دستگیری نویسندگان سایت امروز و رویداد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

دستگیری نویسندگان سایت امروز و رویداد یکی از اقدامات سرکوبگرانه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در شهریور ۱۳۸۳ برای محدود سازی انتشار اخبار و برخورد با موج روزنامه نگارانی بود که پس از توقیف گسترده روزنامه‌های اصلاح طلب به سمت اینترنت و انتشار اخبار و تحلیل‌های خود از آن گرایش یافته بودند انجام شد. در جریان این اقدام دادستان تهران (سعید مرتضوی) با همکاری نیروی انتظامی (به فرماندهی قالیباف) و استفاده از پیام فضلی نژاد (روزنامه نگار اصلاح طلب تواب) اقدام به دستگیری گسترده نویسندگان سایت‌های خبری امروز و بامداد ( منتسب به روزنامه توقیف شده صبح امروز ) و سایت رویداد ( وابسته به جبهه مشارکت ایران اسلامی )کردند.


بازداشت [ویرایش]

سعید مرتضوی (دادستان تهران) با بهره گیری از تجربیات پیام فضلی نژاد (روزنامه نگار جوانی که پس از بازداشت به همکاری گسترده با وی روی آورد و تا جایگاه بازجویی پیش رفت) به زیر نظر گرفتن فعالیت‌های روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان پرداخت. اشتباه مدیران سایت امروز و قرار دادن شماره موبایل یکی از روزنامه نگاران در سایت برای گرفتن آگهی منجر به شناسایی و دستگیری آنان و از کار انداختن هر سه سایت شد. با توجه به وابستگی سایت‌ها به جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( که اکثریت مجلس ششم و برخی پست‌ها در کابینه محمد خاتمی را بر عهده داشتند)تصور نمی‌کردند که مرتضوی به سادگی امکان بازداشت و برخورد با آنان را داشته باشد.

شکنجه[نیازمند منبع] [ویرایش]

دستگیر شدگان که بیش از بیست تن بودند در بازداشتگاهی غیر قانونی ( که بعدها مشخص شد در میدان نیلوفر تهران قرار دارد) بیش از یک ماه بازداشت و تحت شکنجه قرار گفتند. در این مدت که درگیری میان اصلاح طلبان پیشرو و جناح راست نظام پس از انتخابات مجلس هفتم که با رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و خارج کردن مجلس از کنترل آنان همراه بود به اوج خود رسید، مرتضوی تلاش فراوانی برای گرفتن اعترافات جنسی از دستگیر شدگان ( خصوصا دختران) کرد. آنان تحت فشار قرار می‌گرفتند که به داشتن روابط نامشروع با رهبران اصلاح طلبان اعتراف کنند. امید معماریان در باره بازجویی‌ها می‌گوید:

کسانی که من را بازجويی کردند و در سلول انفرادی يک زندان سری مواردی را که خود می ‏خواستند از من با فشارهای مختلف بدنی و روانی گرفتند، مريض جنسی و روانی بودند من به آقای شاهرودی گفتم که نه تنها در مورد من بلکه اين افراد نبايد با هيچ کس در يک اتاق تنها ‏بمانند چون که آن ها تعادل روانی ندارند و می‌توانند کارهايی بکنند که هيچ انسان با شرم و حيايی نمی‌تواند ‏انجام بدهد. آقای شاهرودي قول دادند رسيدگی کنند، اما حالا متوجه شده ايم که اين ما هستيم که بايد تاوان يک ‏سيستم بيمار ومريض را بدهيم که در آن در گوشه سلول انفرادی در محاصره يک مشت آدمی که هر کاری از ‏شان بر می آيد دو ماه را سپری کرده ايم واز آن پس زندگی مان هيچ گاه به دليل فشارهای روانی آن دوران سياه ‏به حالت اول خود بازنگشته است.‏


پانویس [ویرایش]