رئا (اسطوره)
| رئا | |
|---|---|
الههٔ مادر | |
| عضوی از تیتانها | |
رئا سوار بر شیر (سمت چپ)، نقشبرجستهای از محراب پرگامون، سدهٔ دوم پیش از میلاد. | |
| جانوران | شیر |
| نماد | ارابه، دایرهزنگی، تاج، شاخِ فراوانی |
| اطلاعات شخصی | |
| والدین | اورانوس و گایا |
| خواهر و برادر | |
| همسر | کرونوس |
| زادگان | هستیا، هادس، دمتر، پوزئیدون، هرا، زئوس |
| همتایان | |
| همتای رومی | اوپس |
| همتای مصری | نوت |
رِئا (یونانی باستان: Ῥέα) در اسطورهشناسی یونان باستان، یکی از تیتانها و فرزند اورانوس (آسمان) و گایا (زمین) بود. او خواهر و همسر کرونوس بود و از او، هستیا، دمتر، هرا، هادس، پوزئیدون و زئوس را به دنیا آورد.
هنگامی که کرونوس دریافت سرنوشتش این است که همانند پدرش به دست یکی از فرزندان خود سرنگون شود، هر یک از فرزندان رئا را بهمحض تولد میبلعید. اما وقتی رئا ششمین و آخرین فرزند خود، زئوس، را به دنیا آورد، او را پنهانی به کرت برد و مخفی کرد و به جای او سنگی را در قنداق پیچید و به کرونوس داد تا ببلعد. بدینگونه، کوچکترین پسرش را نجات داد؛ پسری که بعدها بر ضد فرمانروایی پدرش برخاست و خواهران و برادرانش را نیز رهایی بخشید. پس از آنکه زئوس کرونوس را شکست داد و خدایان المپ به قدرت رسیدند، رئا از جایگاه خود بهعنوان ملکهٔ خدایان کناره گرفت و به شخصیتی پشتیبان بر کوه المپ بدل شد. بااینحال، در دوران فرمانروایی المپیان نیز در چندین اسطوره نقش داشت. او در زایش نوههایش، آپولون و آرتمیس، حضور یافت و نوهٔ دیگرش، دیونیسوس، را پرورش داد. پس از آنکه هادس، پرسفونه را ربود، زئوس رئا را نزد دمتر فرستاد تا او را آرام کند. همچنین در اسطورهٔ پلوپس، رئا پس از آنکه این جوان نگونبخت کشته شد، او را دوباره زنده کرد.
در سنتهای کهن، رئا با لقب «مادر خدایان» شناخته میشد و ازاینرو پیوندی نزدیک با گایا و کیبله داشت؛ دو الههای که کارکردهایی مشابه او داشتند. یونانیان دورهٔ کلاسیک او را مادر خدایان و الهگان المپ میدانستند. رومیان نیز رئا را با ماگنا ماتر («مادر بزرگ»، صورت رومیِ کیبله) و نیز الههٔ اوپس همانند میشمردند.
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام رِئا (یونانی باستان: Ῥέα) از دیرباز موضوع بحث زبانشناسان بوده و ریشهٔ آن بهطور قطعی شناخته نشده است. از روزگار باستان، برخی نویسندگان یونانی این نام را با فعل یونانی ῥέω (رِئو، «جریان داشتن» یا «روان بودن») مرتبط میدانستند و آن را اشارهای به جریان همیشگی زمان، نسلها یا نیروهای زایندهٔ طبیعت تفسیر میکردند؛ با این حال، زبانشناسان امروزی این ارتباط را بیشتر نوعی ریشهشناسی عامیانه میدانند و آن را از نظر زبانشناختی تأیید نمیکنند.[۱] بیشتر پژوهشگران معاصر بر این باورند که نام رئا، همانند نام بسیاری از تیتانها و ایزدان کهن یونان، احتمالاً از لایهای پیشایونانی سرچشمه گرفته است؛ یعنی واژهای که پیش از ورود یونانیزبانان به سرزمین یونان در زبانهای بومی آن ناحیه رواج داشته و بعدها وارد زبان یونانی شده است. ازاینرو، برای این نام ریشهشناسی هندواروپاییِ پذیرفتهشدهای وجود ندارد.[۱][۲]
در منابع یونانی، رئا بیش از آنکه با معنای نام خود شناخته شود، با جایگاهش بهعنوان مادر خدایان و همسر کرونوس شناخته میشود. از دورهٔ کلاسیک به بعد، نویسندگان یونانی و سپس رومی، او را بهطور فزایندهای با الههٔ بزرگ آسیای صغیر، یعنی سیبل، همانند دانستند؛ موضوعی که بعدها بر شمایلنگاری و آیینهای پرستش رئا نیز تأثیر چشمگیری گذاشت.[۳][۴]
اسطورهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]جایگاه در میان تیتانها
[ویرایش | اشتراکگذاری]رئا از تیتانهای نسل نخست و دختر اورانوس و گایا بود.[۵] او یکی از دوازده تیتان اصلی به شمار میرفت و خواهر کرونوس، اوکئانوس، کوئوس، کریوس، یاپتوس، هیپریون، تمیس، تتیس، فوبه، منموسینه و تئا بود.[۶]
در منابع اساطیری، رئا بیش از آنکه شخصیتی فعال باشد، به عنوان «مادر خدایان» شناخته میشود. او نمایندهٔ باروری، مادری و تداوم نسل ایزدان بود و نقشی بنیادین در انتقال فرمانروایی جهان از نسل تیتانها به المپنشینان ایفا کرد.[۷][۴]
همسری با کرونوس
[ویرایش | اشتراکگذاری]هزیود روایت میکند که اورانوس از فرزندان خود بیم داشت و آنان را در ژرفای گایا زندانی میکرد. گایا که از این رنج به ستوه آمده بود، از فرزندانش خواست علیه پدر بشورند و تنها کرونوس، کوچکترین تیتان، این کار را پذیرفت. او با داسی که گایا برایش ساخته بود، اورانوس را سرنگون کرد و پس از به دست گرفتن فرمانروایی جهان، با خواهر خود رئا ازدواج کرد.[۸] در مقابل، آپولودوروس تنها زندانی شدن هکاتونکایرها و سیکلوپها را به دست اورانوس ذکر میکند و تیتانها را آزاد میداند.[۹] در روایتی دیگر که رابرت گریوز از منابع کهن نقل میکند، پیش از فرمانروایی کرونوس، اوفیون و همسرش اورینومه، دختر اوکئانوس، بر کوه المپ فرمان میراندند. رئا و کرونوس با آنان جنگیدند، اوفیون را به رود اقیانوس افکندند و رئا نیز در کشتی با اورینومه پیکار کرد و او را شکست داد؛ سپس آن دو بر جهان فرمان راندند.[۱۰]

رئا شش فرزند برای کرونوس به دنیا آورد: هستیا، دمتر، هرا، هادس، پوزئیدون و زئوس.[۱۱] اما گایا و اورانوس به کرونوس پیشگویی کرده بودند که همانگونه که او پدرش را از قدرت برکنار کرده است، روزی یکی از فرزندانش نیز چنین خواهد کرد. ازاینرو، کرونوس هر فرزندی را که رئا میزایید، بیدرنگ میبلعید.[۱۲] هنگامی که رئا باردار زئوس شد، دیگر تاب از دست دادن فرزندش را نداشت. او با راهنمایی گایا و اورانوس، زئوس را در غاری در کرت به دنیا آورد و سنگی را در قنداق پیچید و به جای نوزاد به کرونوس سپرد. کرونوس نیز بیآنکه به نیرنگ پی ببرد، سنگ را بلعید.[۱۳][۱۴] رئا سپس زئوس را در غاری بر کوه ایدا یا، بنا بر برخی روایتها، کوه دیکته پنهان کرد. کورِتها با کوبیدن نیزهها بر سپرهای خود، گریهٔ نوزاد را از گوش کرونوس پنهان میکردند و آمالتیا او را با شیر خود میپروراند.[۱۵][۱۶] در برخی روایتهای متأخر آمده است که به فرمان رئا، سگی زرین از بز مقدس آمالتیا نگهبانی میکرد. زئوس پس از رسیدن به فرمانروایی، آن بز را در صورت فلکی «بُزغاله» جاودانه ساخت، اما سگ زرین بعدها به دست پاندارئوس ربوده شد.[۱۷]
در نقشبرجستهای از پرستشگاه هکاته در لاگینا، روایتی کمتر شناختهشده دیده میشود که در آن هکاته نیز در نجات زئوس با رئا همکاری میکند. در این تصویر، هکاته سنگِ قنداقپیچ را به کرونوس میدهد، در حالی که نوزاد واقعی را به مکانی امن منتقل میکنند.[۱۸] بر پایهٔ روایتی دیگر، رئا روزی کرونوس را در حال همبستری با پریای به نام فیلیرا غافلگیر کرد. کرونوس برای پنهان کردن هویت خود، به اسبی نر دگرگون شد و از آن پیوند، کنتاور خردمند، خیرون، زاده شد.[۱۹][۲۰] سرانجام، هنگامی که زئوس به بلوغ رسید، رئا ــ یا بنا بر برخی روایتها متیس ــ دارویی به کرونوس خوراند که او را واداشت همهٔ فرزندانی را که بلعیده بود، به همراه سنگ واپسین، بیرون بیاورد.[۲۱][۲۲]
اساطیر دیگر
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از آنکه زئوس فرمانروایی جهان را به دست گرفت، رئا دیگر نقشی در ادارهٔ جهان نداشت، اما همچنان بهعنوان مادر خدایان، پشتیبان فرزندان و نوادگان خود باقی ماند و در بسیاری از اسطورهها به یاری آنان شتافت.[۲۳][۴] در برخی روایتها آمده است که رئا با ازدواج زئوس و هرا موافق نبود و از همین رو آن دو ناچار شدند پیوند خود را پنهانی برقرار کنند.[۲۴][۲۵] رئا در هنگام زاده شدن آپولون و آرتمیس نیز در کنار دیگر الهگان حاضر بود. هنگامی که هرا، ایلیثویا، الههٔ زایمان، را از یاری رساندن به لتو بازداشت، رئا از جمله الهگانی بود که در کنار لتو ماند و از او پشتیبانی کرد. در برخی سنتها، او خود نیز با زایمان آسان و حمایت از مادران پیوند داشت.[۲۶][۲۷]
در سرود هومری به دمتر، پس از آنکه پرسفونه از جهان زیرین بازگردانده شد، زئوس رئا را نزد دمتر فرستاد تا اندوه او را پایان دهد و وی را به بازگشت به کوه المپ ترغیب کند.[۲۸] رئا همچنین سرپرستی دیونیسوس را پس از مرگ مادرش، سِمله، بر عهده گرفت. بنا بر برخی روایتها، هنگامی که هرا دیونیسوس را به دیوانگی گرفتار کرد، رئا او را درمان نمود و آیینهای رازآمیز و مناسک وابسته به خود را به او آموخت. در برخی منابع نیز آمده است که او سنگ آمتیست را به دیونیسوس بخشید؛ سنگی که بعدها خاصیت جلوگیری از مستی به آن نسبت داده شد.[۲۹][۳۰] باکخیلیدس روایت میکند که رئا، پلوپس را پس از آنکه پدرش تانتالوس او را کشت و گوشتش را برای خدایان پیشکش کرد، دوباره زنده ساخت.[۳۱][۳۲]
در اساطیر مرتبط با جنگ تروآ، گاه رئا با کیبله یکی دانسته میشود. در این روایتها، او آینیاس و خاندانش را مورد حمایت قرار میدهد. همچنین هنگامی که تورنوس کشتیهای آینیاس را به آتش کشید، رئا آن کشتیها را که از درختان مقدس او ساخته شده بودند، به پریان دریایی تبدیل کرد تا نابود نشوند.[۳۳][۳۴] در اسطورهٔ آتالانتا و هیپومنس نیز آمده است که این دو پس از ازدواج، حرمت معبد رئا را شکستند و در آنجا با یکدیگر همبستر شدند. رئا از این بیحرمتی خشمگین شد و هر دو را به شیر تبدیل کرد.[۳۵][۳۶] در برخی سنتهای فریگی، رئا کسانی را که به او بیحرمتی یا قصد تجاوز داشتند، مجازات میکرد. از جمله روایت شده است که مردی به نام سانگاس به رود سانگاریوس تبدیل شد و مرد دیگری به نام پیروس به سبب گستاخی در برابر الهه، به سنگ بدل گردید.[۳۷][۳۸]
در سنتهای اورفیکی، روایتی متفاوت از رئا نقل شده است. بر پایهٔ این روایت، زئوس شیفتهٔ مادر خود شد و در تعقیب او، هر دو به شکل مار درآمدند. از این پیوند، پرسفونه زاده شد و سپس رئا در قالب دمتر جلوهگر گردید. این روایت به سنت رایج اسطورهشناسی یونان تعلق ندارد و بیشتر بازتاب آموزههای آیینهای رازآمیز اورفیکی است.[۳۹][۴۰]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]
رئا تا پیش از سدهٔ چهارم پیش از میلاد، بهندرت در هنر یونان بهصورت شخصیتی مستقل به تصویر کشیده میشد. از این دوره به بعد، با گسترش نفوذ آیینهای آسیای صغیر و همانندسازی او با کیبله، شمایلنگاری رئا نیز بهتدریج از الگوهای هنری کیبله تأثیر پذیرفت؛ به همین دلیل، در بسیاری از آثار دورهٔ هلنیستی و سپس رومی، تشخیص این دو الهه از یکدیگر دشوار یا حتی ناممکن است.[۴۱][۴۲]
رئا معمولاً به صورت زنی باشکوه و سالخورده، با جامهای بلند و ردایی سنگین، بر تختی سلطنتی نشان داده میشود. بر سر او اغلب تاج بارودار، نماد شهرها و فرمانروایی، یا پولوس، تاج استوانهای بلند ویژهٔ الهگان مادر، قرار دارد. در بسیاری از نقشبرجستهها، دو شیر در دو سوی تخت او نشستهاند یا الهه بر ارابهای دیده میشود که دو شیر آن را میکشند. گاه نیز خود بر پشت شیری نشسته است؛ شیری که نماد قدرت، فرمانروایی بر طبیعت و پیوند او با کوهستانهای وحشی به شمار میرفت.[۴۳][۴۴] از دیگر ویژگیهای شمایلنگاری رئا، در دست داشتن تیمپانون (دایرهزنگی یا طبل آیینی) است؛ سازی که با آیینهای شورمندانهٔ او و بعدها با مناسک کیبله پیوند یافت. گاهی نیز عصا یا صولجانی در دست دارد و در کنار او شیران، کاهنان یا خدمتگزاران آیینی دیده میشوند. این تصویرها بیش از آنکه بازتاب اساطیر یونانی باشند، حاصل تلفیق تدریجی سنتهای یونانی و فریگی دربارهٔ «مادر خدایان» هستند.[۴۵][۴۶]
در هنر رومی، رئا تقریباً بهطور کامل با کیبله یکی دانسته شد. کیبله با عنوان «مادر بزرگ خدایان ایدایی» از فریگیه به روم راه یافت و بهعنوان یکی از مهمترین ایزدبانوان رسمی دولت روم پرستش شد. از اینرو، بیشتر پیکرهها، نقشبرجستهها و سکههای رومی که با نام رئا یا مادر خدایان شناخته میشوند، در واقع همان ویژگیهای شمایلنگاری کیبله را دارند.[۴۷][۴۸] از دیدگاه دینی نیز رئا در سنت رومی گاه با اوپس، الههٔ فراوانی، حاصلخیزی و نعمت، همانندسازی میشد؛ هرچند اوپس از نظر منشأ اسطورهای و کارکرد مذهبی، ایزدبانویی مستقل بود و این همسانانگاری بیشتر نتیجهٔ تفسیرهای متأخر نویسندگان رومی به شمار میرود.[۴۴][۴۹]
آیینهای پرستش
[ویرایش | اشتراکگذاری]
برخلاف بسیاری از ایزدان بزرگ یونان، رئا آیین محلی نیرومند یا حوزهٔ نفوذ دینی مشخصی نداشت و پرستش او هرگز به گستردگی پرستش زئوس، هرا یا دمتر نرسید. بااینحال، او بهعنوان «مادر خدایان» در نقاط مختلف جهان یونانی مورد احترام بود. کهنترین سنتهای پرستش او به جزیرهٔ کرت بازمیگردد؛ جایی که بنا بر اساطیر، زئوس دوران نوزادی خود را در غارهای کوه ایدا یا دیکته، زیر سرپرستی رئا، سپری کرده بود.[۷][۵۰] آیینهای رئا با موسیقی پرهیجان، سرودهای مذهبی و رقصهای آیینی همراه بود. در این مناسک از تیمپانون (طبلی دستی)، سنج، دایره و دیگر سازهای کوبهای استفاده میشد تا پرستندگان را به حالت شور و خلسهٔ دینی برسانند. کاهنان و خدمتگزاران او با کوبیدن سپرهای مفرغی و اجرای رقصهای جنگاورانه، خود را همانند کورتها و داکتیلها، نگهبانان افسانهای زئوس نوزاد، میآراستند.[۵۱][۵۲] بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که این آیینهای شورمندانه بعدها بر پرستش کیبله، الههٔ بزرگ فریگی، تأثیر گذاشت یا دستکم در دورهٔ هلنیستی با آن درآمیخت. از همین رو، در منابع متأخر یونانی، رئا و کیبله اغلب یک الهه پنداشته میشوند و ویژگیهای آیینی و شمایلنگاری آنان با یکدیگر تلفیق شده است.[۵۳][۴۵]
رئا معمولاً با لقب «مِتِر تِئون» («مادر خدایان») پرستش میشد و بسیاری از پرستشگاههایی که در منابع باستانی با نام «مادر خدایان» شناخته میشوند، احتمالاً به او یا به رئا و کیبله در قالبی مشترک اختصاص داشتند. پاوسانیاس از معابد «مادر خدایان» در آناگیروسِ آتیک، مگالوپولیس در آرکادیا، آکروکورینتوس و نیز کرامیکوسِ آتن یاد میکند. به گفتهٔ او، تندیس «مادر خدایان» در کرامیکوس اثر فیدیاس بود.[۵۴][۵۵][۵۶] در اسپارت نیز پرستشگاهی برای الهه با عنوان «مِتِر مِگاله» («مادر بزرگ») وجود داشت که نشاندهندهٔ اهمیت این عنوان در آیینهای لاکونیاست.[۵۷] در المپیا نیز معبدی به نام متروئون («معبد مادر») به او اختصاص داشت. پاوسانیاس گزارش میدهد که این بنا در روزگار او همچنان نام کهن خود را حفظ کرده بود، هرچند تندیس رئا یا مادر خدایان دیگر در آن وجود نداشت و جای آن را تندیسهای امپراتوران روم گرفته بودند.[۵۸] پاوسانیاس همچنین از پرستشگاه رئا در آکرایا در لاکونیا یاد میکند و مینویسد که مردم آن شهر، نیایشگاه خود را کهنترین پرستشگاه رئا در سراسر پلوپونز میدانستند. به گفتهٔ او، در این مکان تندیسی مرمری و بسیار باشکوه از «مادر خدایان» قرار داشت که از آثار برجستهٔ مذهبی منطقه به شمار میرفت.[۵۹]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 Beekes 2010, p. 1405.
- ↑ West 1966, pp. 146–147.
- ↑ Burkert 1985, pp. 171–173.
- 1 2 3 Larson 2007, pp. 69–71.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 132–138.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.1.3.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 171–174.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 154–210.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.1.1.
- ↑ Graves 1955, pp. 34–35.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 453–458.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 459–467.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 470–500.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.1.6.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.1.6–1.1.7.
- ↑ Grimal 1996, pp. 479–480.
- ↑ Antoninus Liberalis, 1992 & 30.
- ↑ Larson 2007, pp. 212–213.
- ↑ Apollonius Rhodius, 2008 & 2.1231–1241.
- ↑ Grimal 1996, p. 99.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.2.1.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony, 492–500.
- ↑ Graves 1955, pp. 42–46.
- ↑ Scholia on Homer, Iliad & 14.295.
- ↑ Graves 1955, p. 92.
- ↑ Callimachus & Hymn to Delos, pp. 225–274.
- ↑ Larson 2007, pp. 70–71.
- ↑ Homeric Hymn to Demeter.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 3.5.1.
- ↑ Nonnus, Dionysiaca & 9.1–30.
- ↑ Bacchylides & Fragment 42.
- ↑ Graves 1955, p. 112.
- ↑ Virgil, Aeneid & 9.77–122.
- ↑ Hard 2004, p. 359.
- ↑ Ovid, Metamorphoses & 10.681–707.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 3.9.2.
- ↑ Antoninus Liberalis, Metamorphoses & 30.
- ↑ Grimal 1996, p. 389.
- ↑ Orphic Fragments & 58.
- ↑ West 1983, pp. 88–90.
- ↑ Roller 1999, pp. 165–173.
- ↑ Boardman 1985, pp. 186–188.
- ↑ Roller 1999, pp. 170–177.
- 1 2 Grimal 1996, p. 390.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 177–179.
- ↑ Roller 1999, pp. 181–188.
- ↑ Livy & 29.10–14.
- ↑ Roller 1999, pp. 263–281.
- ↑ Larson 2007, pp. 72–73.
- ↑ Larson 2007, pp. 71–73.
- ↑ Burkert 1985, pp. 172–176.
- ↑ Roller 1999, pp. 44–52.
- ↑ Roller 1999, pp. 165–188.
- ↑ Pausanias & 1.3.5.
- ↑ Pausanias & 2.4.7.
- ↑ Pausanias & 8.31.3.
- ↑ Pausanias & 3.19.4.
- ↑ Pausanias & 5.20.9.
- ↑ Pausanias & 3.22.4.
منابع و برای مطالعه بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Apollodorus, Apollodorus, The Library, with an English Translation by Sir James George Frazer, F.B.A., F.R.S. in 2 Volumes. Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1921. Online version at the Perseus Digital Library.
- Apollonius Rhodius, Argonautica translated by Robert Cooper Seaton (1853–1915), R. C. Loeb Classical Library Volume 001. London, William Heinemann Ltd, 1912. Online version at the Topos Text Project.
- Anonymous, The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White. Homeric Hymns. Cambridge, MA., Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Antoninus Liberalis, The Metamorphoses of Antoninus Liberalis translated by Francis Celoria (Routledge 1992). Online version at the Topos Text Project.
- Caldwell, Richard, Hesiod's Theogony, Focus Publishing/R. Pullins Company (June 1, 1987). شابک ۹۷۸−۰−۹۴۱۰۵۱−۰۰−۲.
- Callimachus. Hymns, translated by Alexander William Mair (1875–1928). London: William Heinemann; New York: G. P. Putnam's Sons. 1921. Online version at the Topos Text Project.
- Clement of Alexandria, Recognitions from Ante-Nicene Library Volume 8, translated by Smith, Rev. Thomas. T. & T. Clark, Edinburgh. 1867. Online version at theoi.com
- Diodorus Siculus, Diodorus Siculus: The Library of History. Translated by Charles Henry Oldfather. Twelve volumes. Loeb Classical Library. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press; London: William Heinemann, Ltd. 1989.Online version at the Lacus Curtius: Into the Roman World.
- Fowler, R. L. (2013), Early Greek Mythography: Volume 2: Commentary, Oxford University Press, 2013. شابک ۹۷۸−۰۱۹۸۱۴۷۴۱۱.
- Fulgentius, Mythologies translated by Whitbread, Leslie George. Ohio State University Press.1971. Online version at theoi.com
- Gantz, Timothy, Early Greek Myth: A Guide to Literary and Artistic Sources, Johns Hopkins University Press, 1996, Two volumes: شابک ۹۷۸−۰−۸۰۱۸−۵۳۶۰−۹ (Vol. 1), شابک ۹۷۸−۰−۸۰۱۸−۵۳۶۲−۳ (Vol. 2).
- Grimal, Pierre, The Dictionary of Classical Mythology, Wiley-Blackwell, 1996. شابک ۹۷۸−۰−۶۳۱−۲۰۱۰۲−۱.
- Hard, Robin, The Routledge Handbook of Greek Mythology: Based on H. J. Rose's "Handbook of Greek Mythology", Psychology Press, 2004, شابک ۹۷۸۰۴۱۵۱۸۶۳۶۰. Google Books.
- Hesiod, The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, MA., Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homer, The Iliad with an English Translation by A. T. Murray, Ph.D. in two volumes. Cambridge, MA., Harvard University Press; London, William Heinemann, Ltd. 1924. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homer, The Odyssey with an English Translation by A. T. Murray, Ph.D. in two volumes. Cambridge, MA., Harvard University Press; London, William Heinemann, Ltd. 1919. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homeric Hymn 2 to Demeter, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Homeric Hymn 3 to Apollo, in The Homeric Hymns and Homerica with an English Translation by Hugh G. Evelyn-White, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1914. Online version at the Perseus Digital Library.
- Frisk, Hjalmar (1970) Griechisches Etymologisches Worterbuch Band 2, Carl Winter Universitätsverlag.
- Hopkinson, N, "Rhea in Callimachus' Hymn to Zeus" in The Journal of Hellenic Studies, Vol. 104 (1984), 176–177. JSTOR 630292
- Hyginus, Fabulae from The Myths of Hyginus translated and edited by Mary Grant. University of Kansas Publications in Humanistic Studies. Online version at the Topos Text Project.
- Johnston, Sarah Iles, (1991). Restless Dead: Encounters Between the Living and the Dead in Ancient Greece. شابک ۰−۵۲۰−۲۱۷۰۷−۱
- Kerényi, Karl (1976), Dionysos: Archetypal image of indestructible life, trans. Ralph Manheim, Princeton University Press, 1976. شابک ۰−۶۹۱−۰۹۸۶۳−۸.
- Kern, Otto. Orphicorum Fragmenta, Berlin, 1922. Internet Archive.
- Lycophron, Alexandra (or Cassandra) in Callimachus and Lycophron with an English translation by A. W. Mair; Aratus, with an English translation by G. R. Mair, London: W. Heinemann, New York: G. P. Putnam 1921 . Internet Archive
- Meisner, Dwayne A., Orphic Tradition and the Birth of the Gods, Oxford University Press, 2018. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۰۶۶۳۵۲−۰.
- Nonnus, Dionysiaca translated by William Henry Denham Rouse (1863–1950), from the Loeb Classical Library, Cambridge, MA, Harvard University Press, 1940. Online version at the Topos Text Project.
- Oppian, Cynegetica in Oppian, Colluthus, Tryphiodorus, With an English Translation by A. W. Mair, London, W. Heinemann, 1928. Internet Archive.
- Ovid, Metamorphoses translated by Brookes More (1859–1942). Boston, Cornhill Publishing Co. 1922. Online version at the Topos Text Project.
- Pausanias, Pausanias Description of Greece with an English Translation by W. H. S. Jones, Litt.D., and H.A. Ormerod, M.A., in 4 Volumes. Cambridge, MA, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1918. Online version at the Perseus Digital Library.
- Plato, Cratylus in Plato in Twelve Volumes, Vol. 12 translated by Harold N. Fowler, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1925. Online version at the Perseus Digital Library.
- Plato, Timaeus in Plato in Twelve Volumes, Vol. 9 translated by W. R. M. Lamb, Cambridge, Massachusetts, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1925. Online version at the Perseus Digital Library.
- Strabo, Geography, Editors, H. C. Hamilton, Esq., W. Falconer, M.A., London. George Bell & Sons. 1903. Online version at the Perseus Digital Library
- Tripp, Edward, Crowell's Handbook of Classical Mythology, Thomas Y. Crowell Co; First edition (June 1970). شابک ۰۶۹۰۲۲۶۰۸X.
- Valerius Flaccus, Argonautica translated by Mozley, J. H. Loeb Classical Library Volume 286. Cambridge, MA, Harvard University Press; London, William Heinemann Ltd. 1928. Online version at theoi.com.
- Virgil, Aeneid. Theodore C. Williams. trans. Boston. Houghton Mifflin Co. 1910. Online version at the Perseus Digital Library.
- Virgil, Georgics in Bucolics, Aeneid, and Georgics Of Vergil. J. B. Greenough. Boston. Ginn & Co. 1900. Online version at the Perseus Digital Library.
- West, M. L. (1983), The Orphic Poems, Clarendon Press Oxford, 1983. شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۸۱۴۸۵۴−۸.