محمدشریف سعیدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمدشریف سعیدی اهل افغانستان

زندگی‌نامه[ویرایش]

محمدشریف سعیدی[۱][۲] شاعر سرشناس شعر امروز افغانستان[۳] است.[۴][۵][۶] وی در سال ۱۳۴۸ هجری خورشیدی در قریهٔ «المیتو» یکی از قریه‌های السوالی جاغوری ولایت غزنی افغانستان زاده شد. سعیدی تا صنف چهارم مکتب در زادگاه خود درس خواند، سپس در سال ۱۳۶۶ خورشیدی در کشور ایران مهاجر شد و در شهر قم ایران تحصیلات خود را پی گرفت که در آن شهر ضمن تحصیل در مدرسهٔ دینی که تا شروع دروس تخصصی «خارج فقه و اصول» از دانشگاه مفید قم در رشتهٔ علوم سیاسی لیسانس گرفت. افزودن بر آموزش‌های رسمی و غیررسمی به شعر نیز روی آورد که اکنون وی یکی از سرآمدان شعر فارسی در حوزهٔ تمدنی زبان فارسی دری به‌شمار می‌رود. سعیدی از چند سال بدین سو در کشور سوئد زندگی می‌کند.

کارنامهٔ ادبی[ویرایش]

از محمدشریف سعیدی[۷] تا کنون این کتاب‌ها به چاپ رسیده‌اند:

ماه هزار پاره،[۸]

  • گزیدهٔ ادبیات معاصر
  • الف لام میم دال،
  • تبر و باغ گل سرخ،
  • وقتی کبوتر نیست،
  • قفل‌های بزرگ،
  • آهسته رفتن چاقو،
  • سفر آهوها،
  • خواب عمودی،
  • قفل بزرگ و جانماز چینی

کارنامهٔ فرهنگی[ویرایش]

  • مسئولیت شعبه ادبیات افغانستان، شعبهٔ سازمان تبلیغات اسلامی شهر قم، ایران،
  • مدیرمسئولی نشریهٔ گلبانگ، ضمیمهٔ هفته‌نامه وحدت، قم، ایران،
  • عضو بنیان‌گذار و عضو هیئت تحریریهٔ فصلنامهٔ ادبی، هنری و فرهنگی «در دری»، مشهد، ایران،

نمونهٔ شعر[ویرایش]

می‌دود اسبی با یال پریشان در باد

پشت زین خشم دگر دارد طوفان در باد

مرد اگر داد زند صاعقه آسا اینک

از تب حنجره‌تش سوزد میدان در باد

تیغ اگر در کف این کوه نباشد، اینک

می‌رود سبزترین جنگل ایمان در باد

از شرار نفس سوخته‌اش، چون خورشید

شعله می‌گیرد گیسوی باران در باد

تیر در حنجرهٔ تشنه کبود کودک

خونی از فرق افق ریخته افشان در باد

تا نشیند عطش معرکه، اینک زینب

کوه ابری‌ست که می‌بارد باران در باد

خیمه می‌سوزد و، طفلی که سراپا عطش است

می‌دود تلخ و برافروخته دامان در باد

رودها، مرثیه می‌خوانند از دل‌تنگی

آسمان نیز دریده‌ست گریبان در باد

مرقدش، مشرق گل‌های فروزان بادا!

آن‌که جان داد چو فانوس فروزان در باد

منابع[ویرایش]