پوزئیدون
| پوزئیدون | |
|---|---|
| |
| عضوی از دوازده ایزد المپنشین | |
تندیس عظیمالجثهٔ پوزئیدون، که احتمالاً در یکی از کارگاههای مجسمهسازی آفرودیسیاس (آسیای صغیر) ساخته شده است. | |
| اقامتگاه |
|
| نماد | نیزهٔ سهشاخ، ماهی، دلفین، اسب، گاو نر |
| اطلاعات شخصی | |
| والدین | کرونوس و رئا |
| خواهر و برادر | هادس، دمتر، هستیا، هرا، زئوس |
| همسر | آمفیتریته |
| همتای رومی | نپتون |
پوزئیدون یا پوسایْدُن (یونانی باستان: Ποσειδῶν؛ آوانگاری: پوسیدون) یکی از دوازده ایزد المپی در دین و اسطورهشناسی یونان باستان بود و بر دریا، طوفانها، زمینلرزهها و اسبها فرمانروایی میکرد. او محافظ دریانوردان و نگهبان بسیاری از شهرها و مستعمرههای یونانی بود. در یونان عصر برنزِ پیش از دورهٔ المپیها (تمدن اژه)، پوزئیدون بهعنوان یکی از خدایان اصلی در پیلوس و تبای پرستش میشد و لقب آیینی «زمینلرزان» را داشت. در اسطورههای آرکادیای دورافتاده، او با دمتر و دِسپوینا ارتباط داشت و هم به شکل یک اسب و هم بهعنوان خدای آبها مورد پرستش قرار میگرفت. پوزئیدون نزد بیشتر یونانیان هر دو ارتباط را حفظ کرد: او رامکننده یا پدر اسبها دانسته میشد و باور داشتند که با ضربهٔ نیزهٔ سهشاخهٔ خود چشمهها را پدید آورده است (در زبان یونانی، واژههای مربوط به اسب و چشمه با یکدیگر ارتباط دارند). همتای رومی او نپتون بود.
هومر و هزیود روایت میکنند که پوزئیدون پس از سرنگونی پدرش کرونوس، زمانی فرمانروای دریا شد که جهان میان سه پسر کرونوس با قرعه تقسیم گردید: زئوس آسمان را به دست آورد، هادس جهان زیرین را دریافت کرد و پوزئیدون صاحب دریاها شد؛ در حالی که زمین و کوه المپ بهطور مشترک به هر سه تعلق داشت. در کتابهای تیمائوس و کریتیاس اثر افلاطون، جزیرهٔ افسانهای آتلانتیس قلمرو پوزئیدون معرفی شده است. در ایلیاد هومر، پوزئیدون در جریان جنگ تروآ از یونانیان در برابر ترواییها حمایت میکند.
در اودیسه، هنگام سفر دریایی قهرمان یونانی اودیسئوس از تروآ به سوی خانهاش در ایتاکا، او خشم پوزئیدون را برمیانگیزد؛ زیرا پسر او، پولوفموس، یکی از سیکلوپها، را کور میکند. در نتیجه پوزئیدون او را با طوفانهایی مجازات میکند؛ طوفانهایی که باعث نابودی کامل کشتی او، مرگ بسیاری از همراهانش و به تأخیر افتادن بازگشتش به مدت ده سال میشوند. طبق افسانهها، آتنا پس از رقابتی با پوزئیدون، الههٔ نگهبان شهر آتن شد؛ هرچند پوزئیدون همچنان در آکروپولیس حضور داشت و به شکل جانشین خود، ارِختئوس، مورد احترام بود. پس از این رقابت، پوزئیدون سیلی عظیم به دشت آتیک فرستاد تا آتنیها را به دلیل انتخاب نکردن او مجازات کند. افسانههای دیگری نیز رقابتهای مشابهی میان پوزئیدون و دیگر خدایان برای به دست آوردن مقام نگهبانی یک شهر روایت میکنند.
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]ریشهٔ نام پوزئیدون (یونانی باستان: Ποσειδῶν) از دیرباز موضوع بحث میان زبانشناسان و پژوهشگران اسطورهشناسی بوده است و معنای دقیق و قطعی آن هنوز مشخص نیست. برخلاف بسیاری از نامهای خدایان یونانی، نام پوزئیدون بهسادگی از واژگان شناختهشدهٔ یونانی قابل توضیح نیست. قدیمیترین شکل شناختهشدهٔ این نام در الواح دورهٔ تمدن میسنی از هزارهٔ دوم پیش از میلاد دیده میشود؛ جایی که نام او به صورت «پوسیدائون» ثبت شده است. این شواهد نشان میدهد که پوزئیدون از جمله خدایانی بوده که پیش از شکلگیری اساطیر کلاسیک یونان پرستش میشده است.[۱] یکی از نظریههای رایج، نام پوزئیدون را ترکیبی از دو بخش میداند: بخش نخست «پوسی-» و بخش دوم عنصری مرتبط با واژهٔ یونانی «دا» یا «گِه» به معنای «زمین». بر پایهٔ این تفسیر، نام او ممکن است معنایی مانند «سرور زمین» یا «همراه و همسر زمین» داشته باشد. این برداشت با جایگاه کهن پوزئیدون در ارتباط است؛ زیرا او در دورههای قدیمیتر تنها خدای دریا نبود، بلکه با زمینلرزهها، نیروهای زیرزمینی، چشمهها و باروری زمین نیز پیوند داشت. لقب مشهور او «زمینلرزان» بود؛ لقبی که نشاندهندهٔ ارتباط باستانی او با حرکت و لرزش زمین است.[۲]
برخی پژوهشگران نیز بخش نخست نام او را با واژهٔ یونانی «پوسیس» به معنای «سرور، شوهر یا صاحب» مرتبط دانستهاند و از این راه، پوزئیدون را «سرور زمین» تفسیر کردهاند؛ هرچند این تحلیل از نظر زبانشناختی قطعی نیست. دیدگاههای دیگری نیز مطرح شدهاند که نام او را با مفاهیمی مانند آب، رطوبت یا عناصر پیشایونانی مرتبط میدانند؛ زیرا ساختار نام پوزئیدون احتمالاً بازماندهٔ دورهای بسیار کهنتر از زبان و فرهنگ یونانی کلاسیک است.[۳][۴] به همین دلیل، اگرچه پوزئیدون در دورهٔ کلاسیک یونان بیشتر به عنوان خدای دریا شناخته میشد، ریشهٔ نام او احتمالاً به دورهای بازمیگردد که او جایگاهی گستردهتر بهعنوان ایزد نیروهای طبیعی، زمین، آبهای زیرزمینی و لرزشهای زمین داشت.[۵]
اسطورهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سالهای آغازین و جنگ تایتانها
[ویرایش | اشتراکگذاری]در روایت رایج اسطورهای، پوزئیدون فرزند تایتانها، کرونوس و رئا، بود. او یکی از شش فرزند این زوج به شمار میرفت و پس از هستیا، دمتر، هرا و هادس و پیش از زئوس زاده شد.[۶][۷] کرونوس که از پیشگویی مربوط به سقوط خود به دست یکی از فرزندانش آگاه شده بود، هر یک از فرزندانش را بلافاصله پس از تولد میبلعید. پوزئیدون نیز همچون خواهران و برادران بزرگترش گرفتار همین سرنوشت شد. اما هنگامی که زئوس، کوچکترین فرزند، زاده شد، رئا او را در کرت پنهان کرد و به جای او سنگی پیچیده در قنداق به کرونوس داد و او نیز بیآنکه متوجه شود آن را بلعید.[۸][۹] پس از آنکه زئوس به بلوغ رسید، با یاری متیس، کرونوس را وادار کرد تا فرزندانی را که بلعیده بود بازپس آورد. بدین ترتیب پوزئیدون و دیگر فرزندان کرونوس از شکم او خارج شدند و در کنار زئوس علیه تایتانها وارد جنگ شدند.[۱۰][۱۱]

در جریان جنگ تایتانها، سیکلوپها سلاحهای الهی را برای سه برادر ساختند: صاعقه برای زئوس، کلاه نامرئیکننده برای هادس و نیزهٔ سهشاخه برای پوزئیدون. این سلاح بعدها به مهمترین نماد پوزئیدون تبدیل شد. پس از ده سال نبرد، المپیان پیروز شدند و فرمانروایی جهان را از تایتانها گرفتند.[۱۰][۱۲] بر پایهٔ روایت هومر و آپولودوروس، پس از پیروزی بر تایتانها، زئوس، پوزئیدون و هادس جهان را میان خود تقسیم کردند. زئوس فرمانروایی آسمان را به دست آورد، هادس بر جهان زیرین حکومت یافت و پوزئیدون فرمانروای دریاها شد؛ در حالی که زمین و کوه المپ بهطور مشترک به هر سه برادر تعلق داشت.[۱۳][۱۰]
در برخی سنتهای محلی، روایت متفاوتی دربارهٔ کودکی پوزئیدون نقل شده است. بر پایهٔ یکی از این روایتها، رئا او را از کرونوس پنهان کرد و به جای او کرهاسبی به کرونوس داد. سپس کودک را به نیمفی به نام سینوئسا سپرد که بعدها به سبب انکار حضور او، «آرنه» («انکارکننده») نام گرفت.[۱۴] در روایت دیگری که با سنتهای محلی رودس پیوند دارد، رئا پوزئیدون را به تلخینها، موجودات افسانهای و کهن جزیرهٔ رودس، سپرد و حوری اقیانوسی کافیرا پرورش او را بر عهده گرفت.[۱۵] بر پایهٔ همین سنت رودسی، پوزئیدون بعدها عاشق هالیا، خواهر تلخینها، شد و از او صاحب شش پسر و دختری به نام رودوس گردید. گفته میشد که پس از نفرین آفرودیته، پسران هالیا گرفتار جنون شدند و سرانجام پوزئیدون آنان را به اعماق دریا فرستاد.[۱۶] هومر همچنین از اقامتگاهی برای پوزئیدون در «اِگائه» یاد میکند؛ مکانی که برخی آن را شهری در آخایا و برخی دیگر کاخی اسطورهای در اعماق دریا دانستهاند.[۱۷][۱۸]
رقابت با آتنا برای سرپرستی آتن
[ویرایش | اشتراکگذاری]
یکی از مشهورترین اسطورههای مربوط به پوزئیدون، رقابت او با آتنا بر سر سرپرستی شهر آتن است. بر پایهٔ این روایت، هنگامی که خدایان برای تعیین ایزد نگهبان شهر گرد آمدند، پوزئیدون و آتنا هر دو مدعی سرپرستی آن بودند. مقرر شد هر یک هدیهای به مردم عرضه کنند و ساکنان شهر یا پادشاه آنان، کِکروپس، بهترین هدیه را برگزینند.[۱۹][۲۰] پوزئیدون نیزهٔ سهشاخهٔ خود را بر صخرهٔ آکروپولیس فرود آورد. در نتیجه، چشمهای از آب شور از دل سنگ جوشید. برخی روایتهای دیگر میگویند که او نخستین اسب را آفرید و آن را به مردم هدیه کرد. هر دو روایت در سنتهای باستانی شناخته شدهاند و احتمالاً بازتاب جنبههای مختلف شخصیت پوزئیدون بهعنوان خدای دریاها و سرور اسبها هستند.[۲۱][۲۲] در مقابل، آتنا درخت زیتون را پدید آورد؛ درختی که چوب، روغن، سوخت و خوراک فراهم میکرد و برای اقتصاد آتیک اهمیت فراوانی داشت. از این رو مردم آتن هدیهٔ آتنا را سودمندتر دانستند و او را بهعنوان الههٔ نگهبان شهر برگزیدند. از آن پس شهر به نام او «آتن» خوانده شد.[۱۹][۲۳] پوزئیدون از این شکست خشمگین شد و بنا بر روایتهای گوناگون، یا دشت آتیک را با سیل فراگرفت یا سرزمین آتن را با خشکسالی مجازات کرد. با وجود این، او همچنان جایگاه مهمی در آیینهای مذهبی آتن حفظ کرد و در آکروپولیس، بهویژه در ارختئوم، در کنار آتنا مورد پرستش قرار میگرفت. یونانیان معتقد بودند نشانهٔ ضربهٔ نیزهٔ سهشاخهٔ او و چشمهٔ آب شور پدیدآمده از آن هنوز در این مکان دیده میشود.[۲۴][۲۵]
در سنت دینی آتن، پوزئیدون پیوندی نزدیک با قهرمان-شاه افسانهای ارِختئوس داشت. گاه این دو چنان به یکدیگر نزدیک میشدند که با عنوان مشترک «پوزئیدون-ارختئوس» مورد پرستش قرار میگرفتند. والتر بورکرت این پیوند را بازتاب کوشش آیین آتنی برای آشتی دادن پرستش کهن پوزئیدون با جایگاه برتر آتنا در شهر میداند.[۲۶] در برخی روایتها، پوزئیدون برای انتقام از آتن، پسر خود اومولپوس را علیه شهر فرستاد. در جنگی که میان آتنیان و نیروهای اومولپوس درگرفت، ارختئوس کشته شد. این اسطوره بخشی از چرخهٔ روایی گستردهای است که رقابت دیرینهٔ آتنا و پوزئیدون را توضیح میدهد.[۲۷][۲۸] پسر دیگر پوزئیدون، هالیرروتیوس، نیز در یکی از اسطورههای مشهور آتنی حضور دارد. بنا بر روایت رایج، او کوشید به آلکیپه، دختر آرس، تجاوز کند. آرس در دفاع از دختر خود او را کشت و سپس در برابر دیگر خدایان محاکمه شد. این محاکمه بر تپهای انجام گرفت که از آن پس «آرئوپاگوس» (تپهٔ آرس) نامیده شد. در پایان، آرس بیگناه شناخته شد.[۲۹][۳۰]
اهمیت این اسطوره در فرهنگ آتن چنان بود که رقابت آتنا و پوزئیدون بر سر سرپرستی شهر، موضوع نقشبرجستههای سنتوری غربی پارتنون قرار گرفت و یکی از برجستهترین تصاویر اسطورهای آتن کلاسیک شد.[۳۱]
ساخت دیوارهای تروآ
[ویرایش | اشتراکگذاری]
یکی از مشهورترین روایتهای مربوط به پوزئیدون، ماجرای ساخت دیوارهای سترگ شهر تروآ است. بر پایهٔ روایتهای اساطیری، زمانی هرا، پوزئیدون و آتنا علیه زئوس توطئه کردند و قصد داشتند او را به بند کشند، اما نقشهٔ آنان با دخالت بریارئوس (آیگائون)، یکی از هکاتونکایرها، ناکام ماند. زئوس پس از بازیابی قدرت، برای تنبیه پوزئیدون و آپولون آنان را وادار کرد برای مدتی در هیئت انسانهای فانی به خدمت لائومدون، پادشاه تروآ، درآیند.[۳۲][۳۳] لائومدون از این دو ایزد خواست باروها و استحکامات تازهای برای شهر تروآ بنا کنند. پوزئیدون دیوارهای عظیم و نفوذناپذیر شهر را ساخت و آپولون نیز گلههای شاه را نگهبانی کرد. این دیوارها بعدها در سراسر اسطورههای یونانی به استحکام و شکستناپذیری شهرت یافتند و گفته میشد بخش بزرگی از مقاومت تروآ در جنگ مشهور تروآ، مدیون همین سازهٔ الهی بوده است.[۳۴][۳۵] در پایان کار، لائومدون برخلاف پیمانی که بسته بود، از پرداخت دستمزد آنان خودداری کرد. او نهتنها اسبهای جاودانهای را که وعده داده بود به پوزئیدون و آپولون نداد، بلکه آنان را تهدید کرد و با بیاحترامی از سرزمین خود راند. این پیمانشکنی در منابع یونانی نمونهای از غرور و ناسپاسی لائومدون به شمار آمده است.[۳۳][۳۶]
پوزئیدون برای انتقام، هیولایی عظیم از دل دریا به سوی تروآ فرستاد که سواحل شهر را ویران میکرد و مردم را به کام مرگ میکشید. پیشگویان اعلام کردند که تنها راه رهایی از این بلا، قربانی کردن هزیونه، دختر لائومدون، برای هیولاست. شاه ناچار دخترش را به صخرهای کنار دریا زنجیر کرد تا خوراک آن موجود شود.[۳۳][۳۷] در همین هنگام، هراکلس که در یکی از دوازده خان خود از آن ناحیه عبور میکرد، پذیرفت در برابر دریافت اسبهای جاودانهٔ لائومدون، هیولا را از میان بردارد. او جانور دریایی را کشت و هزیونه را نجات داد، اما لائومدون بار دیگر از انجام وعدهٔ خود سر باز زد. این خیانت دوم سرانجام هراکلس را بر آن داشت که چندی بعد با سپاهی به تروآ حمله کند، شهر را فتح کند و لائومدون و بیشتر پسرانش را به قتل برساند. تنها پریام، که بعدها پادشاه تروآ شد، از این کشتار جان سالم به در برد.[۳۸][۳۹]
این روایت جایگاه مهمی در اسطورهشناسی یونان دارد؛ زیرا هم منشأ دشمنی دیرینهٔ پوزئیدون با خاندان سلطنتی تروآ را توضیح میدهد و هم علت حمایت او از یونانیان در جریان جنگ تروآ را روشن میسازد. هرچند پوزئیدون خود در ساخت دیوارهای شکستناپذیر تروآ نقش داشت، اما به سبب پیمانشکنی لائومدون، بعدها از نابودی همان شهری پشتیبانی کرد که زمانی آن را با دستان خویش استوار ساخته بود.[۴۰][۴۱]
همسران، معشوقان و فرزندان
[ویرایش | اشتراکگذاری]
گفته میشود که پوزئیدون معشوقان بسیاری، هم زن و هم مرد، داشته است. همسر اصلی او آمفیتریته، یکی از نرئیدها و دختر نرئوس و دوریس، به شمار میرفت.[۴۲][۴۳] در روایتی که اراتوستن نقل کرده است، هنگامی که پوزئیدون از آمفیتریته خواستگاری کرد، او از بیم یا بیمیلی گریخت و نزد اطلس پناه گرفت. پوزئیدون موجودات بسیاری را برای یافتن او فرستاد تا سرانجام دلفینی موفق شد جایگاه او را بیابد و آمفیتریته را به پذیرش این ازدواج متقاعد کند. پوزئیدون نیز برای قدردانی از این خدمت، تصویر دلفین را در آسمان در میان ستارگان جای داد.[۴۴] با این حال، اوپیان روایت دیگری نقل میکند که بر پایهٔ آن، دلفین مخفیگاه آمفیتریته را فاش کرد و پوزئیدون او را ربود و به همسری گرفت.[۴۵] از پیوند پوزئیدون و آمفیتریته، تریتون زاده شد؛ ایزدی دریایی که در هنر و ادبیات یونانی معمولاً به صورت موجودی نیمهانسان و نیمهماهی تصویر میشود.[۴۶][۴۷]
در گفتار افلاطون دربارهٔ آتلانتیس نیز آمده است که پوزئیدون عاشق زنی فانی به نام کلیتو شد. او در مرکز جزیرهای بزرگ برای وی اقامتگاهی ساخت و آن را با حلقههای متحدالمرکز آب و خشکی احاطه کرد. کلیتو پنج جفت پسر دوقلو برای او به دنیا آورد که بزرگترین آنان، اطلس، نخستین فرمانروای آتلانتیس بود و نام خود را به آن سرزمین بخشید.[۴۸][۴۹] یکی دیگر از معشوقههای پوزئیدون آلوپه، دختر کرکیون و از نوادگان خود او، بود. از این پیوند پسری به نام هیپوتوئون زاده شد. هنگامی که کرکیون از ماجرا آگاه شد، دستور داد آلوپه را زندهبهگور کنند، اما پوزئیدون او را به چشمهای مقدس تبدیل کرد.[۵۰][۵۱] پوزئیدون از گایا نیز صاحب پسری غولآسا به نام آنتائوس شد؛ پهلوانی لیبیایی که نیروی خود را از تماس با زمین، یعنی مادرش، به دست میآورد و سرانجام به دست هراکلس کشته شد.[۵۲][۵۳]
در اساطیر یونانی شمار زیادی از قهرمانان، شاهان و موجودات شگفتانگیز به پوزئیدون منسوب شدهاند. تسئوس، هیپوتوئون، اوتوس و افیالتس، پولوفموس، آمیکوس و در برخی روایتها بلروفون از مشهورترین فرزندان او به شمار میروند.[۵۴][۵۵] در برخی نسبنامههای اشرافی آتن نیز خاندان کودروس و ملانتوس، و در نتیجه فیلسوف آتنی افلاطون، تبار خود را در نهایت به پوزئیدون میرساندند.[۵۶]
برخی منابع متأخر همچنین از روابط عاشقانهٔ پوزئیدون با مردان یاد کردهاند. مشهورترین نمونه نریتس، پسر نرئوس و دوریس، است که در روایتی نقلشده توسط آئلیان به عنوان محبوب و همراه پوزئیدون معرفی میشود. بنا بر این روایت، نریتس به سبب زیبایی و تندروی خود شهرت داشت، اما بعدها به وسیلهٔ هلیوس به موجودی دریایی تبدیل شد.[۵۷] پلوپس نیز در برخی سنتهای اساطیری از محبوبان پوزئیدون دانسته شده است. بر پایهٔ این روایتها، پوزئیدون او را به المپ برد و هدیههایی الهی، از جمله ارابهای شگفتانگیز، به وی بخشید.[۵۸][۵۹]
قربانیان تجاوز و آزار
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در اساطیر یونانی، پوزئیدون همچون بسیاری از خدایان دیگر بارها در روایتهایی ظاهر میشود که در آنها زنان، نیمفها یا حتی الهگان را برخلاف میلشان تعقیب میکند یا با آنان رابطهای اجباری برقرار میسازد. این داستانها بخش مهمی از اسطورههای مربوط به او را تشکیل میدهند و در بسیاری موارد به تولد قهرمانان، موجودات افسانهای یا دگرگونیهای شگفتانگیز میانجامند.[۶۰] یکی از کهنترین این روایتها به دمتر مربوط است. پس از ناپدید شدن پرسفونه، دمتر برای گریز از پوزئیدون خود را به شکل مادیانی درآورد و در میان گلهای از اسبها پنهان شد. اما پوزئیدون نیز به شکل اسبی نر درآمد و او را یافت. حاصل این پیوند، اسب شگفتانگیز آریون بود که در برخی روایتها از توانایی سخن گفتن برخوردار بود. در سنتهای آرکادیایی همچنین از تولد دختری رازآمیز به نام دسپوینا از این پیوند یاد شده است.[۶۱][۶۲]
مدوسا، مشهورترین گورگون اساطیر یونانی، نیز در برخی منابع با پوزئیدون پیوند دارد. هزیود روایت میکند که پوزئیدون با مدوسا در مرغزاری پوشیده از گل همبستر شد و پس از آنکه پرسئوس سر مدوسا را برید، پگاسوس و خریسائور از بدن او زاده شدند.[۶۳] با این حال، اووید در روایتی متأخرتر مدعی است که پوزئیدون در معبد آتنا به مدوسا تجاوز کرد و آتنا نیز بهسبب این بیحرمتی، او را به هیولایی هراسانگیز تبدیل ساخت.[۶۴]

آستریا، دختر تایتان کوئوس و فوبه، نیز در برخی روایات برای گریز از تعقیب خدایان دست به دگرگونی میزند. گفته میشود او پس از فرار از زئوس، از دست پوزئیدون نیز گریخت و سرانجام خود را به جزیرهٔ دلوس تبدیل کرد.[۶۵][۶۶] کائنیس، شاهزادهای اهل تسالی، از دیگر شخصیتهایی است که در اسطورهها قربانی پوزئیدون معرفی میشود. پس از آنکه پوزئیدون به او تجاوز کرد، به عنوان جبران، وعده داد هر آرزویی را برآورده کند. کائنیس خواست به مردی شکستناپذیر تبدیل شود تا دیگر هرگز مورد چنین آسیبی قرار نگیرد. پوزئیدون نیز او را به جنگجویی نیرومند به نام کائنئوس بدل ساخت.[۶۷][۶۸] تیرو، دختر سالمونئوس، شیفتهٔ انیپئوس، خدای رودخانه، بود؛ اما عشقش پاسخی نیافت. پوزئیدون با آگاهی از این موضوع، خود را به شکل انیپئوس درآورد و با او همبستر شد. از این پیوند، دو قهرمان نامدار یعنی پلیاس و نلئوس زاده شدند.[۶۹][۷۰] در روایتی دیگر، کورونه، دختر کورونائوس، هدف خواست پوزئیدون قرار گرفت. هنگامی که او از پذیرش خواستهٔ خدای دریا سر باز زد و گریخت، پوزئیدون به تعقیبش پرداخت. آتنا که شاهد ماجرا بود، برای نجات او دختر جوان را به کلاغ تبدیل کرد و بدین ترتیب وی از دست پوزئیدون رهایی یافت.[۷۱][۷۲]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]نمادها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پوزئیدون در اسطورهشناسی و دین یونان باستان مجموعهای از نمادهای پیچیده و چندلایه داشت که بازتابدهندهٔ قلمروهای گوناگون او، یعنی دریا، زمینلرزه، اسبها و نیروهای رامنشدهٔ طبیعت بودند. مهمترین و شناختهشدهترین نماد او نیزهٔ سهشاخه بود؛ سلاحی که به گفتهٔ اسطورهها سیکلوپها در جریان جنگ تیتانها برای او ساختند. یونانیان باور داشتند که پوزئیدون با فروبردن این نیزه در زمین میتوانست چشمهها را پدید آورد، صخرهها را بشکافد، طوفان برانگیزد یا زمینلرزه ایجاد کند. از همین رو، نیزهٔ سهشاخه نه تنها نشانهٔ فرمانروایی او بر دریاها، بلکه نماد قدرت آفریننده و ویرانگر او بر سراسر طبیعت بود.[۷۳]
اسب پس از نیزهٔ سهشاخه مهمترین نماد پوزئیدون به شمار میرفت. پیوند او با اسبها احتمالاً ریشه در باورهای بسیار کهن هندواروپایی و همچنین سنتهای مذهبی دورهٔ میسنی داشت. یونانیان او را «پدر اسبها» و «رامکنندهٔ اسبان» مینامیدند و باور داشتند نخستین اسب را او آفریده است. در اسطورههای آرکادی، پوزئیدون حتی گاه به شکل اسب پرستش میشد و رابطهٔ او با دمتر نیز در قالب دو ایزد اسبگونه روایت شده است.[۷۴][۷۵] دلفین نیز یکی از برجستهترین نمادهای پوزئیدون بود. این جانور نزد یونانیان نماد هدایت، نجات و دوستی با دریانوردان محسوب میشد. در برخی روایات، دلفینی بود که آمفیتریته را برای پوزئیدون یافت و زمینهٔ ازدواج آنان را فراهم کرد. به همین دلیل دلفین در هنر و آیینهای مذهبی او حضوری مداوم داشت و اغلب در کنار تخت یا ارابهٔ خدای دریا دیده میشد.[۷۶] گاو نر نیز جایگاهی ویژه در نمادپردازی پوزئیدون داشت. بسیاری از قربانیهایی که برای او انجام میشد گاو نر بودند و در برخی اسطورهها، از جمله داستان مینوس و گاو کرت، این حیوان مستقیماً با قدرت الهی او پیوند مییافت. پژوهشگران این ارتباط را بازماندهای از آیینهای کهن مدیترانهای میدانند که در آن گاو نماد باروری، نیرو و اقتدار خدایی بود.[۷۷] از دیگر نمادهای پوزئیدون میتوان به ماهی تُن، فوک، اسبهای دریایی، صدفهای بزرگ و موجودات افسانهای دریایی اشاره کرد. در منابع ادبی و آثار هنری، این جانوران معمولاً به عنوان خدمتگزاران یا همراهان خدای دریا ظاهر میشوند و شکوه قلمرو او را نشان میدهند.[۷۸]
درخت کاج نیز در برخی مناطق به پوزئیدون اختصاص داشت. در بازیهای ایستمی که به افتخار او برگزار میشد، تاج برندگان در دورههایی از شاخههای کاج ساخته میشد. این موضوع احتمالاً با اهمیت چوب کاج در کشتیسازی و پیوند آن با زندگی دریایی ارتباط داشته است.[۷۹][۷۳]
در هنر یونان و روم باستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پوزئیدون از دوران آرکائیک تا پایان عصر روم یکی از محبوبترین موضوعات هنر دینی و اسطورهای مدیترانه بود. هنرمندان یونانی او را معمولاً به صورت مردی بالغ، نیرومند و ریشدار تصویر میکردند که از لحاظ شکوه و اقتدار ظاهری به زئوس شباهت داشت. با این حال، نیزهٔ سهشاخه همواره مهمترین ویژگی تمایزدهندهٔ او بود و بیننده را فوراً از هویت شخصیت آگاه میکرد.[۸۰] در سفالینههای دورهٔ آرکائیک (سدههای هفتم و ششم پیش از میلاد)، پوزئیدون اغلب در صحنههای نبرد میان خدایان و غولان، گردهمایی المپیان یا افسانههای دریایی ظاهر میشود. در این تصاویر، او معمولاً در حال بلند کردن نیزهٔ سهشاخه یا حرکت به سوی دشمنان خود دیده میشود. هنرمندان این دوره بر نمایش قدرت فیزیکی و اقتدار جنگجویانهٔ او تأکید داشتند.[۸۱]

در هنر کلاسیک یونان، تصویر پوزئیدون به اوج شکوه خود رسید. مشهورترین نمونه احتمالاً تندیس برنزی آرتمیزیون است که به سدهٔ پنجم پیش از میلاد تعلق دارد. این اثر خدایی را نشان میدهد که بازوان خود را گشوده و آمادهٔ پرتاب سلاح است. هرچند برخی پژوهشگران آن را زئوس میدانند، بسیاری از متخصصان هنر یونان معتقدند که این پیکره در اصل پوزئیدون را هنگام پرتاب نیزهٔ سهشاخه نمایش میدهد.[۸۲] یکی از موضوعات محبوب هنرمندان یونانی، رقابت پوزئیدون و آتنا برای سرپرستی آتن بود. این صحنه بر سنتوری غربی پارتنون نقش بسته بود و ورود بازدیدکنندگان به مهمترین معبد آتن را همراهی میکرد. در این ترکیببندی، دو خدا در لحظهٔ ارائهٔ هدایا و رقابت بر سر شهر به تصویر کشیده شدهاند.[۸۳] پوزئیدون همچنین در بسیاری از نقشبرجستههای معابد و بناهای عمومی همراه با موجودات دریایی دیده میشود. او گاه بر صخرهای ایستاده و گاه در ارابهای دریایی ظاهر میشود که اسبهای دریایی یا هیپوکامپها آن را میکشند. این نوع تصویرپردازی بهویژه در دورهٔ هلنیستی محبوب شد؛ دورهای که هنرمندان به نمایش حرکت، هیجان و شکوه طبیعی علاقهٔ بیشتری نشان میدادند.[۸۴] در دورهٔ هلنیستی، چهرهٔ پوزئیدون حالتی توفانیتر و پویاتر پیدا کرد. موها و ریش او اغلب به شکل امواجی پریشان تراشیده میشدند تا یادآور دریا باشند. در برخی آثار، بدن عضلانی و حالت خشمگین او مستقیماً نیروی مخرب امواج و طوفانها را تداعی میکرد.[۸۵]
هنگامی که فرهنگ یونانی در جهان روم گسترش یافت، پوزئیدون با نپتون، خدای رومی دریاها، یکی دانسته شد. با وجود این، رومیان تقریباً تمام ویژگیهای شمایلنگارانهٔ یونانی او را حفظ کردند. نپتون نیز همچنان مردی ریشدار، تنومند و مسلح به نیزهٔ سهشاخه بود که بر ارابهای دریایی فرمان میراند.[۸۶] در هنر روم، بهویژه در موزاییکهای ویلاها و حمامهای عمومی، نپتون یکی از محبوبترین شخصیتهای اسطورهای بود. موزاییکهای آفریقای شمالی، سیسیل و سوریهٔ رومی بارها او را در میان نرئیدها، تریتونها، دلفینها و هیولاهای دریایی نشان میدهند. این تصاویر نهتنها جنبهٔ مذهبی داشتند، بلکه نمادی از قدرت امپراتوری روم بر دریاهای مدیترانه نیز بودند.[۸۷] در بسیاری از سکههای یونانی و رومی نیز تصویر پوزئیدون یا نپتون دیده میشود. شهرهای بندری، مستعمرههای دریایی و دولتهایی که اقتصادشان به تجارت دریایی وابسته بود، از تصویر او برای تأکید بر هویت دریایی خود استفاده میکردند.[۸۸]
آیینهای پرستش
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پرستش پوزئیدون در یونان باستان با جایگاه دوگانهٔ او بهعنوان فرمانروای دریاها و «زمینلرزان» پیوندی عمیق داشت. دریانوردان، ماهیگیران، بازرگانان، سوارکاران و حتی کشاورزان پیش از آغاز سفر، نبرد یا فصل کشت، برای جلب لطف او قربانی و نیایش برگزار میکردند. یونانیان باور داشتند آرامش یا خشم دریا، وقوع زمینلرزه و حتی سلامت اسبها در اختیار پوزئیدون است؛ ازاینرو آیینهای او بیش از بسیاری از خدایان دیگر با زندگی روزمره و اقتصاد جهان یونانی ارتباط داشت.[۸۹][۹۰] رایجترین آیین پرستش پوزئیدون، قربانی کردن جانوران، بهویژه گاو نر، قوچ و اسب بود. در میان این حیوانات، اسب جایگاه ویژهای داشت؛ زیرا یونانیان پوزئیدون را آفریننده یا نخستین رامکنندهٔ اسب میدانستند و او را با لقب «هیپیوس» (خدای اسبها) میپرستیدند. در برخی آیینهای کهن، اسبهای زنده را به نشانهٔ تقدیم به خدای دریا در آب غرق میکردند. پوسانیاس گزارش میدهد که در آرگولیس چهار اسب را با ارابه به دریا میراندند تا به افتخار پوزئیدون قربانی شوند؛ رسمی که احتمالاً بازماندهٔ آیینهای بسیار کهن پیشایونانی بود.[۹۱][۹۲] پیش از آغاز سفرهای دریایی نیز رسم بر آن بود که ناخدایان و ملوانان برای پوزئیدون شراب، روغن زیتون یا جانور قربانی کنند و از او دریایی آرام و بادهای موافق بخواهند. هنگام بازگشت موفق از سفر نیز بخشی از غنیمتها یا کالاهای ارزشمند به معابد او تقدیم میشد. در مقابل، اگر طوفانی سهمگین در دریا رخ میداد، بسیاری آن را نشانهٔ خشم پوزئیدون میدانستند و میکوشیدند با دعا، نذر یا قربانی رضایت او را دوباره به دست آورند.[۹۳][۹۴]

یکی از مهمترین آیینهای مربوط به پوزئیدون، بازیهای ایستمی بود که هر دو سال یکبار در ایستمیا، نزدیک کورینت، برگزار میشد. این جشن مذهبی افزون بر مسابقات ورزشی، شامل آیینهای قربانی، سرودهای مذهبی، مسابقات موسیقی و شعر و مراسم رسمی نیایش بود. دولتشهرهای گوناگون یونان در این جشن شرکت میکردند و برندگان تاجی از کاج یا کرفس، گیاهان مقدس پوزئیدون، دریافت میکردند.[۹۵][۹۶] در آتن نیز پوزئیدون در کنار آتنا مورد احترام بود. در جشن اسکیرا، کاهنان آتنا و پوزئیدون ارختئوس به همراه گروهی از مردم در مراسمی آیینی از آکروپولیس تا الئوسیس حرکت میکردند. این آیین احتمالاً یادگاری از پیوند کهن این دو ایزد با باروری زمین، حفاظت از شهر و مشروعیت فرمانروایی بود.[۹۷][۹۸] پوزئیدون همچنین در آیینهای سوگند جایگاه مهمی داشت. دریانوردان، فرمانروایان و فرماندهان نظامی گاه به نام او سوگند یاد میکردند و شکستن چنین سوگندی بیحرمتی مستقیم به خدای دریا تلقی میشد. در برخی پیمانهای میان دولتشهرهای یونانی نیز پوزئیدون در کنار زئوس و آپولون بهعنوان یکی از ایزدان ناظر بر اجرای سوگندها فراخوانده میشد.[۹۹]
لقبهای آیینی پوزئیدون نیز بازتابدهندهٔ تنوع شیوههای پرستش او بود. او با عنوان هیپیوس بهعنوان نگهبان اسبها، با لقب آسفالئوس («پدیدآورندهٔ امنیت») بهعنوان حافظ بنادر و کشتیها، با عنوان گایئوخوس («دارندهٔ زمین») بهعنوان نگهبان زمین و لرزههای آن، و با لقب انوسیختون («زمینلرزان») بهعنوان خدای زمینلرزهها پرستش میشد. هر یک از این لقبها با آیینها و نیایشهای ویژهای در شهرهای مختلف همراه بود و نشان میدهد که شخصیت پوزئیدون در دین یونانی تنها به فرمانروایی بر دریا محدود نمیشد، بلکه طیف گستردهای از نیروهای طبیعی را نیز در بر میگرفت.[۸۹][۱۰۰]
معابد
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پرستش پوزئیدون در سراسر جهان یونانی رواج داشت و معابد او عمدتاً در سواحل، دماغههای مشرف به دریا، جزایر و شهرهای بندری ساخته میشدند. دریانوردان، بازرگانان، ماهیگیران و حتی دولتشهرهایی که قدرت خود را بر نیروی دریایی استوار کرده بودند، او را حامی و نگهبان سفرهای دریایی میدانستند و پیش از حرکت کشتیها برای او قربانی و نیایش برگزار میکردند. در بسیاری از شهرها نیز پوزئیدون افزون بر جایگاهش بهعنوان خدای دریا، ایزد حافظ شهر یا نیای افسانهای خاندانهای پادشاهی به شمار میرفت.[۱۰۱][۹۰] از مهمترین مراکز پرستش او، پناهگاه پوزئیدون در دماغهٔ سونیون در جنوب آتیک بود. این معبد که بر فراز صخرهای بلند مشرف به دریای اژه قرار داشت، از دور برای کشتیها قابل مشاهده بود و همچون نشانهای مقدس، ورود به آبهای آتن را اعلام میکرد. معبد کنونی که در حدود سال ۴۴۰ پیش از میلاد و در روزگار پریکلس ساخته شد، جایگزین پرستشگاهی کهنتر گردید که در جریان یورش ایرانیان ویران شده بود. ستونهای مرمری دوریسی این بنا هنوز پابرجاست و آن را به یکی از شناختهشدهترین معابد یونان باستان تبدیل کرده است. دریانوردان هنگام عبور از کنار دماغه برای جلب حمایت پوزئیدون قربانی یا نذر تقدیم میکردند.[۱۰۲][۱۰۳] یکی دیگر از مهمترین مراکز آیینی او، ایستمیا در باریکهٔ کورینت بود. در این مکان، پوزئیدون خدای اصلی اتحادیهٔ آمفیکتیونی محلی به شمار میرفت و یکی از چهار جشن بزرگ سراسر یونان، یعنی بازیهای ایستمی، به افتخار او برگزار میشد. این مسابقات که هر دو سال یکبار انجام میگرفت، شامل رقابتهای ورزشی، ارابهرانی، موسیقی و شعر بود و از نظر اهمیت تنها پس از بازیهای المپیک، پیثی و نمئا قرار داشت. برندگان تاجی از کاج یا کرفس دریافت میکردند که به پوزئیدون تقدیم شده بود.[۹۶][۹۵]
در اونخستوس در بئوسی نیز معبدی کهن به پوزئیدون اختصاص داشت که هومر از آن در فهرست کشتیها در ایلیاد یاد میکند. این مکان مرکز اتحادیهٔ مذهبی بئوسیان بود و آزمون آیینی ارابهها در آن شهرت داشت؛ ارابههای بیراننده را وارد بیشهٔ مقدس میکردند و سلامت یا آسیبدیدن آنها را نشانهای از ارادهٔ خدا میدانستند.[۱۰۴][۱۰۵] در مانتینئا و دیگر نواحی آرکادیا، پوزئیدون بیشتر با لقب هیپیوس («پوزئیدونِ اسب») پرستش میشد. این جنبه از شخصیت او یادگاری از سنتهای بسیار کهن آرکادیایی بود که پوزئیدون را با اسب، چشمههای آب و باروری زمین پیوند میداد. در همین منطقه بود که اسطورهٔ پیوند او با دمتر و زاده شدن آریون اهمیت ویژهای یافت و آیینهای محلی نیز بازتاب همین باورها بودند.[۱۰۶][۹۲] جزیرهٔ کالاوریا (پوروس امروزی) نیز از مراکز مهم پرستش پوزئیدون بود. معبد این جزیره محل تشکیل اتحادیهای مذهبی از چند دولتشهر پیرامون خلیج سارونیک به شمار میرفت و از اعتبار سیاسی و دینی فراوانی برخوردار بود. بنا بر روایت پلوتارک، دموستنِ خطیب نیز پس از شکست در برابر مقدونیان به همین معبد پناه برد و در آنجا جان خود را گرفت.[۱۰۷][۱۰۸] پوزئیدون در بسیاری از مستعمرههای یونانی در جنوب ایتالیا، سیسیل، آسیای صغیر و سواحل دریای سیاه نیز معابد و زیارتگاههای مهمی داشت. شهرهای دریایی که اقتصادشان بر تجارت و کشتیرانی استوار بود، او را نگهبان اصلی خود میدانستند و معمولاً نخستین معبد باشکوه شهر را به افتخار او بنا میکردند.[۱۰۹][۲]
در دورهٔ روم نیز پرستش پوزئیدون، که با نپتون همانند دانسته میشد، ادامه یافت. اگرچه نپتون در آغاز جایگاه محدودی در دین روم داشت، اما پس از گسترش نفوذ فرهنگ یونانی، بسیاری از معابد، جشنها و ویژگیهای پوزئیدون به او منتقل شد و پرستش او بهویژه در شهرهای بندری امپراتوری روم رونق فراوان یافت.[۱۱۰][۱۱۱]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Ventris & Chadwick 1973, pp. 126–127.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 136–138.
- ↑ Chantraine 1968, pp. 900–901.
- ↑ Beekes 2010, pp. 1185–1187.
- ↑ West 2007, pp. 190–193.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony 453–458.
- ↑ Grimal 1996, p. 369.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony 459–500.
- ↑ Apollodorus 1921, 1.1.5–1.2.1.
- 1 2 3 Apollodorus 1921, 1.2.1.
- ↑ West 1966, pp. 300–301.
- ↑ Burkert 1985, pp. 90–91.
- ↑ Homer 1924, Iliad 15.187–193.
- ↑ Pausanias 1918, 8.8.2–3.
- ↑ Diodorus 1933, 5.55.4–5.
- ↑ Diodorus 1933, 5.55.5–7.
- ↑ Homer 1919, Odyssey 5.381.
- ↑ Kirk 1985, p. 107.
- 1 2 Apollodorus 1921, 3.14.1.
- ↑ Pausanias 1918, 1.24.5.
- ↑ Herodotus 1920, 8.55.
- ↑ Grimal 1996, p. 367.
- ↑ Burkert 1985, p. 139.
- ↑ Pausanias 1918, 1.26.5.
- ↑ Burkert 1985, pp. 139–140.
- ↑ Burkert 1985, p. 140.
- ↑ Apollodorus 1921, 3.15.4.
- ↑ Euripides & Fragments 360.
- ↑ Apollodorus 1921, 3.14.2.
- ↑ Pausanias 1918, 1.28.5.
- ↑ Hurwit 1999, pp. 213–215.
- ↑ Homer 1924, Iliad 1.396–406.
- 1 2 3 Apollodorus 1921, 2.5.9.
- ↑ Homer 1925, Iliad 21.441–457.
- ↑ Gantz 1993, pp. 589–591.
- ↑ Diodorus Siculus 1935, 4.32.1–5.
- ↑ Hyginus 1960, Fabulae 89.
- ↑ Apollodorus 1921, 2.6.4.
- ↑ Gantz 1993, pp. 420–423.
- ↑ Homer 1925, Iliad 20.288–339.
- ↑ Burkert 1985, pp. 169–170.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 1.2.7.
- ↑ Grimal 1996, p. 39.
- ↑ Eratosthenes 2015, pp. 22–23.
- ↑ Oppian, 1928 & 4.19–24.
- ↑ Hesiod 1914.
- ↑ Grimal 1996, p. 457.
- ↑ Plato, 1929 & Critias 113d–114b.
- ↑ Grimal 1996, p. 57.
- ↑ Pausanias, 1918 & 1.39.4.
- ↑ Grimal 1996, p. 24.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 2.5.11.
- ↑ Hard 2004, p. 261.
- ↑ Hard 2004, pp. 238–239.
- ↑ Grimal 1996, pp. 364–366.
- ↑ Nails 2002, p. 53.
- ↑ Aelian, 1958 & 14.28.
- ↑ Pindar, 1997 & Olympian 1.36–44.
- ↑ Grimal 1996, p. 361.
- ↑ Burkert 1985, pp. 171–174.
- ↑ Pausanias, 1918 & 8.25.4–7.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 3.6.8.
- ↑ Hesiod, 2006 & Theogony 278–286.
- ↑ Ovid, 1986 & Metamorphoses 4.790–803.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 1.4.1.
- ↑ Graves 1955, p. 113.
- ↑ Ovid, 1986 & Metamorphoses 12.189–209.
- ↑ Grimal 1996, p. 81.
- ↑ Homer, 1919 & Odyssey 11.235–259.
- ↑ Apollodorus, 1921 & 1.9.8.
- ↑ Antoninus Liberalis, 1992 & 4.
- ↑ Grimal 1996, p. 129.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 138–140.
- ↑ West 2007, pp. 171–175.
- ↑ Nilsson 1950, pp. 451–453.
- ↑ Grimal 1996, p. 365.
- ↑ Burkert 1985, pp. 64–66.
- ↑ Boardman 1985, p. 132.
- ↑ Pausanias, 1918 & Book II.1.
- ↑ Boardman 1985, pp. 131–133.
- ↑ Carpenter 1991, pp. 89–92.
- ↑ Boardman 1985, pp. 144–145.
- ↑ Hurwit 1999, pp. 171–173.
- ↑ Pollitt 1986, pp. 127–129.
- ↑ Pollitt 1986, p. 128.
- ↑ Beard, North & Price 1998, p. 34.
- ↑ Dunbabin 1999, pp. 120–123.
- ↑ Price 1991, pp. 87–89.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 136–140.
- 1 2 Nilsson 1950, pp. 457–464.
- ↑ Pausanias 1918, 8.7.2.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 138–139.
- ↑ Burkert 1985, pp. 136–137.
- ↑ Parker 2011, pp. 77–80.
- 1 2 Miller 2004, pp. 114–118.
- 1 2 Burkert 1985, pp. 230–234.
- ↑ Parker 2005, pp. 475–477.
- ↑ Burkert 1985, pp. 234–236.
- ↑ Parker 2005, pp. 138–141.
- ↑ Nilsson 1950, pp. 458–462.
- ↑ Burkert 1985, pp. 136–139.
- ↑ Hurwit 1999, pp. 194–197.
- ↑ Boardman 1985, pp. 142–145.
- ↑ Homer 1924, Iliad 2.506.
- ↑ Pausanias 1918, 9.26.5.
- ↑ Pausanias 1918, 8.25.5–7.
- ↑ Strabo 1924, 8.6.14.
- ↑ Plutarch 1919, Demosthenes 29.
- ↑ Nilsson 1950, pp. 460–463.
- ↑ Beard, North & Price 1998, pp. 34–36.
- ↑ Grimal 1996, pp. 315–317.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- گرانت، مایکل (۱۳۹۰). فرهنگ اساطیر کلاسیک (یونان و روم). ماهی.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - پین سنت، جان (۱۳۸۰). شناخت اساطیر یونان. اساطیر.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - فاطمی، سعید (۱۳۷۵). اساطیر یونان و روم. دانشگاه تهران.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - شفا، شجاعالدین (۱۳۸۳). افسانه خدایان. تهران: دنیای نو.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سیلوِر، دِرو (۱۳۸۲). ایزدان و ایزدبانوان یونانی. اسطوره.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - دیکسون کندی، مایک (۱۳۸۵). دانشنامه اساطیر یونان و روم. طهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - لنسلین گرین، راجر (۱۳۷۰). اساطیر یونان. صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ناردو، دان (۱۳۸۴). اسطورههای یونان و روم. ققنوس.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - وارنر، رکس (۱۳۹۲). دانشنامه اساطیر جهان. هیرمند.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- اسطورهشناسی یونانی
- اسبها در دین
- الجیبیتی در اسطورهشناسی یونانی
- ایزدان اسب
- ایزدان در ایلیاد
- ایزدان دریا
- ایزدان یونانی
- پادشاهان در اسطورهشناسی یونانی
- پوزئیدون
- تجاوزگران در اسطورهشناسی
- خدایان آب
- خدایان آسمان و هوا
- خدایان ادیسه
- خدایان جانور
- خدایان دریا و رود
- خدایان زمین
- خدایان طبیعت
- دگرپیکری
- روابط خارج از ازدواج
- شخصیتهای در ادیسه
- شخصیتهای دگردیسیها (اووید)
- مقالههای دارای اختلاف تصویر در ویکیداده و ویکیپدیا
- همجنسگرایی در اسطورهشناسی