کارل گوستاو یونگ
کارل گوستاو یونگ | |
|---|---|
در سال ۱۹۳۵ | |
| نام هنگام تولد | کارل گوستاو یانگ |
| زادهٔ | ۲۶ ژوئیهٔ ۱۸۷۵ |
| درگذشت | ۶ ژوئن ۱۹۶۱ (۸۵ سال) |
| ملیت | سوئیس |
| شهروندی | سوئیس |
| محل تحصیل | دانشگاه بازل |
| شناختهشده برای | روانشناسی تحلیلیناخود آگاه جمعیعقده روانیکهنالگوهای یونگآنیما و آنیموسهمزمانیبرونگرایی و درونگرایی |
| همسر | اما یونگ |
| فرزندان | ۵ |
| جوایز | دکتری افتخاری از دانشگاه کلارک، دانشگاه فوردهام، دانشگاه هاروارد، دانشگاه اللهآباد، دانشگاه هندوی بنارس، دانشگاه کلکته، دانشگاه آکسفورد، دانشگاه ژنو، مؤسسه فناوری فدرال زوریخ، عضو افتخاری انجمن سلطنتی پزشکی |
| پیشینه علمی | |
| شاخه(ها) | روانپزشکی، روانشناسی، روان درمانی، روانشناسی تحلیلی |
| محل کار | بورگهلتسلی، ارتش سوئیس (افسر در جنگ جهانی اول) |
| استاد راهنما | یوجین بلولر، زیگموند فروید |
| امضاء | |
| از مجموعه مقالههای |
| روانکاوی |
|---|
کارل گوستاو یونگ (آلمانی: Carl Gustav Jung؛ ۲۶ ژوئیه ۱۸۷۵ – ۶ ژوئن ۱۹۶۱) روانپزشک و روانکاو اهل سوئیس بود که روانشناسی تحلیلی را بنیانگذاری کرد. آثار یونگ در زمینههایی چون روانپزشکی، فلسفه، مردمشناسی، باستانشناسی، ادبیات و مطالعات دینی تأثیرگذار بوده است.[۱]
او در ابتدا یکی از شاگردان و همکاران برجسته زیگموند فروید بود و برای ریاست انجمن بینالمللی روانکاوی انتخاب شد. اما به تدریج اختلافات نظری عمیقی در مورد مفاهیمی همچون لیبیدو و ماهیت ناخودآگاه میان این دو شکل گرفت. این اختلافات منجر به جدایی کامل آنها در سال ۱۹۱۳ شد و یونگ مسیر فکری مستقل خود را در پیش گرفت.[۲] مفاهیم کلیدی که توسط یونگ معرفی شدند عبارتند از: ناخودآگاه جمعی، کهنالگو، فرایند فردیت، برونگرایی و درونگرایی، و همزمانی. او همچنین به مطالعه کیمیاگری، عرفان، اسطورهشناسی و ادیان شرقی علاقهمند بود و این حوزهها را با روانشناسی پیوند داد.[۳] آزمون (MBTI) نیز بر اساس نظریات او دربارهٔ تیپهای شخصیتی توسعه یافته است.
زندگی
[ویرایش]
دوران کودکی و جوانی
[ویرایش]کارل گوستاو یونگ در ۲۶ ژوئیه ۱۸۷۵ در کسویل، کانتون تورگاو، سوئیس به دنیا آمد. پدرش، پاول آشیل یونگ، یک کشیش فقیر در کلیسای اصلاحی سوئیس بود و مادرش، امیلی پرایزورک، از خانوادهای ثروتمند و با سابقه در سنت کلیسایی بود. او چهارمین فرزند خانواده بود، اما تنها فرزندی بود که زنده ماند.[۴] دوران کودکی یونگ با انزوا و تنهایی همراه بود. او تحت تأثیر عقاید دینی پدر و مشکلات روحی مادرش قرار داشت و از همان سنین پایین، به رؤیاها و تجربیات درونی خود توجه ویژهای نشان میداد. او در خاطرات خود ذکر میکند که دارای دو شخصیت بود: یک شخصیت امروزی و دانشآموز، و شخصیتی دیگر که در دنیایی معنوی و قدیمیتر زندگی میکرد.[۵] این تجربیات اولیه، سنگ بنای نظریات بعدی او دربارهٔ ناخودآگاه و کهنالگوها را تشکیل داد. یونگ در ابتدا به باستانشناسی علاقه داشت، اما به دلیل محدودیتهای مالی خانواده، در دانشگاه بازل به تحصیل پزشکی پرداخت. در حین تحصیل، با خواندن کتابی از ریشارت فون کرافت-ابینگ، به روانپزشکی علاقهمند شد و آن را ترکیبی از علایق خود در علوم انسانی و طبیعی یافت.[۶] او در سال ۱۹۰۰ مدرک پزشکی خود را دریافت کرد و در بیمارستان روانی بورگهولتسلی در زوریخ، تحت نظر اویگن بلویلر، مشغول به کار شد.
همکاری و جدایی از فروید
[ویرایش]یونگ در سال ۱۹۰۶ مجموعه مقالات خود را با عنوان «مطالعاتی در تداعی واژگان» برای زیگموند فروید فرستاد و این آغازی بر یک دوره همکاری فشرده میان این دو بود. اولین ملاقات آنها در وین در سال ۱۹۰۷، ۱۳ ساعت به طول انجامید و این گفتگو نشان از عمق تفاهم فکری اولیه آنها داشت.[۷] فروید، یونگ را به عنوان جانشین و ولیعهد خود در جنبش روانکاوی میدید و در سال ۱۹۱۰، با حمایت قوی فروید، یونگ به عنوان اولین رئیس انجمن بینالمللی روانکاوی انتخاب شد. با این حال، به تدریج اختلافات نظری میان آنها آشکار شد. یونگ با تأکید انحصاری فروید بر عقده ادیپ و نقش امیال جنسی (لیبیدو) در شکلگیری رواننژندی مخالف بود. او مفهوم لیبیدو را به عنوان یک انرژی روانی کلی و نه صرفاً جنسی تعریف کرد. مهمترین اختلاف آنها در مفهوم ناخودآگاه بود. یونگ علاوه بر ناخودآگاه شخصی که فروید مطرح کرده بود، به وجود یک لایه عمیقتر به نام «ناخودآگاه جمعی» معتقد بود که میراث مشترک روانی تمام بشریت است.[۸] این اختلافات در کتاب "Symbols of Transformation" (نمادهای دگرگونی) که یونگ در سال ۱۹۱۲ منتشر کرد، به اوج خود رسید. این کتاب تحلیلی از فانتزیهای یک بیمار اسکیزوفرنی بود و در آن یونگ تفاسیر خود را که کاملاً با نظریات فروید در تضاد بود، ارائه داد. این جدایی برای هر دو طرف بسیار دردناک بود و یونگ پس از آن دورهای از بحران روحی و "مواجهه با ناخودآگاه" را تجربه کرد که خود آن را برای تکامل نظریاتش ضروری میدانست.[۴]
سالهای بعد و مرگ
[ویرایش]پس از جدایی از فروید، یونگ دوره پرباری از کار بالینی، پژوهش و نویسندگی را آغاز کرد. او سفرهای متعددی به شمال آفریقا، آریزونا و نیومکزیکو در ایالات متحده و کنیا داشت تا با فرهنگها و اسطورههای بومی آشنا شود. این سفرها تأثیر عمیقی بر شکلگیری نظریه ناخودآگاه جمعی و کهنالگوها داشت.[۹] او در سال ۱۹۲۱ کتاب «تیپهای روانشناختی» را منتشر کرد که یکی از مهمترین آثار او محسوب میشود و در آن به تفصیل به مفاهیم برونگرایی و درونگرایی و کارکردهای چهارگانه روان (تفکر، احساس، شهود و حس) پرداخت. در دهههای بعد، او به مطالعه کیمیاگری، گنوستیسیسم و ادیان شرقی، بهویژه بودیسم و تائوئیسم، روی آورد و معتقد بود که این سنتها درک عمیقی از فرایند فردیت ارائه میدهند.[۱۰] یونگ در خانهاش در کوسناخت، نزدیک زوریخ، زندگی میکرد و همچنین برجی سنگی در بولینگن ساخت که به عنوان پناهگاهی برای خلوت، تفکر و نوشتن از آن استفاده میکرد. این برج نمادی از ارتباط او با ناخودآگاه و فرایند ساختن شخصیت خود بود.[۵] کارل گوستاو یونگ در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در سن ۸۵ سالگی در خانهاش در کوسناخت درگذشت.
روانشناسی تحلیلی
[ویرایش]روانشناسی تحلیلی (Analytical Psychology) مکتبی روانشناختی است که توسط یونگ بنیانگذاری شد. این مکتب بر اهمیت کلیت روان و تلاش آن برای دستیابی به تعادل و تمامیت تأکید دارد. هدف نهایی در روانشناسی تحلیلی، رسیدن به «فردیت» است که به معنای یکپارچهسازی جنبههای آگاه و ناخودآگاه شخصیت و تحقق کامل «خود» (Self) است.[۱۱]
ساختار روان
[ویرایش]یونگ روان انسان را به سه بخش اصلی تقسیم کرد:
- ایگو (Ego) یا خودآگاه: این بخش مرکز آگاهی و هوشیاری است و شامل تمام افکار، احساسات و خاطراتی است که ما از آنها آگاه هستیم. ایگو مسئول احساس هویت و تداوم شخصیت ماست.[۱۲]
- ناخودآگاه شخصی (Personal Unconscious): این لایه شامل تجربیات، خاطرات و افکار سرکوبشده یا فراموششده فرد است. محتویات این بخش میتوانند به خودآگاه فراخوانده شوند. عقدهها (Complexes) که مجموعهای از افکار و احساسات مرتبط با یک موضوع خاص هستند، در این بخش قرار دارند.[۱۳]
- ناخودآگاه جمعی (Collective Unconscious): این مفهوم، نوآورانهترین و بحثبرانگیزترین بخش نظریه یونگ است. ناخودآگاه جمعی لایهای عمیق و جهانی از روان است که بین همه انسانها مشترک است و از تجربیات انباشتهشده اجداد ما از آغاز بشریت به ارث رسیده است. این بخش شامل غرایز و کهنالگوهاست و در اسطورهها، رؤیاها، هنر و نمادهای فرهنگی ملل مختلف خود را نشان میدهد.[۱۴]
کهنالگوها
[ویرایش]کهنالگوها (Archetypes) تصاویر و الگوهای غریزی و جهانشمولی هستند که در ناخودآگاه جمعی قرار دارند و تمایل دارند که تجربیات و رفتارهای ما را به شیوههای خاصی شکل دهند. آنها خودشان دیده نمیشوند، بلکه تأثیر خود را از طریق تصاویر و نمادهای کهنالگویی در رؤیاها، اسطورهها و آثار هنری نشان میدهند.[۱۵] برخی از مهمترین کهنالگوها عبارتند از:
- پرسونا (Persona): نقابی اجتماعی است که فرد برای سازگاری با جامعه و انتظارات دیگران به چهره میزند. پرسونا جنبهای از شخصیت است که ما به دنیای بیرون نشان میدهیم. خطر زمانی به وجود میآید که فرد با پرسونای خود بیش از حد همانندسازی کند و از خود واقعیاش دور شود.[۸]
- سایه (Shadow): بخش تاریک و سرکوبشده روان است که شامل ویژگیها و غرایزی است که فرد آنها را غیرقابل قبول میداند و از آگاهی خود دور میکند. سایه لزوماً منفی نیست و میتواند منبع خلاقیت و سرزندگی باشد. پذیرش و یکپارچهسازی سایه، گامی حیاتی در فرایند فردیت است.[۱۶]
- آنیما و آنیموس (Anima and Animus): آنیما جنبه زنانه ناخودآگاه در مردان و آنیموس جنبه مردانه ناخودآگاه در زنان است. این کهنالگوها بر اساس تجربیات ما با جنس مخالف شکل میگیرند و نقش مهمی در روابط عاطفی و درک ما از جنسیت مخالف دارند.[۱۴]
- پیر خردمند (Wise Old Man) و مادر بزرگ (Great Mother): کهنالگوهایی که نماد خرد، راهنمایی، معنا، و از سوی دیگر، نماد باروری، پرورش و همچنین نابودی هستند.
- خود (Self): مهمترین کهنالگو و مرکز تمامیت روان است. «خود» هم شامل بخش خودآگاه و هم ناخودآگاه است و نماد یگانگی و کمال شخصیت است. هدف فرایند فردیت، تحقق بخشیدن به این کهنالگوست. یونگ اغلب نماد ماندالا را به عنوان تصویری از «خود» به کار میبرد.[۱۷]
فردیت
[ویرایش]فردیت (Individuation) فرایندی مادامالعمر برای تبدیل شدن به «خود» واقعی و یکپارچه است. این فرایند شامل تمایز یافتن از کلیتهای جمعی و در عین حال، برقراری ارتباط عمیقتر با ناخودآگاه جمعی است. فردیت به معنای خودپرستی یا انزوا نیست، بلکه به معنای تحقق بخشیدن به پتانسیلهای منحصر به فرد روانی خویش است. این مسیر اغلب در نیمه دوم زندگی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زمانی که فرد از اهداف بیرونی (مانند شغل و خانواده) به سمت معنای درونی و تمامیت روانی حرکت میکند.[۱۸]
تیپهای روانشناختی
[ویرایش]یونگ بر اساس دو نگرش اصلی و چهار کارکرد روانی، یک سنخشناسی شخصیت را ارائه داد:
- دو نگرش (Attitudes):
- برونگرایی (Extraversion): جهتگیری انرژی روانی به سمت دنیای بیرون، افراد و اشیاء.
- درونگرایی (Introversion): جهتگیری انرژی روانی به سمت دنیای درون، افکار و احساسات.
- چهار کارکرد (Functions):
- تفکر (Thinking): کارکردی منطقی که به صورت عقلانی و تحلیلی به قضاوت میپردازد.
- احساس (Feeling): کارکردی منطقی که بر اساس ارزشها (خوب/بد) قضاوت میکند.
- حس (Sensation): کارکردی غیرمنطقی که اطلاعات را از طریق حواس پنجگانه دریافت میکند.
- شهود (Intuition): کارکردی غیرمنطقی که اطلاعات را از طریق ناخودآگاه و درک کلی دریافت میکند.
ترکیب این نگرشها و کارکردها، هشت تیپ اصلی روانشناختی را به وجود میآورد. این نظریه بعدها مبنای آزمونهای شخصیتشناسی مانند نشانگر تیپ مایرز-بریگز (MBTI) قرار گرفت.[۱۹]
جنجالها و انتقادات
[ویرایش]اتهام همدلی با نازیسم
[ویرایش]یکی از جدیترین انتقادها به یونگ، مربوط به فعالیتهای او در دوران به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان است. در سال ۱۹۳۳، یونگ ریاست "انجمن عمومی پزشکی برای رواندرمانی" را که مقرش در آلمان بود، بر عهده گرفت. او همچنین سردبیری مجله این انجمن به نام "Zentralblatt für Psychotherapie" را پذیرفت. منتقدان ادعا میکنند که او در برخی از نوشتههای این دوره، میان "روان آریایی" و "روان یهودی" تمایز قائل شده و با سیاستهای فرهنگی نازیسم همکاری کرده است.[۲۰] یونگ و حامیانش این اتهامات را رد کردهاند. آنها معتقدند که او این سمت را برای حفظ استقلال رواندرمانی از ایدئولوژی نازی و حمایت از رواندرمانگران یهودی پذیرفت. یونگ استدلال میکرد که با باقی ماندن در این سمت، میتوانست به همکاران یهودی خود کمک کند تا به فعالیت ادامه دهند. او بعداً نوشت که در آن دوره مجبور به دیپلماسی بوده است. با این حال، این دوره همچنان یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای زندگی او باقی مانده است.[۲۱]
انتقادات علمی و فلسفی
[ویرایش]نظریات یونگ، بهویژه مفهوم ناخودآگاه جمعی و کهنالگوها، به دلیل ماهیت غیرتجربی و آزمونناپذیرشان مورد انتقاد قرار گرفتهاند. بسیاری از روانشناسان جریان اصلی، این مفاهیم را بیش از حد عرفانی، مبهم و فاقد شواهد علمی کافی میدانند. کارل پوپر، فیلسوف علم، روانکاوی (هم فرویدی و هم یونگی) را به عنوان یک شبهعلم طبقهبندی کرد، زیرا نظریات آن به گونهای هستند که نمیتوان آنها را ابطال کرد.[۲۲] همچنین برخی منتقدان، رویکرد یونگ به دین و اسطورهشناسی را تقلیلگرایانه دانستهاند و معتقدند که او پدیدههای فرهنگی و دینی پیچیده را صرفاً به ساختارهای روانی تقلیل میدهد. با این حال، بسیاری از متکلمان و پژوهشگران دین، آثار او را برای درک نمادهای دینی و تجربیات معنوی مفید یافتهاند.[۲۳]
میراث و تأثیرگذاری
[ویرایش]تأثیر کارل یونگ فراتر از حوزه روانشناسی و رواندرمانی است و به رشتههای متعددی از جمله ادبیات، هنر، مطالعات دینی، فیلمشناسی و انسانشناسی گسترش یافته است. نظریات او الهامبخش هنرمندان، نویسندگان و فیلمسازان بسیاری بوده است. برای مثال، مفهوم «سفر قهرمان» که توسط جوزف کمبل ترویج شد، عمیقاً ریشه در نظریه کهنالگوها و فرایند فردیت یونگ دارد.[۲۴] در حوزه روانشناسی، اگرچه یونگ هرگز به اندازه فروید در محافل آکادمیک جریان اصلی تأثیرگذار نبود، اما مکتب روانشناسی تحلیلی او همچنان زنده و پویاست. مؤسسات آموزشی یونگی در سراسر جهان به تربیت تحلیلگران و رواندرمانگران ادامه میدهند. مفاهیم او مانند برونگرایی و درونگرایی به واژگان روزمره روانشناسی وارد شدهاند. همچنین، علاقه او به معنویت و دین، راه را برای رویکردهای روانشناسی فرافردی و انسانگرا هموار کرد.[۲۵] کتاب سرخ (The Red Book)، اثری که یونگ در آن به ثبت و تحلیل رؤیاها و فانتزیهای خود در دوره بحران روحیاش پرداخت، پس از سالها در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و توجه بسیاری را به جنبههای هنری و بصری کاوشهای درونی او جلب کرد. این کتاب به عنوان سندی مهم از فرایند شخصی یونگ در مواجهه با ناخودآگاه و شکلگیری نظریاتش تلقی میشود.[۲۶]
کتابشناسی
[ویرایش]- ضمیر پنهان، ترجمه ابوالقاسم اسماعیلپور، انتشارات کاروان، ۱۳۸۳
- انسان و سمبلهایش، ترجمه ابوطالب صارمی، کتاب پایا با همکاری انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، زمستان ۱۳۵۹ و همینطور ترجمه دکتر محمود سلطانیه، نشر جامی، ۱۳۷۷
- تحلیل رؤیا: گفتارهایی در تعبیر و تفسیر رؤیا (سه جلد). ترجمه رضا رضایی و آزاده شکوهی، نشر افکار.
- انسان در جستجوی هویت خویشتن، ترجمه محمود بهفروزی، چاپ گلبان، انتشارات جامی، چاپ اول، ۱۳۸۰، تهران.
- روح و زندگی، ترجمه دکتر لطیف صدقیانی، چاپ نیل، انتشارات جامی، چاپ اول، ۱۳۷۹، تهران.
- رؤیاها، ترجمه ابوالقاسم اسماعیلپور، انتشارات کاروان، ۱۳۸۴
- صور مثالی و ناخودآگاه جمعی
- روانشناسی ضمیر ناخودآگاه
- روانشناسی و دین ترجمه عبدالرحیم گواهی، انتشارات جامی، ۱۴۰۱
- روانشناسی و کیمیاگری
- کتاب سرخ
- پاسخ به ایوب
- همزمانی؛ یک اصل ارتباطی غیر علّی، ترجمه اکبر امیری، نشر نیماژ، ۱۴۰۱
- سمینار یونگ درباره چنین گفت زرتشت نیچه، ترجمه سپیده حبیب، انتشارات کاروان، ۱۳۸۷
جستارهای وابسته
[ویرایش]- برونگرایی و درونگرایی
- فرایند فردیت
- انسان در جستجوی هویت خویشتن
- روح و زندگی
- تنزیه
- دیوید کورش
- ماریا لوییز وان فرانتس
پیوند به بیرون
[ویرایش]- انجمن الکلیهای گمنام
- صفحه کارل گوستاو یونگ
- «ماجرای اختلاف بین یونگ و فروید». معرفی کتاب. ۲۰۱۵-۱۱-۲۱. بایگانیشده از اصلی در ۱۸ مه ۲۰۱۸. دریافتشده در ۲۰۱۹-۰۴-۱۶.
- هرمان هسه
منابع
[ویرایش]- ↑ Shamdasani, Sonu (۲۰۰۳). Jung and the Making of Modern Psychology: The Dream of a Science. Cambridge University Press. شابک ۹۷۸-۰۵۲۱۵۳۹۰۹۸.
- ↑ Gay, Peter (۱۹۸۸). Freud: A Life for Our Time. New York: W. W. Norton & Company. ص. ۲۴۹. شابک ۹۷۸-۰۳۹۳۳۲۸۶۱۵.
- ↑ Stevens, Anthony (۲۰۰۱). Jung: A Very Short Introduction. Oxford University Press. شابک ۹۷۸-۰۱۹۲۸۵۴۵۸۲.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ Bair, Deirdre (۲۰۰۳). Jung: A Biography. Boston: Little, Brown and Company. صص. ۷–۹. شابک ۹۷۸-۰۳۱۶۰۷۶۶۵۵ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). خطای یادکرد: برچسب<ref>نامعتبر؛ نام «Bair2003» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ Jung, C. G. (۱۹۶۳). Aniela Jaffé، ویراستار. Memories, Dreams, Reflections. ترجمهٔ Richard and Clara Winston. New York: Pantheon Books. شابک ۹۷۸-۰۶۷۹۷۲۳۹۵۰. خطای یادکرد: برچسب
<ref>نامعتبر؛ نام «Jung1963» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ Wehr, Gerhard (۱۹۸۷). Jung: A Biography. ترجمهٔ David M. Weeks. Shambhala Publications. ص. ۴۳. شابک ۹۷۸-۰۸۷۷۷۳۳۶۹۷ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ McGuire, William, ویراستار (۱۹۷۴). The Freud/Jung Letters: The Correspondence Between Sigmund Freud and C. G. Jung. Princeton University Press. ص. xiv. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۳۶۴۳۴.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ Jung, C. G. (۱۹۶۶). «The Concept of the Collective Unconscious». در Gerhard Adler & R. F. C. Hull. Two Essays on Analytical Psychology. ج. ۷. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۹۷۷۲۵. از پارامتر ناشناخته
|مجموعه=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Hannah, Barbara (۲۰۰۶). Jung: His Life and Work, A Biographical Memoir. Chiron Publications. شابک ۹۷۸-۱۸۸۸۶۰۲۲۶۲ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Jung, C. G. (۱۹۶۹). Gerhard Adler & R. F. C. Hull، ویراستار. Psychology and Religion: West and East. ج. ۱۱. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۹۷۷۲۲ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). از پارامتر ناشناخته|مجموعه=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Samuels, Andrew (۱۹۸۵). Jung and the Post-Jungians. Routledge. شابک ۹۷۸-۰۴۱۵۰۵۹۰۴۶.
- ↑ Hall, Calvin S. & Nordby, Vernon J. (۱۹۹۸). A Primer of Jungian Psychology. Meridian. شابک ۹۷۸-۰۴۵۲۰۱۱۸۶۹ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Jung, C. G. (۱۹۶۹). Gerhard Adler & R. F. C. Hull، ویراستار. The Structure and Dynamics of the Psyche. ج. ۸. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۹۷۷۴۶ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). از پارامتر ناشناخته|مجموعه=صرفنظر شد (کمک) - ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Jung, C. G. (۱۹۶۹). Gerhard Adler & R. F. C. Hull، ویراستار. The Archetypes and the Collective Unconscious. ج. ۹, Part ۱. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۹۷۶۱۹. از پارامتر ناشناخته
|مجموعه=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Hollis, James (۱۹۹۶). The Middle Passage: From Misery to Meaning in Midlife. Inner City Books. شابک ۹۷۸-۰۹۱۹۱۲۳۷۰۷ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Zweig, Connie & Abrams, Jeremiah, ویراستار (۱۹۹۱). Meeting the Shadow: The Hidden Power of the Dark Side of Human Nature. TarcherPerigee. شابک ۹۷۸-۰۸۷۴۷۷۶۱۸۸.
- ↑ Edinger, Edward F. (۱۹۹۲). Ego and Archetype: Individuation and the Religious Function of the Psyche. Shambhala Publications. شابک ۹۷۸-۰۸۷۷۷۳۵۷۶۹ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Stein, Murray (۱۹۹۸). Jung's Map of the Soul: An Introduction. Open Court. شابک ۹۷۸-۰۸۱۲۶۹۳۷۶۶ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). - ↑ Jung, C. G. (۱۹۷۱). Gerhard Adler & R. F. C. Hull، ویراستار. Psychological Types. ج. ۶. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۹۷۷۰۸ مقدار
|شابک=را بررسی کنید: checksum (کمک). از پارامتر ناشناخته|مجموعه=صرفنظر شد (کمک) - ↑ Cocks, Geoffrey (۱۹۹۷). Psychotherapy in the Third Reich: The Göring Institute. New Brunswick, NJ: Transaction Publishers. ص. ۱۴۷. شابک ۹۷۸-۱۵۶۰۰۰۹۰۴۷.
- ↑ Samuels, Andrew (۱۹۹۳). «The Political Jung». The Political Psyche. Routledge. شابک ۹۷۸-۰۴۱۵۰۸۱۰۲۳.
- ↑ Popper, Karl (۲۰۰۲). Conjectures and Refutations: The Growth of Scientific Knowledge (ویراست ۲nd). Routledge. شابک ۹۷۸-۰۴۱۵۲۸۵۹۴۰.
- ↑ Palmer, Michael (۱۹۹۷). Freud and Jung on Religion. Routledge. شابک ۹۷۸-۰۴۱۵۱۴۷۵۳۸.
- ↑ Campbell, Joseph (۲۰۰۸). The Hero with a Thousand Faces (ویراست ۳rd). New World Library. شابک ۹۷۸-۱۵۷۷۳۱۵۹۳۳.
- ↑ Tarnas, Richard (۱۹۹۱). The Passion of the Western Mind: Understanding the Ideas That Have Shaped Our World View. Ballantine Books. ص. ۴۱۳. شابک ۹۷۸-۰۳۴۵۳۶۸۰۹۶.
- ↑ «The Red Book of C.G. Jung». W. W. Norton & Company. دریافتشده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۵.
برای مطالعهٔ بیشتر
[ویرایش]- والتر اودانیک، ولودیمیر. یونگ و سیاست. ترجمهٔ علیرضا طیب. نشر نی ۱۳۷۹.
- هاید، مگی و مگگینس، مایکل. یونگ، قدم اول . ترجمهٔ نورالدین رحمانیان. نشر و پژوهش شیرازه. ۱۳۷۹
- یونگ، کارل گوستاو. اسطورهای نو «نشانههایی در آسمان». ترجمهٔ جلال ستاری. نشر مرکز. ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۳۰۵-۷۴۹-۶
- یونگ، کارل گوستاو. انسان امروزی در جستجوی روح خود. ترجمهٔ فریدون فرامرزی و لیلا فرامرزی. انتشارات آستان قدس رضوی. ۱۳۸۱. ISBN
۹۶۴–۳۳–۷۹۵–۲
- یونگ، کارل گوستاو. روح و زندگی. ترجمه دکتر لطیف صدقیانی. چاپ نیل. ۱۳۷۹. تهران.
- کارل گوستاو یونگ
- اختربینان اهل سوئیس
- استادان دانشگاه صنعتی زوریخ
- افراد سوئیسی آلمانیتبار
- اهالی بخش اربون
- اهالی دانشگاه زوریخ
- اهالی رپپرسویل-جونا
- اهالی کوسنکت
- پروتستانهای اهل سوئیس
- پژوهشگران اسکیزوفرنی
- تاریخ بهداشت روان
- تاریخ روانپزشکی
- خودزندگینامهنویسان اهل سوئیس
- دانشآموختگان دانشگاه بازل
- درگذشتگان ۱۹۶۱ (میلادی)
- روانپزشکان اهل سوئیس
- روانپویشی
- روانشناسان دین
- زادگان ۱۸۷۵ (میلادی)
- فیلسوفان اهل سوئیس
- مسیحیان کالوینیست و اصلاحطلب اهل سوئیس
- نمادشناسان
- نویسندگان روانشناسی
- نویسندگان سده ۲۰ (میلادی) اهل سوئیس
- همهخداباوران