محمد تقی خان بختیاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
محمد تقی خان چهارلنگ بختیاری
PicsArt 06-01-12.57.12.jpg
قلعه تل پایتخت و مرکز حکومت محمد تقی خان
زادروز ۱۲۰۸ه.ق
مناطق چهارلنگ نشین
درگذشت ۱۲۶۸ه.ق
تهران
ملیت  ایران
پیشه ایلخان بختیاری،حاکم خود مختار بختیاری،خوزستان،فریدن،شرق لرستان،کهگیلویه و بویر احمد ،شمال فارس،وشمال بوشهر
سال‌های فعالیت ۱۲۲۶ه.ق تا۱۲۵۷ه.ق

بدون تردید یکی از معروف‌ترین و مردمی‌ترین خوانین بختیاری در تاریخ معاصر، محمدتقی‌خان بختیاری است. بنا بر قولی حدود سی سال باکمال قدرت بر قسمت اعظم خاک بختیاری حکومت کرده و بر بخش وسیعی از خطه جنوب و جنوب غرب نفوذ و تسلط داشت. در فاصله سال‌های ۱226 تا ۱257 ه.ق. ایلخانی بختیاری (ریاست ایل بختیاری) را بر عهده داشت.[۱]پدر محمدتقی خان ، علی خان از شاخه کنورسی یا کیان ارثی چهارلنگ بود که به تحریک و دسیسه چینی عموزاده هایش ( در سفرنامه لایارد ، برادرانش ) حسن خان و فتحعلی خان کیان ارثی ، فتحعلی شاه قاجار وی را از حکومت معزول و دستور داد چشمانش را میل کشیدند. مادر وی بی بی خانم دختر قائدآقا میر مکوندی بود. پس از عزل پدرشان ، محمدتقی خان خردسال به همراه دیگر برادرانش برای حفظ جانشان در روستایی در  فریدن مخفی شدند.علی خان نابینا به محمدتقی خان بسیار علاقمند بود و وی را «بره قوچی» خود می خواند.

محمدتقی خان پسر علی خان پسرحبیب الله خان پسر رشید خان کیان ارثی بود. مادر رشید خان خواهر علی مرادن خان مختارالدوله چهارلنگ بود که با کریم خان زند بر سر تصاحب قدرت رقابت می کرد. اجداد محمدتقی خان در فریدن زندگی می کردند اما با کدورت و اختلافی که بین رشیدخان و علی مردان خان مختارالدوله ایجاد شد ، به مالمیر ، هلایجان و قلعه تل مهاجرت کردند.

محمدتقی پنج برادر به نامهای ابوالفتح ، علی نقی ، محمد کریم ، خان بابا و کلبعلی داشت ، در برخی رویتها تعداد برادران وی شش نفر ذکر شده و از بردار دیگری به نام اسد خان یاد می کنند. ، سه همسر داشت که معروفترین آنها خاتون جان خانم بود. همچنین فرزندان زیادی داشت که سه تن از پسران وی عبارتنداز: حسینقلی ، مهدیقلی معروف به برفی و رضاقلی.

زندگی‌نامه[ویرایش]

محمد تقی خان بختیاری (محمد تقی خان در بین بختیاری ها با نام ممتی خون نیز معروف است)یکی از بزرگمردان قوم لر است وی را شجاع ترین ایلخان بختیاری نام نهاده اند. محمد تقی خان پسر علی خان بود پدرش علی خان لقب ایلخانی بختیاری را داشت و دارای قدرت زیادی بود قدرت علیخان باعث سوظن فتحعلی شاه به او شد و سرانجام با تحریک فتحعلی خان کیانرسی فتحعلی شاه فرمان داد علی خان را از حکومت معزول و چشمانش را میل کشیدند و حسن خان پسر فتحعلی خان را به جای حکومت بختیاری منصوب کردند پس از کور کردن علی خان فرزندانش در یکی از روستاهای علیخان در فریدن پنهان شدند. تا اینکه محمد تقی خان در سن ۱۸ سالگی موفق به گرفتن تقاص پدر خود شد و حسن خان را کشت محمد تقی خان پس از کشتن حسن خان با دختر ازدواج کرد تا اختلاف و دشمنی او و خانواده حسن خان پایان دهند پس از قتل حسن خان حکومت قاجار ریاست را به فتح علی خان برادر حسن خان سپرد که هم توسط محمد تقی خان به قتل رسید[۲] محمدتقی خان با یک سیاست مدبرانه نفوذ خود را در بین طوایف بختیاری گسترش داد محمدتقی خان با زیرکی تمام و اتخاذ سیاست‌ها و رویه‌هایی ماهرانه توانست تقریباً بیشتر طوایف بختیاری را یکپارچه نموده و ریاست تمام شاخه چهارلنگ بختیاری و دیناران هفت لنگ و جانکی سردسیر را در اختیار گیرد و سپس توانست علیرغم سیاست‌های تفرقه اندازنه ی قاجار بیشتر طوایف بختیاری را به طور کامل با هم متحد کرده و طوایفی از دورکی و تمام بهداروند و بابادی به او پیوستند و فرمان ایلخانی کلیه بختیاری را برای خود اخذ نمود [۳]راهبرد خان چهارلنگ برای گسترش نفوذ و قلمرو خود ازدواج و پیوندهای خویشاوندی با سران قبایل و طوایف دیگر بود از جمله این ازدواج ها وصلت با نامدار خان منجزی[۴] و خلیل خان بویراحمدی بود[۵] محمدتقی خان پس از کمک به میرزا منصور قوام الدین معروف به میرزا قوام حکمران بهبهان در برابر والی شیراز صاحب اختیار مناطقی از خوزستان شد[۳] وی حتی برخی از ایلات و طوایف لرستان را نیز زیر سلطه خود گرفت چنانکه یکی از روسای طوایف لر در لرستان معروف به توشمال خان با او همراهی کرد از آن سو محمد تقی خان باشیخ ثامر رئیس قبیله کعب رابطه دوستی برقرار کرده و از او پشتیبانی نمود وهنگامی که خرمشهر مورد هجوم عثمانی ها و رقیب های شیخ ثامر قرار گرفته بود نیرویی به فرماندهی محمد شفیع خان سهونی چهارلنگ به کمک او فرستاد[۴] سرانجام محمدتقی خان پس از استحکام قدرت خود در بختیاری در سال ۱۲۴۹ هجری قمری سلسله حرکت ها و مبارزات خود را علیه حکومت قاجار در کوه‌های بختیاری و دشت های خوزستان شروع کرد که تا سال ۱۲۵۷ هجری قمری ادامه داشت. محمد تقی خان در سال ۱۲۴۹ هجری قمری بر ضد حکومت قاجار شورش کرد ابتدا ۲۰ هزار تومان مالیات اصفهان را که به تهران می‌رفت در بنه قهرود نطنز تصرف کرد[۶] ((البته این گفته مورخان قاجار جای تامل دارد زیرا محمد تقی خان مخالف شدید دزدی و غارتگری در قلمروی خود و حتی کل ایران بود و سخت با دزدان غارتگران مبارزه می کرد او حتی رسم دزدی را در قلمرو بختیاری بر انداخته بود پس چطور خود او که مخالف غارتگری بود می‌توانست این کار را انجام دهد.)) خان چهارلنگ در همین سال به همراه هشت هزار نفر و یا به قولی ۳۰ هزار نفر شوشتر را محاصره کرد شاهزاده قاجار اسدالله میرزا پسر محمدعلی میرزا دولتشاه حاکم شوشتر چون توان مقابله نداشت پا به فرار گذاشت و شوشتر را به کارگزاران محمد تقی خان سپرد خان چهارلنگ پس از تصرف شوشتر ،دزفول را نیز گرفت. و رامهرمز و بهبهان را نیز تصرف کرد. بعد از این وقایع خان چهارلنگ به سمت فارس لشکرکشی کرد و عده زیادی از بزرگان فارس مانند ولی خان ممسنی جمال خان دشتی وعده‌ای از ایلات فارس به او پیوستند و شمال فارس نیز هم جزوه متصرفات بختیاری ها شد. و قلمرو محمدتقی خان شامل کل استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد و بخش های لرستان و شمال استان فارس و بوشهر و غرب استان اصفهان یعنی فریدن شد[۷] فتحعلی شاه که از قدرت گیری محمد تقی خان چهارلنگ دچار هراس شده بود در در روز سوم جمادی الاول سال ۱۲۵۰ هجری قمری تهران را به مقصد اصفهان ترک کرد و در روز چهاردهم جمادی الاخر وارد اصفهان شد و بلافاصله به حسینعلی میرزا فرمانفرما حاکم فارس و حسینعلی میرزا شجاع السلطنه حاکم کرمان نیز دستور داد تا با قشون تحت فرماندهی خود به او بپیوندند و از سوی دیگر محمد تقی میرزا حسام السلطنه حاکم بروجرد و سلطان محمد میرزا سیف الدوله حاکم اصفهان نیز خود را آماده مقابله با خان بختیاری کردند اما اجل به شاه قاجار مهلت نداد و در ۱۹ جمادی الثانی و به قولی دیگر در رجب ۱۲۵۰ هجری قمری درگذشت[۸] و لشکرکشی به خاک بختیاری نیز به تعلیق درآمد با مرگ فتحعلی شاه محمد شاه بر تخت سلطنت نشست اولین اقدام محمد تقی خان پس از تاجگذاری پادشاه جدید این بود که محمد شفیع خان را مأمور کرد تا تمام راه‌های فارس تا کاشان را به تصرف درآورده مالیات و منال دیوانی را هرجا می‌یافتند ضبط کرده خدمت محمدتقی خان گسیل می داشتند محمد شاه در سال ۱۲۵۲ هجری قمری برادر کوچک خود بهرام میرزا که حاکمیت کرمانشاه لرستان خوزستان را از سال ۱۲۵۰ برعهده گرفته بود مأموریت داد به همراه ۵۰ هزار نیروی نظامی سواره و پیاده ۶ عراده توپ و در حالی که میرزا موسی و فرهاد میرزا به او پیوسته بودند بود خود را به خوزستان رسانده محمد تقی خان را سرکوب و مطیع دولت نماید اما بهرام میرزا نتوانست خان چهارلنگ را مطیع خود کند و با محمدتقی خان پس از چندین روز مذاکره صلح کرد و محمد تقی خان تعهد داد تا خواسته های دولت قاجار را انجام دهد[۷]

در سال ۱۲۵۳ هجری قمری محمد شاه قاجار برای سرکوبی معترضان در شهر هرات حرکت کرد برای اینکه از ناحیه جنوب و جنوب غرب آسیب ندیده و غافلگیر نشود به سلطان مراد میرزا حسام السلطنه دستور داد با قوای تحت امر خود از راه اصفهان به خوزستان برود از آنجا به سواحل خلیج فارس رفته در خطه جنوبی مراقب حرکات انگلیسی‌ها باشد پس از آن سلطان مراد میرزا حسام السلطنه با ۶ هزار نیروی جنگی به چمن گندمان وارد شد منصور خان فراهانی سرتیپ فوج فراهان و کمره و گلپایگان و علی خان قره گوزلو سرتیپ فوج همدان و آقا خان سرهنگ گلپایگانی و زین العابدین خان شاهسون با ۷۰۰ سوار و اسماعیل‌خان نایب توپخانه با سه عراده توپ و جماعت خزل با ۴۵۰ نفر به او پیوستند طی دو ماه رامت سلطان مراد میرزا حسام السلطنه طوایف هفت لنگی که از فرامین حکومت سرپیچی کرده بودند مطیع و فرمانبردار و متعهدبه به پرداخت مالیات حفاظت از راهها ساخت[۷] و تعدادی از آن‌ها را نیز به گروگان گرفت.آنگاه رهسپار جانکی سردسیر شد شاهرخ خان حاکم جانکی در کوه ها پناه گرفت ولی با مذاکراتی که انجام داد پس از سه ماه تسلیم شاهزاده شد و مجدداً حکومت جانکی به او سپرده شد پس از آن شاهزاده آهنگ تصرف ایذه و خوزستان را کرد در ساحل رودخانه کارون در کنار پل شالو مستقر گردید[۹]نیروهای محمدتقی خان نیز در آن سوی رودخانه آماده نبرد بودند دو طرف طی چند روز گاهی چند گلوله توپ به سوی هم شلیک می کردند اما عاقبت پس از ۱۵ روز جنگ بی نتیجه از در آشتی درآمدند و شاهزاده وارد دشت ایذه شد و به مدت ۱۰ روز در آنجا توقف کرد محمد تقی خان برادر خود علی نقی خان و سپس فرزند خود را با آذوقه و علوفه به رسم هدیه نزد شاهزاده فرستاد اما شاهزاده اصرار داشت اگر می خواهد یک باره این جنگ و کشمکش خاموش گردد باید خود محمدتقی خان به نزد او بیاید محمدتقی خان که با پافشاری شاهزاده روبرو گشت به معتمدالدوله که با او پیمان بسته بود متوسل شد معتمد نیز آقا سید عبدالحسین شوشتری را با شفاعت و وساطت نزد شاهزاده فرستاد از او خواهش کرد تا از اخذ و قید او درگذرد با راضی شدن شاهزاده سید شوشتری موفق گردید بین آنها مساله برقرار کند شاهزاده نیز در محرم ۱۲۵۴ هجری قمری به دعوت معتمدالدوله به شوشتر رفت و خوانین بختیاری گروگان به او سپرد و از آنجا روانه شیراز گردید[۹]

بر اساس اسناد موجود در فاصله سال‌های ۱۲۵۴ تا ۱۲۵۷ هجری قمری بین محمد تقی خان و حکومت قاجار رابطه حسنه و گرمی برقرار بود و حتی محمد شاه قاجار در نامه های خود به معتمدالدوله از محمد تقی خان تمجید می کرد اما در سال ۱۲۵۷ هجری قمری مجدداً اختلاف محمد تقی خان با دربار قاجار بالا گرفت دلیل این تنش ها این بود که معتمدالدوله مامورینی جهت اخذ مالیات بختیاری اعزام کرده و از خان چهارلنگ تقاضای همه مالیات‌های عقب افتاده را کرد مالیات مورد نظر مبلغ ۱۰ هزار تومان بود ولی محمد تقی خان توانایی پرداخت چنین مبلغی را نداشت نمی‌خواست طوایف بختیاری زیر نظر خود را برای دریافت چنین مالیاتی به زحمت بیاندازد لذا سعی می کرد با گذراندن وقت و هر طریقی که ممکن بود پرداخت مالیات را به تأخیر بیاندازد معتمد که از از این تاخیر محمد تقی خان در پرداخت مالیات عقب افتاده دچار عصبانیت شده بود از وی به محمدشاه شکایت کرد و وی را متهم به داشتن رابطه با شاهزادگان فراری ایران در بغداد نموده و یاغیگری و تمرد و عدم پرداخت مالیات به دولت را به تحریک شاهزادگان فراری دانست اما اینها همه بهانه هایی از دولت قاجار برای سرکوب محمد تقی خان بود زیرا دولت قاجار از گسترش نفوذ و اقتدار محمدتقی خان در جنوب ایران مطلع بود و در بیم و حراس قرار داشت و سعی می کرد به هر بهانه ای وی را در تنگنا و زیر فشار قرار دهد و از آن سو با تحریک طوایف بختیاری و ایجاد تفرقه بین آنها وی را هر چه بیشتر تضعیف کرده و از قدرت او بکاهد و در نهایت ثروت بیکران ای که درباریان تصور می‌کردند در اختیار خان چهارلنگ است از چنگ اش خارج کنند.معتمدالدوله به همراه فوج خوی و فوج ششم تبریز،فوج لرستان،تفنگ چی گلبادی مازندرانی،سوار بختیاری و لرستانی و سپاهی که تحت فرمان سلیمان خان ارمنی بود با ۶ عراده توپ برای سرکوب محمدتقی خان حرکت کرد[۷] در همین هنگام طوایف بختیاری مخالف محمد تقی خان به فرماندهی کلبعلی خان دورکی و پسرش ابدالخان،جعفرقلی خان بهداروند،موسی خان بابادی، علی رضا خان کیان ارسی وخواجه عباس موگویی به اردوی معتمدالدوله پیوستند محمد تقی خان پس از مشورت با مشاوران با آن که می توانست به راحتی قشون معتمدالدوله را در کوهساران بختیاری نابود کنند صلاح در آن دید که بهتر است یاغی دولت معرفی نکردند به همین خاطر شفیع خان سهونی ماموریت یافت تا مالیات را از عشایر جمع آوری کنند و چون به عوامل دولتی اعتمادی نداشت نگران بود که اگر جنگی رخ دهد عشایر بختیاری از هستی ساقط شده و دارای و اموالشان توسط سربازان دولتی به غارت برود و خود او نیز یاغی دولت معرفی شود و در صورت گرفتاری به مرگ محکوم شود و در نهایت اجازه داد معتمدالدوله از کوههای بختیاری عبور کرده و وارد دشت ایذه شود و محمد تقی خان به پیشواز او رفت معتمدالدوله و پایان مدت ۴۰ روز در این دشت اتراق کردند و معتمدالدوله در این زمان شروع به تفرقه اندازی در میانه سربازان محمد تقی خان کرد که از این کار خود نیز نتیجه چندانی نگرفته معتمد پس از آنکه دید نمی تواند از این کار خود نتیجه بگیرد پیشنهاد کرد اگر خان بختیاری مبلغ قابل توجه به بخشنامه های بدون هیچ چشمداشتی روانه شوشتر خواهد شد معتمد دو روز در قلعه تل مهمان محمدتقی خان بود و پس از آن با علی نقی خان برادر محمد تقی خان و شفیح خان سهونی روانه شوشتر شد[۴] معتمد وقتی به شوشتر رسید محمد تقی خان را به آنجا احضار کرد محمدتقی خان پیام فرستاد در صورتی حاضر به ملاقات است که خوانین و گروگان ها را آزاد کنند اما این اظهارات را دلیل یاغی گری قلمداد کردند خان چهارلنگ برای ابراز وفاداری حاضر شد گروگان بیشتری به شوشتر بفرستند معتمد چون میدانست محمد تقی خان به فرزند بزرگش یعنی حسینقلی خان علاقه‌مند است پیشنهاد کرد که او را به همراه پسر علینقی خان یعنی اسد خان به شوشتر بفرستد همزمان اعلام داشت به قرآن سوگند خواهد کرد درست از هر اقدامی علیه خوان بردارد و به اصفهان مراجعت کند برای مقصود علینقی خان را روانه قلعه تل کرد. پس از ورود حسینقلی خان به شوشتر معتمد به زیر پیمان خود زد و قاصدی به سوی محمد تقی خان ارسال نمود و گفت اگر تسلیم نشود گروگان‌ها را به قتل خواهد رساند محمدتقی خان مطابق قولی که به معتمد داد در 9 مایلی شوشتر اتراق کرد و به معتمد پیام داده تضمین دهد با ورود به شوشتر دستگیری زندانی نشود اما معتمد از دادن هر تضمینی خودداری کرد علینقی خان پیشنهاد کرد محمد تقی خان به قلعه منگشت یا تنگ چویل که هر دو مواضع بسیار مستحکم کوهستانی و صعب العبورند برود در همین اوضاع و احوال حاکم شیراز نیز علیه میرزا قوام حاکم بهبهان و سایر عشایر کهگیلویه لشکرکشی کرد و مانع از کمک این طوایف به محمدتقی خان شد محمدتقی خان در این موقع دو راه بیشتر درپیش نداشت یا با نفراتی که در اختیار داشت در ارتفاعات منگشت پناه برده و یا نزد شیخ ثامر رئیس قبیله ی کعب که یکی از متحدان وفادار او بود پناهنده گردد اما چون فصل برداشت غلات گندم و جو بود نگران شد با ورود نظامیان به منطقه کشتزارهای گندم وجو نابود شود و بختیاری ها صدمات زیادی ببینند محمد تقی خان را دوم را در پیش گرفته و به فلاحیه نزد شیخ ثامر رفت محمدتقی خان با حدود ۴ تا ۵ هزار نفر سوار تفنگ بختیاری با احشام اموال خود کوچ کرده به طرف فلاحیه روانه شد اما بارندگی های پی در پی و طغیان رودخانه ها موجب شد بسیاری از آنها نتوانند از رودخانه عبور کنند از آن طرف هر لحظه ممکن بود سواران معتمد از راه برسند محمدتقی خان ناگریز دستور داد که همراهان به کوهستان بختیاری بازگردند و خود به اتفاق سه تن از متحدین اصلی اش ملا محمد عالی محمودی دینارونی قاید اسماعیل مکوندی و ملا فصیح ممبی و جمعی سوار با همراه خانواده و بستگان عازم فلاحیه شد با خروج محمد تقی خان از منطقه بختیاری هرج و مرج رواج پیدا کرد[۴] و قلعه تل نیز توسط معتمد تصرف شد و علی رضا خان پسر حسن خان به عنوان حاکم جدید قلعه تل و ایلخان بختیاری انتخاب شد معتمد پیکی نزد شیخ ثامر فرستاد تا محمد تقی خان را تسلیم کند که شیخ ثامر پاسخ منفی داد معتمد پس از این پاسخ منفی به سمت فلاحیه لشکرکشی کرد اما شدت گرما و شیوع بیماری مالاریا و دشواری های دیگر معتمد را از جنگ منصرف کرد و شخصی خان را نزد شیخ ثامر فرستاد تا برای محمد تقی‌خان پیغام بفرستد چنانچه خود را تسلیم نکنند گروگان‌های را که نزد خود دارد به قتل میرساند و چنانچه خود را تسلیم کنند از تقصیرات اش گذشته و در مقام خود ابقا خواهد شد معتمد برای جلب رضایت محمد تقی خان اعلام کرد حاضر است یکی از مجتهدین را به نزد وی فرستاد به دنبال آن مجتهد شوشتری را به فلاحیه فرستاد که دو روز با محمد تقی خان به مذاکره نشست پس از پایان مذاکرات محمدتقی خان خود را تسلیم کرد و روانه شوشتر شد معتمد به محض دیدن محمدتقی خان بدون توجه به قول و قرارهایی که داده بود دستور داد محمدتقی خان را دستگیر و زندانی کرد[۴]برادران محمد تقی خان که سخت نگران جان او بودند نقشه‌ای برای حمله به اردوی معتمد کشیدند که معتمد به آن پی برد و نیروهای خود را در آمادگی کامل نگه داشت و شب بختیاری ها و عرب‌های وفادار به محمد تقی خان به اردوی معتمد شبیخون زدند اما نتوانستند محمدتقی خان را نجات بدهند بلکه توانستند کریم برادر محمد تقی خان را نجات دهند همچنین شفیع خان سهونی نیز توانست از اردوگاه فرار کنند [۱۰][۴]محمدتقی خان پس از مدتی در شوشتر به تهران منتقل شد و پس از ۵ سال یعنی از سال ۱۲۶۰تا سال ۱۲۶۴ هجری قمری آخرین سال سلطنت محمد شاه بود در تهران تحت نظر بود در زمان پادشاه پس از روی کار آمدن ناصرالدین شاه قاجار پسر محمد شاه محمد تقی خان به تبریز انتقال یافت و مدت دو سال در آنجا زندانی بود پس از این دوسال دوباره به تهران بازگردانده شود تا اینکه در سال ۱۲۶۷ یا ۶۸ هجری قمری پس از تحمل ۱۰ سال زندان در زندان های شوشتر تهران و تبریز در سن ۶۱ سالگی درگذشت


داراب رئیسی شاعر معاصر در وصف دلاوری های او شعری سروده که در زیر قسمتی از آن را می آورم:

* نگه کن به تاریخ این دودمان *** پس از آریو برزن پهلوان*

*که اسکندر و خیل مقدونیان *** به زحمت ز دستش ببردند جان*

*چنان داد درسی به مقدونیان *** که شد نام او تا ابد جاودان*

* نیامد چو او پهلوانی رشید *** بجز از محمد تقی خان پدید*

*محمد تقی خان بود افتخار *** برای دلیران این روزگار*

*چو مادر دهر هرگز نزاد *** ندارد چو او بختیاری به یاد*

*سر بختیاری به کیوان رسید *** چو او را به دامان خود پرورید*

*هم اکنون سراسر دیار جنوب *** دیار پر از افتخار جنوب*

*ز اهواز تا شوشتر و بهبهان *** ز سردشت و دزفول تا شادگان*

*سراسر همه دهدز و مالمیر *** بود جمله فرمانبر آن امیر*

*به او خطه لر دارد امید *** چو باران رحمت ببارد امید*

*چنین پهلوانی به این فر و جاه *** سزاوار تخت است و تاج و کلاه*

*چرا کلبعلی خان و جعفر قلی *** و یا پهلوانی چو آ نادعلی*

*در این رزم سختی که این دادخواه *** نموده است با والی پادشاه*

*نکردند با او دمی یاوری *** به یزدان گذاریم این داوری*

توصیف لایارد ازسیمای ظاهری محدتقی خان[ویرایش]

لایارد انگلیسی که در سال 1840 میلادی از نزدیک محمد تقی خان را ملاقات کرده بود سیمای ظاهری او را چنین توصیف کرده است . محمد تقی خان مردی پنجاه ساله میانه بالا و تا اندازه ای تنومند بود.او قیافه ای موقر و آمرانه و چهره ای زیبا و جذاب داشت ولی بینی او که در یکی از جنگها بر اثر اصابت گلوله دچار شکستگی شده بود تا اندازه ای از زیبایی صورت او کاسته بود .همیشه تبسم ملیحی بر لب داشت و هنگام خندیدن شاد و بانشاط بود .دارای صدای خوش و دلنشینی بود.وی ملبس به یک نوع لباس سفر یا نظامی بود که معمولا روسای بختیاری در هنگام مسافرت می پوشیدند. یک قبای آستین کوتاه تنگ و چسبان تا حد زانو روی خرقه بلند ابریشمی که دامن آن در زیر شلوار گشادش که دارای حاشیه ملیله دوزی و روی قوزک پایش بسته بود پنهان شده . دور کلاه بلندش یک لنگ یا شال مخطط پیچیده شده بود.اسلحه اش عبارت بود از یک تفنگ با لول بسیار نادر و ممتاز دمشقی که قنداقش به طرز جالبی با طلا و عاج تذهیب کاری شده بود.یک شمشیر از بهترین فولادهای کار خراسان با غلاف جوهر نشان.یک خنجر مرصع و گرانبها و یک پیشتاب بلند که بطرز استادانه ای تزئین کاری شده بود و به ((کیس کمر)) یا کمربندش آویزان کرده بود سر و گردن مادیان عربی زیبا و قشنگش با منگوله های سرخ و دکمه های نقره ای آرایش داده شده بود . زین و برگش نیز تذهیب کاری شده و در تنگ زین و بغل مادیانش یک شمشیر دیگر آویزان و در طرف مقابل یک گرز آهنی که معمولاً ایرانیها در جنگ بکار می بردند دیده می شد .محمد تقی خان از اسلحه و یراق خود بسیار راضی بود او صاحب یک قیافه اشرافی و رفتار و حرکاتش مانند فئودال های بزرگ بود هر چند محمد تقی خان فردی بیسواد و فرزند کوهستان بود اما از اندیشه و افکاری نو و مترقی برخوردار بود. در صدد سرو سامان دادن به وضعیت اجتماعی منطقه بختیاری بود[۱۱]

ویژگی های اخلاقی محمدتقی خان[ویرایش]

بر اساس نوشته لایارد و نقل سینه به سینه بختیاری ها ، محمد تقی خان از خصوصیات اخلاقی برجسته ای برخوردار بود. وی نبوغ ، شخصیت و شهامت فوق العاده ای داشت ، رزمنده ای بی باک ، شمشیرزنی ماهر ، تیراندازی ممتاز و سوارکاری بی همتا بود. مردی لایق ،کاردان و یک کارشناس مطلع بود. بسیار با هوش و بی نهایت مشتاق و علاقمند به شعر بود. مردی سخی و بزرگوار ، یک دشمن کریم و باگذشت ، یک رییس عادل و کاملاً موفق ، مورد اعتماد و یک انسان به تمام معنی بود. اندیشه و افکاری نو و مترقیانه داشت ، او صادقانه طالب پیشرفت و ترقی طوایف بختیاری و علاقمند به حفظ امنیت و گسترش تجارت در قلمرو و منطقه حکومتی خود بود. محمدتقی خان شخصاً یک مسلمان به تمام معنی و در مسایل مذهبی بسیار دقیق و سختگیر بود ...به دستور خان استعمال مشروبات الکلی در قلعه ممنوع بود. از هئیت حاکمه فاسد و رشوه خوار ایران و حاکم اصفهان که بطور دائم پول از او مطالبه می کردند ، بسیار آزرده خاطر و خشمگین بود[۱۲]

مشاوران محمدتقی خان[ویرایش]

بدون تردید یکی از دلایل موفقیت محمدتقی خان ، بهره مندی وی از نطرات مشاوران لایق و کاردانی بود که همیشه همراه و ملازم وی بودند ، مهمترین این مشاوران اشخاص زیر هستند:

1-علی نقی خان برادر محمدتقی خان که بسیار زیرک ، باهوش و کاردان بود ، در بین بختیاری ها به « سردار » معروف بود و اغلب برای ماموریت های دیپلماسی و سیاسی از طرف خان به تهران و اصفهان فرستاده می شد. چندین سال در تهران به عنوان گروگان بسر برد. برخی معتقدند اگر وی مانع از انجام عملیات نظامی محمدتقی خان بر ضد معتمد الدوله در کوهستان بختیاری  نمی شد ، هیچگاه محمدتقی خان گرفتار و اسیر معتمدالدوله نمی شد.

2- محمد شفیع خان معروف به شفیع خان رییس ایل سهونی: ایل سهونی از شاخه های مهم شاخه کنورسی چهارلنگ است و شامل سه طایفه حموله ، کهیش و باورصاد می شود.

3- ملا محمد دینارونی: وی که رئیس طایفه عالی محمودی بود به دلیل لیاقت و کاردانی اش در ایل دیناران از احترام زیادی برخوردار بود و در بین بختیاری ها نیز جایگاه خاصی داشت به گونه ای که می گویند اگر چه وی خان نبود ولی نفوذش از نفوذ و قدرت یک خان بیشتر بود.[۱۳]

برخی اقدامات محمدتقی خان[ویرایش]

محمدتقی خان که اندیشه و افکاری نو و مترقیانه داشت و صادقانه طالب پیشرفت و ترقی طوایف بختیاری بود ، برای تحقق آرمانها یش دست به اقداماتی زد که مهمترین آنها عبارتند از:

1- تشکیل کنفدراسیون ایلی: وی معتقد بود با تشکیل یک کنفدراسیون ایلی متحد که طوایف خطه جنوب از کرانه های شمالی خلیج فارس تا  دشت خوزستان ، اروند رود و کوهستانهای بختیاری را  در بر می گرفت ، می توانست امنیت و آرامش را در این منطقه برقرار کند و با رونق تجارت و فعالیتهای اقتصادی ، اسباب پیشرفت و ترقی اهالی منطقه را فراهم سازد و از یک سو می توانست با استبداد و زورگویی شاهان قاجار و عمال آنها به مقابله بپردازد.

2- جمع آوری مالیات بر اساس وضع اقتصادی طوایف و میزان برداشت محصول و حاصلخیزی اراضی: محمدتقی خان به همین دلیل حاضر نبود تن به مالیاتهای سنگینی که دربار قاجار وضع می کرد بدهد و طوایف حوزه حکمرانی خود را  که توان پرداخت مالیات وضع شده را نداشتند ،تحت فشار قرار دهد. دفاع از حقوق مردم برایش چنان مهم بود که حاضر بود دولت وی را یاغی و متمرد اعلام کند و به مردم فشار نیاورد.

3- اسکان عشایر: وی اعتقاد داشت یکی از زمینه هایی که می توانست باعث پیشرفت و ترقی و قدرت طوایف بختیاری گردد ، اسکان آنها و اشتغال به کارهای کشاورزی و تجارت بود.

4- برقراری امنیت و منسوخ کردن دزدی و راهزنی: لایارد در این باره می نویسد: « او میل داشت که امکاناتی فراهم شود تا باب تجارت را با دنیای خارج باز نموده و صلح و آرامش را در میان قبایل صحرا نشین برقرار سازد(لایارد ،1376 : 111)

5- اصلاح نژاد دامها به ویژه اسب:خان تعدادی از بهترین اسبهای نژاد عربی را خریداری کرده و در اصطبل نگهداری و پرورش می داد.(همان:109)

6- برقراری مبادلات تجاری حتی با خارج از کشور از جمله هندوستان: لایارد در این باره نیز می نویسد: « وی حاضر است جاده ای جهت حمل و نقل مال التجاره و محمولات بازرگانی خارجی در محدوه تحت نفوذش که در آن موقع منطقه وسیعی از بالاترین کرانه های خلیج فارس و سراسر دشت خوزستان تا کناره های شط العرب را در بر می گرفت ، احداث نماید و امنیت این شاهراه را نیز تضمین نماید و محمد تقی خان همچنین از من خواست تا تجار و بازرگانان انگلیسی را تشویق نمایم تا با مردم بختیاری و حوزه حکمرانیش داد و ستد و تجارت نمایند و تقبل کرد که حفظ جان نمایندگیها و امنیت حمل و نقل مال التجاره ها را شخصاً بر عهده خواهد گرفت.( همان: 155-154).

7- وی علاقمندی فراوانی به آشنایی و استفاده از تکنولوژی جدید در حوزه حکمرانی اش داشت. لایارد در این رمینه نیز می نویسد: « از من می خواست که در مورد فواید راه آهن و سایر اختراعات جدید اروپا و علم هئیت و زمین شناسی و غیره به بحث و گفتگو بپردازم.[۱۱]

همسران محمدتقی خان[ویرایش]

یکی دختر حسن خان، عموزاده اش بوده که در قلعه پدرش زندگی می کرد.یکی دیگر از همسران او، بی بی خاتون جان خانم (همسر بزرگش بوده است) وی دختر یکی از خوانین بزرگ لرستان بوده است که این شیرزن، صاحب مرتبت و کاملاً شایسته این همه عزت و احترام بوده است که از این زن، صاحب سه فرزند به نام های حسین قلی خان- مهدی قلی خان- رضاقلی خان شده است.

منابع[ویرایش]

  1. «نسبت برخی از خوانین بختیاری». دانشنامه ایرانیکا. 
  2. خاطرات و یادداشت های سردار ظفر بختیاری. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ بختیاری ها عشایر کوه نشین ایرانی در پویه تاریخ. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ سفرنامه هنری لایارد. 
  5. تاریخ سیاسی اجتماعی بختیاری. 
  6. روضه الصفا. 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ تاریخ بختیاری. 
  8. حکومتگران بختیاری. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ناسخ التواریخ. 
  10. لرهای ایران. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ سر اوستین لایارد. سفرنامه لایارد. 
  12. سر آوستین لایارد. سفرنامه لایارد. 
  13. سر آوستین لایارد. سفرنامه لایارد. 
  • مهدی بامداد. شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری. چاپ چهارم. انتشارات زوار، ۱۳۷۱. ۴۴۲.