پرش به محتوا

تاریخ قزاقستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
World map, with Kazakhstan in green
موقعیت قزاقستان در نقشهٔ جهان.

قَزاقِستان از کشورهای آسیای میانه است و تاریخ آن بخشی است از تاریخ این منطقه. قزاقستان، بزرگ‌ترین کشورِ کاملاً واقع‌شده در استپ اوراسیا، در طول تاریخ چهارراهی برای گذرگاه‌های انسانی و زیستگاه اقوام، دولت‌ها و امپراتوری‌های گوناگون بوده است. مردمانی که در سرزمین قزاقستان امروزی می‌زیستند عشایر کوچ‌نشین بودند، که شکل‌دهنده و تأثیرگذار بر فرهنگ در قزاقستان شدند.

پس از پایان خشکسالی در آغاز هزارهٔ یکم پیش از میلاد، کوچ‌نشینان آریایی از غرب و شرق وارد قزاقستان شدند. این سرزمین بخشی از استپ‌های اوراسیا و کانونی مهم در شکل‌گیری فرهنگ‌های ایرانی‌تبار سَکایی و آیین‌هایی چون زرتشتی‌گری بود. شواهدی از پرستش آتش، آتشدان‌ها و تدفین زرتشتی در معابد و محوطه‌های کهن، به‌ویژه در جنوب قزاقستان، به دست آمده است.

در سدهٔ سیزدهم، منطقهٔ قزاقستان امروزی بخشی از امپراتوری مغول بود و سپس تحت کنترل اردوی زرین قرار گرفت. پس از افول اردوی زرین، این منطقه به بخشی از خانات ازبک بدل شد، که کوچ‌نشینان آن به سبب گرویدن به اسلام در زمان اوزبیک خان (۱۳۱۳–۱۳۴۱) در مجموع «ازبک» نامیده می‌شدند. این گروه، که بنیان‌گذاران خانات قزاق را نیز در بر می‌گرفت، از پیوند مغولان و مردمان ترک در استپ قبچاق پدید آمد. در دههٔ ۱۴۵۰، جانیبک خان و کرای خان، دو شاهزادهٔ جوجی، از خانات ازبک جدا شدند و خانات قزاق را پایه‌گذاری کردند. هویت قزاق هنگامی شکل گرفت که کوچ‌نشینان شرقی استپ قبچاق در اوایل سدهٔ شانزدهم به قزاق‌ها و ازبکان شیبانی تقسیم شدند. قزاق‌ها همانند دیگر مردمان چنگیزی مانند ازبکان شیبانی، تاتارهای کریمه و منگیت/نوغایان، زبان مشترک ترکی، سنت‌های مغولی، تبار شاهی چنگیزی و اسلام سنی را سهیم بودند. تا سال ۱۵۰۰ قزاق‌ها استقلال خود را تثبیت کردند و سرزمین‌شان را گسترش دادند و دولت خود را به یک امپراتوری کوچ‌نشین بدل ساختند. خانات قزاق در سدهٔ شانزدهم به اوج قدرت خود رسید و بخش‌های وسیعی از استپ قبچاق را زیر کنترل داشت و واپسین دولت چنگیزی باقی‌مانده در منطقه بود.[۱] امپراتوری روسیه در سدهٔ هجدهم الحاق بخش‌هایی از قزاقستان را آغاز کرد و تا سال ۱۸۶۷ باقی کشور نیز در ترکستان روسیه ادغام شد. قزاقستان در دههٔ ۱۹۳۰ و هم‌زمان با بازسازی اداری ترکستان روسیه در دورهٔ شوروی، به یک واحد سیاسی بدل شد.

دوران باستان

[ویرایش]

فعالیت انسانی در این منطقه با حضور انسان راست‌قامت، از یک میلیون تا ۸۰۰ هزار سال پیش، در کوهستان قره‌داغ و نواحی دریای خزر و دریاچه بالخاش آغاز شد. نئاندرتال‌ها بین ۱۴۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش در کوه‌های قره‌داغ و مرکز قزاقستان حضور داشتند. انسان امروزی از ۴۰ هزار تا ۱۲ هزار سال پیش در جنوب، مرکز و شرق قزاقستان پدیدار شد. پس از پایان آخرین عصر یخبندان (۱۲٬۵۰۰ تا ۵٬۰۰۰ سال پیش) سکونت انسانی در سراسر کشور گسترش یافت و به انقراض ماموت‌ها و کرگدن پشمالو انجامید. اجتماعات شکارچی-گردآورنده، کمان و قایق اختراع کردند و برای شکار از گرگ‌های اهلی و تله‌گذاری بهره بردند.[۲]

انقلاب نوسنگی با ظهور دامداری و کشاورزی مشخص می‌شود که موجب پیدایش فرهنگ‌های آتباسار،[۳] کلتمنار،[۳] بوتای،[۳] و اوست-ناریم شد.[۳] فرهنگ بوتای (۳۶۰۰–۳۱۰۰ پ. م) نخستین اهلی‌سازی اسب را به نام خود ثبت کرده است و در همین دوره سفالگری و ابزارهای سنگی صیقل‌خورده نیز پدیدار شدند. در هزاره چهارم و سوم پیش از میلاد، تولید فلزات، ساخت ابزارهای مسی و به‌کارگیری قالب‌های ریخته‌گری آغاز شد. در هزاره دوم پیش از میلاد نیز معدن‌کاری در مرکز قزاقستان گسترش یافت.

تغییرات اقلیمی سبب جابه‌جایی گسترده جمعیت‌ها درون و بیرون کمربند استپی شد. دوره خشکی که از پایان هزاره دوم تا آغاز هزاره یکم پیش از میلاد ادامه داشت، موجب کاهش جمعیت در کمربندهای خشک و واحه‌های دره‌های رودخانه شد و مردمان به سمت استپ جنگلی در شمال مهاجرت کردند.

انسان‌ها از دوران پارینه‌سنگی زیرین در قزاقستان زیسته‌اند و معمولاً به کوچ‌نشینی دامدارانه روی می‌آوردند که با اقلیم و زمین‌های منطقه سازگار بود.[۴] فرهنگ‌های پیشاتاریخی عصر برنز که به این منطقه گسترش یافتند شامل فرهنگ گورالواری، فرهنگ آفاناسیو و فرهنگ آندرونوو می‌شدند. میان سال‌های ۵۰۰ پ. م تا ۵۰۰ م قزاقستان زیستگاه سکاها و هون‌ها بود، که فرهنگ‌های جنگجوی کوچ‌نشین اولیه را نمایندگی می‌کردند.

به گفتهٔ دانشمندان، حیوانات همراه با انسانی که در طول زندگی او را همراهی می‌کردند به خاک سپرده می‌شدند و نه تنها برای خوراک، بلکه برای بستن به ارابه‌ها و سواری نیز به‌کار می‌رفتند.[۵][۶][۷]

آریاییان

[ویرایش]
مردمان ایرانی‌تبار در آسیای مرکزی در عصر آهن، از جمله قزاقستان امروزی

پس از پایان دوره خشکی در آغاز هزاره یکم پیش از میلاد، جمعیت‌های کوچ‌نشین از غرب و شرق به قزاقستان مهاجرت کرده و مناطق متروک را دوباره پرجمعیت کردند. این گروه‌ها شامل چندین زیرگروه از مردمان هندوایرانی (آریایی) بودند که در مجموع با نام سکا شناخته می‌شوند.[۸][۹]

قزاقستان بخشی از پهنهٔ کهن استپ‌های اوراسیا است که در دوران باستان محل سکونت و رفت‌وآمد گروه‌های آریایی (هند و ایرانی) بود. شواهد زبان‌شناختی و باستان‌شناختی نشان می‌دهد که این سرزمین جایگاه مهمی در شکل‌گیری و گسترش فرهنگ‌های ایرانی‌تبار و آیین‌های مرتبط با آنان، از جمله زرتشتی‌گری، داشته است. در قلمرو قزاقستان امروزی، آثار متعددی از پرستش آتش و آیین‌های تدفین زرتشتی کشف شده است. این آثار بیشتر به‌صورت معابد آتش، آتشدان‌ها و استخوان‌دان‌ها (ناوس) در شهرهای کهن و مناطق جنوبی کشور شناسایی شده‌اند.

جدول زیر مهم‌ترین مکان‌های باستانی مرتبط با زرتشتیان در قزاقستان را نشان می‌دهد:

نام مکان موقعیت دورهٔ زمانی شواهد زرتشتی منبع
ارگ ترازاستان ژمبیل، شهر ترازسده‌های میانه (میلادی)بقایای «حرم آتش»، فضای شعله و نیایشگاه کنار دژ[۱۰]
کوس‌تپهکنار رود تالاس، ۱۵ کیلومتری ترازسده‌های ۷–۹ میلادیبقایای آتشکده/معبد آتش، همچنین تدفین‌های «استودانی»[۱۱]
کول‌تپهشاوغر (استان ترکستان)سده‌های ۱۰–۱۱ میلادیمجموعه اتاق‌ها با قربانگاه‌ها و آتشدان‌های متعدد[۱۲]
حوزهٔ رود آریس و چیمکندجنوب قزاقستاناز سدهٔ ۵ میلادی به بعدکشف استخوان‌دان‌های سفالی و تدفین‌های استخوان‌دان‌محور، مطابق آیین زرتشتی[۱۳]
شواهد تطبیقی «ناوس»آسیای میانهٔ غربی (خوارزم و پیرامون)؛ در تفسیر قزاقستان هم به‌کار می‌رودسده‌های ۴–۸ میلادیمقابر برج‌گونه (ناوس) و تدفین استخوان‌دان، چارچوب تطبیقی برای یافته‌های قزاقستان[۱۴]

بخش‌هایی از قزاقستان نیز بعداً سکونتگاه کرمان ایرانی‌تبار از شاخه سُغدی شد.

شهرهای با پیشینه ایرانی در قزاقستان

[ویرایش]

معماری و ادبیات آسیای مرکزی ریشه در معماری ایرانی دارد. سغدی‌ها در قرون وسطی نقش بسیار عظیمی در آسیای مرکزی داشتند و قبل از اسلام شهرها و تمام کاروان‌سراهایی را که در جاده ابریشم بود را سغدی‌ها ساخته‌اند.

در کتابخانه ابوریحان بیرونی در ازبکستان ۴۳ هزار نسخه خطی نگهداری می‌شود که ۳۹ هزار تای آن به زبان فارسی و بهشت از آن در قزاقستان نوشته شده است. در شهر آلماتی چندین نسخه خطی نادر به زبان فارسی وجود دارد که در هیچ‌کجای دیگر یافت نمی‌شود. دو کتاب از عبدالرحمان جامی که در شهر بلخ کتابت شده و تحفةالاحرار که ۲۳ سال قبل از مرگ جامی در زمان زنده بودن او کتابت شده است. در قزاقستان به خصوص شهر آلماتی، تعدادی از فارسی‌زبانان هستند. تعدادی تاجیک و تعدادی افغانستانی‌های مهاجر و اندکی از ایرانیان هم هستند و در استان قزاقستان جنوبی چند مدرسه فارسی برای تاجیک‌هایی است که سال‌ها در آن جا ساکن هستند وجود دارد. نباید فراموش کنیم که هم زبان فارسی و هم زبان‌های ایرانی در قزاقستان وجود دارند. کردهای قزاقستان که ریشه‌شان به ایران برمی‌گردد و ایرانی‌تبار هستند حدود ۵۰ هزار نفر هستند. در شهر آلماتی در میدان جمهوری مجسمه سرباز سکایی وجود دارد. سکایی‌ها از اقوام ایرانی بودند. در موزه ملی قزاقستان هم پیکره‌های دیگری از ایرانیان باستان وجود دارد. بخش‌هایی از قزاقستان، در طول تاریخ بخش‌هایی از قزاقستان به خصوص جنوب قزاقستان، بخشی از امپراتوری ایران بود. در ادبیات فارسی بارها با نام طراز و بت قبچاق برخورد می‌کنید که در شعر فارسی بسیار آمده است. ایرانی‌ها ارتباط دیرینه‌ای با قسمت آسیای مرکزی به‌خصوص قزاقستان داشتند ولی فرهنگ ایرانی به‌مراتب فراتر از کشورهای آسیای مرکزی می‌رسد و کوچ‌نشین‌های سکایی در آسیای مرکزی و ولگا زندگی می‌کردند. بررسی‌های باستان‌شناختی نشان می‌دهد که در این مناطق آن فرهنگ، دیرینه بوده است. در قرون وسطی نیز زبان فارسی در آسیای مرکزی، به‌ویژه بعد از سامانیان که زبان مردم منطقه فارسی بود، بسیار گسترش پیدا کرده بود و حتی پادشاهان ترک و مغول نژاد افتخار می‌کردند که با آن صحبت کنند و به آن شعر بگویند. در کتاب شهریستان‌های ایرانشهر آمده است که نخستین شهری که ایرانیان بنیاد کردند، سمرکند بود. ایرانیان در نزدیکی سمرکند شهرهای چاچ، بخارا و اسفیجاب را ساختند. شهرهای ختن و کاشغر نیز از آفریده‌های ایرانیان است.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹]

در ادبیات فارسی به‌طور فراوان نام شهرهای اسفیجاب و طراز آمده است برای نمونه در شعر رودکی سمرقندی روی به محراب نهادن چه سود؟ دل به بخارا و بتان طراز، ایزد ما وسوسه عاشقی، از تو پذیرد، نپذیرد نماز آمده است یا در شاهنامه فردوسی بارها ذکر شده است. اسفیجاب و طراز از شهرهای سامانیان بودند. اسماعیل سامانی مردم زرتشتی طراز را به اجبار مسلمان کرد. در بعضی از کتاب‌های تاریخ مردم شهر طراز مسلمان و فارسی‌زبان نام برده شده‌اند.[۲۰]

تراز کهن

طراز یا تراز ابتدا از آن سغدیان بود. پس از آن چینی‌ها و گوک‌ترکان نیز به منطقه‌ای که طراز در آن قرار داشت وارد شدند. طراز در دوره‌های بعد جزئی از پادشاهی سامانیان شد و سامانیان دین اسلام را با خود به این شهر آوردند. زبان فارسی، زبان رسمی سامانیان نیز در آن زمان زبان رسمی منطقه تراز شد. در روزگار باستان طراز در منطقه شمال سرزمین سغد قرار داشت و به تبع آن ساکنانش عمدتاً سغدیان بودند. سغدی‌ها قومی ایرانی نژاد بودند که به زبان سغدی از زبان‌های ایرانی تکلم می‌کردند. سرزمین سغد به دلیل قرار داشتن در مسیر اصلی جاده ابریشم از اهمیت بالایی برخوردار بود و به نوعی دالان اصلی ارتباط مردم چین و شمال هند با ایرانی‌ها، اروپایی‌ها و تمدن‌های خاور نزدیک بود. پس از ورود ترکان آسیای میانه مانند گوک‌ترک‌ها و نیز چینی‌های هان تغییراتی در ترکیب نژادی منطقه پیدا شد و عناصر ترک‌تبار با مردم بومی آن منطقه آمیخته شدند به گونه‌ای با ترکیب سغدی‌ها و ترکان و چینیان مهاجر و نیز ورود سامانیان به آن منطقه زبان سغدی به سرعت به نفع فارسی و ترکی عقب‌نشینی کرد. امروزه بازمانده‌های سغدیان تنها در دره رود زرافشان در شمال تاجیکستان که در فاصله‌ای نزدیک به طراز قرار دارد یافت می‌شوند. تاجیکان فارسی‌زبان و ترکان که روس‌ها به آن‌ها سارت می‌گفتند حدود ۷۵٫۴۶٪ جمعیت شهر را تشکیل می‌دادند و هم‌تبار مردم زرافشان بودند.[۲۱]

ایستگاه راه‌آهن فاراب، اثر سرگی میخائیلوویچ پروکودین گورسکی

فاراب یا اُترار نام شهری‌است کهن در کرانه باختری سیردریا. فاراب نام کهن تر این شهر است و نام اترار در سده‌های میانه براین شهر نهاده‌شد. این شهر در کنار راه ابریشم جای داشته و امروزه ویرانه‌هایش در نزدیکی شهر قرتو در قزاقستان کنونی جای دارد. ابونصر فارابی و اسماعیل بن حماد جوهری از فاراب بوده‌اند. تیمور لنگ در این شهر مرده است. همچنین نقطه شروع حمله مغول به ایران این شهر بود به دلیل اینکه حاکم وقت این شهر غایرخان بود که بازرگانان مغول را کشت زمانی که مغولان این شهر را محاصره کردند شهر ۵ ماه مقاومت کرد. نام و واژه فاراب (فاریاب، پاریاب) واژه‌ای فارسی و به معنی زمینی است که با آب قنات و رود آبیاری می‌شود و دیم نیست.[۲۲]

دروازه اصلی شهر اسپیجاب

اَسپیجاب (نام‌های دیگر: اسفیجاب، سپیجاب، سیرام و شبران) شهر و ناحیه‌ای در کشور قزاقستان است. اسپیجاب در دوره سامانیان ناحیه پهناوری بود که سرزمین‌های حاصل‌خیز پیرامون رود اریس را در بر می‌گرفت و از خاور تا دره تلس (طراز) امتداد می‌یافت و مرکز آن نیز به اسپیجاب آوازه داشت. این شهر در جلگه‌ای بر کران راست رود سیردریا قرار داشت.[۲۳] فردوسی، اسپیجاب (سپیجاب) را در نبرد ایرانیان و تورانیان، در قلمرو تورانیان دانسته است. مردم اسپیجاب، مانند اهالی بلاساغون و تراز به زبان‌های سغدی و ترکی سخن می‌گفتند.[۲۳] نوح بن اسد، فرمانروای سامانی سمرقند، کناره‌های استپ‌های ترک‌نشین قزاقستان امروزی را نیز فتح کرد و در سال ۲۲۵/۸۴۰ حصاری به دور شهر اَسپیجاب کشید تا از آن در برابر حملات ترکان حفاظت کند.[۲۴] این شهر به سبب لشکرکشی‌های خوارزمشاهیان، به ویژه یورش مغولان در ۶۱۶ق دستخوش ویرانی و کشتار فراوان شد و پس از آن رونق، ارزش و نام آن از میان رفت.[۲۳] دربارهٔ ریشه واژه اسپیجاب دو احتمال وجود دارد. یکی که اینکه اسپیجاب از دو واژه پهلوی اسپیگ(درخشان) و آب ساخته شده و دیگری نزدیکی واژه اسپیج با واژه سپید فارسی است. کاشغری در دیوان لغات الترک از اسپیجاب با نام شهر سفید (مدینةالبیضاء) یاد کرده است. گویا همزمان با یورش مغول به فرارود، اسپیجاب به سیرام تغییر نام داد.[۲۳]

چیمکند (صورت‌های دیگر: چیمکنت، شیمکنت، به قزاقی: Шымкент / Şımkent) شهری در قزاقستان و مرکز استان قزاقستان جنوبی است. چیمکند با ۶۲۹٬۶۰۰ نفر جمعیت (سال ۲۰۱۱) پس از آلماتی و آستانه سومین شهر پرجمعیت قزاقستان است. چیمکند در ۶۹۰ کیلومتری غرب آلماتی و ۱۲۰ کیلومتری شمال تاشکند، پایتخت ازبکستان، واقع شده است. چیمکند در سده دوازدهم میلادی در مسیر راه ابریشم و به عنوان کاروانسرایی برای پاسداری از شهر اسپیجاب که در ده کیلومتری خاور چیمکند قرار دارد ساخته شد. محل این کاروانسرا با گذر زمان به بازاری برای بازرگانی میان کوچ‌نشینان و یکجانشینان تبدیل شد.[۲۵]

دوران نورسلطان

مرکه یا مرکی مرکز بخشی به همین نام در استان ژامبیل در جنوب قزاقستان پشت کوه‌های تیان‌شان در ۱۲۰ کیلومتری آلماتی و در نزدیکی مرز قرقیزستان است که معروف به قم قزاقستان است و مردم آن شیعیان ایرانی هستند. جمعیت شیعه در این کشور ریشه و فرهنگ و نژاد و زبان ایرانی دارند. مردم این شهر آذربایجانی‌های ایرانی هستند که توسط بلشویکها در سال ۱۹۳۸ به این ناحیه کوچانده شده‌اند.[۲۶] این افراد از آذربایجانی‌های عشایری بودند که در مرز ارس تردد می‌کردند و پس از این که در سال ۱۹۱۸ مرزها بسته شد، در آن سوی مرز گرفتار و محبوس شدند. حکومت شوروی از ترس شورش این افراد، آن‌ها را به قزاقستان کوچاند و تا امروز نیز در آنجا ساکن هستند.[۲۷][۲۸] بر اساس آخرین آمار مجمع جهانی اهل‌بیت علیه السلام از شیعیان قزاقستان در سال ۲۰۰۸ میلادی از مجموع ۱۵ میلیون و ۳۴۶ هزار نفر جمعیت قزاقستان، ۳۵۴ هزار و ۸۵۰ نفر شیعه هستند که نسبت آن‌ها به کل جمعیت این کشور حدود ۲٫۳ درصد است. جمعیت شیعه در این کشور ریشه و فرهنگ و نژاد و زبان ایرانی دارند.[۲۹]

مهاجرت مردمان ترک به قزاقستان

[ویرایش]
زره رژهٔ سوار زره‌پوش شاهزادهٔ سکا از کورگان ایسیک.
گسترده‌ترین نفوذ شیونگ‌نو در سدهٔ دوم پ.م.

در آغاز هزاره یکم، استپ‌های شرق دریای خزر محل سکونت مردمان گوناگونی بود، عمدتاً کوچ‌نشینانی با زبان‌های زبان‌های هندواروپایی و زبان‌های اورالی، از جمله الان‌ها، ارسی‌ها، بودینی، ایسیدون‌ها/ووسون، مادارها، ماساژت‌ها و سکا. نام‌ها، روابط و ترکیب این گروه‌ها گاهی سیال و قابل‌تبادل بود. برخی از آن‌ها دولت‌هایی تشکیل دادند، مانند یانچای (شمال‌غرب دریاچه آرال) و کنگ در شرق. طی چندین سده، این منطقه به‌تدریج زیر سلطهٔ زبان‌های ترکی و دیگر زبان‌های وارداتی قرار گرفت که همراه با کوچ‌نشینان مهاجم از شرق آمدند.

با ورود هون‌ها بسیاری از ساکنان پیشین به اروپا کوچیدند یا در هون‌ها جذب شدند. تمرکز قدرت هون‌ها به‌تدریج از استپ‌ها به اروپا منتقل شد.

برای چند سدهٔ بعد، رویدادهای قزاقستان آینده نامشخص است و اغلب بر پایهٔ روایت‌های اسطوره‌ای یا افسانه‌ای اقوامی بازسازی می‌شود که از استپ‌ها به سوی غرب مهاجرت کردند.

از میانهٔ سدهٔ دوم میلادی یوبان‌ها – شاخه‌ای از شیونگ‌نو و شاید مرتبط با هون‌ها – دولتی در شرق دور قزاقستان برپا کردند.

در چند سدهٔ بعد، اقوامی چون آکاتزیری‌ها، آوارهای اوراسیایی (که بعدها آوارهای پانونی نام گرفتند و نباید با آوارهای قفقاز خلط شوند)، سابیرها و بلغارها از این نواحی گذر کرده و به قفقاز و اروپای شرقی رفتند.

در آغاز سدهٔ ششم مغول‌های اولیه خاقانات روران بخش‌هایی از شرق قزاقستان را ضمیمه کردند.

خاقانات گوک‌ترک در سال ۵۷۰

گوک‌ترک‌ها، مردمی ترک که پیش‌تر تابع روران بودند، به غرب مهاجرت کردند و بقایای هون‌ها را به غرب و جنوب راندند. در میانهٔ سدهٔ ششم، خاقانات گوک‌ترک پدید آمد. چند دهه بعد جنگ داخلی آن را به دو بخش خاقانات ترک شرقی و خاقانات ترک غربی تقسیم کرد. در سال‌های ۶۳۰ و ۶۵۹، این دو دولت به دست دودمان تانگ فتح شدند. در پایان سدهٔ هفتم، دو دولت دوباره متحد شدند و دومین خاقانات ترک را ساختند، اما تنها چند نسل بعد تجزیه شد.

در سال ۷۶۶ اغوز یبغو (اوغوز ایل) با پایتختی در ینگی‌کند شکل گرفت و بخش بزرگی از قزاقستان را دربرگرفت. بنیان‌گذاران آن غزها بودند که از تورگش‌ها گریخته بودند. اوغوزها در نبرد بر سر کنترل تورگش‌ها شکست خوردند و بخشی از قبایل‌شان از هفت‌آب به کوهستان قره‌داغ و رودخانه چو در حوزهٔ دریاچه ایسیق‌کول مهاجرت کردند.

دورهٔ قپچاق-کومان

[ویرایش]
دشت قبچاق در اوراسیا، حدود سال ۱۲۰۰

در سده‌های هشتم و نهم میلادی، بخش‌هایی از جنوب قزاقستان به‌دست مردم عرب فتح شد و اسلام را معرفی کردند. ترکان اوغوز از سدهٔ نهم تا یازدهم میلادی بر غرب قزاقستان مسلط بودند، و ترکان قبچاق‌ها و کیمک‌ها نیز هم‌زمان شرق را در دست داشتند. سپس کومان‌ها از حدود سدهٔ دوازدهم تا دههٔ ۱۲۲۰ بر غرب قزاقستان فرمان راندند. از آن پس این سرزمین‌های پهناور دشت قبچاق نام گرفتند.[۴]

در سدهٔ نهم، اتحاد قرلق‌ها آل افراسیاب را پدیدآورد که ماوراءالنهر را فتح کرد. از اوایل سدهٔ یازدهم، قراخانیان پیوسته با یکدیگر و با دودمان سلجوق در جنوب درگیر بودند. قراخانیان مسلمان‌شده در دههٔ ۱۱۳۰ به‌دست قراختاییان که از شمال چین به غرب آمده بودند شکست خوردند. در میانهٔ سدهٔ دوازدهم خوارزم در کنارهٔ آمودریا استقلال یافت، هرچند بخش اصلی قلمرو قراختاییان تا حمله مغول به آسیای مرکزی (۱۲۱۹–۱۲۲۱) باقی بود.[۴]

امپراتوری مغول و اردوی زرین

[ویرایش]
نقشهٔ اردوی زرین، حدود سال ۱۳۰۰

با پیشروی مغولان به سرزمین‌های دشت قبچاق، برخی رهبران کومان-قپچاق مقاومت کردند، اما بیشترشان به مغولان پیوستند و بخش بزرگی از نیروی نظامی امپراتوری مغول را تشکیل دادند.

اشراف قپچاق در خدمت مغولان درآمدند و کوچ‌نشینان عادی بخش مهمی از سپاه مغول شدند که به فرمان باتوخان در سال ۱۲۳۷ به اروپا یورش برد. گفته می‌شود که از پیوند این قبایل اصطلاح «سنت ترکی-مغولی» پدید آمد.[۳۰]

در اواخر سدهٔ سیزدهم، بخش غربی امپراتوری که به دست جوجی خان (بزرگ‌ترین پسر چنگیز خان) اداره می‌شد، جدا شد و اردوی زرین را تشکیل داد. همهٔ فرمانروایان بعدی آن از تبار جوجی بودند.

در دوران اوزبیک خان (۱۳۱۲–۱۳۴۱)، اسلام به‌عنوان دین رسمی پذیرفته شد.

بر پایهٔ تازه‌ترین پژوهش‌های ژنتیک جمعیتی، به‌ویژه بر اساس نشانگرهای اتوزومال و چندریختی‌های کروموزوم Y، باور بر این است که میان سده‌های ۱۳ تا ۱۵، قوم مردم قزاق شکل گرفت.[۳۱]

خانات قزاق (۱۴۶۵–۱۸۴۷)

[ویرایش]
تمبر یادبود ۵۵۰مین سالگرد خانات قزاق، ۲۰۱۵

پس از فروپاشی اردوی زرین، در بیشتر سرزمین قزاقستان امروزی خانات ازبک تشکیل شد. در دورهٔ ابوالخیر خان، کشور ضعیف و دولت فاسد بود. دو پسر بَراق خان، جانیبک خان و کرای خان مردم قزاق را در هفت‌آب گرد آوردند و خانات قزاق مستقل را بنیان نهادند.

به باور چوکان ولی‌خان‌اف، هنگام فروپاشی اردوی زرین، قزاق‌ها اتحادیه‌های بزرگ قبیله‌ای را برای حفظ سرزمین‌های کوچ‌نشینی خود و دفاع از حقوق‌شان در سرزمین‌های مهاجرتی تشکیل دادند.

در سال ۱۵۰۰، ازبکان با قزاق‌ها صلح کردند و خانات قزاق از کنترل شیبانیان رها شد. همهٔ سرزمین‌های پیشین خانات ازبک در شمال سیردریا به خانات قزاق منتقل گردید.

در ۱۴۹۹، شیبک خان، نوهٔ ابوالخیر، با قبایل وفادار باقی‌مانده به فرارود رفت. او دولت فروپاشیدهٔ امپراتوری تیموری را پس از مرگ تیمور فتح کرد و پایتخت را از سقناخ به بخارا برد و در سال ۱۵۰۰ خانات بخارا را بنیاد گذاشت. قبایل کوچ‌نشین دشت قبچاق که با شیبانی همراه شده بودند با مردم بومی شهرنشین – سارت‌ها، قرلق‌ها و دیگر گروه‌های ترک‌زبان – درآمیختند و نام تازهٔ «ازبک» را پذیرفتند.[۳۲]

در اوایل سدهٔ شانزدهم، قزاق‌ها خانات را به امپراتوری عشایری گسترده‌ای بدل کردند که از استپ‌های شرق دریای خزر و شمال دریاچه آرال تا سرچشمه‌های ایرتیش و دامنه‌های غربی رشته‌کوه آلتای امتداد داشت. در دوران بوروندوق خان (۱۴۸۸–۱۵۰۹) و قاسم خان (۱۵۰۹–۱۵۱۸)، قزاق‌ها بر سراسر استپ چیره شدند و گفته می‌شود توان بسیج ۲۰۰٬۰۰۰ سوارکار را داشتند. بسیاری از تاریخ‌نگاران رهبری قاسم خان را نقطهٔ آغاز یک دولت قزاق مستقل می‌دانند. نفوذ او اقتدار قزاق‌ها را از جنوب‌شرقی قزاقستان امروزی تا رشته‌کوه اورال گستراند.[۳۳]

میرزا محمدحیدر دوغلات در تاریخ رشیدی نوشت که:

قاسم خان فرمانروای مطلق سراسر دشت قبچاق شد. سپاهش بیش از یک میلیون مرد بود و چنان آوازه و قدرتی یافت که پس از جوجی خان کسی به آن نرسیده بود.

در دوران قاسم خان (۱۵۱۱–۱۵۲۳)، خانات گسترش بسیاری یافت. پیروزی‌های متعدد بر همسایگان باعث شد آوازهٔ آن حتی به اروپای غربی برسد. نخستین مجموعه قوانین قزاقی، «قاسم خان‌نین قسقا جولی» (راه روشن قاسم خان)، در ۱۵۲۰ وضع شد.

میان سال‌های ۱۵۲۲ تا ۱۵۳۸ خانات شاهد جنگ داخلی نخست خود بود.

خانات قزاق در متون تاریخی همچون تاریخ رشیدی (۱۵۴۱–۱۵۴۵) و جامع‌التواریخ (۱۵۹۸–۱۵۹۹) اثر قادری‌قلی قصین‌اوغلی جلایر توصیف شده است.[۳۴]

در ۱۵۹۸، در زمان طاوقل خان، تاشکند بخشی از خانات قزاق شد و بعدها پایتخت آن گردید. حاکم تاشکند، دولتمرد و شخصیت برجستهٔ قزاق توله‌بی علی‌بیک‌اوف (۱۶۶۳–۱۷۵۶) از قبیله جُز بزرگ بود. در زمان او بناهای فراوانی در تاشکند ساخته شد که امروز از آثار تاریخی شهر به‌شمار می‌روند. توله‌بی در تاشکند دفن شد و آرامگاه او از دیدنی‌های مهم شهر است.

در ۱۶۴۳، جنگ‌های قزاق-جونغار روی داد که برای قزاق‌ها فاجعه‌آمیز بود. جمعیت خانات به سه گروه قبیله‌ای یا جُز تقسیم شد: بزرگ، میانه و کوچک. در دوران آبیلای‌خان (۱۷۷۱–۱۷۸۱)، او همهٔ قزاق‌ها را برای نبرد با جونغارها متحد کرد.

در سدهٔ نوزدهم، امپراتوری روسیه برای دسترسی به امارت افغانستان به سرزمین‌های قزاق یورش برد. برای مقابله با این تهاجم، واپسین خان – کنساری خان – شورش‌هایی را سازمان داد که از ۱۸۳۷ آغاز شد و در ۱۸۴۷ با اعدام او پایان یافت.

امپراتوری روسیه (۱۷۳۱–۱۹۱۷)

[ویرایش]
See caption
فرستادگان قزاق اسبی سپید به امپراتور چیان‌لونگ چین پیشکش می‌کنند (۱۷۵۷)، اندکی پس از آن‌که چینگ مغول‌ها را از سین‌کیانگ بیرون راند. به‌زودی در قولجا و چوچک دادوستد اسب، گوسفند و بز قزاقی در برابر پارچه‌های ابریشمی و نخی چینی آغاز شد.[۳۵]

بازرگانان و سربازان روس از سدهٔ هفدهم در کنارهٔ شمال‌باختری سرزمین قزاق پدیدار شدند، هنگامی که مردم کازاک دژهایی ساختند که بعدها به شهرهای یایتسک (امروزه اورال، قزاقستان) و گوریف (امروزه آتیراو) بدل شد. روس‌ها توانستند سرزمین‌های قزاق را تصرف کنند زیرا خان‌نشین‌ها سرگرم رویارویی با خانات جونغار بودند که از اواخر سدهٔ شانزدهم از شرق به منطقه پیش می‌آمد. قزاق‌ها که به سوی باختر رانده شده بودند، میان قالمیق‌ها و روس‌ها گرفتار شدند.

نیمهٔ نخست سدهٔ هجدهم با اوج‌گیری درگیری‌ها و جنگ با جونغارها همراه بود. در ۱۷۳۰ ابوالخیرخان، خان جُز کوچک، از روسیه یاری خواست. هرچند قصد او تشکیل اتحادی موقت علیه قالمیق‌های نیرومندتر بود، روس‌ها کنترل جُز کوچک را به‌دست گرفتند. آنان تا ۱۷۹۸ جُز میانه را نیز مطیع کردند، اما جُز بزرگ تا دههٔ ۱۸۲۰ مستقل ماند؛ زمانی که خوقند در جنوب گسترش یافت و خان‌های جُز بزرگ را به پذیرفتن حمایت روسیه واداشت، که برای آنان شرّی کوچک‌تر می‌نمود.

امپراتوری روسیه آغاز به درهم‌تنیدن استپ قزاق کرد. میان سال‌های ۱۸۲۲ تا ۱۸۴۸، سه خان اصلی قزاق در جُزهای کوچک، میانه و بزرگ برکنار شدند. روس‌ها دژهای بسیاری برای کنترل سرزمین‌های فتح‌شده ساختند. افزون بر این، به مهاجران روس زمین داده شد، در حالی که قبایل کوچ‌نشین با کمبود چراگاه روبه‌رو شدند. بسیاری از قبایل ناچار به پذیرش شیوه‌های معیشتی فقیرانه و یکجانشینی شدند. بر اثر سیاست امپراتوری روسیه، بین ۵ تا ۱۵ درصد جمعیت استپ قزاق را مهاجران تشکیل می‌دادند.[۳۶]

استعمار قزاقستان توسط روسیه در سدهٔ نوزدهم با شورش‌ها و جنگ‌ها کند شد؛ از جمله قیام‌های Isatay Taymanuly و Makhambet Utemisuly در سال‌های ۱۸۳۶ تا ۱۸۳۸ و جنگ Eset Kotibaruli در ۱۸۴۷ تا ۱۸۵۸. در ۱۸۶۳، امپراتوری روسیه سیاست تازه‌ای را اعلام کرد که حق الحاق نواحی دردسرساز در مرزهایش را ادعا می‌کرد. این تصمیم بی‌درنگ به تسخیر باقی آسیای مرکزی و ایجاد دو ناحیهٔ اداری انجامید: «جنرال‌گوبرناتورستوو» های (استانداری‌های) ترکستان روسیه و استپ‌ها. بخش عمدهٔ قزاقستان امروزی، از جمله آلماتی (وِرنی)، در قلمرو دوم جای داشت.[۳۷]

فتح آسیای میانه توسط روسیه

در اوایل سدهٔ نوزدهم، دژهای روسی قلمروی کوچ‌نشینان را برای رمه‌چرانی محدود کردند. برهم‌خوردن نهایی عشایر کوچ‌نشین از دههٔ ۱۸۹۰ آغاز شد، زمانی که مهاجران روس بسیاری به زمین‌های حاصلخیز شمال و شرق قزاقستان آورده شدند.[۳۷]

در ۱۹۰۶ راه‌آهن سراسری آرال میان اورنبورگ و تاشکند کامل شد و استعمار روسیِ زمین‌های حاصلخیز ژتی‌سو را آسان کرد. بین ۱۹۰۶ و ۱۹۱۲، در چارچوب اصلاحات وزیر کشور روسیه پیوتر استولیپین، بیش از نیم‌میلیون مزرعهٔ روسی برپا شد؛ این مزارع با اشغال چراگاه‌ها و بهره‌برداری از منابع اندک آب، بر شیوهٔ سنتی زندگی قزاقی فشار آوردند. در این زمان واسیلی بالابانف، اداره‌کنندهٔ ترکستان (قزاقستان کنونی)، مسئول اسکان روس‌ها بود.

بسیاری از قزاق‌ها که گرسنه و آواره شده بودند، به باسمه‌چی‌ها پیوستند تا با سربازگیری اجباری برای نیروی زمینی امپراتوری روسیه که تزار در ژوئیهٔ ۱۹۱۶ برای جنگ با آلمان در جنگ جهانی اول فرمان داده بود، مقابله کنند. در اواخر ۱۹۱۶، نیروهای روس شورش‌های گسترده علیه تصاحب زمین و سربازگیری آسیای میانه‌ای‌ها را سرکوب کردند. هزاران قزاق کشته شدند و هزاران تن دیگر به چین و مغولستان گریختند.[۳۷] بسیاری از قزاق‌ها و روس‌ها با قبضهٔ قدرت کمونیست‌ها جنگیدند و تا ۱۹۲۰ در برابر کنترل آنان مقاومت کردند.

آلاش و خودگردانی ترکستان

[ویرایش]
پرچم آلاش‌اُردا
پرچم خودگردانی ترکستان

آلاش اُردا ۱۹۱۷–۱۹۲۰

[ویرایش]

به‌گفتهٔ [نیازمند شفاف‌سازی]، روسیه ساخت مدرسه‌ها را در قزاقستان آغاز کرد و این امر به شکل‌گیری نخبگان در جامعهٔ قزاق انجامید. بیشتر قزاق‌های تحصیل‌کرده عضو حزب دموکراتیک مشروطه بودند، اما پس از انشعاب، نخبگان قزاق حزبی تازه به نام بنیان‌گذار افسانه‌ای مردم قزاق—آلاش—تشکیل دادند. هدف حزب ایجاد دولتی مستقل و دموکراتیک برای قزاق‌ها بود. حزب توانست جمهوری خودمختار آلاش همنام را برپا کند که تا ۱۹۲۰، هنگامی که بلشویک‌ها حزب را ممنوع کردند، دوام آورد.[۳۸]

قلمرو آلاش‌اُردا بخش اعظم سرزمین‌های قزاقستان کنونی را دربر می‌گرفت، به‌جز مناطق جنوبی.

ترکستان اُردا

[ویرایش]

ترکستان اُردا یا خودگردانی کوکند، کشوری به‌رسمیت‌ناشناخته در آسیای مرکزی بود که در آغاز جنگ داخلی روسیه پدید آمد. این دولت در ۲۷ نوامبر ۱۹۱۷ تشکیل شد. این حکومت دولت سکولاری جمهوری و دارای رئیس‌جمهور بود.

اتحاد شوروی (۱۹۲۰–۱۹۹۱)

[ویرایش]

جمهوری سوسیالیستی خودگردان قزاقستان شوروی در ۱۹۲۰ بنیان نهاده شد و در ۱۹۲۵، هنگامی که مردم قزاق از قرقیزها به‌طور رسمی متمایز شدند، نام آن به جمهوری سوسیالیستی خودگردان قزاقستان شوروی تغییر یافت. هرچند امپراتوری روسیه تفاوت قومی این دو را می‌شناخت، هر دو را «قرغیز» می‌خوانْد تا میان «قزاق‌ها» و کازاک‌ها سردرگمی پیش نیاید (هر دو واژه از ریشهٔ ترکیِ «آدم آزاد» آمده‌اند).[۳۹][۴۰]

در ۱۹۲۵ پایتخت نخستین جمهوری، اورنبورگ، دوباره به قلمرو روسیه بازگردانده شد و قزل‌اوردا تا ۱۹۲۹ پایتخت شد. آلماتی (در دورهٔ شوروی آلماآتا)، شهری ولایتی در جنوب‌خاوری دور، در ۱۹۲۹ پایتخت تازه شد. در ۱۹۳۶، این سرزمین رسماً از جمهوری فدراتیو سوسیالیستی روسیه شوروی جدا و به‌صورت یک جمهوری شوروی درآمد: جمهوری شوروی سوسیالیستی قزاقستان. با مساحت ۲٬۷۱۷٬۳۰۰ کیلومتر مربع (۱٬۰۴۹٬۲۰۰ مایل مربع)، جمهوری شوروی سوسیالیستی قزاقستان دومین جمهوری بزرگ اتحاد جماهیر شوروی بود.

دو قحطی

[ویرایش]

نخستین قحطی قزاقستان در ۱۹۱۹ و در جریان جنگ داخلی روسیه آغاز شد. شمار دام‌ها در قزاقستان از ۳۰ میلیون به ۱۶ میلیون کاهش یافت و نزدیک به یک میلیون نفر به‌سبب جنگ داخلی دچار گرسنگی شدند. افزون بر قحطی، قزاقستان از توقف همهٔ کارخانه‌ها آسیب دید.

از ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۴، هنگامی که ژوزف استالین در پی اجتماعی‌سازی کشاورزی بود، قزاقستان با قحطی‌های پیاپی روبه‌رو شد که اشارشیلک نام گرفت و به هولودومور همانندی داشت.[۴۱] در اوکراین، هر دو جمهوری و همچنین در جمهوری فدراتیو روسیه،[۴۲] دهقانان در اعتراض به سیاست کشاورزی شوروی دام‌های خود را کشتند.[۴۳] در آن دوره بیش از یک‌میلیون نفر از ساکنان[۴۴] و ۸۰ درصد دام‌های جمهوری از میان رفت. هزاران تن کوشیدند به چین بگریزند، اما بیشترشان در راه از گرسنگی مردند. به‌گفتهٔ رابرت کانکوئست، «اعمال نظریهٔ حزبی بر قزاق‌ها، و تا حدی بر دیگر مردمان کوچ‌نشین، از نظر اقتصادی تحمیلِ به‌زورِ قالبی آزمون‌نشده بر نظمی اجتماعیِ کارآمد بود، با پیامدهایی فاجعه‌آمیز. و از نظر انسانی به معنای مرگ و رنجی حتی بزرگ‌تر از اوکراین بود.»[۴۵]

سرکوب‌ها

[ویرایش]

در دههٔ ۱۹۳۰ دولت شوروی گولاگ‌های بسیاری در سراسر اتحاد ساخت. در قزاقستان ۱۱ اردوگاه ساخته شد که شناخته‌شده‌ترین آن‌ها ALZhIR بود.

عکس علی‌خان بوکئی‌خانف در ۱۹۳۷

دستور ۰۰۴۸۶ کمیساریای خلق در امور داخلی در ۱۵ اوت ۱۹۳۷ آغازگر سرکوب‌های گسترده علیه «اعضای خانوادهٔ خائنان به میهن» بود. این دستور اجازهٔ بازداشت بدون ارائهٔ دلیلِ جرم را می‌داد و نخستین‌بار زنانِ زندانیِ سیاسی را به اردوگاه‌ها فرستاد. در چند ماه، هزاران زنِ «خائن» بازداشت و به پنج تا هشت سال زندان محکوم شدند.[۴۶] بیش از ۱۸هزار زن بازداشت شدند و حدود ۸هزار تن در اردوگاه استان آق‌مولا برای همسران خائنان به میهن (ALZhIR) دوران محکومیت خود را گذراندند. در میان آنان همسران دولتمردان و شخصیت‌های سیاسی و عمومی اتحاد شوروی، از جمله همسران اعضای پیشین جنبش آلاش، بودند.[۴۷] پس از بسته‌شدن زندان‌ها در ۱۹۵۳ گزارش شد که ۱۵۰۷ زن بر اثر تجاوز نگهبانان باردار شده و زایمان کرده‌اند.[۴۸]

در دورهٔ شوروی، بیشتر اعضای پیشین آلاش به ترجمهٔ کتاب‌های درسی برای مدرسه‌های تازه‌تأسیس روی آوردند، زیرا بیشتر قزاق‌ها هنوز آموزش ندیده بودند. برخی از آنان به حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی پیوستند، اما نخبگان همچنان به برخی سیاست‌های دولت شوروی، مانند اجتماعی‌سازی کشاورزی که به قحطی ساختگیِ ۱۹۳۰–۳۳ انجامید، اعتراض می‌کردند. حکومت شوروی در تلاش بود بسیاری از نخبگان قزاق را سرکوب و زندانی کند. به‌سبب رفتار و شرایط سخت در گولاگ‌های قزاقستان، زندانیانِ آلاشِ پیشین در چند سال نشانه‌های پیریِ شتاب‌گرفته را تجربه کردند؛ این را می‌توان با مقایسهٔ عکس‌های پیش از بازداشت و تصاویر پروندهٔ آنان پیش از اعدام مشاهده کرد.

جنگ جهانی دوم

[ویرایش]

از دیدگاه جبهه‌های جنگ و پشت جبهه، روبرتو کارمَک استدلال می‌کند که جنگ جهانی دوم سبب ادغام گسترده‌تر قزاقستان در اتحاد شوروی شد. با این حال، تجربهٔ جنگ هم‌زمان تنش‌های قومی و نابرابری‌های اجتماعی را تشدید و تثبیت کرد. حتی در تاریک‌ترین روزهای اتحاد شوروی، تعصب قومی می‌توانست بر مسائل امنیت ملی غلبه کند. تبلیغات کرملین برای سربازان و غیرنظامیان، همراه با خدمت نظامی و آشنایی با دیگر بخش‌های اتحاد شوروی، مردم قزاق و جمهوری شوروی سوسیالیستی قزاقستان را بیش از پیش شوروی‌زده کرد. جنگ، قزاقستان را «شوروی‌تر» ساخت، اما در عین حال موقعیت استعماری آن را به‌عنوان تأمین‌کنندهٔ مواد خام و نیروی انسانی برای جنگ تقویت کرد و جایگاه رهبری روسیه در اتحاد شوروی را تثبیت نمود.[۴۹]

مشارکت در ارتش سرخ و نبردهای سربازان قزاقستان

[ویرایش]

در مجموع ۱٫۲ میلیون سرباز از قزاقستان به ارتش سرخ فراخوانده شدند، علاوه بر ۱۷۸ هزار نفری که پیش‌تر در ارتش شوروی خدمت می‌کردند. سربازان قزاقستان در همهٔ نبردهای بزرگ جنگ جهانی دوم حضور داشتند. در آغاز جنگ، صدها سرباز قزاق از مدافعان دژ برست بودند.[۴۷]

در نبرد مسکو در پاییز ۱۹۴۱، لشکر ۳۱۶ پیاده‌نظام به فرماندهی ژنرال ایوان پانفیلوف و لشکر ۳۱۲ به فرماندهی سرهنگ آ.ف. نائوموف رشادت ویژه‌ای نشان دادند.[۴۷]

هنگ ۱۰۷۳ پیاده‌نظام، زیر فرمان بایورژان مومیش‌اولی، مقاومتی قهرمانانه در برابر دشمن از خود نشان داد. افسران سیاسی لشکر پانفیلوف مانند پ.ب. ویکرِف، م. گَبدولین و تیربارچی ت. توقتاروف نیز دلاوری خارق‌العاده‌ای کردند. از ۶ سپتامبر ۱۹۴۱، واحدهای قزاق به‌طور فعال در دفاع از لنینگراد شرکت کردند. در تابستان ۱۹۴۲، نیروهای قزاق وارد خط مقدم نبرد استالینگراد شدند. یگان‌های قزاق در نبرد کورسک و جبهه‌های دیگر جنگیدند و بلاروس، بالتیک، مولداوی، اوکراین و کشورهای اروپای شرقی را از اشغال آزاد کردند.[۴۷]

در جریان نبرد دنیپر و آزادسازی کیف، تیپ ۴۷ تانک گارد، به فرماندهی گالیا آدیل‌بیک‌اوویچ آدیل‌بکوف، دلاوری فراوانی نشان داد. او در نبردهای مهمی چون ویتبسک (۱۹۴۱)، ضدحملهٔ تروبچفسک (۱۹۴۱) و استالینگراد (۱۹۴۲) خودی نشان داد. شجاعت او خیلی زود در روزنامه‌های شوروی مانند «مسکوی عصر» (۵ سپتامبر ۱۹۴۱) و «ایزوستیا» (۱۳ سپتامبر ۱۹۴۱) بازتاب یافت. او تنها نمایندهٔ ملت‌های آسیای میانه بود که به درجهٔ سرهنگ دوم گارد رسید و در زمان مرگ فرماندهی هنگ مستقل تانک گارد را بر عهده داشت.

نشان‌ها و مدال‌ها

[ویرایش]

به پاس دلاوری در جبهه‌های جنگ جهانی دوم، صدها هزار سرباز قزاق نشان‌ها و مدال‌های شوروی گرفتند که ۹۶٬۶۳۸ تن از آنان قزاق بودند. در مجموع ۴۹۷ نفر (از جمله ۹۸ قزاق) لقب «قهرمان اتحاد شوروی» دریافت کردند. در میان آنان زنانی چون تیربارچی م. مامتوا و تک‌تیرانداز آ. مولداگولوا دیده می‌شوند. خلبانان قزاق ت.ی. بگلدینوف، ل.ی. بِدا، ای.ف. پاولوف و س.د. لوگانسکی هرکدام دوبار لقب قهرمان اتحاد شوروی گرفتند.[۴۷]

مهاجرت داخلی در اتحاد شوروی

[ویرایش]

در جریان جنگ جهانی دوم، هنگامی که ارتش‌های نیروهای محور مراکز صنعتی غرب شوروی را گرفتند یا تهدید کردند، بسیاری از شهروندان شوروی و بخش بزرگی از صنایع شوروی به جمهوری شوروی سوسیالیستی قزاقستان منتقل شدند. گروه‌هایی از شهروندان، از جمله تاتارهای کریمه، آلمانی‌ها و مسلمانان قفقاز شمالی به قزاقستان تبعید شدند، زیرا کرملین بیم داشت با نازی‌ها همکاری کنند. بسیاری از لهستانی‌ها نیز از شرق لهستان به قزاقستان تبعید شدند و مردم محلی خوراک خود را با تازه‌واردان تقسیم کردند.[۳۸]

میان سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۵، مهاجران بیشتری در چارچوب کارزار زمین‌های بکر به رهبری نیکیتا خروشچف به قزاقستان آمدند. در این برنامه، چراگاه‌های وسیع قزاقستان به کشتزار گندم و دیگر غلات بدل شد. در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نیز مهاجرت بیشتری رخ داد، زیرا دولت شوروی به کارگرانی که صنایع را به نزدیکی معادن زغال‌سنگ، نفت و گاز آسیای مرکزی منتقل می‌کردند، پاداش می‌داد. در دههٔ ۱۹۷۰ جمهوری قزاقستان شوروی تنها جمهوری اتحاد شوروی بود که در آن، قزاق‌ها در کشور خودشان به اقلیت بدل شده بودند، هم به‌سبب مهاجرت و هم نابودی جمعیت عشایر قزاق.[۳۸]

جمهوری قزاقستان شوروی در چارچوب اقتصاد متمرکز شوروی نقش صنعتی و کشاورزی داشت. کشف ذخایر زغال‌سنگ در سدهٔ بیستم امید می‌داد که جایگزین منابع رو به پایان در بخش اروپایی اتحاد شود. اما فاصلهٔ زیاد میان مراکز صنعتی اروپایی و معادن زغال‌سنگ قزاقستان مشکلی بزرگ پدیدآورد که تنها بخشی از آن با صنعتی‌سازی آسیای مرکزی حل شد. این امر میراثی دوگانه برای قزاقستان پس از ۱۹۹۱ برجای گذاشت: جمعیتی تقریباً برابر از روس‌ها و قزاق‌ها؛ طبقه‌ای فن‌سالاری لازم برای پیشرفت اقتصادی اما از نظر قومی ادغام‌نشده؛ و صنعتی انرژی‌محور بر پایهٔ زغال‌سنگ و نفت که کارایی آن به‌دلیل کمبود زیرساخت محدود بود.[۵۰]

جمهوری قزاقستان (۱۹۹۱–تاکنون)

[ویرایش]
قائم‌مقام حزب کمونیست قزاقستان دین‌محمد کُنایِف (۱۹۶۴–۱۹۸۶)

پرسترویکا و گلاسنوست

[ویرایش]

در ۱۶ دسامبر ۱۹۸۶، پلیتبوروی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی، دین‌محمد کنایف دبیرکل باسابقهٔ حزب کمونیست قزاقستان را برکنار کرد. جانشین او گنادی کولبین، فردی غیرقزاق از اولیانوفسک روسیه بود که تظاهرات اعتراضی را برانگیخت. این تظاهرات به‌سختی سرکوب شد و «میان دو تا بیست نفر کشته، و میان ۷۶۳ تا ۱۱۳۷ نفر زخمی شدند. همچنین ۲۲۱۲ تا ۲۳۳۶ نفر بازداشت شدند».[۵۱] هنگامی که کولبین آمادهٔ پاکسازی اتحادیه جوانان کمونیست شد، مسکو مانع گردید و در سپتامبر ۱۹۸۹ او با نورسلطان نظربایف قزاق جایگزین شد.

اولویت قوانین قزاقستان بر قوانین اتحاد شوروی و مذاکرات برای معاهده جدید

[ویرایش]

در ژوئن ۱۹۹۰، مسکو حاکمیت دولت مرکزی بر قزاقستان را اعلام کرد و قزاقستان را واداشت تا بیانیهٔ حاکمیت خود را صادر کند. این تبادل، تنش میان دو گروه قومی اصلی جمهوری (قزاق و روس) را، که از نظر جمعیت تقریباً برابر بودند، افزایش داد. در میانهٔ اوت، ملی‌گرایان قزاق و روس در اطراف ساختمان پارلمان قزاقستان تجمع کردند تا بر متن نهایی بیانیهٔ حاکمیت اثر بگذارند؛ این بیانیه در اکتبر تصویب شد.

دورهٔ نظربایف

[ویرایش]

همچون دیگر جمهوری‌های شوروی، پارلمان نظربایف را به‌عنوان رئیس خود برگزید و سپس این مقام را به ریاست‌جمهوری جمهوری تبدیل کرد. برخلاف رهبران جمهوری‌های بالتیک (لیتوانی، لتونی و استونی) که خواهان استقلال بودند، نظربایف در بهار و تابستان ۱۹۹۱ همچنان به اتحاد شوروی پایبند بود، زیرا معتقد بود بخش‌هایی از اتحاد شوروی از نظر اقتصادی آن‌قدر به هم وابسته‌اند که استقلال برایشان زیان‌بار خواهد بود. با این حال، او برای کنترل ثروت معدنی و توان صنعتی قزاقستان نیز می‌جنگید.

این موضوع پس از ۱۹۹۰ اهمیت بیشتری یافت، هنگامی که روشن شد میخائیل گورباچف بدون مشورت با نظربایف با شرکت آمریکایی شورون برای توسعهٔ میدان تنگیز مخزن نفتی توافق کرده است. به اصرار نظربایف، مسکو در ژوئن ۱۹۹۱ کنترل منابع معدنی جمهوری را واگذار کرد و هم‌زمان اقتدار گورباچف به‌سرعت در سراسر سال رو به زوال رفت. نظربایف همچنان از او حمایت کرد و رهبران دیگر جمهوری‌ها را به امضای معاهدهٔ تازهٔ پرسترویکا که گورباچف برای حفظ اتحاد شوروی طراحی کرده بود، تشویق کرد.

کودتای اوت، دورهٔ گذار و پایان اتحاد شوروی

[ویرایش]

به‌دلیل کودتای اوت علیه گورباچف، معاهدهٔ اتحادیه هرگز اجرا نشد. نظربایف که در ابتدا در برابر کودتا مردد بود، تا روز دوم آن را محکوم نکرد، اما همچنان از گورباچف و نوعی اتحادیه حمایت می‌کرد، زیرا باور داشت استقلال به‌معنای خودکشی اقتصادی است.

هم‌زمان، نظربایف آماده‌سازی قزاقستان برای آزادی بیشتر یا استقلال کامل را آغاز کرد. او اقتصاددانان و مدیران حرفه‌ای را به مقام‌های بالا منصوب کرد و از کارشناسان خارجی توسعه و تجارت مشورت گرفت. ممنوعیت حزب کمونیست قزاقستان پس از کودتا به نظربایف اجازه داد تا تقریباً کنترل کامل اقتصاد جمهوری را به‌دست گیرد، اقتصادی که تا اواخر ۱۹۹۱ بیش از ۹۰ درصد آن به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زیر نظر دولت شوروی بود. او با پیروزی در انتخاباتی بدون رقیب در دسامبر ۱۹۹۱ جایگاه خود را تثبیت کرد.

نظربایف (نفر دوم از چپ) در امضای پروتکل آلماآتا، دسامبر ۱۹۹۱

یک هفته پس از انتخابات، نظربایف زمانی رئیس‌جمهور یک کشور مستقل شد که رهبران روسیه، اوکراین و بلاروس اسناد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را امضا کردند. او بلافاصله نشستی با رهبران پنج کشور آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان) برگزار کرد و ایدهٔ یک کنفدراسیون تُرکی از جمهوری‌های پیشین را به‌عنوان وزنه‌ای در برابر جمهوری‌های اسلاوی مطرح نمود. این اقدام سه رئیس‌جمهور اسلاوی را واداشت قزاقستان را در میان امضاکنندگان سند نهایی انحلال بگنجانند. پایتخت قزاقستان نام خود را به پروتکل آلماآتا داد، اعلامیه‌ای از اصول کشورهای مستقل مشترک‌المنافع.

کشور مستقل و کشورهای همسود

[ویرایش]

کشورهای پساشوروی مجموعه‌ای از معاهدات و توافق‌ها را برای حل میراث اتحاد شوروی سابق، هم چندجانبه و هم دوجانبه، امضا کردند.

در ۱۶ دسامبر ۱۹۹۱، پنج روز پیش از اعلام رسمی، قزاقستان آخرین جمهوری شوروی شد که استقلال خود را اعلام کرد.

این جمهوری همان الگوی سیاسی کلی چهار کشور دیگر آسیای مرکزی را دنبال کرد. پس از جدایی از ساختار سیاسی مسکو و حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان ساختار حکومتی و بیشتر رهبرانی را که در ۱۹۹۰ قدرت داشتند، حفظ کرد. نظربایف که در ۱۹۹۱ به‌عنوان رئیس‌جمهور قزاقستان انتخاب شد، پنج سال بعد همچنان بدون چالش در قدرت باقی بود.

او چندین گام برای تثبیت موقعیت خود برداشت. قانون اساسی ۱۹۹۳ نخست‌وزیر و شورای وزیران را تنها در برابر رئیس‌جمهور مسئول ساخت و قانون اساسی جدید در ۱۹۹۵ این رابطه را تقویت کرد. فعالیت احزاب مخالف با محدودیت‌های قانونی همراه بود. در چنین چارچوبی، نظربایف با کاستن از شوک اقتصادی جدایی از شوروی و حفظ همزیستی قومی در کشوری با بیش از ۱۰۰ ملیت گوناگون، محبوبیت قابل‌توجهی به‌دست‌آورد.

در دسامبر ۱۹۹۴، نظربایف همراه با روسیه، بریتانیا و ایالات متحده تفاهم‌نامه بوداپست در مورد تضمین‌های امنیتی را امضا کرد و قزاقستان را غیرهسته‌ای ساخت. رهبران اوکراین و بلاروس نیز در رویدادی مشترک در مرکز همایش‌های بوداپست اسناد مشابهی امضا کردند.[۵۲][۵۳][۵۴]

در ۱۹۹۷ پایتخت قزاقستان از آلماتی به آستانه منتقل شد و در سال بعد همجنس‌گرایی جرم‌زدایی شد.[۵۵]

پس از نظربایف

[ویرایش]

در مارس ۲۰۱۹، نورسلطان نظربایف پس از ۲۹ سال از قدرت کناره‌گیری کرد، اما همچنان ریاست شورای امنیت را بر عهده داشت و عنوان رسمی «رهبر ملت» را حفظ کرد.[۵۶] قاسم جومارت توقایف به‌عنوان رئیس‌جمهور قزاقستان جانشین او شد. نخستین اقدام رسمی او تغییر نام پایتخت از آستانه به نورسلطان به افتخار سلفش بود.[۵۷] در ژوئن ۲۰۱۹ توقایف در انتخابات ریاست‌جمهوری قزاقستان (۲۰۱۹) پیروز شد.[۵۸]

در ژانویه ۲۰۲۲، توقایف پس از ناآرامی ۲۰۲۲ قزاقستان ریاست شورای امنیت را از نظربایف گرفت.[۵۹] او سپس اصلاحات قانون اساسی را برای محدود کردن قدرت خود و لغو عنوان «رهبر ملت» از نظربایف پیشنهاد داد.[۶۰][۶۱][۶۲] مردم قزاقستان سپس در همه‌پرسی قانون اساسی قزاقستان (۲۰۲۲) به این اصلاحات رأی مثبت دادند.[۶۳][۶۴] در سپتامبر ۲۰۲۲ نام پایتخت از نورسلطان دوباره به آستانه تغییر یافت.[۶۵]

روابط با روسیه

[ویرایش]
تمبر قزاقستان، ۲۰۱۳: باراک اوباما، نورسلطان نظربایف و دمیتری مدودف

در میانهٔ دههٔ ۱۹۹۰، هرچند روسیه همچنان مهم‌ترین پشتیبان قزاقستان در امور اقتصادی و امنیت ملی بود، نظربایف بر تقویت کشورهای مستقل مشترک‌المنافع تأکید داشت. در حالی که مسائل قومی، امنیتی و اقتصادی حساس روابط قزاقستان و روسیه را تیره می‌کرد، نظربایف روابط با چین، دیگر کشورهای آسیای مرکزی و غرب را نیز گسترش داد؛ با این وجود، قزاقستان همچنان به‌طور اصلی به روسیه وابسته باقی ماند. پایگاه فضایی بایکونور، ساخته‌شده در دههٔ ۱۹۵۰ برای برنامه فضایی شوروی، در نزدیکی تیورتام قرار دارد و شهر بایکونور برای پشتیبانی از این پایگاه فضایی ساخته شد.

روابط با آمریکا

[ویرایش]

قزاقستان روابط خوبی با ایالات متحده نیز دارد. این کشور هفتادوهشتمین شریک تجاری آمریکا است و حجم تجارت دوجانبهٔ آن‌ها ۲٫۵ میلیارد دلار است. آمریکا نخستین کشوری بود که پس از استقلال، قزاقستان را به‌رسمیت شناخت. در ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵، آمریکا با قزاقستان همکاری کرد تا همهٔ کلاهک‌های هسته‌ای این کشور برچیده شود و سایت‌های آزمایش هسته‌ای سمی‌پالاتینسک تعطیل گردند؛ آخرین سایت‌ها و تونل‌ها در ۱۹۹۵ بسته شدند. در ۲۰۱۰، رئیس‌جمهور آمریکا باراک اوباما با نظربایف در نشست امنیت هسته‌ای ۲۰۱۰ در واشینگتن دی‌سی دیدار کرد و دربارهٔ گسترش روابط راهبردی و همکاری‌های دوجانبه برای افزایش ایمنی هسته‌ای، ثبات منطقه‌ای و شکوفایی اقتصادی گفت‌وگو کرد.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. (https://www.researchgate.net/publication/338291376_Kazakh_Khanate_In_The_Oxford_Research_Encyclopedia_of_Asian_History_Ed_David_Ludden_New_York_Oxford_University_Press)
  2. [نیازمند منبع]
  3. 1 2 3 4 The Cambridge World Prehistory. University of Cambridge. June 2014. ISBN 978-0-521-11993-1.
  4. 1 2 3 Curtis, Glenn E. ["Early Tribal Movements". Kazakstan): A Country Study. دفتر چاپ دولت ایالات متحده آمریکا for the کتابخانه کنگره. Retrieved 19 February 2011. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  5. Chechushkov, Igor V.; Usmanova, Emma R.; Kosintsev, Pavel A. (2020-08-01). ["Early evidence for horse utilization in the Eurasian steppes and the case of the Novoil'inovskiy 2 Cemetery in Kazakhstan". Journal) of Archaeological Science: Reports (به انگلیسی). 32. Bibcode:2020JArSR..32j2420C. doi:10.1016/j.jasrep.2020.102420. ISSN 2352-409X. S2CID 225452095. {{cite journal}}: Check |url= value (help)
  6. ["Russian Scientists Have Discovered the Most Ancient Evidence of Horsemanship in the Bronze Age - South Ural State University". www.susu.ru. Retrieved 2020-07-18. {{cite web}}: Check |url= value (help)](https://www.susu.ru/en/news/2020/07/14/russian-scientists-have-discovered-most-ancient-evidence-horsemanship-bronze-age#:~:text=the%20Bronze%20Age-,Russian%20Scientists%20Have%20Discovered%20the%20Most%20Ancient,Horsemanship%20in%20the%20Bronze%20Age&text=SUSU%20scientist%20discovered%20new%20facts,the%20monuments%20of%20Andronovo%20culture.|access-date=2020-07-18|website=www.susu.ru}})
  7. ["The most ancient evidence of horsemanship in the bronze age". phys.org (به انگلیسی). Retrieved 2020-07-18. {{cite web}}: Check |url= value (help)](https://phys.org/news/2020-07-ancient-evidence-horsemanship-bronze-age.html|access-date=2020-07-18|website=phys.org|language=en}})
  8. Beckwith, Christopher I. (2009). Empires of the Silk Road: a history of Central Eurasia from the Bronze Age to the present. Princeton, NJ: Princeton University Press. p. 68. ISBN 978-0-691-13589-2. OCLC 229467524. "Modern scholars have mostly used the name Saka to refer to Iranians of the Eastern Steppe and Tarim Basin"
  9. Dandamayev, M. A. (1994). "Media and Achaemenid Iran". In Harmatta, János (ed.). [(https://books.google.com/books?id=9U6RlVVjpakC) History of Civilizations of Central Asia: The Development of Sedentary and Nomadic Civilizations, 700 B. C. to A. D. 250]. یونسکو. pp. 35–59. ISBN 9231028464. Retrieved 29 May 2015. {{cite book}}: Check |url= value (help) "In modern scholarship the name 'Sakas' is reserved for the ancient tribes of northern and eastern Central Asia and Eastern Turkestan to distinguish them from the related Massagetae of the Aral region and the Scythians of the Pontic steppes. Those tribes spoke Iranian languages and their chief occupation was nomadic pastoralism."(p. 37)
  10. Davidovich, E. A. & Litvinsky, B. A. (eds.), History of Civilizations of Central Asia, Vol. III, UNESCO, 1996.
  11. Baipakov, K. M. , Medieval Cities of Kazakhstan on the Great Silk Road, Almaty, 1998.
  12. Yerofeyeva, I. V. , Kultobe Settlement Excavations, Journal of Archaeology of Kazakhstan, 2019.
  13. Litvinsky, B. A. , Religions of the Silk Road, Moscow, 2002.
  14. Nekrasov, V. P. , Naos Burials of Khwarezm and Central Asia, Archaeologia Orientalis, 2010.
  15. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ فوریه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۹.
  16. http://www.jaco-sj.com/article_10847_e5c40b6a570e9c8b653d06cbda193a30.pdf
  17. https://jhic.ut.ac.ir/article_50510.html
  18. https://www.bbc.com/persian/world/2014/09/140906_ea_safar_abdullah_interview
  19. http://shahnamehpajohan.ir/صفر-عبدالله-نام-مبارک-ایران-همیشه-بوده/
  20. http://www.bbc.com/persian/world/2014/09/140906_ea_safar_abdullah_interview
  21. https://en.wikipedia.org/wiki/Taraz
  22. لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ فاراب.
  23. 1 2 3 4 انوشه، حسن (به سرپرستی) (۱۳۸۰ صفحه=ص۹۹دانشنامه ادب فارسی: ادب فارسی در آسیای میانه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شابک ۹۶۴-۴۲۲-۴۱۷-۵ (جلد اول) مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک) پارامتر |چاپ= اضافه است (کمک); تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  24. دانشنامهٔ ایرانیکا بایگانی‌شده در ۱۲ ژوئیه ۲۰۰۸ توسط Wayback Machine، سرواژهٔ ASFĪJĀB.
  25. https://en.wikipedia.org/wiki/Shymkent
  26. https://www.mashreghnews.ir/news/195649/ايران-کوچک-در-دل-قزاقستان
  27. شیعیان مرکه
  28. ایران کوچک در دل قزاقستان
  29. ملت‌های قزاقستان و شیعیان قزاقستان
  30. Тихвинский С. Л. Татаро-монголы в Азии и Европе — Москва, ۱۹۷۷.
  31. Sabitov Zh. M. , Zhabagin M. K. [(https://nur.nu.edu.kz/bitstream/handle/123456789/1391/СабитовЖ.%2c%20Жабагин%20М.%20Этногенез.pdf?sequence=1&isAllowed=y) Population genetics of Kazakh ethnogenesis] خطا در الگوی Webarchive: نشانی نامعتبر.
  32. ["Неиспорченные) дети природы. Г. Вамбери о тюркских народах (1886)". centrasia.org. Archived from [the original on 2018-08-25. Retrieved 2019-11-12. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)](https://web.archive.org/web/20180825002612/https://centrasia.org/newsA.php?st=1079261640}})
  33. [(https://www.britannica.com/topic/history-of-Kazakhstan#ref357359) History of Kazakhstan | Britannica]
  34. [(http://goldhorde.ru/en/stati2017-4-5/) "2017. Vol. 5, no. 4. Nurlan Kenzheakhmet"]. Золотоордынское обозрение (به انگلیسی). 2017-12-19. doi:10.22378/2313-6197.2017-5-4.770-785. Retrieved 2023-07-01. {{cite journal}}: Check |url= value (help)
  35. Millward, James A. (2007), [Eurasian crossroads: a history of Xinjiang, Columbia University Press, pp. 45–47), ISBN 978-0-231-13924-3 {{citation}}: Check |url= value (help)
  36. Baten, Jörg (2016). A History of the Global Economy. From 1500 to the Present. Cambridge University Press. p. 218. ISBN 978-1-107-50718-0.
  37. 1 2 3 Curtis, Glenn E. ["Russian Control". Kazakstan): A Country Study. GPO for the Library of Congress. Retrieved 19 February 2011. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  38. 1 2 3 Curtis, Glenn E. [(http://countrystudies.us/kazakstan/5.htm) "In the Soviet Union"]. Kazakstan: A Country Study. GPO for the Library of Congress. Retrieved 19 February 2011. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  39. Olcott, Martha Brill (1995). The Kazakhs (2nd ed.). p. 4.: Hoover Institution Press, Stanford University Press. ISBN 0-8179-9351-7. OCLC 32547109.{{cite book}}: نگهداری CS1: موقعیت (link)
  40. Lebedynsky, Iaroslav (1995). Histoire des Cosaques [History of the Cossacks] (in French). Lyon, FR: Terre Noire. p. 38.
  41. (http://rferl.org/featuresarticle/2007/12/c58914de-953d-4dec-ab7c-16d7d9fb9a00.html) Kazakhstan: The Forgotten Famine] خطا در الگوی Webarchive: نشانی نامعتبر., [[رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی]، 28 December 2007
  42. Robert Conquest, The Harvest of Sorrow: Soviet collectivization and the terror-famine, Oxford University Press US, 1987 p.196.
  43. رابرت کانکوئست، The harvest of sorrow, p.193
  44. Timothy Snyder, 'Holocaust:The Ignored Reality,’ in نقد کتاب نیویورک 16 July 2009 pp.14–16, p.15
  45. رابرت کانکوئست، The Harvest of Sorrow: Soviet Collectivization and the Terror-Famine; Chapter 9 p.198, Central Asia and the Kazakh Tragedy (Edmonton: The University of Alberta Press in Association with the Canadian Institute of Ukrainian Studies & London: Century Hutchison, 1986) شابک ۰−۰۹−۱۶۳۷۵۰−۳
  46. [(https://web.archive.org/web/20150205060418/http://alzhir.kz/ru/2014-03-17-08-12-58/2014-03-17-08-13-35.html) "alzhir camp"]. [www.alzhir.kz](http://www.alzhir.kz). 2014. Archived from [(http://alzhir.kz/ru/2014-03-17-08-12-58/2014-03-17-08-13-35.html) the original] on 5 February 2015. Retrieved 2018-10-11. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  47. 1 2 3 4 5 Қазақ энциклопедиясы. Glavnai︠a︡ redakt︠s︡ii︠a︡ "Qazaq ėnt︠s︡iklopedii︠a︡sy". 2004. ISBN 9965-9389-9-7.
  48. Lills, Joanna; Trilling, David (2009-08-06). [") The forgotten women of the Gulag". Eurasianet. Archived from [the original on ) 17 June 2017. Retrieved 2017-07-03. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help); Check date values in: |archive-date= (help)
  49. Roberto J. Carmack, Kazakhstan in World War II: Mobilization and Ethnicity in the Soviet Empire (University Press of Kansas, 2019) [(http://www.h-net.org/reviews/showrev.php?id=55099) online review]
  50. [(https://web.archive.org/web/20160323094032/http://www.ecogeodb.com/ECO_Detail.asp?P=History&CN=Kazakhstan&C=KAZ) "History of Kazakhstan"]. Archived from [(http://www.ecogeodb.com/ECO_Detail.asp?P=History&CN=Kazakhstan&C=KAZ) the original] on 23 March 2016. Retrieved 16 March 2016. {{cite web}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  51. Hiro, Dilip, Between Marx and Muhammad: The Changing Face of Central Asia, Harper Collins, London, 1994,
  52. Potter, William C. (April 1995). [(http://stimson.org/wp-content/files/file-attachments/Occasional%20Paper%20No.%2022%20April%201995.pdf) "The Politics of Nuclear Renunciation: The Cases of Belarus, Kazakhstan and Ukraine"]. Occasional Papers. The Henry L. Stimson Center (22). {{cite journal}}: Check |url= value (help)
  53. [(https://www.govinfo.gov/app/details/PPP-1994-book2/PPP-1994-book2-doc-pg2146) "1994 Public Papers 2146 - Remarks at the Denuclearization Agreements Signing Ceremony in Budapest"]. Public Papers of the Presidents of the United States: William J. Clinton (1994, Book II). 5 December 1994. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  54. [(https://web.archive.org/web/20220819204128/https://untermportal.un.org/unterm/display/record/unhq/memorandum_on_security_assurances_in_connection_with_the_republic_of_kazakhstan/e3f3c6f0-504b-4935-b059-d91b1e462ae8) "Memorandum on Security Assurances in Connection with the Republic of Kazakhstan's Accession to the Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons"]. UNTERM portal. Archived from [(https://untermportal.un.org/unterm/display/record/unhq/memorandum_on_security_assurances_in_connection_with_the_republic_of_kazakhstan/e3f3c6f0-504b-4935-b059-d91b1e462ae8) the original] on 19 August 2022. Retrieved 19 August 2022. {{cite news}}: Check |archive-url= value (help); Check |url= value (help)
  55. [(https://www.bbc.co.uk/news/world-25927595) "Where is it illegal to be gay?"]. BBC News. 10 February 2014. Retrieved 1 September 2020. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  56. [(https://www.bbc.com/news/world-asia-47628854) "Kazakh leader Nazarbayev resigns after three decades"]. BBC News. 19 March 2019. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  57. [(https://www.france24.com/en/20190320-kazakhstan-capital-new-president-astana-nursultan) "Kazakhstan renames capital as new president takes office"]. France 24 (به انگلیسی). 20 March 2019. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  58. [(https://www.france24.com/en/20190610-kazakhstan-presidential-election-tokayev-nazarbayev-protesters-arrested) "Nazarbayev protégé wins Kazakhstan elections marred by protests"]. France 24 (به انگلیسی). 10 June 2019. {{cite news}}: Check |url= value (help)
  59. [(https://www.aa.com.tr/en/world/kazakhstan-s-nazarbayev-handed-over-security-council-job-on-his-own-will-spokesman/2469352) "Kazakhstan's Nazarbayev handed over security council job on his own will: Spokesman"]. [www.aa.com.tr](http://www.aa.com.tr). {{cite news}}: Check |url= value (help)
  60. [(https://www.aljazeera.com/news/2022/3/16/kazakhistan-president-proposes-reforms-to-limit-his-powers) "Kazakhstan president proposes reforms to limit his powers"]. [www.aljazeera.com](http://www.aljazeera.com) (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-12. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  61. [(https://thediplomat.com/2022/05/whats-in-kazakhstans-constitutional-referendum/) "What's in Kazakhstan's Constitutional Referendum?"]. thediplomat.com (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-12. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  62. [(https://eurasianet.org/kazakhstan-nazarbayev-to-lose-his-place-in-constitution) "Kazakhstan: Nazarbayev to lose his place in constitution | Eurasianet"]. eurasianet.org (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-12. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  63. [(https://www.aljazeera.com/news/2022/6/6/kazakhstan-votes-to-amend-constitution-referendum-results) "Kazakh President Tokayev promises reform after referendum win"]. [www.aljazeera.com](http://www.aljazeera.com) (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-12. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  64. [(https://www.aljazeera.com/news/2022/6/5/kazakhstan-holds-referendum-marking-end-of-nazarbayev-rule) "Kazakhstan holds referendum to amend constitution"]. [www.aljazeera.com](http://www.aljazeera.com) (به انگلیسی). Retrieved 2022-06-12. {{cite web}}: Check |url= value (help)
  65. agencies, Staff and (14 September 2022). [(https://www.theguardian.com/world/2022/sep/14/kazakhstan-to-change-name-of-capital-from-nur-sultan-back-to-astana) "Kazakhstan to change name of capital from Nur-sultan back to Astana"]. the Guardian (به انگلیسی). {{cite news}}: Check |url= value (help)

پیوند به بیرون

[ویرایش]