زئوس
| اساطیر یونان باستان | ||||
| زئوس | ||||
|---|---|---|---|---|
| یونانی: | Ζεύς | |||
| فرانسوی: | Zeus | |||
| عنوان: | پادشاه خدایان، خدای رعد و روشنایی، خدای قانون و نظم | |||
| جنسیت: | مذکر | |||
| پدر: | کرونوس | |||
| مادر: | رئا | |||
| همسر: | هرا و چند تن دیگر | |||
| فرزندان: | آیاکوس، آگدیستیس، آنجلوس، آفرودیته، آپولون، آرس، آرتمیس، آتنا، دیونیسوس، ایلیثیا، انیو، هبه، هلن، هفائستوس، هراکلس، هرمس، اپافوس اریس، ارسا، مینوس، پاندیا، پرسفونه، پرسئوس، رادامانتوس، خاریتس، هورای، لیتائه، موز، مویرای،و چند فرزند دیگر | |||
| وابستگان: | پوزئیدون، هادس، هرا، دمتر و هستیا | |||
| مرگ: | نامیرا | |||
| در تروا: | حکم به نابودی تروا داد. | |||
| ||||
زئوس (به یونانی: Ζεύς) در اساطیر یونانی، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام زیارتگاههای واقع در کوه المپ است. او کوچکترین فرزند کرونوس و رئا از نژاد تیتانها بود. معادل آن در اسطورههای رومی ژوپیتر و در دین کرتیها ولخانوس است. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان». واژه زئوس با بخش نخست واژه لاتین ژوپیتر «Jupiter» و واژه مورد کاربرد برای روز پیوند دارد. زئوس ایزد آسمان رخشان و نیز توفان بهشمار میرفت و به همین دلیل سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده، پرتاب میکردهاست. مواردی که او را بسیار خشمگین میکرد دروغگویی، پیمانشکنی و خیانت بودهاست. از دیگر نشانههای او میتوان به عصای سلطنتی، بلوط، عقاب و سپرش (ساخته شده از پوست بز آمالتئا) اشاره کرد.
کرونوس، پدر زئوس، شنیده بود که توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد. به همین دلیل فرزندان خود را میبلعید. اما زئوس که فرزند ششم بود توسط رئا و گایا نجات پیدا کرد. رئا سنگ بزرگی را قنداقپیچ کرده و به کرونوس داد، وی نیز که فکر میکرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را به جای زئوس بلعید. رئا نیز از این فرصت استفاده کرده و او را به غاری در کوههای دیکتی واقع در کرت برده و مخفی نمود.[۱] در آنجا بزی مقدس به نام آمالتئا زئوس را شیر خورانده و بزرگ میکرد که بعدها او بهعنوان پرستار زئوس شناخته میشد. سپس زئوس با کرونوس و دیگر تیتانها وارد جنگ شد و آنها را شکست داد و پدرش را سرنگون کرد. بچههای بلعیده شده را توسط معجونی از مس تند و شراب که متیس ساخته بود از شکم کرونوس بیرون آورد و به همراه آنها کرونوس را تا ابد در تارتاروس زندانی کرد. سپس با برادرانش براساس قرعه، فرمانروایی عالم را میان خود تقسیم کردند. زئوس فرمانروای آسمان و زمین شد، پوزئیدون فرمانروای دریاها و جهان زیرزمینی و دوزخ هم نصیب هادس شد.[۲]
ریشهشناسی
[ویرایش]زئوس ادامهی یونانی نام «دیئوس» است، که ایزد آسمان روز در افسانههای نیاهندواروپایی بوده و همچنین با عنوان «دیئوس پیتر» بهمعنای پدر آسمان شناخته میشده است.[۳][۴] این ایزد با همین نام در ریگودا (دیوس به سانسکریت ودایی) و در زبان لاتین (قابل مقایسه با ژوپیتر) نیز شناخته میشود که از ریشهی نیا-هندواروپایی *dyeu- گرفته شده است؛[۵] این ریشه بهمعنای «درخشیدن» است و در بسیاری از مشتقات خود به معانی «آسمان»، «بهشت» و «خدا» اشاره دارد.[۶] واژههای Zoj-z در زبان آلبانیایی و Zis در زبان مساپی، همریشه شفافی با نام زئوس هستند. در شکلهای یونانی، آلبانیایی و مساپی، خوشهی آوایی اصلی *di̯ (که در نیا-هندواروپایی وجود داشت) دچار دگرگونی واجی شده و به *dz تبدیل شده است.[۷][۸] زئوس تنها خدایی در ایزدان المپنشین است که نامش چنین ریشهشناسی هندواروپایی شفافی دارد.[۹]
افلاطون در کراتیلوس، ریشهشناسی عامیانهای برای نام زئوس ارائه میدهد و آن را بهمعنای «علت زندگی برای همه چیز، همیشه» تفسیر میکند. این برداشت بر اساس بازیهای زبانی (جناس) میان القاب دیگر زئوس مانند Zen و Dia با واژگان یونانی برای «زندگی» (ζήν / zēn) و «بهسببِ» (διά / diá) است.[۱۰] با این حال، این ریشهشناسی و بهطور کلی روش افلاطون در استخراج معنا از واژهها، مورد تأیید زبانشناسی و پژوهشهای علمی مدرن نیست.[۱۱][۱۲]
دیودور سیسیلی نوشت که زئوس را Zen نیز مینامیدند، زیرا انسانها باور داشتند که او علت زندگی (zen) است.[۱۳] در حالی که لاکتانتیوس نوشت که او را زئوس و Zen مینامیدند، نه به این دلیل که او بخشندهٔ زندگی است، بلکه چون نخستین کسی از فرزندان کرونوس بود که زنده ماند.[۱۴]
اسطورهها
[ویرایش]زایش
[ویرایش]
در تئوگونیا، اثر هزیود (حدود ۷۳۰–۷۰۰ پیش از میلاد)، کرونوس پس از آنکه پدرش اورانوس را اخته میکند، به فرمانروای برتر کیهان تبدیل میشود و با خواهرش رئا ازدواج میکند. از این پیوند، سه دختر و سه پسر به دنیا میآیند: هستیا، دمتر، هرا، هادس، پوزئیدون، و در نهایت، کوچکترین فرزند از میان این شش نفر، یعنی زئوس. کرونوس هر یک از فرزندانش را بلافاصله پس از تولد میبلعد، زیرا پیشگوییای از سوی والدینش، گایا و اورانوس، دریافت کرده بود که بر اساس آن، یکی از فرزندان خودش، همانگونه که او پدرش را سرنگون کرده بود، روزی او را سرنگون خواهد کرد. این موضوع باعث اندوهی بیپایان برای رئا میشود، و هنگامی که از فرزند ششم خود، یعنی زئوس باردار میشود، نزد پدر و مادرش گایا و اورانوس میرود تا راهی برای نجات فرزندش و انتقام از کرونوس بیابد. رئا طبق دستور والدینش، به شهر لیکتوس در جزیره کرت سفر میکند و در آنجا زئوس را به دنیا میآورد. او نوزاد را به گایا میسپارد تا بزرگش کند، و گایا او را به غاری در کوه آیگیوس میبرد و در آنجا پنهان میکند. سپس رئا بهجای نوزاد، سنگی را که در قنداق پیچیده شده بود به کرونوس میدهد؛ و کرونوس، بیآنکه متوجه فریب شده باشد، سنگ را میبلعد، با این تصور که فرزندش را بلعیده است.
در حالی که هزیود تنها منبعی است که لیکتوس را بهعنوان محل تولد زئوس ذکر میکند، دیگر نویسندگان مکانهای متفاوتی را برای زادگاه او گزارش دادهاند: شاعر اوملوس اهل کورینس (قرن ۸ پیش از میلاد) به نقل از جان لیدیایی، معتقد بود زئوس در لیدیه به دنیا آمده است، شاعر اسکندری کالیماخوس (حدود ۳۱۰–۲۴۰ پیش از میلاد) در سرود به زئوس، محل تولد او را آرکادیا ذکر میکند، دیودور سیسیلی (قرن ۱ پیش از میلاد) در بخشی از آثار خود کوه آیدا را زادگاه زئوس معرفی میکند، اما در جای دیگر مینویسد که او در دیکته به دنیا آمده است، آپولودور (قرن ۱ یا ۲ میلادی) نیز بهطور مشابه مینویسد که زئوس در غاری در دیکته متولد شده است. در قرن دوم میلادی، پائوسانیاس نوشت که شمار کسانی که ادعا میکنند زئوس در میان آنها زاده یا پرورش یافته، آنقدر زیاد است که نمیتوان همهشان را شمرد.
کودکی
[ویرایش]
در حالی که تئوگونیا چیزی درباره دوران کودکی زئوس نمیگوید جز اینکه او بهسرعت رشد کرد، منابع دیگر روایتهای دقیقتری ارائه میدهند. بهگفته آپولودوروس، رئا پس از بهدنیا آوردن زئوس در غاری در دیکته، او را به دو نیمف بهنامهای آدرستهآ و ایدا، دختران ملیسئوس، میسپارد تا از او نگهداری کنند. آنها زئوس را با شیر بز مادهای به نام آمالتئا تغذیه میکردند، در حالی که کوریبانتها از غار محافظت کرده و نیزههایشان را بر سپرهایشان میکوبیدند تا کرونوس صدای گریه نوزاد را نشنود. دیدوروس سیکولوس نیز روایت مشابهی ارائه میدهد؛ او میگوید پس از زایمان، رئا به کوه ایدا میرود و زئوس نوزاد را به کوریبانتها میسپارد. کوریبانتها نیز او را نزد چند نیمف (که نامی از آنها برده نمیشود) میبرند تا او را با ترکیبی از عسل و شیر بز آمالتئا پرورش دهند. او همچنین اشاره میکند که کوریبانتها «هیاهوی بزرگی برپا کردند» و با این کار، کرونوس را فریب دادند. همچنین روایت میشود که زمانی که کوریبانتها زئوس نوزاد را حمل میکردند، بند ناف او کنار رود تریتون جدا شد.
هیگینوس، نویسنده فابوله، روایتی را نقل میکند که در آن کرونوس بهجای بلعیدن، پوزیدون را به دریا و هادس را به جهان زیرزمینی میفرستد. هنگامی که زئوس متولد میشود، هرا (که او نیز بلعیده نشده)، از رئا میخواهد که نوزاد زئوس را به او بسپارد، و رئا هم سنگی را به جای زئوس به کرونوس میدهد تا آن را ببلعد. هرا، زئوس را به آمالتئا میسپارد، که گهوارهاش را از درختی میآویزد؛ جایی که نه در آسمان است، نه روی زمین و نه در دریا؛ به این معنا که وقتی کرونوس بعداً به دنبال زئوس میگردد، نمیتواند او را پیدا کند. هیگینوس همچنین میگوید که ایدا، آلتهآ و آدرستهآ – که معمولاً فرزندان اقیانوس (اوکئانوس) در نظر گرفته میشوند – گاهی بهعنوان دختران ملیسئوس و دایههای زئوس معرفی میگردند.
بر پایه قطعهای از اپیمنیدس، دو نیمف بهنامهای هِلیکِه و کینوسورا دایههای زئوس جوان بودهاند. کرونوس برای یافتن زئوس به جزیره کرت سفر میکند، اما زئوس برای پنهان کردن حضور خود، به شکل یک مار درمیآید و دو دایهاش را به خرس تبدیل میکند. طبق گفته موسائوس، پس از تولد زئوس، رئا او را به تمیس میسپارد. تمیس نیز زئوس را به آمالتئا میسپارد، که صاحب یک بز ماده بوده و با شیر آن بز، زئوس جوان را تغذیه میکرده است.
آنتونینوس لیبرالیس در اثر خود، دگردیسیها، میگوید که رئا زئوس را در غاری مقدس در کرت به دنیا میآورد؛ غاری که پر از زنبورهای مقدس بوده و همان زنبورها دایههای نوزاد میشوند. این غار، زمینی ممنوعه برای انسانها و خدایان بهشمار میرفته، اما گروهی از دزدان برای دزدیدن عسل وارد آن میشوند. وقتی آنها نگاهشان به قنداق زئوس میافتد، زرههای برنزیشان از تنشان جدا میشود، و زئوس قصد داشت آنها را بکشد، اگر دخالت مویرای و تمیس نبود. در نهایت، او آنها را به گونههای مختلفی از پرندگان تبدیل میکند.
صعود به قدرت
[ویرایش]
بر اساس تئوگونیا، پس از آنکه زئوس به سن مردانگی میرسد، کرونوس بهواسطه نیرنگهای گایا و همچنین مهارت و نیروی زئوس، مجبور میشود پنج فرزند بلعیدهشده و سنگ را بالا بیاورد؛ احتمالاً به ترتیب معکوس، یعنی ابتدا سنگ را و سپس هر یک از فرزندان را به ترتیب عکس بلعیدن. سپس زئوس آن سنگ را در دلفی برپا میکند تا از آن پس نشانهای باشد و شگفتیای برای انسانهای فانی. پس از آن، زئوس سیکلوپها (غولهای تکچشم) را آزاد میکند و آنها نیز از سر قدردانی، رعد و برق را که پیشتر گایا پنهان کرده بود، به زئوس میدهند. بعد از این جنگ تایتانها (تایتانوماکی) آغاز میشود: نبرد میان اولمپنشینان به رهبری زئوس و تایتانها به رهبری کرونوس برای تصاحب فرمانروایی جهان. زئوس و همراهانش از کوه اُلمپ میجنگند و تایتانها از کوه اُتْریس. نبرد به مدت ده سال ادامه مییابد، بدون آنکه پیروزی مشخصی حاصل شود، تا اینکه زئوس به توصیه گایا، هکاتونکایرها (صددستها) را آزاد میکند؛ آنها نیز همانند سیکلوپها در اعماق زمین زندانی بودند. زئوس به آنها نکتار و آمبروزیا (خوراک و نوشیدنی خدایان) میدهد و روحیهشان را بازمیگرداند، و آنها با کمک به زئوس در جنگ موافقت میکنند. سپس زئوس حمله نهایی خود را علیه تایتانها آغاز میکند و صاعقههایی را بر سرشان فرومیفرستد، در حالی که هکاتونکایرها بارانی از سنگها را بر آنان میبارند. سرانجام، تایتانها شکست میخورند؛ زئوس آنها را به تارتاروس تبعید میکند و نگهبانیشان را به هکاتونکایرها میسپارد.
آپولودور روایت مشابهی ارائه میدهد و میگوید زمانی که زئوس به بزرگسالی میرسد، از متیس کمک میگیرد. متیس دارویی قیآور به کرونوس میدهد که باعث میشود او سنگ و پنج فرزند بلعیدهشدهاش را بالا بیاورد. پس از آن، زئوس وارد نبردی دهساله با تایتانها میشود. در ادامه، بهدنبال پیشگویی گایا، زئوس سیکلوپها و هکاتونکایرها را از تارتاروس آزاد میکند؛ پیش از آن، نگهبان آنها، کامپِه را میکشد. سیکلوپها صاعقه را به زئوس، نیزه سهشاخه را به پوزئیدون و کلاهخود نامرئی را به هادس میدهند. در نهایت، تایتانها شکست میخورند و هکاتونکایرها به نگهبانان آنها گماشته میشوند. بر اساس ایلیاد، پس از این نبرد، زئوس جهان را با دو برادرش، پوزئیدون و هادس، از طریق قرعهکشی تقسیم میکند: زئوس آسمان را به دست میآورد، پوزئیدون دریا را، و هادس جهان زیرزمینی را؛ در حالی که زمین و کوه المپ قلمروی مشترک باقی میمانند.
چالشهای قدرت
[ویرایش]
هنگامی که زئوس جایگاه خود را بهعنوان پادشاه کیهان تثبیت میکند، حکومت او بهسرعت با چالشهایی روبرو میشود. نخستین این چالشها از سوی غولهایی به اسم گیگانتها است که در نبردی معروف به گیگانتوماخی با خدایان المپ وارد جنگ میشوند. به گفتهٔ هسیود، گیگانتها فرزندان گایا هستند که از قطرات خونی پدید آمدند که هنگام اخته شدن اورانوس توسط کرونوس بر زمین چکید؛ با این حال، در تئوگونیا اشارهای به نبرد میان خدایان و غولها نشده است. روایت کاملتر این نبرد را آپولودور ارائه میدهد. او میگوید که گایا، از سر خشم نسبت به زئوس بهخاطر زندانی کردن فرزندانش (تایتانها)، از اورانوس، غولها را میزاید. پیشگوییای به خدایان میرسد که میگوید غولها تنها بهدست یک فانی شکستپذیرند، نه بهتنهایی توسط خدایان. گایا که این را میشنود، به دنبال فارماکُن (گیاهی جادویی) میرود که بتواند غولها را در برابر مرگ محافظت کند. اما زئوس به ائوس (سپیدهدم)، سلنه (ماه) و هلیوس (خورشید) فرمان میدهد که نتابند، و خودش تمامی آن گیاهان را جمعآوری میکند. سپس از آتنا میخواهد که هراکلس (هرکول) را فرا بخواند. در جریان نبرد، پُرفیریون، یکی از نیرومندترین غولها، به هرکول و هرا حملهور میشود. زئوس، با نیرنگ، میل جنسی شدیدی نسبت به هرا در پرفیریون ایجاد میکند. درست زمانی که او قصد دارد به هرا تجاوز کند، زئوس با صاعقه به او ضربه میزند و هرکول با تیری، ضربهٔ نهایی را وارد کرده و او را میکشد.
در تئوگونیا، پس از آنکه زئوس تایتانها را شکست داده و به تارتاروس تبعید میکند، فرمانرواییاش با تهدیدی جدید مواجه میشود: هیولایی به نام تایفون، موجودی غولپیکر با بدن مارمانند که برای بهدست آوردن کنترل کیهان با زئوس وارد نبرد میشود. بنا بر روایت هزیود، تایفون فرزند گایا و تارتاروس است، و دارای صد سر مارگونه و آتشافکن است. هزیود میگوید اگر زئوس بهموقع متوجه حضور این موجود نمیشد، تایفون میتوانست بر فانیان و نامیرایان سلطه پیدا کند. آن دو وارد نبردی سهمگین میشوند، اما زئوس بهسرعت با آذرخشهایش تایفون را شکست میدهد و او را به تارتاروس میافکند. اما در روایت اپیمنیدس، تایفون زمانی که زئوس در خواب است، وارد کاخ او میشود. زئوس بیدار شده و او را با آذرخش نابود میکند. اِشیل و پیندار نیز مانند هزیود، زئوس را برندهٔ قاطع نبرد با تایفون میدانند، و او را با آذرخش شکست میدهد. در مقابل، آپولودور داستانی پیچیدهتر روایت میکند: مانند روایت هزیود، تایفون فرزند گایا و تارتاروس است که از خشم گایا پس از شکست تایتانها بهدنیا میآید. هیولا به آسمان حمله میکند و همهٔ خدایان از ترس، به حیوان تبدیل شده و به مصر میگریزند؛ تنها زئوس میماند و با آذرخش و داس با او مبارزه میکند. تایفون زخمی میشود و به کوه کاسیوس در سوریه عقبنشینی میکند. آنجا زئوس را با پیچش بدنش اسیر کرده، رگها و زردپیهای دست و پای او را از بدنش جدا میکند. زئوس ناتوان، به غاری در کیلیکیه منتقل میشود، جایی که موجود مادهای به نام دلفینه از او نگهبانی میکند. در ادامه، هرمس و ایگیپان زردپیهای زئوس را بازمیگردانند، او را احیا کرده و به میدان نبرد بازمیگردانند. تایفون که به کوه نیسا گریخته، در آنجا از مویرایها (الهههای سرنوشت) میوههایی فاسدکننده دریافت میکند که نیروی او را تضعیف میکنند. سپس به تراکیه میگریزد و کوههایی بهسوی زئوس پرتاب میکند، اما زئوس آنها را با آذرخش بازمیگرداند. در نهایت، هنگام فرار تایفون به سمت سیسیل، زئوس کوه آتنا را بر سر او پرتاب کرده و کار او را یکسره میکند.
نونوس نیز روایتی طولانیتر و پرجزئیاتتر از آپولودور ارائه میدهد، با این تفاوت که در روایت او، کادموس و پن زردپیهای زئوس را پس میگیرند؛ آنها با موسیقی تایفون را فریب داده و از او میدزدند. در ایلیاد هومر، داستان دیگری از تلاش برای سرنگونی زئوس وجود دارد: هرا، پوزئیدون و آتنا توطئهای برای به زنجیر کشیدن زئوس طراحی میکنند. اما تتیس (الههٔ دریایی و مادر آشیل) بریارئوس، یکی از صددستیها (هکاتونکایرها) را به المپ میآورد، و با دیدن او، خدایان توطئهگر از ترس، نقشهٔ خود را رها میکنند.
شرکای قبل از هرا
[ویرایش]بر اساس روایت هزیود، نخستین همسر زئوس، متیس، یکی از اوکئانیدها، دختران اوکئانوس و تتیس، بود. اما با این حال، هنگامی که متیس در شرف به دنیا آوردن دختری به نام آتنا است، پیشگوییای از سوی گایا و اورانوس به زئوس میرسد: پس از این دختر، پسری از متیس زاده خواهد شد که زئوس را از پادشاهی خدایان و انسانها سرنگون خواهد کرد. زئوس، برای جلوگیری از تحقق این پیشگویی، متیس را بهطور کامل میبلعد. اما متیس از درون بدن زئوس همچنان با او سخن میگوید و مشاوره میدهد. با گذر زمان، آتنا از سر زئوس متولد میشود، ولی فرزند پسر هرگز ظاهر نمیشود و تهدید براندازی خنثی میگردد. آپولودور نیز روایتی مشابه ارائه میدهد، اما اضافه میکند که متیس برای فرار از آغوش زئوس بارها تغییر شکل میدهد، ولی در نهایت تسلیم میشود. در این روایت، تنها گایا است که زئوس را از تولد فرزندی خطرناک هشدار میدهد. در قطعهای که احتمالاً از مجموعه آثار هزیود است و توسط فیلسوف خریسیپوس نقل شده، انگیزه زئوس از نزدیکی با متیس، خشم او از هرا بهدلیل بهتنهایی زادن هفائستوس عنوان شده است. در این روایت، زئوس با متیس میآمیزد، سپس او را میبلعد و از این طریق، آتنا از درون خودش زاده میشود. در مقابل، یک شرحنویس بر ایلیاد روایت دیگری ارائه میدهد: طبق این نظر، متیس هنگام بلعیدهشدن توسط زئوس، باردار از برونتس، یکی از سیکلوپها، بوده، نه خود زئوس.
بلعیدن متیس توسط زئوس بهعنوان پایان چرخهی جانشینی خشونتآمیز در اساطیر یونان تعبیر میشود؛ اورانوس را پسرش کرونوس سرنگون کرد، کرونوس هم توسط پسرش زئوس سرنگون شد اما زئوس، برخلاف پدرش، تهدید را پیشاپیش در نطفه خفه میکند؛ بهجای بلعیدن فرزند، مادرِ بالقوه را میبلعد. بنابراین، زئوس با جذب و درونیسازی متیس که نماد خرد و تدبیر است، هم خرد او را در خود میگنجاند و هم تهدید را نابود میکند. این اسطوره را میتوان تمثیلی از تلفیق خرد زنانه با قدرت مردانه برای تحکیم فرمانروایی زئوس دانست.
در روایت هزیود، همسر دوم زئوس، تمیس است، یکی از دختران تایتان اورانوس و گایا، که از او هورایها را به دنیا میآورد، که شامل یونومیا، دیکه و ایرنه هستند، و همچنین سه مویرای: کلوتو، لاکسیس و اتروپوس. روایتی از پیندار، تمیس را همسر نخست زئوس مینامد و بیان میکند که او توسط مویرایها (که در این روایت دختران او نیستند) به کوه اُلمپ برده میشود، جایی که همسر زئوس میگردد و برای او هورایها را به دنیا میآورد. بر اساس گفته هزیود، زئوس سپس با اورینومه، یکی از اوکئانیدها، همبستر میشود و از او پدر سه خاریتس میگردد: آگلایا، ائوفروسینه و تالیا. سپس زئوس با خواهرش دمتر همپیوند میشود و پرسفونه را پدید میآورد. پیوند بعدی زئوس با نماسینی تایتان است؛ همانگونه که در آغاز کتاب تئوگونیا توصیف شده، زئوس در پیریا در هر شب به مدت نه شب با نماسینی میخوابد و از او نه موسه را پدید میآورد. شریک بعدی او لتو تایتان است که از او دوقلوها آپولون و آرتمیس را به دنیا میآورد؛ که طبق سرود هومری به آپولون، در جزیره دلوس زاده میشوند. در روایت هزیود، تنها در آن زمان است که زئوس خواهرش هرا را به همسری خود درمیآورد.
رابطه با دیگر ایزدان
[ویرایش]طبق افسانه، متیس الهه پروا اولین همسر زئوس بود که آتنا، ایزدبانوی عقل و خرد را برای او بهدنیا آورد. دومین همسر وی عمهاش تمیس بود که دو گروه از دخترانش هورای (یونومیا، دایکه و ایرنه) و مویرای (کلوتو، لاخسیس و اتروپوس) را بهدنیا آورد. او آنگاه با همسر سومش ائورونومه ازدواج کرد و از او صاحب خاریتس (آگلیا، ائوفروسینه و تالیا) گردید. همسر چهارم او خواهرش دمتر بود که برای او پرسفونه را بهدنیا آورد. همسر پنجم او عمه دیگرش نماسینی بود که از ازدواجشان موزها (کلیو، ائوترپه، تالیا، ملپومنه، ترپسیکور، اراتو، پلیهیمنیا، اورانیا و کالیوپه) متولد شدند. ششمین همسر او عمه دیگری به نام لتو بود که آپولو و آرتمیس را بهدنیا آورد.
او همچنین با هرا که خواهرش نیز بود، ازدواج کرد. انتظار بر آن بود که همسر زئوس کاملاً در حد مقام وی باشد. غالباً در اساطیر همسر اصلی زئوس و ملکهٔ المپنشینان همانا هرا و نام او به معنی قهرمانبانو است و این عنوان مقامی در خور همسر پادشاه خدایان است. هرا در آرگوس کیش ویژه خود را داشت و بیتردید بازمانده ایزدبانوی مادر یونانی بود. هرا برای همسرش آرس، هفائستوس، هبه، ایلیثیا و اریس را بهدنیا آورد.
زئوس بهخاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان از معشوقههایش فرزندان بسیاری داشت. هنگامی که زئوس لدا ملکهٔ اسپارت را فریفت، خود را بهشکل یک قوی زیبا درآورد و از تخمی که لدا به عمل آورد دو جفت فرزند دوقلو بهدنیا آمدند: کاستور و پولوکس، کلوتایمنسترا و هلن تروایی و از آلکمنه صاحب هراکلس نامآورترین پهلوان یونانی شد، ائوروپه که برایش مینوس، رادامانتوس و سارپدون بهدنیا آورد و… او را نماد عاشقپیشگی و عشق باختن با زنان بیشمار و حیلهگریهای گوناگون برای پنهان ساختن خیانتهایی که به همسرش میکرد معرفی کردهاند. در برابر این پرسش که چرا این کردارها را به سرور و فرمانروای کل خدایان نسبت دادهاند، محققان و دانشپژوهان گفتهاند که زئوسی که در آوازها و داستانها از او یاد میشود آمیزهای است از تمامی خدایان. هرگاه پرستش وی به شهری میرسید که خود خدایان فرمانروا داشت، آن دو به تدریج در هم ادغام میشدند. همسر آن خدا نیز به زئوس میرسید. اما نتیجه ناخوشایند بود و یونانیان ادوار بعد اینگونه عشقبازی و شهوترانی بیپایان را نپسندیدند.[۱۵]
حمله به تاج و تخت زئوس
[ویرایش]
فیدیاس آتنی، در حدود سال ۴۳۵ پیش از میلاد، این مجسمهٔ ۱۲ متری را ساخته و زینت نیایشگاه زئوس در المپیا کرد. این مجسمه که یکی از عجایب هفتگانهٔ دنیای قدیم شناخته میشد، بعدها دزدیده شد. تصویر فوق نقاشی سده ۱۶ از این مجسمهاست.
فرمانروایی زئوس خالی از تهدید نبود. افیئالتس و اوتوس، دو غولی که با نام آلودز[۱۶] شناخته میشدند سعی کردند تاج و تخت زئوس را سرنگون کنند. آنها هر سال یک ذراع (واحد اندازهگیری در باستان که برابر بود با فاصله آرنج تا نوک انگشت وسط یا حدوداً ۴۴ سانتیمتر) در عرض و یک فاتوم در ارتفاع رشد میکردند. وقتی نه ساله شدند اندازهای برابر با نه ذراع در عرض و نه فاتوم در ارتفاع داشتند و بدین سبب برای نبرد با ایزدان مصمم شدند. آنها سپس با قرار دادن کوههای اوسا بر روی المپ، و نهادن کوه پلیون بر روی اوسا موفق به صعود به آسمانها و تهدید المپنشینان شدند. آنها اعلام کردند با پرکردن دریا بهوسیلهٔ کوهها، زمینهای خشک را بهوجود میآورند. افیئالتس از هرا و اوتوس از آرتمیس خواستگاری کرد و آرس را به زنجیر کشیدند. اما هنگامی که قصد داشتند به آرتمیس حمله کنند و او نیز توان مقابله با آنها را نداشت، برادرش آپولون گوزنی بین آنها فرستاد. این مسئله باعث شد آنها دیوانهوار خشمگین شوند و یکدیگر را بکشند. در نسخههای دیگر این افسانه چنین آمده که آرتمیس مسئول مرگ آنها بود. آرتمیس خود را به شکل گوزنی درآورد و خود را به میان آنها نهاد و دو برادر برای کشتن گوزن تیرهای خود را به سوی او پرتاب کردند که به یکدیگر اصابت کرده و کشته شدند. دو برادر در دنیای زیرین مجازات شدند، آنها توسط مارها، پشتبهپشت به ستونی بسته شدند. میان آنها جغدی نیز بر روی ستون قرار داشت.
شورش گیگانتها
[ویرایش]گیگانتها هیولاهایی بودند که تعداد آنها صد نفر برآورد شدهاست. آنها به دستور گایا برای باز پس گرفتن سلطنت و قدرت تیتانها به زئوس و دیگر المپنشینان حمله کردند. بعد از اینکه پیشگویی شده بود هیچیک از گیگانتها بهدست ایزدان از بین نخواهند رفت و برای شکست دادن هیولاها به یک فانی نیاز است، المپنشینان از هراکلس تقاضای کمک کردند و با همکاری یکدیگر توانستند آنها را شکست دهند.
سپس نوبت به اژدهای تایفون رسید تا با نفس آتشینش به آسمانها حمله کند. این هیولای ترکیبی که چشمانش همانند آتش برق میزدند، ظاهری شبیه به انسان داشت اما از کمر به پایین بدن او از افعیها پوشیده شده بود. تمام این مشکلات از شکست خوردن گیگانتها بهدست المپنشینان و خشمگینتر شدن گایا ناشی میشد. گایا به تارتاروس رفته و تایفون را بهدنیا آورد که از تمام فرزندان او در اندازه و قدرت برتری داشت. تایفون از همه کوهستانها بزرگتر بود و سر او اغلب به ستارگان برمیخورد و وقتی دستهایش را باز میکرد یکی به مشرق و دیگری به مغرب میرسید و بهجای انگشتان یکصد سر اژدها داشت، و دارای بال بود و از چشمانش آتش بیرون میزد و تیفون آنقدر وحشتناک بود که وقتی خدایان متوجه حمله او به آسمان شدند از ترس همه به مصر گریخته و شکل حیوانها را به خود گرفتند. در اینجا بود که زئوس از فواصل دور او را با آذرخش خود مورد هدف قرار داد و در فواصل نزدیک با سلاح داس خود به او ضربه وارد میکرد. هنگامیکه تایفون پا به فرار گذاشت، زئوس او را تا کوههای کاسیوس تعقیب نمود. اما تایفون داس را از چنگ زئوس درآورد، تاندونهای دست و پای او را قطع کرده و او را بر روی شانههای خود گذاشت و از طریق دریا به غاری در سرزمین کیلیکیه حمل کرد. همچنین او تاندونهای مفاصل او را در پوست خرس پنهان کرد که توسط مادهغولی محافظت میشد. در این هنگام بود که هرمس به نجات زئوس شتافت و به صورت نوازندهای دورهگرد نزدیک او میشود و تایفون را فریب میدهد و تاندونها را برای تعمیر سازش از او میگیرد؛ و زئوس هم نیروی خود را بازمییابد و با استفاده از تیرهای آذرخش، او را از بین میبرد.[۱۷]
در تروا
[ویرایش]در جنگ تروآ پس از آنکه با شکست پاریس از منلائوس از سپاه یونانیان، جنگ بهظاهر پایان مییابد، خدایان در المپ شورایی برپا میکنند و خواستار خون بیشتری میشوند. زئوس به صلح رأی میدهد ولی چون همسرش هرا سخن به مخالفت با او میراند، رأی خود را پس میگیرد و به نابودی تروا رضایت میدهد.[۱۸]
همسران و فرزندان
[ویرایش]همسران و فرزندان
[ویرایش]
فرزندان الهی
|
فرزندان نیمهالهی / فانی
|
- یونانیان ادعا کردند که مویرای/فاتس، دختران زئوس و تیتان تمیس یا موجودات اولیه مانند خائوس، نیکس یا آنانکه هستند.
- خاریتس/گریس دختران زئوس و یورینوم درنظر گرفته میشدند.
- برخی از روایتها میگویند که آرس، هبه و هفائستوس هاز بذری متولد شدهاند.
- طبق یک روایت، گفته میشود آتنا از بذری متولد شدهاست.
- هلن یا دختر لدا یا نمسیس بود.
- توخه را دختر آفرودیت میدانند.
شجرهنامه آخایوس در اسطورهشناسی یونان
[ویرایش]
زئوس در آثار هنری
[ویرایش]
در هنر، معمولاً زئوس به مانند یک مرد میانسال همراه با ریش اما دارای چهرهای جوان و نیرومند تصویر میشد. او بسیار شاهوار و باابهت بهنظر میرسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند، معمولاً با دادن حالتی که گویا در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمههای زیادی از زئوس وجود دارد، اما بدون شک زئوس آرتمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان میشد که پیکر پوزئیدون است، این تندیس در موزهٔ ملی باستانشناسی آتن قابل دیدن است.
نگارخانه
[ویرایش]جستارهای وابسته
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ ویل دورانت، ۸۷۸
- ↑ «زوس فرمانروای المپ». بایگانیشده از اصلی در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۳. دریافتشده در ۸ نوامبر ۲۰۱۳.
- ↑ "Zeus". American Heritage Dictionary. Retrieved 3 July 2006.
- ↑ Rob،e S. P. Beekes, Etymological Dictionary of Gs, 2009, p. 499.
- ↑ هارپر، دوگلاس. "Jupiter". واژهنامه ریشهشناسی زبان انگلیسی برخط.
- ↑ "Zeus". American Heritage Dictionary. Retrieved 3 July 2006.
- ↑ Hyllested, Adam; Joseph, Brian D. (2022). "Albanian". In Olander, Thomas (ed.). The Indo-European Language Family: A Phylogenetic Perspective. Cambridge University Press. p. 232. doi:10.1017/9781108758666. ISBN 9781108758666. S2CID 161016819.
- ↑ Søborg, Tobias Mosbæk (2020). Sigmatic Verbal Formations in Anatolian and Indo-European: A Cladistic Study (Thesis). University of Copenhagen, Department of Nordic Studies and Linguistics. p. 74..
- ↑ Burkert (1985). Greek Religion. Harvard University Press. p. 321. ISBN 0-674-36280-2.
- ↑ "Plato's Cratylus" by Plato, ed. by David Sedley, Cambridge University Press, 6 November 2003, p. 91
- ↑ Jevons, Frank Byron (1903). The Makers of Hellas. C. Griffin, Limited. pp. 554–555.
- ↑ Joseph, John Earl (2000). Limiting the Arbitrary. John Benjamins. ISBN 1556197497.
- ↑ "Diodorus Siculus, Bibliotheca Historica, Books I-V, book 5, chapter 72". www.perseus.tufts.edu.
- ↑ Lactantius, Divine Institutes 1.11.1.
- ↑ همیلتون/ادیت/سیری در اساطیر یونان و رم
- ↑ «Aloads"
- ↑ «خلاصهای از زندگی و جنگهای زئوس». بایگانیشده از اصلی در ۱۴ دسامبر ۲۰۰۶. دریافتشده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۴.
- ↑ ویل دورانت، ۶۷
- ↑ هیگینوس، Fabulae 155
- ↑ تعلیقه در پیندار، Olympian Ode 9, 107
- ↑ استفانوس بیزانتیوس، s. v. دوندون, with a reference to Acestodorus
- ↑ Photios (1824). "190.489R". In Bekker, August Immanuel (ed.). Myriobiblon (به یونانی). Vol. Tomus alter. Berlin: Ge. Reimer. p. 152a. At the Internet Archive.
"190.152a" (PDF). Myriobiblon (به یونانی). Interreg Δρόμοι της πίστης – Ψηφιακή Πατρολογία. 2006. p. 163. At khazarzar.skeptik.net.
منابع
[ویرایش]I, Oxford, E. Typographeo Academico, 1903. Internet Archive.
- Gifford, E. H. (1903b), Eusebii Pamphyli Evangelicae Praeparationis, Volume III, Oxford, E. Typographeo Academico, 1903. Internet Archive.
- Grenfell, Bernard P., and Arthur S. Hunt, The Oxyrhynchus Papyri, Part VII, London, Egypt Exploration Fund, 1910. Internet Archive.
- Grimal, Pierre, The Dictionary of Classical Mythology, Wiley-Blackwell, 1996. شابک ۹۷۸−۰−۶۳۱−۲۰۱۰۲−۱. Internet Archive.
- Hansen, William, Handbook of Classical Mythology, ABC-Clio, 2004. شابک ۹۷۸−۱−۵۷۶−۰۷۲۲۶−۴.
- Hard, Robin (2004), The Routledge Handbook of Greek Mythology: Based on H.J. Rose's "Handbook of Greek Mythology", Psychology Press, 2004. شابک ۹۷۸−۰−۴۱۵−۱۸۶۳۶−۰. Google Books.
- Hard, Robin (2015), Eratosthenes and Hyginus: Constellation Myths, With Aratus's Phaenomena, Oxford University Press, 2015. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۸۷۱۶۹۸−۳. Google Books.
- Herodotus, Histories, translated by A. D. Godley, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1920. شابک ۰۶۷۴۹۹۱۳۳۸. Online version at the Perseus Digital Library.
- Hesiod, Catalogue of Women, in Hesiod: The Shield, Catalogue of Women, Other Fragments, edited and translated by Glenn W. Most, Loeb Classical Library No. 503, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 2007, 2018. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۷۲۱−۹. Online version at Harvard University Press.
- Hesiod, Theogony, in Hesiod, Theogony, Works and Days, Testimonia, edited and translated by Glenn W. Most, Loeb Classical Library No. 57, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 2018. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۷۲۰−۲. Online version at Harvard University Press.
- Hesiod, Theogony, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press; London: William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Hesiod, Works and Days, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homeric Hymn 2 to Demeter, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd., 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homeric Hymn 3 to Apollo, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd., 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homeric Hymn 32 to Selene, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd., 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homer, The Iliad with an English Translation by A. T. Murray, Ph.D. in Two Volumes. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press; London: William Heinemann, Ltd. 1924. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homer; The Odyssey with an English Translation by A. T. Murray, Ph.D. in Two Volumes. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press; London: William Heinemann, Ltd. 1919. Online version at the Perseus Digital Library.
- Hyginus, Gaius Julius, De astronomia, in The Myths of Hyginus, edited and translated by Mary A. Grant, Lawrence: University of Kansas Press, 1960. Online version at ToposText.
- Hyginus, Gaius Julius, Fabulae, in The Myths of Hyginus, edited and translated by Mary A. Grant, Lawrence: University of Kansas Press, 1960. Online version at ToposText.
- Keightley, Thomas, The Mythology of Ancient Greece and Italy, London, G. Bell and Sons, 1877. Google Books.
- Kern, Otto. Orphicorum Fragmenta, Berlin, 1922. Internet Archive.
- Lactantius, Lactantius: Divine Institutes, translated by Anthony Bowen and Peter Garnsey, Liverpool, Liverpool University Press, 2003. Internet Archive.
- Lane Fox, Robin, Travelling Heroes: In the Epic Age of Homer, Vintage Books, 2010. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۹−۷۶۳۸۶−۴. Internet Archive.
- Lexicon Iconographicum Mythologiae Classicae (LIMC). VIII.1: Thespiades – Zodiacus, Zürich and Munich, Artemis Verlag, 1997. شابک ۳۷۶۰۸۸۷۵۱۱. Internet Archive.
- March, Jenny, Cassell's Dictionary of Classical Mythology, Casell & Co, 2001. شابک ۰−۳۰۴−۳۵۷۸۸-X. Internet Archive.
- Meisner, Dwayne A., Orphic Tradition and the Birth of the Gods, Oxford University Press, 2018. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۰۶۶۳۵۲−۰. Google Books.
- Merkelbach, R., and M. L. West, Fragmenta Hesiodea, Clarendon Press Oxford, 1967. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۸۱۴۱۷۱−۶.
- Mitford, William, The History of Greece, 1784. Cf. Volume 1, Chapter II "Religion of the Early Greeks"
- Morand, Anne-France, Études sur les Hymnes Orphiques, Brill, 2001. شابک ۹۷۸−۹۰۰−۴−۱۲۰۳۰−۳. Online version at Brill.
- Morford, Mark P. O., Robert J. Lenardon, Classical Mythology, eighth edition, Oxford University Press, 2007. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۵۳۰۸۰۵−۱. Internet Archive.
- Nauck, Johann August, Tragicorum Graecorum Fragmenta, Bibliotheca Teubneriana, Leipzig, Teubner, 1889. Internet Archive.
- Ogden, Daniel, Drakōn: Dragon Myth and Serpent Cult in the Greek and Roman Worlds, Oxford University Press, 2013. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۹۵۵۷۳۲−۵. Google Books.
- Olivieri, Alexander, Pseudo-Eratosthenis: Catasterismi, Bibliotheca Teubneriana, Leipzig, Teubner, 1897. Internet Archive.
- Ovid, Metamorphoses, edited and translated by Brookes More, Boston, Cornhill Publishing Co., 1922. Online version at the Perseus Digital Library. Online version at ToposText.
- Page, Denys Lionel, Sir, Poetae Melici Graeci, Oxford University Press, 1962. شابک ۹۷۸−۰−۱۹۸−۱۴۳۳۳−۸.
- Parada, Carlos, Genealogical Guide to Greek Mythology, Jonsered, Paul Åströms Förlag, 1993. شابک ۹۷۸−۹۱−۷۰۸۱−۰۶۲−۶.
- Pausanias, Pausanias Description of Greece with an English Translation by W.H.S. Jones, Litt.D., and H.A. Ormerod, M.A., in 4 Volumes. Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1918. Online version at the Perseus Digital Library.
- Pindar, Nemean Odes. Isthmian Odes. Fragments, edited and translated by William H. Race, Loeb Classical Library No. 485, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1997. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۵۳۴−۵. Online version at Harvard University Press.
- Pindar, Odes, Diane Arnson Svarlien, 1990. Online version at the Perseus Digital Library. Online version at ToposText.
- Pirenne-Delforge, Vinciane, and Gabriella Pironti, The Hera of Zeus, Cambridge University Press, 2022. شابک ۹۷۸−۱−۱۰۸−۸۸۸۴۷−۹.
- Plutarch, Moralia, Volume VIII: Table-Talk, Books 1-6, translated by P. A. Clement, H. B. Hoffleit, Loeb Classical Library No. 424, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1969. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۴۶۶−۹. Online version at Harvard University Press.
- Plutarch, Moralia, Volume XV: Fragments, translated by F. H. Sandbach, Loeb Classical Library No. 429, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1969. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۴۷۳−۷. Online version at Harvard University Press.
- Quintus Smyrnaeus, Quintus Smyrnaeus: The Fall of Troy, translated by A. S. Way, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1913. Internet Archive.
- Harry, René, Photius: Bibliothèque. Tome III: Codices 186-222, Collection Budé, Paris, Les Belles Lettres, 1962. شابک ۹۷۸−۲−۲۵۱۳۲−۲۲۲−۳. English translation of excerpts by Roger Pearse at Topostext.
- Rohde, Erwin, Psyche: The Cult of Souls and Belief in Immortality among the Greeks, 1925.
- Sandbach, F. H., Plutarch, Moralia, Volume XV: Fragments, Loeb Classical Library No. 429, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 1969. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۴۷۳−۷. Online version at Harvard University Press.
- Salowey, Christina, "The Gigantomachy", in The Oxford Handbook of Heracles, pp. 235–50, edited by Daniel Ogdon, Oxford University Press, 2021. شابک ۹۷۸−۰−۱۹۰−۶۵۱۰۱−۵.
- Sistakou, Evina, "Homer in the Library: Callimachus' Literary Response to Homeric Philology", in More than Homer Knew – Studies on Homer and His Ancient Commentators, edited by Antonios Rengakos, Patrick Finglass and Bernhard Zimmermann, De Gruyter, 2020. شابک ۹۷۸−۳−۱۱۰−۶۹۳۵۸−۴. Online version at De Gruyter.
- Smith, William, Dictionary of Greek and Roman Biography and Mythology, London (1873). Online version at the Perseus Digital Library.
- Smith, Scott R., and Stephen M. Trzaskoma, Apollodorus' Library and Hyginus' Fabulae: Two Handbooks of Greek Mythology, Hackett Publishing, Indianapolis/Cambridge, 2007. شابک ۹۷۸−۰−۸۷۲۲۰−۸۲۱−۶. Google Books.
- Stephanus of Byzantium, Stephani Byzantii Ethnicorum quae supersunt, edited by August Meineke, Berlin, Impensis G. Reimeri, 1849. Google Books. Online version at ToposText.
- Stephanus of Byzantium, Stephani Byzantii Ethnica: Volumen II Delta - Iota, edited by Margarethe Billerbeck and Christian Zubler, De Gruyter, 2011. شابک ۹۷۸−۳−۱۱۰−۲۰۳۴۶−۲. Online version at De Gruyter. Internet Archive. Google Books.
- Strabo, Geography, Editors, H.C. Hamilton, Esq., W. Falconer, M.A., London. George Bell & Sons. 1903. Online version at the Perseus Digital Library
- Torres, José B., Lucius Annaeus Cornutus: Compendium de Graecae Theologiae traditionibus, Bibliotheca Teubneriana, Berlin, De Gruyter, 2018. Online version at De Gruyter.
- Tripp, Edward, Crowell's Handbook of Classical Mythology, Thomas Y. Crowell Co; First edition (June 1970). شابک ۰−۶۹۰−۲۲۶۰۸-X. Internet Archive.
- Tzetzes, John, Scolia eis Lycophroon, edited by Christian Gottfried Müller, Sumtibus F.C.G. Vogelii, 1811. Internet Archive.
- Wendel, Carl, Scholia in Apollonium Rhodium vetera, Hildesheim, Weidmann, 1999. شابک ۹۷۸−۳−۶۱۵−۱۵۴۰۰−۹. Google Books.
- Wendel, Carl, Scholia in Theocritum vetera, Bibliotheca Teubneriana, Leipzig, Teubner, 1914. Internet Archive. Online version at De Gruyter (1966 reprint).
- West, M. L. (1966), Hesiod: Theogony, Oxford University Press, 1966. شابک ۰−۱۹−۸۱۴۱۶۹−۶.
- West, M. L. (1983), The Orphic Poems, Clarendon Press Oxford, 1983. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۸۱۴۸۵۴−۸.
- West, M. L. (1985), The Hesiodic Catalogue of Women: Its Nature, Structure, and Origins, Clarendon Press Oxford, 1985. شابک ۹۷۸−۰−۱۹۸−۱۴۰۳۴−۴.
- West, M. L. (2003), Greek Epic Fragments: From the Seventh to the Fifth Centuries BC, Loeb Classical Library No. 497, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press, 2003. شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۹۹۶۰۵−۲. Online version at Harvard University Press.
- Wissowa, Georg, Realencyclopädie der classischen Altertumswissenschaft, Band 1, Halbband 2, Stuttgart, J. B. Metzler, 1894. Online version at Wikisource.
- Yasumura, Noriko, Challenges to the Power of Zeus in Early Greek Poetry, Bloomsbury Academic, London, 2011. شابک ۹۷۸−۱−۴۷۲−۵۱۹۶۸−۹. Google Books.
- اسطورهشناسی یونانی
- زئوس
- الجیبیتی در اسطورهشناسی یونانی
- ایزدان در ایلیاد
- ایزدان یونانی
- پادشاهان در اسطورهشناسی یونانی
- پادشاهان در اسطورهشناسی
- تجاوز جنسی پرسفونه
- تجاوزگران در اسطورهشناسی
- تیتانها
- خدایان آسمان و هوا
- خدایان تندر
- خدایان عدالت
- دگرپیکری
- دوازده ایزد المپنشین
- شخصیتها در اسطورهشناسی یونان
- شخصیتهای در ادیسه
- مقالههای دارای اختلاف تصویر در ویکیداده و ویکیپدیا
- نامهای خدا
- همجنسگرایی در اسطورهشناسی
- روابط خارج از ازدواج