ایذه

مختصات: ۳۱°۳۰′شمالی ۴۹°۳۱′شرقی / ۳۱٫۵۰°شمالی ۴۹٫۵۲°شرقی / 31.50; 49.52
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ایذه
مالِمیر
Tagh-e Tavileh Darafsh (25).JPG
Dehdez District heights, Izeh County (13961112001075636531231535782546 12795).jpg
Shahsavar Cemetery.jpg
Kul-e Farah Darafsh (86).JPG
از بالا به پایین: طاق طویله (کاخ اتابکان)، کوه‌های برفی ایذه و جنگل های بلوط، محوطه تاریخی گورستان و زیارتگاه شهسوار، سنگ‌نگاره کول‌فرح
کشور ایران
استانخوزستان
شهرستانایذه
نام(های) دیگرمالمیر، ایذج
مردم
جمعیت۱۱۹۳۹۹[۱]
جغرافیای طبیعی
مساحت۷۸۹'۳ کل شهرستان
ارتفاع۸۶۰متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانهگرمترین:۴۲درجه سردترین -۱۲درجه
میانگین بارش سالانه۷۵۰ میلی متر
روزهای یخبندان سالانه۲۳ روز
اطلاعات شهری
شهردارعلیرضا ره انجام
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۶۱–۴۳۶
وبگاه
شناسهٔ ملی خودرو ایران۲۴
ایذه بر ایران واقع شده‌است
ایذه
روی نقشه ایران
۳۱°۳۰′شمالی ۴۹°۳۱′شرقی / ۳۱٫۵۰°شمالی ۴۹٫۵۲°شرقی / 31.50; 49.52

ایذه از شهرهای استان خوزستان است که در مناطق نیمه کوهستانی قرار دارد. شهرستان ایذه در شمال شرق خوزستان قرار دارد و پیشینه تاریخی آن به دوران ایلامیان برمی‌گردد.[نیازمند منبع] نام قدیمی این شهر در زمان اتابکان مال امیر (مالِمیر) بوده است و در دوران پهلوی اول به ایذه برگردانده شد. ایذه همچنین بعد از خرم آباد و یاسوج سومین شهر پرجمعیت لر نشین محسوب میشود و پایتخت حکومت اتابکان لر بوده‌ و به دلیل موقعیت خاص جغرافیای و سیاسی خاص مورد توجه پادشاهان و بزرگان دوران گذشته نیز بوده است. ایذه یکی از پرجمعیت ترین شهرهای استان خوزستان و پرجمعیت ترین شهر در حوزه شرق استان خوزستان است .[۲].[۳]

نام‌ها[ویرایش]

شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نام‌های ایزج، ایذه، اوجا، ایگه، اریگ، ایج، مالمیر یا مال امیر خوانده شده‌است. بعضی معتقدند نام قدیمی آنزان بعدها به «اینز» و «ایزج» و «ایزه» تبدیل یافته‌است. به علاوه به دلیل وجود زیج‌های بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده می‌شده‌است.[نیازمند منبع]

ایدیده یا ایدیذ عیلامی با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته‌است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده‌است و ایدیذه به معنای شهر کنار آب آمده‌است و به دلیل قرار گرفتن ایذه کنونی در کنار تالاب شط (میانگران) ممکن است ایدیده همان ایذه کنونی بوده‌است.[نیازمند منبع] شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز می‌تواند دلیل بر این مدعا باشد.

ایزج یا ایذج اکثر مورخین در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذکر کرده‌اند چنان‌که ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد کرده‌اند.

اصطخری در مسالک و الممالک از ایزج اسم برده و این شهر را جزو خوزستان دانسته‌است و قزوینی در آثار البلاد به ایزج اشاره نموده و حدود جغرافیایی و آثار تاریخی آن را ذکر نموده‌است. طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن ایثر در تاریخ کامل این شهر را با نام ایزج ذکر نموده‌اند. در دوره ساسانیان از احداث و توسعه راه‌ها در منطقه سخن به میان آمده‌است. عده‌ای از مورخین برخی ایل راه‌های فعلی بختیاری را یادگار آن دوران دانسته‌اند.

از واپسین روزگاران هخامنشی خاستگاه الیمایی‌ها (بازماندگان ایلامیان) بوده‌است که هم‌زمان با دورهٔ سلوکی- پارت، بسته به شرایط قلمرو خود را گسترش می‌دادند. پیکره{مجسمه} مفرغین مرد شمی از آن دوره‌است. در دوره ساسانی به نام ایذه خوانده شد و با گشودن آن به دست مسلمانان ایذج نامیده شد. اتابکان لر که در سدهٔ پنجم هجری پدیدار شدند، بدان مالمیر می‌گفتند، نامی که همچنان بر سر زبان هاست.در سال ۱۳۳۷ با تلاش های محمدجوادخان درگاهی که حاکمیت قشلاقات بختیاری را داشت و با مکاتباتی که با وزارت کشور انجام داد تحت عنوان شهر با آن موافقت شد. نام ایذه نامی بسیار باستانی است و از دوران پیش از ساسانیان رایج بوده‌است. این شهر در دوره‌هایی نام‌های دیگری نیز داشته‌است نام مالمیر که همان مال امیر(آبادی و جایگاه و پایتخت امیران و بزرگان اتابکی بختیاری[نیازمند منبع]) است (مال در زبان لری بختیاری به معنی آبادی ، املاک و دارایی ها است) بیشتر در زمان هزاراسفیان که به اتابکان لر بزرگ مشهور شده‌اند کاربرد داشته‌است.

واژه باستانی ایذه در سده‌های اخیر به کلی فراموش شده بود تا این که در زمان پهلوی اول، بار دگر زنده شد و در تیرماه ۱۳۱۴ هـ. ش، از سوی فرهنگستان ایران به نام پیشین خود، ایذه نامگذاری شد.[۴]

پیشینه تاریخی[ویرایش]

تندیس مرد شمی-پارتی (سورنای اشکانی) یافت شده از شمی ایذه
تندیس مرد پارتی (سورنای اشکانی) یافت شده از شمی ایذه

از آثار به دست آمده ایذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته‌های عیلامی (اولین حجاری‌های ایران باستان قبل از هخامنشیان)، می‌توان نتیجه گرفت که آنجا مرکز مهمی در زمان عیلامی‌ها بوده‌است. این آثار به دو دسته آثار عیلام قدیم و نو تقسیم می‌شود که به شرح زیر می‌باشند: دوره عیلام قدیم: این دوره به سلسله سیمشکی متعلق است که چندین بار توسط حاکم اور نابود گشت.[۵] آثار باقی‌مانده از این دوره به شرح ذیل است: الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جایگاهی باستانی در حومه ایذه‌است که در آن آثار باستانی از جمله نقش برجسته‌ای متعلق به دوره عیلام قدیم (قرن ۲۰ ق. م) واقع شده‌است. این نقش برجسته به احتمال زیاد نمایانگر صحنه بارعام یک پادشاه یا ابراز بندگی در مقابل یک خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: این جایگاه به خونگ نوروزی نیز معروف است و در نزدیکی دریاچه میانگران (۱۲ کیلومتری شمال ایذه) واقع شده‌است که نقش برجسته‌های آن مانند شاهسوار حجاری شده‌است. دوره عیلام نو: ایذه در دوره عیلام نو «آیاپیر» نامیده می‌شده‌است [نیازمند منبع] و پادشاهان آن به صورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حکومت می‌نمودند. حکومت عیلام در این دوران به صورت اتحادیه‌ای بود و متشکل از تعدادی حکومت‌های محلی مستقل اداره می‌شد.[۶]

آثار این دوره عبارتند از: کول فره (کول فرح): کول فره بررسی دره مانند در کوه‌های اطراف دشت، واقع در ۷ کیلومتری شمال شرقی ایذه‌است که در عصر عیلام نو به عنوان نیایشگاهی باز مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. در این شکاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهای عیلامی (میخی) اطلاعات تاریخی ارزشمندی را در اختیار می‌گذارند. بیشتر این نقش برجسته‌ها مراسم مذهبی یا میهمانی‌های هانی شاه، پسر تاهی هی (تاخی هی) حاکم دست نشانده آیاپیر از طرف شوتروک ناهونته را یادآور می‌نمایند. از نکات جالب توجه این نقش برجسته‌ها می‌توان به آداب و رسوم امور مذهبی عیلام اشاره نمود که در آن کاهنان در حال قربانی کردن حیوانات و نوازندگان در حال نواختن موسیقی و مردم یا بزرگان دارای حالتی خاص (شاید حالت خلسه) در نیایش و حمل خدایان می‌باشند.[۷]


نقش برجسته شهسوار : از کهن ترین نقش برجسته های مربوط به دوره عیلامی می‌باشد که در انتهای جاده منتهی به روستای کهباد یک در دل کوه نقش بسته‌است. قبرستان شهسوار، از گورستان‌های باستانی پوشیده از شیرهای سنگی منطقه بختیاری، در این روستا واقع است.

اشکفت سلمان: تنگه‌ای در کوه الهک واقع در جنوب غربی ایذه‌است. در این تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد که تمامی آن‌ها به هانی تعلق دارند که بیشتر به خانواده سلطنتی و خدایان اشاره نموده‌است. در این جایگاه باستانی روزگاری نیایشگاه «تاریشا» وجود داشته‌است.

براساس برخی روایات تاریخی، اسکندر پس از ورود به ایران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفستیون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد که یال‌های اسب و قاطرها را بچینند و کنگره‌های برج و باروها را برافکنند. سپس غیب وی وی از طرف ژوپی تر، هفستیون را نیم خدایی نامید و برای آمرزش وی قربانی طلب کرد. بالاخره اسکندر برای اینکه در جنگ تسلی بیابد، به مملکت کوسی‌ها رفته و پس از مطیع کردن آن‌ها شکار انسان ترتیب داد و امر نمود تفاوتی بین مرد و زن، بزرگ و کوچک نگذاشته و همه را بکشند و این قصابی وحشت‌انگیز را قربانی دفن هفستیون نامید. این حادثه در کوه‌های بختیاری در ایذه اتفاق افتاد.[۸]

از این دوران و سپس از دوران پارتی چندین مجسمه و چند نقش برجسته و… باقی مانده‌است. از این زمان به بعد، ایذه مستقل اداره و به نام الیمائید خوانده می‌شد. آثار این دوره عبارتند از: خونگ یارعلی وند: در این جایگاه باستانی که در ۳ کیلومتری خونگ اژدر واقع شده‌است، نقش برجسته‌ای شامل دو فرد الیمایی در یک مراسم آیینی وجود دارد. خونگ کمال وند: این جایگاه باستانی در ۴ کیلومتری شمال خونگ یار علی وند واقع شده و دارای نقش برجسته‌ای به همراه کتیبه‌ای الیمایی است. خونگ اژدر:[۹] (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگی که نقش برجسته عیلام قدیم قرار داشت، نقش برجسته‌ای متعلق به زمان پارتی‌ها قرار دارد که مهرداد اول( منبع :مطابقت تصویرشاه درنگارکند خونگ اژدر با تصویر سکه مهرداد اول اشکانی) شاه اشکانی را به همراه افراد بلندپایه الیمایی نشان می‌دهد. قلعه کژدمک: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه‌ای از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهای هلالی و سنگی واقع شده که در این ناحیه به «قلعه کژدمک» معروف است. این قلعه احتمالاً در زمان اردشیر ساسانی متروک شده‌است. ایذه در دوره ساسانی نیز از شهرهای آباد و پرجمعیت به‌شمار می‌رفت و آتشکده آن تا زمان هارون الرشید برقرار بوده‌است.[۱۰] از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ایذه عربی شد و آن را ایذج خواندند. اولین رویارویی این مردم استقلال طلب تاریخ ایران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ. ق (۶۳۸ م) رخ داد. در این واقعه نعمان بن مقرن مزنی، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ایذه رفت و با شیرویه حکمران آنجا صلح نمود و شهر تسلیم شد.[۱۱] در سال ۲۲ هـ. ق اولین درآمد حاصل از خراج ایذه و رامهرمز به حکومت بصره تخصیص یافت. در سال ۲۹ هـ. ق مردم ایذه در برابر ابوموسی اشعری حاکم بصره سر به شورش برداشتند، ولی کاری از پیش نبردند.[۱۲] شهر ایذه در زمان خلفای عباسی، کرسی ولایت بود و «ایذج الاهواز» خوانده می‌شد، تا با محلی دیگر به همین نام در نزدیکی سمرقند اشتباه نشود.[۱۳] این شهر در سده ۶ هـ. ق، در دوران مغول، مرکز حکومت اتابکان لرستان یا امرای فضلویه بود که از ۵۵۰ هـ. ق توسط ابوطاهر در سرزمین لر بزرگ و بخشی از خوزستان حکومت می‌کردند[۱۴] و برای نخستین بار آنان بودند که ایذه را مالمیر یا مال امیر (ملک امیر) نامیدند.[۱۵] نخستین بار ابن بطوطه در نیمه نخست سده ۸ هـ. ق آن را به صورت مال امیر در سفرنامه خود آورده‌است:

«از تستر (شوشتر) حرکت کردیم. سه روز از کوه‌های بلند راه می‌رفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز می‌نامند.[۱۶]»

آثار دوره اتابکان لر بنایی از لاشه سنگ است که در اشکفت سلمان پس از حفاری نمایان شد. پس از برافتادن حکومت اتابکان در ۸۵۷ هـ. ق ایذه رو به خرابی گذارد و ساکنان آن به کوچروی روی آوردند.[۱۷] همچنین آثار دوره ایلخانی و مغول از جایگاه باستانی به نام ارگ اتابکی تاق طویله به صورت بنایی سنگی - گچی با آثار گچبری و کاشی کاری در شهر کنونی ایذه به دست آمده‌است. از دوره صفویه گورستانی با شیرهای سنگی در شاهسوار وجود دارد که البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده می‌کردند.


همچنین نامی از شهرستان ایذه در میان اشعار شاعر بزرگ؛ حافظ شیرازی (که در زمان او نام شهرستان ایزج یا ایذج بوده) وجود دارد:


افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی

تا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن

خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت

کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن

تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش

هر نفس با بوی رحمان می‌وزد باد یمن

شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او

در همه شهنامه‌ها شد داستان انجمن

خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین

شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن

جویبار ملک را آب روان شمشیر توست

بعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت

خیزد از صحرای "ایذج" نافه مشک ختن

گوشه گیران انتظار جلوه خوش می‌کنند

برشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن

مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش

ساقیا می ده به قول مستشار متمن

ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار

تا از آن جام زرافشان جرعه‌ای بخشد به من.

آثار باستانی[ویرایش]

یاشوسن به گفته بعضی مورخان همان محل قصر شوسن مذکور در تورات است که در ایذج بوده. لایارد، عالم انگلیسی مدتی از عمر خود را در ایذه گذرانید. ۱۴ مورد آثار باستانی مربوط به سلسله‌های ماقبل میلاد در آن وجود دارد از جمله ایلامیها. از دیگر آثار معروف باستانی این شهرستان می‌توان اشکفت سلمان و کول فرح و خنگ اژدر یا روستای شمی و… نام برد لازم است ذکر شود که مجسمه ایاپیر از روستای شمی کشف شده‌است. پل ایذج یکی دیگر از آثار باستانی ایذه می‌باشد، این پل از شگفتی‌های قابل توجه تاریخی است، زیرا جنس آن از سنگ و ملات ساروج بوده و بر روی بستر رودخانه‌ای خشک و بسیار عمیقی بنا شده‌است. همچنین در ایذج آتشکده‌ای قرار داشته‌است که تا زمان هارون الرشید فروزان بوده‌است. بردگوریهای موجود در کوه‌های ایذه و بختیاری نیز حکایت از دین اهالی آن پیش از اسلام و در ایران باستان زرتشتی دارد. شیرهای سنگی بردشیر نیز از آثار باستانی ایذه به‌شمار می‌روند که البته نمونه‌های بسیاری در دیگر نقاط بختیاری یافت می‌شود.

اماکن گردشگری و جهانگردی[ویرایش]

علیرغم آب وهوای مساعد، وجود پتانسیل‌های طبیعی و تاریخی گردشگری نظیر:

صنایع‌دستی و قالی بختیاری[ویرایش]

بافت قالی و قالیچه‌های بختیاری از دیرباز در ایذه، مانند سایر مناطق بختیاری رونق داشته‌است. مردم ایذه از بدو تولد با طبیعت زیبای ایذه یعنی با کوه،جنگل بلوط،ارتفاعات برفی و رودخانه ها ارتباط برقرار میکنند و از این ها هم در طرح قالی های خود استفاده میکنند و صنایع دستی ایذه الهام گرفته از طبیعت زیبای ایذه است.قالی بختیاری نوعی قالی کهنِ ایرانی است که در آن از نقش‌های حیواناتی همچون بز کوهی (کل، پازن) و کبک و… در کنار نقش گل و بوته بهره گرفته می‌شود البته عمده شهرت قالی‌های بختیاری به دلیل بکارگیری اشکال هندسی و ذهنی باف همراه با رنگ و پشم و الیافِ طبیعی در آن است.

از دیگر صنایع دستی ایذه می‌توان وریس بافی، شیردند بافی،گلیم بافی، نمد مالی، گیوه دوزی، چوقابافی، شیرسنگی تراشی و… نام برد.

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» (اکسل). درگاه ملی آمار.
  2. صیفی نژاد، جواد. لرهای ایران. آتیه، تهران: 1381
  3. دوبد، بارون (۱۳۸۴). سفرنامه لرستان و خوزستان. تهران: علمی و فرهنگی. صص. ۲۵۳.
  4. تاریخ ایذه و بختیاری، دکتر منصور امانی
  5. ژاله آموزگار و تاریخ ایران باستان، سمت، تهران، ۱۳۸۰ ص ۱۵۲.
  6. آمیه، همان، ص ۴۵.
  7. رشیدبان، نیره زمان، نگاهی به تاریخ خوزستان، ص ۲۳۵.
  8. یاقت حموی، معجم البلدان، ج، ۱ ص ۴۱۶.
  9. سایکس، پرسی، تاریخ ایران، ج، ۱ ص ۶۶ / و افشار سیستانی، ایرج، عیلام و تمدن دیرینه آن، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۲ چاپ اول، ص ۲۹۷.
  10. ابن اثیر، الکامل، اخبار ایران، ص ۲۲۶.
  11. بلاذری، فتوح البلدان، ترجمه آذرنوش، تهران، ۱۳۴۶ ص ۲۵۱.
  12. مصاحب، غلامحسین، دایرة المعارف فارسی، ج، ۳ ص ۲۶۰۷.
  13. افشار سیستانی، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن، ج، ۱ ص ۲۳۴.
  14. افشار، همان، ج، ۲ ص ۸۴۷.
  15. ابن بطوطه، سفرنامه، ج، ۱ ص ۲۰۵.
  16. امام شوشتری، تاریخ جغرافیایی خوزستان، تهران، ۱۳۳۱ ج، ۱ ص ۲۱۰.
  17. مصاحب، همان، ج، ۱ ص ۳۲۵.