احمد صدر حاجسیدجوادی
|
|
این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آنرا از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. |
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| شناسنامه | |
|---|---|
| زادروز | ۳ خرداد ۱۲۹۶ محرم ۱۳۳۵ قمری |
| زادگاه | قزوین، ایران |
| اطلاعات سیاسی | |
| حزب سیاسی | نهضت آزادی ایران |
| پستهای پیشین | دادستان تهران در نخست وزیری امینی وزیر کشور دولت موقت بازرگان وزیر دادگستری دولت موقت بازرگان نماینده مردم قزوین در دوره اول مجلس |
احمد صدر حاجسیدجوادی (زادهٔ ۳ خرداد ۱۲۹۶ در قزوین)، از اعضای اولیه و بنیانگذار نهضت آزادی ایران و از اعضای فعال نهضت مقاومت ملی، دادستان تهران، وزیر دادگستری، وزیر کشور در مقاطع مختلف، نماینده قزوین[۱] در اواین دور مجلس پس از انقلاب و سرپرست دانشنامه تشیع است.
وی در پیش از انقلاب وکالت تعدادی از مخالفان حکومت پهلوی از جمله علی شریعتی، سید علی خامنهای، حسینعلی منتظری را بر عهده داشت. همچنین او بارها پیش و پس از انقلاب بازداشت و محاکمه شدهاست.
از سمتهای او میتوان به دادستانی تهران در دورهٔ نخستوزیری دکتر علی امینی، صدارت وزارت کشور و وزارت دادگستری در دولت موقت مهندس بازرگان و نمایندگی مردم قزوین در دوره یکم مجلس شورای اسلامی اشاره کرد. او فارغالتحصیل رشتهٔ حقوق و دارای مدرک دکترای علوم سیاسی است.
محتویات |
[ویرایش] کودکی و تحصیل
فرزند سید علی (صدر المعالی) فرزند حاج سید حسین مجتهد خیابانی (حاج سید جوادی) که طبق جزوه شجره طیبه تألیف سید حسن حاجی سید جوادی(دبیر) تا سی و چند نسل قبلی به زید بن علی بن حسین پیوند یافتهاست. در محرم سال ۱۳۳۵ مهشیدی برابر با ۱۲۹۶ در قزوین در خانه جد خود- جنب اداره شهربانی- زاده شد. حاج سید حسین از شاگردان خاص ملا محمدکاظم خراسانی(آخوند خراسانی) در نجف اشرف بوده که پس از اتمام تحصیلات خارج حوزوی به قزوین مراجعت و مرجع عالم بود. جد اعلای آنها میر اولیا و فرزندش میر ابراهیمی اوایل پادشاهی صفوی از تبریز به قزوین مهاجرت و در آنجا سکونت کرده و قضاوت اهالی به آنها محول گردیده بود که همچنان تا اواخر قاجار ادامه یافت. یکی از فرزندان میر ابراهیمی، حاج سید عبدالجواد بوده که حاج سید جوادی از نام او نشأت گرفته و همه اجداد این خانواده از عالمان دین بوده و اعضاء آنها تاکنون علاوه بر قزوین در مصر و هند و شیراز و مشهد و غیره پراکندهاند. آرامگاه میر اولیا و میر ابراهیمی در آرامگاهی در میدان جنوب شهزاده حسین قرار دارد که ساختمان مزبور به علت قدمت اثر (از زمان صفوی) همچنان تنها ساختمان باقی مانده در آن میدان است. آرامگاه سید عبدالجواد و فرزند او میر حسین (سید بحرالعلوم از استاد به فضل و دانش و تقوی یاد میکند) در شمال شهزاده حسین در مقبرهای وسیع قرار دارد که غالب این خانواده در آنجا مدفون هستند. سید احمد سالهای مدرسه ابتدایی و سه ساله متوسطه را در مدرسه امید قزوین- جنب شهربانی- و دوره دبیرستان پهلوی به پایان برده و به موازات آن دروس مقدمات حوزوی را در مدرسه قدیمی التفاتیه قزوین فرا گرفت. او به علت فقدان دوره دوم دبیرستان به تهران عزیمت نمود و در دبیرستان ثروت رشته علمی به دریافت دیپلم علمی و سال بعد به دریافت دیپلم ادبی توفیق یافت. دوره چهارساله دانشکده حقوق رشته قضایی و سیاسی را در دانشگاه تهران سپری کرد و با گرفتن دو لیسانس و سپس گذرانیدن دوره دانشکده افسری (صنف توپخانه) تهران برای انجام خدمت وظیفه به دریافت درجه ستوان دومی احتیاط نائل شد.
[ویرایش] خدمات اداری
در اسفند ۱۳۲۲ وارد خدمت قضایی دادگستری شد که ابتدا به دادیاری دادسرای شهرستان رشت و بعد بازپرسی آن منصوب شد. در این دوره پرتلاطم گیلان و درگیریهای بسیار زیاد حزب توده آن خطه به علت توقیف تودهایها و رسیدگی به پرونده آنها به دادگستری اراک منتقل و در آنجا سمت ریاست شعبه ۲ دادگاههای عمومی شهرستان را یافت (۱۳۲۵ شمسی) و چندی بعد به سمت دادستانی شهرستان ساوه (۱۳۲۶ شمسی) به ساوه رفت و سپس به سمت ریاست دادگستری آن شهرستان منصوب شد (۲۸- ۱۳۲۷). در اوایل سال ۱۳۲۸ شمسی با سمت ابتدا دادیاری دادسرای تهران و سپس بازپرسی دادسرا به تهران منتقل شد. حاجسیدجوادی در سمت بازپرسی دیوان، در غالب استانهای کشور (تبریز- اصفهان- سیستان) مأموریت رسیدگی به جرائم کارکنان دولت و شهرداریها و غیره را به علاوه سمت بازرسی کل کشور داشتهاست. (۱۳۲۹- ۱۳۴۰) مخصوصاً در استان خراسان حدود ۱۰ ماه توقف (هنگامی بود که در هر استان یک بازپرس دیوان و بازرسی کل کشور توقف) داشته و به شکایات واصحه و اتهامات منتسبه بالاخص در آستان قدس رضوی رسیدگی میکردهاست.
[ویرایش] فعالیت سیاسی
فعالیت سیاسی صدر از هنگام ورود به تهران و آشناییاش با سید رضا زنجانی و در دوران نخستوزیری محمد مصدق شروع شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد و حکومت علی مصدق و تشکیل نهضت مقاومت ملی ایران به رهبری آیه الله زنجانی به آن نهضت پیوست و کمیته ادارات آن نهضت را با عضویت نیکومنش، اقلیدی، ذوالنصر و امیر حسین پولادی تشکیل داد و در فعالیت مبارزاتی از قبیل حضور در اجتماعات و تظاهرات و اعتصابات و همکاری در نشر راه مصدق و اعلامیه دیگر و پخش آنها و تهیه متنهای سیاسی با کمک برادرش علی اصغر حاج سید جوادی فعالیت مداوم داشت.
در اوایل سال ۱۳۴۰ با تشکیل کنگره جبهه ملی دوم و اختلاف نظر میان اعضاء استقلال فکری نمایان محمود طالقانی و مهدی بازرگان و یدالله سحابی که منجر به کنارهگیری آنان از کنگره جبهه ملی ایران شد و موضوع تجمع دوستان همفکر که علاوه بر فعالیت ملی میهن ملاحظات جنبههای مذهبی نیز ضروری و حتمی است مطرح و تشکیل جمعیت جدیدی ضروری و لازم(نهضتآزادی ایران) به نظر رسید.[نیازمند منبع] در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ با تشکیل حکومت علی امینی و وزارت سید رحمت الله علیه صدر به دادستانی عمومی شهرستان تهران منصوب گردید. در طول سمت دادستانی که حدود یک سال و نیم طولانی بود غالب پروندههای اتهامی طرفداران دربار و افراد در رأس هیئت حاکمه مخصوصاً مسائل مالی آنها نظیر پرونده ساختمان سنا که فروغی (هم بازی شاه) و کیانی رئیس شرکت سیوند و صفایی (که پسرخاله سرلشکر نصیری بود) همه از طرفداران دربار بودند و دریانی در تخلفات مالی و داوریان و غیر هم از احزاب به دستور صدر توقیف و پروندهها مورد تعقیب قرار گرفتند که غالباً اتهامات آنها ثابت و منجر به صدور ادعانامه از طرف دادستان گردید و مخصوصاً در پرونده ساختمان سنا (مجلس شورای بعدی کنونی) مأموریت و وساطت حسن ارسنجانی از طرف دربار به جایی نرسیده و ۳۵ تومان اختلاس متهمان به وسیله کریمیپور بازپرسی ثابت گردید ولی غالب پروندهها با استعفای دولت و برکناری الموتی و صدر در مراحل معوق و بعد بلا اثر باقی ماند. پرونده مهم دیگری که اتمام سرلشکر آزموده و توقیف او (که دادستان دادگاه دکتر مصدق بود) و شور و هیجان و خوشحالی شدیدی بین مردم ایجاد کرده بود و مصدق عکس امضا شده خود را به نام صدر فرستادند و تشکر کردند و لطف الله میثمی در خاطرات خود نوشتهاست که: «صدر حاج سید جوادی (دادستان تهران) آزموده زیر این جز نوشته بود: یکی از آدمهای بسیار خطرناک است و باید با او برخورد جدی کرد» [۲]. آقای گلستانیان وزیر دادگستری قبلی نیز در خاطرات خود نامی از صدر یاد کردهاست که در سفر خراسان برای رسیدگی به یک پرونده آستان قدس رضوی آمده بود و با صدر در آنجا تماس داشتهاست. و همچنین در جریان توقیفات زیاد مبارزان و طرفداران مصدق در حکومت نظامی و دادرسی ارتش مراتب از طرف صدر و دادستان تهران مورد سؤال از آن دستگاهها و اعتراض به غیر قانونی بودن بازداشتها قرار میگرفت و آزادی آنها را خواستار میشد. او در زندان شهربانی با رادنیا و آسایش از مبارزان علیه دربار بلافاصله به دربار از طرف سازمان امنیت گزارش گردید مراجعه پایان سران جبهه ملی هنگام تحصن در مجلس به علی آبادی دادستان کل چون او قادر به پرسش بود از صدر میخواست اقدام کند کلیه این اقدامات به حدی رسید که خشم دربار و شاه را برانگیخته بود و بلافاصله پس از سقوط حکومت دکتر امینی و کنارهگیری مرحوم الموتی صدر نیز منتظر خدمت و از کار برکنار شد. ادامه انتظار خدمت ناچار منجر به بازنشستگی پیش از موعد صدر گردید که باز هم به علل مخالفت سازمان امنیت و دستگاههای حاکم تقاضای صدور پروانه وکالت او بیش از یک سال و نیم طول کشید تا اینکه کانون وکلا آن پروانه را صادر نمود. (۱۳۴۶ شمسی)
در مبارزات روحانیان که در دهه ۵۰ شروع شده بود هاشمی رفسنجانی برای تعیین وکیل جهت هر یک از زندانیها یا تبعیدیها، تنها و مرتباً به صدر مراجعه مینمود و صدر هم با وکلای دادگستری امثال اسدالله مبشری، نور علی تابنده(مجذوبعلی شاه)، عبدالکریم لاهیجی، متین دفتری، حسن نزیه، منوچهر مسعودی و اعتصام هم آهنگی میکرد و وکالتنامههای ارسالی از طرف رفسنجانی پس از امضاء وکلای تعیین به آنها از طرف صدر تسلیم میگردید از جمله افرادی که وکالتشان با خود صدر بود سید علی خامنهای (صدر اصرار داشت سید محمد خامنهای که وکیل شده بهتر است در دفاع برادرش شرکت کند اما هاشمی با مشورت از طرف خامنهای نپذیرفت) مهدوی کنی، شیخ صادق خلخالی، فرزندان موسوی اردبیلی و علی مشکینی- ربانی شیرازی و عدهای دیگر و احمدی فروشانی در اصفهان و سید عبدالحسین دستغیب در شیراز که خود برای دفاع از آنها به شیراز رفت و در محاکمه شرکت کرد.
صدر برای دفاع از سید علی خامنهای و شیخ علی تهرانی و نوری که یک پرونده داشته دوبار با هواپیما به مشهد رفت و دفعه دوم هنگام محاکمه عده ۱۰ تا ۱۵ نفر از وابستگان به سازمان امنیت جلوی در دادگستری جمع شده و شعار مرگ بر خامنهای مرگ بر صدر حاج سید جوادی میدادند پاسبان مأمور جلوی درب دادگستری مطلع شده که آنها قصد کتک کاری مفصل هنگام خروج از آنجا را داشتند مراتب را به تیمورتاش (رئیس دادگاه جنائی محل محاکمه) اطلاع داد و تیمورتاش با عجله جلسه را (با رضایت صدر) تجدید کرد و صدر را با دو مأمور از درب پشت دادگستری به خارج و به تاکسی رسانیدند. صدر جزو مؤسسین انجمن طرفداران حقوق بشر و نیز دفاع از زندانیان سیاسی بود که در جمعیت طرفداران حقوق بشر دایره حقوقی آنها اداره میکرد و از دستگاهها به خاطر زندانی شدن افراد سؤالات متعددی مینمود و بازداشت و محاکمه آنها را تعقیب میکرد و نیز از طرف این جمعیت هنگام حمله و هجوم اراذلی و اوباشی یا مأموران سازمان امنیت در شهرستانها به نمایندگی از آن جمعیت به چند شهرستان سفر کرد. (با همراهی افراد دیگر از نمایندگان نویسندگان یا کانون وکلا یا جمعیتهای دیگر) که از آن جمله بود سفر به مشهد سفر به قزوین و به نجف آباد که در نجف آباد به اتفاق دو نفر نماینده دیگر جمعیتها و وزارت دادگستری و یک خارجی و چند نفر دیگر مواجه با برخورد شهربانی و جلب صدر و دکتر متین به اداره شهربانی و تحت نظر بودن سه ساعت در آنجا که نتیجه با تلفن وزارت دادگستری از مرکز آزادی یافته و به تهران مراجعت کردند (آذر ۵۷) و گزارش برای آگاهی مردم دادند.
مراجعه غالب منجران خارجی و برقراری مصاحبه آنها با مطلعین از مسائل سیاسی در تهران با صدر بود که در منزل خود یا محلهای دیگر این مصاحبهها انجام و در روزنامههای خارجی منعکس میگردید. یکی از مصاحبههای جالب انجام گرفت که میخواست با یکی از شکنجهشدهها در زندان ملاقات کنند که حسن لاهوتی به اتفاق هاشمی رفسنجانی در ماشین صدر ملاقات کرد. و در طول راه اتوبان کرج موضوع شکنجهها از طرف سؤال میشد و لاهوتی جواب میدادند و با آشنایی مختصر صدر به زبان فرانسه او ترجمه میکرد و این قسمت از گفتار لاهوتی برای آن خبرنگار بسیار جالب بود که لاهوتی گفت من و پسرم در زندان بودیم و بازجویان برای آنکه از لاهوتی و پسرش حقایق و واقعیت را کشف کنند پسر را آورده و شلاق به دست لاهوتی دادند که فرزندش را شلاق بزند. لاهوتی با کراه تمام اولین ضربه را که زده و پسرش گفتهاست پدر آهسته بزن لاهوتی گفت اگر آن موقع کاردی در دسترسم بود خود را میزدم و از این عذاب روحی خلاص میشدم که گویا از ایراد ضربات بعدی خودداری کرده یا وضع دیگری بوده که در اینجا خبرنگار مزبور حیرت کرده بود و میگفت شما اشتباه ترجمه نمیکنی؟ گفتم نه عین اظهار خود ایشان است. این مصاحبه در لوموند منتشر شد و انعکاس عجیبی داشت.[نیازمند منبع]
منزل صدر محل تجمع غالب روحانیان مخصوصاً ایام سوکواری و یا به بهانه آن و جلسات متعدد بحث و گفتگو در مسائل مختلف و برای تصمیمگیری در قضایای مهم در آن خانه تشکیل میشد. و نیز صدر در غالب محاکماتی که دانشجویان دانشگاه در دادگاههای جنایی تهران محاکمه میشدند به اتفاق وکلای دیگر شرکت مینمود.
[ویرایش] فعالیت سیاسی در هنگام انقلاب و پس از آن
در اواخر سال ۱۳۵۶ و بهار و تابستان ۱۳۵۷ با دوستان دیگر مانند ناصر میناچی، عبدالکریم لاهیجی و فتح الله بنی صدر با تشکیل جلساتی در تهیه پیش نویس قانون اساسی اقدام و حاصل تدوین شده را پس از آمدن خمینی و به دستور او به حسن حبیبی که او هم از فرانسه شروع به تدوین کرده بود تحویل دادند در تشکیلات جمعیت دفاع از آزادی و مخصوصاً طرفداران حقوق بشر که به وسیله یدالله سحابی و مهدی بازرگان پایهگذاری گردید جزو مؤسسین و اعضاء اصلی و اداره کنندگان کمیته حقوقی آنها و تعقیب پروندههای زندانی سازان امنیت بود. با صدور دستور تشکیل شورای انقلاب از طرف خمینی صدر از اعضای آن شورا بود که در جلسات آن شرکت داشت و فعالیتهای لازم را اجرا میکرد.
برای جلوگیری از هجوم ارتش به مردم و سعی و کوششی که در این راه از طرف عباس امیر انتظام اقدام میشد گاهی با او همراهی و شرکت میکرد (در ملاقات با جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند و دادن دسته گل توأم با نامهای که علی اصغر حاج سید جوادی خطاب به او تهیه کرده بود و همچنین در تهیه قالیچه هدیه به شهر قهرمان اسکندریه فعالیت داشت).
در استقبال خمینی هنگام ورودش به تهران به اتفاق سید محمود طالقانی و مهدی بازرگان و یدالله سحابی و دیدارهایی با خمینی در مدرسه رفاه و بالاخره در عضویت دولت موقت بازرگان، ابتدا به عنوان وزیر وزارت کشور (۱۳۵۷ شمسی) شرکت داشت که در نظم شهرها و جلوگیری از آشوب و اخلال اوباش و تعیین استانداران و فرمانداران و به فعالیت انداختن کلانتریها و مراقبت از اقدامات ضد انقلاب سپس در رفراندم تغییر رژیم که بیش از ۹۶ درصد از طرف مردم رأی داده شد و انتخاب مجلس خبرگان و پس از تسلیم پیش نویس قانون اساسی به مجلس اقدامات مؤثری مبذول داشت و در تیر ماه ۱۳۵۸ یا استعفای اسدالله مبشری به وزارت دادگستری منصوب گردید که تا آخر مأموریت دولت موقت ادامه داشت.
در دادگستری هم برای تنظیم قوانین لزوم که قانون دادگاههای مدنی خاص از آن جمله بود همت گماشت. پس از سقوط دولت موقت در مقدمات تشکیل مجلس شورا دخالت داشت و در نتیجه به نمایندگی مردم قزوین در مجلس یکم انتخاب گردید و همراه با سایر دوستان نهضتی (بازرگان و یدالله سحابی و ابراهیم یزدی و هاشم صباغیان و غیرهم) همراه و همرأی بود. در ایام وزارت کشور و وزارت دادگستری و در نمایندگی مجلس و انتخاب استانداران و فرمانداران و تنظیم وضع کلانتریها که به هم ریخته و از هم پاشیده بود و او برای مدیریت آن وضعیت تلاش زیادی کرد.
[ویرایش] دیگر فعالیتها
حاجسیدجوادی با وجود داشتن پروانه وکالت هیچ گونه دعوایی را دخالت ننمود مگر چند پروندهای که علیه بازرگان یا به شکایت او تشکیل شده بود اقدام به دفاع نمود و به همین صورت او پرونده مربوط به نهضت آزادی ایران و دبیر کل بعدی آن ابراهیم یزدی برای دفاع از حقوق آنها شرکت نمود. بقیه ایام را به پژوهش و نگارش مقالههای علمی و عقیدتی سپری کردهاست و در سالهای اخیر نیز عضو افتخاری شورای مرکزی نهضت آزادی ایران بود که در ۱۸ فروردین بازداشت گردید و با سپردن وثیقه به مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال بعد از روز توقیف آزاد و ضمن سایر متهمین نهضت برای محاکمه که به دادگاه احضار شده و پس از انجام محاکمه به اتفاق سایر اعضاء نهضت آزادی ایران به پرداخت جریمه نقدی (به علت رعایت دادگاه و کهولت سن) در حدود ۵۵ میلیون ریال محکوم گردید- در محاکمه انفرادی صدر از خود دفاع ننمود ولی محمد علی دادخواه (وکیل) از وی دفاع کرد و صدر از حکم نیز شخصاً تجدید نظر نخواست و دادخواه تقاضای تجدید نظر در حکم نمود. یکی از اشتغالات روزمره صدر از ۱۳۶۰ شمسی (دی ماه آن سال) ابتدا تهیه مقدمات تدوین و سپس سرپرستی علمی دایرةالمعارف تشیع با استفاده از اعتبارات مالی ابوالفضل تولیت بود و از ۱۳۶۲ به علت استعفای دکتر محقق بنا به تصویب هیئت امناء عهدهدار سمت سرپرستی دایره المعارف مزبور گردید و آخرین جلد آن یعنی جلد 14 (تا آخر حرف لام) را نیز به سرپرستی خود، تحویل جامعه فرهنگی داد و پس از چاپ و انتشار این جلد، به جهت اختلاف سلیقه با آقایان فانی و خرمشاهی - که از اعضای هیئت علمی بودند و بعضی مقالات مورد علاقه ی و ی را به سلیقه ی شخصی خود و بدون اجازه ی وی حذف می کردند - از این سمت استعفا داد. با استعفای وی، جمعی از نویسندگان و نیز ویراستار اصلی سید احمد سجادی هم استعفا دادند و عملاً این دانشنامه در اردیبهشت 1390 ش به تعطیلی کشیده شد. دایرةالمعارف تشیع، از ۱۳۸۲ کتاب سال شناخته شده و جایزه دریافت کردهاست.
[ویرایش] فعالیتها در نهضت آزادی
در اوایل سال ۱۳۴۰ اعضای طیف مذهبی نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی و مهدی بازرگان و یدالله سحابی عطایی اقدام به ایجاد تشکلی نمودند که علاوه بر فاکتور های ملی به عناصر مذهبی نیز توجه داشت .بر اساس این موضوع مطرح و تشکیل جمعیت جدیدی ضروری و لزوم به نظر رسید. صدر از ابتدای مباحثات و نتیجهگیری و انتخاب نام نهضت آزادی ایران و عضویت در آن از طرف دوستان هم عقیده در دو جلسه شرکت داشته و جلسه دوم در منزل او و استخاره طالقانی برای عضویت در این تشکیلات و خوب آمدن استخاره برگزار شده و جزء مؤسسین نهضت محسوب بودهاست، النهایه به لحاظ رعایت شغلی که قانوناً قاضی دادگستری را ممنوع از شرکت در احزاب نموده بود نام صدر مختفی گردید.[نیازمند منبع]
صدر عضو هیئت اجرائیه موقت نهضت آزادی در دهه ۴۰ بعد از بازداشت اعضای دیگر مانند گلپروران و پرویز یعقوبی و هاشم صباغیان و ایام مختصری هم جلال الدین فارسی پس از آمدنش از خارج و یکی دو نفر دیگر بود. صدر در فعالیتهای نهضت آزادی ایران پیوسته شرکت داشته و همیشه عضو شورای مرکزی نهضت بوده و مخصوصاً پس از بازداشت عزت الله سحابی که مأمور تماس با دوستان و نمایندگان نهضت در خارج از ایران بودند این تماس به وسیله صدر برقرار گردید که در آمریکا با دوستان نهضتی مقیم آن کشور مخصوصاً ابراهیم یزدی و همچنین تقی زاده در لندن وصادق قطب زاده و ابوالحسن بنی صدر در پاریس و صادق طباطبایی در آلمان و نیز در فروردین ۱۳۵۶ شمسی مأموریت یافت که هنگام مسافرت به خارج با این افراد در تماس بوده و در هر محلی مشکلات مربوط به آن شهر یا کشور را بررسی و با دقت کامل رفع اشکال نماید. هنگام مسافرت در آمریکا درگذشت علی شریعتی اتفاق افتاد که احسان شریعتی (فرزند شریعتی) را برای حمل جنازه از لندن به سوریه با کمک آقای ابراهیم یزدی فرستاده و دیگر اقدامات لازم لزوم معمول داشت. احمد صدرحاج سیدجوادیدر حال حاضر عضو شورای مرکزی نهضت آزادی است.
او پیرترین فعال سیاسی در ایران است و در سال ۱۳۸۸ جایزه قلم طلایی از طرف انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران به او تعلق گرفت.
| ر. | وزیر | وزارتخانه | ر. | وزیر | وزارتخانه |
| ۱ | شکوهی، رجایی | آموزشوپرورش | ۱۲ | طاهری | راه |
| ۲ | اسلامی | ارتباطات | ۱۳ | میناچی | جهانگردی |
| ۳ | امیرانتظام | سخنگو | ۱۴ | احمدزاده | صنایع |
| ۴ | اردلان | دارایی | ۱۵ | شریعتمداری | علوم |
| ۵ | سنجابی،یزدی | خارجه | ۱۶ | دوزدوزانی، حبیبی | ارشاد |
| ۶ | صدر | بازرگانی | ۱۷ | فروهر | کار |
| ۷ | سامی | بهداشت | ۱۸ | حاج سیدجوادی | کشور |
| ۸ | یدالله سحابی | مشاور | ۱۹ | کتیرایی | مسکن |
| ۹ | ایزدی | کشاورزی | ۲۰ | معینفر | نفت |
| ۱۰ | مبشری | دادگستری | ۲۱ | تاج | نیرو |
| ۱۱ | مدنی،چمران | دفاع | ۲۲ | عزت الله سحابی | سازمان برنامه و بودجه |
| ۲۳ | شاهحسینی | تربیت بدنی | ۲۴ |
[ویرایش] منبع
- ↑ «مشکل عمده دائره المعارفها» (فارسی). کیهان فرهنگی، خرداد و تیر ۱۳۷۵.
- ↑ (خاطرات میثمی ج ا/ ۷۹)- نشر صمدیه
نهضت آزادی ایران(N.D)احمد صدر حاج سید جوادی از:[۱]
[ویرایش] پیوند به بیرون
- انتشار یادداشتهای زمستان ۵۷ نخستین وزیر کشور انقلاب
- احمد صدر حاج سید جوادی: پیرترین فعال سیاسی ایران هستم
- خبر آزادی دکتر احمد صدر حاج سید جوادی از زندان ۵۹ سپاه در صفحه اول روزنامه ایران
- خبر رادیو زمانه در مورد اهدای قلم طلایی به احمد صدر حاج سید جوادی
- گزارش بی بی سی از مراسم اهدای قلم طلایی به احمد صدر حاج سید جوادی
- گفت وگو با احمد صدرحاج سیدجوادی؛ ارتباط دکتر امینی با اپوزیسیون