پرش به محتوا

بازگشت به آینده قسمت ۳

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بازگشت به آینده قسمت ۳
کارگردانرابرت زمکیس
تهیه‌کنندهنیل کنتن
باب گیل
نویسندهباب گیل
بازیگرانمایکل جی فاکس
کریستوفر لوید
مری استینبورگن
توماس ویلسون
جیمز تولکان
لی تامپسون
الیزابت شو
موسیقیآلن سیلورستی
فیلم‌برداردین کندی
تدوین‌گرهری کرامیداس
آرتور اشمیت
شرکت
تولید
توزیع‌کنندهیونیورسال پیکچرز
تاریخ‌های انتشار
  • ۲۵ مه ۱۹۹۰ (۱۹۹۰-05-۲۵)
مدت زمان
۱۱۸ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۴۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش گیشه۲۴۴٬۵۲۷٬۵۸۳ دلار

بازگشت به آینده قسمت ۳ (به انگلیسی: Back to the Future Part III) یک فیلم علمی تخیلی کمدی وسترن آمریکایی به کارگردانی رابرت زمکیس و سومین فیلم از سه‌گانه فیلم‌های بازگشت به آینده است. داستان این فیلم ادامه فیلم قبلی است که مارتی مک فلای به غرب وحشی می‌رود تا به دوستش دکتر کمک کند.

داستان

[ویرایش]

داستان در نوامبر 1955 ادامه پیدا می‌کند، درست لحظاتی پس‌از آنکه مارتی مک‌فلای ناپدیدشدن دکتر امت براون را با دلورین می‌بیند و خیلی زود می‌فهمد که دکتر به‌جای آینده، 70 سال به عقب و به سال 1885 پرتاب شده است. مارتی با کمک نسخه جوان دکتر و براساس اطلاعاتی که در نامه‌ای از سال 1885 باقی مانده، دلورین را پیدا کرده و دوباره راه‌اندازی می‌کند تا بتواند به سال 1985 بازگردد، اما پیش‌از حرکت با کشفی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌شود؛ سنگ قبری که نام دکتر روی آن حک شده و نشان می‌دهد او تنها چند روز پس‌از نوشتن نامه، به‌دست «بوفورد تنن» معروف به «مد داگ»، جد خشن بیف تنن، با شلیک گلوله کشته شده است.

باوجود هشدار روشن دکتر برای دست‌کاری‌نکردن گذشته، مارتی تصمیم می‌گیرد برای نجات جان او به 2 سپتامبر 1885 سفر کند. ورودش به این دوران با آشوب همراه است؛ او درست وسط تعقیب‌وگریز سواره‌نظام با بومیان آمریکا ظاهر می‌شود و در این میان، آسیب دیدن لوله سوخت دلورین عملاً بازگشت را ناممکن می‌کند. پس‌از فرار از دست یک خرس، مارتی بیهوش می‌شود و به‌وسیله اجدادش، سیموس و مگی مک‌فلای، پیدا می‌شود که او را پناه می‌دهند. صبح روز بعد، با نام جعلی «کلینت ایستوود» وارد هیل‌ولی تازه‌متولدشده می‌شود، اما خیلی زود توجه بوفورد و افرادش را به خود جلب می‌کند. بوفورد قصد دارد او را به دار بیاویزد، اما دخالت به‌موقع دکتر جان مارتی را نجات می‌دهد. وقتی دکتر از سرنوشت مرگبار خودش باخبر می‌شود، تصمیم می‌گیرد 1885 را ترک کند، اما نبود بنزین باعث می‌شود دلورین نتواند به سرعت لازم برسد و همین مسئله دکتر را به طرح نقشه‌ای غیرمعمول می‌رساند؛ استفاده از نیروی یک لوکوموتیو بخار برای رساندن خودرو به سرعت 88 مایل بر ساعت.

در جریان بررسی مسیر ریل، دکتر جان معلم تازه‌وارد شهر، کلارا کلیتون، را از سقوط به دره نجات می‌دهد و با این کار، خط زمانی اصلی را تغییر می‌دهد، چون در گذشته قرار بوده کلارا در همان نقطه جانش را از دست بدهد. میان آن دو رابطه‌ای عاطفی و عمیق شکل می‌گیرد که دکتر را بیش‌ازپیش به ماندن در این دوران وسوسه می‌کند. در جشنواره شهر به‌مناسبت دادگاه، بوفورد دوباره تلاش می‌کند دکتر را به قتل برساند، اما دخالت مارتی نقشه‌اش را ناکام می‌گذارد. بوفورد برای تحقیر، مارتی را «ترسو» خطاب می‌کند و دوئلی رسمی را برای دو روز بعد پیشنهاد می‌دهد. دکتر از مارتی می‌خواهد به این تحریک واکنش نشان ندهد، اما ناخواسته فاش می‌کند که یک حادثه در آینده می‌تواند زندگی مارتی را نابود کند.

دکتر که میان عشق و وظیفه گرفتار شده، سرانجام تصمیم می‌گیرد برای حفظ خط زمان، رابطه‌اش با کلارا را پایان دهد. کلارا که حرف‌های او درباره آینده را باور نمی‌کند، احساس تحقیر می‌کند و او را طرد می‌کند. دکتر ناامید و شکسته به الکل پناه می‌برد. صبح روز بعد، بوفورد برای اجرای دوئل سر می‌رسد و مارتی با دیدن نام مستعارش روی تصویر سنگ قبر درمی‌یابد که هنوز خطر مرگ دکتر از بین نرفته است. مارتی از دوئل سر باز می‌زند، اما دکتر که با یک جرعه بیهوش شده، به‌دست افراد بوفورد اسیر می‌شود و همین موضوع مارتی را ناچار می‌کند وارد رویارویی شود. مارتی با یک حقه هوشمندانه، بوفورد را متقاعد می‌کند که گلوله خورده و سپس او را به داخل گاری کود حیوانی می‌اندازد. بوفورد و دارودسته‌اش به‌دلیل جرایم گذشته دستگیر می‌شوند و تهدید برای همیشه از میان می‌رود.

در همین‌حال، کلارا که در قطار عازم سان‌فرانسیسکو از اندوه عمیق دکتر باخبر شده، به شهر بازمی‌گردد و با دیدن ماکت ماشین زمان درمی‌یابد که همه حرف‌های دکتر حقیقت داشته است. او برای یافتن دکتر شتاب می‌کند، درحالی‌که مارتی و دکتر با لوکوموتیو دزدیده‌شده، دلورین را روی ریل به حرکت درمی‌آورند. کلارا سوار قطار می‌شود و هنگام تلاش برای رسیدن به دکتر، در آستانه سقوط قرار می‌گیرد. مارتی از داخل دلورین، هاوربردش را به دکتر می‌رساند و دکتر با آن جان کلارا را نجات می‌دهد. در همان لحظه، مارتی به سرعت لازم می‌رسد و از زمان ناپدید می‌شود، درحالی‌که لوکوموتیو داغ‌شده از روی پل ناتمام سقوط می‌کند.

مارتی در 27 اکتبر 1985 بازمی‌گردد و تنها چند ثانیه پیش‌از برخورد یک قطار باری، از دلورین بی‌انرژی خارج می‌شود و خودرو کاملاً نابود می‌شود. او دوباره با جنیفر روبه‌رو می‌شود و این‌بار پیشنهاد مسابقه خیابانی را رد می‌کند و به‌این‌ترتیب از حادثه‌ای که قرار بود آینده‌اش را تباه کند، جلوگیری می‌شود. جنیفر پیام فکسی را که از سال 2015 باقی مانده باز می‌کند و می‌بیند نوشته مربوط به اخراج مارتی به‌تدریج محو می‌شود.

در پایان، زمانی که مارتی و جنیفر درحال تماشای بقایای دلورین هستند، ناگهان یک لوکوموتیو بخار زمان‌پیما ظاهر می‌شود که دکتر، کلارا و فرزندانشان آن را هدایت می‌کنند. دکتر عکسی از زندگی جدیدش در سال 1885 به مارتی می‌دهد و توضیح می‌دهد که آینده هنوز نوشته نشده و سرنوشت هرکس به انتخاب‌های خودش بستگی دارد. آنها خداحافظی می‌کنند و سپس با قطار زمان‌پیما به‌سوی زمانی نامعلوم ناپدید می‌شوند.

بازیگران

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Back to the Future Part III». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۳.

    پیوند به بیرون

    [ویرایش]