پرش به محتوا

بوریس یلتسین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بوریس یلتسین
Борис Ельцин
تصویر رسمی، ۱۹۹۲
رئیس‌جمهور روسیه
دوره مسئولیت
۱۰ ژوئیه ۱۹۹۱  ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹
نخست‌وزیر
معاون رئیس‌جمهورالکساندر راسکوی (۱۹۹۱–۱۹۹۳)
پس ازخود او (به‌عنوان رئیس شورای عالی جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه)
پیش ازولادیمیر پوتین
سرپرست رئیس دولت روسیه
دوره مسئولیت
۱۵ نوامبر ۱۹۹۱  ۱۵ ژوئن ۱۹۹۲
رئیس‌جمهورخود او
قائم‌مقامالکساندر شوخین
ویکتور چرنومیردین
سرگئی شاخرای
میخائیل پولتورانین
والری ماخارادزه
گئورگی خیژا
آناتولی چوبایس
بوریس سالتیکوف
معاون اولگنادی بوربولیس
یگور گایدار
ولادیمیر شومیکو
پس ازاولگ لوبوف (سرپرست)
پیش ازیگور گایدار (سرپرست)
رئیس شورای عالی جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه
دوره مسئولیت
۲۹ مه ۱۹۹۰  ۱۰ ژوئیه ۱۹۹۱
اصلیالکساندر ولاسوف
ایوان سیلایف
پس ازویتالی وروتنیکوف (به‌عنوان رئیس هیئت‌رئیسه شورای عالی جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه)
پیش ازروسلان حسبولاتف
دبیر اول کمیته شهری مسکو حزب کمونیست
دوره مسئولیت
۲۳ دسامبر ۱۹۸۵  ۱۱ نوامبر ۱۹۸۷
پس ازویکتور گریشین
پیش ازلو زایکوف
اطلاعات شخصی
زاده۱ فوریهٔ ۱۹۳۱
بوتکا، استان اورال، جمهوری شوروی فدراتیو سوسیالیستی روسیه، اتحاد شوروی
درگذشته۲۳ آوریل ۲۰۰۷ (۷۶ سال)
مسکو، روسیه
آرامگاهگورستان نووودویچی
حزب سیاسی
همسر(ان)نینا ایوسیفوونا گیرینا (ا. ۱۹۵۶)
فرزندان۲، از جمله تاتیانا
محل تحصیلدانشگاه صنعتی اورال
امضا
عضویت در نهادهای مرکزی
  • ۱۹۸۶–۱۹۸۸: عضو کاندیدا، پلیتبوروی ۲۶ام و ۲۷ام
  • ۱۹۸۵–۱۹۸۶: عضو دبیرخانه ۲۶ام کمیته مرکزی
  • ۱۹۸۱–۱۹۹۰: عضو اصلی کمیته مرکزی ۲۶ام و ۲۷ام

سایر مناصب
  • ۱۹۹۲: سرپرست وزیر، وزارت دفاع روسیه
  • ۱۹۷۶–۱۹۸۵: دبیر اول، کمیته حزبی استان سوردلوفسک

بوریس نیکولایویچ یلتسین (به روسی: Борис Николаевич Ельцин؛ ۱ فوریه ۱۹۳۱ – ۲۳ آوریل ۲۰۰۷) سیاستمداری شوروی و روسی بود که از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹ به‌عنوان رئیس‌جمهور روسیه خدمت کرد. او از ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ عضو حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی بود و پس از آن به‌صورت مستقل فعالیت کرد و از نظر ایدئولوژیک با لیبرالیسم همسو شناخته می‌شد. یلتسین نخستین رئیس دولتی بود که با رأی مستقیم مردم در تاریخ روسیه انتخاب شد و نقش محوری در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر ۱۹۹۱ ایفا کرد.

یلتسین در روستای بوتکا، استان اورال زاده شد و دوران کودکی‌اش را در کازان و برزنیکی گذراند. پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه صنعتی اورال، در بخش ساختمان‌سازی کار کرد و از نردبان حزب کمونیست بالا رفت تا در سال ۱۹۷۶ به دبیر اول کمیته حزبی استان سوردلوفسک برسد. او نخست از اصلاحات پرستروییکای میخائیل گورباچف پشتیبانی کرد، سپس آن‌ها را ناکافی دانست و خواهان گذار به دموکراسی چندحزبی شد. در سال ۱۹۸۷ نخستین کسی بود که از پلیتبورو استعفا داد و بدین‌ترتیب به چهره‌ای مخالف حاکمیت شهرت یافت. در ۱۹۹۰ رئیس شورای عالی روسیه شد و در ۱۹۹۱ به ریاست‌جمهوری جمهوری سوسیالیستی فدراتیو شوروی روسیه انتخاب گردید.

یلتسین در دوران ریاست‌جمهوری خود با اجرای شوک‌درمانی اقتصادی، خصوصی‌سازی گسترده، آزادسازی نرخ ارز روبل و رهاسازی کنترل قیمت‌ها، اقتصاد فرماندهی شوروی را به اقتصاد بازار سرمایه‌داری تبدیل کرد. در کنار رکود اقتصادی و تورم، گروه کوچکی از الیگارش‌ها بخش عمده دارایی‌های ملی را به چنگ آوردند. بحران‌های سیاسی متعددی از جمله جنگ نخست چچن و جنگ دوم چچن دوران حکمرانی او را نشان‌دار کردند. سرانجام در پایان ۱۹۹۹ از ریاست‌جمهوری کناره گرفت و ولادیمیر پوتین را به‌عنوان جانشین خود معرفی کرد. یلتسین در ۲۳ آوریل ۲۰۰۷ درگذشت و با تشریفات رسمی دولتی در گورستان نووودویچی مسکو به خاک سپرده شد.

زندگی زودهنگام، آموزش و آغاز کار

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
یلتسین (نفر دوم از چپ) در کنار دوستان دوران کودکی

۱۹۳۱–۱۹۴۸: کودکی و نوجوانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بوریس یلتسین در ۱ فوریه ۱۹۳۱ (۱۲ بهمن ۱۳۰۹) در روستای بوتکا، استان اورال، در جمهوری سوسیالیستی فدراتیو شوروی روسیه زاده شد.[۱] خانواده‌اش، که روس‌تبار بودند، دست‌کم از سده هجدهم در ناحیه اورال می‌زیستند.[۲]

پدرش، نیکولای یلتسین، در ۱۹۲۸ با مادرش، کلاودیا واسیلیونا استاریگینا، ازدواج کرده بود.[۳] بوریس همواره به مادرش نزدیک‌تر بود تا به پدرش؛ پدر گاه‌گاه همسر و فرزندانش را کتک می‌زد.[۴] اتحاد شوروی در آن روزگار زیر رهبری ژوزف استالین بود. دولت استالین در اواخر دهه ۱۹۲۰ طرح اشتراکی‌سازی گسترده روستایی را همراه با کولاک‌زدایی به اجرا گذاشت. پدربزرگ پدری یلتسین، ایگناتی، به‌عنوان کشاورز مرفه در ۱۹۳۰ کولاک شناخته شد و مزرعه‌اش در باسمانوو مصادره گردید. ایگناتی و همسرش آنا در ۱۹۳۴ به نادژدینسک تبعید شدند[۵] و ایگناتی دو سال بعد در آنجا درگذشت.[۶]

یلتسین در دوران نوزادی در کلیسای ارتدکس روسیه تعمید یافت.[۷] در سال‌های پس از تولدش، آن منطقه با قحطی ۱۹۳۲–۱۹۳۳ روبرو شد.[۸] در ۱۹۳۲ خانواده یلتسین به کازان کوچ کردند.[۹] در همان سال، اداره سیاسی دولتی (اوگپو) پدرش نیکولای را به اتهام تبلیغات ضدشوروی دستگیر کرد و به سه سال کار اجباری در اردوگاه دیمیتروف محکوم ساخت.[۱۰] در اکتبر ۱۹۳۶ نیکولای بازگشت و در ژوئیه ۱۹۳۷ فرزند دومشان، میخائیل، به دنیا آمد.[۱۱] همان ماه خانواده به برزنیکی، در سرزمین پرم، نقل مکان کرد و نیکولای در یک پروژه ساختمانی مربوط به معدن پتاس مشغول به کار شد.[۱۲] در ژوئیه ۱۹۴۴ فرزند سومشان، والنتینا، به دنیا آمد.[۱۳]

از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ یلتسین در مدرسه راه‌آهن شماره ۹۵ برزنیکی تحصیل کرد.[۱۴] از نظر درسی پیشرفت خوبی داشت و بارها توسط همکلاسی‌هایش به‌عنوان نماینده کلاس انتخاب شد.[۱۵] در فعالیت‌های کومسومول و سازمان پیشگامان لنین|en=Young Pioneers (Soviet Union) نیز شرکت می‌کرد.[۱۶] از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ در مدرسه متوسطه شماره یک، معروف به دبیرستان پوشکین|en=Pushkin High School، درس خواند.[۱۷] در این دوره به ورزش علاقه‌مند شد و کاپیتان تیم والیبال مدرسه گردید.[۱۸] در یکی از بازی‌های شیطانی دوران نوجوانی، با یک نارنجک دست به دست شد که در نتیجه انگشت شست و سبابه دست چپش را از دست داد.[۱۹]

۱۹۴۹–۱۹۶۰: دانشگاه و کار در ساختمان‌سازی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سپتامبر ۱۹۴۹ یلتسین در دانشگاه صنعتی اورال (مؤسسه پلی‌تکنیک اورال) در سووردلوفسک پذیرفته شد.[۲۰] رشته مهندسی صنعتی و ساختمانی را برگزید که شامل دروس ریاضیات، فیزیک، علم مصالح و نقشه‌کشی بود.[۲۱] به تیم والیبال دانشگاه پیوست[۲۲] و به‌طور موقت در ۱۹۵۲ به‌دلیل بیماری ورم لوزه و تب روماتیسمی از تحصیل بازماند.[۲۳] در همان دوران با نینا ایوسیفوونا گیرینا، همکلاسی‌اش که بعدها همسرش شد، آشنا شد.[۲۴] تحصیلاتش را در ژوئن ۱۹۵۵ به پایان رساند.[۲۵]

پس از فراغت از تحصیل، یلتسین در اداره ساختمانی «پایین ایست» در سووردلوفسک مشغول به کار شد و به درخواست خود، سال نخست را به‌عنوان کارآموز در رشته‌های گوناگون ساختمانی گذراند.[۲۶] به‌سرعت در سازمان ترقی کرد: در ژوئن ۱۹۵۶ به سرکارگری ارتقا یافت و در ژوئن ۱۹۵۷ به سمت ناظر کارگاه منصوب شد.[۲۷] در ژوئن ۱۹۵۸ ناظر ارشد کارگاه و در ژانویه ۱۹۶۰ مهندس ارشد اداره ساختمانی شماره ۱۳ شد.[۲۸]

در همین دوره، در سپتامبر ۱۹۵۶ با نینا گیرینا ازدواج کرد.[۲۹] در اوت ۱۹۵۷ دخترشان یلنا به دنیا آمد و در ژانویه ۱۹۶۰ دومین دخترشان، تاتیانا، متولد شد.[۳۰]

دوران عضویت در حزب کمونیست

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

۱۹۶۰–۱۹۷۵: آغاز عضویت در حزب کمونیست

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در مارس ۱۹۶۰ یلتسین عضو کاندیدای حزب حاکم کمونیست شد و در مارس ۱۹۶۱ به عضویت کامل درآمد.[۳۱] در زندگینامه خودنوشتش بیان کرد که دلایل اولیه‌اش برای پیوستن «صادقانه» بود و ریشه در باور واقعی به آرمان‌های سوسیالیستی حزب داشت.[۳۲] در فوریه ۱۹۶۲ به سمت رئیس اداره ساختمانی ارتقا یافت[۳۳] و در ژوئن ۱۹۶۳ به کمبینه خانه‌سازی سووردلوفسک به‌عنوان مهندس ارشد منتقل شد.[۳۴] در دسامبر ۱۹۶۵ مدیر کمبینه شد.[۳۵]

در درون حزب کمونیست محلی، یلتسین از حمایت یاکوف ریابوف برخوردار شد که در ۱۹۶۳ دبیر اول کمیته شهری حزب شده بود.[۳۶] در آوریل ۱۹۶۸، ریابوف تصمیم گرفت یلتسین را به دستگاه حزبی منطقه‌ای بکشاند و او را برای یک پست خالی در بخش ساختمان کمیته استانی (اُبکوم) پیشنهاد داد.[۳۷] در اواخر دهه ۱۹۶۰، یلتسین برای نخستین بار به فرانسه سفر کرد.[۳۸] در ۱۹۷۵ یلتسین به‌عنوان یکی از پنج دبیر اُبکوم در استان سوردلوفسک منصوب شد.[۳۹]

۱۹۷۶–۱۹۸۵: دبیر اول استان سوردلوفسک

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
در ۱۹۷۶، لئونید برژنف، دبیرکل حزب کمونیست، با یلتسین مصاحبه کرد و صلاحیت او را برای دبیر اول اُبکوم سووردلوفسک تأیید نمود.

در اکتبر ۱۹۷۶، ریابوف به پست جدیدی در مسکو منتقل شد و توصیه کرد یلتسین جایش را بگیرد.[۴۰] لئونید برژنف، که آن‌وقت به‌عنوان دبیرکل کمیته مرکزی رهبری اتحاد شوروی را در دست داشت، شخصاً با یلتسین مصاحبه کرد و با پیشنهاد ریابوف موافقت نمود.[۴۱] اُبکوم سووردلوفسک یلتسین را به‌اتفاق آرا به‌عنوان دبیر اول خود برگزید که او را به یکی از جوان‌ترین دبیران اول استانی در جمهوری شوروی فدراتیو روسیه تبدیل کرد.[۴۲]

یلتسین در حد امکان کوشید رفاه مصرفی استان را بهبود بخشد.[۴۳] زیر رهبری استانی او، کارهای عمرانی گوناگونی در سووردلوفسک آغاز شد از جمله احداث متروی یکاترینبورگ، جایگزینی مسکن‌های کانکسی، ساخت تئاترها و سیرک، بازسازی خانه اپرای ۱۹۱۲ و پروژه‌های مسکن برای جوانان.[۴۴] در سپتامبر ۱۹۷۷، یلتسین فرمان تخریب خانه ایپاتیف|en=Ipatiev House را اجرا کرد؛ همان محلی که خاندان رومانوف در ۱۹۱۸ در آنجا اعدام شده بودند.[۴۵]

یلتسین عضو هیئت نظامی-مدنی ناحیه نظامی اورال|en=Volga–Ural Military District بود.[۴۶] در اکتبر ۱۹۷۸ وزارت دفاع درجه سرهنگی|en=Polkovnik به او داد.[۴۷] همچنین در ۱۹۷۸ بدون رقیب به شورای عالی اتحاد شوروی انتخاب شد.[۴۸] در فوریه ۱۹۸۱ در کنگره بیست‌وششم حزب کمونیست اتحاد شوروی|en=26th Congress of the Communist Party of the Soviet Union سخنرانی کرد و در آخرین روز کنگره به کمیته مرکزی راه یافت.[۴۹]

کناره‌گیری از قدرت، بیماری و مرگ

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

یلتسین از سال ۱۹۹۱ به بیماری قلبی مبتلا بود و در ۱۹۹۵ دو بار سکته قلبی کرد. در نوامبر ۱۹۹۶ یک جراح قلب آمریکایی به نام مایکل دوباکی عمل پیوند عروق کرونر را روی او انجام داد.[۵۰] از ژانویه ۱۹۹۹ تشدید خطرناک بیماری تقریباً هر ماه رخ می‌داد.[۵۰] در ۲۰۰۱ نیز عملی دیگر در آلمان برای گشاد کردن عروق خونی انجام شد.[۵۰]

یلتسین در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ (۱۰ دی ۱۳۷۸) به‌طور غیرمنتظره از ریاست‌جمهوری کناره گرفت و ولادیمیر پوتین را به‌عنوان جانشین معرفی کرد. در پیام نوروزی خود پیش از سخنرانی پوتین گفت: «من می‌روم، هر آنچه توانستم کردم. نسل جدیدی جای من را می‌گیرد — نسلی که می‌تواند بیشتر و بهتر انجام دهد.»

بوریس یلتسین در ۲۳ آوریل ۲۰۰۷ (۳ اردیبهشت ۱۳۸۶) در بیمارستان مرکزی بالینی مسکو بر اثر ایست قلبی ناشی از نارسایی پیشرونده قلبی-عروقی چندارگانه درگذشت.[۵۰] با تشریفات رسمی دولتی به خاک سپرده شد و آرامگاهش در گورستان نووودویچی مسکو قرار دارد.


بررسی کارنامه سیاسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در مه ۱۹۹۰ بوریس یلتسین برآمدن به قدرت را آغاز کرد. او در ۲۹ مه به رهبری جمهوری فدراتیو سوسیالیستی روسیه شوروی انتخاب شد. یلتسین جاه طلب و در میان مردم روسیه محبوب بود. او از حزب کمونیست کاملاً کنار کشید و شروع به طرفداری از تغییرات واقعی سیاسی و اصلاحات اقتصادی کرد. طی چند ماه بعدی شش جمهوری اعلام استقلال کردند. روسیه و اوکراین اعلام کردند که قوانین شان بر قوانین شوروی تقدم خواهد داشت. همین که جمهوری‌ها بر قدرت سیاسی خود پای فشردند، رابطه بین این جمهوری‌ها و مسکو پرتنش شد. به گفته تاریخدانان ایزاک و داونینگ یک دو راهی به طرف گورباچف و بازسازی اتحاد شوروی پیش می‌رفت و دیگری به طرف یلتسین و روسیه و انحلال اتحاد شوروی. با پایان یافتن سال ۱۹۹۰ اتحاد شوروی با زمامداری گورباچف، گام‌های بزرگی در جهت اصلاحات برداشته بود. شورای عالی به ایجاد نظام چند حزبی و مجاز شمردن آزادی مذهب رای داده بود. اما تا پایان سال گورباچف با فشار از جانب تندروی‌های کمونیست مواجه شد. ادوارد شواردنادزه وزیر امور خارجه در دسامبر کناره‌گیری کرد و هشدار داد که نیروهای اقتدارطلب در حال قبضه کردن دولت شوروی هستند. به واقع راهکارهای شوروی تغییر کرده بود. در ژانویه ۱۹۹۱ سربازان و پلیس ضدشورش شوروی، ساختمان‌های دولتی را در ویل نیوز در پایتخت لیتوانی و ریگا پایتخت لتونی به تصرف درآورند.[۵۱][۵۲]

یکشنبه ۱۳ ژانویه به یکشنبه خونین معروف شد. چون سربازان شوروی به برج تلویزیون و دیگر ساختمان‌ها در ویل نیوز یورش بردند و ۱۴ نفر را کشتند. یکشنبه بعد نیروهای شوروی به وزارت کشور در ریگا حمله کردند و ۵ لتونیایی را کشتند. در مسکو موضع گورباچف ناروشن بود. نخست از این اقدامات دفاع کرد، بعداً آن را محکوم ساخت. هزاران نفر در اعتراض به این سرکوبی به خیابانها ریختند. گورباچف تلاش می‌کرد اتحاد شوروی را حفظ کند و طرح‌های جدیدی برای دست نخورده نگه داشتن کشور پیشنهاد کرد که به جمهوری‌ها خودمختاری بیشتری می‌داد. پیمان اتحاد او که مستلزم تعدیل پیوند میان جمهوری‌ها و دولت مرکزی شوروی بود، در یک همه‌پرسی سراسری به تصویب رسید، اما یلتسین و چندین جمهوری رای‌گیری را تحریم کردند. در آوریل ۱۹۹۱ که گرجستان اعلام استقلال کرد به نظر می‌رسید، که وضعیت بیشتر در جهت فروپاشی است. دو ماه بعد روس‌ها بوریس یلتسین را برای سمت جدید رئیس‌جمهوری روسیه انتخاب کردند. یلتسین اینک نخستین رهبر در تاریخ روسیه بودکه به‌طور دموکراتیک انتخاب شده بود. در این میان تندروی‌های شوروی در مسکو گورباچف را زیر فشار قرار داده بودند تا وضعیت فوق‌العاده اعلام کند. اما گورباچف تقاضایشان را نادیده گرفت.[۵۳][۵۴]

در ماه اوت ۱۹۹۱، پس از آنکه گورباچف به خانه ییلاقیش در فورس در کنار دریای سیاه سفر کرد، تصمیم گرفتند بدون او وضعیت فوق‌العاده اعلام کنند. ۱۲ تندرو در یک کودتای غافلگیر کننده، خود را کمیته دولتی برای وضعیت فوق‌العاده، اعلام کردند و به مردم گفتند گورباچف چنان بیمار است که قادر به انجام وظایفش نیست. گورباچف در فوروس تحت بازداشت خانگی قرار گرفت و تمام تلفن‌ها و دیگر وسایل ارتباطی اش قطع شده بود. اما بسیاری در دولت شوروی ارتش و کا گ ب از پیروی از دستورهای کمیته اضطراری سرباز زدند. یلتسین از مقر پارلمان روسیه ساختمانی در مسکو که کاخ سفید نامیده می‌شد، مقاومت را رهبری می‌کرد. با وجود تنش‌های بین جمهوری نوپای روسیه و دولت مرکزی، یلتسین از گورباچف به عنوان رهبر شوروی حمایت کرد. یلتسین در یک فراخوان تاریخی و جسورانه از شهروندان که از رادیوی مستقل خوانده شد و از طریق سرویس‌های تلگرافی غربی ارسال گردید، کودتا و توطئه گران را محکوم کرد و خواستار آزادی گورباچف شد. یلتسین اعلام کرد: «بی شک ضروری است به رئیس‌جمهور کشور، گورباچف فرصت داده شود با مردم سخن بگوید. امروز او در حصر است. امکان ارتباط با او از من سلب شده است. من کاملاً اطمینان دارم که هموطنان ما اجازه تأیید خودکامگی و بی قانونی توطئه گران را که همه شرم و وجدان را از دست داده‌اند نخواهند داد. ما خطاب به نظامیان از آنها می‌خواهیم، وظیفه والای شهروندی خود را آشکار سازند و در این کودتای ارتجاعی شرکت نکنند. ما تا انجام این خواسته‌ها خواستار یک اعتصاب همگانی و نامحدود هستیم.»[۵۵][۵۶]

بوریس یلتسین در کاخ سفید همراه با بوش پدر ۱۹۹۲

حامیان یلتسین به خیابانها ریختند و در اطراف کاخ سفید در مسکو ساختمانی که دولت روسیه را در خود جا داده بود، گرد آمدند و خیابان‌های شهرهای دیگر را نیز پر کردند؛ مثلاً در سنت پترزبورگ مردم به خیابان‌ها ریختند تا حمایت خود را از شهردار آناتولی سوکچاک که از یلتسین در مخالفت با کودتا پشتیبانی می‌کرد، نشان دهند. اما توطئه گران در مأموریت خود جدی بودند و دست کم در ابتدا از کاربرد زور هراسی نداشتند. در شب بیستم اوت، نفربرهای زرهی به طرف کاخ سفید به حرکت درآمدند و سه مرد جوان را زیر گرفتند و کشتند. اما یلتسین و انبوه فزاینده هوادارانش محکم ایستادند. در پایان کمیته اضطراری حاضر نشد، مسبب خونریزی بیشتری شود. در ساعت ۳ بامداد، ولادیمیر کرچکوف رئیس کاگ ب و یکی از اعضای کمیته اضطراری به یلتسین خبر داد که شکست را می‌پذیرد. گورباچف به پایتخت بازگشت و ضمن محکوم کردن کودتا و توطئه گران گفت: «این اشخاص از مشکلات دوره گذار و تنش در جامعه و نگرانی از این که چه بر سر ما خواهد آمد، بهره‌برداری کردند و تصمیم گرفتند نقشه‌های مبالغه آمیزی را به اجرا درآورند که جامعه ما را دستخوش آشوب کامل می‌کرد.» او همچنین خاطر نشان کرد که «اوضاع به نحو برگشت‌ناپذیری تغییر کرده است. من به کشور دیگری برگشته‌ام و اکنون خودم هم آدم دیگری هستم.»

آرامگاه بوریس یلتسین در گورستان نووودویچی مسکو

یلتسین که در عقیم گذاشتن کودتا، اراده و مهارت سیاسی خود را نشان داده بود، به وضوح در کانون توجه سیاسی قرار گرفت. رهبری و شجاعت او در تمام مدت این حادثه، استعداد واقعی او را در به حرکت درآوردن مردم روسیه و رودست زدن به رهبران کودتا نشان داد. او برای خنثی کردن آنها نقشه‌های زیرکانه ای طراحی کرده و از فناوری‌های جدید برای ارتباط با غرب علی‌رغم قطع خطوط تلفنی عادی بهره برده بود. افزون برآن با پخش گزارش‌های داخلی تأیید نشده مبنی بر استعفای برخی توطئه گران سبب حالت سردرگمی در میان خود آنها شد. به گفته جان موریسون نویسند سرگذشت یلتسین رفتار یلتسین در جریان کودتا بیش از صرف شجاعت را نشان می‌داد. او نه تنها رو در روی رهبران کودتا ایستاد، بلکه با آمیزه ای از غلو و حیله‌گری آنها را از دور خارج کرد

یلتسین و بیل کلینتون در اکتبر ۱۹۹۵ با هم می‌خندند.
سخنرانی سال نو ۱۹۹۹ بوریس یلتسین که در آن استعفای خود را اعلام کرد

گورباچف در ۲۵ دسامبر از رهبری حزب کمونیست شوروی کناره‌گیری کرد. تنها یک روز بعد خود حزب منحل شد. هرچند گورباچف به تلاش برای اثرگذاری در آینده اتحادیه شوری، ادامه داد، اما دیگر اعتبارش را از دست داد بود. در دسامبر یلتسین با لئونید کراچکوف از اوکراین و استانیسلاو شوشکوویچ از بلاروس ملاقات کرد تا در مورد آینده اتحاد شوروی به بحث بپردازند. آنها از گورباچف برای این نشست دعوت نکرده بودند. سه رهبر به اتفاق هم پیمانی را امضا کردند که پایان عمر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ایجاد کشورهای مستقل مشترک‌المنافع را به جای آن اعلام می‌کرد.[۵۷]

جانبداری بوریس یلتسین از برقراری دموکراسی در روسیه و کمک وی به این روند، از او در میان کشورهای غربی که خواهان فروپاشی شوروی بودند، یک چهره دموکرات ساخت.

یلتسین در سال ۱۹۹۴ دستور حمله به چچن را صادر کرد. در سال ۱۹۹۶ برای دومین بار به ریاست جمهوری فدراسیون روسیه انتخاب شد و تا سال ۱۹۹۹ در این مقام باقی‌ماند. او در تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ از قدرت کناره‌گیری کرد و اداره امور کشور را به نخست‌وزیر وقت ولادیمیر پوتین سپرد.

یلتسین در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ از محبوبیت بالایی در داخل کشور برخوردار بود. اما شهرتش به‌دلیل بحران‌های اقتصادی و سیاسی دوران ریاست‌جمهوری به‌شدت آسیب دید و با نارضایتی گسترده مردم روسیه از قدرت کنار رفت. هم ستایش و هم انتقاد نصیبش شده‌است: از یک سو برای نقشش در فروپاشی اتحاد شوروی، تبدیل روسیه به دموکراسی نیابتی و آزادی‌های نوین ستوده می‌شود؛ از سوی دیگر به سوء مدیریت اقتصادی، سوءاستفاده از قدرت ریاست‌جمهوری، رفتار اقتدارگرایانه، فساد و تضعیف جایگاه روسیه به‌عنوان قدرت جهانی متهم گشته‌است.

  1. (Aron 2000، ص. 4)؛ (Colton 2008، ص. 17)
  2. (Colton 2008، ص. 14)
  3. (Colton 2008، ص. 16)
  4. (Colton 2008، صص. 35–36)
  5. Сивилов, Ал. (2025). Лидери, авторитаризъм и преходи по примери на Русия и Чили [Leaders, Authoritarianism, and Transitions: Examples from Russia and Chile] (in Bulgarian). Книжен плъх ООД. p. 61. ISBN 978-619-92784-5-1.
  6. (Colton 2008، صص. 19–21)
  7. (Aron 2000، ص. 4)؛ (Colton 2008، ص. 17)
  8. (Colton 2008، ص. 18)
  9. (Aron 2000، ص. 5)؛ (Colton 2008، صص. 22–23)
  10. (Aron 2000، ص. 5)؛ (Colton 2008، صص. 23–24, 26)
  11. (Aron 2000، ص. 6)؛ (Colton 2008، ص. 26)
  12. (Aron 2000، ص. 6)؛ (Colton 2008، ص. 28)
  13. (Aron 2000، ص. 7)؛ (Colton 2008، ص. 33)
  14. (Colton 2008، ص. 37)
  15. (Aron 2000، صص. 8, 9)؛ (Colton 2008، صص. 41–42)
  16. (Colton 2008، صص. 40–41)
  17. (Colton 2008، صص. 37, 43)
  18. (Aron 2000، ص. 9)؛ (Colton 2008، ص. 44)
  19. (Aron 2000، صص. 7–8)؛ (Colton 2008، صص. 45–47)
  20. (Aron 2000، ص. 11)؛ (Colton 2008، ص. 53)
  21. (Colton 2008، ص. 56)
  22. (Aron 2000، ص. 16)؛ (Colton 2008، ص. 64)
  23. (Aron 2000، ص. 17)؛ (Colton 2008، ص. 56)
  24. (Aron 2000، ص. 18)؛ (Colton 2008، ص. 58)
  25. (Aron 2000، ص. 17)؛ (Colton 2008، ص. 56)
  26. (Aron 2000، ص. 20)؛ (Colton 2008، ص. 64)
  27. (Aron 2000، صص. 21, 23)؛ (Colton 2008، ص. 65)
  28. (Aron 2000، صص. 26–27)؛ (Colton 2008، ص. 65)
  29. (Aron 2000، ص. 24)؛ (Colton 2008، ص. 66)
  30. (Aron 2000، صص. 32–33)؛ (Colton 2008، ص. 66)
  31. (Aron 2000، ص. 30)؛ (Colton 2008، ص. 68)
  32. (Colton 2008، ص. 86)
  33. (Colton 2008، ص. 65)
  34. (Colton 2008، ص. 65)
  35. (Colton 2008، ص. 65)
  36. (Colton 2008، صص. 72–73)
  37. (Colton 2008، صص. 73–74)
  38. (Colton 2008، ص. 96)
  39. (Colton 2008، صص. 75–76, 86)
  40. (Colton 2008، صص. 76–77)
  41. (Colton 2008، ص. 77)
  42. (Colton 2008، صص. 77–81)
  43. (Colton 2008، ص. 94)
  44. (Colton 2008، ص. 95)
  45. (Colton 2008، صص. 89–91)
  46. (Colton 2008، ص. 80)
  47. (Colton 2008، ص. 80)
  48. (Colton 2008، ص. 84)
  49. (Colton 2008، ص. 84)
  50. 1 2 3 4 "Борис Єльцін помер від серцево-судинної поліорганної недостатності". РБК-Украина (in Russian). Retrieved 22 ژوئیه 2024.
  51. Kozyrev, Andrei (Fall 2016). "Boris Yeltsin, the Soviet Union, the CIS, and Me". THE WILSON QUARTERLY / Wilson Center. Archived from the original on 5 دسامبر 2022. Retrieved 16 مه 2024.
  52. Kozyrev, Andrei (Fall 2016). "Boris Yeltsin, the Soviet Union, the CIS, and Me". THE WILSON QUARTERLY / Wilson Center. Archived from the original on 5 دسامبر 2022. Retrieved 16 مه 2024.
  53. Daniel Treisman, "Why Yeltsin Won: A Russian Tammany Hall", Foreign Affairs, September/October 1996. "Foreign Affairs – Why Yeltsin Won: A Russian Tammany Hall – Daniel Treisman". Archived from the original on 30 September 2007. Retrieved 2 April 2007.
  54. Gerber, Theodore P.; Hout, Michael (1998). "More Shock than Therapy: Market Transition, Employment, and Income in Russia, 1991–1995". American Journal of Sociology. 104 (1): 1–50. doi:10.1086/210001. S2CID 143545643.
  55. Bohlen, Celestine (9 February 1992). "Yeltsin Deputy Calls Reforms 'Economic Genocide'". The New York Times.
  56. vanden Heuvel, Katrina (2007). "Yeltsin–Father of Democracy?". The Nation. Archived from the original on 27 January 2017. Retrieved 27 January 2017.
  57. بجورنلوند، جنگ سرد، 100.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]