سامورایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
یک سامورایی در زره، دههٔ ۱۸۶۰. عکس رنگی-دستی بوسیلهٔ فلیس بیتو.
حلقهٔ سامورایی‌ها در دههٔ ۱۸۶۰
سایگو تاکاموری در خلال شورش ساتسوما ۱۸۷۷ (در حالت نشسته و در یونیفرم غربی)، در حالیکه افسرانش در آرایش سامورایی گرد او جمع شده‌اند. مقالهٔ خبری در له موند ایلستره، ۱۸۷۷).

سامورایی (به ژاپنی: ) نجیب‌زادگان نظامی و افسر کاست در قرون وسطی و عصر جدید نخستین ژاپن بودند. در ژاپن، به آنان معمولاً بوشی (به ژاپنی: 武士) یا بوک (به ژاپنی: 武家) گفته می‌شود. ویلیام اسکات ویلسون، مترجم زبان ژاپنی معتقد است که: «در زبان چینی، حرف 侍، در اصل فعلی است که معنای «ماندن» یا «یاری کردن»، در سطوح عالی اجتماعی را می‌رساند، و ریشهٔ آن، اصطلاح ژاپنی سابوراو است. در هر دو کشور چین و ژاپن، این کلمات به معنای «به ملازمان نجیب‌زادگان» اشاره دارد و تلفظ آن در زبان ژاپنی، به سامورایی تغییر شکل یافته است. بر اساس دیدگاه ویلسون، کلمهٔ سامورایی برای نخستین بار در اثر گزیده‌هایی از اشعار سلطنتی نخستین، اثر کوکین واکاشی (۹۰۵–۹۱۴) در اوایل سدهٔ دهم میلادی آورده شده است.[۱]

در اواخر قرن دوازدهم، اصطلاح سامورایی بطور مترادف بوشی بکار می‌رفت و در ارتباط با جنگاوران رده‌های میانی و عالی استفاده می‌شد. سامورایی‌ها معمولاً به یک طایفه یا لرد منتسب بودند، و به عنوان افسران تاکتیک نظامی و استراتژی بزرگ تحت تعلیم قرار می‌گرفتند. این افرای پیرو مجموعه ضوابطی بودند که بعدها بوشیدو نامیده شدند. گرچه تعداد سامورایی‌ها کمتر از ۱۰٪ جمعیت ژاپن بود،[۲] اما آموزه‌های آنان را همچنان می‌توان هم در زندگی روزمرهٔ مردم ژاپن و هم در هنرهای نظامی ژاپنی امروز مشاهده کرد.

تاریخچه[ویرایش]

سامورایی به نظامیان ژاپن قبل از صنعتی شدن گفته می‌شود. آنان از خانواده‌های اشراف ژاپنی بودند که در ارتش‌های خصوصی اجیر می‌شدند و به دای‌میو (اربابان محلی) خدمت می‌کردند. آن‌ها از سال ۱۱۵۹ میلادی در جنگ‌های داخلی شرکت می‌کردند. سامورایی‌ها سوارکارانی بسیار ماهر و در استفاده از شمشیر، کمان و نیزه زبردست بودند. پاداش آنان، بر خلاف نظامیان دیگر، برنج یا مواد غذایی بود. در سال ۱۶۰۳ میلادی پس از بازگردانیده شدن صلح به ژاپن به دست توکوگاوا شوگون، سامورایی‌ها به مسئولان و مجریان محلی تبدیل شدند. پس از آن، در دورهٔ امپراتور میجی و همزمان با آغاز عصر تجدد در ژاپن، جایگاه سامورایی‌ها بسیار تضعیف شد. مستمری ناچیز آنها صرف خرید سهام دولتی گشت و در ۱۸۷۳ یاماگاتا، وزیر جنگ ژاپن، قانون انقلابی خدمت وظیفهٔ عمومی را وضع نمود و همین قانون سبب نابودی قطعی سپاهی‌گری سامورایی شد.

فلسفه[ویرایش]

سامورایی‌ها نسبت به دوستان و اربابان خود سوگند وفاداری ادا می‌کردند. آنان همچنین از نظام ویژه‌ای به نام بوشیدو پیروی می‌کردند. این نظام دارای انضباط شخصی، مهارت، شجاعت، اطاعت، احترام و ایثار بود. بسیاری از سامورایی‌ها نیز از تعالیم ذن بودیسم استفاده می‌کردند.

هاگاکوره (یعنی پوشیده با برگ‌ها) کتاب بوشیدو آیین‌نامهٔ سلحشوران ژاپن است که راه و رسم سامورایی‌ها را مشخص ساخته‌است. در اینجا به چند مورد آن اشاره می‌شود:

۱) طریقت سامورایی مرگ است – آن‌جا که میان مردن و زنده‌ماندن دودل باشی، بی درنگ مرگ را برگزین!

۲) همت در کارهای بزرگ بگذار – در مثل آمده است:”ماهی در آب پاک و زلال زنده نمی‌ماند”

۳) راه کمال بی پایان است.

۴) کسی که اشتباه نکند، اعتماد را نشاید.

۵) آراسته بودن نه شیوهٔ زندگی سامورایی است.

۶) در یاران شوربرانگیز! – سامورایی راستین هرگز نباید که پژمرده دل و افسرده جان بنماید.

۷) ”برتری‌جویی” رسم و راه سامورایی است.

۸) در خود بنگر.

۹) در کار، جان و دل بگذار.

۱۰) والایی بجوی.

۱۱) حسابگری ناجوانمردی است.

۱۲) در هفت نفس تصمیم بگیر.

۱۳) فروتنان محبوبند.

۱۴) زبان را نگاه دار.

۱۵) زیردستان را آفرین کن.

۱۶) سخن‌پذیر باش.

۱۷) سخن نخستین، شکوفهٔ دل سامورایی است.

۱۸) مرد تک‌فن به کار نیاید.

۱۹) همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.

۲۰) پیش از سخن گفتن، شنونده را بیازمای.

۲۱) از نیایش باز نمان.

۲۲) اگر هم می‌بازی، جانانه بباز.

۲۳) هیچ کار را کوچک مگیر.

۲۴) در کارهای بزرگ از چیزهای کوچک بگذر

فرهنگ[ویرایش]

بوشیدو (به ژاپنی: 武士道 Bushido) یا راه و رسم سامورایی به معیارهای اخلاقی و ارزش‌های طبقهٔ سامورایی بعد از دورهٔ ادو اشاره دارد. در این دوره مربیان و متفکران مسیحی مانند نیتوبه اینازو که تأثیر بسیاری بر ادبیات و تفکر بر جای گذاشتند و باعث ایجاد شکاف در بوشیدو و وارد شدن افکار غیرژاپنی در این آیین شدند.[۱] آداب ویژهٔ این جنگاوران که بوشیدو یا آیین جوانمردی و یا شیوهٔ دلاوری نام داشت. بوشیدو تلفیقی از اصول و مبانی سه دین شینتویسم، بودیسم و کنفوسیانیسم است. به طورکلی می‌شود گفت که این آیین، وفاداری را از شینتوییزم (که در آن وفاداری به امپراتور به عنوان شخصیتی الوهی ضروری است)، مطبع بودن را از کنفوسیانیزم (که در آن اطاعت فرودست از فرادست ضروری است) و خویشتن‌داری را از بودیزم (که در آن تسلط بر خویش ضروری است)، وام گرفته است. اصول بوشیدو در طی تاریخ به صورت مکتوب نبوده و سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده است. برخی از محققان آیین بوشیدو را در ۸ صفت خلاصه کرده‌اند. وفاداری: دلاور نسبت به فرادست خود، به ویژه امپراتور وفادار است. حق‌شناسی: دلاور نسبت به وطن خود و امپراتور حق‌شناس است. رشادت: دلاور در راه وطن و خدمت به امپراتور از جان خود نیز دریغ نمی‌کنند. عدالت: دلاور در انجام وظیفه عادلانه رفتار می‌کند. صداقت: دلاور از بیم اذیت و آزار دروغ نمی‌گوید. ادب: دلاور در هر حالی حتی نسبت به دشمن خود مؤدب است. متانت: دلاور حتی در حالت هیجان روحی، متانت خود را از دست نمی‌دهد و عواطف خود را ظاهر نمی‌سازد. شرافت: دلاور یا باید شرافتمندانه بجنگد و پیروز شود و یا جوانمردانه خود را بکشد. یکی از مهمترین اصول بوشیدو و رعایت ویژگی هشتم (که ذکر شد) است. به این ترتیب که یک جنگاور و دلاور همیشه باید بکوشد که شرافتمندانه زندگی کند و در مبارزات برای پیروزی مردانه بجنگد و در شکست نیز آماده خودکشی باشد. به همین دلیل یک سامورایی واقعی همیشه دو قطعه شمشیر به همراه خود دارد: یکی بلند برای جنگیدن و کشتن، و دیگری کوتاه (خنجر) برای خودکشی به هنگام شکست و ننگ. خودکشی مردانه به هنگام شکست و ذلت اصطلاحاً هاراکیری یا خودکشی با رضایت خاطر نامیده می‌شود. در هاراکیری شخص آداب نیایش به جا آورده و به حالت تمرکز نشسته و با خونسردی شکم خود را با خنجر از بالا به پایین می‌درد. هاراکیری آن چنان در فرهنگ و سنت ژاپنی اثر گذار بوده، که در طی تاریخ بارها افراد عام و خاص اقدام به این عمل نموده‌اند، حتی این نوع اقدام در تاریخ معاصر ژاپن نیز مشاهده می‌شود. سلوک سامورایی: «راه سامرایی در مرگ خلاصه می‌شود. اندیشهٔ عمیق دربارهٔ مرگ گریزناپذیر ضروریست و هنگامی که جسم و جان در آرامش است باید باید به انواع مرگ اندیشید: مرگ با شلیک گلوله، ضربت شمشیر، پرتاب نیزه، مرگ در میان امواج خروشان، سوختن در میان شعله‌های آتش، یا مرگ در اثر صاعقه، مدفون شدن در زیر آوار سهمگین زلزله، یا سقوط از صخره‌ای بلند، مرگ ناشی از بیماری یا اقدام به خودکشی در پی جان باختن استاد. هر روز انسان باید خود را مرده بینگارد.»

آموزه‌ها[ویرایش]

برخی از آموزه‌های طریقت سامورایی‌ها (برداشت از فیلم گوست داگ. ساختهٔ جیم جارموش):

برداشت دوگانه از یک امر بسیار ناگوار است. انسان نباید در طریقت سامورایی به دنبال چیز دیگری باشد. در هر شیوهٔ دیگری که یک مسلک به حساب می‌آید نیز این امر صادق است. اگر درک انسان بدین گونه باشد بیشتر می‌تواند با طریقت خود هماهنگی ایجاد کند.

اگر بخواهیم در یک کلام شرط سامورایی بودن را بیان کنیم باید بگوییم که انسان می‌بایست جسم و روح خود را در اختیار استاد خویش بگذارد. فراموش نکردن استاد اساسی‌ترین مسئله برای یک مرید است.

دیدن جهان در قالب یک رؤیا بسیار خوب است. آن هنگام که دچار کابوس می‌شوید از خواب برمی‌خیزید و به خود تسلی می‌دهید که تنها یک خواب بوده است. چه بسیار گفته‌اند که دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تفاوت چندانی با رؤیا ندارد.

این یکی از اندرزهای نوشته بر دیوار ناوشیگ است: «با مشکلات بزرگ باید رفتاری آرام داشت.» استاد ایته یی می‌گوید: «حتی مسائل کم اهمّیّت را بایستی جدّی گرفت.»

به گفتهٔ یکی از بزرگان غلبه بر دشمن در میدان نبرد همچون غلبهٔ شاهین بر یک پرنده است. گرچه شاهین به میان هزاران پرنده پرواز می‌کند اما جز به پرنده‌ای که از پیش نشان کرده است توجّهی ندارد.

به گفتهٔ پیشینیان انسان باید به فاصلهٔ هفت نفس، تصمیم خود را بگیرد. مسئلهٔ مهم، مصمم بودن است و داشتن روحیهٔ لازم برای گذر به فراسوی هر چیز.

اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفّقیّت. اگر انسان به شبحی انتقام جو بدل شود و از خود اراده نشان دهد، حتی اگر سرش را جدا کنند باز هم نخواهد مرد.

همراه داشتن کمی پودر سرخ رنگ مفید خواهد بود. ممکن است سامورایی هنگامی که از خواب برمی‌خیزد چهره اش رنگی پریده به خود گرفته باشد. در چنین زمانی بسیار مفید است که کمی پودر سرخ رنگ را به صورت اش بمالد.

زمانی که انسان تصمیم به قتل کسی می‌گیرد، حتی اگر حرکت مستقیم به سوی هدف، کار بسیار دشواری باشد نباید به این بیندیشد که هدف را دور بزند. طریقت سامورایی راهیست برخاسته از جدّیّت و فوریّت و بهترین روش، حملهٔ مستقیم به سوی هدف است.

جسم ما از میان هیچ، جان یافته است. بودن در آنجا که هیچ چیز نیست مفهوم این عبارت است که: «شکل، خلأ است.» و این که همه چیز از هیچ به وجود می‌آید یعنی: «خلأ، شکل است.» انسان باید بیندیشد که این دو، مقوله‌ای جدا از هم نیستند.

در زندگی، چیزی جز لحظه‌ای که در آن هستیم اهمّیّت ندارد. تمامی ی زندگی انسان، زنجیره‌ای است از لحظات پی در پی. اگر انسان، زمان و لحظهٔ حال را دریابد، دیگر نه کاری برای او خواهد ماند و نه هدفی.

از طوفان و باران بسیار چیزها می‌توان آموخت. زمانی که با رگبارهای ناگهانی روبرو می‌شوید سعی می‌کنید خیس نشوید و فوراً راه خود را تغییر می‌دهید؛ ولی با رفتن به زیر طاق دیوار، باز هم خیس خواهید شد. اگر از آغاز مصمم باشید سرگشته نخواهید شد گرچه باز هم به همان اندازه خیس می‌شوید. فهم این مطلب در تمام امور نیز صادق است.

گفته‌اند به آنچه که «روح یک دوران» می‌نامند نمی‌توان رجعت کرد. این که روح به تدریج رنگ می‌بازد ناشی از به پایان رسیدن جهان است. به این دلیل گرچه همه مایلند دنیای امروز به دنیای یکصد سال پیش و یا حتی پیشتر بازگردد اما این کار ممکن نیست. پس بسیار مهم است که هر نسل را به خوبی دریابیم.

در سرزمین کامیگاتا نوعی ظرفِ غذای چند لایه داشتند که هنگام تفریح و دیدن گلزارها از آن استفاده می‌کردند. هنگام بازگشت، آنها را دور می‌انداختند و لگد کوب می‌کردند. در هر چیز و هر مورد این نقطهٔ پایان است که اهمّیّت دارد

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Wilson, p. 17
  2. "Samurai (Japanese warrior)". Encyclopædia Britannica.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Samurai»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ آوریل ۲۰۱۲).
  • مرتون٬اسکات٬تاریخ و فرهنگ ژاپن
  • این قوانین از مجموع ۱۰۸ قانون سامورایی‌ها از کتاب هاگاکوره (راه و رسم سامورایی‌ها)

نوشتهٔ یاماموتو چونه تومو ترجمهٔ دکتر هاشم رجب‌زاده نقل شده‌است

کتاب‌شناسی[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]