انواع ازدواج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

انواع ازدواج بیانگر شکل‌های مختلفی از ازدواج است که به علت تفاوت در دین، نژاد، فرهنگ و جغرافیا، دیدگاه‌های مختلف نسبت به انسان، جنسیت و فشارهای سیاسی و اجتماعی پدید می‌آیند.

محتویات

ازدواج در ادیان[ویرایش]

اسلام[ویرایش]

ازدواج در اسلام عملی مستحب و در برخی موارد واجب شمرده می‌شود[۱]

شیعه[ویرایش]

نکاح دائم[ویرایش]

چنان‌چه در ازدواج موقت مدت تعیین نگردد نکاح دائم محسوب خواهد شد.

ازدواج موقت[ویرایش]

مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه[۲] نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریه‌ای معلوم، بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطهٔ زوجیت خودبه‌خود منقضی می‌شود. برخی در تعریف متعه را ازدواج نمی‌دانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشده است. متعه یعنی تمتع، درحالی‌که هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است.[۳] متعه در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شده است، اما در کشورهای اسلامیِ دیگر و کشورهای غربی چنین نهادی وجود ندارد.[۴]

اهل سنت[ویرایش]

ازدواج عرفی[ویرایش]

در عصر حاضر در میان برخی از مردم کشورهای سنی مذهب؛ بویژه گردشگران عرب کشورهای حوزه خلیج‌فارس مرسوم شده، نکاحی است که خارج از دادگاه و بدون نظارت آن انجام می‌گیرد، و غالباً بدون حضور ولی و محرمانه رخ می‌دهد.[۵]

ازدواج مسیار[ویرایش]

ازدواج مسیار نوعی ازدواج در فقه اسلامی است(ازدواج مخفی) که در آن زن و شوهر با قراردادن شروطی در عقد نکاح از برخی حقوق و تکالیف خود مانند نفقه، زندگی مشترک، تعیین مسکن توسط شوهر و حق قسم (حق مساوی در هم‌بستری در هنگام چندزنی) صرف‌ِنظر می‌کنند. در نکاح مسیار معمولاً زن و شوهر جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند. این نوع از ازدواج بیشتر در میان اعراب سنی‌مذهب ساکن عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و در بین جوانانی که امکان آغاز زندگی مستقل ندارند، مردانی که بدون همسر خود به مسافرت رفته‌اند، زنان مطلقه یا بیوه‌ای که تمایل به زندگی مشترک ندارند و زنان مسنی که هنوز ازدواج نکرده‌اند، شایع است.[۶]

یهودیت[ویرایش]

به معنای کامل‌شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهودیت، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند. ازدواج در میان یهودیان دارای مراسم و آداب خاصی است.[۷]

مسیحیت[ویرایش]

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانهٔ آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند.[۸] اگرچه ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده می‌شود، اما در برابر آن دوری گزیدن از ازدواج امری پسندیده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند می‌رسد و با کم‌کردن مشغله‌های دنیوی و زندگی، خود را شبیه عیسی می‌سازد.[۹]

بهائیت[ویرایش]

ازدواج در بین بهائیان، اتحاد بین زن و مرد است و بهائیان به امر ازدواج تشویق شده‌اند. اما این ازدواج علاوه بر ارتباط جسمانی باید روحانی نیز باشد. هدف اصلی ازدواج، پرورش روح و ایجاد هماهنگی و وحدت بین دو شریک زندگی تعریف شده‌است.[۱۰] حداقل سن ازدواج پانزده سال تمام است.[۱۱] از بیان رضایت طرفین و پرداخت مهریه بهائی و خواندن آیه‌ای توسط زن و مرد که متن آن در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی امده‌است و ثبت واقعه، امضای والدین و همچنین ۹ شاهد رسماً آغاز می‌شود.[۱۲] باید توجه داشت که رضایت والدین دو طرف ازدواج نیز در امر بهائی از عناصر تحقق اقتران است.[۱۳][۱۴]

ازدواج در نژادهای مختلف[ویرایش]

ازدواج در میان اعراب[ویرایش]

اعراب جاهلیت[ویرایش]

نکاح رهط[ویرایش]

نکاح رهط یک نوع از چند شوهری در زمان جاهلیت بوده است.
در عربستان قبل از اسلام یا زمان جاهلیت نوعی از چند همسری مرسوم بوده که به آن ازدواج رهط می‌گفتند. ازدواج رهط یعنی ازدواج مشارکتی یا دسته جمعی. گروهی از مردان که نباید بیشتر از ده نفر می‌بودند با یک زن رابطه برقرار می‌کردند و اگر فرزندی به دنیا می‌آمد، آن زن فرزندش را به هر یک از مردان که خود می‌خواست منتسب می‌کرد و او را پدر فرزند خود قرار می‌داد.[۱۵]

شغار[ویرایش]

شغار (نکاح عوضی یا نکاح مبادله) گونه‌ای ازدواج است که در آن، دو سرپرست با مهر قرار دادن دخترانشان آن دو را به همسری یکدیگر در می‌آوردند. این گونه که یکی از دو نفر به دیگری بگوید دخترم (یا خواهرم) را به همسری تو در می‌آورم به شرط آنکه تو نیز دختر (یا خواهرت) را به همسری من درآوری و مهری نیز در میان نباشد. در واقع مهر آنها یکی به جای دیگری است. در اسلام این گونه ازدواج ممنوع است. دلیل ممنوع بودن هم روایتی از محمد است که می‌گوید: لا شغار فی الاسلام.

ازدواج با کنیز[ویرایش]
  • ازدواج با کنیزیا ازدواج با اماء در واقع نوعی از برده داری بوده و مرد مالک برده زن که به او کنیز گفته می‌شود، می‌باشد. کنیز همانند خانه یا زمین از اموال مرد محسوب می‌شود و می‌تواند او را به شخص دیگری ببخشد یا بفروشد.
استبضاع[ویرایش]

در استبضاع، مردی همسر خود را در اختیار مردی که شجاعت، قدرت یا صفت پسندیده دیگری داشت قرار می‌داد و تا وقتی که همسرش از آن مرد باردار نمی‌شد، از او کناره گیری می‌کرد.[۱۵]

سکس ضربدری[ویرایش]

سکس ضربدری یا ازدواج تعویضی در عربستان قبل از اسلام یا زمان جاهلیت نوعی از سکس ضربدری مرسوم بوده که به آن ازدواج تعویضی یا نکاح بدل می‌گفتند، یعنی دو مرد با یکدیگر توافق می‌کردند و زنانشان را با هم عوض می‌کردند.[۱۵]

ازدواج بر اساس جغرافیا[ویرایش]

ازدواج در شرق[ویرایش]

ایران[ویرایش]

ایران باستان[ویرایش]

دارای رسوم و قواعدی است که برخی از آن‌ها منحصر به فرهنگ ایرانی است. این رسوم در طول تاریخ به دفعات تغییر کرده‌اند و در میان اقوام، ادیان و مذاهب، و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به فراخور متفاوت هستند. قرن‌ها بعد و در دوره ساسانیان، نوع اصلی ازدواج ایرانی «زنیِ پادِخشای» خوانده می‌شد که در واقع انتقال قیمومیت دختر از پدر به شوهر بود. همچنین گونه‌ای ازدواج موقت برای زنان وجود داشت که «چَگَر» نامیده می‌شد و آن هنگامی بود که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت و زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می‌داد تا فرزند آورد.[۱۶] در این گونه از ازدواج رضایت زن شرط نبوده‌است و فرزندان حاصل به شوهر اول می‌رسیده‌اند. نوع دیگری از ازدواج‌های ساسانی که باعث بحث و جدل‌های زیادی میان امروزیان شده‌است خویدوده بود که ازدواج با محارم است.[۱۷]

ازدواج دسته‌جمعی شوش[ویرایش]

به ازدواج دسته جمعی‌ای گفته می‌شود که میان زنان پارسی و سرداران اسکندر در شوش یکی از پایتخت‌های عهد هخامنشی صورت گرفت. در سال ۳۲۴ پیش از میلاد اسکندر کوشید در طی جشن‌های بهاری در جهت ایجاد دوستی بین ایرانیان و مقدونی‌ها که قوام امپراتوری نوبنیاد وی، جز براساس آن استوار نمی‌یافت، طرحی تازه بریزد. از این رو در ضیافت باشکوهی که برپا کرد، اسکندر به همراه هشتاد تن از افسران و سرداران خویش با زنان پارسی ازدواج کردند. خود او با استاتیرا (دختر داریوش سوم) ازدواج کرد و نزدیکترین دوست و سردارش هفستیون با دختر کوچکتر داریوش دری‌په‌تیس وصلت کرد. سایر سرداران و افسرانش هم دخترانی با خانوادهٔ هخامنشی یا سایر خانواده‌های بزرگ پارسی تزویج کردند. بعلاوه اسکندر، مقدونی‌های لشکرش را نیز تشویق کرد که زنان ایرانی بگیرند و می‌گویند نزدیک به ده هزار تن از لشکریان او نیز زنان ایرانی گرفتند.[۱۸]

ایران امروز[ویرایش]

در ایران امروز مقررات ازدواج عمدتاً بر اساس فقه امامیه تدوین شده و ازدواج به دو نحو دائم و موقت می‌تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در مدت‌دار بودت ازدواج موقت که پس از پایان آن رابطهٔ زوجیت به انتها می‌رسد. همجنین در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دائم طلاق وجود ندارد، زن حق نفقه ندارد و زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند، مهریه هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت، با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم عقد باطل نیست و می‌توان مهریه را بعداً توافق کرد یا درصورت عدم توافق مهرالمثل تعیین می‌شود.

چین[ویرایش]

قانون جدید ازدواج در سال ۱۹۵۰، به طور اساسی سنت‌های ازدواج را در چین تغییر داد. اعمال تک همسری، برابری حقوق زنان ومردان، و اهمیت انتخاب در ازدواج از جملهً این تغییرات بود. ازدواج‌های مقرر(arranged marriage) اغلب، رایج‌ترین نوع ازدواج در چین، تا آن زمان بود.

افغانستان[ویرایش]

نکاح اجباری[ویرایش]

ازدواج اجباری عبارت از مجبور کردن یا تحت فشار درآوردن فردی برای ازدواج است. به عبارت دیگر زن یا مرد جوانی در اثر فشار روحی یا جسمانی مجبور به ازدواج ناخوانده شود. ازدواج اجباری مصداق تضییع حقوق انسان‌هاست که دختران جامعه قربانیان اصلی آن هستند. این پدیده در افغانستان خیلی زیاد است، بخصوص در دهستان‌ها که حاکمیت دولتی کم‌اند. قربانیان این پدیده دختران خردسال از سن ۸ به بعد می‌باشد.[۱۹]

ازدواج در غرب[ویرایش]

ازدواج بر اساس فرهنگ، سیاست و اجتماع[ویرایش]

ازدواج سفید[ویرایش]

اصطلاح ازدواج سفید دو کاربرد جدید و کهن متفاوت دارد. کاربرد جدید نمونه فارسی زبان آن می‌باشد که «ازدواج سفید» (و گاهی ازدواج سپید) اصطلاحی برای توصیف زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ست[۲۰] (که نباید با ازدواج عرفی یا ازدواج حقوق مشترک اشتباه گرفته شود[۲۱]). دو تعریف متفاوت از این زندگی مشترک وجود دارد:

  1. در ایران گروهی می‌گویند مقصود از ازدواج سفید آن است که زوجین بدون عقد نکاح اقدام به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می‌کنند.[۲۲] اما منابع فارسی زبان آلمان زندگی مشترک بدون ازدواج یا ازدواج سفید را پیش‌زمینه‌ای برای بسیاری از ازدواج‌های رسمی مطرح می‌کنند.
  2. همچنین گروه دیگر در ایران آن را معادل زندگی مشترک بدون ازدواج یا هم‌باشی تعریف می‌کنند.[۲۳][۲۴] (البته نه تعریف گسترده‌تر آن که به معنی هم‌زیستی ست بلکه تعریف محدود به زندگی مشترک زناشویی بدون ازدواج که طرفین همدیگر را همسر و متعهد به یکدیگر نمی‌دانند).

هم‌باشی[ویرایش]

زندگی زناشویی بدون ازدواج رسمی[۲۵] یا زندگی مشترک بدون ازدواج[۲۶][۲۷] وضعیتی است که زن و مرد با هم زندگی می‌کنند و کارهای مربوط به خانواده بر دوش هر دو نفر است ولی بسته به تعریف از نظر قانون، عرف یا شرع زن و شوهر رسمی محسوب نمی‌شوند. برخی منابع «ازدواج سفید» را به معنای «هم‌باشی» (cohabitation) و برقراری رابطه جنسی بدون ثبت پیوند ازدواج در نظر گرفته‌اند.[۲۸][۲۹]

ازدواج مدنی[۳۰][۳۱] نوعی ازدواج است که در نهادهای دولتی مربوطه ویا سازمان‌های دینی ثبت نمی‌شود. امروزه براساس ازدواج مدنی زن و مرد با هم زندگی می‌کنند و کارهای مربوط به خانواده بر دوش هر دو نفر است ولی از نظر قانون زن و شوهر رسمی محسوب نمی‌شوند.

نکاح معاطاتی[ویرایش]

ازدواجی است که به منظور تشکیل خانواده و حق تمتع و رابطه جنسی بین زن و مرد برقرار می‌شود اما فاقد ایجاب و قبول لفظی است و ممکن است طرفین بر مهریه، نفقه و سایر حقوق بین زوجین توافق کنند.[۳۲]
بعضی افراد ازدواج سفید را نوعی نکاح معاطاتی می دانند، بنابراین شرعی و قانونی بودن ازدواج سفید با این تعریف بستگی به صحت عقد نکاح بر اساس معاطات دارد. مطابق ماده ۱۹۳ قانون مدنی «در مواردی که قانون استثناء کرده باشد» معاطات صحیح است. از جمله موارد استثنا شده عقد نکاح است. در ماده ۱۰۶۲ این قانون آمده است: «نکاح واقع می‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید». یعنی حتماً به لحاظ حقوقی باید صیغه عقد ازدواج بیان شود و ایجاب و قبول باید لفظی باشدمگر در حالت عجز از تلفظ. محقق داماد می‌گوید قانون مدنی برای ایجاب و قبول صیغه‌ای خاص یا زبان و لفظ ویژه‌ای را ملحوظ نداشته است. بلکه هر زبان یا هر نوع صیغه‌ای را که دلالت صریح بر قصد ازدواج داشته باشد را کافی دانسته است.[۳۳] عدم جواز نکاج معاطاتی به نظر اکثر فقهای شیعه نظیر شیخ مرتضی انصاری، روح‌الله خمینی، محقق بحرانی، مکارم شیرازی مورد اجماع علمای شیعه و اهل سنت است. مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی همگی صیغه ایجاب و قبول را از شرایط عقد نکاح می‌دانند.[۳۳]

ازدواج مدنی[ویرایش]

اتحاد مدنی یا پیوند مدنی به نوعی از ازدواج اطلاق می‌شود که در آن حقوق و مسئولیت‌های زوجین نسبت به هم در قیاس با ازدواج یا پیوند زناشویی کمتر است. این نوع ازدواج گاهی اوقات با نام شراکت رسمی نیز شناخته می‌گردد. میزان حقوق و مزایایی که قانون اتحاد مدنی برای ازدواج در نظر می‌گیرد از کشوری به کشور دیگر، متفاوت است. برای مثال در نیوزیلند تقریباً کلیهٔ حقوق و مزایای ازدواج در قانون اتحاد مدنی گنجانده شده است. در مقابل جمهوری چک مزایای بسیار کمتری را برای زوج‌هایی که وارد اتحاد مدنی می‌شوند در مقایسه با ازدواج، فراهم می‌کند. دانمارک به عنوان اولین کشور در سال ۱۹۸۹ این قانون را به منظور فراهم کردن حقوق هم‌جنس‌گرایان، مزایا و مسئولیت‌هایی شبیه ازدواج دگرجنس‌گرایان تصویب کرد.[۳۴] در بعضی از کشورها همچون اروگوئه, فرانسه و نیوزیلند زوج‌های غیر هم‌جنس نیز می‌توانند به جای ازدواج وارد اتحاد مدنی گردند که اصطلاحاً به آن ازدواج غیر مذهبی هم می‌گویند. امروزه در ده‌ها کشور، اتحاد مدنی برای هم‌جنس‌گرایان و دگرجنس‌گرایان آزاد است.

ازدواج غیررسمی[ویرایش]

وضعیتی است که زن و مرد با هم زندگی می‌کنند و کارهای مربوط به خانواده بر دوش هر دو نفر است ولی بسته به تعریف از نظر قانون، عرف یا شرع زن و شوهر رسمی محسوب نمی‌شوند.[۳۵] و[۳۶] و[۳۳]

ازدواج حقوق مشترک[ویرایش]

چهارچوبی قانونی در تعدادی محدود از حکومت‌هاست که یک زوج بدون اینکه رابطه‌شان را به صورت رسمی به عنوان ازدواج شهروندی (en) یا دینی یا مذهبی ثبت کرده باشند ازدواج کرده محسوب می‌شوند. راهکار اصلی «ازدواج عرفی» ازدواجی ست که هر دو طرف شرکت کننده در آن، آن را تأیید شده بدانند، اما به صورت مذهبی یا دولتی به طور رسمی ثبت نشده باشد یا در یک سرویس رسمی مذهبی جشن گرفته نشده باشد؛ و تنها گواه عملکرد و سازماندهی روابط بین دو زوج باشد که آنها را به عنوان زوج به دیگران معرفی کند.[۳۷]

ازدواج همجنس‌گرایان[ویرایش]

نوعی از ازدواج اطلاق می‌شود که بر اساس آن دو زوج همجنس به صورت قانونی وارد زندگی مشترک می‌شوند. این نوع از ازدواج بر اساس نوع حقوقی که برای این زوج‌ها فراهم می‌کند به چند نوع تقسیم می‌شود که در کامل‌ترین شکل خود، همهٔ حقوق شامل در ازدواج دگرجنسگرایان – از جمله حق سرپرستی فرزند – را به رسمیت می‌شناسد.

ازدواج سفید (فرانسوی)[ویرایش]

یاازدواج الکی در زبان فرانسوی (انگلیسی: white marriage، فرانسوی: Mariage blanc) نوعی ازدواج بدون رابطه جنسی است.[۳۸] افراد ممکن است به دلایل مختلفی ازدواج سفید داشته باشند، برای مثال، یک ازدواج مصلحتی ازدواجی فرمالیته و غیرواقعی معمولاً برای کمک یا نجات یکی از طرفین ازدواج از مجازات، تعقیب، شکنجه یا آسیب، یا گاهی برای منافع اقتصادی، اجتماعی یا روادید صورت می‌گیرد. مثالی دیگر یک ازدواج بنفش است، که طرفین یا یکی از آنها متعهد می‌شود که همجنس‌گرایی دیگری یا هر دو را مخفی نگه دارد.

ازدواج بنفش[ویرایش]

نوعی ازدواج است که زن یا شوهر تمایلات معمول جنسی را ندارند، مثلاً تراجنسی هستند.

ازدواج صوری[ویرایش]

ازدواجی دروغین که برای فرار از قانون یا گرفتن ویزا انجام می‌شود. ازدواج صوری معمولاً به یکی از دو شکل زیر است:

  1. فرد علاقه‌مند به مهاجرت به کشور مقصد، با پرداخت پول یا سایر روش‌ها یک مقیم یا تبعه آن کشور را متقاعد به ازدواج می‌کند.
  2. فرد علاقه‌مند به مهاجرت به کشور مقصد، نه به خاطر عشق و علاقه بلکه صرفاً برای رسیدن به آن کشور به خواستگاری که مقیم یا تبعه آن کشور است، پاسخ مثبت می‌دهد.[۳۹]

ازدواج مصلحتی[ویرایش]

ازدواجی است که بر مبنای عشق و علاقه و برای تشکیل زندگی مشترک نباشد. ازدواج مصلحتی گاه به دلایل سیاسی یا استراتژیک صورت می‌پذیرد. اگر ازدواج برای فرار از قانون یا گرفتن ویزا انجام شود به آن ازدواج صوری می‌گویند.

ازدواج بدون وصال[ویرایش]

ازدواجی است که در آن رابطه جنسی وجود ندارد یا خیلی کم می‌باشد. بعضی از زوج‌ها تا مدت‌ها بعد از ازدواج، موفق به انجام ارتباط زناشویی نمی‌شوند، به طوری که خانم هم چنان دست نخورده و باکره باقی می‌ماند. این زوج‌ها به دلیل شرم یا ترس، مشکل خود را بازگو نمی‌کنند.[۴۰]

ازدواج سنتی[ویرایش]

معمولاً به ازدواجی گفته می‌شود که با توصیه خانواده و بستگان انجام می‌شود و نوعی ازدواج با مداخله اطرافیان (به انگلیسی: Arranged marriage) است؛ و در تضاد با ازدواج عاشقانه (به انگلیسی: Love marriage) است. این ازدواج را نباید ازدواج اجباری در نظر گرفت؛ چون در این ازدواج معمولاً پسر و دختر قبول می‌کنند که با رضایت خودشان ازدواج کنند.

ازدواج سیاسی[ویرایش]

ازدواجی است که صرفاً بر پایه عشق و علاقه دوطرف صورت نگرفته بلکه شاید اصلاً صحبت از علاقه درمیان نباشد و بیشتر جهت ایجاد یا تحکیم روابط بین دو گروه یا شخصیت سیاسی و با اهداف از پیش تعیین شده انجام پذیرد.[۴۱]

ازدواج با محارم[ویرایش]

اصلی پذیرفته در بسیاری از جوامع، مذاهب و کشورها است که به ممنوعیت ازدواج و رابطهٔ جنسی با خویشاوندان نزدیک اشاره دارد. افرادی که ازدواج میان آن‌ها حرام است در اصطلاح محرم نامیده می‌شوند. کلیه ادیان ابراهیمی این نوع ازدواج را ممنوع کرده‌اند.

ازدواج سورورات[ویرایش]

رسمی که در برخی جوامع وجود دارد زن‌برادرستانی (لویرات) است که بر پایهٔ آن زنی که شوهرش درگذشته با برادر شوهر خود ازدواج می‌کند. دو رسم خواهرزن‌ستانی و زن‌برادرستانی نشان می‌دهد که ازدواج در جوامع سنتی، به منزلهٔ قراردادهای سنگین عرفی و شرعی و اجتماعی است، که بر اساس انتخاب دو گروه و دو طایفه و دو قبیله صورت می‌گیرد؛ نه بر اساس انتخاب آزاد دو نفر.[۴۲]

ازدواج فامیلی[ویرایش]

ازدواجی است که زوج، جد یا نیای مشترک داشته باشند، مثلاً پسر عمو و دختر عمو، پسر خاله و دختر خاله، پسر دائی و دختر عمه، دختر دائی و پسر عمه. در خاورمیانه این نوع ازدواج بیشتر مرسوم است.
نگرانی‌هایی در رابطه با انتقال بیماری‌های ژنتیکی در ازدواج فامیلی وجود دارد؛ بنابراین در این نوع ازدواج‌ها مشاوره ژنتیک توصیه می‌شود.

ازدواج گروهی[ویرایش]

به معنای ازدواج چند نفر با همدیگر به طور همزمان است که در آن بیش از یک جفت (اردواج کلاسیک زن-مرد یا زن-زن یا مرد-مرد) با همدیگر زندگی مشترکی تشکیل می‌دهند و همگی همسر یکدیگر به شمار می‌آیند.

  • تنها جایی که این ازدواج را می‌توان به طور رسمی انجام داد مناطقی از کشور برزیل است.[۴۳]

ازدواج مجدد[ویرایش]

یا «ازدواج دوباره»، ازدواج یک شخص پس از ازدواج اول می‌باشد. تحقیقات نشان داده است که ازدواج مجدد برای افراد طلاق گرفته یا بیوه شده از نظر سلامتی روحی و جسمی مفید است.[۴۴]

ازدواج عاشقانه[ویرایش]

معمولاً به ازدواجی گفته می‌شود که بر پایه عشق و علاقه باشد و در تضاد با ازدواج سنتی است که معمولاً با توصیه خانواده و بستگان انجام می‌شود و نوعی ازدواج با مداخله اطرافیان (به انگلیسی: Arranged marriage) است.

ازدواج کودکان[ویرایش]

ازدواج در کودکی نوعی ازدواج رسمی یا غیررسمی است که که در آن فرد قبل از رسیدن به ۱۸ سالگی وارد پیمان زناشویی می‌شود. حداقل سن ازدواج تعیین شده از جانب قانون در بسیاری از حوزهءهای قضایی ۱۸ سال می‌باشد، خصوصاً در مورد دختران؛ و حتی بعضاً قرار داشتن در ۱۸ سالگی نیز شامل قانون مذکور می‌شود.

ازدواج در نوجوانی[ویرایش]

یعنی ازدواج قبل از رسیدن یک یا هر دو زوج به سن قانونی ولی بعد از رسیدن به سن بلوغ (در ایران قبل از رسیدن به ۱۸ سال). دلایل این ازدواج‌ها می‌تواند بارداری نوجوانان، عشق نوجوانی، فشار خانواده یا دلایل مذهبی و فرهنگی باشد.

ازدواج غیابی[ویرایش]

ازدواجی گفته می‌شود که یکی از دو طرف ازدواج یا هر دو آنها حضور نداشته باشند. ازدواج غیابی می‌تواند به دلیل حضور در سربازی، زندان یا کشور دیگری باشد.

پانویس[ویرایش]

  1. مشکینی، علی، «ازدواج در اسلام»، احمد جنتی، الهادی، ۱۳۶۶ ص۱۰
  2. «ثبت ازدواج‌های یک ساعته با 50 هزار تومان». پایگاه خبری تحلیلی خرداد. ۲۰۱۵-۰۶-۰۸. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۶-۰۸. 
  3. «لایحهٔ حمایت از مردان خانواده!، زینب پیغمبرزاده»(fa)‎. ماهنامه زنان (بازنشر در وبگاه تغییر برای برابری)، ۲۸ مهر ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 2014-03-26. بازبینی‌شده در ۸ آوریل ۲۰۰۸. 
  4. صفایی، ص ۲۴
  5. «واکاوی مشروعیت ازدواج عرفی از دیدگاه اهل سنت، عواقب و چالش‌های آن». 
  6. اهل تسنن و ازدواج مسیار
  7. Living chuppah can serve as family heirloom, The Jewish Journal
  8. میشل، توماس، «کلام مسیحی»، حسین توفیقی، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷ ص۹۵
  9. پطرس، فرماج: «ایضاح التعلیم المسیحی»، مطبعة الاباء المرسلین الیسوعیین، ۱۸۸۲م، صفحهٔ ۳۴۵
  10. دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی، ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۲۰۷، پیوند به صفحهٔ کتاب
  11. کتاب اقدس، بهاءالله، مرکز جهانی بهائی ۱۹۹۲، پیوند به صفحهٔ کتاب
  12. حضرت باب، نصرت الله محمد حسینی، ناشر: مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۹۱۲، پیوند به کتاب
  13. در جستجوی عدالت اجتماعی، جان هادلستون، صفحهٔ ۳۷۷، Century Press، پیوند به صفحهٔ کتاب
  14. دیانت بهائی آئین فراگیر جهانی، ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین، مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۲۰۸، پیوند به صفحهٔ کتاب
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ «ازدواج پیش از اسلام»(فارسی). بازبینی‌شده در ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۵. 
  16. چگر را به صورت چَکَر هم نوشته‌اند.
  17. دریایی ۱۷۷
  18. زرین کوب، ص ۲۴۴
  19. پوران محمدی. «آهنگ نامبارک در ازدواج اجباری». روزنامه جام جم، شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۵. بازبینی‌شده در ۰۵ ژوئیه ۲۰۱۴–۱۴ تیر ۱۳۹۳. 
  20. «مجله زنان امروز به دلیل 'ترویج ازدواج سفید' توقیف شد». بی‌بی‌سی، 7 اردیبهشت 1394. بازبینی‌شده در 16 مرداد 1394. 
  21. ازدواج حقوق مشترک، ازدواج عرفی یا حقوق مشترک مختص کشورهایی ست که حقوق مشترک را اجرا می‌کنند.
  22. ازدواج-سفید ازدواج سفید
  23. ازدواج-سفید-چیست «ازدواج سفید» چیست؟
  24. رواج-هشدارآمیز-ازدواج-سیاهرابطه-ای-زیر-یک-سقف-که-زندگی-دختر-را-سیاه-می-کند رواج هشدارآمیز «ازدواج سیاه» رابطه‌ای زیر یک سقف که زندگی دختر را سیاه می‌کند!
  25. زندگی زناشویی بدون ازدواج رسمی
  26. یا از دید برخی دیگر ازدواج سفید
  27. «پیراهن‌های خود را دربیاورید». الف. ۲۰۱۴-۰۸-۱۷. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۰۸-۱۷. 
  28. "ازدواج سفید" چیست؟
  29. رواج هشدارآمیز «ازدواج سیاه»/رابطه‌ای زیر یک سقف که زندگی دختر را سیاه می‌کند!
  30. الف - سرطان ازدواج در تهران
  31. ایراس - ازدواج مدنی یا هم‌خانگی در قرقیزستان
  32. بررسی نکاح معاطاتی از نظر فقه و حقوق موضوعه
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ بررسی نکاح معاطاتی از نظر فقه و حقوق موضوعه
  34. “Denmark approves same-sex marriage and church weddings”. BBC, 7 June 2012. Retrieved 26 November 2013. 
  35. ازدواج سفید
  36. http://www.infopankki.fi/fa/living-in-finland/family/common
  37. «"Common law marriage" and cohabitation - Commons Library Standard Note». UK Parliament. بازبینی‌شده در 16 دسامبر 2014. 
  38. Bliss, Alan. A Dictionary of Foreign Words and Phrases in Current English. London: Routledge، 1996. شابک ‎۰-۴۱۵-۰۵۹۰۵-۴. 
  39. «ازدواج صوری برای مهاجرت به کانادا». 
  40. ازدواج بدون وصال چیست؟
  41. دانشنامه سیاسی - داریوش آشوری
  42. مقصودی، منیژه، انسان‌شناسی خانواده و خویشاوندی، تهران: شیرازه، چاپ اول، ۱۳۸۶ خورشیدی.
  43. Murdock, 1949, p. ۲۴. «group marriage or a marital union embracing at once several men and several women.»
  44. «بررسی مقایسه‌ای وضعیت ازدواج مجدد و آثار آن در بهداشت روانی همسران شهدا و همسران متوفیان»(فارسی). بازبینی‌شده در ۱۲ اوت ۲۰۱۵.