تخسی و چگل تشکیل شده بود زاده شدندو این قبایل از مدتهای قبل دشتهای تیان شان تا بخش‌های میانه سیهون را در دست داشتند. قرلق‌ها از قدیم در دشتهای آسیای میانه بودند و از سدهٔ نخست قمری یا هفتم میلادی جزو قبایل سازگار درون امپراتوری ترک می‌دانند. به روئسای آنها ایلگ گفته می‌شد که این لقب در متون منطقهٔ تورفان یا فت شد. همین خاطرمنابع اسلامی به قراخانیان ایلگ خانیان نیز می‌گویند. بعد از فروپاشی امپراتوری ترک در سال ۱۲۵ قمری برابر با ۷۴۱ میلادی اتحادیه‌های مختلفی شکل گرفت که در آن رئس قرلق‌ها به خود لقب یبغو و سپس قاغان به خود داد که قراخانیان نیز آن را برای خود انتخاب کردند. در سدهٔ چهارم قمری دهم میلادی قرلق‌ها مسلمان شدند و نخستین پادشاه آنها که مسلمان شد ستوک بقراخان در گذشته سال (۹۵۵م -۳۴۴ق) بود و نامش را به عبدالکریم تغییر داد و او از کاشغر بر قوم خود فرمانروایی می‌کرد. کار مسلمان کردن این اقوام را دراویش و صوفیانی که به دشتهای آسیای میانه می‌رفتند و در راسخ بودن اعتقاداتشان از نظر دستگاه‌های مذهبی تردید وجود داشت انجام گرفت اما قراختائیان پس از اسلام آوردن به سنیان راسخ اعتقادی تبدیل شدند بعید نیست کهه یکی از این مبلغان که از مردم نیشابور بود از خدمت سامانیان به قراختائیان پیوسته بود.[۲۰] به نام ابوالحسن محمد الکلماتی در تغییر دین شاهزاده شوق نقش داشته باشد و کاشغری بین زبان ترکان یعنی قرلق‌ها یا قرااختائیان و ترکمن‌ها تفاوت‌های قائل می‌شود سطح فرهنگی قبایل قرلق و در نتیجه قراختائیان نسبت به ترکان غربی تر بالا بود زیرا آن‌ها از الفبای ایغوری استفاده می‌کردند و خط عربی تنها به مرو توانست جای آن را در میان قراختائیان بگیرد.[۲۱]

ساختار سیاسی حکومت قراخانی[ویرایش]

حکومت قراخانیان به صورت اتحادیهٔ قبیلهٔ باقی ماند و هرگز دولت یکپارچه اداره نمی‌شد آن‌ها در تیان شان که در فاصلهٔ دوری از فرارود قرار دارد که جزء قلم روی آن‌ها بود ییلاق می‌کردند در نظام سیاسی آن‌ها یک خان بزرگ و یک خان بدیل وجود داشت که این مطابق با سنت‌های باستانی ترکان بود. از سدهٔ پنجم قمری یا یازدهم میلادی ستیزه‌های خونین در میان خاندان قراخانی آغاز شد و دو شاخه شدند که به نام‌های اسلامی آل علی و آل حسن خوانده می‌شدند. پس از سال ۴۳۳ قمری یا ۱۰۴۱ یا ۱۰۴۲ میلادی دو دومان شرقی و غربی قراخانی وجود داشت که به ترتیب در بلاساغون و اوزکند و سپس در کاشغر و سمرقند مستقر شدند ساختار سیاسی دودمان به صورت نظام دو گانهٔ خانی و خوانین تابعهٔ کوچک‌تر بود به همین خاطر ممکن بود چندین شاهزاده در مناطق مختلف در یک زمان قدرت داشته باشند. القاب آن‌ها به صورت ترکیبی از اسامی ترکی و قبیله‌ای و توتمیستی با اسامی اسلامی بود در اوایل پنجم قمری یا یازدهم میلادی ادارهٔ فرارود به شیوهٔ اولیهٔ خود یعنی به صورت شهر، کشورهای مستقل بازگشت که در هر کدام از آن مناطق یکی از شاهزاده گان یا اشراف قراخانی حکومت می‌کردند با این گرایش به منطقه یی کردن اشراف زمین‌دار قدرت یافت و حتی بعضی دهستانان شمال رود سیحون به نام خود سکه زدند و بار عمومی هزینهٔ دولت کاهش یافت در حکومت قراخانیان مانند همه دولت‌های صحرا نشین، مفهوم مالکیت عشیرتی از حقوق خصوصی به حقوق عمومی منتقل شده بود. کشور، ملک همه خاندان خان محسوب می‌شد و به اقطاعات کوچک تقسیم می‌شد و گاه خانان این نواحی مقتدر بودند و رئیس دولت را به رسمیت نمی‌شناختند. این شیوه معمولاً باعث جنگ‌های داخلی و تغییر دائمی حکام می‌شد به همین خاطر به هیچ وجه نمی‌توانیم مدت فرمانروایی هیچ عضوی از این خاندان را به طور دقیق تعیین کنیم؛ حتی سکه‌های فراوان قراخانی هم نمی‌تواند به ما در حل این موضوع کمک کند چون مدارک تاریخی کافی برای اثبات این موضوع که القاب موجود در سکه از آن یک نفر هست یا چند نفر.[۲۲]

ارتباط قراخانیان و سامانیان[ویرایش]

قراخانیان در سال ۳۶۶ قمری مناطق اولیای درهٔ زرفشان که کان‌های نقرهٔ سامانیان در آن بود را تصرف کردند و در سال ۳۷۰ ق مشغول تحکیم پایه‌های قدرت خود در بلاساغون و کاشغر در شمال اسفیجاب شدند و به صورت صلح جویانه شاهزاده نشین‌های را که از سامانیان جدا شده بودند را تصرف کردند در سال ۳۸۲ ق بغرا خان به قلمروی سامانیان حمله کرد و با شکست دادن ساه سامانی به سمت بخارا پیش روی کرد این کار موجب گریز امیر سامانی شد اما بغرا خان در بخارا بیمار شد و شهر را رها کرده و به سمت شمال رفت و در آنجا در گذشت و به همین خاطر نوح امیر سامانی توانست به بخارا بازگردد و مناطق از دست رفتهٔ خود را پس بگیرد در سال ۳۸۴ نصر خان خان قراخانی به سامانیان حمله کرد و با تصرف سمرقند و بخارا به حکومت سامانیان در فرارود پایین داد در این زمان مردم این شهرها مقاومتی نکردند چون علما به آنها اطمینان داده بودند که قراخانیان مانند خودشان مسلمانان معتقدی هستند قراخانیان در این زمان بر حوضهٔ سیر دریا تسلط داشتند برادر کوچک‌تر امیر سامانی برای نجات تاج و تخت خود توانست به کمک متحدان مختلف چند بار قراخانیان را شکست دهد اما به دلیل کم بود نیرو مجبور شد از متصرفات خود دست بکشد و در سال ۳۹۴ ق در یک جنگ سرنوشت ساز قراخانیان توانستند او را به طور کامل شکست دهند و سامانیان را منقرض کنند و قلم روی سامانیان را بین خود تقسیم کردند.

رابطهٔ قراخانیان و غزنوی[ویرایش]

در سال ۳۹۱ قمری برابر با ۱۰۰۱ میلادی نصرخان و محمود غزنوی به توافق رسیدند که قلمروی سامانیان را بین خود تقسیم کنند و رود جیحون مرز میان آن دو شد ایلگ نصر برای برقراری رابطهٔ خیشاوندی با غزنویان یکی از دختران خود را به نکاه محمود غزنوی داد اما آن‌ها همیشه بر سر نواحی جیحون و خراسان با غزنویان اختلاف داشتند در سال ۳۹۶ ق قراخانیان به خراسان هجوم آوردند و از دو جهت به نیشابور و مرو حمله کردند در نیشابور دهقانان محلی که از اعمال مالیاتی غزنویان به ستوه آمده بودند با آن‌ها سازش کردند اما محمود توانست آن‌ها را شکست و مرو عقب براند در سال ۳۹۸ ق نصرخان و یوسف قدرخان بر علیه غزنویان متحد شدند و به قلمروی آن‌ها حمله کردند اما این حمله هم به شکست انجامید. نواحی خوارزم و بخش‌های رود جیحون برای غزنویان و قراختانیان بسیار اهمیت داشت. چون غزنویان می‌توانستند از این طریق به سادگی به قراخانیان حمله کردند احمد طغان خان صاحب سیهرچیه و کاشغر و سپس یوسف قدرخان حاکم ختن و کاشغر با محمود غزنوی بر علیه علی هارون بقراخان معروف به علی تگین صاحب سمرقند و بخارا متحد شدند در این زمان قراخانیان دچار اختلافات خانوادگی شده بودند علی تگین بزرگ‌ترین و سر سخت‌ترین دشمن قراخانی غزنویان بود در این اتحاد قرار پیوند خیشاوندی با محمود هم گذاشته شد علی تگین سربازی از قبایل سلجوقی را در خدمت خود داشت آن‌ها در سال ۴۱۶ ق برابر با ۱۰۲۵ میلادی آن‌ها با هم روبرو شدند و در این جنگ علی تگین شکست خورد اما با ترک منطقه به توسط محمود غزنوی علی تگین بازگشت و متصرفات خود را بازگرفت بعد از مرگ محمود غزنوی پسرش مسعود برای به دست گرفتن تاج و تحت در عضای دادن ختن از او کمک نظامی خواست اما این کمک ضرورتی نیافت و علی تگین بر علیه غزنویان با حاک خوارزم متحد شد اما این اتحاد بجایی نرسید چون هر دوی آن‌ها در همین سال درگذشتند و دشمنی با غزنویان را پسران علی تگین ادامه دادن قراخانیان شرقی و سلطان مسعود تمایل به برقراری روابط صلح آمیز داشتند و در سال ۴۲۲ قدرخان یوسف پذیرای هیئت مذاکره کنندهٔ سلطان مسعود شد که این مذاکرات ۴ سال به طول انجامید در این مذکرات قراره ازدواج یکی از دختران یوسف قدرخان با مسعود و یکی دیگر از دختران قراخانی برای شاهزاده مودود گذاشته شد این مذاکرات در سال ۴۲۸ ق این مذاکرات با پسر قدرخان یوسف از سر گرفته شد در سال ۴۲۹ بوری تگین شاهزادهٔ قراخانی وخش و ختن و مرزهای غزنویان را غارت کرد بعد از جنگ دندان قان مسعود غزنوی تصمیم گرفت نواحی بلخ و توخارستان را به شاهزادهٔ قراخانی بوی تگین واگذار کند در زمان پادشاهی مودود بوی تگین بر علیه سلجوقیان با غزنویان متحد شد اما این اتحاد نتیجهٔ نداد همچنین تمقاچ خان ابراهیم بن نصر با غزنویان بر ضد سلجوقیان متحد شدند اما خان غراخانی در کنار رود جیحون با سلجوقیان صلح کرد قراخانیان مجبور بودند در زمان اوج قدرت غزنویان فقط از طریق آن‌ها با خلافت بغداد ارتباط برقرار کنند در سال ۴۲۲ خلیفه به مسعود غزنوی تعهد داد که جز از طریق آن‌ها با قراخانیان ارتباطی برقرار نکند.[۲۳]

فرمانروایان[ویرایش]

نام‌های شاهان این سلسله[۲۴]

قراخانیان متقدم

عبدالکریم ستق (حکومت حدود ۳۲۰ ق / ۹۳۰)

موسی بن ستق (حکومت؟)

ابوالحسن علی بن موسی (متوفی ۳۸۸ ق / ۹۹۸ م)

شهاب الدوله ابو موسی حسن هارون بغراخان بن سلیمان (متوفی ۴ – ۳۸۳ ق / ۴–۹۹۳م)

ابو المحسن نصراول (بن علی) (حکومت ۴۰۰ – ۳۸۹ ق ۱۰۱۰ – ۹۹۹ م)

قطب الدوله ابو نصر احمد اول (بن علی) (حکومت ۴۰۷ – ۴۰۱ ق / ۱۰۱۷ – ۱۰۱۱ م) یا (حکومت ۴۰۷ – ۳۸۸۸ ق / ۱۰۱۷ – ۹۹۸ م)

شرف الدوله طغان بن علی (حکومت ۴۰۸ – ۴۰۳ ق / ۱۰۱۸ – ۱۰۱۳ م)

ابوالمنتصر ارسلان خان اول (بن علی) (حکومت؟)

شرف الدوله ابو شجاع ارسلان خان دوم (حکومت ۴۲۴ – ۴۲۱ ق / ۱۰۳۳ – ۱۰۳۰ م)

محمود اول بغراخان (حکومت ۴۳۵ – ۴۲۵ ق / ۱۰۴۴ – ۱۰۳۴ م)

«قراخانیان غرب» که در بخش غربی ترکستان حکومت کردند دارای این حکمرانان بودند:

ابوالمظفر عمادالدوله ابراهیم طمغاج بن نصر (حکومت ۴۶۰ – ۴۴۰ ق / ۱۰۶۸ – ۱۰۴۷ م)

شمس الملوک نصر دوم (بن طمغاج) (متوفی ۴۷۲ ق / ۱۰۷۹ م)

خضر خان بن طمغاج (حکومت؟)

احمد خان دوم (بن خضر) (متوفی ۴۸۸ ق / ۱۰۹۵ م)

محمود خان دوم (متوفی ۴۹۵ – ۴۹۰ ق؟ / ۱۱۰۲ – ۱۰۹۷ م؟)

خضر خان دوم (بن عمر بن احمد) (متوفی ۴۹۵ ق – ۱۱۰۲ م)

محمود ارسلان خان سوم (بن سلیمان) (حکومت؟)

ابوالمعالی حسن تگین بن علی (حکومت؟)

رکن الدوله محمود خان سوم (بن ارسلان) (حکومت؟)

قلج طمغاج خان به محمد (حکومت حدود ۵۵۸ ق / ۱۱۶۳م)

جلال الدین علی گورکان بن حسن تگین (حکومت؟)

«قراخانیان شرق» در بخش شرقی ترکستان اسکان داشتند و حکمرانان آنان به شرح ذیل بودند:

طغرل خان بن یوسف خضر خان (حکومت ۴۵۵ – ۴۳۹ ق / ۱۰۶۳ – ۱۰۴۷م)

طغرل تگین بن طغرل (حکومت ۴۵۵ ق / ۱۰۶۳ م)

هارون بغراخان بن یوسف خضر خان (حکومت ۴۹۶ – ۴۵۵ ق؟ / ۱۱۰۳ – ۱۰۶۳ م؟

نورالدوله احمد بن ارسلان (حکومت؟)

منابع[ویرایش]

  1. و؛ و بارتولد، گزیده مقالات، کریم کشاورز، تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۸ ش، ص ۳۳۶
  2. کلیفورد ادموند بوسورث. سلسله‌های اسلامی. ترجمهٔ فریدون بدره‌ای. مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ۱۳۷۱. ص۱۷۳. 
  3. Svatopluk Soucek (2000). "Chapter 5 - The Qarakhanids". A history of Inner Asia. Cambridge University Press. ISBN: 0-521-65704-0.
  4. Michal Biran (March 27, 2012). "ILAK-KHANIDS". Encyclopedia Iranica.
  5. Western Karahanli State, Turk Turan Tarihi
  6. 1. کتاب باسورث جلد اول. 26. 
  7. . کتاب باسورث جلد اول. 26. 
  8. کتاب باسورث جلد اول،. 93 94 95. 
  9. کتاب باسورث جلد اول. 108. 
  10. کتاب باسورث جلد اول ،. 139. 
  11. کتاب باسورث جلد اول. تهران، 1390. 140. 
  12. کتاب باسورث جلد اول. تهران: امیرکبیر، 1390. 55. 
  13. کتاب باسورث جلد اول. تهران: امیر کبیر، 1390. 184. 
  14. حسن انوشه. تاریخ ایران کمبریج جلد اول. تهران: امیر کبیر. 148. 
  15. بارتولد، کریم کشاورز. ترکستان نامه جلد 2. بنیاد فرهنگ ایران. 154 168. 
  16. بارتولد، کریم کشاورز. ترکستان نامه جلد 2. بنیاد فرهنگ ایران. 733. 
  17. بارتولد. ترکستان نامه جلد 2. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 743 744 748. 
  18. ترکستان نامه جلد 2 بارتولد 757 758. 
  19. ترکستان نامه جلد 2 بارتولد 138 139 140. 
  20. ترکستان نامه جلد 2 بارتولد 13 14. 
  21. ترکستان نامه جلد 2 بارتولد 216. 
  22. تاریخ ایران کمبریج جلد پنج. 19 20. 
  23. تاریخ ایران کمبریج جلد پنج. 140 139 138 137 136. 
  24. ورهرام، غلامرضا: تاریخ آسیای مرکزی در دوران اسلامی، انتشارات بنیاد پژوهش‌های اسلامی، سال چاپ ۱۳۷۲.