روابط بین‌الملل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

روابط بین‌الملل به مطالعه روابط میان کشورها، نقش کشورهای مستقل، سازمان‌های بین دولتی، سازمانهای غیردولتی بین‌المللی، سازمان‌های مردم نهاد و شرکت‌های چندملیتی، گفته می‌شود. روابط بین‌الملل یک رشته دانشگاهی است که چون سیاست خارجی یک دولت معین را تجزیه و تحلیل و تنظیم می‌کند، می‌تواند هنجاری و اثباتی باشد. روابط بین‌الملل به عنوان یک فعالیت سیاسی از زمان مورخ یونانی، توکودیدس، آغاز و در اوایل قرن بیستم، به یک رشته دانشگاهی مجزا در داخل علوم سیاسی، تبدیل شد. با این حال روابط بین‌الملل علمی، میان رشته‌ای محسوب می‌شود.[۱]

رشته روابط بین‌الملل همانند علوم سیاسی مواد فکری خود را از رشته‌های مهندسی، اقتصاد، تاریخ و حقوق بین‌الملل، فلسفه، جغرافیا، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و جرم شناسی، روانشناسی و مطالعات جنسیت، مطالعات فرهنگی و فرهنگ‌شناسی، می‌گیرد. هدف روابط بین‌الملل، درک مسائلی همچون جهانی شدن، کشور مستقل، و امنیت بین‌المللی، پایداری زیست محیطی، گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ملی گرایی، توسعه اقتصادی و مالیه جهانی، تروریسم و ​​جرایم سازمان یافته، امنیت انسانی، مداخله خارجی و حقوق بشر، می‌باشد.

کاخ ملل، ژنو، سوئیس.

محتویات

تاریخ[ویرایش]

تاریخ روابط بین‌الملل به هزاران سال پیش باز می‌گردد؛ بری بوزان و ریچار لیتل بر این باورند که تعاملات میان دولت شهرهای سومری در ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد را می‌توان اولین نظام بین‌الملل دانست.[۲]

مطالعه روابط بین‌الملل[ویرایش]

روابط بین‌الملل در جایگاه یک رشته مطالعاتی مجزا از دیگر علوم همانند تاریخ و سیاست، در ابتدا تقریباً تماماً بریتانیایی محور بود. روابط بین‌الملل به عنوان یک رشته دانشگاهی رسمی در سال ۱۹۱۹ با تاسیس اولین کرسی (استادی) در روابط بین‌الملل - کرسی وودرو ویلسون در ابریستویت، دانشگاه ولز (در حال حاضر دانشگاه ابریستویت[۳]) - تأسیس شد.

نظریه[ویرایش]

نوشتار اصلی: نظریه روابط بین‌الملل


معرفت‌شناسی و نظریه روابط بین‌الملل[ویرایش]

نظریه‌های روابط بین‌الملل را می‌توان در دو نحله معرفت‌شناسانه تقسیم شود: «اثبات گرایانه» و «پسااثبات گرایانه». هدف نظریه‌های اثبات گرایانه استفاده از روش‌های علوم طبیعی با تحلیل اثر نیروهای مادی می‌باشد. این نظریه‌ها معمولا بر ویژگی‌های روابط بین‌الملل همانند تعاملات دولت، اندازه نیروهای نظامی، موازنه قوا و ... ، متمرکز هستند. معرفت‌شناسی پسااثبات گرایی این ایده که جهان اجتماعی را می‌توان با استفاده از روشی عینی و فارغ از ارزش مطالعه کرد را رد می‌کند. نظریه‌های پسااثبات گرا ایدهای اصلی نوواقع گرایی و لیبرالیسم همانند نظریه انتخاب عقلانی را رد می‌کند. بر این اساس که روش علمی نمی‌تواند در جهان اجتماعی استفاده شود و علم روابط بین‌الملل به معنای اثبات گرایانه آن غیرممکن است.

نظریه‌های اثبات گرایانه[ویرایش]

واقع گرایی[ویرایش]

واقع گرایی بیش از هر چیز بر قدرت و امنیت دولت متمرکز است. واقع گرایان معاصر همانند ای. اچ. کار و هانس جی. مورگنتا بر این عقیده‌اند که دولت‌ها در پی منافع خود هستند؛ آنها بازیگرانی عقلانی هستند که در پی افزایش قدرت و به حداکثر رساندن امنیت خود و شانس بقا می‌باشند.

لیبرالیسم/ایده‌آلیسم/انترناسیونالیسم لیبرال[ویرایش]

نئولیبرالیسم[ویرایش]

نظریه رژیم‌ها[ویرایش]

نظریه‌های پسااثباتگرایانه/بازتابی[ویرایش]

نظریه جامعه بین‌المللی (مکتب انگلیسی)[ویرایش]

سازه انگاری[ویرایش]

نظریه انتقادی[ویرایش]

مارکسیسم[ویرایش]

نظریه‌های رهبری[ویرایش]

دیدگاه گروه ذینفع[ویرایش]

نظریه گروه ذینفع یا ذینفوذ بر این عقیده است که نیروی محرک در پشت رفتار دولت، گروه‌های ذینفع می‌باشد. لابی‌های سیاسی، ارتش، و شرکت‌های بزرگ، نمونه‌هایی از گروههای ذینفع هستند. نظریه گروه استدلال می‌کند که اگر چه گروه‌های ذینفع تشکیل دهنده خود دولت می‌باشد، با این حال آنها همچنین نیروهای عامل در اعمال قدرت دولتی هستند.

دیدگاه راهبردی[ویرایش]

مدل اعتقاد به ذات بد بشر در روابط بین‌الملل و روانشناسی سیاسی[ویرایش]

نقشه پراکندگی تمدن‌های جهان.

نظریه‌های پساساختارگرایانه[ویرایش]

نظریه‌های پساساختارگرایانه روابط بین‌الملل در دهه ۱۹۸۰ تحت تاثیر مطالعات پست مدرنیستی علوم سیاسی توسعه یافت. پساساختارگرایی به بررسی ساختارشکنی مفاهیمی همانند «قدرت» که به طور سنتی در روابط بین‌الملل مساله نبودند می‌پردازد. پساساختارگرایی همچنین در پی سنجش این موضوع است که چگونه ساختار این مفاهیم، روابط بین‌الملل را شکل می‌دهند. بررسی «روایت» نقش مهمی در تجزیه و تحلیل پساساختارگرایانه دارد، به عنوان مثال کارهای پساساختارگرایانه فمینیستی نقشی که زنان در جامعه جهانی بر عهده دارند و همچنین این نکته که چگونه آنها را در جنگ به عنوان "بی گناه" و "غیر نظامی" دانسته می‌شوند را مورد بررسی قرار داده است.

مفاهیم در روابط بین‌الملل[ویرایش]

مفاهیم سطح نظام/سیستم[ویرایش]

به روابط بین‌الملل اغلب از منظر سطوح تحلیل نگریسته شده است. مفاهیم سطح نظام، مفاهیم گسترده‌ای هستند که یک محیط بین‌المللی را با توجه به آنارشی تعریف می‌کنند و به آن شکل می‌دهند.

حاکمیت[ویرایش]

قدرت[ویرایش]

منافع ملی[ویرایش]

بازیگران غیردولتی[ویرایش]

بلوک‌های قدرت[ویرایش]

قطبیت[ویرایش]

وابستگی متقابل[ویرایش]

وابستگی[ویرایش]

ابزار سیستمیک روابط بین‌الملل[ویرایش]

مفاهیم سطح واحد در روابط بین‌الملل[ویرایش]

به عنوان یک سطح تحلیل، سطح واحد اغلب به سطح دولت اشاره دارد، به صورتی که تحلیل‌ها و توضیحات به جای اینکه در سطح نظام بین‌الملل انجام شود، در سطح دولت انجام می‌شود. بدین معنا که تحلیل به واحدهای نظام بین‌الملل که اغلب همان دولت‌ها محسوب می‌شوند، توجه دارد.

نوع رژیم[ویرایش]

تجدیدنظرطلبی / وضع موجود[ویرایش]

دین[ویرایش]

مفاهیم سطح فرد یا فروواحد[ویرایش]

سطح پایین‌تر از سطح واحد (دولت) می‌تواند برای توضیح فاکتورهایی در روابط بین‌الملل که نظریه‌های دیگر قادر به توضیح آن نیستند، مفید باشد. همچنین این سطح کمک می‌کند تا از نگاه صرفا دولت محور به روابط بین‌الملل پرهیز شود.

  • عوامل روانی در روابط بین‌الملل
  • سیاست‌های بوروکراتیک - توجه به نقش بوروکراسی در تصمیم گیری و نگاه به تصمیم‌ها به عنوان نتیجه تعاملات بوروکراتیک و اینکه تصمیم‌ها با محدودیت‌های مختلفی شکل می‌گیرند.
  • گروه‌های مذهبی، قومی و تجزیه طلب
  • علم، فن آوری و روابط بین‌الملل - چگونه علم و فن آوری بر کسب و کار، محیط زیست، فن آوری، توسعه و بهداشت جهانی اثر می‌گذارد.
  • اقتصاد سیاسی بین‌الملل، و عوامل اقتصادی در روابط بین‌الملل.[۴]
  • فرهنگ‌شناسی سیاسی بین‌الملل - به نحوه تاثیر فرهنگ و متغیرهای فرهنگی در روابط بین‌الملل می‌پردازد.[۵][۶][۷]
  • روابط شخصی میان رهبران.[۸]

نهادها در روابط بین‌الملل[ویرایش]

نهادهای بین‌المللی بخش مهمی از روابط بین‌المللی معاصر را تشکیل می‌دهند. بیشتر تعاملات در سطح نظام بین‌الملل توسط آنها اداره می‌شود. آنها همچنین برخی از نهادها و رویه‌های روابط بین‌الملل، همانند استفاده از جنگ به صورت سنتی (به جز در موارد دفاع از خود) را غیرقانونی اعلام کردند.

نوشتار(های) وابسته: سازمان بین‌المللی

سازمان‌های بین دولتی عمومی[ویرایش]

سازمان ملل متحد[ویرایش]

نوشتار اصلی: سازمان ملل متحد


سازمان همکاری اسلامی[ویرایش]

نوشتار اصلی: سازمان همکاری اسلامی


دیگر نهادها[ویرایش]

نهادهای اقتصادی[ویرایش]

نهادهای حقوقی بین‌المللی[ویرایش]

حقوق بشر[ویرایش]

حقوقی[ویرایش]

ترتیبات امنیتی منطقه‌ای[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پی نوشت ها[ویرایش]

  1. “International Relation”, Columbia Encyclopedia (1993) pp.000–0000.
  2. Barry Buzan, Richard Little. International Systems in World History: Remaking the Study of International Relations. published 2000
  3. http://www.aber.ac.uk/en/interpol/ Department of International Politics, Aberystwyth University
  4. E.g. , Donald Markwell, جان مینارد کینز and International Relations: Economic Paths to War and Peace, Oxford University Press, 2006. Donald Markwell, Keynes and International Economic and Political Relations, Trinity Paper 33, Trinity College, University of Melbourne. [۱]
  5. Fabrice Rivault, (1999) Culturologie Politique Internationale: Une approche systémique et matérialiste de la culture et du système social global, McGill Dissertation, Montréal, publiée par Culturology Press
  6. Xintian, Yu (2005) "Cultural Factors In International Relations", Chinese Philosophical Studies.
  7. Xintian, Yu (2009),"Combining Research on Cultural Theory and International Relations"
  8. http://rbth.ru/opinion/2013/08/15/us-russian_relations_demanding_equal_treatment_28927.html

پیوند به بیرون[ویرایش]