رولو می

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

رولو مِی (به انگلیسی: Rollo May) روان شناس آمریکایی بود که جزو نظریه پردازان اصلی در رویکرد انسان گرا و اگزیستانسیالیست به شخصیت محسوب می‌شود.

زندگینامه[ویرایش]

رولو می در ۲۱ آوریل ۱۹۰۹ در اِیدا، اوهایو متولد شد، اما بیشتر کودکی خود را در مارین سیتی در میشیگان سپری کرد. مِی لیسانس خود در هنرهای زیبا را در سال ۱۹۳۰ دریافت کرد، و بعد از آن، به عنوان یک نقاش و معلم دوره گرد، به دور اروپا سفر کرد. در این مدت، به یکی از کلاسهای تابستانی آلفرد آدلر رفت. او آدلر را دوست داشت اما نظریه اش را به نوعی، بیش از حد ساده انگارانه می‌دانست.

مِی به آمریکا برگشت تا در ۱۹۳۹ از UTS در نیویورک، مدرک الهیات بگیرد. در آنجا بود که با مکتب اگزیستانسیالسم آشنا شد. اما بعداً به روان شناسی علاقه‌مند شد و در انستیتو WAWI به یادگیری روانکاوی مشغول شد. در آنجا بود که با فروم و سالیوان آشنا شد و تحت تاثیر آنها قرار گرفت. می مطب خصوصی خود را در ۱۹۴۶ دایر کرد، و اولین مدرک دکتری در روان شناسی بالینی در تاریخ دانشگاه کلمبیا را دریافت کرد.

مِی در ۳۸ سالگی به بیماری سل مبتلا شد، و جنگ او با این بیماری، به نقطهٔ عطفی در زندگی وی تبدیل شد. در آن زمان، پزشکی زیاد پیشرفت نکرده بود و بنابراین، رولو می‌ساعت به ساعت و روز به روز، در یک بیمارستان در نیویورک، منتظر اعلام این موضوع بود که آیا به سلامت بازخواهد گشت، معلول خواهد شد، یا خواهد مرد. مِی مقدار زیادی از وقت خود را به مطالعه پرداخت، و یک کشف شگفت انگیز کرد: اضطراب عمیق خودش، در مقایسه با سازه‌ای مکانیکی و متافیزیکی به نام "لیبیدو"، ارتباط بیشتری با "نبود" (مرگ، عدم وجود) داشت. خوشبختانه، مِی از بیماری خود جان سالم به در برد، اما رویکرد روانکاوی وی، از بین رفت. مابقی عمر مِی به رویکرد اگزیستانسیال به شخصیت، اختصاص داده شد.

آثار مِی شامل چند کتاب، از جمله کتاب "عشق و اراده"، و تعداد زیادی مقاله‌است. علاوه بر فعالیت در مطب خصوصی خود، به تدریس در هاروارد، یِیل، پرینستون، کلمبیا، دارموت، واسار، دانشگاه نیویورک، و NSSR. رولو مِی در اکتبر ۱۹۹۴، به علت ایست قلبی در تیبورُن، کالیفرنیا، درگذشت. رولو می 4 نوع عشق را در سنت غرب مشخص کرد: میل جنسی، اروس، فیلیا، و مهرورزی. میل جنسی: میل جنسی نوعی کارکرد زیستی است که میتوان آن را از طریق آمیزش جنسی یا روش های دیگر آزاد کردن تنش جنسی ارضا کرد.گرچه میل جنسی در جوامع مدرن غربی بی ارزش شده است، اما هنوز نیروی تولید مثل است، سایقی که به نژاد تداوم می بخشد و منبع شدیدترین لذت و فراگیرترین اضطراب انسان است. می معتقد بود که دردوران باستان، میل جنسی درست مثل خوردن و خوابیدن مسلم انگاشته می شد. در عصر نوین، میل جنسی مشکل ساز شده است. اولا، در دوره‌ی ویکتوریایی، جوامع غربی عموما احساس‌های جنسی را انکار می‌کردند، و میل جنسی در مصاحبت با فرهنگ و با نزاکت موضوع گفتگو نبود. بعدا، در دهه‌ی 1920، افراد علیه این بازداری جنسی واکنش نشان دادند؛ میل جنسی ناگهان علنی شد و بیش تر جوامع غربی به آن دلمشغول شدند. می خاطر نشان ساخت که جامعه از دوره‌ای که میل جنسی آکنده از گناه و اضطراب بود به سمت دوره ای پیش رفت که گناه و اضطرابی به همراه ندارد. اروس میل جنسی نیازی فیزیولوژیکی است که از طریق آزاد شدن تنش ارضا می شود. اروس میل روانی است که از طریق پیوند با دوام با فردی عزیز آفریده می شود. اروس عشق ورزیدن است؛ میل جنسی تحریک کردن اندام هاست. اروس میل به برقراری وحدت با دوام است؛ میل جنسی میل به تجربه کردن لذت است. فیلیا اروس، رهایی میل جنسی، براساس فیلیا قرار دارد، یعنی، دوستی صمیمانه‌ی غیر جنسی بین دو نفر. فیلیا را نمیتوان به عجله واداشت، بلکه رشد کردن و پرورش یافتن آن به زمان نیاز دارد. پرورش عشق تدریجی بین خواهر و برادرها یا بین دوستان همیشگی نمونه‌ای از فیلیاست. فیلیا به جز پذیرفتن فردی که برای ما عزیز است، بودن با او، و خوشحال کردن او، ما را به چیز دیگری ملزم نمیکند. فیلیا، دوستی در ساده ترین حالت است.

مهرورزی همانگونه که اروس به فیلیا وابسته است، فیلیا نیز به مهرورزی نیاز دارد. می مهرورزی را به این صورت تعریف کرد: محترم شمردن دیگری، علاقه به رفاه او بدون هرگونه نفعی که بتوان از آن به دست آورد؛ عشق بی طرفانه، مانند عشق خدا به انسان. مهرورزی عشق نوعدوستانه است. این نوعی عشق معنوی است که به رفتارها یا ویژگی های طرف مقابل وابسته نیست، بلکه نامشروط است

منابع[ویرایش]

  • گنجی، حمزه. نظریه‌های شخصیت. انتشارات ساوالان، ۲۰۱۲.