عبدالعلی مزاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عبدالعلی مزاری
عبدالعلی مزاری
رهبر و بنیانگذار حزب وحدت اسلامی افغانستان
مشغول به کار
۱۹۸۹ – مارس ۱۹۹۵
اطلاعات شخصی
تولد شهید عدالت ملی
۵ جوزا ۱۳۲۶
چارکنت، بلخ، افغانستان
مرگ ۲۲ حوت ۱۳۷۳ (۴۷ سال)
غزنین، افغانستان
ملیت  افغانستان
حزب سیاسی حزب وحدت اسلامی افغانستان
فرزندان [زینب مزاری]
پیشه سیاستمدار
دین اسلام شیعه
وب‌گاه www.babamazari.info
کنیه(ها) بابه(بابا) مزاری

عبدالعلی مزاری (زاده ۱۳۲۶ - درگذشته ۲۲ اسفند ۱۳۷۴) رهبر اسبق حزب وحدت اسلامی افغانستان بود

تولد و تحصیلات[ویرایش]

عبدالعلی مزاری، فرزند خداداد، در پنجم جوزای (خرداد) سال ۱۳۲۶ هجری شمسی، در قریه نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ؛ در یک خانواده زراعت پیشه به دنیا آمد.

پدرش زراعت پیشه و مالدار بود. خانواده او اصالتا از سرخجوی ورس ولایت بامیان به ترکمنستان مهاجرت کرده بودند ـ دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانوادهٔ او چون بسیاری دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می‌رفتند. عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می‌کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان‌ها در مدرسهٔ نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد.

در همان مدرسه بود که با استاد علامه اسماعیل بلخی بنیان گذار نهضت افغانستان از اهل تشیع شمال افغانستان دیدار کرد و از آن به بعد نشست‌ها و ملاقات‌های زیادی تا آخرین سال‌های زندگی بلخی، میان این دو تکرار شد و مزاری از بلخی بسیار آموخت.[نیازمند منبع]

دوران سربازی را در ۱۳۵۰–۱۳۴۸ در پکتیا سپری کرد. بعد از آن، مجدداً به تحصیل پرداخت و در بهار ۱۳۵۱، به شهر نجف در عراق رهسپار شد. پس از زیارت اماکن مقدس آن شهر، به ایران رفت و با اقامت در شهر قم، تا سال ۱۳۵۵ دروس سطح حوزه را به پایان رساند.[نیازمند منبع]

در مدت اقامت به علت در اختیار داشتن کتاب حکومت اسلامی روح‌الله خمینی مدتی به دست ساواک در تهران زندانی شد و هم‌بند محمد علی رجایی رئیس‌جمهور اسبق ایران و محسن رفیق‌دوست از فرماندهان سابق سپاه پاسداران ایران بود. عکسی از آن ایام عبدالعلی مزاری در موزه عبرت، در محل سابق زندان ساواک، نصب شده است.[نیازمند منبع]

یارانش او را به نام بابه مزاری یاد می‌کنند.[۱]

مبارزات سیاسی-نظامی[ویرایش]

با کودتای ۷ اردیبهشت ۱۳۵۷، مزاری بار دیگر از افغانستان به نجف و سپس به سوریه رفت و از آنجا به پاکستان رفته باز به افغانستان بازگشت؛ و در حرکت‌های مقاومت ملی علیه ارتش شوروی در افغانستان شرکت کرد.[۲]

عبدالعلی مزاری تا زمان فروپاشی دولت تحت حمایت شوری سابق در افغانستان، (سال ۱۳۷۱ خورشیدی) به عنوان یکی از رهبران مقاومت علیه حضور بیگانگان و دولت کمونیستی افغانستان، به نبرد ادامه داد.[۳]

وی در بامیان، حزب وحدت اسلامی را به وجود آورد که در برگیرندهٔ مجاهدین هزاره تبار و شیعه مذهب افغانستان بود.[نیازمند منبع]

با ورود مجاهدین به کابل، عبدالعلی مزاری نیز از بامیان به مزار شریف و از آنجا به کابل رفت و در پایتخت کشور مستقر شد.

استقرار مزاری در کابل، سرآغاز دوره‌ای است که در تاریخ جامعه هزاره و افغانستان تعبیر به «مقاومت غرب کابل» می‌شود.عبدالعلی مزاری دردوران مقاومت درغرب کابل تبدیل به الگویی ازمبارزه علیه بی عدالتی گردید.پس آن زمان مردم هزاره مزاری را به عنوان بابه(یعنی پدرقوم)نامیدند[نیازمند منبع]

دستگیری و قتل[ویرایش]

آرامگاه عبدالعلی مزاری، مزار شریف

در اواخر سال ۱۳۷۳ جنبش نوظهور طالبان تا نزدیکی کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصاً در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. مزاری در آغاز با فرستادن بخشی از زبده‌ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه‌ای مؤثر بر ضد طالبان در غزنی فعال سازند.[۴]

با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، مزاری مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی‌تر دنبال نمود.[۵] در همان زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نیز دست یابد. با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. مزاری تلاش نمود تا با یکی از دو طرف به توافق برسد اما تمامی حزب ها ی موجود در افغانستان از کمک به مزاری خود داری کردند وحتی با دولت طالبان همکاری کردند که این عمل باعث شد طالبان پیشروی گسترده ای در کابل داشته باشند. تلاش‌ها در راستای توافق با دولت و پیشنهاد دفاع مشترک بی‌نتیجه بود. در آخرین روزهای مقاومت غرب کابل، نیروهای دولتی طالبان حملات بسیار شدیدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمین و هوا آغاز کردند. در این جنگ‌ها بر خلاف گذشته از یکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه‌های برون رفت از آن وضعیت را از دست داده بود ودولت ربانی و احمد شاه مسعود از کمک به مزاری خوداری کردند و از سوی دیگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می‌کرد. حزب اسلامی کاملاً از خطوط اول عقب‌نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارایی سابق خود را نداشتند.[۶]

سرانجام با وجود تلاش‌های مداوم سیاسی و مقاومت نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «مزاری» در یک موافقت سری با طالبان فریب خورد ؛ این موافقت که در حقیقت پیمان ستراتژیک فیمابین مزاری و طالبان و تعهد همکاری های دو جانبه علیه احمد شاه مسعود و یارانش بود تله ای از جانب طالبان بود که به اساس همین فریب در ۲۲ حوت ۱۳۷۳ در حالیکه 'مزاری ' برای دستیابی به این موافقت بدون محافظ (به اساس شروط اولیه موافقت )راهی چهار آسیاب بود بدست طالبان افتاد به طور وحشتناکی به قتل رسید سپس غرب کابل با تمام مردمانشکه اکثرا قوم هزاره بودند به طور کامل قتل عام شدند به طوری که کل شهر نابود شد و امروزه اثری از آن باقی نمانده است این بزرگترین قتل عام تجمعی مردم هزاره به دست طالبان بود. طالبان تلاش نمود تا از پذیرش مسئولیت قتل مزاری شانه خالی نموده آن را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازد.[۷][۸]

هوادرانش، مقبره بزرگی در نزدیکی زیارتگاه روضه سخی در شهر مزار شریف برای او بر پا کردند. با اشغال مزار شریف بدست طالبان مقبره او را منفجر کردند.[۹]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. بابه مزاری زنده بادهزاره- http://babamazari.info/archives/16
  2. ویژه‌نامه شاهد یاران-چاپ تهران-شماره ۵۹ بخش ستاره درخشان
  3. ویژه نامهٔ شاهد یارانhttp://www.shahedmag.com/official/shahed/toc.asp?magID=5237&No=5-چاپ تهران-شماره 59 بخش ستارهٔ درخشان
  4. بخش اخبار شامگاهی رادیو بی‌بی‌سی ۱۳۷۳/۹/۱۲
  5. ۲- رمز عبور ۴، ویژه نامه ضمیمه روزنامهٔ “ایران”:
  6. Jawedan | جاودان - شهید عبدالعلی مزاری
  7. ویژه‌نامه شاهد یاران-شماره ۵۹-صفحات ۲۷–۲۰
  8. حزب وحدت اسلامی افغانستان
  9. http://babamazari.info/archives/16 بابه مزاری | زندگی نامه، تصاویر و سخنرانی ها