میدان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

میدان واژه‌ای پارسی مى باشد که از ریشه می با پسوند دان تشکیل یافته است. جان ريچاردزون ايرانشناس در سال ١٧٠٠ ميلادى فرهنگ عربى و فارسى وانگليسى خو درا نوشت وآن در دانشگاه اکسفرت به عنوان داکتراى اش پذيرفته شد. وى "مي دان" را يکبار "پياله مى" و بار ديکر ميدان را بخشى از زمينى باز (بدون آبادى) برگردان نموده است.[۱] [۲] میدان به معنى عیش فراخ خوش هم بکار رفته است. جان ريچاردزون با کتاب توماس هايد (چاپ ١٧٠٠ ميلادى) آشنايى داشت که در آن در حدود ٥٠ فرهنگ فارسى از ايرانزمين و هند درج اند. واژه مى براى شراب از ميوه ها و بويژه از میوه انگور گفته مى شود. در بسيارى از واژه هاى پارسى اين واژه به عنوان پسوند و پشوند بکار برده شده است: ميگسار, ميخوش, ميگون, ميمون ) , مى ناب, میکده , مى جو ( نبات و يا گياه شرين), ميخانه, ميال, ميمنت, مي زده, ميستان (ستان مى), میستان (هم روستاهاى ايرانزمين) , ميشوم (ضد: ميمون) وغيره

در ميدانهاى ايران زمين در چار جشن بزرگ باستانى خورشيدى, نوروز و مهرگان, يلدا وتيرگان مى خورده مى شد. گفته مي شود که سرکه و مى را ايرانيان ازانگور و آب انگور اختراع کردند. و الکل را زکریای رازی در نزديکى تهران کشف نمود. سرکه بخش جدا ناپذير خوان نوروزى مى باشد. آب هفت ميوه در سر دسترسخوان (سفره) قرار داده مى شود.

گفته مى شود که در ايرانزمين باستان درحدود ١٢٠ انواع گوناگون انگور وجود داشت. قرار پژوهش در سال ١٩٦٠ ميلادى تنها در کشور بنام افغانستان ٤٤ رقم ميوه انگور وجود داشت. انگور شيراز و هاجى فيروز, هرات و کندهار و شمالى (مناطق کابلزمين تا به استالف که استافيل هم به آن ناميده شده است) بسيار خوشمزه مى باشند. کشور ايران در حدود ٢٧٠٠٠٠ هکتار تاکستان انگور دارد. کشور نامنهادافغانستان ٥١٨٠٠ هکتار ! مى و يا شر+اب در زمان پيش از اسلام نقش در حيات مردم بازى ميکرد و مى و مى ناب در ادبيات پارسى زبانان ايرانزمين پس از اسلامى شدن به عنوان استعاره و سمبول حقيقت در مهر و محبت وعشق ورزى بکار برده شده است.

ميدان نامهاى مشهور باغها و جايگاه عمومى مردم در بخشهاى باستانى ايرانزمين قرار داشتند که امروز جز از کشورهاى آسياى مرکزى اند.

در بناگاهاى ميدانهاى بزرگ ايرانزمين سرودخوانى و موسيقى و نمايش هاى عشقى مانند نمايشگاهاى دیونیسوس ("جشنهاى مى يونانى") پرپا مى شدند نامهاى اين ميدانها با نامهاى اساطير ايرانزمين در پيوند بودند:

در زمانهای ییش از اسلام در زمینی که در انجا می فروشان، می میفروختند و یا بازار می فروشان، میدان نامیده شده است. آدام اولئاریوس ممکن است اولين ايرانشناس آلمانى باشد که در سال ١٦٤٧ در سفرنامه اش بنام "توضیحات اغلب دلپذير از سفر خاورى" (به آلمانی: Oft begehrte Beschreibung der orientalischen Reise) و در کتاب پيرامون سفر اش به ايرانزمين در سال ١٦٥٦ بنام (به آلمانی: Vermehrte neue Beschreibung der [...] Persischen Reise ) واژه "ميدان" را در پيوند به ميدانهاى ايرانزمين بکار برده است.

الفرت دپپر و يوهان کريستوف بير ايرانشناسان آلمانى اند که بعد از آن در اثرشان از ميدان چندين بار ياد کرده اند. اثر شان زير نام توضیح امپراطورى شاهى پارس (به آلمانی: Beschreibung des Koenigreichs Persien ) در سال ١٦٨١ ميلادى در نورنبرگ بچاپ رسيد.اين دو دانشمند آلمانى در کتاب خويش نگاريده اند که ميدان در پيش در و يا هوف (Hof) و يا فورتى (Pforte) بنا ميشدند.


واژه ها با پسوند دان[ویرایش]

پسوند دان نشانگر جا شهرها[ویرایش]

پسوند دان نشانگر جاضروف[ویرایش]

مي با پسوند وند هم ساخته شده اند است که چگونگى يک شى را بيا مى کند مانند ميوند, ولسوالی_میوند

لينکهاى خارجى[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]