کیسهداران
| کیسهداران محدوده زمانی: کرتاسه میانی تا دوران اخیر |
|
|---|---|
| والابی گردنقرمز | |
| طبقهبندی علمی | |
| فرمانرو: | جانوران |
| شاخه: | طنابداران |
| رده: | پستانداران |
| زیررده: | ددان |
| فرورده: | کیسهداران ایلیگر، ۱۸۱۱ |
| راستهها | |
کیسهداران فروردهای از پستاندارانی هستند که در نیمکره جنوبی زندگی میکنند و مشخصهشان دارا بودن کیسهای در جلوی بدن است که در آن نوزادان خود را بزرگ میکنند. از شناخته شدهترین کیسهداران میتوان به کانگورو، کوآلا، صاریغ، وامبت، و شیطان تاسمانی اشاره کرد. آنها نوزادانی کمرشدیافته به دنیا میآورند که به هیچ وجه قادر به زندگی در دنیای طبیعی بیرون نیستند و ناچارند به درون کیسه مادر بروند تا از شیر مادر تغذیه کنند. نزدیک به ۷۰ درصد از ۳۳۴ گونهٔ موجود در این فرورده در استرالزی، که شامل استرالیا و گینه نو و جزایر نزدیک به آنها میشود، یافت میشوند و ۱۰۰ جانور دیگر باقیمانده نیز در قاره آمریکا زندگی میکنند؛ با تمرکز بیشتر در آمریکای جنوبی. ۱۳ گونه در آمریکای مرکزی و ۱ گونه هم (صاریغ ویرجینیا) در آمریکای شمالی در شمال مکزیک یافت میشوند.
محتویات |
فرگشت [ویرایش]
بیشتر بازسازیهای انجامشده از موقعیت قارهها در دوران مزوزوئیک نشان میدهند که در دوره تریاس و ژوراسیک بیشتر قارههای نوین کنونی بخشهایی از یک یا دو ابرقاره بودهاند. این ابرقاره با نام پانجهآ خوانده میشد و از ۲۵۰ میلیون تا ۱۷۰ میلیون سال پیش به وجود خود ادامه داد. پس از آن، پانجهآ آغاز به جدا شدن گرفت و تا ۱۰۰ میلیون سال پس از آن، هند و ماداگاسکار و نیوزیلند حرکت خود بر روی صفحههای قارهای را ادامه دادند.[۱]
با آنکه حرکت بر روی بعضی خطهای جداکننده پیشتر آغاز شده بود، به نظر میرسد که کرتاسه دوران مهمی بود که در آن بخشبندیهای بزرگ و ایجاد اقیانوسهای جداکنندهٔ قارهها انجام شد. این همان هنگامی بود که خزندگانِ پستاندارنما حضور داشتند و هنوز پستانداران راستین پا بر زمین نگذاشته بودند.[۲] با آنکه بحثهای فراوانی بر سر اینکه در چه زمان جانوری مرز میان پستانداران و خزندگان را رد کرد وجود دارند، اجماع دانشمندان بر این است که نخستین پستانداران راستین با ویژگیهای جمجمهای مورد انتظار از آنها در پایان تریاس در ۲۱۰–۲۰۰ میلیون سال پیش پا بر زمین گذاشتند.[۲] Kuehneotherium از دوره تریاس پسین یا ژوراسیک آغازین از جنوب ویلز کهنترین سنگواره شناخته شده از پستانداران دد است و به عنوان نمونهای آغازین که بعدها نیای کیسهداران و جفتداران شد، در نظر گرفته میشود.[۳]
کهنترین سنگواره مربوط به یک گونهٔ کیسهدار، که با نام Sinodelphys szalayi خوانده میشود، در سازند ییژیان[پانویس ۱] در چین مربوط به ۱۲۵ میلیون سال پیش به دست آمده است. ساختار پاهای جلویی و عقبی نشان میدهند که این جانور درخترویی فرز و ماهر بوده و هم بر زمین و هم روی درختان توانایی زندگی داشته.[۴] بررسیهای سنگوارهای نشان میدهند که نخستین کیسهداران در آمریکای شمالی در پایان کرتاسه پسین پدید آمدند. در ۶۳ میلیون سال پیش و با آغاز دوره پالئوسن، سنگوارههای یافت شده نشان از حضور آنها در آمریکای جنوبی نیز میدهند. در دوره ائوسن مهاجرتی از کیسهداران از آمریکای شمالی به اروپا انجام شد. این جانداران از ائوسن تا میوسن در اروپا حضور داشتند و با آغاز میوسن میانی در این قاره منقرض شدند.[۵]
کیسهداران در دوران الیگوسن (۳۴–۲۳ میلیون سال پیش) در آسیای مرکزی و شمال آفریقا حضور داشتند و در جنوب آسیا نیز تا دوره متاخر ۱۶٫۴–۱۱ میلیون سال پیش نیز به چشم میخوردند. اگرچه بعدها همه آنها در آن مناطق منقرض شدند، وجودشان نشان از پراکندگی بسیار آنها در دوران جداشدگی ابرقاره دارد.[۶] این دوره هنگام فرمانروایی آنها بر لوراسیا بود ولی با به پایان رسیدن میوسن در ۶ میلیون سال پیش، کیسهداران از بسیاری مناطق لوراسیا ناپدید شدند؛ موضوعی که علت آن به گمانی حضور جفتداران بوده است.[۶] میوسن آغازین و الیگوسن پایانی، هنگامی بود که کیسهداران برای نخستین بار در استرالیا ظاهر شدند. پستانداران کیسهدار آمریکای شمالی در آغاز میوسن در این قاره منقرض شدند اما با آغاز پلیستوسن، گروهی از آنها از آمریکای جنوبی به آمریکای شمالی رفتند و اکنون نیز به همراه کیسهداران استرالیا و آمریکای جنوبی تنها پستانداران کیسهدار در جهان هستند.[۵]
- آمریکای جنوبی
در پالئوسن پسین سه گروه از پستانداران در میان زیواگان آمریکای جنوبی بودند: جفتداران شگفتبند و سرآمدسمها و کیسهداران. نخستین جانداران کیسهدارشکل همهچیزخوارانی صاریغمانند بودند. بیشتر کنامهای گیاهخواران، به ویژه آنهایی که در دسترس جانورانی با جثه بزرگتر بودند، توسط شگفتبندها و بازماندگان سرآمدسمهای آغازین بودند. با این حال به نظر میرسد که بسیاری از خطهای فرگشتی کیسهداران با جوندگان جفتدار همگرا شده باشند.[۷]
کهنترین سنگواره یک جاندار کیسهدار از رسوبهای مربوط به ۶۰ میلیون سال پیش در پرو به دست آمده است. به نظر میرسد که در آن هنگام آمریکای جنوبی مکانی بسیار بااهمیت در پناهدادن و رشد این جانوران بوده است.[۶] تا میلیونها سال، این منطقه از آمریکای شمالی توسط دریایی کمعمق جدا بود. در ۳ میلیون سال پیش و با خشک شدن تکههایی از دریا و دادوستد گونهای مهمی که امروزه با نام تبادل بزرگ آمریکا خوانده میشود، گونههای بیشماری از پستانداران جفتدار به آمریکای جنوبی حمله کردند و رقابت آنها با کیسهداران بومی باعث نابودی بسیاری از کیسهداران شد. ورود گوشتخوارانی چون خرس، راکون، و گربهها به آمریکای جنوبی باعث منقرض شدن جانوران بدیعی چون گربهشکلان شمشیرکیسهای شد.[۶]
صاریغ آمریکایی (Didelphis) تنها کیسهداری بود که توانست در آمریکای شمالی به زندگی بپردازد و بخشهای گستردهای از آن سرزمین را اشغال کند. کهنترین نمونههای صاریغ آمریکایی از لایههای تهنشین مربوط به دوره پلیوسن در آمریکای جنوبی پیدا شدهاند. به نظر میرسد که نیای این جانور (Didelphis Marsupialis) پیش از شکلگیری تنگه پاناما با گذر از آبهای کمعمق میانجزیرهای به مناطق استوایی آمریکای مرکزی پا گذاشته باشد.[۸]
- استرالیا
بررسیهای زمینشناسی نشان میدهند که در دوران کرتاسه و کینوزوئیک، جنوبگان در مکان قطب جنوبی خود بوده و تا هنگامی در کرتاسه استرالیا بخشی از این قاره بزرگ بودهاست. پس از ترکخردگیهای کرتاسه پسین و پالئوسن، که باعث ایجاد دریاهای میانقارهای شدند، استرالیا از جنوبگان جدا شد و از آغاز ائوسن تاکنون ۲۰ درجه به سوی شمال حرکت کردهاست. با بررسی این نتایج میتوان پی برد که مهرهداران در کرتاسه و پالئوسن از قاره جنوبگان به سوی استرالیا حرکت کردند و در آنجا پخش شدند. کهنترین کیسهداران شناختهشده در استرالیا مربوط به الیگوسن پسین هستند و این آشکارا به گذر آنها از آمریکای جنوبی، وارد شدنشان به قطب جنوب، و سپس ورودشان به استرالیا اشاره دارد. احتمال دارد که همه کیسهداران استرالیا بازماندگان یک دوزهدانیسان مهاجر باشند که در دوره کرتاسه پسین یا ترشیاری آغازین وارد جنوبگان شده بوده.[۹]
در کل میتوان نتیجه گرفت که همه کیسهداران از گروهی جفتدار نخستین در جایی در قاره آمریکا شکل گرفتند که به گمانی در آمریکای شمالی قرار داشته. در دوره ائوسن یک گروه از دوزهدانیسانان از راه آمریکای شمالی وارد اروپا شد و تا میوسن در آنجا به بقا ادامه داد. این احتمال نیز که آنها به کرانههای اقیانوس آرام در آسیا در کرتاسه پسین رسیده باشند نیز وجود دارد. بررسیهای زمینشناسانه بر روی چگونگی جدا شدن قارهها از هم نشان میدهند که کیسهداران از راه قطب جنوب به استرالیا راه یافتند.[۱۰]
استرالیا و چزایر اطرافش از آن هنگام تاکنون پناهگاهی امن برای کیسهداران بودهاند. نبود رقیب برای این جانوران در آن محیط امکان رشد جانداران عجیبی همچون دندانبومرنگان شد. در کل، استرالیا خانهٔ ۷ راسته و ۳۱ تیره از کیسهداران شد که امروزه تنها ۴ راسته و ۱۶ تیره از آنها باقی ماندهاند.[۱۱]
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ویژگیها [ویرایش]
فرورده کیسهداران دارای نزدیک به ۳۳۰ گونهاست که در ۲۱ تیره، ۹۲ سرده، و ۷ راستهی اصلی دستهبندی شدهاند. از میان راستهها، سه تایشان به همراه ۲۱ سرده در آمریکای جنوبی به سر میبرند.[۱۲] مشخصه بارز اعضای این گروه که آنها را از دیگر اعضای پستانداران متمایز میکند آن است که بچههای کیسهداران در حال بسیار ابتدایی از ساختار بدنی به دنیا میآیند و بچهها برای مدت طولانی از پستانهای مادر که در شکمش قرار دارند، تغذیه میکنند.[۱۳]
آنها بیشتر از ۶% گونههای پستاندار در جهان را تشکیل میدهند و از لحاظ روند فرگشتی، نمونهای یکتا و مهم از چگونگی خو گرفتن به طبیعت را به نمایش میگذارند.[۱۴]
نخستین ردهبندیها برای این جانوران توسط لینه در کتاب سامانه طبیعت انجام شد. در ۱۷۵۸، او کیسهداران آمریکایی را به همراه آرمادیلوها، حشرهخواران، و خوکها به دلیل شباهتهای بسیار سطحی در یک گروه قرار داد؛ این جانوران اما اکنون در سردههای جدای از هم قرار دارند.[۱۲]
آناتومی [ویرایش]
در گذشته باور بر این بود که کیسهداران از دیدگاه فرگشتی سادهتر و پیشپاافتادهتر از دیگر پستانداران هودد هستند، اما بررسیهای پسین نشان دادهاند که تفاوتهای میان این پستانداران و دیگر پستاندارانی که راه فرگشتی دیگری را طی کردند صرفاً دو روش گوناگون پدید آمده برای پاسخ به نیازهای زیستی یکسان بودهاند. از این رو، امروزه باور بر این است که مسیر فرگشتی کیسهداران نه پایینتر از مسیر فرگشتی دیگر پستانداران، که به موازات آن بوده است.[۱۵]
در حالت کلی، تفاوتهای آناتومیکال میان این دو گروه از پستانداران را میتوان در تفاوتهای ظاهری و نیز تفاوتهای مربوط به روش زایش خلاصه کرد.
ظاهر [ویرایش]
اسکلت کیسهداران در حالت کلی اسکلتی همچون دیگر پستانداران است و تفاوت آنچنانی دیده نمیشود.[۱۶] ستون فقرات دارای ۲۶ مهره است و همواره هفت مهره گردنی حضور دارند. تعداد مهرههای سینهای اغلب ۱۳ عدد است ولی در وامبتها و موش کورهای کیسهدار به ۱۵ میرسد و در Petauridها به ۱۲. تعداد استخوانهای جوشخورده به هم برای تشکیل استخوان خاجی نیز میان یک تا هفت در تغییر است.[۱۷]
سختترین بخش بدن کیسهداران دندانهای آنها است. بیشتر این جانوران تعداد زیادی دندان (۴۰ تا ۵۰ عدد) دارند. آنها در هر نیمفک بالایی پنج دندن پیشین و در نیمفک پایینی ۴ دندان پیشین دارند. در هر دو نیمفک نیز یک دندان نیش وجود دارد. تعداد دندانهای آسیاب کوچک در نیمفکهای بالا و پایین ۳ است و این تعداد برای دندانهای آسیاب به ۴ میرسد. تعداد و درجه پیشرفت دندانها در هر جانور کیسهدار بستگی به رژیم غذایی و تاریخچه فرگشتیش دارد.[۱۸]
جمجمه کیسهداران نیز از جهات گوناگون با جمجمه جفتداران تفاوت دارد. استخوانهای بینی بزرگ هستند و در عقب فراخ میشوند. آنها دو جفت ورودی هوا در سقف دهان دارند در حالی که جفتداران دارای تنها یک جفت ورودی هوا هستند. اسکلت بدن نیز بعضی فرقها با دیگر پستانداران دارد: ساختار پاها و انگشتان آن در این جانوران دارای تنوع بسیار زیادی است. بسیاری از آنها دارای پنج انگشت در پاهای عقبی هستند که از بزرگترین این انگشتان برای کمک کردن در بالارفتن از درخت بهره میگیرند. انگشت نخست بعضی از گونهها به تدریج کوچک و کوچکتر شده و در بعضی دیگر، مانند کانگوروها، به کلی حذف شدهاست. در این جانوران انگشت چهارم بسیار بزرگ و کشیده شده و به عنوان محور اصلی پا به شمار میرود. چنین سازواریهایی توانایی حرکت به عقب را کاهش دادهاند ولی به شدت بر توانایی شتاب گرفتن به پیش افزودهاند.[۱۹]
دستگاه زادآوری [ویرایش]
روش زایش و شیردهی کیسهداران از جمله بارزترین تفاوتهای آنها با دیگر پستانداران است. کیسهداران ماده دارای دو کانال واژنی جانبی هستند به منظور انتقال اسپرم و یک کانال میانی که تنها در هنگام تولد بچهها باز میشود.[۲۰] رحمها نیز جدا هستند؛ بر خلاف بسیاری از جفتداران که دارای یک زهدان کلی هستند. در نرها، بیضهها همواره در کیسهای بیرون بدن قرار دارند و بر خلاف جفتداران که بیضههایشان در پایین آلت تناسلیشان است، بیضههای این جانوران در بالای آلت قرار دارد. در هر دو جنس، ادرار و مدفوع از یک کانال یکتا به بیرون پرتاب میشوند که این کانال مکان جفتگیری و بیرون آمدن نوزاد نیز هست. وجود این کانال تنها در کیسهداران است و هیچ جفتدار دیگری، جز پلاتیپوس و اکیدنه، دارای آن نیست.[۱۲]
کیر نرها اغلب دوشاخه است، به استثنای کانگوروها، Tarsipedها، و موش کورهای کیسهدار. میزراه پیش از رسیدن به دوشاخه به پایان میرسد ولی دو کانال به موازات دو شاخه به راه خود ادامه میدهند تا منی را به واژن جانبی ماده هدایت کنند. شکل اسپرم از تیرهای به تیره دیگر فرق میکند و برای نمونه در میان کسیهداران آمریکای جنوبی دارای سه ریخت گوناگون است.[۲۱]
زمان بارداری در کیسهداران به نسبت کوتاهاست و از جفتگیری تا به دنیا آمدن فرزندان میان ۴۲-۱۱ روز طول میکشد. در هنگام تولد، بچهها بسیار کوچک و ناکامل هستند و تنها ۱% وزن مادر وزن دارند. وزن بچهها در این هنگام به ندرت بالاتر از ۱ گرم میرسد.[۲۲] به دلیل کوچک بودن بچهها در هنگام تولد، آنها نیاز دارند برای مدت طولانی به تغذیه از شیر مادر بپردازند. مادر نیز نیاز به تولید میزان زیادی شیر دارد. در کانگوروهای بزرگ مادر برای کمینه ۲۳۰ روز بچه را در کیسه خود نگه میدارد و پس از آن بچه آرام آرام از کیسه بیرون میآید و در محیط زندگی میکند تا آنکه ۵ تا ۸ ماه پس از آن به کلی از شیر گرفته شود. این چنین وقف زمان و بدن از سوی مادر برای بچههایش در میان کیسهداران در کمتر جانوری دیده میشود.[۲۲] بچه پس از لحظهٔ زایمان راه را به سوی بالا و بر خلاف میدان گرانشی زمین دنبال میکند تا به سر کیسه برسد. در اینجا، بوی شیر بچهٔ کوچک و بیشکل را به سوی پستانها می کشاند و سپس با دهان خود پستان را گرفته، آغاز به مکیدن شیر میکند. در بعضی کیسهداران، تعداد بچههای ابتداییشکل بیرون آمده پس از زایمان بیشتر از تعداد پستانهای موجود است. در این موارد، راهبرد مادر بر این بوده است که هزینهٔ کم مربوط به تولید نوزادی بسیار کوچک و ناکامل را بپردازد تا مطمئن شود که همهٔ پستانهایش در نهایت اشغال خواهند شد.[۲۲]
هنگامی که یک فرزند آغاز به بیرون آمدن از کیسه مادر میکند، مادر اقدام به دادن شیر به دیگر فرزند خود، که ممکن است برای ماهها آن را در حالتی کمفعالیت در بدن خود نگه داشته باشد، میکند و به هر دو فرزند شیر میدهد. در این هنگام سینههای مادر دو شیر گوناگون تولید میکنند تا به نیازهای سنی دو فرزند پاسخ مناسب دهند: شیری رقیق با کربوهیدرات و اندکی پروتئین برای کودک تازه به دنیا آمده و شیر پرچرب برای فرزند بزرگتر. چنین توانایی اگر نه یگانه، که در میان دیگر پستانداران استثنایی است.[۲۲]
کیسهداران نیز همچون دیگر پستانداران دارای نوعی تاخیر زمانی در باردارشدن دوباره هستند، ولی تفاوت آنها با دیگر پستانداران در این است که آنها توانایی خود برای باردار شدن را حتا پس از زایمان حفظ میکنند و ماده پس از زایمان نیز اقدام به جفتگیری میکند. جنین پدیدآمده از آمیزش آغاز به شکلگیری میکند و به بلاستوسیستی با تنها ۱۰۰–۷۰ سلول تبدیل میشود. جنین سپس وارد نوعی مرحله انتظار میشود که بدان «میانآسایی رویانه» می گویند. در کانگوروها، بلاستوسیت تا هنگامی که مادر در حال شیردهی است آغاز به رشد نمیکند ولی به محض آنکه جانور جوان آغاز به خوردن غذای جامد میکند و وابستگیش به شیر مادر کم میشود، بلاستوسیت رشد خود را از سر میگیرد.[۲۳] به نظر میرسد که میانآسایی برای این پدید آمد تا جلوی به دنیا آمدن فرزند دومی را در حالی که کیسه هنوز در اشغال فرزند پیشین است، بگیرد. فایدهٔ دیگر چنین ویژگیای نیز این است که مادر میتواند با سرعت فقدان فرزند از دست دادهاش را با پرورش پلاستوسیت موجود در رحمش جبران کند.[۲۳]
کیسه [ویرایش]
به صورت معمول، کیسهی جانداران کیسهدار مکانی از بدن مادهها در نظر گرفته میشود که در آن نوزاد ناکامل آغاز به رشد و شیرخوردن میکند و مادر با گذاشتن فرزندانش در آن امنیتشان را تضمین میکند. با آنکه نام «کیسهدار» اشاره به داشتن کیسه توسط این جانوران دارد، همه کیسهداران نیز دارای کیسه نیستند. بر خلاف کانگوروها و والابیها که کیسههایی گرم و بزرگ برای بچه هایشان دارند، جاندارانی چون نامبتها فاقد کیسه هستند و پستانها تنها توسط حلقههایی از ماهیچه که فرزند را در هنگام شیرخوردن محافظت میکنند، محاصره شدهاند.[۲۴] در میان آنهایی هم که کیسه دارند، کیسه میتواند از جلو، پشت، و یا مرکز باز شود و عمیق یا کوتاه باشد.[۲۵]
مغز [ویرایش]
مغز کیسهداران در بسیاری از گونههای آنها به نسبت کوچک، و در تعداد کمی از آنها حتا با استانداردهای مرسوم هوددان بسیار بزرگ است. با آنکه فرم ظاهری آن تفاوتی با دیگر پستانداران ندارد، مهمترین اختلاف میان مغز آنها و دیگر پستانداران در نبود کامل جسم پینهای است. بررسیهای متعدد نشان میدهند که به جای این بخش، Anterior commissure بزرگ آنها دارای فیبرهایی است که در عمل همهٔ بخشهای نئوکورتکس را به هم وصل میکند و همان کارکرد جسم پینهای را پدید میآورد.[۲۶]
ردهبندی [ویرایش]
فهرست زیر معرفیکننده نام تیرههای کیسهداران کنونی و بهتازگی منقرض شدهاست. منبع این فهرست کتاب یک تعادل شکننده اثر «کریستوفر دیکمان» است:[۲۷][پانویس ۲]
| تیره | نام علمی | نام رایج | گستره پراکندگی | تعداد سرده | گونهها | تصویر |
|---|---|---|---|---|---|---|
| دوزهدانیان از راسته دوزهدانیسانان |
Didelphidae | صاریغها | شمال، جنوب، و مرکز قاره آمریکا | ۱۷ | ۸۷ | |
| موشصاریغان از راسته کمتکمیزهایان |
Caenolestidae | صاریغ شبگرد | آمریکای جنوبی | ۳ | ۶ | |
| کولوکولویان از راسته کولوکولوسانان |
Microbiotheriidae | میمونک کوهی | آمریکای جنوبی | ۱ | ۱ | |
| گرگهای کیسهدار از راسته ستبردمسانان |
Thylacinidae | گرگ تاسمانی | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| ستبردمان از راسته ستبردمسانان |
Dasyuridae | راسوهای کیسهدار، شیطان تاسمانی، موش کیسهدار پاکوچک، و بسیاری دیگر | استرالیا و گینه نو | ۱۳ (۸) | ۵۶ (۱۳) | |
| مورخواران کیسهدار از راسته ستبردمسانان |
Myrmecobiidae | نامبت | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| کورموشان کیسهدار از راسته کورموشسانان کیسهدار |
Notoryctidae | موش کور کیسهدار | استرالیا | ۱ | ۲ | |
| باندیکوتهای راستین از راسته کیسهداران همهچیزخوار |
Peramelidae | باندیکوتها و باندیکوتهای خاردار | استرالیا و گینه نو و جزیره سیرام | ۳ (۳) | ۸ (۱۰) | |
| خوکان کیسهدار از راسته کیسهداران همهچیزخوار |
Chaeropodidae | باندیکوت پا-خوکی | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| ماهیچهکیسهایان از راسته کیسهداران همهچیزخوار |
Thylacomyidae | بیلبیها | استرالیا | ۱ | ۲ | |
| درختنوردان کیسهدار از راسته کیسهداران علفخوار |
Phalangeridae | Cuscuses، Brushtails, scaly-tail possums | استرالیا و گینه نو | ۴ (۲) | ۸ (۱۹) | |
| صاریغهای کوتوله از راسته کیسهداران علفخوار |
Burramyidae | صاریغهای کوتوله | استرالیا و گینه نو | ۲ | ۵ | |
| کوتولهپروازان کیسهدار از راسته کیسهداران علفخوار |
Acrobatidae | بادپر دمپشمالو | استرالیا و گینه نو | ۱ (۱) | ۱ (۱) | |
| بادپرکیسهداران از راسته کیسهداران علفخوار |
Petauridae | بادپرها و تریوکها | استرالیا و گینه نو | ۳ | ۶ (۵) | |
| شبهدستان از راسته کیسهداران علفخوار |
Pseudocheiridae | Ringtail possums | استرالیا و گینه نو | ۶ | ۷ (۱۰) | |
| Tarsipedidae از راسته کیسهداران علفخوار |
Tarsipedidae | Honey possum | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| کیسهخرسان از راسته کیسهداران علفخوار |
Phascolarctidae | کوالا | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| وامبتیان از راسته کیسهداران علفخوار |
Vombatidae | وامبت | استرالیا | ۲ | ۳ | |
| Hypsiprymnodontidae از راسته کیسهداران علفخوار |
Hypsiprymnodontidae | Musky rat-kangaroo | استرالیا | ۱ | ۱ | |
| کانگوروهای موششکل از راسته کیسهداران علفخوار |
Potoroidae | Rat-kangaroos | استرالیا | ۴ | ۱۰ | |
| درازپایان از راسته کیسهداران علفخوار |
Macropodidae | کانگوروها و والابیها | استرالیا | ۹ (۲) | ۴۵ (۲۰) |
گستره و پراکندگی [ویرایش]
کیسهداران در همه مناطق استرالیا و جزیرههای نزدیک به آن یافت میشوند. آنها همچنین در منطقه گینه نو نیز حضور دارند. آنها را میتوان در مناطق خشک و صحرایی استرالیا، مناطق کرانهای و شبهکرانهای، جنگلی با پوشش انبوه، و نیز ارتفاعاتی به بلندای بیش از ۲۰۰۰ متر نیز یافت. بعضی از آنها، همچون شیطان تاسمانی، در خاک اصلی استرالیا منقرض شدهاند و تنها در جزایر اطراف به زندگی ادامه میدهند.[۲۸] همانند دیگر جانوران، رژیم غذایی و تنوع طعمه در میان کیسهداران تعیینکنندهٔ مکان زندگی آنها بوده است. برای نمونه، اعضای تیره ستبردمان، که یکی از پرتعدادترین تیرههای کیسهداران ساکن استرالیا است، دارای رژیم بیشتر حشرهخواری و گوشتخواری هستند. چنین جانورانی اغلب در مناطق نیمهخشک با پوشش بیابانی یافت میشوند؛ جایی که در آن توانایی شکار بالاتری دارند.[۲۹]
کیسهداران درختزی استرالیا نیز در مناطق جنگلی با پوشش گستردهٔ درختانی چون اکالیپتوس یافت میشوند. چنین جانورانی نیاز فراوان به تغذیه از برگ درختان و یا حشرات ساکن در تنها آنها دارند و بسیاری از آنها را میتوان در مناطقی که خاک مرغوب و برگهای مغذی حضور دارند، یافت.[۳۰]
صاریغهای آمریکایی از جنوب غربی کانادا تا آرژانتین حضور دارند. آنها را همچنین میتوان در بعضی جزیرههای کوچک آنتیل یافت.[۳۱] بیشترین تنوع زیستی در کیسهداران قاره آمریکا را میتوان در میان ارتفاعات پایین و قلههای با آب و هوای معتدل و جنگلهای استوایی یافت. در میان زاویههای °۱۰ و °۲۰ درجه جنوبی، ۳۷ گونه جاندار کیسهدار زندگی میکنند؛ تا ۵ درجه بالاتر از این نوار نیز ۲۹ گونه و تا ۵ درجه پایینتر ۲۸ گونه یافت میشوند. بررسیهای ژنتیکی نشان میدهند که کیسهداران در دورههای زمانی طولانی چنین زیستگاههایی را اختیار کردهاند و ساکنان «قدیمی» جنگلهای استوایی بودهاند. از این رو، به نظر میرسد که در آمریکای جنوبی آنها تطابق بیشتری برای زندگی در مناطق بارانی گرمسیر یافتهاند تا جاهای دیگر. با این حال در بیرون جنگلهای بارانخیز نیز میتوان گونههایی چون T. pusillus را یافت که گسترهشان را تا قلههای آند در جنوب بولیوی، پاراگوئه، و آرژانتین پیش بردهاند.[۳۲]
بیماریها [ویرایش]
- بیماری ماهیچه سفید[پانویس ۳]
این بیماری نوعی میوپاتی است که در میان بعضی درازپایان، به ویژه در میان کوئوکاها ، پدید میآید. جانوران این گونه هنگامی که در اسارت نگه داشته میشوند دچار نوعی سندروم میشوند که باعث کاهش وزن، از دست دادن پیشرفتکننده ماهیچهها به ویژه ماهیچه پاهای پشتی، فلج پاها و در چایان مرگ میشود. شیوع این بیماری به اندازه قفسی که جانورها در آن نگه داشته میشوند ربط دارد. این بیماری توسط داروی آلفا-توکوفرول[پانویس ۴] درمان میشود در حالی که سلنیوم در درمانش بیتاثیر است.[۳۳]
- فک متورم[پانویس ۵]
این بیماری از گذشته به عنوان عاملی کشنده در میان درازپایان دربند شناخته میشد. بیماری در آغاز در محدوده دهانی پدیدار میشود و میتواند تبدیل به یک استئومیلیت موضعی شود و غشاهای مخاطی حفره دهانی و زبان را آلوده کند و به چشمها و سوراخهای بینی برسد. در پایان، گسترش این بیماری به صورت گندخونی به ششها، معده، و کبد باعث مرگ جانور میشود. به دلیل آماس کردن ناحیه فکی، جانور توانایی غذا خوردن خود را نیز از دست میدهد. این بیماری در صورتی که در مراحل آغازین خود تشخیص داده شود میتواند با آنتیبیوتیک درمان شود. عامل این بیماری یک باکتری از نوع نوکاردیا است.[۳۴]
در میان کوالاها نوعی عفونت با نام Chlamydia infection شیوع پیدا میکند که باعث کاهش جمعیت بسیار آنها شدهاست. با آنکه واگیرشدن این بیماری به صورت کاتورهای و نامنظم پدید میآید، شیوع آن باعث کاهش تعداد اعضای جمعیتهای محلی میشود. ذاتالریه نیز از جمله بیماریهای این جانور است که ریشه باکتریایی دارد. نئوپلاسمهای خودبهخودی، به ویژه سرطان خون لنفاوی، نیز به ثبت رسیدهاند.[۳۵]
سردههای دمپشمیان و وامبتیان نیز بیماریهای ویژه خود را دارند. همه موشهای کیسهدار استوارت در دورهه پس از جفتگیری میمیرند. این نرها پس از آنکه جفتگیری میکنند نشانههای پاسخ به استرس را نشان میدهند. با آنکه انگلهای درونبدنی و بیرونبدنی در این دوره شناسایی شدهاند اما مسوول مرگ نرها تشخیص داده نشدهاند. پژوهشها نشان میدهند که نرها به این دلیل پس از جفتگیری میمیرند که اضطراب و هیجان ناشی از دوران جفتگیری باعث ایجاد تودهای لنفاوی – که احتمالاً به دلیل سطوح بالارفتهٔ پلاسمای کورتیکواستروئیدی پدید آمده – میشود.[۳۶] به تازگی بیماری ژنتیکی نوینی در میان شیطانهای تاسمانی فراگیر شده که باعث ایجاد سرطان بر صورت در این جانوران و مرگ آنها در کمتر از ۱ سال میشود. هنوز درمانی برای این بیماری پیدا نشدهاست.[۳۷] شایعترین نوع عفونت در میان وامبتها نیز بیماری سارکوپتیک مانژ[پانویس ۶] است که تلفات بسیاری به این جانور وارد میکند. این بیماری منتقلشونده میتواند به انسانهایی نیز که وامبتها را در دست میگیرند منتقل شود.[۳۸]
رابطه با انسان [ویرایش]
نخستین ارتباط انسانها با کیسهداران به هنگامی میرسد که ساکنان آغازین استرالیا در کمینه ۴۵٬۰۰۰ سال پیش به آن سرزمین رسیدند. میان ۲۰٬۰۰۰ تا ۱۸٬۰۰۰ سال پیش، سرد شدن ناگهانی زمین باعث ایجاد خشکیهای فراوانی در اطراف استرالیا شد که راه را برای ورود انسانها به جزیرههای اطراف، همچون نیوزیلند و تاسمانی، گشود. سه موج مهاجرت اصلی انسانها به این مناطق، که واپسین آنها نزدیک ۵٬۰۰۰ سال پیش پدید آمد، نه تنها آشنایی انسان با این پستانداران را رقم زد که باعث خطرهای نوینی برای بقای آنها شد.[۳۹]
در هنگام مهاجرت ساکنان نخستین استرالیا، هنوز کیسهداران بزرگجثهای چون Diprotodon optatum در استرالیا حضور داشتند. کانگوروهای سرکوتاهی چون اعضای سرده Procoptodon و Simosthenurus با قدی بلندتر از ۳ متر نیز به زندگی ادامه میدادند. با پایان نخستین موج مهاجرت، این اََبَرکیسهداران منقرض شدند و جای خود را به کیسهداران به نسبت کوچکجثهٔ کنونی دادند.[۴۰] اََبَرکیسهداران منقرض شده اما به زندگی در افسانهها و قصههای شبانهٔ مردمان بومی ادامه دادند و کیسهداران کوچک نیز بخش مهمی از فرهنگ آنان را تشکیل دادند.[۴۰]
کیسهداران برای بومیان استرالیا منبع غذا و پوشاک بودند. از پوست این جانوران همچنین برای ساخت ابزارهای موسیقی کوبهای بهره گرفته میشد. وابستگی بسیار بومیان به این پستانداران به گونهای بود که این جانوران در فرهنگ گفتاری بومیان حضور بسیار داشتند و طبیعیدانان اروپایی نخستینی که پا بر استرالیا گذاشتند از دانش بومیان در زمینه کیسهداران بهره بسیار بردند.[۴۱] دانش بومیان استرالیا درباره کیسهداران اما گونهای فرهنگ داستانی درهمتنیده با معنویت و وابستگی است و اغلب جانوران را در حالت خواب و رویا به تصویر میکشد.[۴۲] برای نمونه، کانگوروی قرمز که در میان بومیان مارلو خوانده میشود، نقش مهمی در جهانبینی این مردمان دارد. این جانور شکلدهندهٔ بسیاری از قوانین، آداب، و مراسم بومیان صحرای غرب استرالیا است و آنچنان در میان آنان مقدس است که سخن گفتن از آن در میان ایشان نوعی بیاحترامی تلقی میشود.[۴۳] بومیان از گوشت مارلو تغذیه میکنند و با آداب ویژهای به ذبح آن میپردازند و از خودگذشتگی او برای زنده ماندن انسانها مورد ستایش قرار میگیرد.[۴۳]
نخستین برخورد اروپاییان با کیسهداران پس از اکتشاف قاره آمریکا در سده پانزدهم صورت گرفت. ویسنت یانیز پینزون، کاشف اهل اسپانیا، در سال ۱۵۰۰ پا بر سرزمین برزیل کنونی نهاد و از وجود تنوع زیستی فراوان در آن منطقه در شگفت ماند. او دستور داد تا خدمهٔ کشتیاش تعدادی از کیسهداران را با خود به کشتی ببرند.[۴۴] از سوی دیگر، پرتقالیها در خاور دور پیش رفته بودند و در بعضی جزیرههای آن منطقه اقدام به تشکیل حکومت کرده بودند. اگرچه برای سالها خبرهایی از بعضی جانداران اسرارآمیز در خاور دور وجود داشت، نوشتههای آنتونیو گالوانیو، فرماندار جزایر ملوک، در میان سالهای ۱۵۳۶ تا ۱۵۴۰ نخستین یادداشتها از وجود پستانداران کیسهدار استرالزی هستند. او در نوشتههایش از جانوری نام میبرد که مردم بومی کوسوس یا کوسو می خوانندش و با چشمان خیرهکنندهٔ آبیرنگ بر روی درختان زندگی و زایش میکند. امروزه این جانور با نام کوسکوس خوانده میشود.[۴۴]
اروپاییان در آغاز برای توصیف جانوران استرالیا آنها را با دیگر پستانداران آشناتری چون گربه و موش و راکون مقایسه میکردند. گزارشها از این برخوردها اغلب از سوی ناخدایان کشتیهای گذری از آن منطقه صورت میگرفت. ساکن شدن مهاجران در خلیج سیدنی در سال ۱۷۸۸ اما توجههای بیشتری را به سوی کیسهداران جلب کرد.[۴۴] ۶ سال پس از آن هنگام، کانگوروها را میشد در باغوحش لندن یافت و تا ۳۰ سال پس از آن، ۲۳ گونه کیسهدار به شکل رسمی طبقهبندی شده بودند. هانری دو بلانویل با ذکر ویژگیهای یگانهٔ زایشی این جانوران نشان داد که باید آنها را از دیگر پستانداران متمایز دانست.[۴۵] کارهای پژوهشی جان گولد و دستیارش جان گیلبرت نقش بزرگی در افزایش دانش و آگاهی نسبت به کیسهداران استرالیا داشت؛ از آن جمله کتاب سه جلدی پستانداران استرالیا اثر گولد که در آن تعداد زیادی از کیسهداران به همراه تصاویر نقاشیشدهشان فهرست شده بودند.[۴۶]
با گسترش حضور اروپاییان در استرالیا، تقابل انسانها و کیسهداران مقیم و حتا بومیان باعث تلفات بسیاری به آنها شد. این تقابل شامل کشته شدن گوسفندان و طیور مهاجران توسط گرگهای کیسهدار، شیطان تاسمانی، و کوئولها میشد.[۴۶] کانگوروهای دمقلمویی و باندیکوتها نیز به کشتزارهای کشاورزان حمله میکردند و سبزیجات آنان را غارت میکردند. تا نیمه سده ۱۹ میلادی به این جانوران با دیده متخاصمانه نگریسته میشد و تعدادی از آنها، از جمله گرگ تاسمانی، به دلیل شکار شدن توسط انسانها منقرض شدند. گلهداران بزرگ گوسفند در این دوره شروع به اشغال مناطق زندگی کانگوروها کردند و حتا از دولتهای محلی استرالیا برای دادن اجازهٔ کشتن آنها درخواست کردند. در ۱۸۷۹، قانونی با نام لایحه نابودی کیسهداران به حضور نمایندگان مجلس محلی نیو ساوت ویلز رسید. این قانون اما اجرایی نشد و راه را برای قانون چراگاه و دام در سال بعد باز کرد. طبق این قانون، سگهای وحشی به همراه «همه کانگوروها، والاروها، والابیها، و فیلاندرها» به عنوان آفت در نظر گرفته شدند.[۴۷] این قانون بعدها تعداد بیشتری از کیسهداران را شامل شد و باعث کشته شدن میلیونها عدد از این پستانداران طی دهههای پس از خود شد. تخمین زده میشود که میان سالهای ۱۸۸۸ تا ۱۹۰۰ تعداد ۲۱٫۴ میلیون کانگورو و والابی در نیو ساوت ویلز کشته شدند.[۴۷]
کاهش جمعیت کیسهداران حتا در سال ۱۸۳۶ توسط چارلز داروین مشاهده شده بود. او این کاهش را نتیجه حضور سگهای شکاری مهاجران میدانست.[۴۷] با آغاز سده ۲۰ میلادی نگرانیها درباره آینده کیسهداران در استرالیا شدت گرفت و نخستین قانون حمایتی از آنان در سال ۱۹۰۳ زیر نام قانون پاسداری از جانوران محلی به تصویب ایالت نیو ساوت ویلز رسید. با تلاشهای دوستداران محیط زیست و زیستشناسان، قانون پاسداری از پرندگان و جانوران در ۱۹۱۸ و قانون پاسداری از چراگاه در ۱۹۳۴ کیسهداران را از زیر عنوان «آفت» بیرون آوردند و در پایان قانون پاسداری از زیواگان سال ۱۹۴۸ اندیشهٔ «ذخیره طبیعی» را به رسمیت شناخت و مردم را به آگاهی بخشی درباره حیات وحش فراخواند.[۴۸]
یادداشت [ویرایش]
- ↑ Yixian Formation
- ↑ شمارههای بیرون پرانتز تعداد سردهها و گونههای درون استرالیا را نشان میدهند و عددهای درون پرانتز تعداد آنهایی را که در جاهای دیگر همچون گینه نو و دیگر مناطق استرالزی هستند، نشان میدهند.
- ↑ White Muscle Disease
- ↑ α-tocopherol
- ↑ Lumpy jaw
- ↑ Sarcoptic mange به معنای «گَری عضلانی». به این بیماری جرب سگسانان نیز گفته میشود.
یادکرد [ویرایش]
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 24.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ Dickman, A Fragile Balance, 27.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 55.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 27-28.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 53.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ Dickman, A Fragile Balance, 28.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 62.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 63.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 64.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 65.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 29.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Dickman, A Fragile Balance, 13.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 8.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 9.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 237.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 243.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 244.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 18.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 19.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 238.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 241.
- ↑ ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ ۲۲٫۲ ۲۲٫۳ Dickman, A Fragile Balance, 14.
- ↑ ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Dickman, A Fragile Balance, 16.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 16-17.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 17.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 246.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 11.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 65.
- ↑ Nowak, Marsupials of the World, 17.
- ↑ Nowak, Marsupials of the World, 17-18.
- ↑ Nowak, Marsupials of the World, 14.
- ↑ Nowak, Marsupials of the World, 15.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 145.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 146.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 148.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 150.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 49.
- ↑ Stonehouse and Gilmore, The Biology of Marsupials, 148-149.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 145.
- ↑ ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ Dickman, A Fragile Balance, 146.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 146-147.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 147.
- ↑ ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Dickman, A Fragile Balance, 149.
- ↑ ۴۴٫۰ ۴۴٫۱ ۴۴٫۲ Dickman, A Fragile Balance, 150.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 152-155.
- ↑ ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Dickman, A Fragile Balance, 155.
- ↑ ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ Dickman, A Fragile Balance, 156.
- ↑ Dickman, A Fragile Balance, 156-158.
منابع [ویرایش]
- Dickman, Christopher. A Fragile Balance: The Extraordinary Story of Australian Marsupials. University Of Chicago Press, 2008. ISBN 978-0226146300.
- Nowak, Ronald M.. Walker's Marsupials of the World. Baltimore: Johns Hopkins University Press, 2005. ISBN 0-8018-8222-2.
- Stonehouse, Bernard and Desmond Gilmore. The Biology of Marsupials. University Park Press, 1977. ISBN 0-8391-0852-4.
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ کیسهداران موجود است. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||