فارست گامپ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارست گامپ
Forrest Gump
Forrest Gump.jpg
عکس روی جلد دی‌وی‌دی
کارگردان رابرت زمکیس
تهیه‌کننده وندی فاینرمن
استیو تیش
استیو استارکی
چارلز نوویرت
نویسنده اریک راث (فیلمنامه)
بازیگران تام هنکس
رابین رایت
گری سینایس
میکلتی ویلیامسون
سالی فیلد
آفِـیمو آمِلامی
سونی شرویر
موسیقی آلن سیلوستری
فیلم‌برداری دان برجس
تدوین آرتور اشمیت
توزیع‌کننده پارامونت پیکچرز
تاریخ‌های انتشار
۶ ژوئیه ۱۹۹۴
مدت زمان
۱۴۱ دقیقه
کشور ایالات متحده
زبان انگلیسی
هزینهٔ فیلم ۵۵ میلیون دلار
فروش گیشه ۶۷۷٫۹ میلیون دلار

فارست گامپ (به انگلیسی: Forrest Gump) فیلمی آمریکایی به کارگردانی رابرت زمکیس محصول سال ۱۹۹۴ پارامونت پیکچرز است. فیلم برپایهٔ رمانی به همین نام اثر وینستون گروم ساخته شده‌است.

فارست گامپ یک موفقیت عظیم تجاری بود به طوری که در مجموع توانست ۶۷۷ میلیون دلار در گیشه جهانی کسب کند و تبدیل به پرفروش‌ترین فیلم آمریکا در آن سال شود.

فارست گامپ نامزد دریافت ۱۳ جایزهٔ اسکار شد و از این تعداد ۶ جایزه را شامل جایزه اسکار بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین کارگردانی و جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تام هنکس را بدست آورد. در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها این فیلم در رتبه ۱۲ قرار دارد.[۱]

داستان[ویرایش]

فارست گامپ (تام هنکس)، مرد ساده‌دلی است که در ایستگاه اتوبوسی منتظر نشسته‌است. با آمدن خانمی، خود را معرفی می‌کند و داستان زندگیش را تعریف می‌کند. فارست کودکی با بهرهٔ هوشی پایینتر از همسالانش است و تمام دنیایش مادرش (سالی فیلد) که حوادث اطرافش را با زبانی ساده برایش توصیف می‌کند. او در کودکی مجبور به استفاده از اسکلت و داربست فلزی بود که به پایش بسته می‌شد. بچه‌های همسالش او را دوست نداشتند. اما یکی با او همبازی شد: جنی. طی حادثه‌ای، آن اسکت مزاحم فلزی در هم می‌شکند و توانایی فارست در دویدن پدیدار می‌شود. فارست که حالا بالغ شده در راگبی به افتخار می‌رسد. جنی جوان (رابین رایت پن) که هرگز از مهر پدر الکلی‌اش بهره‌ای نداشته، آرزو دارد خوانندهٔ کانتری شود. او دختر سر به راهی نیست و حتی در یک بار نامناسب خوانندگی می‌کنند. در روزهای جنگ با ویتنام، فارست به ارتش می‌پیوندد. هنگام خداحافظی، جنی از فارست می‌خواهد شجاع نباشد و هر وقت خطری بود فقط فرار کند. فارست در دورهٔ آموزشی ارتش، دوستی به نام بوبا (میکلتی ویلیامسون) پیدا می‌کند. او جوان سیاهپوست ساده‌دلی است که آرزو دارد خانوادهٔ فقیرش را با صید میگو به وضع بهتری برساند. آن‌ها به ویتنام اعزام می‌شوند و تحت فرماندهی سرگرد دن تیلور (گری سینایس) قرار می‌گیرند. در یکی از حملات، نیروهای آمریکا بشدت بمباران می‌شوند. با فرمان فرماندهش، فارست شروع به دویدن می‌کند و ناگهان به یاد بوبا می‌افتد. او بازمی‌گردد تا بوبا را پیدا کند اما هر بار یک مجروح دیگر را می‌یابد و او را تا کرانهٔ رودخانه می‌رساند، از جمله سرگرد دن را. بالاخره بوبا را در حالیکه بشدت زخمی است می‌یابد. بوبا می‌میرد و فارست زخمی جزئی برداشته ولی سرگرد دن هر دو پایش را از دست می‌دهد. دن بخاطر آنکه تا آخر عمر فلج است و با افتخار نمرده و گمان می‌برد فارست نگذاشته به سرنوشتش برسد از او خشمگین است. فارست مدال افتخار می‌گیرد و در دوران نقاهت استعدادش در پینگ‌پنگ شکوفا می‌شود. در حالیکه او به مسابقات جهانی می‌رود و یکی یکی پله‌های افتخار را طی می‌کند زندگی جنی هر روز در سراشیبی است. اعتیاد و روابط ناسالم، جوانی و زندگی جنی را می‌رباید. فارست سرگرد دن را با خود همراه می‌کند تا به آرزوی بوبا جامهٔ عمل پوشاند. او اسم قایقش را جنی می‌گذارد و موفق می‌شود یکی از بی‌نظیرترین صیدهای میگو را انجام دهد، چنان‌که عکسش بر جلد مجله‌ها برود؛ ولی او فقط دنیای کوچک خودش را می‌خواهد دنیایی که تمام وسعتش آغوش مادر و داشتن جنی است.

نکات جالب فیلم[ویرایش]

1. هنگامی که فارست از جنگ ویتنام برگشت و در یک سخنرانی صحبت کرد، پلاگین میکروفون کشیده شد و شما نمی توانستید صدای او را بشنوید. او می گوید: "زمانی که مردم به ویتنام میرن، پیش ماماناشون بر می گردن اما بدون پا؛ و بعضی وقتا اونا کلا به خونه شون بر نمی گردن. این همه چیزی بود که باید درباره آن صحبت کنم".

2. به تام هنکس در این فیلم پولی پرداخت نشد، به جای آن او بخشی از امتیازات فیلم را به دست آورد و یا به او اهدا شد که نزدیک به 40 میلیون دلار بود.

3. هنگامی که فارست برای اولین بار بازی پینگ پنگ را در بیمارستانی می آموزد، به او گفته می شود که ترفند این است که "سر خود را روی یک توپ نگه دارد". پس از آن لحظه، هر زمان که او پینگ پنگ، بازی می کند، او هرگز چشمک می زند.

4. در طول مسابقات پینگ پنگ هیچ توپی وجود نداشت؛ این به طور کامل به وسیله ی CGI متحرک سازی شده بود.

5. نیمکت پارک که تام هنکس در بسیاری از لحظات فیلم روی آن نشسته بود، در ساوانا-جورجیا-میدان چیپوا واقع شده است. یک نیمکت فیبر شیشه ای که، برداشته شد و به موزه منتقل شد تا از تخریب آب و هوای بد و یا احتمالا سرقت محفوظ بماند. کلیسا تا به امروز، آن نیمکت را در موزه تاریخ ساوانا، در جورجیا نگهداری کرده است.

6. بیل موری، جان تراولتا و چوی چیس نقش فارست گامپ را رد کرده بودند. تراولتا بعدا اعتراف کرد که رد کردن این نقش یک اشتباه بود.

7. پا های گری سینیس(ستوان دن) در یک پارچه مخصوص آبی پیچیده شده بود که آنها را به صورت گرافیکی حذف کرده بودند.

8. دیالوگ "مامان همیشه گفت زندگی مثل یک جعبه شکلاته. شما هرگز نمی دونید که چه چیزی می خواد اتفاق بیفته." به عنوان چهلمین دیالوگ برتر(از 100) توسط American Film Institute انتخاب شد.

9. خانه مورد استفاده در این فیلم که فارست در آن زندگی می کرد همان خانه ای است که در فیلم (The Patriot (2000 استفاده می شود.

10. همه صحنه های حوادث درون قایق، از جمله صحنه طوفان، توسط یک موتور جت برای تولید طوفان و باد استفاده شد. و تصاویر عکس های خبری و اخبار مربوط به طوفان که از تلویزیون پخش میشود مربوط به عکس های خبری پس از طوفان هوگو در کارولینای جنوبی در سال 1989 است.

11. جودی فاستر، نیکول کیدمن و دمی مور نقش جنی را رد کردند.

12. در روزی که تام هنکس صحنه های فوتبال را بازی میکرد، او از بیماری آنفلوآنزا رنج می برد.

13. این فیلم فقط 66 روز طول کشید تا به رکورد فروش +250 میلیون دلار در باکس آفیس قرار گیرد.

14. دختری که در اتوبوس مدرسه با موهای قرمز نشسته بود، الیزابت هنکس، دختر تام هنکس است.

حواشی[ویرایش]

این فیلم همزان با فیلم موفق رستگاری در شاوشنک و داستان عامه پسند (در یک سال) ساخته شد و تقریباً در تمامی جایزه‌های اسکار با این فیلم رقیب بود. فارست گامپ در همه رقابت‌ها پیروز شد و در این سال رستگاری در شاوشنک موفق به کسب هیچ جایزه ای نشد. البته بعدها در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDB که بر اساس رای مردم است، رستگاری در شاوشنک در رتبه ۱ و فارست گامپ در رتبه ۱۳ قرار گرفت.

بازیگران[ویرایش]

تام هنکس بازیگر نقش فارست گامپ

فارست گامپ: آی کیوی او در خردسالی زیر حد معمولی (۷۵) بود، شخصیت شیرین و عزیزی دارد و نسبت به عزیزان و وظایف خود از خود گذشته‌است. صفات شخصیتی او باعث می‌شود که موقعیت‌هایی برایش پیش آید که مسیر زندگیش را تغییر دهد. با پیش آمدن چنین موقعیت‌هایی او با رخدادها و شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر آمریکا مواجه می‌شود.

جایزه‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]