روان تحلیلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

روان‌کاوی مجموعه‌ای از نظریه‌ها و تکنیک‌های درمانی مربوط به مطالعه ذهن ناخودآگاه است که با هم روشی برای درمان اختلالات روانی - درمانی تشکیل می‌دهند. این رشته در اوایل دهه ۱۸۹۰ توسط neurologist اتریشی زیگموند فروید تأسیس شد و تا حدی از کار بالینی جوزف Breuer و دیگران ریشه گرفت. مربوط به مطالعه ذهن ناخودآگاهزدن[۱] که با هم تشکیل یک روش درمان روانی-اختلالات است. این رشته تأسیس شد در اوایل دهه ۱۸۹۰ توسط اتریش متخصص مغز و اعصاب زیگموند فروید و ریشه قسمتی از کار بالینی از یوزف Breuer و دیگران.

فروید برای اولین بار استفاده از اصطلاح روانکاوی (در فرانسه) در سال ۱۸۹۶. مرگ Traumdeutung (تفسیر رؤیاها) که فروید را به عنوان «مهم‌ترین کار» به نظر می‌رسد در ماه نوامبر سال 1899.[۲] روانکاوی بعدها توسعه یافته در جهات مختلف عمدتاً توسط دانش آموزان از فروید مانند آلفرد آدلر و کارل گوستاو یونگبا[الف] و توسط neo-Freudians مانند اریک فرومهای کارن هورنای و هری استک سالیوان.[۳] فروید حفظ اصطلاح روانکاوی برای مدرسه خود را از فکر.[۴] اصول اساسی روانکاوی عبارتند از:

  1. توسعه یک فرد تعیین می‌شود اغلب فراموش حوادث در اوایل دوران کودکی به جای صفات موروثی به تنهایی؛
  2. رفتار انسان و شناخت تا حد زیادی تعیین شده توسط درایوهای غیر منطقی است که ریشه در ناخودآگاه دارند.
  3. تلاش برای آوردن آن درایو به آگاهی باعث مقاومت در قالب مکانیسم‌های دفاعیبه ویژه سرکوب;
  4. درگیری بین خودآگاه و ناخودآگاه مواد می‌تواند منجر به اختلالات روانی مانند روان نژندیعصبی صفات اضطراب و افسردگی;
  5. ناخودآگاه مواد را می‌توان در رویاها و غیرعمدی اعمالاز جمله رفتار و ورقه از زبان؛
  6. رهایی از اثرات ناخودآگاه است که با به دست آوردن این مواد به ذهن خودآگاه از طریق مداخله درمانی؛
  7. «محور روانکاوی فرایند» انتقالبه موجب آن بیماران بطور منظم احساس خود را شیرخواران درگیری با طرح‌ریزی بر روی این تحلیلگر احساسات عشق و وابستگی و خشم.[۵]

در طول جلسات روانکاوی که به‌طور معمول گذشته ۵۰ دقیقه و در حالت ایده‌آل را در محل ۴–۵ بار در هفته[۶] بیمار ("analysand") ممکن است دروغ بر روی نیمکت با تحلیلگر اغلب نشسته درست در پشت و خارج از دید. بیمار بیان افکار خود از جمله رایگان انجمنبا توهمات و رویاهای از آن تحلیلگر نسبت به تعارضات ناخودآگاه باعث بیمار علائم و شخصیت مشکلات. از طریق تجزیه و تحلیل این درگیری که شامل تفسیر واگذاری و countertransference[۷] (تحلیلگر احساسات برای بیمار) تحلیلگر مواجه بیمار پاتولوژیک دفاع برای کمک به بیمار به دست آوردن بینش.

روانکاوی یک بحث نظم و انضباط و اعتبار آن به عنوان یک علم است و رقابت. با اینحال، آن باقی مانده‌است یک تأثیر قوی در روانپزشکیبیشتر به طوری که در برخی از محله‌های بیش از دیگران است.[ب][پ] روانکاوی مفاهیم نیز به‌طور گسترده‌ای استفاده می‌شود در خارج درمانی عرصه از جمله در زمینه روانکاوی نقد ادبیو همچنین در تجزیه و تحلیل از فیلم افسانه‌ها و دیگر پدیده‌های فرهنگی است.

تاریخچه[ویرایش]

1890s[ویرایش]

ایده روانکاوی (آلمانی: Psychoanalyse) برای اولین بار شروع به دریافت توجه جدی تحت زیگموند فروید که حاوی نظریه خود از روانکاوی در وین در 1890s. فروید یک متخصص مغز و اعصاب در تلاش برای پیدا کردن یک درمان مؤثر برای بیماران مبتلا به بیماریهای یا هیستریک علائم. فروید متوجه شدم که وجود دارد فرایندهای ذهنی که آگاهانه در حالی که او به عنوان یک عصبی مشاور در بیمارستان کودکان که در آن او متوجه شده‌است که بسیاری از زبان پریشی کودکان تا به حال هیچ آشکار آلی علت علائم خود را. او سپس نوشت: یک رساله در مورد این موضوع.[۱۰] در سال ۱۸۸۵ فروید به دست آمده کمک مالی به مطالعه با ژان مارتین شارکوتیک متخصص مغز و اعصاب مشهور در Salpêtrière در پاریس که در آن فروید به دنبال بالینی ارائه شارکوت به خصوص در زمینه هیستری سراسری و anaesthesias. شارکوت معرفی کرده بود هیپنوتیزم به عنوان تجربی و ابزار پژوهش و توسعه عکاسی نمایندگی از علائم بالینی است.

فروید نظریه اول به توضیح هیستریک علائم ارائه شده در مطالعات هیستری (۱۸۹۵) و با همکاری او مربی برجسته پزشک Josef Breuerبود که به‌طور کلی دیده می‌شود به عنوان تولد روانکاوی. این کار بر اساس Breuer را درمان برتا Pappenheimاشاره به در مورد مطالعات انجام شده توسط نام مستعار "Anna O."درمان که Pappenheim خودش تا به حال لقب "صحبت کردن در درمان". Breuer نوشت که بسیاری از عوامل است که می‌تواند در چنین عوارضی از جمله انواع ضربه عاطفی و او نیز اعتبار کار توسط دیگران مانند Pierre جانت; در حالی که فروید معتقد بود که در ریشه هیستریک علایم سرکوب خاطرات ناراحت‌کننده رخدادهای تقریباً همیشه داشتن مستقیم یا غیر مستقیم جنسی انجمن.[۱۱]

در حدود همان زمان فروید اقدام به توسعه یک مغز و اعصاب فیزیولوژیک نظریه ناخودآگاه روانی مکانیسم‌های که او به زودی به. آن منتشر نشده باقی مانده‌است در طول عمر خود.[۱۲]

اولین رخداد از اصطلاح "روانکاوی" (نوشته شده psychoanalyse) بود که فروید در مقاله "L'hérédité et l'étiologie des névroses" که نوشته و منتشر شده در فرانسه در سال 1896.[۱۳][۱۴]

در سال ۱۸۹۶ فروید نیز منتشر شده خود را به اصطلاح فتنه نظریه که پیشنهاد کرد که پیش شرط برای هیستریک علائم جنسی excitations در مراحل ابتدایی و او ادعا کرد که کشف سرکوب خاطرات از حوادث سوء استفاده جنسی در تمام زمان خود بیماران است.[۱۵] اما در سال ۱۸۹۸ توسط او به صورت خصوصی به اذعان دوست و همکار ویلهلم Fliess که او دیگر معتقد نظریه خود را هر چند او نیست دولت این publicly تا 1906.[۱۶] هر چند در سال ۱۸۹۶ او تا به حال گزارش شده‌است که بیماران خود را "تا به حال هیچ احساس به یاد [شیرخواران جنسی] صحنه" و به او اطمینان داد "قاطعانه از خود بی ایمانی",[۱۷] در بعد حساب او ادعا کرد که آنها به او گفته بود که آنها تا به حال شده‌است در مورد آزار جنسی در دوران کودکی است. این شد این دریافت تاریخی حساب تا زمانی که به چالش کشیده شده توسط چندین فروید دانشمندان در اواخر قرن ۲۰ که استدلال کرد که او تا به حال تحمیل خود مفاهیم preconceived در بیماران خود را.[۱۸][۱۹][۲۰] این ساختمان در او ادعا می‌کند که بیماران مبتلا به گزارش شیرخواران سوء استفاده جنسی تجارب فروید پس از آن ادعا که خود را یافته‌های بالینی در اواسط 1890s ارائه مدارک و شواهد از وقوع ناخودآگاه توهمات ظاهراً برای سرپوش گذاشتن خاطرات کودکانه،[۲۱] تنها بعداً او ادعا همان یافته‌ها به عنوان شواهد برای Oedipal خواسته.[۲۲]

توسط ۱۸۹۹، فروید theorised که رؤیاها به حال اهمیت نمادین و به‌طور کلی خاص بودند به خیال باف. فروید حاوی دوم خود را روانی نظریه— که hypothesises که ناخودآگاه است یا یک «مراحل اولیه» متشکل از نمادین و چگال افکار و «ثانویه فرایند» از منطقی افکار آگاهانه است. این تئوری در سال ۱۸۹۹ کتاب تفسیر از رویاهای.[۲۳] فصل هفتم بود دوباره به کار قبلی «پروژه» و فروید مشخص شده خود را «توپوگرافی تئوری». در این نظریه که عمدتاً بعد از جایگزین‌های ساختاری نظریه غیرقابل قبول جنسی خواسته‌های سرکوب شده به سیستم «ناخودآگاه» ناخودآگاه با توجه به جامعه محکومیت قبل از ازدواج فعالیت جنسی و سرکوب ایجاد اضطراب است. این «توپوگرافی نظریه» است که هنوز هم بسیار محبوب در اروپا اگر چه آن را از نفع کاهش یافته و در بسیار از شمال آمریکا است.[۲۴]

همان‌طور که اشاره شد اولین روانشناسی که رویکرد روان تحلیلی را مطرح کرد زیگموند فروید بود. از دیدگاه فروید ساختار روان هر فرد متشکل از سه بخش نهاد، ایگو و سوپرایگو می‌باشد. این تعابیر در رویکردهای گوناگون با عناوینی شبیه و گاه جایگزین بکار می‌رود ازجمله در رویکرد تحلیل روابط متقابل (TA) که خود ریشه در روان تحلیلی دارد و توسط اریک برن پایه‌ریزی شده با نام کودک، بالغ و والد کاربرد دارد که برای عموم قابل درک تر می‌باشد. در سال ۱۹۰۵ فروید منتشر شده سه مقاله در نظریه تمایلات جنسی[۲۵] است که در آن او گذاشته کشف خود را از به اصطلاح دانستن مراحل: دهان و دندان (سنین ۰–۲), (۲–۴), آلت مردانه-oedipal (امروز به نام 1st تناسلی [توسط چه کسی؟]) (۳–۶) با زمان تأخیر (۶-بلوغ و، تناسلی (بلوغ-به بعد). او در اوایل فرمول شامل این ایده است که به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و جنسی خواسته‌های سرکوب را به یک حالت ناخودآگاه و انرژی از این ناخودآگاه بخواهد می‌تواند تبدیل به اضطراب یا علائم فیزیکی است. در مراحل اولیه درمان تکنیک از جمله هیپنوتیزم و abreactionهای طراحی شده بودند را به ناخودآگاه و خودآگاه به منظور کاهش فشار و ظاهراً منجر به علائم. این روش بعدها در بود و سمت چپ کنار توسط فروید به رایگان ارتباط یک نقش بزرگتر است.

یادداشت[ویرایش]

  1. Alfred Adler developed the school of thought known as individual psychology, while Carl Jung established analytical psychology.
  2. Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry, 2007: "Psychoanalysis has existed before the turn of the 20th century and, in that span of years, has established itself as one of the fundamental disciplines within psychiatry. The science of psychoanalysis is the bedrock of psychodynamic understanding and forms the fundamental theoretical frame of reference for a variety of forms of therapeutic intervention, embracing not only psychoanalysis itself but also various forms of psychoanalytically oriented psychotherapy and related forms of therapy using psychodynamic concepts."[۸]
  3. Robert Michels, 2009: "Psychoanalysis continues to be an important paradigm organizing the way many psychiatrists think about patients and treatment. However, its limitations are more widely recognized and it is assumed that many important advances in the future will come from other areas, particularly biologic psychiatry. As yet unresolved is the appropriate role of psychoanalytic thinking in organizing the treatment of patients and the training of psychiatrists after that biologic revolution has born fruit. Will treatments aimed at biologic defects or abnormalities become technical steps in a program organized in a psychoanalytic framework? Will psychoanalysis serve to explain and guide supportive intervention for individuals whose lives are deformed by biologic defect and therapeutic interventions, much as it now does for patients with chronic physical illness, with the psychoanalyst on the psychiatric dialysis program? Or will we look back on the role of psychoanalysis in the treatment of the seriously mentally ill as the last and most scientifically enlightened phase of the humanistic tradition in psychiatry, a tradition that became extinct when advances in biology allowed us to cure those we had so long only comforted?"[۹]

منابع[ویرایش]

  1. Jane Milton, Caroline Polmear, Julia Fabricius. A Short Introduction to Psychoanalysis. SAGE, 2011, 27. "All psychoanalytic theories include the idea that unconscious thoughts and feelings are central in mental functioning."
  2. Gay, Peter. Freud: A Life for Our Time. New York: W. W. Norton, 1988, 3–4, 103.
  3. Birnbach, Martin. Neo-Freudian Social Philosophy, Stanford University Press, 1961, 3.
  4. Mitchell, Juliet. Psychoanalysis and Feminism: A Radical Reassessment of Freudian Psychoanalysis. Penguin Books, 2000, 341.
  5. For points 1–6, see Fromm, Erich. The Revision of Psychoanalysis, New York: Open Road, 1992, 12–13. For point 7, Chessick, Richard D. The Future of Psychoanalysis, New York: State University of New York Press, 2007, 125.
  6. For session length, Thompson, M. Guy. The Ethic of Honesty: The Fundamental Rule of Psychoanalysis, Rodopi, 2004, 75.
  7. Alberto Stefana: History of Countertransference. From Freud to the British Object Relations School, Routledge ed. , 2017, ISBN 978-1138214613
  8. Sadock, Benjamin J. and Sadock, Virginia A. Kaplan and Sadock's Synopsis of Psychiatry. 10th ed. , Lippincott Williams & Wilkins, 2007, 190.
  9. Michels, Robert. "Psychoanalysis and Psychiatry: A Changing Relationship", American Mental Health Foundation, archived 6 June 2009.
  10. Stengel E (1953), Sigmund Freud on Aphasia (1891), New York: International Universities Press  More than one of |author= and |last= specified (help); More than one of |location= and |place= specified (help)More than one of |author= and |last= specified (help); More than one of |location= and |place= specified (help)
  11. Freud, S. Studies on Hysteria (1895), Standard Edition, vol. 2, Hogarth Press, 1955.
  12. Freud, S. (1895), "Project for a Scientific Psychology", Standard Edition, vol. 1, Hogarth Press, 1966.
  13. "L'hérédité et l’étiologie des névroses" – Psychanalyse-Paris.com
  14. Élisabeth Roudinesco, Michel Plon, Dictionnaire de la psychanalyse, Paris, Fayard, 2011 [1997], p. 1216.
  15. Freud, S. (1896), "The Aetiology of Hysteria", Standard Edition, vol. 7, Hogarth Press, 1953.
  16. Freud, S. (1906), "My Views on the Part Played by Sexuality in the Aetiology of the Neuroses", Standard Edition, vol. 7, Hogarth Press, 1953.
  17. Freud 1896, 204.
  18. Cioffi, F. (1973), "Was Freud a Liar", reprinted in Freud and the Question of Pseudoscience (1998), Open Court, 199–204.
  19. Schimek, J. G. (1987). "Fact and Fantasy in the Seduction Theory: a Historical Review", Journal of the American Psychoanalytic Association, xxxv: 937–965.
  20. Allen Esterson (February 1998). "Jeffrey Masson and Freud's seduction theory: a new fable based on old myths (synopsis in Human Nature Review)". History of the Human Sciences. 11 (1): 1–21. doi:10.1177/095269519801100101. 
  21. Freud, S. (1906).
  22. Freud, S. (1925), "An Autobiographical Study", Standard Edition, vol. 20, Hogarth Press, 1959.
  23. Freud S (1899), The Interpretation of Dreams, McMillan, 1913  More than one of |author= and |last= specified (help)More than one of |author= and |last= specified (help)
  24. Arlow, Brenner (1964), Psychoanalytic Concepts and the Structural Theory, NY: International Universities Press  More than one of |author= and |last= specified (help); More than one of |location= and |place= specified (help)More than one of |author= and |last= specified (help); More than one of |location= and |place= specified (help)
  25. Freud S (1905), Three Essays on the Theory of Sexuality, VII (2nd ed.), Hogarth Press, 1955  More than one of |author= and |last= specified (help)More than one of |author= and |last= specified (help)