راست (گرایش سیاسی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

راست یا راست‌گرا در ادبیات سیاسی، به مواضعی اطلاق می‌شود که خواهان حفظ نظم و سلسله مراتب اجتماعی سنتی هستند.[۱][۲][۳][۴][۵] ریشهٔ اصطلاحات راست و چپ به انقلاب فرانسه برمی‌گردد و به محل نشستن اعضای پارلمان اشاره دارد؛ کسانی که در سمت راست می‌نشستند از حفظ نهادهای پادشاهی، آریستوکراسی و مذهب رسمی حمایت می‌کردند.[۶][۷][۸][۹]

اصول کلی در گرایش راست[ویرایش]

گروه­های راست­گرا عدم برابری افراد در حقوق سیاسی و یا حقوق اقتصادی را نظام طبیعی تلقی نموده و طرفدار حمایت از ثروتمندان با حداقل دخالت دولت در امور اقتصادی و یا بر عکس صلب حق مشارکت سیاسی مردم در عرصه قدرت با حداکثر دخالت دولت در امور سیاسی می‌باشند. از نظر راست گرایان قدرت و منافع باید در اختیار گروهی خاص باشد.

در تعریف امروز گرایش دست راستی می تواند اقتصادی و یا سیاسی باشد. به این مفهوم که عدم اعتقاد به برابری افراد در توزیع ثروت را می توان راست اقتصادی و عدم اعتقاد به برابری افراد در مشارکت در نظام سیاسی و قدرت و حقوق اجتماعی را راست سیاسی نامید. به طور مثال ترویج خصوصی ­سازی در اقتصاد از گرایشات راست اقتصادی است و مقابله با نهاد های مردم نهاد و دموکراتیک و عدم پذیرش مشارکت عادلانه سیاسی مردم از خصوصیات راست سیاسی است. بنابر این در این تعریف نظام های سرمایه داری غربی راست اقتصادی و چپ سیاسی، نظام های کمونیستی راست سیاسی و چپ اقتصادی، نظام های سوسیال دموکراسی اسکاندیناوی چپ سیاسی و چپ اقتصادی و نظام های فاشیستی، راست اقتصادی و راست سیاسی محسوب می گردند. [۱۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. T. Alexander Smith, Raymond Tatalovich. Cultures at war: moral conflicts in western democracies. Toronto, Canada: Broadview Press, Ltd, 2003. Pp 30. "That viewpoint is held by contemporary sociologists, for whom 'right-wing movements' are conceptualized as 'social movements whose stated goals are to maintain structures of order, status, honor, or traditional social differences or values' as compared to left-wing movements which seek 'greater equality or political participation. ' In other words, the sociological perspective sees preservationist politics as a right-wing attempt to defend privilege within the social hierarchy.
  2. Left and right: the significance of a political distinction, Norberto Bobbio and Allan Cameron, pg. 37, University of Chicago Press, 1997.
  3. Seymour Martin Lipset, cited in Fuchs, D. , and Klingemann, H. 1990. The left-right schema. Pp.203–34 in Continuities in Political Action: A Longitudinal Study of Political Orientations in Three Western Democracies, ed.M.Jennings et al. Berlin:de Gruyter
  4. Lukes, Steven. 'Epilogue: The Grand Dichotomy of the Twentieth Century': concluding chapter to T. Ball and R. Bellamy (eds.), The Cambridge History of Twentieth-Century Political Thought. Pp.610–612
  5. Clark, William. Capitalism, not Globalism. University of Michigan Press, 2003. ISBN 0-472-11293-7, 9780472112937
  6. The Architecture of Parliaments: Legislative Houses and Political Culture Charles T. Goodsell British Journal of Political Science, Vol. 18, No. 3 (Jul. , 1988), pp. 287–302
  7. Gerhard Linski, Current Issues and Research in Macrosociology, Brill Archive, 1984, pg; 59
  8. Barry Clark, Political Economy: A Comparative Approach, Praeger Paperback, 1998, pgs; 33–34.
  9. Andrew Knapp and Vincent Wright (2006). The Government and Politics of France. Routledge. ISBN 9780415357326. 
  10. http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38197