آلبانی بزرگ

آلبانی بزرگ[۱] یک الحاقگرایی برای مردمان آلبانیاییتباری است که در مناطق مختلفی از بالکان هستند.[۲] این الحاقگرایی میتواند بر پایه نواحی آلبانیایینشین امروزی یا نواحی تاریخی آنان باشد. علاوه بر آلبانی، طرفداران این ایده خواهان مناطقی چون کوزوو و دره پرشوسکا در صربستان، نواحی جنوبی مونتهنگرو، شمالغرب یونان[۳][۴][۵][۶][۷] و بخشهایی از غرب جمهوری مقدونیه هستند.
تاریخچه
[ویرایش]تحت امپراتوری عثمانی
[ویرایش]همچنین ببینید: لیگ پریزرن
پیش از جنگهای بالکان در آغاز قرن بیستم، آلبانیاییها تابع امپراتوری عثمانی بودند . جنبش استقلال آلبانی در سال ۱۸۷۸ با اتحادیه پریزرن (شورایی مستقر در کوزوو) ظهور کرد که هدف آن خودمختاری فرهنگی و سیاسی برای آلبانیاییهای قومی در چارچوب امپراتوری عثمانی بود. با این حال، عثمانیها آماده اعطای خواستههای اتحادیه نبودند. مخالفت عثمانی با اهداف فرهنگی اتحادیه در نهایت به تبدیل آن به یک جنبش ملی آلبانیایی کمک کرد.
ملیگرایی آلبانیایی در مجموع واکنشی به فروپاشی تدریجی امپراتوری عثمانی و پاسخی به جنبشهای ملی بالکان و مسیحی بود که تهدیدی برای جمعیت آلبانیایی عمدتاً مسلمان محسوب میشدند. تلاشها معطوف به ادغام ولایات با جمعیت آلبانیایی در یک استان خودمختار واحد آلبانیایی بزرگتر در داخل دولت عثمانی بود، در حالی که آلبانی بزرگ در اولویت قرار نداشت. ملیگرایی آلبانیایی در اواخر دوران عثمانی با جداییطلبی که هدف آن ایجاد یک دولت-ملت آلبانیایی بود، عجین نشده بود، اگرچه ملیگرایان آلبانیایی یک آلبانی بزرگ مستقل را در نظر داشتند. ملیگرایان آلبانیایی عمدتاً بر دفاع از حقوقی متمرکز بودند که اجتماعی-فرهنگی، تاریخی و زبانی در کشورهای موجود بودند، بدون اینکه به یک حکومت خاص متصل باشند. [۸]
جنگهای بالکان و استقلال آلبانی (۱۹۱۲–۱۹۱۳)
[ویرایش]قریبالوقوع بودن فروپاشی حکومت عثمانی از طریق شکست نظامی در طول جنگهای بالکان، آلبانیاییها به نمایندگی از اسماعیل جمالی را وادار به اعلام استقلال (28 نوامبر 1912) در ولوره از امپراتوری عثمانی کرد. انگیزه اصلی استقلال، جلوگیری از الحاق سرزمینهای مسکونی آلبانیایی بالکان به یونان و صربستان بود. ایتالیا و اتریش-مجارستان به دلیل نگرانی از اینکه صربستان با ساحل آلبانی، قدرتی رقیب در دریای آدریاتیک و در معرض نفوذ متحد خود روسیه باشد، از استقلال آلبانی حمایت کردند. جدا از منافع ژئوپلیتیکی، برخی از قدرتهای بزرگ به دلیل نگرانی از اینکه آلبانی تنها کشور تحت سلطه مسلمانان در اروپا باشد، تمایلی به الحاق سرزمینهای مسکونی آلبانیایی بالکان عثمانی به آلبانی نداشتند. پیشنهادهای روسیه و فرانسه برای یک آلبانی کوچکشده بر اساس آلبانی مرکزی با جمعیت عمدتاً مسلمان بود که مورد حمایت صربستان و یونان نیز قرار گرفت، چرا که معتقد بودند فقط مسلمانان میتوانند آلبانیایی باشند. با افزایش تعداد آلبانیاییهایی که به عضویت کشورهای صربستان و یونان درآمدند، محققان آلبانیایی با دیدگاههای ملیگرایانه، اعلام استقلال را به عنوان یک پیروزی نسبی برای جنبش ملیگرایی آلبانی تفسیر کردند.
جنگ جهانی دوم
[ویرایش]همچنین ببینید: پادشاهی آلبانی (۱۹۳۹–۱۹۴۳) و جنگ جهانی دوم در آلبانی
در 7 آوریل 1939، بنیتو موسولینی، رهبر ایتالیا ، پس از علاقه طولانی مدت و نفوذ گسترده در طول دوره بین دو جنگ، به آلبانی حمله کرد . فاشیستهای ایتالیایی مانند کنت گالئاتزو چیانو، الحاق آلبانیایی را دنبال میکردند و معتقد بودند که این امر حمایت ایتالیا را در بین آلبانیاییها جلب میکند و در عین حال با هدف جنگی ایتالیا برای فتح بالکان همسو میشود. الحاق کوزوو به آلبانی توسط ایتالیا در بین آلبانیاییهای هر دو منطقه محبوب بود. بخش غربی مقدونیه شمالی نیز به آلبانی تحت الحمایه ایتالیا ضمیمه شد . در این سرزمینها، همه (از جمله غیرآلبانیاییها) موظف بودند در مدارس آلبانیایی که برنامه درسی ناسیونالیستی و فاشیستی تدریس میکردند، شرکت کنند. همه مجبور به استفاده یا پذیرش نامها و نامهای خانوادگی آلبانیایی بودند. نخبگان، مانند زمینداران و ملیگرایان لیبرال مخالف کمونیسم، سازمان Balli Kombëtar را تشکیل دادند . آنها و دولت همدست آنها در پی حفظ آلبانی بزرگ بودند.
بسیاری از آلبانیاییهای کوزوو مشغول بیرون راندن جامعه صرب ، به ویژه استعمارگران صرب و مونتهنگرویی پس از سال 1919 بودند ، که اغلب در املاک مصادره شده آلبانی ساکن میشدند. آلبانیاییها حکومت صربستان و یوگسلاوی را بیگانه میدانستند، و به گفته رامت، آنها احساس میکردند که هر چیزی بهتر از شوونیسم، فساد، هژمونی اداری و استثماری است که تحت نظر مقامات صرب تجربه کرده بودند. آلبانیاییها به طور گسترده با اشغالگران محور که به آنها آلبانی بزرگ وعده داده بودند، همکاری کردند. فروپاشی حکومت یوگسلاوی منجر به اقدامات انتقامجویانهای از سوی آلبانیاییها شد، برخی از آنها به شبهنظامیان محلی وولنتاری پیوستند که شهرکهای صرب را آتش زدند و صربها را کشتند، در حالی که استعمارگران صرب و مونتهنگرویی بین دو جنگ به قلمرو فرمانده نظامی در صربستان اخراج شدند . هدف از این اقدامات ایجاد یک کشور همگن آلبانی بزرگ بود. مقامات ایتالیایی در کوزوو اجازه استفاده از زبان آلبانیایی را در مدارس، آموزش دانشگاهی و ادارات دادند. همان عناصر ملیگرا و آلبانیایی که از آلبانیاییهای کوزوو در یک کشور بزرگ استقبال کردند، علیه ایتالیاییها نیز فعالیت کردند و آنها را اشغالگران خارجی میدانستند. تلاشی برای پیوستن آلبانیاییهای کوزوو به مقاومت، جلسهای در بویان (1943-1944)، شمال آلبانی، بین اعضای بالی کومبتار و کمونیستهای آلبانیایی که با آرمان مشترک و حفظ مرزهای گسترش یافته موافق بودند، تشکیل شد. این توافق با مخالفت پارتیزانهای یوگسلاوی مواجه شد و بعداً لغو شد که منجر به اشتیاق محدود در بین سربازان آلبانیایی کوزوو شد. برخی از اعضای بالی کومبتار مانند شعبان پولوژا با این دیدگاه که کوزوو بخشی از آلبانی خواهد شد، پارتیزان شدند. در پایان جنگ، برخی از آلبانیاییهای کوزوو با بازگشت به حکومت یوگسلاوی احساس خیانت کردند و برای چندین سال، ملیگرایان آلبانیایی در کوزوو هم در برابر پارتیزانها و هم بعداً در برابر ارتش جدید یوگسلاوی مقاومت کردند. ملیگرایان آلبانیایی، الحاق خود به یوگسلاوی را به عنوان یک اشغال تلقی میکردند.
حزب فاشیست آلبانی در سال 1939 به حزب حاکم در آلبانیِ تحتالحمایه ایتالیا تبدیل شد و نخست وزیر شِفقت وِرلاچی اتحاد اداری احتمالی آلبانی و ایتالیا را تصویب کرد، زیرا او خواستار حمایت ایتالیا برای اتحاد کوزوو ، چامریا و دیگر "ادغامهای آلبانیایی" در آلبانی بزرگ بود . در واقع، این اتحاد پس از اشغال یوگسلاوی و یونان توسط محور از بهار 1941 محقق شد. فاشیستهای آلبانی در ماه مه 1941 ادعا کردند که تقریباً تمام سرزمینهای مسکونی آلبانیایی به آلبانی پیوستهاند.
بین ماه مه ۱۹۴۱ و سپتامبر ۱۹۴۳، بنیتو موسولینی تقریباً تمام سرزمینهای ساکن آلبانیاییتبارها را تحت کنترل یک دولت دستنشانده آلبانیایی قرار داد. این شامل بخشهایی از کوزوو، بخشهایی از واردار مقدونیه و برخی مناطق مرزی مونتهنگرو میشد . در چامریا ، یک کمیسر عالی آلبانیایی، ژمیل دینو ، توسط ایتالیاییها منصوب شد، اما این منطقه تحت کنترل فرماندهی نظامی ایتالیا در آتن باقی ماند و بنابراین از نظر فنی منطقهای از یونان باقی ماند .
وقتی آلمانیها منطقه را اشغال کردند و جای ایتالیاییها را گرفتند، مرزهای ایجاد شده توسط موسولینی را حفظ کردند. با این حال، پس از جنگ جهانی دوم ، متفقین مرزها را به وضعیت پیش از جنگ خود بازگرداندند.
جنگهای یوگسلاوی
[ویرایش]مقالات اصلی: شورش در کوزوو (۱۹۹۲–۱۹۹۸) ، جنگ کوزوو ، شورش در دره پرشوو ، و شورش ۲۰۰۱ در مقدونیه
ارتش آزادیبخش کوزوو (KLA) یک سازمان شبهنظامی قومی-آلبانیایی بود که در دهه 1990 به دنبال جدایی کوزوو از یوگسلاوی و در نهایت ایجاد آلبانی بزرگ ، شامل کوزوو، آلبانی و اقلیت قومی آلبانیایی مقدونیه همسایه بود . KLA از حمایت اخلاقی و مالی زیادی در میان دیاسپورای آلبانیایی برخوردار بود.
سلیمان سلیمی فرمانده ULA اصرار داشت:
عملاً یک ملت آلبانیایی وجود دارد . تراژدی این است که قدرتهای اروپایی پس از جنگ جهانی اول تصمیم گرفتند آن ملت را بین چندین کشور بالکان تقسیم کنند. ما اکنون برای متحد کردن ملت، برای آزادسازی همه آلبانیاییها، از جمله آلبانیاییهای مقدونیه، مونتهنگرو و سایر نقاط صربستان، میجنگیم. ما فقط یک ارتش آزادیبخش برای کوزوو نیستیم.
تا سال 1998، عملیات KLA به یک شورش مسلحانه قابل توجه تبدیل شده بود. طبق گزارش USCRI ، "ارتش آزادیبخش کوزوو ... حملات خود را با هدف تلاش برای "پاکسازی" کوزوو از جمعیت قومی صرب انجام داد." کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد این رقم را 55000 پناهنده که به مونته نگرو و صربستان مرکزی گریخته بودند ، تخمین زد که اکثر آنها صرب های کوزوو بودند .
عملیات آن علیه نیروهای امنیتی، پلیس، افسران دولتی و روستاهای صربنشین یوگسلاوی ، سرکوب نظامی گستردهی یوگسلاوی را تسریع کرد که منجر به جنگ کوزوو در سالهای 1998-1999 شد. مداخلهی نظامی نیروهای امنیتی یوگسلاوی به رهبری اسلوبودان میلوسویچ و شبهنظامیان صرب در کوزوو باعث مهاجرت آلبانیاییهای کوزوو و بحران پناهندگان شد که در نهایت باعث مداخلهی نظامی ناتو برای متوقف کردن آنچه که به طور گسترده به عنوان یک عملیات پاکسازی قومی مداوم شناخته میشد، شد .
جنگ با پیمان کومانوو پایان یافت و نیروهای یوگسلاوی موافقت کردند که از کوزوو عقبنشینی کنند تا راه را برای حضور بینالمللی باز کنند. ارتش آزادیبخش کوزوو اندکی پس از این منحل شد و برخی از اعضای آن برای UÇPMB در دره پرشوو جنگیدند و برخی دیگر در جریان درگیریهای قومی مسلحانه در مقدونیه به ارتش آزادیبخش ملی (NLA) و ارتش ملی آلبانی (ANA) پیوستند .
دهه ۲۰۰۰ تا کنون
[ویرایش]احزاب سیاسی که طرفدار و مایل به مبارزه برای آلبانی بزرگ بودند، در طول دهه 2000 در آلبانی ظهور کردند. آنها جبهه آزادیبخش ملی آلبانیاییها (KKCMTSH) و حزب وحدت ملی (PUK) بودند که هر دو در سال 2002 با هم ادغام شدند و جبهه متحد ملی آلبانی (FBKSh) را تشکیل دادند که به عنوان سازمان سیاسی گروه شبهنظامی ارتش ملی آلبانی (AKSh) عمل میکرد و متشکل از برخی از اعضای ناراضی KLA و NLA بود. این دو که در سطح بینالمللی به عنوان تروریست شناخته میشوند، هر دو به فعالیتهای زیرزمینی روی آوردهاند و اعضای آن در حوادث خشونتآمیز مختلفی در کوزوو، صربستان و مقدونیه در طول دهه 2000 دست داشتهاند. در اوایل دهه 2000، ارتش آزادیبخش چامریا (UCC) یک تشکیلات شبهنظامی گزارش شده بود که قصد داشت در منطقه اپیروس در شمال یونان فعال باشد . احزاب سیاسی فعال تنها در صحنه سیاسی وجود دارند که دیدگاه ملیگرایانهای دارند، از جمله حزب سلطنتطلب جنبش قانونیت (PLL)، حزب وحدت ملی (PUK) در کنار حزب جبهه ملی آلبانی (PBKSh)، حزبی که از آستانه انتخاباتی عبور کرده و وارد پارلمان شده است. این احزاب سیاسی که برخی از آنها طرفدار آلبانی بزرگ هستند، عمدتاً ناچیز بودهاند و در حاشیه صحنه سیاسی آلبانی باقی ماندهاند. مسئله کوزوو جذابیت محدودی در بین رأیدهندگان آلبانیایی دارد که عموماً علاقهای به انتخاب احزابی که از مرزهای ترسیمشده جدید برای ایجاد آلبانی بزرگ حمایت میکنند، ندارند. جشنهای صدمین سالگرد استقلال آلبانی در سال 2012 باعث ایجاد تفسیرهای ملیگرایانه در میان نخبگان سیاسی شد که نخست وزیر سالی بریشا از سرزمینهای آلبانی به عنوان سرزمینهایی که تا پروزا ، شمال یونان و پرشوو ، جنوب صربستان امتداد دارند، یاد کرد و همسایگان آلبانی را خشمگین کرد. در کوزوو، یک جنبش ملیگرای چپ برجسته که به حزب سیاسی Vetëvendosje (حق تعیین سرنوشت) تبدیل شده است، ظهور کرده است که از روابط نزدیکتر کوزوو-آلبانی و حق تعیین سرنوشت پان آلبانیایی در بالکان حمایت میکند. یکی دیگر از احزاب ملیگرای کوچکتر، حزب بالی کومبتار کوزوو (BKK) خود را وارث سازمان اصلی جنگ جهانی دوم میداند که از استقلال کوزوو و اتحاد پان آلبانیایی حمایت میکرد. آلبانی بزرگ عمدتاً در حوزه لفاظیهای سیاسی باقی مانده است و آلبانیاییهای بالکان، ادغام اتحادیه اروپا را راهحلی برای مبارزه با جرم و جنایت، حکومت ضعیف، جامعه مدنی و گرد هم آوردن جمعیتهای مختلف آلبانیایی میدانند.
در 19 ژوئیه 2020، دوا لیپا، خواننده آلبانیایی تبار، پس از به اشتراک گذاشتن تصویری از یک بنر مرتبط با حامیان ملیگرایی افراطی آلبانیایی ، با واکنشهای منفی مواجه شد . همین بنر در بازی فوتبال صربستان و آلبانی در سال 2014 جنجال به پا کرده بود . این بنر نقشه الحاقطلبانه آلبانی بزرگ را نشان میدهد، در حالی که عنوان آن « بومی » است. در پاسخ، کاربران توییتر ، که بسیاری از آنها مقدونی ، یونانی ، مونتهنگرویی و صرب بودند ، این خواننده را به ملیگرایی قومی متهم کردند . فلوریان بیبر، دانشمند علوم سیاسی، توییت لیپا را «ملیگرایی احمقانه» توصیف کرد.
در فوریه 2021، در مصاحبهای با یورونیوز ، آلبین کورتی ، نخست وزیر سابق کوزوو ، گفت که شخصاً به اتحاد آلبانی و کوزوو رأی خواهد داد .
نواحی
[ویرایش]| ناحیه | بخشی از | مساحت (km²) | جمعیت | آلبانیاییها | % آلبانیاییها | بزرگترین شهر |
|---|---|---|---|---|---|---|
| آلبانی | ۲۸٬۷۴۸ | 2,821,977[۹] | ۲٬۶۸۰٬۸۷۸ | 95 | تیرانا | |
| کوزوو | ۱۰٬۹۰۸ | ۱٬۷۳۳٬۸۴۲ | ۱٬۵۹۵٬۱۳۵ | 92[۱۰] | پریشتینا | |
| دره پرشوسکا | ۱٬۲۴۹ | ۸۵٬۰۰۰ (۲۰۰۲) | 70,000[۱۱] (approx 2002) 2,904 (Boycotted 2011) | 82 | پرشوو | |
| غرب/شمالغرب مقدونیه | ۵٬۰۰۰–۷٬۰۰۰ (approx) | ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ (approx)[نیازمند منبع] | 450,000[۱۲] (the total polulation of Albanians in Macedonia) | 30% (approx)[نیازمند منبع] | تتوفو | |
| جنوبشرق مونتهنگرو | ۱٬۰۰۰ | ۳۰٬۲۶۰ | ۲۲٬۱۵۰[۱۳] | 73.2 | اولتسینی | |
| چامریا و دیگر نواحی شمالغرب یونان | ۹٬۲۰۳ | ۳۳۶٬۸۵۶ | N/A | N/A | یوآنینا | |
| مجموع | آلبانی بزرگتر | ۵۶٬۱۰۸–۵۸٬۱۰۸ (approx) | ۶٬۰۰۷٬۹۳۵+ | ۴٬۸۶۸٬۱۶۳+ | نامعلوم | تیرانا |
الحاق کوزوو به آلبانی
[ویرایش]در نوامبر ۲۰۱۸ نخستوزیران آلبانی و کوزوو اعلام کردند که این دو کشور تا سال ۲۰۲۵ یکی خواهند شد و در این فاصلهٔ زمانی بایستی اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره بین دو کشور همگامسازی گردد. همچنین نخستوزیر آلبانی گفت گرچه صربستان و دیگران سعی در توقف این اتفاق خواهند کرد، لیکن برای پیوستن به اتحادیه اروپا این رخداد لازم است. نخستوزیر این دو کشور همچنین در یک پیام در شبکههای اجتماعی تصویری را به اشتراک گذاشتند که با دستهایشان نماد «عقاب آلبانی» را نشان میدهند که سمبل ملیگرایی در کوزووست.[۱۴][۱۵]
پانویس
[ویرایش]- ↑ http://www.da.mod.uk/colleges/csrc/document-listings/balkan/07(11)MD.pdf,%22as[پیوند مرده] Albanians continue mobilizing their ethnic presence in a cultural, geographic and economic sense, they further the process of creating a Greater Albania. "
- ↑ Likmeta, Besar (17 November 2010). "Poll Reveals Support for 'Greater Albania'". Balkan Insight. Retrieved 27 June 2013.
The poll, conducted by Gallup in cooperation with the European Fund for the Balkans, showed that 62 per cent of respondents in Albania, 81 per cent in Kosovo and 51.9 per cent of respondents in Macedonia supported the formation of a Greater Albania.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ (Merdjanova 2013، ص. 147).
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ (Kola 2003، ص. 15).
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ (Seton-Watson 1917، ص. 189).
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ (Austin 2004، ص. 237).
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ (Vaknin 2000، صص. 102-103).
- ↑ شاو، استنفورد جی.؛ شاو، ازل کورال (۱۹۷۷). تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه مدرن: جلد ۲، اصلاحات، انقلاب و جمهوری: ظهور ترکیه مدرن ۱۸۰۸-۱۹۷۵ . کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج. شابک ۹۷۸۰۵۲۱۲۹۱۶۶۸.
- ↑ "Population and Housing Census 2011". INSTAT (Albanian Institute of Statistics). Archived from the original on 3 August 2017. Retrieved 23 July 2017.
- ↑ CIA World Factbook population estimate, see footnote a in infobox بایگانیشده در ۲۴ دسامبر ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine. Retrieved 24 August 2014.
- ↑ Partos, Gabriel (2 February 2001). "Presevo valley tension". بیبیسی. Retrieved 14 January 2015.
Initially, the guerrillas' publicly acknowledged objective was to protect the local ethnic Albanian population of some 70,000 people from the repressive actions of the Serb security forces.
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۸. دریافتشده در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۷.
- ↑ "Popis stanovništva, domaćinstava i stanova u Crnoj Gori 2011. godine" [Census of Population, Households and Dwellings in Montenegro 2011] (PDF) (Press release) (به صرب و کرواتی و انگلیسی). Statistical office, Montenegro. 12 July 2011. Retrieved 30 March 2011.
- ↑ Albanian PM: National unification with Kosovo by 2025، تیراناتایمز
- ↑ Albanian and Kosovar Leaders Mull ‘Greater Albania’ by 2025، گریکر ریپورتر.
منابع
[ویرایش]- Allan, Stuart; Zelizer, Barbie (2004). Reporting war: Journalism in wartime. New York: Routledge. ISBN 978-0-415-33997-1.
- Austin, Robert C. (2004). "Greater Albania: The Albanian state and the question of Kosovo". In Lampe, John; Mazower, Mark (eds.). Ideologies and national identities: The case of twentieth-century Southeastern Europe. Budapest: Central European University Press. pp. 235–253. ISBN 9789639241824.
- Banks, A.; Muller, Thomas C.; Overstreet, William R. (2010). Political Handbook of the World. Washington D.C.: CQ Press. ISBN 978-1-60426-736-5.
- Batkovski, Tome; Rajkocevski, Rade (2014). "Psychological Profile and Types of Leaders of Terrorist Structures - Generic Views and Experiences from the Activities of Illegal Groups and Organizations in the Republic of Macedonia". In Milosevic, Marko; Rekawek, Kacper (eds.). Perseverance of Terrorism: Focus on Leaders. Amsterdam: IOS Press. pp. 84–102. ISBN 978-1-61499-387-2.
- Bogdani, Mirela; Loughlin, John (2007). Albania and the European Union: the tumultuous journey towards integration and accession. London: IB Tauris. ISBN 978-1-84511-308-7.
- Bugajski, Janusz (1994). Ethnic politics in Eastern Europe: A guide to nationality policies, organizations, and parties. Armonk: ME Sharpe. ISBN 978-1-315-28743-0.
- Bugajski, Janusz (2002). Political Parties of Eastern Europe: A Guide to Politics in the Post-Communist Era. Armonk: M.E. Sharpe. ISBN 978-1-56324-676-0.
- Denitch, Bogdan Denis (1996). Ethnic nationalism: The tragic death of Yugoslavia. Minneapolis: University of Minnesota Press. ISBN 978-0-8166-2947-3.
- Despot, Igor (2012). The Balkan Wars in the Eyes of the Warring Parties: Perceptions and Interpretations. Bloomington: iUniverse. ISBN 978-1-4759-4703-8.
- Endresen, Cecile (2016). "Status Report Albania 100 Years: Symbolic Nation-Building Completed". In Kolstø, Pål (ed.). Strategies of Symbolic Nation-building in South Eastern Europe. Farnham: Routledge. pp. 201–226. ISBN 978-1-317-04936-4.
- Fischer, Bernd Jürgen (1999). Albania at war, 1939–1945. London: Hurst & Company. ISBN 978-1-85065-531-2.
- Fischer, Bernd Jürgen (2007a). "King Zog, Albania's Interwar Dictator". In Fischer, Bernd Jürgen (ed.). Balkan strongmen: dictators and authoritarian rulers of South Eastern Europe. West Lafayette: Purdue University Press. pp. 19–50. ISBN 978-1-55753-455-2.
- Fontana, Giuditta (2017). Education policy and power-sharing in post-conflict societies: Lebanon, Northern Ireland, and Macedonia. Birmingham: Palgrave MacMillan. ISBN 978-3-319-31426-6.
- Gawrych, George (2006). The Crescent and the Eagle: Ottoman rule, Islam and the Albanians, 1874–1913. London: IB Tauris. ISBN 978-1-84511-287-5.
- Gingeras, Ryan (2009). Sorrowful Shores: Violence, Ethnicity, and the End of the Ottoman Empire 1912-1923. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-956152-0.
- Goldwyn, Adam J. (2016). "Modernism, Nationalism, Albanianism: Geographic Poetry and Poetic Geography in the Albanian and Kosovar Independence Movements". In Goldwyn, Adam J.; Silverman, Renée M. (eds.). Mediterranean Modernism: Intercultural Exchange and Aesthetic Development. Springer. pp. 251–282. ISBN 978-1-137-58656-8.
- Guy, Nicola C. (2007). "Linguistic boundaries and geopolitical interests: the Albanian boundary commissions, 1878–1926". Journal of Historical Geography. 34 (3): 448–470.
- Hall, Richard C. (2010). Consumed by war: European conflict in the 20th century. Lexington: University Press of Kentucky. ISBN 978-0-8131-5995-9.
- Jelavich, Barbara (1983). History of the Balkans: Eighteenth and nineteenth centuries. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-27458-6.
- Judah, Tim (2002). Kosovo: War and revenge. New Haven: Yale University Press. ISBN 978-0-300-09725-2.
- Judah, Tim (2008). Kosovo: What everyone needs to know. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-970404-0.
- Ker-Lindsay, James (2009). Kosovo: the path to contested statehood in the Balkans. London: IB Tauris. ISBN 978-0-85771-412-1.
- Kola, Paulina (2003). The Search for Greater Albania. London: C. Hurst & Co. ISBN 978-1-85065-596-1.
- Kostov, Chris (2010). Contested Ethnic Identity: The Case of Macedonian Immigrants in Toronto 1900-1996. Oxford: Peter Lang. ISBN 978-3-0343-0196-1.
- Koktsidis, Pavlos Ioannis; Dam, Caspar Ten (2008). "A success story? Analysing Albanian ethno-nationalist extremism in the Balkans" (PDF). East European Quarterly. 42 (2): 161–190.
- Kronenbitter, Günter (2006). "The militarization of Austrian Foreign Policy on the Eve of World War I". In Bischof, Günter; Pelinka, Anton; Gehler, Michael (eds.). Austrian Foreign Policy in Historical Context. New Brunswick: Transaction Publishers. ISBN 978-1-4128-1768-4.
- Meyer, Hermann Frank (2008). Blutiges Edelweiß: Die 1. Gebirgs-division im zweiten Weltkrieg. Berlin: Links Verlag. ISBN 978-3-86153-447-1.
- Puto, Artan; Maurizio, Isabella (2015). "From Southern Italy to Istanbul: Trajectories of Albanian Nationalism in the Writings of Girolamo de Rada and Shemseddin Sami Frashëri, ca. 1848–1903". In Maurizio, Isabella; Zanou, Konstantina (eds.). Mediterranean Diasporas: Politics and Ideas in the Long 19th Century. London: Bloomsbury Publishing. ISBN 978-1-4725-7666-8.
- Merdjanova, Ina (2013). Rediscovering the Umma: Muslims in the Balkans between nationalism and transnationalism. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-046250-5.
- Ramet, Sabrina P. (1997). Whose Democracy? Nationalism, Religion, and the Doctrine of Collective rights in post-1989 eastern Europe. Lanham: Rowman & Littlefield. ISBN 978-0-8476-8324-6.
- Ramet, Sabrina P. (2006). The three Yugoslavias: State-building and legitimation, 1918–2005. Bloomington: Indiana University Press. ISBN 978-0-253-34656-8.
- Ramón, Juan Corona (2015). "Kosovo: Estado actual de una balcanización permanente". In Weber, Algora; Dolores, María (eds.). Minorías y fronteras en el mediterráneo ampliado. Un desafío a la seguridad internacional del siglo XXI. Madrid: Dykinson. pp. 259–272. ISBN 9788490857250.
- Rossos, Andrew (2013). Macedonia and the Macedonians: A history. Stanford: Hoover Institution Press. ISBN 978-0-8179-4883-2.
- Schmid, Alex P. (2011). The Routledge Handbook of Terrorism Research. New York: Routledge. ISBN 978-1-136-81040-4.
- Schwartz, Stephan (2014). "'Enverists' and 'Titoists' – Communism and Islam in Albania and Kosova, 1941–99: From the Partisan Movement of the Second World War to the Kosova Liberation War". In Fowkes, Ben; Gökay, Bülent (eds.). Muslims and Communists in Post-transition States. New York: Routledge. pp. 86–112. ISBN 978-1-317-99539-5.
- Seton-Watson, Robert William (1917). The Rise of Nationality in the Balkans. New York: E. P. Dutton and Company. ISBN 9785877993853.
- Shaw, Stanford J.; Shaw, Ezel Kural (1977). History of the Ottoman Empire and Modern Turkey: Volume 2, Reform, Revolution, and Republic: The Rise of Modern Turkey 1808-1975. Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-29166-8.
- Stojarova, Vera (2010). "Nationalist parties and the party systems of the Western Balkans". In Stojarova, Vera; Emerson, Peter (eds.). Party politics in the Western Balkans. New York: Routledge. pp. 42–58. ISBN 978-1-135-23585-7.
- Stojarová, Vera (2016). The far right in the Balkans. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-1-5261-1702-1.
- Tanner, Marcus (2014). Albania's mountain queen: Edith Durham and the Balkans. London: I.B.Tauris. ISBN 978-1-78076-819-9.
- Turnock, David (2004). The economy of East Central Europe, 1815-1989: Stages of transformation in a peripheral region. London: Routledge. ISBN 978-1-134-67876-1.
- Vaknin, Samuel (2000). After the Rain: How the West Lost the East. Skopje: Narcissus Publishing. ISBN 9788023851731.
- Venner, Mary (2016). Donors, Technical Assistance and Public Administration in Kosovo. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-1-5261-0121-1.
- Vickers, Miranda (2002). The Cham Issue - Albanian National & Property Claims in Greece (Report). Swindon: Defence Academy of the United Kingdom. Archived from the original on 1 February 2017. Retrieved 23 July 2017.
- Vickers, Miranda (2011). The Albanians: A modern history. London: IB Tauris. ISBN 978-0-85773-655-0.
- Zolo, Danilo (2002). Invoking humanity: War, law and global order. London: Bloomsbury Publishing. ISBN 978-0-8264-5656-4.