طبس

مختصات: ۳۳°۳۵′۱۸″شمالی ۵۶°۵۵′۲۱″شرقی / ۳۳٫۵۸۸۳°شمالی ۵۶٫۹۲۲۵°شرقی / 33.5883; 56.9225
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
طبس
امامزاده.jpg
کشور ایران
استانخراسان جنوبی
شهرستانطبس
بخشمرکزی
نام(های) دیگرطبس گلشن
سال شهرشدن۱۳۱۰[۱]
مردم
جمعیت٣٩٬۶۷۶ نفر (۱۳۹۵)
رشد جمعیت۱۸٪+ (۵سال)
جغرافیای طبیعی
ارتفاع۶۶۶ متر[۲]
میانگین بارش سالانه۸۴٫۸۵
اطلاعات شهری
ره‌آوردصنایع دستی ، زعفران
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۵۶[۳]
وبگاه
tabas.ir
شناسهٔ ملی خودرو ایران۶۴ق
کد آماری۱۳۶۹
طبس بر ایران واقع شده‌است
طبس
روی نقشه ایران
۳۳°۳۵′۱۸″شمالی ۵۶°۵۵′۲۱″شرقی / ۳۳٫۵۸۸۳°شمالی ۵۶٫۹۲۲۵°شرقی / 33.5883; 56.9225

طَبَس مرکز شهرستان طبس، شهری کویری در غرب استان خراسان جنوبی ایران است. این شهر پیشتر جزئی از استان یزد بود که در سال ۱۳۹۱ به استان خراسان جنوبی ملحق شد.پیش از سال ۱۳۸۰ طبس جزئی از استان خراسان بزرگ بود.

این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقهٔ شمالی و نصف‌النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقهٔ شرقی، در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. در شرق شهر طبس رشته‌کوه بلندی به نام رشته‌کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چالهٔ بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. شهرستان طبس ۵۵ هزار و ۴۶۰ کیلومتر مربع مساحت دارد. همچنین فاصله این شهرستان با مشهد ۵۴۰ کیلومتر و با بیرجند ۲۷۰ کیلومتر است. نزدیک‌ترین شهرستان به طبس از طرف شرق، شهرستان بشرویه با ۱۲۰ کیلومتر فاصله و از طرف جنوب غرب شهرستان یزد ۳۶۵ کیلومتر فاصله است. معادن غنی زغال‌سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل‌های انبوه و دریاچه‌های بزرگ در گذشته‌های دور در این منطقه می‌باشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی‌ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده‌است. البته زلزله طبس حدود ۳۰٬۰۰۰ تا ۵۰٬۰۰۰ کشته داشته که بزرگ‌ترین زمین‌لرزهٔ ایران بوده‌است و این شهر بسیاری از جمعیت خود را در زلزله از دست داده‌است.

جمعیت[ویرایش]

بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۳۹٬۶۷۶ نفر (در ۱۱٬۸۷۶ خانوار) بوده‌است.[۴]

جمعیت تاریخی
سالجمعیت±%
۱۳۴۵۹٬۸۷۶—    
۱۳۵۵۱۱٬۴۶۱۱۶٪+
۱۳۶۵۱۴٬۸۷۹۲۹٫۸٪+
۱۳۷۰۱۷٬۰۷۱۱۴٫۷٪+
۱۳۷۵۲۵٬۷۲۲۵۰٫۷٪+
۱۳۸۵۳۰٬۶۸۱۱۹٫۳٪+
۱۳۹۰۳۵٬۱۵۰۱۴٫۶٪+
۱۳۹۵۳۹٬۶۷۶۱۲٫۹٪+

نام‌گذاری[ویرایش]

در سفرنامه ناصرخسرو نام این شهر به صورت «طبس گیلکی» آمده است همچنین نام «طبس التمر» برای آن در تاریخ ثبت شده‌است.[۵]

پیشینه[ویرایش]

دورهٔ عيلامي[ویرایش]

طبس در دورهٔ عيلامي مرزبان‌نشین تابع ایالت اميرنشین پارت (خراسان كبير) بوده‌است.
براساس مستنداتی که هرودوت تاریخ‌نویس، ارائه نموده و به نقل از جلد اول کتاب سرزمین خورشید، ترجمهٔ ذبیح‌الله منصوری، بطنوخ إبن نصيرا از جمله حاكمال اسمي و صاحب كمال بوده که در طبس می‌زیسته و به عنوان ناپدری بخت نصر حاكم امارت عيلام وی را در همین منطقه تا سن شانزده سالگی تربیت و بزرگ نمود.[۶]

دورهٔ سلوکی[ویرایش]

در زمان سلوکیان طبس از نفوذ فرهنگی و یورش نظامی آن‌ها بدور ماند و در عین حال به پادگان بزرگ نظامی ایزد خواست (یزد) باج (مالیات) می‌داد.

دورهٔ اشکانی[ویرایش]

در دورهٔ اشکانیان طبس پادگان نظامی مهم مرزهای غربی آنان محسوب می‌شد و گاهی دست بدست می‌شده‌است.

دورهٔ ساسانی[ویرایش]

یزدگرد سوم آخرین امپراتور ساسانی در گریز به سمت مرو چند ماه در طبس پناهنده بود .
در تمام طول این مدت طبس به عنوان پل ارتباطی شرق-شمال شرق با غرب بوده، یعنی راه مهم و سوق‌الجیشی عيلام و هجمتانه و سوس و بین‌النهرین به طوس از طبس می‌گذشته و راهدارها در رباط‌ها و چاپارخانه‌های بسیاری در مسیر آن احداث شده بود که بقایای برخی موجوداست.

دوران خلافت اسلامی[ویرایش]

موقعیت سه شهر طبس، تون (فردوس ) و قاین در نقشهٔ ایران در عصر خلفای عباسی برگرفته از کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی

در سال‌های ۲۹ هجری قمری سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهی عبدالله بن بدیل خزاعی از شمال غرب طبس وارد و قلعهٔ چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس می‌شدند. مردم طبس صلح خواستند و با ۶۰٬۰۰۰ درهم خراج سالیانه صلح گردید. این فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خلیفهٔ دوم شد و دولت ارشد طبس را به عنوان مطلع الفجر و دروازهٔ خراسان نامیدند.
در زمان خلافت علی بن ابی طالب مردم طبس به اسلام گرویدند و علی ابن ابیطالب خراج را به آنان بخشید. در زمان حکومت امویان و مروانیان وضع به همین منوال سپری شد .کویر سوزان و صعب العبور مرکزی یک مانع طبیعی و سخت برای عبور دادن لشکر و تجهیزات محسوب می‌شد.

ناصر خسرو در سفرنامهٔ خود این شهر را طبس جیلکی خوانده است و از حکومت جیلک ابن محمد به عظمت یاد کرده و از وجود امنیت بسیار و رعایت دقیق احکام شرعي و دين كلام به میان آوردند.

دورهٔ اسماعیلیان[ویرایش]

طبس (تبس) در دورهٔ اسماعیلیان یکی از مراکز مهم اسماعیلیان خراسان بود.اسماعیلیان بر طبس استیلا یافته و قلاع محکمی در کوه‌های طبس ساختند.

دورهٔ تیموریان[ویرایش]

با استیلای تیموریان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبک‌های مهاجم چندین‌بار به طبس یورش آورده و دختران و پسران بسیاری را به قتل رساندند. زیرا در برابر برده شدن و انتقال آن‌ها به ماوراءالنهر مقاومت کردند.

دورهٔ مغول[ویرایش]

طبس از حملهٔ مغول آسیبی ندید و پذیرای مهاجران بسیار بوده‌است.

دورهٔ زندیه[ویرایش]

خیابان گلشن در پایان دورهٔ زندیان و هنگامی که لطف‌علی خان زند به طبس می‌آید و به پیشنهاد او تأسیس شد.[۷]

دورهٔ قاجاریه[ویرایش]

نمایی از درون باغ گلشن طبس

در دورهٔ قاجاریه امرای عرب شیبانی بر طبس حکومت می‌کردند. در میان امرای شیبانی امیرحسن خان در عمران و آبادی طبس بسیار کوشید. تالار آیینه نشان، عمارات باشکوه و منبت کاری، استخرهای آب باشکوه با نوارهای هندی، احداث آب انبارها، احداث حمام‌های بزرگ و تمیز و مساجد و تکایا و ... از اقدامات وی و دولت یا اعقاب اوست.

دورهٔ پهلوی[ویرایش]

در دورهٔ معاصر که رضا شاه پهلوی (۱۳۲۰–۱۳۰۴) به قلع و قمع حکومت‌های محلی پرداخت، حکومت بنی‌شیبان در طبس نیز منقرض گشت. در این دوران شکوه و عظمت طبس به فراموشی سپرده شد.

آب طبس از یک‌پارچه شدن چشمه‌های پرشماری که از راه یک قنات به این شهر آورده می‌شوند و در جایی به نام «فره‌ونگ» از زیر زمین بیرون می‌آیند تأمین می‌شود. این آب در راه خود به خاطر شیب طبیعی زمین چند آسیاب را نیز به راه می‌اندازد. این آب در قدیم پس از آبیاری و گذر از باغ گلشن، وارد شهر شده و باغ‌های و محله‌ها را آبیاری می‌کند و آب‌انبارها را پر از آب می‌نماید.[۶]

دور بودن شهر طبس از شهرهای حاصل‌خیز و سختی راه کویر، جابه‌جایی هرگونه کالای فاسدشدنی به طبس را ناممکن می‌نمود و بنابراین مردم طبس میوه و سبزی خود را در محل تولید می‌کردند. فراورده‌های صادراتی این شهر را نیز فراورده‌های خشک و فاسدنشدنی مانند گندم و غله بوده‌است. در برخی نقاط پیرامون طبس حتی برنج نیز به عمل می‌آید و برنج‌زارهایی در آن‌جا وجود دارد.[۷]

شهر طبس یک شهر مذهبی[ویرایش]

طبس پیشینه بسیار بزرگی در معرفی علما به سطح تراز اول کشور دارد و علمای این خطه برخی مربوط به قرن پنجم یا ششم هجری بوده و این یکی از نکاتی بسیار مورد اهمیت است به روایت شیخ محمّد رضا طبسی نجفی علمای شهز طبس به شرح ذیل است  :

۱ – سلطان محمود بن غلام علی الطبسی : در امل الآمل می گوید: وی فاضل، فقیه، آشنا به (ادبیات) عربی، قاضی بوده است. از جمله آثار او کتاب مختصر شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، اثبات الرجعه رساله ای در علم عروض بوده است. نوری او را از شاگردان مجلسی شمرده است. می گویم: این شخصیت از علمای شهر ما که شهری قدیمی است، می باشد. بسیاری از عالمان بزرگ و برجسته برای تحصیل علوم دینی به این شهر وارد شده اند. برخی مدارس علمیه طبس عبارتند از: مدرسه میرزا رفیع، مدرسه دو منار، مدرسه وسیع و گسترده به نام «حسینیه» و…

۲ – محمد ابراهیم بن محمد علی طبسی از شاگردان میرزا محمد بن عبد النبی اخباری.

۳ – محمد باقر طبسی. وی برادر علامه حجه فقیه مولی میرزا محمد ابراهیم طبسی بوده است.‏

۴ – تاج الدین ابراهیم بن قصاع طبسی

۵ – محمّد صادق طبسی صاحب کتاب منهج السداد فی ترجمه نجاه العباد.

۶ – حیدر بن نعمه الله طبسی صاحب کتاب صحائف الاعمال به زبان فارسی.

۷ – حسن بن مولی سلطان محمد واعظ طبسی گلیکی زنده در سال ۱۲۸۷ه

۸ – محمد هادی طبسی صاحب کتاب مقتبس الاثر فی شرح الباب الحادی عشر. وی از شاگردان مجلسی و تقریبا تا سال ۱۱۲۱ق زنده بوده است.

۹ – ، محمد بن حسن مشهدی طبسی مؤلّف کتاب مرشد الخواص. او در ۱۸ رجب ۱۲۲۳ ق از تالیف این کتاب فارغ شده است.

۱۰ – زین العابدین پدر شیخ جلیل محمد علی رئیس الاسلام

۱۱ – محمد رضا پدر علامه فقیه آقا محمد باقر میدانی.

۱۲ – عبد الواحد و فرزندش آقا میرزا محمد ابراهیم معروف به آقا میرزا. او بزرگ مردی فقیه، اصولی، محدّث، حکیم، قاضی، بسیار دلسوز و مهربان و کریم بود. او دارای چهار فرزند بود.

۱۳ – میرزا محمد علی مشهور به آقا بزرگ. او فقیه، اصولی، حکیم و محدّث بوده است.

۱۴ – آقا محمد رضا مشهور به آقا میانه. (م۱۳۷۶ق) وی نیز فقیه، حکیم، متکلّم، خطیب و بحّاث چیره دستی بوده است.

۱۵ – معروف به آقای مشارق.

۱۶ – ذبیح الله مشهور به آقای شیری.

۱۷ – موسی طبسی و فرزندش حاج مؤمن صاحب کتاب مناهج العرفان.

۱۸ – حاج محمد تقی طبسی از شاگردان جمال الدین خوانساری. صاحب کتاب ادعیه الاسابیع و ترجمه منهج الدعوات و ترجمه ادعیه الاسابیع بوده است. او این کتابها را به دستور شاه سلطان حسین صفوی ترجمه کرده است. همچنین وی حاشیه ای هم بر مدارک داشته است.

۱۹ – عبد علی طبسی صاحب کتاب االاسئله الطبسیه.

۲۰ – محمد علی بن محمد بن محمود بن مولانا علی طبسی صاحب کتاب تکمله زبده البیان. وی به سال ۱۰۸۴ق نگارش این کتاب را به پایان رسانیده است.

۲۱ – سید امیر حسین بن روح الله حسینی طبسی مشهور به صدر جهان. او در حیدر آباد سکنی گزید و در آنجا از دنیا رفت. نام کتابش ذخیره الجنّه فی اعمال السنه و الادعیه و الآداب است.

۲۲ – شیخ حسین طبسی

۲۳ – معین طبسی صاحب حاشیه بر شرح مطالع.

۲۴ – محمد رفیع بن عبد الواحد

۲۵ – احمد بن حاج محمد طبسی سکاکی مترجم کتاب الدر النظیم فی خواص القرآن الکریم

۲۶ –محمد حسین طبسی. وی فقیهی وجیه، محور تقوا و علم و مجسمه فضل و حلم و از مراجع تقلید زمان خود، بوده است. او نزد اساتیدی چون حجت فقیه مولی میرزا محمد ابراهیم طبسی، مجدد (میرزای بزرگ) شیرازی، سید محمد اصفهانی و شیخ محمد کاظم خراسانی (آخوند خراسانی) تلمّذ کرده است. وی پس از وفات مجدد شیرازی به طبس بازگشت و لباس ریاست و مرجعیت را به تن نمود. عده بسیاری از اعلام از جمله محمد بن مولی علی اکبر طبسی نزد او تلمّذ و از محضرش استفاده کردند.[۸]

۲۷- سيدابراهيم مهاجريان مقدم

فرزند سيد مهدي

شناسنامه شماره ۸۱

متولد پنجم مردادماه ۱۳۲۱هجري شمسي

محل تولد : روستاي دشتغران از توابع شهرستان طبس

آخرین مسئولیت : امام جمعه شهر طبس

پدر ایشان روحاني و جدشان نيز روحاني و مورد وثوق مردم و علماء بخصوص ميرزا ابوالحسن شيرازي بوده اند.

وي در سن ۱۲ سالگي به سال ۱۳۳۳در حوزه علميه طبس تحصيلات مقدماتي علوم ديني را شروع و به فراگيري ادبيات عرب پرداخت و در سال ۱۳۳۵براي ادامه تحصيل به شهرستان فردوس عزيمت نمود .

در سال ۱۳۳۹ و در هيجده سالگي به منظور بهره وري از درس اساتيد بنام حوزه علميه وارد مشهد مقدس شود و در مدرسه علميه سليمانيه از محضر اساتيدي چون : سيداحمد مدرس يزدي ، شيخ يعقوب واعظي ، هاشمي نژاد ، استاد هاشمي ( ادبيات ) ، فلسفي ، مرتضوي و اديب نيشابوري استفاده نموده ،

ايشان در سال ۱۳۴۰ در سن ۱۹ سالگي در شهرهاي : مشهد ، گرگان ، لرستان و كرمان تبليغ را شروع نمود و همزمان با تبليغ به فعاليت بر عليه رژيم ستم شاهي پرداخت و در خدمت شهيد بزرگوار هاشمي نژاد در فعاليتهاي سياسي ، تبليغي ، تكثير و پخش اعلاميه سهيم و شريك بود به گونه اي كه محلي را كه بعداً به عنوان مدرسه علميه حضرت حجت (عج ) در مشهد تأسيس نمود يكي از مراكز تكثير اعلاميه ها بر عليه رژيم منحوس پهلوي به شمار مي رفت .

در سال ۱۳۴۸ تدريس را در حوزه علميه مشهد شروع نمود و در سال ۱۳۵۱ مدرسه علميه اي به نام حضرت حجت (عجل ا… تعالي فرجه الشريف) تأسيس نمود و مديريت و تدريس آن را عهده دار گرديد.

در زلزله سال ۱۳۵۷طبس برای کمک به طبس راهی گردید .

پس از انقلاب ۱۳۵۷ با سخنراني هاي خود در سطح شهرستان نقش فعالي داشت و در سال ۱۳۵۹به قائم مقامي كميته انقلاب اسلامي از واعظ طبسي منصوب گرديد و در دوران دفاع مقدس در چندين مرحله و حدود دو سال افتخار حضور در جبهه را داشت.

با اعطاي مدرك پايه ۸ قضايي از سوي شوراي عالي قضايي عهده دار منصب قضاوت شد و در دادگاه انقلاب اسلامي و كيفري ۱ و ۲ مشهد و مديريت دادگستري كاشمر بمدت ۸ سال به قضاوت مشغول گرديد.

در سال ۱۳۶۸ از سوي شوراي سياستگذاري ائمه جمعه كشور به امامت جمعه شهرستان طبس منصوب گرديد و این مسئولیت تا کنون ادامه دارد .

سایر مسئولیتها و اقدامات صورت گرفته :

تأسيس و مدیریت مدرسه علميه خواهران ( مكتب الزهراء )

مديريت حوزه علميه امام جعفر صادق عليه السلام

احداث و تأسيس صندوق قرض الحسنه در مشهد و طبس بنام امام حسن مجتبي عليه السلام

تأسيس انجمن سادات شهرستان طبس و رسيدگي به وضع زندگي سادات

تأسيس مؤسسه خيريه الزهراء عليها السلام در طبس بمنظور تحت پوشش قرار دادن افراد بي بضاعت

تأسيس خانه سالمندان

سفر تبليغي به چين در سال ۱۳۷۴ در دهه عاشورا

روحاني كاروان از سال ۱۳۵۹حدود ۴۰ سفر

تشكيل ستاد امر بمعروف و نهي از منكر در سال ۵۷ در طبس

زمین‌لرزهٔ طبس[ویرایش]

زمین لرزه‌ای در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ طبس را به کلی ویران نمود و حدود ۱۰٬۰۰۰ تن قربانی گرفت. آمار رسمی قربانیان این حادثه توسط مرکز آمار ایران ۷٬۶۷۶ نفر ذکر شده‌است. طبس در زمین‌لرزه به‌طور کامل نابود شد و پس از آن بازسازی‌هایی در آن انجام شد.[۶]

سوغاتی‌های طبس[ویرایش]

عصارهٔ علف هیزه، عصارهٔ آویشن، عصارهٔ کلپوره، روورکرده، قطاب، باقلوا، نان چایی، نان نخود و مرباهای بهار نارنج، پوست پرتغال؛ بالنگ؛ پوست پسته؛ نارنجوک و عرقیات گیاهان کوهی و محلی و سبزیجات معطر از سوغات طبس می‌باشد.

سینی‌های مسی که عمدتاً با طرح نخل و پلیکان و طرح‌های ظریف و مینیاتوری است، گلیم و فرش طبس در طرح‌های لچک ترنج، جوشقان، محرابی، دسته گلی، گنبدی، کف ساده، قاب قابی درختی، افشان و خشتی بافته می‌شود و بافته‌های حصیری از برگ‌های نخل؛ از دیگر صنایع دستی و سوغات طبس محسوب می‌شود. سایر سوغات شهرستان عبارتند از: (صیفی‌جات، پسته؛ گل نرگس، انواع گیاهان داروئی، شیره با ارزش آنغوزه، نارنج-، لیمو شیرین، پرتقال، نارنگی) خرما، خرمالو با عطر و طعم خاص و منحصر بفرد، پسته، بهار نارنج، زعفران، زیره سیاه، عسل خاص و طبیعی طبس، خاکشیر، انواع مربا: (مربای بهار نارنج، مربای نارنجوک (نارنج نارس و کوچک)، مربای بالنگ، مربای پوست پسته، مربای خرما و انجیر، مربای گوجه فرنگی، نان: نون قرص (نان دایره‌ای شکل و خاص شهرستان)، تفتون (نان محلی)

علمای طبس

جدایی از یزد و بازگشت به خراسان[ویرایش]

طبس که پیش‌تر شهری در استان خراسان بود، در سال ۱۳۸۰ و پیش از تقسیم استان خراسان بزرگ، به استان یزد ملحق شد؛ ولی چند سال پس از تقسیم استان خراسان، در زمستان سال ۱۳۹۱ به استان خراسان جنوبی ملحق شد.[۹]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ ژوئیه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۵ مارس ۲۰۱۴.
  2. [۱]
  3. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مارس ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۵ مارس ۲۰۱۴.
  4. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» (اکسل). درگاه ملی آمار.
  5. دهخدا. مدخل طبس
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ دانشدوست، یعقوب، طبس شهری که بود (باغ‌های طبس)، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۶۹ خورشیدی. پیش‌گفتار.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ همان.
  8. ترجمه محمد علی مروجی طبسی برگرفته از کتاب: ذرایع البیان فی عوارض اللسان، آیت الله العظمی شیخ محمّد رضا طبسی نجفی.
  9. «طبس به خراسان جنوبی ملحق می‌شود». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ مارس ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۹ فروردین ۱۳۹۲.
  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳خ.

پیوند به بیرون[ویرایش]