حوزه علمیه قم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حوزه علمیه قم یکی از حوزه‌های علمیه مهم شیعیان است، که در شهر قم قرار دارد. این حوزه در قرن اخیر با حضور آیت‌الله حائری یزدی در سال ۱۳۰۱ شمسی تجدیدحیات شد.

تاریخچه[ویرایش]

شهر قم در سال ۲۳ هـ .ق در آخرین سال زندگی عمر به دست تازیان اشغال شد.[۱] و طبق نظر بعضی از نویسندگان، آغاز تشیع در میان مردم قم به تاریخ پس از ورود «اشعری‌ها» به قم (سال ۸۳ هـ .ق) برمی‌گردد.

یکی از فرزندان «مالک بن عامر اشعری» عبدالله نام داشت و عبدالله پسری به نام «سعد» داشت، سعد دارای دوازده پسر بود و آن‌ها از راویان جعفر صادق، امام ششم شیعیان در کوفه بودند و فرزندان و نوادگان آن‌ها بیش از صدنفر جزو راویان حدیث از دیگر امامان شیعه بودند که پنج‌نفر از پسران سعد در زمان حجاج هم‌زمان با شکست عبدالرحمان بن محمد بن اشعث، در برابر سپاه حجاج، وارد قم شدند و نقش به سزایی در گسترش تشیع در قم ایفا نمودند.[۲] شیخ محمد رازی می‌نویسد: «اغلب مورخین قم نوشته‌اند قم با ورود «اشعری‌ها» دگرگون شده و مرکز علماء و محدثان و راویان و فقها گردید...»[۳].

در نیمه دوّم قرن اوّل زمینه برای پی‌ریزی حوزه علمیه در قم به وجود آمد و امامان اهل بیت شیعیان از چنین حوزه‌ای خبر می‌دادند، از جعفر صادق نقل شده‌است که

«به زودی کوفه از مؤمنان خالی می‌گردد، و علم از آن همچون ماری که در لانه‌اش جمع می‌شود، جمع و برچیده می‌گردد و سپس در شهری که آن را «قم» می‌گویند آشکار می‌شود و آنجا مرکز علم و فضیلت خواهد شد...»[۴]

حوزه علمیه قم در سال‌های بعدی رو به تکامل گذاشت، عباس فیض می‌نویسد:

در زمان قیام ابومسلم خراسانی قم پایگاه شیعه امامیه شد... و برای نخستین بار مکتب امامیه، توسط اعراب اشعری در قم افتتاح گردید که فقه شیعه به طور رسمی در آن تدریس می‌شد. که از این مکتب اساتید بلند آوازه‌ای مثل «دیلمی» برخاستند که متوکل (دهمین خلیفه عباسی) او را معلم فرزندان خود نمود که در اثر تربیت شیعی یکی از فرزندانش و به خاطر جسارتی که به فاطمه زهرا نموده بود او را کشت.[۵]

ورود علی بن موسی، امام هشتم شیعیان در سال ۲۰۰ هجری به قم، و استقبال مردم از او بیانگر وجود زمینه‌های مناسب برای اشاعه فرهنگ تشیع و فقه آل محمد و به تبع آن پدیدار شدن حوزه علمیه شیعی و پررونق بوده‌است. سید ابن طاوس می‌نویسد: «خانه‌ای که رضا در آن جا میهمان شد در زمان حاضر (قرن هفتم) مدرسه‌ای است که محل بحث طلّاب می‌باشد.»[۶]

در سال ۲۰۱ هـ .ق به دنبال ورود علی بن موسی به خراسان، فاطمه معصومه، دختر موسی بن جعفر (کاظم) از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد و در راه در اثر خوردن سم درگذشت و در شهر قم به خاک سپرده شد. ورود فاطمه معصومه به قم، و مرقد او، و سپس ورود امامزادگان بسیار به قم، موجب تحولات تازه در گسترش تشیع گردید، و در کنار آن نقش به سزایی در تحکیم و گسترش حوزه علمیه و رفت و آمد و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته جعفر بن محمد (صادق)، موسی بن جعفر (کاظم) و علی بن موسی (رضا) داشت.

در قرن‌های پنجم و ششم (در دوره سلجوقیان) قم، مرکزی بزرگ برای فقهای شیعه بوده و عدّه‌ای برای تحصیل به این شهر می‌آمدند و مدارس دایری داشت. شیخ عبدالجلیل رازی وضع علمی قم را در قرن ششم شرح داده و می‌گوید:

مدارس دینی قم، دارای وسایل کافی و علما و مدرسان و مفسران بزرگ می‌باشد و کتابخانه‌هایی پر از کتب فرقه‌های مختلف در آن وجود دارد. مدارسی مانند سعد صلت، اثیر الملک، زین الدین، ظهیرالدین و... پر رونق بودند.[۷][۸]

حوزه علمیه قم در دوره صفویه مورد توجه همگان مخصوصاً دولتمداران شیعه مذهب آنزمان قرار گرفت و مدارس آباد گردید و مدارس دیگر از نو بنا گردید و علمای بزرگ شیعی چون ملا صدرا، ملا محسن فیض، علامه لاهیجی، شیخ بهائی در آن جا مشغول تحصیل و تدریس شدند.[۹] قم در آن عصر، دارای حوزه علمیّه فعال، مدارس و طلاب بسیار بوده، و علوم مختلف اسلامی تحصیل و تدریس می‌شد. مدرسه فیضیه یکی از آثار دوره صفویه می‌باشد.

در عصر قاجاریه هم علمای بزرگی در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشتند و در این سال‌ها حوزه علمیه وارد مرحله تازه‌ای از حیات خود شد.

حوزه علمیه همچنان در نوسانات مختلف ادامه حیات می‌داد ولی دارای تشکل و انسجامی نبود. با ورود آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری حوزه آن چنان تجدید حیات شد که او را «مؤسس حوزه علمیه قم» نامیدند.

بعد از مرگ آیت‌الله حائری، با ورود آیت‌الله بروجردی به قم و بر اثر توجهات ایشان رونق کامل یافت، و در اندک زمانی دارای تحولات عظیم گردید. مدارس، کتابخانه‌ها، درس و بحث‌ها، نشریات، و علوم مختلف اسلامی در سطح عمیق و گسترده‌ای فعال شد و در زمان تصدی ایشان عده علمای ساکن در قم بالغ بر شش هزار نفر شد.

پس از پیروزی انقلاب، حوزه به مرحله تازه‎ سیاسی، اقتصادی وارد شد و گسترش چشم‌گیری یافت. هم اکنون بالغ بر چهل هزار نفر از طلاب ایرانی و خارجی در آن به درس و بحث مشغول هستند و تشکیلات حوزه با مجهز بودن به فن آوری روز به روند تکاملی خود ادامه می‌دهد.

مخالفت با آموزش فلسفه[ویرایش]

آموزش فلسفه در کنار مبانی سطح و کلام ، روش معمول علوم حوزوی است، اما از آنجایی که در طول تاریخ علمای فقیه کلامی، مخالف تدریس فلسفه بوده اند و حتی گه گاهی علمای فقیه فیلسوفی چون ابن سینا و ملاصدرا را محاکمه و حکم ارتداد آنها را داده اند که از جمله آنها می توان سهروردی و منصور حلاج نام برد ، وبه این صورت همیشه به محدودیت و تکفیر علمای فیلسوف پرداخته اند. و حوزه علمیه قم از این امر مستثنا نبوده[۱۰]، به طوری که روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی[۱۱] برای آموزش فلسفه، در این حوزه با مشکلات فراوانی مواجه بوده اند و حتی معروف است که کوزه ای که مصطفی خمینی از آن آب می نوشیدند، به واسطه تدریس فلسفه پدرشان نجس خوانده می شدند[۱۲]. هنوز هم به حکم علمای معروفی، اعتقاد به وحدت وجود شرک و صاحب این اندیشه خارج از اسلام شمرده می شود[۱۳]. البته امروزه شاگردان روح الله خمینی و محمد حسین طباطبایی، به پشتوانه اینکه موسس انقلاب، خود نیز عارف و فیلسوف بوده، طیفی در حوزه تشکیل داده اند که به تدریس فلسفه و عرفان اسلامی می پرازند[۱۴].، اما همچنان علمای اخباری و کلامی به مخالفت با آنان و فلسفه می پردازند. امروزه اشخاصی چون مهدی نصیری و حسن عباسی که تحصیل کرده حوزه و دانشگاه هستند، به کمک علمای کلامی آمده اند و قصد تئوریزه کردن مخالفت با فلاسفه اسلامی و فیلسوفان اسلامی را دارند[۱۵] ، [۱۶].. مصاحبه حکیم دینانی در مورد تاریخ آموزش فلسفه و خاطراتشان درباره استاد فلسفه شان، محمدحسین طباطبایی، به گوشه ای از این جبر فرهنگی می پردازد:

جستارهای وابسته[ویرایش]

نهاد های حوزوی[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. بلاذری، فتوح البلدان، ص ۳۸۴؛ تاریخ قدیم قم، ص ۲۵.
  2. خمتوی، یاقوت، معجم البلدان، واژه قم.
  3. تاریخ قدیم قم، ص ۲۷۸.
  4. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۶۰، ص ۲۱۳.
  5. اقتباس از گنجینه، آثار قم، ص ۸۹؛ تتمة المنتهی، ص ۲۳۸.
  6. فرحة الغری، ص ۱۰۵.
  7. کتاب النقض، عبدالجلیل بن ابی الفتح، ص ۱۶۴
  8. تاریخ مذهبی قم، علی اصغر فقیهی، قم، چ حکمت، ص ۱۶۷.
  9. تاریخ مذهبی قم، ص ۱۳۱.
  10. مائده ایمانی، [۱]، فلسفه در حوزه علمیه قم
  11. اهراب نیوز، [۲]، همین جماعت زمانی می گفتند محمد حسین طباطبائی نجس است
  12. سئوالی که از مهدی نصیری پرسیده می شود در همین باره، [۳]، نوشتن کتابی درباره تاریخ مخالف حوزویان با فلسفه
  13. استفتائات، [۴]، استفتائات آیت الله مکارم در مورد قائلین به وحدت وجود
  14. مرکز آموزشهای فرهنگی کاربردی حوزه علمیه قم، [۵]، حوزه فلسفی قم
  15. مهدی نصیری:غالب روحانیون شیعه مخالف فلسفه بوده‌اند، [۶]، نوشتن کتابی درباره تاریخ مخالف حوزویان با فلسفه
  16. پارسینه، [۷]، متن کامل اظهارات حسن عباسی پیرامون فلسفهٔ اسلامی

منابع[ویرایش]