پییر بوردیو
پیر بوردیو | |
|---|---|
پیر بوردیو در ۱۹۶۹ | |
| زادهٔ | ۱ اوت ۱۹۳۰ دنگین، فرانسه |
| درگذشت | ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۰۲ (۷۱ سال) پاریس، فرانسه |
| محل تحصیل | اکول نرمال سوپریور، دانشگاه پاریس[۱] |
| دوره | فلسفهٔ قرن بیستم |
| حیطه | فلسفه غرب |
| مکتب | ساختارگرایی برساختگرا [۲] [۳] • ساختارگرایی ژنتیک[۴] • نظریه انتقادی[۵] |
| محل کار | مدرسه عملی پژوهشهای عالی (پیش از ۱۹۷۵) • مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی (پس از ۱۹۷۵) • کلژ دو فرانس |
علایق اصلی | جامعهشناسی • قدرت |
ایدههای چشمگیر | سرمایه فرهنگی • میدان • عادتواره • آمادگی • خط سیر • دوکسا • بازاندیشی • سرمایه اجتماعی • سرمایه نمادین • خشونت نمادین • نظریه عمل |
تأثیرگرفته از | |
تأثیرگذار بر | |
| بخشی از سلسلهمقالات درمورد: |
| جامعهشناسی |
|---|
پیر بوردیو (به فرانسوی: Pierre Bourdieu) (۱ اوت ۱۹۳۰–۲۳ ژانویه ۲۰۰۲)، جامعهشناس و مردمشناس سرشناس فرانسوی بود.
زندگی
[ویرایش]بوردیو در اول اوت ۱۹۳۰ در ناحیه دنگین در منطقهٔ بیآرن نزدیک کوههای پیرنه-آتلانتیک در جنوب غربی فرانسه متولد شد. پدرش، آلبر بوردیو، یک کارمند دولتی اداره پست بود[۶] و محل زندگی آنها ناحیهای روستایی بود.[۷] پییر بوردیو تحصیلات متوسطه خود را بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۷ در دبیرستان شبانهروزی لویی بارتو در پو سپس، لوئی کبیر گذراند.[۸][۹] بوردیو در دههٔ ۱۹۵۰ در اکول نرمال سوپریور در پاریس تحصیل میکرد. او با درجهٔ عالی در رشتهٔ فلسفه فارغالتحصیل شد. بوردیو رساله خود با عنوان «ترجمه و تفسیری از ملاحظات انتقادی لایبنیتس» را در معیت هانری گوییه نوشت.[۱۰] او به مدت یک سال در دبیرستان تئودور دو بانویل در مولن به تدریس فلسفه پرداخت[۱۱] و در ۱۹۵۶ به خدمت نظام فراخوانده شد و دو سال در الجزایر در خدمت سربازی ارتش فرانسه بود. در سال ۱۹۸۵ کتاب جامعهشناسی الجزایر را به چاپ رساند و تا دو سال بعد در دانشگاه الجزایر به تدریس پرداخت.[۱۲] او پس از بازگشت به فرانسه در میزگردهای کلود لوی استروس شرکت میجست و به عنوان دستیار با ریمون آرون همکاری میکرد. در سال ۱۹۶۸ مرکز جامعهشناسی اروپایی را تأسیس کرد و تا پایان عمر مدیریت آن را بر عهده داشت. در سال ۱۹۸۱ و در پی بازنشستگی ریمون آرون، کرسی او در کلژ دو فرانس به بوردیو اعطا شد.[۱۳] در سال ۱۹۷۵ بوردیو یک گروه تحقیقاتی در مرکز جامعهشناسی اروپایی تأسیس کرد که «پژوهش نامه علوم اجتماعی» را چاپ میکرد. در این گروه او به دنبال این بود که قوانین پذیرفته شدهٔ تولیدات جامعهشناسی را دگرگون کند و در عین حال شالودههای علمی جامعهشناسی را تقویت کند. در طول دههٔ ۹۰ میلادی بوردیو به یکی چهرههای روشنفکر معروف در فضای سیاسی فرانسه تبدیل شد. بوردیو در سن ۷۱ سالگی از سرطان ریه درگذشت.
تأثیرات
[ویرایش]بوردیو تحت تأثیر افراد بسیاری بود. او تحت تأثیر گرامشی، هایدگر، مرلوپونتی، ویتگنشتاین، هوسرل، مارکس، وبر، دورکیم، کلود لوی-استروس و پانوفسکی نظریه شکلهای فرهنگی، اجتماعی و نمادین سرمایه را در برابر شکلهای اقتصادی سرمایه مطرح کرد. او از ماکس وبر مفهوم تسلط و نظامهای نمادین را به ارث برد و نظریهٔ نظمهای جامعهشناسی او را از جامعهشناسی دین به نظریهٔ «میدان» انتقال داد. بوردیو همچنین تحت تأثیر کارل مارکس جامعه را به عنوان مجموعی از روابط اجتماعی مستقل از آگاهی و اراده افراد تعریف کرد. او تحت تأثیر امیل دورکیم، مارسل موس و کلود لوی-استروس دیدگاهی ساختارگرا دربارهٔ تمایل ساختارهای اجتماعی به بازتولید خودشان را پرورش داد. با این حال بوردیو با تأکید بر نقش عاملان اجتماعی در نظمهای نمادین از دورکیم فاصله میگیرد. موریس مرلو-پونتی و پدیدارشناسی ادموند هوسرل تأثیری اساسی بر فرمولبندی بوردیو دربارهٔ بدن و صورتبندی نظریه عمل داشتند. او در سالهای پایانی عمر خود به مناقشات بر سر نسبت خود با مارکس پایان میدهد و خودش را بیشتر پاسکالی میداند تا مارکسیست. پاسکال از این نظر برای بوردیو اهمیت دارد که در پی دلیل اثرات و دلیل وجودی رفتارهای انسانی بظاهر نامعقول است. [۱۴] [۱۵]
سیاست و روشنفکری
[ویرایش]او منتقد ژان پل سارتر به خاطر اتخاذ یک نقش روشنفکرانه در سیاست بود. از نظر او جامعهشناسی یک تفریح روشنفکرانه نیست بلکه قواعد جدی یک علم بر آن حاکم است. تناقضی بین نوشتههای اولیهٔ بوردیو که در آنها علیه بهکارگیری جامعهشناسی در فعالیتهای سیاسی سخن میگوید و نوشتههای بعدی او وجود دارد که در آنها به نقش روشنفکر در سیاست تأکید میکند. بوردیو به شدت نگران جهانیسازی و افرادی بود که از آن ضرر میبینند. او سخنرانیهای زیادی علیه نئولیبرالیسم که در آن زمان در مرکز بحثهای سیاسی روز بود انجام داد. بوردیو معتقد بود که باید روشنفکران را در زیر میکروسکوپ جامعهشناختی قرار داد؛ به این دلیل که در جامعه پیشرفته که در آن مدارس نخبگان بهمثابه ابزاری شاخص برای مشروعیت بخشیدن به سلسلهمراتب اجتماعی جایگزین کلیسا شدهاست حاکمان مرتباً به علم و منطق متوسل میشوند تا تصمیمات و برنامههای خود را توجیه کنند که روشنفکران باید علیه این نوع سوءاستفادهها از منطق و خردمندی قد علم کنند. او میگوید که روشنفکر موجودی متناقض و دوبعدی است که از پیوند ناپایدار آزادی عمل و تعهد ترکیب یافتهاست. از نظر بوردیو اینها ناسازگار نیستند بلکه مکمل یکدیگرند. آزادی عمل شرط ضروری تعهد عالم است.[۱۶] از نظر بوردیو، روشنفکر حقیقی بر اساس استقلال خود از قدرتهای زمانمند و همچنین استقلال خود از دخالت مرجعیت اقتصادی و سیاسی تعریف شده است. او وقتی درباره میدان روشنفکری صحبت میکند به حضور ذراتی در این میدان اشاره میکند که، شبیه ذرات میدان مغناطیسی، تحت تأثیر نیروهای جاذبه، دافعه و غیره قرار دارند. از نگاه بوردیو، غفلتهای روشنفکران از نیروهای اجتماعی حاکم بر میدان روشنفکری و در نتیجه اَعمال آنان نشان میدهد که روشنفکران در بیشتر وقتها جملگی با ژستی کاملاً رادیکال به پایداری نیروهای غالب کمک میکنند. از نظر بوردیو، روشنفکران یا عموماً تولیدکنندگان نمادین به نحوی پارهطبقهای تحت سلطه از طبقه سلطهگر را تشکیل میدهند. غفلت از سازوکارهای جمعی فرمانبرداری سیاسی و اخلاقی و بها دادن بیش از حد به آزادی روشنفکران بارها بیشیلهوپیلهترین روشنفکران پیشرو را به همدستی با برخی نیروها سوق دادهاند. [۱۷]
مکتب، ایدهها و مفاهیم
[ویرایش]پییر بوردیو نه یک نظریهپرداز پستمدرن یا پساساختارگرا بلکه یک نظریهپرداز مدرن است. بوردیو را باید در نحله فکری «ساختارگرایی برساختگرایانه» یا «برساختگرایی ساختارگرایانه» طبقهبندی و توصیف کرد. منظور او از ساختارگرایی یا ساختارگرایانه این است که ساختارهای عینی نهفقط در نظامهای نمادین بلکه در خود جهان اجتماعی هم وجود دارند و، مستقل از آگاهی و اراده عاملان، میتوانند اَعمال یا بازنماییهای عاملان را هدایت یا محدود کنند. در واقع، بوردیو ساختارگرایی را با معنایی بسیار متفاوت با معنای آن در سنت سوسور یا لوی استروس اختیار کرده است. منظور بوردیو از برساختگرایی یا برساختگرایانه نیز این است که، از یک سو، تکوین اجتماعی طرحوارههای ادراک، تفکر و کنش و بهتعبیر او تشکیلدهندههای عادتواره وجود دارد، و، از سویی دیگر، تکوین اجتماعی ساختارهای اجتماعی و بهتعبیر او میدانها، یا، بهتعبیر سایر نظریهپردازان اجتماعی، طبقات اجتماعی وجود دارد. [۱۸] [۱۹] بوردیو برخلاف سنت ایدئالیسیم اروپای غربی بر واقعیت جسمانی زندگی اجتماعی و نقش عمل در سازوکارهای جامعه تأکید داشت. او جامعهشناسی سنتی را با نظریهٔ خود درآمیخت و همواره در پی ارتباط مفاهیم نظریه شناختی خود با تحقیق تجربی بود. بوردیو مفاهیمی همچون میدان، سرمایهٔ فرهنگی و عادتواره یا ریختار [معادل دیگر حسن چاوشیان] را مطرح کرده است. «ریختار [عادت واره] همان جبر و ضرورتی است که درونی شده و تبدیل به قریحهای گشته که کردوکارهای معنادار و تلقیهای معنا بخش ایجاد میکند. ریختار طبع و قریحهای عام و انتقال پذیر است که به صورتی سیستماتیک و همه شمول - فراتر از حد و مرزهای چیزهایی که مستقیماً آموخته شدهاند - همان ضرورتی را به کار میبندد که در بطنِ شرایط یادگیریِ اولیه نهفته است. ریختار نه فقط ساختاری ساخت دهنده است که کردوکارها و درک و تلقیِ کرد و کارها را سازماندهی میکند، بلکه ساختاری ساخت یافته نیز هست … به عبارتی دیگر، با همهٔ چیزهایی تعریف میشود که آن را از چیزی که نیست و خصوصاً از همهٔ چیزهایی که با آنها در تضاد است، جدا و متمایز میکند»[۲۰] اگر ریختار را «مجموعهای از روابطِ جا افتاده در کنشگران اجتماعی» بدانیم، به دنبال آن، میتوان میدان را نیز «مجموعهای از روابط بین موقعیتهای مختلف، در فضای اجتماعی» دانست. در واقع، «موقعیت همان نقطهای است که منش [یا همان ریختار] را به میدان متصل میکند و به تعریف میدان از این منظر میپردازد.»[۲۱] پس آنچه کنشگر، یا به بیانی دقیق تر، ریختارِ کنشگر را به میدان مرتبط میسازد مجموعهای از روابط است که میتوان آنها را با تأثی از ادبیات کلاسیک بازار خواند؛ یعنی مجموعهای از روابط بین کنشگران که منجر به مبادلهٔ نمادین میشود، و حاصلِ این مبادلهٔ نمادین در سطح نهایی چیزی نیست جز قدرت. «جوامع سنتی با مبادلهٔ بیواسطه هدایا شناخته میشوند و جوامع مدرن بر حسب مبادلههایی که به واسطهٔ بازار صورت میپذیرد. بازارها با اینکه با میدانها یکسان نیستند، چهارچوب اسکلت میدانها را تشکیل میدهند.»[۲۲]
آثار
[ویرایش]
آثار بوردیو مشتمل بر نوشتهها، درسگفتارها، سخنرانیها و مصاحبههای او بالغ بر ۵۵ مجلد است. آثار او حوزه گستردهای از علوم، از فلسفه و نظریهٔ ادبی تا جامعهشناسی و انسانشناسی را دربرگرفته است. آثار او مارپیچی است بین نظریه و تحقیق تجربی و برگشت به تدوین دوباره نظریه اما در سطحی دیگر.[۲۳] جامعهشناسی بوردیو نافی هرگونه طبقهبندی است؛ زیرا او مرزهای رشتههای علمی را درمینوردد؛ جامعهشناسی، مردمشناسی، آموزش و پرورش، تاریخ فرهنگی، هنر، علم، زبانشناسی و فلسفه و بهراحتی بین نظریه و تحقیق تجربی حرکت میکند.[۲۴]
بوردیو در این کتاب کوشیدهاست تا احکام زیباشناسی را با موقعیتهای موجود در فضای اجتماعی مرتبط کند. انجمن بینالمللی جامعهشناسی «تمایز» را به عنوان یکی از ده کتاب مهم جامعهشناسی سده بیستم انتخاب کرد.[۲۵] در این کتاب بوردیو به بحث در این باره میپردازد که قضاوت ذوقی به جایگاه اجتماعی افراد بستگی دارد و خود عملی است برای مشخص کردن جایگاه اجتماعی افراد. او در این کتاب از ترکیبی از نظریه جامعهشناسی، دادههای آماری، عکسها و مصاحبهها استفاده میکند تا بر دشواری فهم سوژه از طریق روشهای عینی فائق آید.
- تأملات پاسکالی (۱۹۹۷)
در این کتاب، بوردیو نقش جامعهشناس را در درگیری ذهنی با مسائل ملموس جهان اجتماعی تعریف میکند. او واقف است که چنین کوششی اعتراض روشنفکران برجعاجنشین را به همراه خواهد داشت. انتخاب پاسکال برای فهم در حوزه جامعهشناسی نیز نتیجه موضع و دیدگاه بوردیو به این رشته علمی است. بوردیو نقش جامعهشناس را در توجه ویژه به مسائل اجتماعی تعریف و بیاعتنایی روشنفکرانه به مسائل جهان اجتماعی را نکوهش میکند. «وظیفه جامعه شناس صحبت درباره چیزهای جهان اجتماعی و، تا حد ممکن، شکل موجود چیزهای جهان اجتماعی است». این دغدغه نزد پاسکال نیز مشاهده میشود. بهنظر بوردیو، پاسکال «به دور از سادهاندیشی پوپولیستی، دغدغه عوامالناس و عقاید مستدل مردم داشت». بهنظر بوردیو، پاسکال، برخلاف شبهفرهیختگان که خواهان ایفای نفش فلاسفه در جوامع هستند، به جای ریشخندزدن بر اعتقادات مستدل مردم یا عوامالناس، میکوشد «دلیل اثرات» یا «دلیل وجودی» اعتقادات و یا حتی مضحکترین رفتارهای انسانی را دریابد. این موضع دانشی پاسکال، چیزی شبیه به همان نقش اجتماعیای است که بوردیو برای جامعهشناس قائل است. [۲۶]
- سلطه مذکر (۱۹۹۸)
بوردیو در سلطه مذکر از مدل جامعه قبایلی کابیلی شمال الجزایر بهره گرفته و میکوشد نشان دهد که در این جامعه، چگونه ساختارهای تقابلی مرد - زن، سلطه مذکر را بازتولید میکنند. در واقع، بهرهگیری بوردیو از مدل الجزایری، نخست برای فرانسویان که مدعی جامعهای پیشرفته بودند، شوک آور بود اما بوردیو نشان داد که این ساختارها بسیار ریشهای هستند و این سلطه پیش از آن که هنجاری و دستوری باشد، در الگوهای روزمره و ناخودآگاه بازتولید میشود.[۲۷]
کتابشناسی فارسی
[ویرایش]- تأملات پاسکالی، ترجمه محسن ناصریراد، تهران: انتشارات گام نو، چاپ اول، ۱۴۰۴
- چیزهای گفتهشده، ترجمه محسن ناصریراد، تهران: انتشارات گام نو، چاپ اول، ۱۴۰۲
- سلطه مذکر، ترجمه محسن ناصریراد، تهران: نشر آگه، چاپ اول، ۱۴۰۰
- معنای سیاسی هستیشناسی فلسفی مارتین هایدگر، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، چاپ اول، ۱۴۰۰
- جامعهشناس و مورخ، ترجمه انور محمدی، تهران: نشر گل آذین، چاپ اول، ۱۳۹۸
- دربارهٔ دولت، ترجمه سروش قرائی، تهران: انتشارات مولی، چاپ اول، ۱۳۹۷
- ساختارهای اجتماعی اقتصاد، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی، چاپ اول، ۱۳۹۷
- انسان دانشگاهی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، چاپ اول، ۱۳۹۶
- تمایز: نقد اجتماعی قضاوتهای ذوقی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: نشر ثالث، چاپ اول، ۱۳۹۰
- درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم، ترجمه ناصر فکوهی، تهران: انتشارات فرهنگ جاوید، چاپ اول، ۱۳۹۰
- درسی درباره درس، ترجمه ناصر فکوهی، تهران: نشر نی، چاپ اول، ۱۳۸۸
- علم علم و تأمل پذیری، ترجمه یحیی امامی، تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، ۱۳۸۶
- عکاسی: هنر میانمایه، ترجمه کیهان ولینژاد، تهران: نشر دیگر، ۱۳۸۶
- نظریه کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی، ترجمه سیدمرتضی مردیها، تهران: نقش و نگار، چاپ اول، ۱۳۸۱
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ At the time, the ENS was part of the University of Paris according to the decree of 10 November 1903.
- ↑ بوردیو، پییر. (۱۴۰۲). چیزهای گفتهشده. ترجمهٔ محسن ناصری راد. تهران: انتشارات گام نو. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۴۵۰-۲۶-۲.
- ↑ «ساختارگرای برساختگرا / درباره پییر بوردیو در گفتگو با محسن ناصری راد». خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا). ۲۴ ژانویه ۱۴۰۴. بایگانیشده از اصلی در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶. دریافتشده در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶.
- ↑ Patrick Baert and Filipe Carreira da Silva, Social Theory in the Twentieth Century and Beyond, Polity, 2010, p. 34.
- ↑ Piet Strydom, Contemporary Critical Theory and Methodology, Routledge, 2011, p. 179.
- ↑ Terry Rey, Bourdieu on religion: Imposing Faith and Legitimacy, London, Routledge, 2007
- ↑ ریچارد جنکینز، پیر بوردیو، ترجمه لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، ۱۳۸۵، ۳۸–۳۹
- ↑ Adelino Braz, Bourdieu, Paris, Ellipses, 2017
- ↑ Terry Rey, Bourdieu on religion: Imposing Faith and Legitimacy, London, Routledge, 2007
- ↑ بوردیو، پییر. (۱۴۰۲). چیزهای گفتهشده. ترجمهٔ محسن ناصری راد. تهران: انتشارات گام نو. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۴۵۰-۲۶-۲.
- ↑ Terry Rey, Bourdieu on religion: Imposing Faith and Legitimacy, London, Routledge, 2007
- ↑ ریچارد جنکینز، پیر بوردیو، ترجمه لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، ۱۳۸۵، ۳۹–۴۰
- ↑ ریچارد جنکینز، پیر بوردیو، ترجمه لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، ۱۳۸۵، ۴۱–۴۲
- ↑ بوردیو، پییر. (۱۴۰۴). تأملات پاسکالی. ترجمهٔ محسن ناصری راد. تهران: انتشارات گام نو. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۴۵۰-۲۵-۵.
- ↑ «رهایی از فلاکت / «تأملات پاسکالی» پییر بوردیو در گفت و گو با محسن ناصری راد». اعتماد. ۷ مهر ۱۴۰۴. بایگانیشده از اصلی در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵. دریافتشده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵.
- ↑ استونز، راب (۱۳۸۵). متفکران بزرگ جامعهشناسی. تهران: نشر مرکز. صص. ۷۰–۷۱.
- ↑ «رهایی از فلاکت / «تأملات پاسکالی» پییر بوردیو در گفت و گو با محسن ناصری راد». اعتماد. ۷ مهر ۱۴۰۴. بایگانیشده از اصلی در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵. دریافتشده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵.
- ↑ بوردیو، پییر. (۱۴۰۲). چیزهای گفتهشده. ترجمهٔ محسن ناصری راد. تهران: انتشارات گام نو. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۷۴۵۰-۲۶-۲.
- ↑ «ساختارگرای برساختگرا / درباره پییر بوردیو در گفتگو با محسن ناصری راد». خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا). ۲۴ ژانویه ۱۴۰۴. بایگانیشده از اصلی در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۶. دریافتشده در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶.
- ↑ بوردیو، پیر (۱۳۹۰). تمایز. ترجمهٔ حسن چاوشیان. تهران: ثالث. صص. ۲۳۸–۲۳۹.
- ↑ پرستش، شهرام (۱۳۹۰). روایت نابودی ناب. تهران: ثالث. صص. ۷۰–۷۱.
- ↑ لش، اسکات (۱۳۸۸). جامعهشناسی پست مدرنیسم. تهران: مرکز. صص. ۳۴۲.
- ↑ هما زنجانی زاده، مقدمهای بر پیر بوردیو، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال اول، ۱۳۸۳، ۳۹–۲۳
- ↑ Janathan Turner, The structure of sociological theory, Wadsworth Publishing Company, 1998
- ↑ / "ISA - انجمن بینالمللی جامعهشناسی: کتابهای قرن". انجمن بینالمللی جامعهشناسی. 1998. Retrieved 2012-07-25.
{{cite web}}: Check|url=value (help) - ↑ «علیه توهم تفکر محض». ایبنا. ۴ مهر ۱۴۰۴. بایگانیشده از اصلی در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵. دریافتشده در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵.
- ↑ انجمن جامعهشناسی ایران (اسفند ۱۳۸۶). «شب پیر بوردیو».
- جعبههای ناوبری فلسفه و تفکر
- استادان دانشگاه پاریس
- استادان کلژ دو فرانس
- استادان مدرسه عالی مطالعات علوم اجتماعی
- اعضای فرهنگستان اروپایی دانش و هنر
- انسانشناسان اجتماعی
- انسانشناسان اهل فرانسه
- انسانشناسان سده ۲۰ (میلادی)
- انسانشناسان فرهنگی
- انسانشناسی اجتماعی
- انسانشناسی فرهنگی
- اهالی پیرنه-آتلانتیک
- پیر بوردیو
- جامعهشناسان اهل فرانسه
- جامعهشناسان علم
- جامعهشناسان مرد
- جامعهشناسان هنر
- جستارنویسان اهل فرانسه
- جستارنویسان مرد اهل فرانسه
- جستارنویسان مرد
- دانشگاهیان فلسفه
- دانشآموختگان دبیرستان لویی-لو-گران
- دانشآموختگان مدرسه عالی نرمال
- درگذشتگان ۲۰۰۲ (میلادی)
- زادگان ۱۹۳۰ (میلادی)
- ساختارگرایان
- شناختشناسان
- فیلسوفان آموزش و پرورش
- فیلسوفان اقتصاد
- فیلسوفان اهل فرانسه
- فیلسوفان تاریخ
- فیلسوفان جنگ
- فیلسوفان دین
- فیلسوفان ذهن
- فیلسوفان زبان
- فیلسوفان سده ۲۰ (میلادی) اهل فرانسه
- فیلسوفان سده ۲۰ (میلادی)
- فیلسوفان سده ۲۱ (میلادی) اهل فرانسه
- فیلسوفان علوم اجتماعی
- فیلسوفان فرهنگ
- فیلسوفان فناوری
- فیلسوفان قارهای
- فیلسوفان هنر
- متافیزیکپژوهان
- مدفونان در پر-لاشز
- مقالهنویسان سده ۲۰ (میلادی) اهل فرانسه
- مقالهنویسان سده ۲۰ (میلادی)
- مقالهنویسان سده ۲۱ (میلادی) اهل فرانسه
- مقالهنویسان سده ۲۱ (میلادی)
- منتقدان اجتماعی
- منتقدان تلویزیون
- منتقدان عکاسی
- منتقدان فرهنگی
- نظریهپردازان انتقادی
- نویسندگان اهل فرانسه
- نویسندگان ضدجهانیشدن
- نویسندگان مرد اهل فرانسه
- نویسندگان مرد غیرداستانی اهل فرانسه
- هستیشناسان