حسن پاکروان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
حسن پاکروان
حسن پاکروان.jpg
شناسنامه
زادروز ۱۲ امرداد ۱۲۹۰
زادگاه تهران،
تاریخ مرگ ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ (۶۸ سالگی)
محل مرگ تهران،
اطلاعات سیاسی
سمت رئیس رکن دو ارتش
معاون کل و دومین
رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور از ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۴
وزیر اطلاعات امیر عباس هویدا
سفیر دولت شاهنشاهی ایران در Flag of Pakistan.svg پاکستان
سفیر دولت شاهنشاهی ایران در Flag of France.svg فرانسه

سرلشکر حسن پاکروان (زادهٔ ۱۲ امرداد سال ۱۲۹۰ در تهران) رئیس رکن دو ارتش، معاون کل و دومین رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) بین سالهای ۱۳۴۰ و ۱۳۴۴، وزیر اطلاعات امیر عباس هویدا و سفیر دولت شاهنشاهی ایران در پاکستان و فرانسه بود.

زندگینامه [ویرایش]

حسن پاكروان در سال 1290 ش در تهران به دنيا آمد. پدر او فتح‌الله پاكروان از دولتمردان زمان رضا‌شاه و در واقعه مسجد گوهرشاد مشهد، استاندار خراسان بود. مادرش امینه پاکروان استاد زبان و ادبيات فرانسه دانشگاه تهران بود. پاكروان پس از پايان تحصيلات ابتدايي، همراه پدرش راهي مصر شد و در دبيرستان فرانسويها در اسكندريه تحصيلات متوسطه را به پايان برد. سپس راهي فرانسه شد و از دانشكده‌هاي نظامي «پوآتيه» و «فونتن بلو» در رشته توپخانه فارغ‌التحصيل گرديد. پاكروان در آن كشور قصد داشت با دختري فرانسوي ازدواج كند ولي به دليل مخالفت پدر و مادرش با اين ازدواج، با شليك چند گلوله دست به خودكشي زد ولي از مرگ نجات يافت. پاكروان در سال 1312 ش به ايران بازگشت و به مدت هشت سال به عنوان مربي دانشكده افسري به تدريس پرداخت. در سالهاي 1320ـ1322 ش افسر ستاد ارتش بود. سپس به مدت دو سال فرمانده پادگان بوشهر و افسر انتظامات بنادر جنوب شد. پاكروان دو سال هم به عنوان افسر ركن دوم ستاد ارتش خدمت كرد. سپس با درجه‌ سرهنگي به مدت دو سال به عنوان وابسته نظامي ايران به پاكستان رفت. پاكروان بعد از بازگشت به ايران به رياست ركن دوم ستاد ارتش منصوب شد. در 17 دي 1330 نشان افتخار لژيون دونور از طرف سفارت فرانسه در تهران، براي تلاش وي در توسعه روابط ايران و فرانسه به پاكروان اهدا شد. پاكروان سال بعد مدتي به عنوان وابسته نظامي به فرانسه رفت. در زمان نخست‌وزيري محمد مصدق و كودتاي 28 مرداد 1332 پاكروان رياست ركن دوم ستاد ارتش را به عهده داشت و پس از كودتا به عنوان وابسته نظامي ايران راهي هند شد. پاكروان در سال 1335 ش پس از تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) معاون عملياتي اين سازمان شد. چهار سال بعد كه تيمور بختيار رئيس ساواك قدرت زيادي پيدا كرد و شاه را به وحشت انداخت، و نيز روي كار آمدن دموكراتها در امريكا با رياست جمهوري جان اف كندي (1961ـ1963 م/ 1339 ـ 1342ش) و فشار آن كشور براي ايجاد تغييرات سياسي ـ اجتماعي در ايران، باعث شد كه شاه در 24 اسفند 1339 سرتيپ حسن پاكروان را كه فردي خونسرد، اهل مطالعه و مخالف تندي و شدت عمل بود به رياست ساواك بگمارد. هر چند او مي‌دانست پاكروان به درد ساواك نمي‌خورد. در زمان رياست پاكروان بر ساواك پنج نخست‌وزير (جعفر شريف امامي، علي اميني، اسدالله علم، حسنعلي منصور و امیرعباس هویدا) روي كار آمدند. از حوادث مهم اين دوران مي‌توان به برگزاري رفراندوم انقلاب سفيد در 6 بهمن 1341، حمله كماندو‌هاي رژيم شاه به مدارس فيضيه قم و طالبيه تبريز در 2 فروردين 1342، قيام 15 خرداد 1342، تبعيد خميني به تركيه در 13 آبان 1343 و ترور حسنعلي منصور در اول بهمن 1343 اشاره کرد.[۱]

در روز ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ پس از شورش‌های خمینی علیه انقلاب شاه و مردم به دستور اسدالله علم نخست وزیر وقت خمینی در منزلش در قم دستگیر شد و به تهران آورده شد. وی نخست به باشگاه افسران و سپس به پادگان عشرت آباد برده شد. سرلشکر حسن پاکروان در این هنگام رییس سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود. علم در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرنگاران خارجی گفت پانزده نفر از پیشوایان مذهبی به زودی تسلیم دادگاه نظامی می شوند. با کمک پاکروان و پیشنهاد دکتر مظفر بقایی کرمانی رهبر کمیته مرکزی حزب زحمتکشان ایران و با امضای پنج روحانی از جمله آیت‌الله شریعتمداری خمینی آیت‌الله و در نتیجه غیرقابل توقیف (اعدام) شد. سرلشکر پاکروان در روز ۱۱ امرداد ماه به دیدار خمینی در پادگان عشرت آباد رفت و به وی گفت که آزاد است و وی را به ویلایی مجهز در منطقه داودیه منتقل کرد و آزادی و رفاه و آسایش وی را فراهم آورد. پس از کناره گیری علم از پست نخست وزیری و در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۴۲ حسنعلی منصور نخست وزیر شد. منصور کوشش کرد که با روحانیون سازش کند و آیت‌الله خمینی را در تاریخ ۸ فروردین ۱۳۴۳ به قم بازگرداند. خمینی به سرلشکر پاکروان قول داد که[۲]:

من دیگر در سیاست بدان معنی که شما تعبیر می‌کنید دخالت نخواهم کرد

.

پس از سخنرانی سید روح‌الله خمینی در چهارم آبان ۱۳۴۳ در قم علیه تصویب قانون اجازه استفاده مستشاران امریکایی در ایران از مصونیت‌ها و معافیت‌های قرارداد وین نوشته شده در بند دوم کنوانسیون وین خمینی دستگیر شد.[۳]

سرلشکر پاکروان نامه ای به دولت ترکیه نوشت و از آنها تقاضا کرد که خمینی را به آنجا راه بدهند و دولت ترکیه موافقت کرد. در تارخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ آیت‌الله خمینی به ترکیه تبعید شد.[۴] پس از چندی خمینی نامه ای بسیار با احترام به پادشاه نوشت و تقاضا کرد که محمد رضا شاه پهلوی به وی اجازه دهد به نجف برود و در آنجا به یادگیری فقه ادامه دهد[۵]

حسن علوی کیا در مورد او می گوید: «پاکروان هم یک شخصیت پژوهشگر و محقق بود، یک استاد، یک انسان... هرچند افسر توپخانه بود، اما مسلط به ادبیات فرانسه بود... زیاد کتاب می‌خواند. کتابهای مختلف که در مورد سیاست در دنیا منتشر می‌شد را فورا مطالعه می‌کرد... به زبان انگلیسی و فرانسه هم مسلط بود و این زبان دانی و مطالعه باعث شد که در همه رشته‌ها اطلاع داشته باشد... اکثرا جراید مهم جهان را می‌خواند و خبر‌ها و تحلیل‌های مختلف سیاسی را دنبال می‌کرد... در کنفرانس‌ها یک شخصیت ممتاز بود... برای مُلک و مملکت یک پرستیژ بود و نمونه یک فرد باسواد ایرانی و شخصیت و منش و دانش او همه را تحت تاثیر قرار می‌داد... اعلیحضرت هم وی را خوب می‌شناخت و چندین سال هم در رکن دوم کار کرده بود حتی مدتی هم رئیس رکن ۲ ارتش بود و من هم معاون او بودم و بعد با هم به ساواک آمدیم. پاکروان پس از جریان ۱۵ خرداد و غائله خمینی، یواش یواش کنار گذاشته شد و ۱۵ خرداد هم مبنای عوض شدن پاکروان بود... که مثلا پیشگیری نکرده و بعد هم به خیال خودشان یک آدم گردن کلفت‌تر و قوی‌تر از وی آوردند... چون پاکروان یک آدم دمکرات و نرم بود و به درد این کار‌ها نمی‌خورد و به این جهت برکنارش کردند.» [۶]

اعدام [ویرایش]

سرلشکر حسن پاکروان چند روز پس از سقوط رژیم پهلوی در روز ۲۷ بهمن سال ۱۳۵۷ دستگیر شد . وی یکی از ۴۳۸ نفر از مقامات لشکری و کشوری است که پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در سال ۱۳۵۸ اعدام شدند. این اعدامهان در گزارش اسفند ۱۳۵۸ سازمان عفو بین‌الملل اعلام شده‌است سر لشکر پاکروان روز ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر تهران به اتهام خیانت و مفسد فی الارض بودن تیرباران شد.

وی در روز ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ و در ۶۸ سالگی به دستور صادق خلخالی اعدام شد.

وزیران کابینه امیرعباس هویدا
ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ جمشید آموزگارانوشیروان پویانشجاع‌الدین شیخ‌الاسلام‌زاده بهداری
۲ عباس آراماَردشیر زاهدیعباسعلی خلعتبری امورخارجه
۳ عطاالله خسروانیعبدالمجید مجیدیامیر قاسم معینیمنوچهر آزمون کار و امور اجتماعی
۴ علینقی عالیخانیهوشنگ انصاری اقتصاد و دارایی
۵ اسماعیل ریاحیحسن زاهدیمنصور روحانی کشاورزی و منابع طبیعی
۶ حسن شالچیانجواد شهرستانیابراهیم فرحبخشیان راه و ترابری
۷ اسدالله صنیعیرضا عظیمی جنگ
۸ صفی اصفیاخداداد فرمانفرمايانعبدالمجید مجیدی وزیر ‬مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه
۹ جواد صدرمحمد سامجمشید آموزگارامیر قاسم معینی کشور
۱۰ باقر عاملیصادق احمدیغلامرضا کیانپور دادگستری
۱۱ هادی هدایتیفرخ‌رو پارسااحمد هوشنگ‌ شریفیمنوچهر گنجی آموزش‌ و پرورش
۱۲ غلامرضا نیک پیهوشنگ نهاوندیهمایون جابری انصاری مسکن و شهرسازی
۱۳ منصور روحانیایرج وحیدی آب و برق
۱۴ مهرداد پهلبد فرهنگ و هنر
۱۵ فتح‌الله ستودهکریم معتمدی پست و تلگراف
۱۶ نصرت الله معنيانجواد منصورهوشنگ انصاریمحمد سامحميد رهنماغلامرضا کیانپورکریم پاشا بهادری اطلاعات و جهانگردی
۱۷ مجید رهنماعبدالحسین سمیعیقاسم معتمدی علوم و آموزش عالی
۱۸ عبدالعظیم ولیانرضا صدقیانی تعاون و امور روستاها
۱۹ فریدون مهدوی بازرگانی
۲۰ فرخ نجم آبادی صنایع و معادن
۲۱ هادی هدایتی وزیر مشاور و معاون اجرایی نخست‌وزیر
۲۲ سید ضیاءالدین شادمان وزیر مشاور و معاون پارلمانی نخست‌وزیر
۲۳ عبدالعظیم ولیان اصلاحات ارضی


منابع [ویرایش]

  1. http://pahlaviha.com/show.php?page=9&id=370
  2. Abbas Milani: Eminent Persians. Syracuse University Press, 2008, p. ۴۷۹.
  3. پزشک زاد، ایرج: مروری در واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، چاپ سوم، شرکت کتاب، لس انجلس، ۲۰۰۸ میلادی، ص. ۱۵۵-۱۵۷
  4. Ehsan Naraghi: From Palast to Prison. I.B. Tauris 1994, p.۱۷۷.
  5. Memorirs of Fatemeh Pakravan Iranian Oral History Project, Center for Middle Eastern Studies, Harvard University, 1998. p. 36-48
  6. «داستان ساواک و 'ژنرال' حسن علوی کیا». بی بی سی، ۱۳۹۲/۰۲/۱۸. بازبینی‌شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۹.