نبرد نخست کیف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نبرد نخست کیف
بخشی از جنگ جهانی دوم
Ruined Kiev in WWII.jpg
زمان اوایل ژوئیه تا اواخر سپتامبر ۱۹۴۱
مکان منطقه کیف، اوکراین
نتیجه پیروزی قاطع ورماخت
جنگندگان
 آلمان  اتحاد جماهیر شوروی
فرماندهان
نیروها
۵۰۰٬۰۰۰ ۸۵۰٬۰۰۰ شامل ۵۵ لشکر
تلفات
۱۰۰٬۰۰۰ کشته یا زخمی ۱۶۳٬۶۰۰ کشته یا زخمی، ۶۶۵٬۰۰۰ اسیر

نبرد کیف به نبردی اطلاق می‌شود که در اثر اقدام نیروهای ورماخت در جریان عملیات بارباروسا برای به محاصره در آوردن نیروهای ارتش سرخ در حوالی شهر کیف به وقوع پیوست. طی این نبرد تعداد زیادی از یگان‌های ارتش سرخ در اطراف این شهر به محاصره درآمده و در نهایت منهدم گشتند. نبرد کیف بزرگترین محاصره نیروهای نظامی در طول تاریخ بوده‌است که طی آن ۶۶۵ هزار نیروی نظامی شوروی به اسارت نیروهای آلمانی درآمدند.

طرح عملیاتی

آلمان

طبق طرح عملیاتی بارباروسا، گروه ارتش جنوب به فرماندهی فیلدمارشال گرت فن روندشتت با ۴۱ لشکر و پشتیبانی هوایی ناوگان چهارم هوایی لوفت‌وافه می‌بایستی بر منطقه راهبردی اوکراین با منابع حیاتی فراوان، مسلط می‌شد. در طرح اولیه، قوای این نیرو می‌بایستی در یک حرکت گازانبری با پیشروی از شمال و جنوب با شکستن دفاع مرزی شوروی و نفوذ پر شتاب ۶۵۰ کیلومتری در عمق اراضی آن، خود را به رود دنیپر می‌رساندند و عمده نیروهای ارتش سرخ در اوکراین را در غرب این رود به محاصره درمی‌آوردند. در جناح قدرتمندتر شمالی ارتش‌های ششم و هفدهم با جلوداری گروه زرهی ۱ قرار داشتند. ارتش ششم به فرماندهی فیلدمارشال والتر فن رایشناو می‌بایست با شکستن خط دفاعی مرزی، راه را برای گروه زرهی ۱ به فرماندهی ارتشبد اوالت فن کلایست باز می‌کرد و پس از دستیابی به هدف اولیه لوتسک، به سمت کیف، پایتخت اوکراین شوروی پیش می‌رفت. ارتش یازدهم به عنوان جناح جنوبی گروه ارتش جنوب، در رومانی قرار داشت. این نیرو طبق برنامه اولیه موظف شده بود به منطقه نظامی اودسا شوروی حمله ببرد اما در نهایت به تصمیم لحظات پایانی هیتلر با حفظ همان موضع تنها مسئولیت دفاع در مقابل ضد حمله احتمالی شوروی به جانب رومانی و مخصوصاً میدان‌های نفتی این کشور را یافت. [۱] عدم مشارکت ارتش یازدهم در تهاجم، جناح شمالی گروه ارتش جنوب را وادار به یک حمله رو در رو صرفاً از یک طرف ساخته بود. بدین ترتیب، این بخش از نیروها می‌بایست خود را در عرض سه تا چهار هفته به رود دنیپر می‌رساندند و سپس با چرخش به سمت جنوب، نیروهای ارتش سرخ را بین خود و دریای سیاه به محاصره درمی‌آوردند.[۲] در این شرایط منطقه مردابی پریپیات که بخش جنوبی حوزه عملیاتی نیروهای آلمانی در جبهه شرقی را از بخش جنوبی آن جدا کرده بود، امکان دریافت کمک توسط گروه ارتش جنوب از سایر یگان‌های آلمانی تا پس از ناحیه کیف را از بین برده بود.[۳]

شوروی

فرماندهی عالی شوروی می‌دانست که تمرکز اصلی نیروهای آلمانی در عملیات بارباروسا بر شمال مرداب‌های پریپیات خواهد بود اما استالین اصرار داشت که تأکید شوروی بر جنوب باشد. بدین جهت گئورگی ژوکوف، رئیس ستاد ارتش سرخ و برنامه‌ریز طرح دفاعی شوروی، ارتش نوزدهم را از قفقاز شمالی به جنوب اوکراین و ارتش شانزدهم را از منطقه فرابایکال به غرب اوکراین منتقل نمود. با وجود تغییرات ژوکوف هیچ آرایشی از ارتش سرخ از جمله جبهه‌های جنوب غربی و جنوبی آن آماده جنگ نبود. به هر صورت نیروهای لایه نخست دفاعی بسیار نزدیک مرز و در فاصله ۵۰ کیلومتری از آن مستقر شدند که این مسئله با وجود مشکلات ترابری و سرعت کند پیاده‌نظام نسبت به تانک‌های آلمانی، آن‌ها را به سمت فاجعه می‌برد. لشکرهای بسیاری از سپاه‌های مکانیزه در اوکراین اغلب با فاصله ۱۶۰ کیلومتری از یکدیگر مستقر شدند. میخائیل کیرپونوس، فرمانده منطقه ویژه کیف بر اساس طرح دفاعی ژوکوف، دو گروه شوک هر یک با سه سپاه مکانیزه با مجموعاً ۳۷۰۰ تانک برای ضد حمله به عمق اراضی آلمان ترتیب دیده بود.[۴] جبهه تحت امر کیرپونوس به عنوان قدرتمندترین جبهه در مرزهای غربی شوروی[۵]، در مجموع چهار ارتش با پشتیبانی سه سپاه مکانیزه در خط مقدم، یک سپاه مکانیزه در جایگاه ذخیره در عمق ۴۰۰ کیلومتری و دو سپاه مکانیزه دیگر در موقعیت ذخیره راهبردی در ژیتومیر در اختیار داشت.[۶]

آغاز عملیات در اوکراین

با آغاز عملیات بارباروسا در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱، گروه ارتش جنوب که در فضای تنگ بین مرداب‌های پریپیات و کوه‌های کارپات متمرکز شده بود[۷]، با در اختیار داشتن ۶۰۰ تانک و پشتیبانی هوایی ۷۷۰ هواگرد ناوگان چهارم هوایی لوفت‌وافه[۸]، اوکراین را مورد هجوم قرار داد. این گروه ارتش قوای جبهه جنوب غربی شوروی به فرماندهی سپهبد میخائیل کیرپونوس را در مقابل خود داشت. ارتش سرخ بزرگترین تمرکز قوای خود را در این منطقه قرار داده بود به گونه‌ای که بر طبق آمار شوروی، تانک‌های قوای جبهه جنوب غربی شش برابر و هواگردهای آن دو برابر گروه ارتش جنوب بود.[۹] علاوه بر قوای تحت امر کیرپونوس، روز ۲۵ ژوئن استاوکا جبهه جنوبی به فرماندهی ارتشبد ایوان تیولنف را نیز به کمک ارتش‌های نهم و هجدهم ایجاد کرد[۱۰] تا در قسمت جنوبی جبهه مجموعاً قریب به ۸۰۰ هزار سرباز آلمانی با نزدیک به ۱٫۲ میلیون سرباز شوروی به پیکار بپردازند.[۱۱]

گروه ارتش جنوب با قوایی از دشمن برخورد کرده بود که به تسلیحات بهتری همچون تانک‌های تی-۳۴ و هواگردهای میگ-۳ مجهز بودند.[۱۲] نیروهای ارتش سرخ در این ناحیه دست به دفاعی شدید زدند و با وجود کمبودهای جدی در زمینه سوخت و مهمات، از جانب فرماندهان عالی موظف به اجرای بلافاصله ضد حملات گردیدند.[۱۱] به دستور سیمیون تیموشنکو، کمیسار خلق دفاع، ارتش‌های تحت امر کیرپونوس مأمور به ضد حمله، به محاصره درآوردن و انهدام نیروهای دشمن و سپس تهاجم در عرض دو روز به لوبین در عمق خاک اراضی تحت سلطه آلمان در لهستان شدند.[۱۳] هنگامی که این فرمان در شب ۲۲ ژوئن دریافت شد، نیروهای جبهه جنوب غربی در حال سازمان‌یافتن از مواضعی تا عمق ۴۰۰ کیلومتری بودند و می‌بایستی زیر حملات مداوم هوایی دشمن خود را به خط مقدم منتقل می‌کردند. با این حال کیرپونوس برای چهار روز به شدت در حال آماده‌سازی جهت اجرای ضد حمله بر اساس فرمان تیموشنکو بود.[۱۴] با فراخوانده شدن هر سه سپاه مکانیزه ذخیره و تمرکز آن‌ها در شمال شرقی روفنو[۶]، نخستین ضد حمله نیروهای جبهه جنوب غربی ارتش سرخ در محور ولادیمیر-ولینسکی، دوبنو و روفنو با پنج سپاه ۸، ۹، ۱۵، ۱۹ و ۲۲ مکانیزه به وقوع پیوست.[۱۵] بر این اساس به فرمان کیرپونوس سپاه‌های ۲۲ و ۱۵ مکانیزه شوروی می‌بایستی جناحین شمالی و جنوبی قوای دشمن را مورد هجوم قرار می‌دادند و اراضی مرزی را پس می‌گرفتند. در همین حین نیروهای لشکر یازدهم زرهی ورماخت توانست روز ۲۳ ژوئن خود را به برستچکو برسانند و لشکرهای سیزدهم و چهاردهم زرهی آن روز ۲۶ ژوئن بر لوتسک مسلط گردند. در این موقعیت تصور می‌شد گروه زرهی ۱ برای پیشروی به سمت کیف از طریق روفنو در موقعیت ایده‌آلی قرار دارد. در همین حال کیرپونوس در تلاش برای اجرای یک ضد حمله متمرکز بود. با این وجود سه سپاه تفنگ‌دار که قرار بود در این اقدام مشارکت کنند، هنوز به مواضع خود نرسیده بودند. سپاه‌های ۹ و ۱۹ مکانیزه از ارتش پنجم شوروی که بدون لشکرهای موتوریزه همچنان از روفنو در حال حرکت به سمت غرب بودند، فرمان یافتند به مواضع پیشین آلمانی‌ها در دوبنو و لوتسک یورش ببرند و سپاه ۸ و ۱۵ مکانیزه موظف گشتند به سمت دوبنو در جناح راست آلمانی‌ها حرکت کنند. آغاز ضد حملات از روز ۲۶ ژوئن موجب به پا شدن یک نبرد زرهی در مقیاسی بی‌سابقه بین بیش از ۲ هزار تانک در خط مقدمی به طول ۷۰ کیلومتر شد.[۱۴] این ضد حملات که به صورت تکه تکه و با گرفتاری به مشکلات فرماندهی و بی‌تجربگی افسران ارتش سرخ در کنترل توده نیروهای زرهی[۶]، به اجرا درمی‌آمدند، در رسیدن به اهداف تعیین شده ناموفق بودند و باعث از بین رفتن بسیاری از نیروهای ذخیره شوروی در منطقه شدند.[۱۳] موفقیت اولیه گروه ارتش جنوب را می‌توان در متوقف ساختن و دفع این ضد حملات نیروهای دارای برتری عددی شوروی دید. این نبردهای شدید هر دو طرف را متحمل خسارات و تلفات زیادی کرد. بدین ترتیب، با توجه به این درگیری‌های مرزی در ماه ژوئن، گروه ارتش جنوب از سایر نیروهای آلمانی در پیشروی عقب ماند.[۱۱]

حرکت به سوی کیف

در نهایت روز ۳۰ ژوئن با رها شدن لویو توسط ارتش ششم شوروی جهت اجتناب از افتادن به محاصره از جانب شمال[۱۶]، این شهر به تصرف نیروهای ارتش هفدهم ورماخت درآمد تا پس از اثبات بی‌ثمری ضد حملات خسارت بار[۱۰]، همان روز استاوکا، فرماندهی عالی شوروی، به کیرپونوس فرمان دهد نیروهای خود را تا روز ۹ ژوئیه تا مواضع دفاعی جدید در مناطق استحکامات کوروستن، نووگورود-وولینسکی و لتیچف در طول مرز سال ۱۹۳۹ شوروی و لهستان موسوم به خط دفاعی استالین عقب بکشد. این فرمان شامل ارتش‌های دوازدهم و بیست و ششم شوروی در اراضی جنوبی نیز می‌شد. سه ارتش ششم، دوازدهم و بیست و ششم شوروی هنگام عقب‌نشینی مداوما در معرض خطر محاصره شدن توسط گروه زرهی ۱ و ارتش هفدهم ورماخت از شمال و مدتی بعد ارتش یازدهم ورماخت از جنوب بودند. اوایل ژوئیه پیشروی غیر قابل توقف سپاه ۳ و ۴۸ موتوریزه ورماخت به ترتیب از ریونی به سمت نووگورود-وولینسکی و در جنوب به سمت شپتوکا، خطر تصرف بخشی از خط استحکامات کیرپونوس و محاصره ارتش‌های آن در جنوب را ایجاد می‌کرد. از این رو کیرپونوس دستور به ضد حمله ارتش پنجم با دو سپاه از پیش تضعیف‌شده ۲۷ تفنگ‌دار و ۲۲ مکانیزه از شمال علیه سرنیزه زرهی آلمان داد. با وجود به تاخیر افتادن پیشروی سپاه ۳ موتوریزه ورماخت با ضد حمله کیرپونوس و فراهم آمدن مقدار بیشتری وقت جهت عقب‌نشینی نیروهای او به مواضع دفاعی مشخص شده[۱۷]، خط استالین نیز با رسیدن لشکر یازدهم زرهی ورماخت به بردیچیف، روز ۷ ژوئیه در جنوب نووگورود-وولینسکی شکسته شد تا یک شکاف بین ارتش پنجم و ششم شوروی ایجاد شود[۱۰] و جناح چپ جبهه جنوب غربی شوروی در معرض محاصره قرار گیرد.[۱۷]

در پی پیشروی نیروهای آلمانی، با در معرض تهدید قرار گرفتن کیف و با خطر دو نیم شدن جبهه جنوب غربی در فاصله بین ارتش پنجم شوروی در کیف و ارتش ششم آن در جنوب بردیچیف، استاوکا همان روز ضمن انتقال سپاه ۱۶ مکانیزه به بردیچیف، دستور به اجرای مجموعه‌ای از ضد حملات داد تا با انهدام بلافاصله نیروهای جلودار دشمن، جلوی پیشروی آلمانی‌ها به سمت این شهر گرفته شود و ارتباط بین دو ارتش مذکور برقرار بماند. دو روز بعد استاوکا جبهه جنوب غربی را موظف کرد با پوشش منطقه استحکامات نووگورود-وولینسکی، با ارتش پنجم از ناحیه سِربی و گوتا به جانب برونیکی و چِرنیتسا و با ارتش ششم از ناحیه لیوبار به سمت شمال یورش ببرد.[۱۸]

در جناح جنوبی گروه ارتش جنوب، با الحاق سه لشکر و یک تیپ رومانیایی به ارتش یازدهم ورماخت، تهاجم نیروهای این قسمت از روز ۲ ژوئیه در تمامی طول خط مقدم آغاز شد.[۱۹] فن روندشتت به دنبال به محاصره در آوردن نیروهای دشمن در جنوب اوکراین توسط ارتش یازدهم در همکاری با ارتش هفدهم بود. بر این اساس ارتش‌های سوم و چهارم رومانی نیز سواحل دریای سیاه را پاکسازی و اودسا را تصرف می‌کردند. ارتش یازدهم ورماخت ضمن دفع ضد حملات ارتش نهم و سپاه ۲ مکانیزه شوروی، همان روز نخست با نفوذ در دفاع دشمن، یاسی را تصرف نمود و به رود پروت رسید. با مشاهده این وضعیت ایوان تیولنف، فرمانده جبهه جنوبی شوروی با دست بالا گرفتن حمله آلمانی‌ها، مجوز عقب کشیدن نیروهای خود از رود پروت به مواظع دفاعی در طول رود دنیستر را از استاوکا دریافت کرد. چند روز بعد با آگاهی یافتن از شرایط، استاوکا با لغو فرمان پیشین، تیولنف را موظف به پس گرفتن خط رود پروت نمود. با وجود نابسامانی ایجاد‌ شده، شرایط جبهه بین رودهای پروت و دنیستر تثبیت شد و ارتش هجدهم شوروی در حال دفاع از جناح چپ جبهه جنوب غربی، در منطقه استحکامات موگیلف-پودولسکی حالت تدافعی گرفت.[۲۰]

با این وجود پیش از آن که این ضد حملات بین روزهای ۱۱ تا ۱۴ ژوئیه آغاز شوند[۲۱]، پس از تصرف ژیتومیر توسط نیروهای آلمانی در ۸ ژوئیه[۲۲]، با تزلزل خط دفاعی قوای ارتش سرخ نیروهای سپاه ۳ موتوریزه ورماخت ۱۰ ژوئیه موفق شدند با شکستن خط دفاعی دشمن، راه کیف را در پیش بگیرند.[۲۳] درگیری‌های سنگین در اثر اجرای ضد حملات ارتش سرخ، مجدداً خسارت زیادی به نیروهای متحرک جهبه جنوب غربی وارد آورد؛ به شکلی که از مجموع توان سپاه ۹ مکانیزه تنها ۷ تانک بی‌تی و ۲۵ تانک تی-۲۶، از توان سپاه ۱۹ مکانیزه تنها ۴ تانک کی‌وی-۱، ۷ تانک تی-۳۴ و ۲۲ تانک تی-۲۶ و از توان سپاه ۲۲ مکانیزه تنها ۲ تانک بی‌تی و ۲۸ تانک تی-۲۶ باقی ماند.[۲۱]

روز ۹ ژوئیه فرماندهی گروه ارتش جنوب و فرماندهی عالی نیروی زمینی مجدداً بر محاصره و انهدام نیروهای دشمن در غرب رود دنیپر به عنوان هدف اصلی تأکید کردند. به هرصورت با مشاهده فروپاشی قریب‌الوقوع جبهه کیرپونوس، سلطه بر کیف نیز در ظاهر به عنوان هدف ثانویه مطرح گردید. هیتلر تمایلی به تهاجم به کیف نداشت و دستیابی به گذرگاهی بر رود دنیپر را نیز تابع انهدام آرایش‌های بزرگی از نیروهای دشمن در غرب این رود می‌دید. با این حال، فرماندهان نیروی زمینی همچنان علاقه‌مند به تصرف کیف بودند. حملات مکرر نیروهای ارتش پنجم شوروی از منقطه پریپیات، اجازه به‌کارگیری ارتش ششم ورماخت در صورت دادن به این تهاجم را نمی‌داد. فن روندشتت اطمینان داشت کیف هنگام پیشروی سریع، توسط سپاه ۳ موتوریزه به تصرف درخواهد آمد اما هیتلر پس از مشورت با فن براوخیچ تصور می‌کرد چنین کاری نیروهای زرهی را «به شکل غیرلازمی فدا خواهد کرد». در نهایت هالدر ساعت یک بامداد ۱۰ ژوئیه با تماس با قرارگاه گروه ارتش جنوب استفاده از نیروهای زرهی در جهت کیف را جز جهت امور شناسایی و امنیتی منع کرد. هیتلر نیز با تأیید این فرمان، سپاه ۳ موتوریزه را تنها مسئول حفاظت در مقابل حملات از جانب کیف دانست و دستور به اجتناب از تهاجم به این شهر توسط این سپاه را داد. او در ادامه خاطر نشان کرد اگر محاصره نیروهای دشمن تا رود بوگ جنوبی محقق نشود، کلیت گروه زرهی ۱ به سمت کیف و رود دنیپر در جنوب شرقی پیشروی خواهد کرد. در همین حال، فن روندشتت عقیده داشت با عقب‌نشینی بسیاری از یگان‌های ارتش سرخ به سمت شرق، دیگر محاصره آن‌ها تا رود بوگ جنوبی عملی نیست و با همراهی هالدر خواهان به محاصره درآوردن آن‌ها در حوالی بیلا تسرکفا در غرب رود دنیپر شد که با رضایت هیتلر به شرط مراقبت از جناح شمالی گروه زرهی ۱ مواجه شد. با ابهام در شرط هیتلر، فن براوخیچ نتیجه گرفت که تصرف کیف جناح شمالی را تأمین خواهد کرد. به هر حال همانند رویکرد گذشته، او تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده فرماندهی گروه ارتش جنوب گذاشت. در همین حال فن روندشتت و فن رایشناو که پیش از این هوادار تهاجم به کیف بودند، اینک در آن تشکیک کردند. در نهایت به فن کلایست توصیه شد در صورتی که تهاجم او در هماهنگی با ارتش ششم، امکان مناسبی برای تصرف این شهر بدون خطر عقب رانده شدن مهیا کرد، فرمانده محلی مختار است دست به چنین کاری بزند. بدین ترتیب پس از نگرانی‌ها فراوان در سطوح بالا، تصمیم نهایی بر عهده یک فرمانده پایین رده نهاده شد. در نهایت نیروهای شناسایی ۱۳ ژوئیه مشخص کردند که استحکامات و تمرکز قوای دشمن در کیف، هیچ شانسی برای یک حمله غافلگیرانه باقی نگذاشته‌است.[۲۴]

تغییر مسیر گروه ارتش مرکز

ارتش پنجم شوروی تا میانه ماه ژوئیه همچنان مواضع پیشین خود در مرداب‌های پریپیات را حفظ کرده و این مسئله موجب ایجاد یک خط مقدم بیش از ۲۵۰ کیلومتری اضافه در جناحین باز جنوبی و شمالی دو گروه ارتش مرکز و جنوب گشته بود. با وجود این که در ظاهر به نظر می‌رسید این منطقه محدب یکپارچه است اما در حقیقت تکه‌هایی از یگان‌های شکست خورده ارتش سرخ بدون تجهیزات، سوخت و مهمات در آن پراکنده بودند. با توجه به این شرایط[۲۵] و در پی مقاومت شدید نیروهای شوروی در اطراف اسمولنسک، فرماندهی عالی نیروی زمینی آلمان از اواسط ماه ژوئیه راهبرد خود برای ادامه عملیات را تغییر داد.[۲۶] فن براوخیچ توصیه کرد گروه زرهی ۱ بلافاصله به سمت جنوب چرخش کند تا ضمن محاصره نیروهای دشمن در منطقه‌ای کوچک، یک دیوار دفاعی در غرب کیف ایجاد گردد. با این حال هیتلر ترجیح می‌داد ابتدا کیف تصرف شود و سپس به کمک گروه ارتش مرکز تهاجمی برای محاصره دشمن در ناحیه‌ای بزرگ‌تر تا رود دنیپر آغاز گردد. با اشاره به مشکلات تدارکاتی چنین عملیاتی، فن براوخیچ پیشنهاد نمود پس از اجرای موفق محاصره کوچک، در مرحله بعدی اقدام به محاصره بزرگ‌تر گردد.[۲۷] فرمان شماره ۳۳ پیشوا روز ۱۹ ژوئیه ضمن انتقاد از عملکرد جناح شمالی گروه ارتش جنوب در مقابل ارتش پنجم شوروی، به منظور بازیابی تمرکز و تبیین دقیق اولیت اهداف، نیروهای آلمانی را موظف ساخت «از گریز مقادیر زیادی از قوای دشمن با گذر از رود دنیپر به عمق خاک روسیه جلوگیری کنند و آن‌ها را منهدم نمایند». بر این مبنا گروه ارتش جنوب می‌بایست با تهاجم متمرکز ارتش‌های ششم و دوازدهم شوروی را از بین می‌برد و جناح چپ آن با همکاری جناح راست گروه ارتش مرکز ارتش پنجم شوروی را منهدم می‌نمود. بدین ترتیب گروه ارتش مرکز صرفاً با پیاده‌نظام خود حرکت به سوی مسکو را ادامه می‌داد.[۲۸] بر این اساس گروه زرهی ۱ می‌بایست در دفاع ارتش سرخ که محور پیشروی آلمانی‌ها را در جهت وینیتسا و کوروستن سد کرده بود، رخنه می‌نمود و ارتش یازدهم ورماخت با پیوستن به تهاجم، به منظور یاری به گروه زرهی ۱، به سمت وینیتسا در شمال شرقی پیش می‌رفت. این تحرکات راه را برای به محاصره درآوردن نیروهای ارتش سرخ در جنوب غربی بردیچیف هموار می‌ساخت.[۲۷]

در مقابل چنین اقداماتی، استاوکا روز ۲۳ ژوئیه جبهه مرکزی به فرماندهی ارتشبد فئودور کوزنتسوف را مشتکل از ارتش‌های به شدت تضعیف‌شده سیزدهم و بیست و یکم جهت محافظت از ناحیه گومل و رود سوژ شکل داد. با این وجود این نیرو به زحمت می‌توانست قادر به چنین کاری باشد. از این رو ژوکوف توصیه کرد سه ارتش دیگر و مقادیر بیشتری توپخانه به این جبهه اختصاص یابد و ژنرال واتونین به عنوان افسری پر انرژی به فرماندهی آن منصوب گردد. استالین با بدبینی ابراز کرد چنین عملی با انتقال نیروها محور حیاتی مسکو را تضعیف خواهد نمود. در پاسخ ژوکوف با رد این مسئله، اعلام کرد امکان انتقال ۹ لشکر کاملاً مجهز از خاور دور در عرض دو هفته جهت تقویت این محور وجود دارد. استالین مجدداً این بار از افتادن خاور دور به دست ژاپنی‌ها ابراز تردید کرد. ژوکوف با نادیده گرفتن این سخن پیشنهاد کرد جبهه جنوب غربی به پشت رود دنیپر عقب کشیده شود. با پرسش استالین از سرنوشت کیف در این صورت، ژوکوف با ذکر دلایل نظامی تشریح کرد که این شهر می‌تواند رها گردد. در مواجهه با این سخن استالین برآشفته شد و با مؤاخذه ژوکوف با لحنی تند و با «بی‌ارزش» خواندن حرف‌های او، ابراز داشت قصد دارد کیف را همانند لنینگراد به هر قیمت که شده حفظ کند. در طرف مقابل ژوکوف نیز با پرخاش به استالین گفت که اگر تصور می‌کند رئیس ستاد کل «مزخرف» می‌گوید، درخواست می‌کند او را عزل کرده و به خط مقدم بفرستد. استالین که قصد عقب‌نشینی نداشت با این درخواست موافق کرد و بوریس شاپوشنیکوف را جایگزین او در ریاست ستاد کل و او را به فرماندهی جبهه ذخیره منصوب ساخت.[۲۹]

روز ۲۸ ژوئیه استاوکا به جبهه‌های جنوب غربی و جنوبی شوروی فرمان داد در یک عملیات مشترک اقدامات تهاجمی دشمن را با اختلال مواجه سازند و اجازه رسیدن آن به رود دنیپر را ندهند. جبهه جنوب غربی می‌بایست نیروهای خود را سازمان‌دهی مجدد می‌نمود و آماده تهاجم به سمت رادومیشل و ژیتومیر می‌شد تا به جبهه جنوبی متصل گردد.[۳۰] در مواجهه با شمار بالای نیروهای دشمن و مشکلات تدارکاتی، فرمان شماره ۳۴ پیشوا در ۳۰ ژوئیه از گروه ارتش مرکز خواست ضمن اتخاذ حالت تدافعی در بهترین مواضع همراه با عملیات‌های تهاجمی محدود، در سریع‌ترین زمان ممکن دو گروه زرهی خود را برای بازسازی و تسلیح مجدد به منظور انتقال به جناحین از خط مقدم عقب بکشد. در بستر آگاهی یافتن آلمانی‌ها از مقیاس حقیقی جنگ، هدف از چنین فرامینی در متوقف ساختن گروه ارتش مرکز، به جهت افزایش مقاومت دشمن در محور مسکو، تمرکز بر لنینگراد در شمال و کیف و اوکراین در جنوب بود.[۳۱]

با وجود مقاومت سرسختانه نیروهای ارتش سرخ و بارندگی شدید غیر منتظره، ارتش هفدهم ورماخت موفق به رخنه در ناحیه وینیتسا گشت و ارتش یازدهم آن تا رود دنیستر پیش رفت. برخی عناصر آلمانی خود را به کیشینف رساندند تا تهاجم رومانیایی‌ها به سمت [[اودسا آغاز گردد. نیروهای شوروی ضمن اجرای اقدامات تاخیر آفرین، سعی در اجتناب از گرفتاری در محاصره مهاجمان داشتند. فن براوخیچ، فن روندشتت و هالدر به توافق رسیدند که گروه زرهی ۱ در ناحیه وسیع‌تری دشمن را به محاصره درآورد. شرایط میدان‌های نبرد، سبب گشت گروه زرهی ۱ موظف به رساندن خود به رود دنیپر و ایجاد گذرگاهی بر آن در جنوب کیف شود.[۳۲] با تکمیل محاصره اومان توسط آلمانی‌ها در ۴ اوت و گرفتار شدن ارتش‌های ششم و دوازدهم شوروی در آن، فرمان پیشین استاوکا زائد به نظر می‌رسید تا ارتش پنجم جبهه جنوب غربی شوروی با دریافت سپاه ۱ هوابرد، سپاه‌های ۱۵ و ۳۱ تفنگ‌دار و سپاه‌های ۹ و ۲۲ مکانیزه از همان روز به تنهایی دست به تهاجم بزند. ضد حمله ارتش پنجم شوروی با دست‌آوردهای ناچیز و تحمل تلفات سنگین روز ۸ اوت متوقف شد و این ارتش به سمت کیف عقب نشست.[۳۰]

با آغاز اجرای فرمان شماره ۳۴ از روز ۶ اوت توسط گروه ارتش مرکز، نیروهای ارتش دوم و سپاه ۲۴ موتوریزه گروه زرهی ۲ با گذر از رود سوژ، به سمت گومل در جانب جنوب یورش بردند. نیروهای گودریان با پس زدن ارتش بیست و یکم شوروی به سمت جنوب، نیروهای دشمن را در معرض ایجاد یک شکاف بین قوای جهبه جنوب غربی در حوالی کیف و یگان‌های جبهه غربی و جبهه ذخیره در شرق اسمولنسک قرار دادند. استاوکا کوشید ۱۴ اوت با تشکیل جبهه بریانسک تحت امر سپهبد یریومنکو با ارتش‌های سوم و سیزدهم و ارتش تازه‌ایجاد شده پنجاهم به منظور پر کردن فضای بین جبهه غربی و جبهه ذخیره در شرق اسمولنسک و جبهه ضعیف مرکزی، جلوی آلمانی‌ها را بگیرد. به هر صورت تا ۱۸ اوت نیروهای زرهی گودریان و پیاده‌نظام نظام ارتش دوم ورماخت پوچپ را تصرف کرده و خود را به حومه گومل و استارودوب رساندند تا موجب خطر گسسته شدن اتصال ارتش سیزدهم و بیست و یکم شوروی و رخنه در بین جبهه مرکزی و ذخیره ارتش سرخ شوند. روز ۲۱ اوت هیلتر فرمان به چرخش تمامی یگان‌های ارتش دوم و گروه زرهی ۲ به سمت جنوب در عمق اوکراین داد. گروه زرهی ۲ حرکت خود را ۲۵ اوت آغاز کرد و با تهاجم از طریق گومل و استارودوب به جبهه مرکزی شوروی، آن را با آشفتگی به سمت رود دسنا عقب راند.[۳۳]

ضد حمله جبهه بریانسک

همان روز استاوکا به جبهه غربی به فرماندهی ارتشبد تیموشنکو، جبهه ذخیره به فرماندهی ژنرال ژوکوف و جبهه بریانسک به فرماندهی ارتشبد یریومنکو فرمان به اجرای ضد حملات متمرکز در محور اسمولنسک-یلنیا-نووزیبکوف جهت دفع تهاجم گودریان و در عمل مقابله با کل گروه ارتش مرکز داد. بر این اساس جبهه بریانسک موظف شد با اجرای یورش مستقیم، قوای گروه زرهی ۲ ورماخت را شکست داده و دفاع مستحکم شمال کیف را بازیابی کند. این عمل می‌بایستی در خط مقدمی بسیار فراخ از ژوکوفکا در شمال تا یامپول در جنوب صورت می‌گرفت. روز ۲۶ اوت استاوکا از جبهه بریانسک خواست نیروهای گودریان را در استارودوب به محاصره درآورده و منهدم و جناحین ارتش‌های سیزدهم و بیست و یکم را به یکدیگر نزدیک کند. چنین دستوری درحالی صادر می‌شد که تشکیل جبهه بریانسک هنوز تکمیل نشده بود و اجرای آن سبب کاربرد تکه‌تکه قوای ارتش سرخ می‌گردید. به هر صورت استاوکا بر ادامه این ضد حملات بی‌ثمر اصرار داشت.[۳۴]

روز ۲۶ اوت لشکر سوم زرهی ورماخت موفق شد گذرگاهی بر رود دسنا در نووگورود نورسکی به دست آورد.[۳۵] پس از شکست ضد حمله نخست جبهه بریانسک، روز ۲۸ اوت استاوکا فرمان به تهاجم گسترده هوایی ۴۵۰ هواگرد جبهه بریانسک با حداقل ۱۰۰ بمب‌افکن دی‌بی-۳ از سحرگاه یک یا دو روز بعد علیه تانک‌های دشمن داد. با وجود اجرای طبق برنامه این عملیات، حملات هوایی تقریباً هیچ تأثیری بر پیشروی گودریان نگذاشت. با بی‌نتیجه بودن این عملیات، دو روز بعد استاوکا مجدداً جبهه بریانسک را این بار با تمامی نیروهایش موظف به ضد حمله دیگری به سمت روسلافل و استارودوب و انهدام نیروهای گودریان در پوچپ، نووگورودنووگورود-سورسکی و نووژیبکوف و متعاقباً پیشروی بیشتر تا دستیابی به خط پتروویچی-کلیموویچی-شچورس تا روز ۱۵ سپتامبر کرد. کاملاً مشخص بود که چنین عملیاتی بسیار فرا تر از توان این جبهه با نیروهایی بی‌تجربه و کمبود شدید در زمینه کادر ستادی و فرماندهی، است. با این حال یریومنکو فرمان به شروع ضد حمله از ۲ سپتامبر داد. دو گروه شوک جبهه بریانسک می‌بایست در دو محور با فاصله ۱۴۰ کیلومتر به عملیات می‌پرداختند. با توجه به شرایط مشوش عملیاتی، سازماندهی مجدد نیروهای جبهه بریانسک با مشکلات عدیده تدارکاتی مواجه گشت که تا هنگام آغاز عملیات مرتفع نگردید. از این رو یریومنکو خواهان به تعویق افتادن ضد حمله تا ۳ سپتامبر شد که با آن موافقت گشت. با این حال با فشار استاوکا یریومنکو مجددا وادار شد حمله را از ۲ سپتامبر آغاز کند. پس از دو ساعت گلوله‌باران توپخانه، هر دو گروه شوک مستیقما نیروهای جلودار گودریان را مورد هجوم قرار دادند. پشتیبانی هوایی ناکافی، حملات ناهماهنگ و عوامل دیگر موجب شد از همان ابتدا ضد حمله جبهه بریانسک با شکست مواجه گردد.[۳۶]

یورش گودریان جبهه بریانسک را کنار زده و اواخر روز ۲ سپتامبر لشکر صد و هشتم تانک شوروی در وضعیت نیمه محاصره قرار داد و ضربه سختی به لشکر چهارم سواره‌نظام آن وارد آورد. تا روز ۶ سپتامبر نیروهای متحرک جهبه بریانسک در محاصره بودند و برای نجات خود می‌جنگیدند. استالین با انقاد شدید از او، به یریومنکو اجازه داد در صورت امکان این نیروها را از محاصره بیرون بکشد و بدین منظور حتی در آب‌وهوای بد از هواگردهای خود استفاده نماید. در این زمان از مجموع توان لشکر صد و هشتم تانک شوروی تنها ۱۶ تانک و ۵ خودروی زرهی و از توان تیپ ۱۴۱ تانک همراه آن تنها ۳۸ تانک باقی مانده بود. تمامی اقدامات یریومنکو در این جهت از جمله به کارگیری از یگان‌های سد کننده مسیر که بر روی نیروهای خودی که بدون مجوز عقب‌نشینی می‌کردند آتش می‌گشودند، نیز به نتیجه‌ای نرسید.[۳۷]

محاصره

تانک‌های گودریان ۱۰ سپتامبر از روز دسنا عبور کردند و به پیشروی در عمق اراضی پشت خط مقدم دشمن به سمت رومنی ادامه دادند. این حرکت عرض شکاف بین جبهه بریانسک و جبهه مرکزی شوروی را به ۶۰ کیلومتر رساند. در این شرایط استاوکا ۱۲ سپتامبر با انتقال یگان‌های تانک از ارتش پنجاهم به ارتش سیزدهم، در فرمانی خوش‌باورانه، با تغییر برنامه تهاجم جبهه بریانسک، یریومنکو را موظف ساخت تهاجم خود در طول محور روسلافل را متوقف کند و با سازمان مجدد نیروها، جناح چپ گودریان را یک بار دیگر هدف بگیرد تا حداکثر تا ۱۸ سپتامبر شکاف ایجاد شده را پوشش داده و به یگان‌های جبهه جنوب غربی متصل گردد. جهت تشویق یریومنکو، استاوکا او را به درجه ارتشبدی ترفیع و مقداری نیروی کمکی به جبهه مضمحل‌شده بریانسک اختصاص داد. این تهمیدات بسیار دیر صورت گرفت تا در نهایت با اتصال سرنیزه‌های زرهی دو گروه زرهی ۱ و ۲ در نزدیکی لوچویتسا، حلقه محاصره در روز ۱۵ سپتامبر تکمیل شود و ارتش بیست و یکم و تمامی نیروهای جبهه جنوب غربی شوروی داخل آن گرفتار گردند.[۳۸]

پیامد

با پاکسازی این منطقه تا پایان ماه سپتامبر هر چهار ارتش شوروی منهدم شدند و حدود ۶۶۵ هزار نفر از نیروهای ارتش سرخ به اسارت گرفته شده و ۸۲۴ تانک، ۴۱۸ توپ ضد تانک و ۳ هزار قطعه توپخانه منهدم گشتند. پیروزی در کیف یکی از پیش‌شرط‌های پیشروی گروه ارتش مرکز به حساب می‌آمد تا فرماندهی عالی نیروی زمینی و فرماندهی عالی ورماخت با برگرداندن تمرکز خود به بخش مرکزی جبهه، تهاجم در آن را از سربگیرند.[۳۵] ضد حملات جبهه بریانسک شوروی در جهت جلوگیری از این فجایع ثمره‌ای حاصل نکرد و موجب از دست رفتن حدود صد هزار نفر و ۱۴۰ تانک این جبهه از مجموع قریب به ۲۶۰ هزار نفر و ۲۶۰ تانک آن شد. پس از این شکست‌ها جبهه بریانسک در وضعیت آشفته‌ای بود و کمتر از سه هفته بعد که تهاجم متمرکز ورماخت به سمت مسکو آغاز شد تنها ۲۰۰ هزار در مواجهه با آن در اختیار داشت.[۳۹]

پانویس

  1. Kamenir 2009, p. ۳–۴.
  2. Kirchubel 2013, p. ۵۲ & ۵۰.
  3. Anderson, Clark & Walsh 2001, p. ۱۶.
  4. Kirchubel 2013, p. ۵۸–۵۹.
  5. Glantz 2001, p. ۴۷.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Clark 2001, p. ۴۸.
  7. Kirchubel 2013, p. ۵۱.
  8. Kamenir 2009, p. ۴.
  9. Stahel 2012, p. ۶۷–۶۹.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ Cumins 2011, p. ۲۴.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ Stahel 2012, p. ۶۹.
  12. Fugate 1984, p. ۱۰۳.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Mitcham 2008, p. ۴۶۱.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Glantz 2001, p. ۵۰.
  15. Glantz 1998, p. ۴۴.
  16. Glantz 2001, p. ۵۱–۵۲.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Glantz 2001, p. ۵۲.
  18. Glantz 1999, p. ۴۴ & ۴۷.
  19. Cumins 2011, p. ۲۵.
  20. Glantz 2001, p. ۵۳.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Glantz 1999, p. ۴۷.
  22. Murray & Millet 2001, p. ۱۲۴.
  23. Stahel 2012, p. ۷۷.
  24. Stahel 2012, p. ۷۷–۸۰.
  25. Clark 2001, p. ۶۹.
  26. Glantz 2001, p. ۸۳.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ US Army 1952, p. ۴۶.
  28. Clark 2001, p. ۶۹–۷۰.
  29. Stahel 2012, p. ۱۰۰.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Glantz 1999, p. ۷۱.
  31. Glantz 2001, p. ۸۳–۸۴.
  32. US Army 1952, p. ۴۸.
  33. Glantz 2001, p. ۸۵–۸۶.
  34. Glantz 2001, p. ۸۶–۸۷ & ۹۰–۹۱.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ Murray & Millet 2001, p. ۱۳۰.
  36. Glantz 2001, p. ۹۱–۹۳.
  37. Glantz 2001, p. ۹۳–۹۴.
  38. Glantz 2001, p. ۹۴.
  39. Glantz 2001, p. ۹۵.

منابع

  • Anderson, Duncan; Clark, Lloyd; Walsh, Stephen (2001). The Eastern Front. MBI Publishing Company. ISBN 0-7603-0923-X.
  • Glantz, David (2001). Barbarossa: Hitler's Invasion of Russia 1941. Tempus Publishing Inc. ISBN 978-0-7524-1979-4.
  • Kamenir, Victor J. (2009). The Bloody Triangle: The Defeat of Soviet Armor in the Ukraine, June 1941. Zenith Press. ISBN 978-0-7603-3434-8.
  • Kirchubel, Robert (2013). Operation Barbarossa: The German Invasion of Soviet Russia. Osprey Publishing. ISBN 978-1-78200-408-0.