نخبه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نخبگان یا اِلیتان به معنای بخش برگزیده‌ای از یک جامعه است که از نظر قابلیت‌ها یا توانایی‌ها برتر از بقیه جامعه دانسته می‌شود. در جامعه‌شناسی و فلسفه سیاسی به گروه کوچکی از مردم گفته می‌شود که با قرار گرفتن در رأس «هرم منزلت اجتماعی» و «امتیازات»، کنترل سهم نابرابر بزرگی از قدرت سیاسی یا ثروت را در اختیار دارند.[۱][۲][۳]

سی. رایت میلز در کتاب خود نخبگان قدرت به سال ۱۹۵۷ می‌نویسد: «این حلقه‌های سیاسی، اقتصادی، و نظامی که مجموعه پیچیده‌ای از گروه‌های منطبق بر هم و کوچک اما غالب و مسلط هستند، در تصمیم‌گیری‌هایی شریکند که تاثیرشان دست‌کم در سطح ملی است.» میلز بیان می‌کند که نخبگان قدرت جایگاه والاتيتسخسننسخيثرتطختصررظنصىوينيرسنظنسنسموطنيوطنينوينيوطنيمسنتينسنابل دیگر نخبگان را در جامعه به رسمیت می‌شناسند. «به عنوان یک اصل، آنها یکدیگر را می‌پذیرند، یکدیگر را درک می‌کنند، با یکدیگر ازدواج می‌کنند و حتی اگر همراه با یکدیگر هم نباشد، مانند یکدیگر فکر و کار می‌کنند.» او نقش آموزش و پرورش را بسیار مهم می‌داند و می‌گوید اعضای جوان طبقه بالا به مدرسه‌های برجسته می‌روند که نه تنها در دانشگاه‌های معتبر مانند هاروارد، ییل، و پرینستون را بر آنها می‌گشاید، ورود آنها به باشگاه‌های اختصاصی دانشگاه‌ها را آسان می‌کند. ورود به این باشگاه‌ها نیز عضویت در باشگاه‌های اجتماعی مهم شهرهای بزرگ را در پی دارد که دروازه‌ای است به سوی شغل‌های برتر.[۲]

اهمیت نخبگان[ویرایش]

شاید در وهله ی اول به نظر برسد نخبه گر چه در راس هرم شایستگی قرار دارد اما فاصله ی آن با گروههای بعدی چندان زیاد نیست و لذا تفاوت آنها به همان میزان اختلاف آنها در مثلا نمرات کسب شده در یک مبحث می باشد.

برای درک آنکه در چه مواردی یک نخبه بهترین گزینه برای انجام یک کار می باشد به یک مثال توجه نمایید:

اگر نمره مهارت (علمی یا عملی) فردی در حل یک مساله یا انجام یک کار برابر ۹۵% باشد و شخص دیگری ۷۰% شانس هر کدام در انجام موفق پروژه ای در همان زمینه چقدر است؟

برای ساده تر شدن مساله از یک ابزار معروف سرگرمی استفاده می کنیم. مفتولی که مسیر پر پیچ و خمی دارد و باید حلقه ای فلزی را بدون تماس با آن تا انتهای مسیر ببرید. مهم نیست چند پیچ را به طور موفق پشت سر گذاشته اید، کافی است فقط یک اشتباه انجام دهید تا چراغ روشن شود (پروژه با شکست مواجه شود).

در سوالی که مطرح شد فرض کنید پروژه مذکور عبور دادن حلقه از مسیری با ۱۰ پیچ باشد و شانس دو شرکت کننده برای عبور از هر پیچ به ترتیب ۹۵% و ۷۰% باشد. برای سادگی کار، شانس عبور از تمام پیچها را برابر فرض می کنیم پس همه پیچها به یک میزان سخت هستند و شانس عبور از هر یک از آنها بستگی به مهارت شرکت داشته و برای تمام پیچها و در طول مسیر ثابت است. طبق قانون احتمالات شانس موفقیت هر فرد برابر با حاصلضرب احتمال موفقیت در هر مرحله می باشد بنابراین احتمال موفقیت هر شرکت کننده برابر میزان مهارت وی به توان تعداد پیچها می باشد:

نخبه: ۶۰% ≈۱۰(۰/۹۵)

عادی: ۳% ≈۱۰(۰/۷)

در مثال بالا شانس موفقیت فرد «نخبه» ۲۰ برابر فرد «عادی» می باشد و این عدد به تعداد مراحل «سری» در پروژه بستگی دارد.

سیستم های آموزشی (نظیر امتحانات در مدارس یا دانشگاهها) بیشتر در جهت سنجش توانمدیها به صورت «موازی» طراحی گردیده اند. به طور مثال در یک برگه امتحانی داشتن دو غلط (صرفنظر از اینکه کدام سوالها غلط پاسخ داده شده اند) معادل نمره ۱۸ می باشد. در حل مسائل ریاضی مراحل مختلف حل یک مساله با یکدیگر رابطه «سری» داشته و اشتباه در هر محله منجر به عدم دستیابی به پاسخ صحیح می گردد.

همانطور که ملاحظه می فرمایید بهترین محل برای بکارگیری یک نخبه در مسائل پیچیده ای است که دارای مراحل سری متعدد می باشند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «elite». دیکشنری آکسفورد. بازبینی‌شده در ۲۳ فروردین ۱۳۹۳. 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ Wikipedia contributors, "Elite," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Elite&oldid=603653223 (accessed April 12, 2014).
  3. عبدالحسین نیک‌گهر. «نخبگان قدرت». کتاب نیوز، ۱۳۸۵/۰۷/۱۹. بازبینی‌شده در ۲۳ فروردین ۱۳۹۳.