طبس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

امام جمعه سابق:سید محمد علی طبسی حائری ‌

امام جمعه الان:سید ابراهیم مهاجریان

طبس
کشور  ایران
استان خراسان جنوبی
شهرستان طبس
بخش مرکزی
سال شهرشدن ۱۳۱۰[۱]
مردم
جمعیت ۳۵٬۱۵۰[۲]
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۶۶۶ متر[۳]
میانگین بارش سالانه ۸۴٫۸۵
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۵۶[۴]
وبگاه tabas.ir
شناسهٔ ملی خودرو  ایران

طَبَس (تبس)، مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در غرب استان خراسان جنوبی ایران.شهرستان طبس تا تیرماه سال ۱۳۳۹، یکی از بخش‌های سه‌گانهٔ شهرستان فردوس بود که در این سال از فردوس جدا شده و به‌صورت شهرستان مستقل درآمد. این شهر پیشتر جزئی از استان یزد بود که در سال ۱۳۹۱ به استان خراسان جنوبی ملحق شد. پیش از سال ۱۳۸۰ طبس جزئی از استان خراسان بزرگ بود.

این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و نصف‌النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی، در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. در شرق شهر طبس رشته‌کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. شهرستان طبس ۵۵ هزار و ۴۶۰ كيلومتر مربع مساحت دارد. همچنين فاصله اين شهرستان با مشهد ۵۴۰ كيلومتر و با بيرجند ۲۷۰ كيلومتر است. ‏ نزديكترين شهرستان به طبس از طرف شمال شرق، شهرستان فردوس با ۲۱۰ كيلومتر فاصله و از طرف جنوب غرب شهرستان يزد ۳۶۵ كيلومتر فاصله است. معادن غنی ذغال‌سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل‌های انبوه و دریاچه‌های بزرگ در گذشته‌های دور در این منطقه می‌باشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی‌ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده‌است.

علت نامگذاری و تاریخچه[ویرایش]

بعضی گفته‌اند نام آنجا تب بس بوده است تب در فارسی به معنی حرارت و داغی است. یعنی بسی داغ. عده‌ای نیز نام آن را به زبان‌های سلوکیان مرتبط دانسته‌اند. ناصر خسرو در سفر نامه این شهر را طبس گیلکی خوانده است.

طبس در زمین‌لرزه شهریور ۱۳۵۷ به طور کامل نابود شد و بعد از آن بازسازی‌هایی در آن انجام شد.[۵]

آب طبس از یک‌پارچه شدن چشمه‌های پرشماری که از راه یک قنات به این شهر آورده می‌شوند و در جایی به نام «فره‌ونگ» از زیر زمین بیرون می‌آیند تأمین می‌شود. این آب در راه خود به خاطر شیب طبیعی زمین چند آسیاب را نیز به راه می‌اندازد. این آب در قدیم پس از آبیاری و گذر از باغ گلشن، وارد شهر شده و باغ‌های و محله‌ها را آبیاری می‌کند و آب‌انبارها را پر از آب می‌نماید.[۶]

دور بودن شهر طبس از شهرهای حاصل‌خیز و سختی راه کویر، جابه‌جایی هرگونه کالای فاسدشدنی به طبس را ناممکن می‌نمود و بنابر این مردم طبس میوه و سبزی خود را در محل تولید می‌کردند. فراورده‌های صادراتی این شهر را نیز فراورده‌های خشک و فاسدنشدنی مانند گندم و غله بوده‌است. در برخی نقاط پیرامون طبس حتی برنج نیز به عمل می‌آید و برنجزارهایی در آن‌جا وجود دارد.[۷]

طبس در ۲۹ تا ۳۰ قمری به‌دست عرب‌ها اشغال شد و تاریخ‌نگاران سده‌های آغازین اسلامی همواره از آن به عنوان جایی که درختان نخل و مرکبات دارد یاد کرده‌اند.
بر اساس مستنداتی که هرودوت تاریخ نویس، ارائه نموده و به نقل از جلد اول کتاب سرزمین خورشید ترجمه ذبیح‌الله منصوری، میت ری داتس از جمله موبدان زرتشتی بوده که در طبس می‌زیسته و به عنوان ناپدری کورش کبیر وی را در همین منطقه تا سن شانزده سالگی تربیت و بزرگ نمود.[۸] طبس (تببس) در دوره نهضت اسماعیلیان یکی از مراکز مهم اسماعیلیان خراسان بود. از نوشته‌های سفرنامه‌نویسان این‌گونه برمی‌آید که باغ‌های طبس به جز قلعه‌باغ و باغ کلج قدمتی بیش از دوره افشاریان ندارند.[۹] خیابان گلشن در پایان دورهٔ زندیان و هنگامی که لطف‌علی خان زند به طبس می‌آید و به پیشنهاد او تأسیس شد.[۱۰] شهرستان طبس قدمتي سه هزار ساله در تاريخ خراسان دارد و از لحاظ فرهنگي و گويشي شباهت‌هاي فراواني با مردم استان خراسان رضوي دارا است . اولين اقوام ساكن طبس و در واقع اجداد طبسي ها دامدار و در غارهاي مجاور چشمه سارها ساكن بوده اند كه هنوز آثاري از آنان باقي است. در دوره هخامنشيان و قبل از آن طبس مرزبان نشين تابع ايالت شاه نشين پارت (خراسان بزرگ) بوده است.
در دوره اشكانيان طبس پادگان نظامي مهم مرزهاي غربي آنان محسوب مي شد و گاهي دست بدست مي شده است. در زمان سلوكيان طبس از نفوذ فرهنگي و يورش نظامي آنها بدور ماند و در عين حال به پادگان بزرگ نظامي ايزد خواست (يزد) باج (ماليات) مي داد و در دوره ساسانيان طبس همانند دوره هخامنشيان بود. يزدگرد سوم آخرين امپراطور ساساني در گريز به سمت مرو چند ماه در طبس اردو زد.
در تمام طول اين مدت طبس به عنوان پل ارتباطي شرق ـ شمال شرق با غرب بوده، يعني راه مهم و سوق الجيشي پارت و هگمتانه و شوش و بين النهرين به پاسارگاد از طبس مي گذشته و راهدارها در رباط ها و چاپارخانه هاي بسياري در مسير آن احداث شده بود كه بقاياي برخي موجوداست.
در سالهاي ۲۹ هجري قمري سپاه اعراب مسلمانان به فرماندهي عبدالله بن بديل خزاعي از شمال غرب طبس وارد و قلعه چارده (جوخواه امروز) را متصرف شدند و آماده نبرد با سپاه طبس مي شدند. مردم طبس صلح خواستند و با ۶۰۰۰۰ درهم خراج ساليانه صلح گرديد. اين فتح موجب مسرت فراوان عمر بن خطاب، خليفه دوم شد و دولت ارشد طبس را بعنوان مطلع الفجر و دروازه خراسان ناميدند.
در زمان خلافت اميرالمؤمنين مردم طبس به اسلام گرويدند و آن حضرت خراج را به آنان بخشيد. در زمان حكومت امويان و مروانيان وضع به همين منوال سپري شد در حاليكه مالياتهاي سختي از مردم گرفته مي شده است. زيرا كوير سوزان و صعب العبور مركزي يك مانع طبيعي و سخت براي عبور دادن لشكر و تجهيزات محسوب مي شد. طبس از حمله مغول آسيبي نديد و پذيراي مهاجرين بسيار بوده است.
در زمان سلجوقيان، اسماعيليان بر طبس استيلا يافته و قلاع محكمي در كوههاي طبس ساختند. طبس در اين زمان پايتخت اسماعيليان قهستان بوده است و نيز مركز آموزش فدائيان مطلق كه مستقيماً از قلعه الموت دستور مي گرفتند.
سياحاني چند مثل ناصر خسرو قبادياني (۴۴۵ هـ.ق.) در آن دوره از طبس بازديد و از زيبايي طبس و حكومت گيلك بن محمد به عظمت ياد كرده و از وجود امنيت بسيار و رعايت دقيق احكام شرع سخن به ميان آوردند. با استيلاي تيموريان طبس تابع حراست بوده و سپس با ضعف آن نظام ازبكهاي مهاجم چندين بار به طبس يورش آورده و دختران و پسران بسياري را به قتل رساندند. زيرا در برابر برده شدن و انتقال آنها به بين النهرين مقاومت مي نمودند. در اوايل دوره صفويه مردم طبس سنتي و متعصب بودند و بسختي با شاه اسماعيل صفوي جنگيدند.
بالاخره سلطان شيردم خان از وي امان خواست و از فرماندهان عالي رتبه وي گرديد و بعد به صفت بابرخان حاكم هند درآمد. طبس در دوره صفويه مستقيماً تحت نظارت اصفهان بر بلوك بزرگي از شرق كشور حكومت نمود و همواره گروهي قزلباش براي رفع حمله ازبكان و امنيت طريق الرضا (ع) (راه تجاري نظامي اصفهان ـ يزد ـ مشهد) در طبس مستقر بودند.
محمد افغان با حمايت مالي و تسليماتي كمپاني هند شرقي (انگلستان) شهرهاي شرقي ايران از جمله طبس را گرفت و سپس به كرمان و اصفهان رفت. طبس بعداً توسط نادرشاه از وجود مهاجمين افغاني پاكسازي و نامبرده حاكم جديدي از اعراب شيباني را در طبس به حكومت گمارد كه ۷ نسل متوالي تا دوره پهلوي بر طبس حاكم بودند.
از وقايع مهم تاريخي دوران امراي شيباني، مي توان از مبارزات آنان سخن به ميان آورد. در اوايل قرن ۱۳ هـ ق ايل شيباني كه با قاجار مخالفت مي كردند جويمند (گناباد كنوني) و ترشيز (كاشمر كنوني) را گرفته و تا حدود سبزوار پيش رفتند و حاكم نشين طبس از آن دوره به بعد مشتمل بر قلمرو حكومتي شامل دستگردان، بشرويه، تون، بجستان، جويمند، (و احتمالا ترشيز) بوده است.
از ميان امراي شيباني، اميرحسن خان در عمران و آبادي طبس بسيار كوشيد. تالار آيينه نشان، عمارات باشكوه و منبت كاري، استخرهاي آب باشكوه با نوارهاي چرخان و طلاكوب يا سيمكوب، باغها و كوشكهاي باصفا، خيابان بندي طبس و كانال كشي انهار، هرس درختان بر اساس طرحهاي هندي، احداث آب انبارها، احداث حمامهاي بزرگ و تميز و مساجد و تكايا و... از اقدامات وي و دولت يا اعقاب اوست.
در دوره معاصر كه رضا شاه پهلوي (۱۳۲۰-۱۳۰۴) به قلع و قمع حكومتهاي محلي پرداخت، حكومت بني شيبان در طبس نيز منقرض گشت. در اين دوران شكوه و عظمت طبس به فراموشي سپرده شد. گناباد، بجستان، تون (فردوس) و بشرويه از آن جدا شدند، از قلمرو آن كاسته شد، و با ايجاد تقسيمات كشوري جديد «حكومت» به «بخشداري» تنزل يافت. در سال ۱۳۱۶ خورشيدي، شهرستان بزرگي شامل طبس، بشرويه، فردوس، بجستان، گناباد و ترشيز (كاشمر) تاسيس شد. اگر چه در بين مناطق ياد شده، طبس از سابقه طولاني تري در حكومت برخوردار بود، اما دولت، گناباد را - به لحاظ واقع شدن در ميانه اين مجموعه و سه راهي مشهد-زاهدان-كرمان و نزديكي به مركز استان (مشهد)- به مركزيت شهرستان انتخاب كرد.
۱۰ سال بعد بشرويه از بخش فردوس جدا گشت، و از مجموعه آن با طبس و فردوس (مجموعا ۳ بخش) يك شهرستان جديد به مركزيت فردوس ايجاد شد. وضعيت اخير نيز فقط ۱۳ سال دوام آورد و در تير ماه سال ۱۳۳۹ «بخش طبس» به لحاظ شايستگيهاي فرهنگي، اجتماعي، معماري و تاريخ باستاني خود به شهرستان ارتقاء يافت. اما با وجود اين ارتقاء، باز هم شهرستان طبس، همچنان از مسير پيشرفت و ترقي بازمانده و در محروميت باقي مانده بود. حكومت مركزي هيچ شناختي از او نداشت و آنچنان كه ديگر شهرهاي تاريخي را ارج مي نهاد به طبس توجه نمي كرد. تا اينكه در سال ۱۳۵۵ فرح (همسر محمدرضا پهلوي) در سفري كه به طبس داشت، به ارزش اين گوهر زمردين خفته در حاشيه كوير و كم توجهي حكومت به آن، اعتراف كرد و جهت جبران مافات، اقداماتي براي بقاي آن و حفظ و حراست از آثار باستاني موجود صورت گرفت. اما چه سود كه اين بار قهر طبيعت دامنگير شهر زيباي طبس شد. دو سال بعد، زلزله مخرب ۲۵ شهريور ۱۳۵۷ طبس را بكلي ويران نمود و حدود ۱۰۰۰۰ تن قرباني گرفت. آمار رسمي قربانيان اين حادثه توسط مركز آمار ايران ۷۶۷۶ نفر ذكر شده است. در سال ۱۳۸۰ با تصويب هيأت دولت، شهرستان طبس مشتمل بر دو بخش و هشت دهستان از استان خراسان منتزع و به استان يزد الحاق گرديد . در سال ۱۳۸۱ بخش مركزي طبس به دو بخش مركزي و ديهوك تقسيم شد و در حال حاضر شهرستان طبس داراي سه بخش مركزي، دستگردان و ديهوك مي باشد.
در زمستان ۱۳۹۱ هيأت وزيران شهرستان طبس را به فرمانداري ويژه ارتقاء داد و آن را از استان يزد منتزع و به استان خراسان جنوبي الحاق نمود.

سوغاتی های طبس[ویرایش]

شيريني هاي طبس مانند : رووركرده – قطاب – باقلوا- نان چايي – نان نخود و مرباهاي بهار نارنج ، پوست پرتغال ؛ بالنگ ؛ پوست پسته ؛ نارنجوك و عرقيات گياهان كوهي و محلي و سبزيجات معطر از سوغات طبس ميباشد. سيني هاي مسي كه عمدتا با طرح نخل و پليكان و طرحهاي ظريف و مينياتوري است ،گليم و فرش طبس در طرحها ي لچك ترنج- جوشقان- محرابي- دسته گلي- گنبدي- كف ساده- قاب قا بي- درختي- افشان و خشتي بافته ميشود و بافته هاي حصيري از برگهاي نخل ؛ از ديگر صنايع دستي و سوغات طبس محسوب ميشود. ساير سوغات شهرستان عبارتند از (صيفي جات ، پسته ؛ گل نرگس ، انواع گياهان داروئي ، شيره با ارزش آنغوزه ، نارنج- ليمو شيرين- پرتقال- نارنگي) خرما، خرمالو با عطر و طعم خاص و منحصر بفرد ،پسته ، بهار نارنج ، زعفران ، زيره سياه ، عسل خاص وطبيعي طبس ، خاكشير ، انواع مربا: (مرباي بهار نارنج – مرباي نارنجوك ( نارنج نارس و كوچك) – مرباي بالنگ – مرباي پوست پسته – مرباي خرما و انجير- مرباي گوجه فرنگي ، نان: نون قرص(نان دايره اي شكل و خاص شهرستان) – تفتون (نان محلي)

جدایی از یزد و بازگشت به خراسان[ویرایش]

طبس که پیش‌تر شهری در استان خراسان بود، در سال ۱۳۸۰ و قبل از تقسیم استان خراسان بزرگ، به استان یزد ملحق شد؛ ولی چند سال پس از تقسیم استان خراسان، در زمستان سال ۱۳۹۱، در حالی که طبق نظر سنجی حدود 90 درصد مردم خواستار ماندن در استان یزد بودند، به استان خراسان جنوبی ملحق شد.[۱۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. http://portal2.moi.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=8f931308-c67e-4cf4-a5e7-3c1bbb1a6f32
  2. «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰»(فارسی)‎. وب‌گاه رسمی مرکز آمار ایران. بازبینی‌شده در ۱۲ تیر ۱۳۹۴. 
  3. [۱]
  4. http://tct.ir/?siteid=1&pageid=391&siteid=1
  5. دانشدوست، یعقوب، طبس شهری که بود (باغ‌های طبس)، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۶۹ خورشیدی. پیشگفتار.
  6. دانشدوست، یعقوب، طبس شهری که بود (باغ‌های طبس)، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۶۹ خورشیدی. پیشگفتار.
  7. همان.
  8. دانشدوست، یعقوب، طبس شهری که بود (باغ‌های طبس)، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۶۹ خورشیدی. پیشگفتار.
  9. همان. ص ۳۸.
  10. همان.
  11. «طبس به خراسان جنوبی ملحق می‌شود». بازبینی‌شده در ۹ فروردین ۱۳۹۲. 
  • اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران، تهران: ۱۳۸۳خ.

پیوند به بیرون[ویرایش]

الگو:شهرهای دارای راه آهن