گروه ارتش مرکز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گروه ارتش مرکزی
Heeresgruppe Mitte
X
فعال۱۹۴۱–۴۵
برچیدگی۲۵ ژانویه ۱۹۴۵
کشور آلمان
رستهنیروی زمینی
اندازهگروه ارتش
نبردهاجنگ جهانی دوم
فرماندهان
فرماندهان برجستهفدر فون بک

گروه ارتش مرکز (به آلمانی: Heeresgruppe Mitte) نام دو گروه ارتش مجزا در نیروی زمینی آلمان در دوره رایش سوم بود که در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم به نبرد پرداختند.

تشکیل

گروه ارتش مرکز برای نخستین بار در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱ با تغییر نام گروه ارتش ب، به عنوان یکی از سه گروه ارتش ورماخت در عملیات بارباروسا، تشکیل شد.[۱]

تاریخچه عملیاتی

شوروی

در ابتدای تهاجم به شوروی، گروه ارتش مرکز به فرماندهی فیلد مارشال فدر فن بک، شامل دو ارتش چهارم و نهم تحت فرماندهی فیلدمارشال گونتر فن کلوگه و ارتشبد آدولف اشتراوس و دو گروه زرهی ۲ و ۳ به فرماندهی ارتشبد هاینتس گودریان و ارتشبد هرمان هوت می‌شد. ارتش دوم به فرماندهی ارتشبد ماکسیمیلیان فن وایخس نیز در جایگاه ذخیره فرماندهی عالی نیروی زمینی پشت سر گروه ارتش مرکز قرار داشت. این گروه ارتش همچنین از پشتیبانی هوایی ۱۵۰۰ هواگرد (بیش نیمی از ۲۷۷۰ هواگرد اختصاص یافته به کل عملیات) ناوگان دوم هوایی لوفت‌وافه نیز برخوردار بود.[۲]

محاصره بیاویستوک-مینسک

گروه ارتش مرکز با آغاز عملیات بارباروسا در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱، به دنبال کشیدن دیواری مستحکم به دور مناطق بین بیاویستوک و مینسک بود. گروه زرهی ۳ در جناح شمال در روز نخست موفق شد هر چهار گذرگاه بر روی رودخانه نمان در منطقه عملیاتی خود را به شکل تخریب نشده تصرف کند. گروه زرهی ۳ با گذر سریع از رود نمان، امکان پیشروی با سرعت و نزدیک شدن از جانب شمال غربی به مینسک را میافت. شکست ارتش سرخ در حفظ خط دفاعی این رود موجب تصرف سریع ویلنا، پایتخت جمهوری لیتوانی شوروی توسط این گروه زرهی در ساعات اولیه صبح ۲۴ ژوئن شد.[۳] همین روز گروه زرهی ۳ از محدود شدن حرکت نیروهایش به یک ستون به جهت شرایط وخیم راه‌ها و کاهش سرعت کل نیروها به سرعت آهسته‌ترین خودروها خبر داد.[۴]

در جناح جنوب، گروه زرهی ۲ با گذر از رود بوگ، از کنار قلعه برست-لیتوفسک عبور کرد.[۵] در همین حال، راه‌های پیش روی برخی یگان‌های این گروه زرهی نیز غیرقابل عبور گزارش شدند. این شرایط به اندازه‌ای برای این نیروها تأخیر ایجاد کرد که از مجموع ۸۰ کیلومتر پیشروی تعیین شده برای روز نخست تنها ۱۸ کیلومتر محقق شد.[۶] در ادامه این نیروها اطلاع از کمبود سوخت در یگان‌های پیشین خود داد که حاصل از مشکل عبور خودروهای چرخ‌دار تدارکاتی از بوگ و ترافیک حاصل از آن در جانب غربی این رود بود.[۴]

بیشتر نیروهای ارتش‌های سوم، چهارم و دهم شوروی که در جانب غربی منطقه محدب بیاویستوک متمرکز شده بودند، در بین مسیر پیشروی دو گروه زرهی ۲ و ۳ ورماخت قرار گرفتند. همین مسئله بخشی از دلیل برخورد ضعیف یا عدم برخورد یگان‌های زرهی آلمانی در ساعات اولیه عملیات با نیروهای دشمن بود.[۷]

جهت سلطه بر اراضی بین رودهای دوینا و دنیپر و ناحیه ویتبسک-اورشا، ارتشبد هوت به سپاه‌های ۵۸ و ۳۹ زرهی فرمان تصرف مالاژکنا و ادامه حرکت به سمت گلوبوکو را صادر کرد.[۸] به هر حال، ۲۴ ژوئن فرماندهی گروه ارتش مرکز هوت را از تصمیم براوخیچ[۸] برای چرخش نیروهای زرهی تحت امر او از ویلنا به سمت جنوب و شرق به جانب مینسک به جای حرکت در جهت شمال و شرق مطلع ساخت.[۹] فن بک، فرمانده گروه ارتش مرکز همانند هوت، بستن حلقه محاصره را در مینسک تلف کننده زمان و منجر به عدم حصول یک موفقیت تعیین‌کننده می‌دانست و پیشروی نیروهای هوت به سمت منطقه ویتبسک-پولوتسک را موجب حفظ زمان و جلوگیری از استقرار یک نیروی سازمان یافته شوروی در جانب شرقی دو رود می‌پنداشت.[۴] با این وجود در حقیقت نظر هالدر با عقیده فن بک از منظر پیشروی به سمت ویتبسک-اورشا و در نهایت مسکو تفاوت بنیادی نداشت اما هالدر نیاز بیشتری به حفظ جانب احتیاط دربارهٔ مدیریت منطقه وسیع به محاصره درآمده حوالی مینسک می‌دید.[۹] نهایتاً ۲۵ ژوئن با اعزام سرهنگ رودولف اشمونت، آجودان ارشد نظامی هیتلر به قرارگاه گروه ارتش مرکز و ابلاغ نگرانی پیشوا از گستردگی زیاد محاصره تا مینسک، فن بک با نگرانی از امکان تصمیم برای بستن حلقه محاصره در نوووگرودوک و با تلاش برای بزرگ‌تر کردن محاصره تا جای ممکن به نیروهای زرهی تحت امرش فرمان حرکت به سمت مینسک را داد.[۱۰]

تا این زمان، بزرگترین مشکل در ناحیه ارتش نهم ورماخت پدید آمد بود که در آن سپاه ۲۰ عصر ۲۴ ژوئن در جانب شرقی رود لوسوسنا حوالی گرودنو بدون داشتن توان زرهی از سه جهت زیر حمله تانک‌های ارتش سرخ قرار گرفته بود. روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئن سپاه هوایی ۸ لوفت‌وافه به فرماندهی سپهبد ولفرام فرایهر فن ریشتوفن با پاسخ سریع به درخواست کمک سپاه ۲۰، نقش به سزایی در جلوگیری از وارد آمدن آسیب جدی به جناح راست ارتش نهم بازی کرد.[۹]

حملات به ارتش نهم ورماخت در پی دستور ژنرال دمیتری پاولوف، فرمانده جبهه شمال غربی ارتش سرخ به نیروهایش برای ضد حمله به وقوع پیوست. با نابودی تجهیزات ارتباطی ارتش سرخ در گرودنو توسط بمباران‌های لوفت‌وافه، ادامه ضد حملات هماهنگ برای نیروی‌های پاولوف غیرممکن شد.[۱۱] ضد حملات جبهه غربی شوروی با وجود تحمل خسارات و تلفات سنگین، بی تأثیر شده بود[۶] و آشفتگی حاکم بر نیروهای این جبهه اکثر اقدامات مقابله‌ای توسط آن را محکوم به شکست می‌ساخت.[۱۲]

ضدحمله پاولوف در جهت شمال، مینسک را بدون حفاظت زرهی رها کرد. در نتیجه، رخنه نیروهای هوت در ۲۶ ژوئن به مینسک از جانب مالاژکنا تا حدود زیادی بدون مانع صورت گرفت. پاولوف خیال می‌کرد تانک‌های هوت به جای پیشروی بیشتر به طرف شرق و مالاژکنا، به سمت جنوب و لیدا خواهند چرخید. او حتی به جای آماده‌سازی دفاعی کافی در مینسک، سپاه ۲۱ تفنگدار را از غرب این شهر به لیدا منتقل کرد. با وجود نتایج بد تصمیمات پاولوف در نقاط دیگر، ضد حمله نیروهای مکانیزه او باعث افزایش پهنای شکاف بین نیروهای گروه زرهی ۳ و یگان‌های پیاده‌نظام ارتش نهم ورماخت در پشت سر آن‌ها شد.[۱۱]

روز ۲۷ ژوئن یگان‌هایی از نیروهای گودریان شهر سلوتسک در صد کیلومتری جنوب مینسک را به زیر سلطه خود درآوردند. همزمان نیروهای هوت به ۳۰ کیلومتری شمال مینسک رسیده بودند.[۱۳] روز ۲۸ ژوئن دو گروه زرهی حلقه بیرونی محاصره را در حومه مینسک بستند.[۱۴] به هر صورت محاصره کاملاً موفقیت‌آمیز نبود و پیاده‌نظام نتوانست فاصله خود را با نیروهای زرهی حفظ کند. بدین ترتیب بخش‌هایی از چهار ارتش شوروی قادر شدند به سمت شرق عقب بنشینند.[۱۵] محاصره کوچک‌تر دیگری نیز توسط پیاده‌نظام کلوگه حوالی بیاویستوک ایجاد شده بود.[۱۳] در ادامه مقاومت شدید نیروهای در محاصره باعث ایجاد تأخیر در پیشروی نیروهای زرهی ورماخت شد.[۱۵] تقریباً نیمی از قوای گروه ارتش مرکز درگیر انهدام نیروهای درون محاصره بودند.[۱۶] گزارش ارتش چهارم به فرماندهی عالی نیروی زمینی این مقاومت را نه برای حفظ جان خود بلکه جهت خریدن زمان برای سایر نیروهای شوروی توصیف کرد.[۴]

نهایتاً با پاکسازی مناطق تحت محاصره توسط نیروهای آلمانی، قریب به ۴۸۰۰ دستگاه تانک و ۹۴۰۰ قبضه توپ ارتش سرخ منهدم گشته یا به غنیمت گرفته شد و ۳۴۱ هزار نفر به اسارت درآمدند.[۱۷]

بدین ترتیب نیروهای فن بوک در عرض هجده روز ۶۰۰ کیلومتر پیشروی کردند و خود را دوینای غربی و دنیپر رساندند. آن‌ها همچنین منطقه بلاروس را اشغال و ۴۲۰ هزار نفر به دشمن تلفات وارد آوردند.

نبرد اسمولنسک

برای هماهنگی بیشتر بین نیروهای زرهی و قوای پیاده، دو گروه زرهی ۲ و ۳ به همراه ۲ سپاه دیگر تحت فرمان فیلدمارشال فن کلوگه و ستادش در ارتش چهارم قرار گرفتند تا ارتش چهارم زرهی را شکل دهند. مابقی نیروهای ارتش چهارم به ارتش دوم پیوستند. در ادامه، ارتش دوم که پیش از این به عنوان نیروی ذخیره فرماندهی عالی نیروی زمینی پشت سر گروه ارتش مرکز قرار داشت، به این گروه ارتش ملحق شد و می‌بایست در کنار ارتش نهم جهت، مناطق تحت محاصره بیاویستوک-مینسک را پاکسازی می‌کرد.[۱۵]

روز ۳۰ ژوئن، هالدر به دو گروه زرهی ۲ و ۳ دستور داد هر چه سریع تر ناحیه بین پولوتسک تا روگاچف را پاکسازی کنند. این دستور روز بعد توسط فرماندهی گروه ارتش مرکز به آن‌ها ابلاغ و زمان آغاز آن سوم ژوئیه تعیین گردید. ارتش دوم نیز وظیفه یافت با قرار دادن بیشتر نیروهای خود در جناح جنوبی، با گذر از محور سلوتسک-مینسک به سمت رود دنیپر در محور موگیلف-اورشا پیش برود و از آن عبور کند. ارتش نهم هم می‌بایست از جنوب محور ویتبسک-پولوتسک به سمت رود دوینا یورش می‌برد. مهم‌ترین مأموریت هر دو ارتش تصرف پل خشکی دوینا-دنیپر (اراضی بین دو رودخانه) بین اورشا و ویتبسک بود.[۱۴]

بدی آب و هوا در برخی محدوده‌ها و راه‌های غیرقابل عبور جابه‌جایی نیرو را برای آلمانی‌ها دچار مشکل کرده بود. گروه زرهی ۳ که نیروهایش به تجهیزات غنیمتی فرانسوی مجهز شده بودند، گزارش کرد برخی یگان‌هایش قادر به ادامه رزم نیستند.[۱۸]

پنجم ژوئیه جناح راست گروه زرهی ۲ موفق شد با گذر از رود برزینا بین بابرویسک و باریساو در نزدیکی روگاچف به رود دنیپر برسد. با این حال، روز بعد جناح راست سپاه ۲۴ زرهی این گروه زرهی در جنوب روگاچف وادار به گرفتن موضع دفاعی در مقابل حملات ارتش سرخ از جانب شرقی رود دنیپر شد.[۱۸] همزمان سپاه ۳۹ زرهی هم شمال اورشا زیر ضد حمله سپاه‌های ۶ و ۷ ارتش سرخ با قریب به ۷۰۰ تانک که به فرمان سیمون تیموشنکو صورت می‌گرفت، قرار داشت.[۱۹]

هفتم ژوئیه تلاش نیروهای گودریان در گروه زرهی ۲ با لشکر هفدهم زرهی برای پیشروی از جناح راست توسط نیروهای ارتش سرخ متوقف و زیر ضد حمله دفع شد. در طرف دیگر، گروه زرهی ۳ نیز در جناح چپ خود بین دریسا و پولوتسک حالت تدافعی گرفته و تمام حملاتش را بر ویتبسک در بخش مرکزی متمرکز کرده بود، که به تصرف آن به کمک چهار لشکر در نهم ژوئیه انجامید.[۲۰]

حرکت این دو گروه زرهی در قالب برنامه به محاصره درآوردن مجدد نیروهای دشمن در یک منطقه بزرگ این بار با بستن حلقه محاصره در شرق اسمولنسک و در ادامه پیش‌روی سرنیزه زرهی با هدف مسکو صورت می‌گرفت.[۲۰]

گودریان از هفتم ژوئیه در حال آماده‌سازی برای گذر از دنیپر در ناحیه بین اورشا و ژلوبین بود. اطلاع کلوگه از این آماده‌سازی که نوعی عملیات واگرا نسبت به گروه زرهی ۳ به حساب می‌آمد، موجب اختلاف نظر بین این دو تن شد. نهایتاً کلوگه نهم ژوئیه با این حرکت موافقت نمود. تصمیم کلوگه در هماهنگی با اهداف هیتلر، پس از رسیدن هر دو گروه زرهی به مقاصدشان بنا بر طرح اولیه، آماده بودن گروه زرهی ۳ جهت حرکت به سمت لنینگراد یا مسکو و چرخش گروه زرهی ۲ به سمت جنوب یا جنوب شرقی و همکاری با گروه ارتش جنوب بود. درحالیکه فیلدمارشال فن بوک و فرمانده گروه زرهی ۳ خواهان تمرکز هر دو گروه زرهی بر پل خشکی اسمولنسک به جهت پیشروی به سمت مسکو بودند. در همین حال، هیتلر و ظاهراً هالدر بر این عقیده بودند که با تمام کردن کار نیروهای دشمن در اطراف اسمولنسک، آلمانی‌ها به سادگی خواهند توانست تمامی اراضی تا منطقه ولگای علیا را بدون مقاومت جدی تصاحب کنند.[۲۱]

در نهایت حمله‌ای با استفاده از هر دو گروه زرهی به عنوان سرنیزه به قصد به محاصره درآوردن نیروهای دشمن و شکستن خط مقدم در مثلث اسمولنسک-اورشا-ویتبسک طرح‌ریزی شد. در بخش جنوبی طبق برنامه، رود دنیپر به راحتی پشت سرگذاشته شد و شهرهای موگیلف و اورشا به تصرف درآمدند. سیزدهم ژوئیه گروه زرهی ۲ به شدت از جانب ناحیه گومل مورد حمله قرار گرفت. این حملات با یورش‌هایی در ناحیه موگیلف و اورشا همراه بود. با وجود تحمل خسارات انسانی و تجهیزاتی سنگین، کنترل آلمانی‌ها بر منطقه محدب یلنیا حفظ شد. در نهایت این ضدحملات موجب کاهش قابل توجه سرعت جناح جنوبی گروه زرهی ۲ در به محاصره درآوردن نیروهای ارتش سرخ شد.[۲۲]

در جانب شمال گروه زرهی ۳ پیشروی خود به طرف مسکو را ادامه می‌داد. هدف این نیرو رسیدن به خط برزوفکا-ولیژ-نفل بود. حمله اصلی این گروه زرهی متوجه ارتفاعات بین نفل و اسمولنسک می‌شد. پس از حصول این نتیجه سپاه ۳۹ زرهی دشمن را به سمت ولیژ تعقیب کرد و سپاه ۵۷ زرهی به سمت نفل رفت. دو لشکر سپاه ۳۹ زرهی ۱۳ ژوئیه خود را به دمیدوف و ولیژ رساندند. سپاه ۵۷ زرهی با پیشروی از گذرگاه دریسا به نفل دست یافت و به حرکت خود را به سمت ولیکیه لوکی ادامه داد.[۲۳]

سیزدهم ژوئیه هوت می‌بایست پیشروی گروه زرهی ۳ به سمت شرق را که موجب انحراف نیروهایش از هدف اصلی تهاجمی گروه ارتش مرکز می‌شد متوقف و سپاه ۳۹ زرهی را به محاصره اسمولنسک از جانب شمال مترکز می‌ساخت. به هر حال این انحراف با نظر هیتلر مبنی بر حمایت از تهاجم به لنینگراد با کاهش فشار بر ارتش هجدهم از گروه ارتش شمال مطابقت داشت.[۲۴]

حرکت به جناحین

با فشار هیتلر برای سرعت بخشیدن به عملیات جناحین قوای جبهه شرقی، هالدر پذیرفت به جای حرکت مستقیم به سمت مسکو، دو گروه زرهی گروه ارتش مرکز برای به محاصره درآوردن نیروهای بیشتری از دشمن به جناحین منحرف شوند و پس از انهدام آن‌ها و رو به شرق آورند. با وجود فرمان اولیه برای حرکت به سمت شمال شرقی اسمولنسک، مقرر شد در شمال، راه نیروهایی از قوای دشمن که از برابر جناح راست گروه ارتش شمال عقب می‌نشینند، توسط یگان‌هایی از گروه زرهی ۳ که قادر به پیشروی به سمت ولیکیه لوکی و خولم هستند، سد شود. در جنوب نیز بخشی از نیروهای گروه زرهی ۲ می‌بایست به سمت روسلافل گسیل می‌شدند. این فرامین ۲۳ ژوئیه توسط هالدر به رئیس ستاد کل گروه ارتش مرکز ابلاغ شد. این فرامین که موجب تقسیم شدن گروه‌های زرهی او می‌شد، اعتراض فن بوک را برانگیخت. چرا که او معتقد بود نتیجه پیشروی به سمت مسکو بسیار سودمند خواهد بود اما لازمه آن استفاده از تمامی نیروهای در دسترس است.[۲۴]

فرماندهان

Balkenkreuz.svg فرماندهان[۱] Balkenkreuz.svg
تصویر نام درجه آغاز فرماندهی پایان فرماندهی
Bundesarchiv Bild 146-1977-120-11, Fedor von Bock.jpg
فدر فن بک فیلدمارشال WMacht H OF10 GenFeldmarschall h 1945.jpg ۲۷ مه ۱۹۴۱ ۱۹ دسامبر ۱۹۴۱
Bundesarchiv Bild 146-1973-139-14, Günther v. Kluge.jpg
گونتر فن کلوگه فیلدمارشال WMacht H OF10 GenFeldmarschall h 1945.jpg ۱۹ دسامبر ۱۹۴۱ ۲۸ اکتبر ۱۹۴۳
Ernst Bernhard Wilhelm Busch.jpg
ارنست بوش فیلدمارشال WMacht H OF9 GenOberst h 1935-1945.svg ۲۹ اکتبر ۱۹۴۳ ۲۸ ژوئن ۱۹۴۴
Walther Model on the front.jpg
والتر مدل فیلدمارشال WMacht H OF8 GenWaGtg h 1935-1945.svg ۲۸ ژوئن ۱۹۴۴ ۱۶ اوت ۱۹۴۴
BUNDESARCHIV, Georg-Hans Reinhardt 1.jpg
گئورگ-هانس راینهارت ارتشبد WMacht H OF8 GenWaGtg h 1935-1945.svg ۱۶ اوت ۱۹۴۴ ۲۶ ژانویه ۱۹۴۵
Flag of the NSDAP (1920–1945).svg Flag of the NSDAP (1920–1945).svg

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ McCroden & Nutter 2019, p. 434.
  2. Glantz 2010, p. 29.
  3. Fugate 1984, p. 103–104.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ Stahel 2009, p. 158.
  5. Klink 1998, p. 526.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Stahel 2009, p. 156.
  7. Stahel 2009, p. 153.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Fugate 1984, p. 104.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Fugate 1984, p. 106.
  10. Stahel 2009, p. 162.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ Fugate 1984, p. 107.
  12. Stahel 2009, p. 165.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Fritz 2011, p. 86.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Klink 1998, p. 530.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ Klink 1998, p. 527.
  16. Fritz 2011, p. 87.
  17. Tucker-jones 2017, p. 57.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ Klink 1998, p. 531.
  19. Tucker-jones 2017, p. 62.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Klink 1998, p. 532.
  21. Klink 1998, p. 533–534.
  22. Klink 1998, p. 534.
  23. Klink 1998, p. 534–535.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ Klink 1998, p. 535.

منابع

  • Fritz, Stephen G. (2011). Ostkrieg: Hitler’s War of Extermination in the East. The University Press Of Kentucky. ISBN 978-0-8131-3417-8.
  • Fugate, Bryan (1984). Operation Barbarossa: Strategy and Tactics on the Eastern Front, 1941. Presidio Press. ISBN 0-89141-197-6.
  • Klink, Ernst (1998). Germany and the Second World War: The Attack on the Soviet Union. Oxford University Press. ISBN 0-19-822886-4.
  • McCroden, William T.; Nutter, Thomas E. (2019). German ground forces of World War II: Complete Orders of Battle for Army Groups. Savas Beatie. ISBN 978-1-61121-109-2.
  • Stahel, David (2009). Operation Barbarossa and Germany’s Defeat in the East. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-76847-4.
  • Tucker-jones, Anthony (2017). Slaughter on the Eastern Front: Hitler and Stalin's War 1941-1945. The history press. ISBN 978-0-7509-6770-9.