انیسالدوله
| انیسالدوله حضرت قدسیه |
|
|---|---|
| نام کامل | فاطمه |
| زادروز | ۱۲۵۸ (قمری) |
| زادگاه | امامه لواسان |
| مرگ | ۱۳۱۴ (قمری) |
| محل مرگ | تهران |
| همسر | سوگلی ناصرالدین شاه قاجار |
| دودمان | قاجار |
| پدر | نورمحمد |
فاطمه ملقب به انیسالدوله همسر مورد علاقه و سوگلی حرمسرای ناصرالدینشاه قاجار، پادشاه ایران بود.
محتویات |
[ویرایش] کودکی و خانواده
فاطمه، دختر نورمحمد نامی، در کودکی یتیم شد و مادرش نیز مجددا ازدواج نمود. فاطمه به ناچار در امامه نزد عمو و عمه خود زندگی سختی را به چوپانی میگذراند. عمویش صفر و عمهاش نسا نام داشتند. او دو برادر دیگر هم به نامهای حبیبالله و محمدحسن داشت که بعدها به حکومت قم و درجه امیرتومانی رسیدند و به القاب معظمالسلطنه و معظمالدوله مفتخر شدند.[۱]
[ویرایش] رابطه با شاه
آشنایی ناصرالدینشاه و انیسالدوله در یکی از سفرهای شکار شاه اتفاق افتاد. در سفری که شاه برای شکار به حوالی امامه رفته بود، دختر چوپانی را میبیند و پس از اندکی مصاحبت، او را خوش صحبت و شیرین زبان مییابد و با خود به تهران میآورد. انیس الدوله ابتدا به دست جیران سپرده میشود تا آداب معاشرت بیاموزد. با مرگ جیران (سوگلی قبلی شاه) خانه و اثاث او به انیسالدوله سپرده میشود و او به تدریج مقام و نفوذ لازم را پیدا میکند.[۲]
انیسالدوله نسبت به شاه وفاداری حیرت انگیزی داشت. او پس از ترور ناصرالدینشاه تا زمان مرگ عزادار بوده و زمانی که اتابک حقوق وی را بصورت یک بسته اسکناس برای وی فرستاد، با مشاهده تصویر ناصرالدینشاه بر اسکناسها، غش کرد و پس از چند ساعت فوت نمود.[۳]
[ویرایش] وظایف اداری
مقام انیسالدوله بر سایر همسران ناصرالدینشاه برتری داشت و عملاً میتوان او را ملکه ایران دانست.[۴] او بر خلاف دیگر زنان شاه، چنان قدرتی داشتهاست که میتوانسته با شاه مستقیما دعوا و حتی قهر کند. اعتمادالسلطنه در کتاب روزنامه وقایع بارها چنین مناسباتی را گزارش نمودهاست. او درباره مقام انیسالدوله نوشتهاست:[۵]
| « | پذیرایی نسوان بزرگ دولت از بنات ملوک و اشراف و خواتین و شاهزادگان و اعیان و این قبیل امور عظیمه راجعه به سرای درونی همایونی در حیات مرحومه مهدعلیا(مادر ناصرالدینشاه) و ستر کبری به شخص شریف ایشان اختصاص داشت و بعدها کافه این سنخ اعتبارات و مراتب و مشاغل و مناصب باجواری عضهالدهر، ملکهالعصر، نواب مستطاب متعالیه انیسالدولهاست. | » |
انیسالدوله از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرد.[۱] او که خود اهل امامه لواسان بود[۶] در ناصرآباد پلی بنا کرد.[۷]
[ویرایش] سفر فرنگ
او نخستین ملکه ایران است که تا اروپا مسافرت کرد. او با شاه تا مسکو همراه بود ولی حضور دختران اشرافزاده روسی و مراسم غربی در جریان خوشآمدگویی از آنها باعث برخورد فرهنگی شد و ناصرالدینشاه انیسالدوله را به تهران برگرداند.[۸] ماجرا چنین بود که به محض اینکه شهردار مسکو از ورود انیسالدوله اطلاع یافت، تا دروازه شهر رفت و تلاش کرد تا دسته گلی تقدیمش کند، برای گریز از چنین دردسرهایی، مشیرالدوله به شاه توصیه کرد تا انیسالدوله را به تهران بازگرداند.[۹] شاه در طول سفر مدام نگران عصبانیت انیسالدوله از بازگشت اجباریاش به کشور بوده و در تلگرافی از لندن، احوال خواجگان و منشی و اقوام وی را نیز جویا شدهاست:[۱۰]
| « | ...جای شما حقیقتا خالی است که تماشای وضع زنها و مردهای اینجا را بکنید...اگر هوای تهران گرم است، چند روزی مختصراً بروید به صاحبقرانیه. البته بروید. آغامحراب، آغارضی، آغاعلی چه میکنند؟ معصومه کجاست؟ چه میکند؟ احوال بدرالدوله را بپرسید. سوغاتهای شما را انشاالله پاریس حاضر میکنم. | » |
ولی کار به همین جا ختم نشد. انیسالدوله در مسکو سوگند یاد کرد تا انتقام کارشکنی مشیرالدوله را بگیرد.او موفق شد روحانیون و درباریان را بر علیه مشیرالدوله بشوراند. با بازگشت شاه به کشور، مقصود انیسالدوله برآمد.[۱۱]
[ویرایش] نیکوکاریها
انیسالدوله به کارهای خیر علاقه داشت:[۶]
- اهداء جیقه الماس به بارگاه علی بن ابیطالب
- اهداء پرده مرواریددوزیشده به آستان حسین بن علی
- اهداء نیمتاج طلا به حرم علی بن موسی الرضا
- وقف روستای کاشانک
- بنای پلی در ناصرآباد از توابع لواسان
[ویرایش] منابع
- ↑ ابوالقاسم تفضلی. از فروغالسلطنه تا انیسالدوله. خسرو معتضد. چاپ اول. تهران: گلریز، ۱۳۷۷. ۱۹۷.
- ↑ تاجالسلطنه. خاطرات تاجالسلطنه. منصوره اتحادیه. چاپ اول. تهران: تاریخ ایران، ۱۳۶۱.
- ↑ تلگراف ناصرالدینشاه به سوگلیاش. . خواندنیها سال سی و دوم، ش. ۴ (ششم مهر ۱۳۵۰): ۴۷.
- ↑ تلگراف ناصرالدینشاه به سوگلیاش. . خواندنیها سال سی و دوم، ش. ۴ (ششم مهر ۱۳۵۰): ۴۷.
- ↑ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه. روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه. ایرج افشار. امیرکبیر، ۱۳۵۷.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ حیات نو
- ↑ محمدحسن رجبی: کتاب «مشاهیر زنان ایرانی و پارسیگوی از آغاز تا مشروطه، نقل از روزنامه شرق
- ↑ آفتاب
- ↑ کارلا سرنا. آدمها و آئینها در ایران. ترجمهٔ علی اصغر سعیدی. کتابفروشی زوار، ۱۳۶۲.
- ↑ تلگراف ناصرالدینشاه به سوگلیاش. . خواندنیها سال سی و دوم، ش. ۴ (ششم مهر ۱۳۵۰): ۴۷.
- ↑ کارلا سرنا. آدمها و آئینها در ایران. ترجمهٔ علی اصغر سعیدی. کتابفروشی زوار، ۱۳۶۲.
انیس قبله عالم http://jadidonline.com/story/31052011/frnk/anis_al_dowleh
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |