کبد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
کبد
Leber Schaf.jpg
کبد گوسفند: (۱) لوب راست، (۲) لوب چپ، (۳) لوب دمی، (۴) لوب چهارگوش، (۵) سرخرگ کبدی و باب سیاهرگی، (۶) گره‌های لنفاوی کبدی، (۷) کیسه صفرا.
Gray1224.png
نمای قدامی از وضعیت کبد (قرمز) در شکم انسان.
لاتین jecur
فهرست گری subject #250 ۱۱۸۸
سیاه‌رگ hepatic vein, ورید باب
عصب celiac ganglia, عصب واگ[۱]
پیش‌ساز foregut
در سرعنوان‌های موضوعی پزشکی Liver
دستگاه گوارش انسان

جـِـگَر یا کَبـِد بزرگترین غده بدن است[۲] که در فعالیت‌های سوخت‌وساز بدن مانند گوارش نقش دارد.

تمام خون دستگاه گوارش توسط سیاهرگی به نام ورید پورت جمع‌آوری شده و وارد کبد می‌شود و تمام مواد جذب شده از لوله گوارشی از کبد عبور می‌کنند. دیگر کارهای کبد به دام انداختن سموم و تصفیه آنها با تبدیل کردنشان به مواد بی ضرر است. همچنین، این کبد است که متابولیسم داروها را در بدن بر عهده دارد. شرکت در خون سازی (در دوره پیش از تولد) و مقاومت در برابر عفونت‌ها، فراهم ساختن سریع انرژی در هنگام ضرورت، ذخیره آهن و... از دیگر فعالیتهای کبد است[۳]

سلولهای کبدی پروتئین‌های مختلفی را به طور دائمی می‌سازند از جمله آلبومین، پروترومبین، فیبرینوژن، لیپو پروتئینها و هپارین.[۴]

سلولهای کبدی مواد مختلفی از جمله تری گلیسریدها، گلیکوژن و ویتامینها را ذخیره می‌کنند.[۵]

کبد به عنوان یک سیستم بافری مهم برای گلوکز خون عمل می‌کند به این معنی که هنگامی که گلوکز خون بعد از صرف یک وعده غذا تا غلظت زیادی بالا می‌رود میزان ترشح انسولین نیز افزایش می‌یابد و در حدود ۳/۲ گلوکز جذب شده از روده بلافاصله به گلیکوژن تبدیل شده و در کبد ذخیره می‌شود. در طی ساعات بعد که غلظت گلوکز خون و نیز در این ترشح انسولین کاهش می‌یابد، کبد گلیکوژن را تجزیه و به گلوکز تبدیل می‌کند.

این تنظیم در بیماران با اختلالات کبدی تقریباً غیر ممکن است.

کالبدشناسی[ویرایش]

کبد عضو قهوه‌ای مایل به قرمز با چهار لوب نابرابر از نظر شکل و اندازه می‌باشد. وزن طبیعی کبد انسان ۱٫۶۶-۱٫۴۴ کیلوگرم (۳٫۷-۳٫۲ پوند) بوده،[۶] و اندامی صاف، صورتی-قهوه‌ای و مثلثی شکل می‌باشد. کبد بزرگترین اندام داخلی (پوست بزرگترین اندام کلی است) و بزرگترین غده در بدن انسان است. محل این اندام در یک چهارم بالایی حفره شکمی بوده، و درست زیر دیافراگم قرار دارد. کبد در سمت راست معده بوده و روی کیسه صفرا قرار دارد. دو رگ خونی به آن متصل شده است، یکی از آن‌ها شریان کبدی و دیگری سیاهرگ باب نام دارد. شریان کبدی خون آئورتی را حمل می‌کند، در حالی که سیاهرگ باب خون شامل مواد مغذی هضم شده از گوارش و همچنین طحال و لوزالمعده را حمل می‌کند. این رگ‌های خونی به مویرگ‌ها تقسیم شده، و خون را به لوبول‌ها هدایت می‌کنند. هر لوبول از میلیون‌ها یاخته کبدی تشکیل شده که اساس یاخته‌های متابولیکی هستند. لوبول‌ها واحدهای عملکردی کبد هستند.

انواع سلول[ویرایش]

دو نوع عمده از سلول‌های عمومی در لوبول‌های کبد وجود دارد؛ سلول‌های پارانشیمی و غیرپارانشیمی. ۸۰٪ حجم کبد را سلول‌های پارانشیم تشکیل داده و هپاتوسیت نامیده می‌شوند. سلول‌های غیرپارانشیمی ۴۰٪ از تعداد کل سلول‌های کبد را تشکیل می‌دهند اما تنها ۶٫۵٪ حجم کبد را شامل می‌شوند. سلول‌های آندوتلیال سینوسی کبدی، سلول‌های کوپفر و سلول‌های ستاره‌ای کبدی تعدادی از سلول‌های غیرپارانشیمی سینوس کبد هستند.[۷]

جریان خون[ویرایش]

کبد دارای دو جریان خون از سیاهرگ باب و شریان کبدی می‌باشد. حدود ۷۵٪ از جریان خون کبد، توسط سیاهرگ باب از خون وریدی طحال، دستگاه گوارش و اندام‌های مرتبط با آن تامین می‌شود. شریان کبدی باقیمانده جریان خون کبد را تامین می‌کند. اکسیژن از هر دو منبع تامین می‌شود؛ تقریبا نصف اکسیژن کبد توسط سیاهرگ باب و نصف آن توسط شریان کبدی تهیه می‌شود.[۸]
خون در سینوس‌های کبدی جریان یافته و داخل ورید مرکزی هر لوبول تخلیه می‌شود. وریدهای مرکزی با ورید کبدی که کبد را ترک می‌کند یکی می‌شوند.

جریان صفراوی[ویرایش]

درخت صفراوی

اصطلاح درخت صفراوی از شاخه‌های بلند مجاری صفراوی گرفته شده است. صفرای تولید شده در کبد در کانال‌های صفراوی که با مجاری صفراوی ادغام شده، جمع می‌شوند. درون کبد، این مجاری، مجاری صفراوی داخل‌کبدی نامیده می‌شوند (درون کبد)، و هنگامی که خارج می‌شوند آن‌ها را خارج‌کبدی (بیرون از کبد) می‌نامند. مجاری داخل‌کبدی درنهایت به مجاری کبدی چپ و راست تخلیه می‌شوند و با ادغام خود مجرای مشترک کبدی را می‌سازند. مجرای سیستیک کیسه صفرا با مجرای مشترک کبدی متصل شده و مجرای مشترک صفرا را تشکیل می‌دهند.

صفرا توسط مجرای مشترک صفرا مستقیما وارد دوازدهه می‌شود، یا توسط مجرای سیستیک موقتا در کیسه صفرا ذخیره می‌شود. مجرای مشترک صفرا و مجرای پانکراس با یکدیگر در آمپول واتر وارد بخش دوم دوازدهه می‌شوند.

کبد انسان[ویرایش]

اگر سطح جداری را مشاهده کنید، کبد انسان به طور معمول به دو لوب تقسیم می‌شود (چپ و راست)؛ اما اگر سطح احشایی را مشاهده کنید کبد به چهار لوب به علاوه لوب دمی و چهارگوش تقسیم می‌شود. نشانه‌های کالبدشناسی دیگری نیز وجود دارد، از جمله لیگامان وریدی (لیگامان آرانشیو) و لیگامان دایره‌ای (لیگامان ترس) که بعدا در سمت چپ کبد به دو بخش تقسیم می‌شوند. لیگامان داسی (لیگامان فلسی‌فرم) در جلوی کبد (سمت قدامی) قابل مشاهده است. این لیگامان کبد را به دو لوب چپ و راست تقسیم می‌کند.

بخش‌های کالبدشناسی[ویرایش]

کبد در طبقه‌بندی Couinaud کالبدشناسی کبد، به هشت بخش عملکردی مستقل تقسیم می‌شود (یا اگر بخش‌های زیرین را حساب کنید به ۹ بخش تقسیم می‌شود).[۹]

دیگر حیوانات[ویرایش]

کبد در تمام مهره‌داران وجود دارد، و به طور معمول بزرگترین اندام (داخلی) می‌باشد. شکل آن در گونه‌های مختلف متفاوت است، و به دلیل شکل بزرگش و ترتیب قرارگیری اندام‌های اطراف آن قابل تشخیص است. با این حال، در بیشتر گونه‌ها کبد به دو لوب چپ و راست تقسیم می‌شود؛ استثنا در این قاعده کلی مارها هستند، که به دلیل ضرورت شکل بدن کبد آن‌ها به شکل سیگار برگ وجود دارد. ساختار داخلی کبد آن کاملا شبیه همه مهره‌داران است.[۱۰]

این اندام گاهی اوقات به عنوان کبد مرتبط با دستگاه گوارش طنابداران اولیه مثل نیزک یافت می‌شود. هرچند، این اندام یک غده ترشحی است، نه یک اندام متابولیکی، و چگونگی هم‌ساخت‌شناسی واقعی آن با کبد مهره‌داران مشخص نیست.[۱۰]

فیزیولوژی[ویرایش]

عملکردهای مختلفی از کبد توسط سلول‌های کبدی یا هپاتوسیت‌ها انجام می‌شود. در حال حاضر، هیچ اندام مصنوعی یا دستگاهی که توانایی تقلید تمام عملکردهای کبد را داشته باشد وجود ندارد. در درمان تجربی نارسایی کبد بعضی از عملکردها را می‌توان با دیالیز کبد مشابه سازی کرد. تصور می‌شود که کبد مسئول ۵۰۰ عملکرد جداگانه در ترکیب با دیگر سیستم‌ها و اندام‌ها می‌باشد.

سنتز[ویرایش]

تفکیک[ویرایش]

سایر عملکردها[ویرایش]

  • کبد محل ذخیره بسیاری از مواد از جمله گلوکز (به شکل گلیکوژنویتامین آ (ذخیره ۲-۱ سال)، ویتامین د (ذخیره ۴-۱ ماه)، ویتامین ب ۱۲ (ذخیره ۳-۱ سال)، ویتامین کا، آهن، و مس می‌باشد.
  • کبد مسئول اثرات ایمونولوژیکی می‌باشد - سیستم فاگوسیتی تک هسته‌ای (ام پی اس) کبد شامل بسیاری از سلول‌های ایمونولوژیکی فعال است، همچنین به عنوان «غربال» برای آنتی‌ژن‌های حمل شده توسط سیستم باب عمل می‌کند.
  • کبد، آلبومین، عمده‌ترین ماده اسمولاریته پلاسمای خون را تولید می‌کند.
  • کبد آنژینوتنسینوژن را سنتز می‌کند، هورمون مسئول بالا بردن فشار خون، که توسط رنین فعال می‌شود، زمانی که کلیه احساس کند فشار خون پایین است رنین را آزاد می‌کند.
  • کبد به عنوان مخزن خون نیز عمل می‌کند، یک اندام قابل بسط می‌باشد. مقدار زیادی از خون می‌تواند در رگ‌های خونی ذخیره شود، این مقدار حجم نرمال خون در وریدهای کبدی می‌باشد و در سینوس‌های کبدی در حدودو ۴۵۰ میلی لیتر می‌باشد. در طول نارسایی قلبی با احتقان محیطی، کبد گسترش می‌یابد، و گاهی اوقات ۰٫۵ تا ۱ لیتر از خون اضافی به علت فشار بالا در دهلیز راست که باعث بازگشت فشار در کبد می‌شود در وریدهای کبدی و سینوس‌ها ذخیره می‌شود.

ارتباط با پزشکی و داروشناسی[ویرایش]

ظرفیت اکسیداتیو کبد با افزایش سن کاهش می‌یابد بنابراین هر دارویی که به اکسیداسیون نیاز داشته باشد (مثلا بنزودیازپین) احتمال زیاد دارد که به سطوح سمیت برسد. هرچند، داروهایی با نیمه‌عمر کوتاه، از جمله لورازپام و اگزازپام در بیشتر مواردی که بنزودیازپین در طب سالمندان مورد نیاز است، ترجیح داده می‌شوند.

بیماری‌های کبد[ویرایش]

تومور لوب چپ کبد

کبد تقریبا از هر اندامی در بدن حمایت می‌کند و برای بقا حیاتی است. به دلیل محل استراتژیک و عملکردهای چندبعدی خود کبد نیز مستعد بسیاری از بیماری‌ها می‌باشد.[۱۲]

عمومی‌ترین بیماری‌ها شامل: عفونت‌هایی از جمله هپاتیت‌های آ، ب، سی، دی، ای، آسیب‌های ناشی از نوشیدنی‌های الکلی، کبد چرب، سیروز، سرطان، آسیب‌های دارویی (به خصوص توسط استامینوفن (پاراسیتامول) و داروهای ضد سرطانی).

بسیاری از بیماری‌های کبدی با یرقان ناشی از افزایش سطح بیلی‌روبین در سیستم همراه است. بیلی‌روبین نتیجه فروپاشی هموگلوبین گلبول‌های قرمز خون می‌باشد؛ به طور معمول، کبد بیلی روبین را از خون خارج کرده و از طریق صفرا دفع می‌کند.

بسیاری از بیماری‌های کبدی در کودکان نیز وجود دارد، از جمله انسداد مجاری صفراوی، کمبود آلفا-۱ آنتی‌تریپسین، سندرم آلاژیل، کلستاز داخل کبدی خانوادگی پیشرونده و هیستوسیتوز سلول لانگرهانس.

بیماری‌هایی که با عملکرد کبد تداخل دارند اختلالاتی را در فرآیندهای آن ایجاد خواهند کرد. هرچند، کبد ظرفیت بالایی برای بازسازی و ذخیره‌سازی دارد. در بیشتر موارد، کبد تنها علائم را بعد از آسیب گسترده نشان می‌دهد.

بیماری‌های کبد با آزمون عملکرد کبد تشخیص داده می‌شوند، به عنوان مثال، توسط تولید پروتئین فاز حاد.

بازسازی و پیوند[ویرایش]

بعد از برش لوب چپ کبد

کبد تنها اندام داخلی بدن انسان است که توانایی باززایی طبیعی بافت‌های از دست رفته را دارد؛ کمتر از ۲۵٪ کبد می‌تواند به تمام کبد احیا شود.[۱۳] باززایی بسیار سریع است. کبد طی یک تا دو هفته بعد از از دست دادن بیش از ۵۰٪ حجم خود به اندازه طبیعی خود باز خواهد گشت.

این عمل دلیل عمده بازگشت هپاتوسیت‌ها به چرخه یاخته‌ای است. هپاتوسیت‌ها از فاز جی صفر خاموش به فاز جی ۱ رفته و تحت میتوز قرار می‌گیرند. این فرایند توسط گیرنده پی ۷۵ فعال می‌شود.[۱۴]

سه پیوند اولیه کبد انسان توسط توماس استارزل در سال ۱۹۶۳ در ایالات متحده انجام شد.[۱۵] در سال ۱۹۶۸، روی کالن در کمبریج انگلستان اولین پیوند کبد را در بریتانیای کبیر انجام داد.[۱۶]

پیوند کبد تنها گزینه برای افرادی است که مبتلا به نارسایی غیرقابل بازگشت کبدی هستند. بیشتر پیوندهای انجام شده برای بیماری‌های مزمن باعث سیروز می‌شوند، از جمله هپاتیت سی مزمن، الکلیسم، هپاتیت‌های خودایمن و بسیاری دیگر از بیماری‌ها. پیوندهای کبد انجام شده برای نارسایی حاد کبد که در آن نارسایی در طول چند روز هفته رخ می‌دهد کمتر شایع است.

قطب‌های پیوند کبد ایران[ویرایش]

در این سه شهر یعنی شیراز، کرمان و مشهد که به عنوان سه قطب پزشکی کشور نیز مطرح هستند پیوند کبد انجام می‌پذیرد.

پیشرفت[ویرایش]

اندام‌زایی[ویرایش]

منشا کبد قرارگیری آن در بخش شکمی اندوردم فورگات (اندودرم یکی از ۳ لایه سلولی جوانه جنینی می‌باشد) و مجاور مزانشیم دیواره ترنسورسوم می‌باشد. در رویان انسان، دایورتیکولوم کبد یک لوله اندودرمی است که از فورگات به اطراف مزانشیم گسترش یافته است. مزانشیم دیواره ترانسورسوم باعث تکثیر این اندودرم به شاخه شاخه شدن و شکل‌گیری اپیتلیوم غده‌ای کبد می‌شود. بخشی از دایورتیکولوم کبدی (که این منطقه نزدیک لوله گوارش است) در ادامه به عنوان مجرای زهکشی کبد عمل می‌کند، و شاخه‌ای از این مجرا کیسه صفرا را ایجاد می‌کند.[۱۷] علاوه بر این سیگنالهای مزانشیم دیواره ترانسورسوم، فاکتور رشد فیبروبلاست از تکامل قلب نیز همراه با رتینوئیک اسید ناشی از مزودرم صفحه جانبی به صلاحیت کبد کمک می‌کند. سلول‌های اندودرمی کبدی تحت یک انتقال مورفولوژیکی از ستونی به شبه لایه‌ای منجر به ضخامت اولیه جوانه کبد می‌شود. سلول‌های ستاره‌ای کبد از مزانشیم مشتق می‌شوند.[۱۸]

بعد از مهاجرت هپاتوبلاست‌ها به مزانشیم دیواره ترانسورسوم، معماری کبدی با سینوس‌های کبدی شروع به کار می‌کند و مویرگ‌های صفراوی ظاهر می‌شوند. جوانه کبد به لوب‌های کبدی تقسیم می‌شود. ورید نافی چپ به مجراهای وریدی تبدیل شده و ورید ویتلاین به ورید باب تبدیل می‌شود. گسترش جوانه کبد توسط سلول‌های بنیادی خونساز انجام می‌شود. هپاتوبلاست‌های دو پتانسیلی به سلول‌های اپیتلیال صفراوی و هپاتوسیت‌ها متمایز می‌شوند. سلول‌های اپیتلیال صفراوی از هپاتوسیت‌های اطراف ورید باب متمایز می‌شوند، ابتدا یک، تک‌لایه تولید و سپس دولایه از سلول‌های مکعبی تولید می‌کنند. در صفحه داکتال، تمرکز انبساط در نقاطی از دولایه پدیدار می‌شود، توسط مزانشیم باب محصور شده، و تحت توبول‌زایی در مجراهای صفراوی درون‌کبدی قرار می‌گیرد. هپاتوبلاست‌ها مجاور ورید باب قرار نگرفته و در عوض به هپاتوسیت‌ها متمایز شده و در طناب‌های خطی سلول‌های اپی تلیال مزانشیم و مجراهای صفرا قرار می‌گیرند. هنگامی که هپاتوبلاست‌ها به هپاتوسیت‌ها تخصصی شده و گسترش می‌یابند، عملکردها را از یک هپاتوسیت بالغ دریافت می‌کنند، و در نهایت هپاتوسیت‌های بالغ به عنوان سلول‌های اپی‌تلیال بسیار قطبی با انباشتگی گلیکوژن فراوان ظاهر می‌شوند.

تامین خون جنین[ویرایش]

در جنین در حال رشد، منبع اصلی خون کبد از ورید نافی است که مواد مغذی را برای جنین در حال رشد تامین می‌کند. ورید نافی از ناف وارد شکم می‌شود، و در طول لبه آزاد لیگامان فلسی فرم کبد به سطح تحتانی کبد به طرف بالا عبور می‌کند. به شاخه چپی ورید باب متصل می‌شود. مجراهای وریدی، خون را از ورید باب چپی به ورید کبدی چپی و سپس به بزرگ‌سیاهرگ زیرین حمل می‌کنند، و اجازه می‌دهند خون جنینی در کبد دور بزند.

درجنین، کبد در طول بارداری نرمال توسعه می‌یابد، و تصفیه نرمال کبد جنین انجام نمی‌شود. کبد اجازه ندارد فرایندهای گوارشی را انجام دهد زیرا جنین وعده‌های غذایی را به طور مستقیم مصرف نمی‌کند، اما مواد مغذی را توسط جفت از مادر دریافت می‌کند. کبد جنین برخی از سلول‌های بنیادی خون را آزاد می‌کند که به تیموس جنین مهاجرت می‌کنند، بنابراین ابتدا لنفوسیت‌ها، که لنفوسیت تی نامیده می‌شوند از سلول‌های بنیادی کبد جنین ساخته می‌شوند. هنگامی که جنین متولد می‌شود، تشکیل سلول‌های بنیادی خون در جنین به مغز قرمز استخوان منتقل می‌شود.

بعد از تولد، ورید نافی و مجراهای وریدی طی دو تا پنج روز کاملا محو می‌شوند.

به عنوان غذا[ویرایش]

کبد پستانداران، غازماکیان‌سانان، و ماهی معمولا به عنوان خوراک توسط انسان‌ها خورده می‌شود. کبدهای خوک اهلی، گاو، گوسفند، گوساله، مرغ خانگی و غازها در قصابی‌ها و سوپرمارکت‌ها به طور گسترده قابل دسترس هستند.

کبد می‌تواند پخته، آب‌پز، کبابی، سرخ شده، در روغن تفت داده شده یا خام خورده شود (asbeh nayeh or sawda naye در غذاهای لبنانی، ساشی‌می کبد). در بسیاری از آماده‌سازی‌ها، تکه‌های کبد با تکه‌های گوشت و کلیه، مانند اشکال مختلف کباب‌های شبکه‌ای خاورمیانه‌ای ترکیب می‌شوند (به عنوان مثال meurav Yerushalmi). کبد اغلب در پخشینه درست می‌شود. مثال‌های خوب شناخته شده شامل liver pâté، جگر چرب، chopped liver، و leverpastej می‌باشند. سوسیس‌های کبدی از جمله Braunschweiger و liverwurst نیز ارزش غذایی دارند. خوراک سنتی آفریقای جنوبی، به نام Skilpadjies، از کبد گوسفند چرخ شده پیچیده در netvet (چربی غشا پوششی) تهیه شده و روی آتش کباب شده است.

کبد حیوانات غنی از آهن و ویتامین آ می‌باشند، و روغن جگر ماهی معمولا به عنوان مکمل غذایی استفاده می‌شود. به طور سنتی، کبد بعضی از ماهی‌ها مخصوصا لقمه‌ماهی معمولی به عنوان غذا ارزش دارد. این کبد برای آماده‌سازی غذا مورد استفاده قرار می‌گیرد، از جمله در کبد اسکیت آب‌پز با تست در انگلستان، همچنین beignets de foie de raie و foie de raie en croute در آشپزی فرانسوی.[۱۹]

اشارات فرهنگی[ویرایش]

در اساطیر یونانی، پرومته به دلیل آشکار کردن آتش برای انسان توسط خدایان مجازات شد، او را در جایی که یک کرکس (یا یک عقاب) جگر او را نوک می‌زد به سنگ زنجیر کردند و جگر در طول شب دوباره ساخته می‌شد. (کبد تنها اندام داخلی انسان است که می‌تواند خودش را به میزان قابل توجهی بازسازی کند) بسیاری از مردم باستانی خاور نزدیک و مناطق مدیترانه‌ای نوعی از طالع‌بینی به نام هاروسپیسی را تمرین می‌کنند، آنها سعی می‌کنند اطلاعات را با تمرین بر روی کبدهای گوسفند و دیگر حیوانات به دست بیاورند.

در افلاطون، و در فیزیولوژی‌های بعدی، کبد به عنوان مکان تاریک‌ترین احساسات تصور می‌شود (به طور خاص خشم، حسادت و طمع) که انسان را به واکنش وادار می‌کند.[۲۰] در تلمود (رساله براکهوت ۶۱ ب) کبد به عنوان محل خشم است که با کیسه صفرا خنثی می‌شود.

در زبان‌های فارسی، اردو و هندی (جگر یا जिगर یا jigar) در سخنرانی‌های تمثیلی جگر، مرجع شجاعت و احساسات قوی یا «بهترین حالت فرد» است.

افسانه جانسون کبدخوار می‌گوید که او می‌تواند کبد هرکسی را که بعد از شام کشته شده باشد، بریده و بخورد.

در فیلم رسالت، خوردن کبد حمزه بن عبدالمطلب در طول غزوه احد توسط هند دختر عتبه به تصویر کشیده شده است. اگرچه روایاتی وجود دارد که هند به جای خوردن کبد حمزه «طعم آن را چشید»، صحت این روایات جای سوال دارد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Physiology at MCG 6/6ch2/s6ch2_30
  2. حسن‌زاده طاهری، محمد مهدی. ابرهیم زاده بیدسکان، علیرضا. آناتومی انسانی پایه. جهاد دانشگاهی مشهد، 1387. شابک ‎۹۶۴۳۲۴۱۸۱۵. 
  3. کبد (1)
  4. : کبد
  5. : کبد
  6. Cotran, Ramzi S. ; Kumar, Vinay; Fausto, Nelson; Nelso Fausto; Robbins, Stanley L. ; Abbas, Abul K. (2005). Robbins and Cotran pathologic basis of disease (7th ed.). St. Louis, MO: Elsevier Saunders. p. 878. ISBN 0-7216-0187-1. 
  7. Kmieć Z (2001). "Cooperation of liver cells in health and disease". Adv Anat Embryol Cell Biol 161: III–XIII, 1–151. PMID 11729749. 
  8. Shneider, Benjamin L. ; Sherman, Philip M. (2008). Pediatric Gastrointestinal Disease. Connecticut: PMPH-USA. p. 751. ISBN 1-55009-364-9. 
  9. Smithuis, Robin. "Anatomy of the liver segments". Radiology Assistant. Retrieved 9 February 2014. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Romer, Alfred Sherwood; Parsons, Thomas S. (1977). The Vertebrate Body. Philadelphia, PA: Holt-Saunders International. pp. 354–5. ISBN 0-03-910284-X. 
  11. بیماری‌های کبد
  12. Cirrhosis Overview National Digestive Diseases Information Clearinghouse. Retrieved on 2010-01-22
  13. Dieter Häussinger, ed. (2011). Liver Regeneration. Berlin: De Gruyter. p. 1. ISBN 9783110250794. 
  14. Suzuki K, Tanaka M, Watanabe N, Saito S, Nonaka H, Miyajima A (2008). "p75 Neurotrophin receptor is a marker for precursors of stellate cells and portal fibroblasts in mouse fetal liver". Gastroenterology 135 (1): 270–281.e3. doi:10.1053/j.gastro.2008.03.075. PMID 18515089. 
  15. Starzl, T.E. , T.L. Marchioro, K.N. Von Kaulla, G. Hermann, R.S. Brittain, W.R. Waddell, "Homotransplantation of the liver in humans." Surg Gynecol Obstet 117: 659-676, 1963.
  16. R.Y. Calne, R. Williams, "Liver transplantation in man. I. Observations on technique and organization in five cases." Br Med 4: 535-540, 1968.
  17. Gilbert SF (2000). Developmental Biology (6th ed.). Sunderland (MA): Sinauer Associates. 
  18. Berg T, DeLanghe S, Al Alam D, Utley S, Estrada J, Wang KS (2010). "β-catenin regulates mesenchymal progenitor cell differentiation during hepatogenesis". J Surg Res 164 (2): 276–85. doi:10.1016/j.jss.2009.10.033. PMC 2904820. PMID 20381814. 
  19. Calvin W. Schwabe Unmentionable Cuisine (انگلیسی)
  20. Krishna, Gopi; Hillman, James (commentary) (1970). Kundalini – the evolutionary energy in man. London: Stuart & Watkins. p. 77. SBN 7224 0115 9.