احمدشاه درانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
احمدشاه درانی
پادشاه افغان
200px
احمدشاه درانی
دوران سلسله درانی ۱۷۷۳-۱۷۴۷
تاجگذاری قریه شینه ولسوالی بگرامی
لقب(ها) بابای بزرگ
زادروز حدود ۱۷۲۳ م
زادگاه هرات
مرگ ۱۷۷۳ م
محل مرگ قندهار، افغانستان
آرامگاه قلای سالو
پیش از تیمورشاه
پس از نادرشاه افشار
کاخ قلعه کلوخک
دودمان سلسله درانی
دین اسلام

احمد خان اَبدالی (۱۱۰۱–۱۱۵۱هجری خورشیدی) که پسان‌ها پس از بقدرت رسیدن قدرت، تخلص درانی به خود داد و ممکن با لقب در دوران و یا استعاره آلماس و زر و سیم به احمد شاه درانی مشهور شد. وی در سال ۱۷۲۲ میلادی برابر به ۱۱۳۴ هجری قمری برابر به ۱۱۰۱ هجری خورشیدی در شهر هرات خراسان بزرگ آنزمان امروز درحدود افغانستان کنونی به دنیا آمد. در سال تولد اش پدراش زمان خان فوت نمود. خانواده پدری اش ازقوم سدوزائی - شاخه پوپلزائی - از قبیله‌های پشتون ملتان هند و ایران می‌آیند که امروز پس از سال ۱۹۴۸ م مربوط استان خیبر پختونخوا پاکستان می‌باشد. مادر اش به قول تاریخ نویسان پشتون از قوم الیکوزی شاخه باریکزی و در ارغنداب کندهار زندگی می‌کرد. دانشنامه برتانیه هم در پیرامون زادگاه‌های شاننظرات گوناگون باز تاب نموده است.[۱] وی در جوانی توسط شاه حسین خلجی، حکمران قندهار زندانی شد ولی پس از آنکه نادرشاه افشار در سال ۱۷۳۶ میلادی، قندهار را تصرف کرد، به خدمت نادرشاه درآمد و پس از مدتی فرمانده یکی از لشکرهای نادرشاه شد.

پادشاهی بر خراسان[ویرایش]

پس از قتل نادر «در سال ۱۷۴۷ میلادی برابر به ۱۰۵۹ هجری قمری برابر به ۱۱۲۶ هجری خورشیدی دولتی در خراسان پدید آورد»[۲] هدف وی از اعلان پادشاهی همانند دیگر مدعیان نظیر علیقلی خان برادر زادهٔ نادر سلطنت بر ایران بود. .[۳] بعدها قلمرو پادشاهی وی افغانستان نام گرفت.[۲]

الماس کوه نور پس از قتل نادرشاه به دست وی افتاد.

تشابه اسمی دو طایفه درانی در کرمان و افغانستان، این احتمال را به وجود آورده است که ریشه قومی مشترکی داشته باشند.

ﺍحمدشاه بابا و تحکیم دولت مرکزی[ویرایش]

{{موقعیکه ﺍحمدخان ﺍبدﺍلی برﺍی تحکیم یک دولت مرکزی ﺍقدﺍم نمود، در ﺍفغانستان شرﺍیط زیر حکمفرما بود: ﺍستیلا و تجزیﺔ ﺍفغانستان توسط قوﺍی ﺍجنبی، عدم موجودیت حکومت مرکزی، رکود ﺍقتصاد، ﺍوضاع نابسامان ﺍجتماعی و تحوﻻت سیاسی در دول مجاور زمینﺔ تشکیل یک حکومت مرکزی رﺍ در ﺍفغانستان مهیا ساخته بود. بعد ﺍز کشته شدن نادر ﺍفشار در ﺍردوی بزرگ ﺍو بی نظمی رونما گردید. به چهارً ناگفته نماند که یک بخش ﺍردوی نادر ﺍفشار رﺍ قشون ﺍفغانی تشکیل میدﺍد، تعدﺍد ﺁنها تقریباً هزﺍر غلجایی و دوﺍزده هزﺍر سدوزﺍئی و ﺍزبک می‌رسید و نظر به پیشنهاد قوماندﺍن عمومی نور محمد نور محمد خان ﺍز سرﺍنً خان غلجایی و ﺍحمد خان ﺍبدﺍلی قطعات ﺍفغانی به قندهار سوق دﺍده شدند. بعدﺍ غلجایی، ﺍزبک، ﺍبدﺍلی و هزﺍره خوﺍ‌هان تشکیل یک جرگه قومی گردید تا یک تن ﺍز ﺍعضای جرگه به حیث زعیم یا پادشاه تعیین گردد و برﺍی ﺍدﺍرﺓ ﺍمور ﺍفغانستان حکومت رﺍ تشکیل بدهد که تشکیل همچو جرگﺔ مورد قبول تمام سرﺍن ﺍقوﺍم گردید. جرگﺔ مزﺍر شیر سرخ در قلعﺔ نظامی نادر ﺁباد در قندهار منعقد گردید و برﺍی مدت نه یوم ﺍدﺍمه پیدﺍ کرد ﺍعضای جرگه به یک فیصلﺔ نهایی نمی‌رسیدند، زیرﺍ هر خان، مقتدر خوﺍ‌هان سلطنت بود و تنها کسیکه درین جرگه خاموشی ﺍختیار نموده بود، ﺍحمدخان ﺍبدﺍلی بود زیرﺍ ﺍحمدخان تعلق به قبیلﺔ سدوزﺍیی دﺍشت که ﺍز لحاظ کمیت نسبت به دیگر قبایل کوچکتر بود باﻻخره در روز نهم، ﺍعضای جرگه چنین فیصله نمودند که یکی ﺍز ﺍعضای جرگه رﺍ به حیث حکم ﺍنتخاب نمایند. شخص مذکور یک مرد روحانی بوده که به هیچ قبیله تعلق ندﺍشت و حتی باشنده قندهار هم نبود. ﺍو همان صابر شاه کابلی پسر متصوف معروف» ﻻیخوﺍر «بود که همه مردم قندهار به ﺍو ﺍرﺍدت و ﺍعتماد دﺍشتند و ﺍین صوفی سیاستمدﺍر ﺍز جا برخوﺍسته ﺍحمد خان ﺍبدﺍلی رﺍ معرفی نمود و چند خوشه گندم رﺍ عوض تاج شاهی در عمامﺔ ﺍو نصب کرد. خان‌های بزرگ ناگزیر به ﺍحمدشاه بابا بیعت کردند ﺍو رﺍ بحیث پادشاه ﺍفغانستان قبولن مودند. ﺍحمدخان پسر زمان خان ﺍبدﺍلی و نوﺍسﺔ دولت خان سدوزﺍیی بود. مادر ﺍحمدخان ﺍبدﺍلی زرغونه ۱۷۲۲خوﺍ‌هر عبدﺍلغنی خان ﺍلکوزی وﺍلی سابق قندهار در زمان نادر ﺍفشار بود ﺍحمدخان ﺍبدﺍلی در سال میلادی در وﻻیت هرﺍت متولد گردید گرچه در محل تولد ﺍحمد شاه بابا بنا بر قول رﺍجع ﺍختلاف نظر وجود دﺍرد، یک تعدﺍد مﺅرخین محل تولد ﺍحمدشاه ﺍبدﺍلی رﺍ هرﺍت و تعدﺍد دیگر ملتان گویند، زیرﺍ ﺍز مدت‌ها بدینسو منزلی در ملتان موجود ﺍست که سدوزﺍیان ﺁنرﺍ زﺍدگاه ﺍحمدشاه ﺍبدﺍلی می پندﺍرند. ﺍحمدخان ﺍبدﺍلی در دوره جوﺍنی شامل ﺍردوی نادر ﺍفشار گردید به زودی لیاقت و کفایت ﺍو برﺍی نادر ﺍفشار ثابت شد ﺍو رﺍ به حیث قوماندﺍن قطعات ﺍبدﺍلی و ﺍزبک تعیین نمود. بعد ﺍز کشته شدن نادر ﺍفشار ﺍوضاع ﺍیرﺍن به بی نظمی گرﺍیید، در شمال دولت جنیدی رو به ﺍنحطاط گذﺍشت و در هند دولت مرهته به رهبری» سیوﺍجی «رویکار ﺁمد و بعد ﺍز مرگ ﺍورنگزیب دولت بابری هند قادر نبود در ﺍمور دﺍخلی ﺍفغانستان مدﺍخله نماید. تحوﻻت مذکور باعث شد تا برﺍی ﺍحمدشاه بابا ﺍطمینان و خاطرجمعی به بار ﺁورد. ﺍو توﺍنست ﺍزین شرﺍیط برﺍی تشکیل یک دولت و ﺍعادﺓ سرزمین‌های ﺍز دست رفته ﺍفغانستان ﺍستفاده ﺍعظمی نماید. ﺍحمدشاه بابا میدﺍنست که ملاکین و رﺅسای قبایل بخاطر حفظ منافع خویش، جهت تحکیم یک دولت با ثبات مشکلات رﺍ برﺍی موصوف بابا به بار خوﺍ‌هند ﺁورد. برﺍی دفع ﺍین مشکل و فایق ﺁمدن بر مشکلات، ﺍیشان رﺍ در ﺍمور دولتی و نظامی شامل، و در جرگه‌ها برﺍیشان عضویت دﺍده و به نظریات ﺍیشان ﺍرج گذﺍشت و در سفرهای نظامی نیز ﺍیشان رﺍ مصروف ساخت. بعد ﺍز ﺁنکه ﺍحمدشاه بابا به سلطنت رسید نکات ذیل رﺍ به مثابﺔ ﺍ‌هدﺍف مهم جهت تشکیل یک نظام باثبات در نظر گرفت: ﺍولین هدف ﺍو بوجود ﺁوردن وحدت ملی و ﺍحیای مجدد دولت مرکزی در ﺍفغانستان بود، هدف دومی ﺍو تﺃمین سرحدﺍت طبیعی ﺍز دریای ﺁمو تا دریای سند شناخته شده بود و سومین هدف خود رﺍ دفاع در مقابل کشورهای همجوﺍر تعیین نموده بود. برﺍی ﺍز بین بردن ﺍختلاف دﺍخلی و ﺍخذ مشورﺓ مردم در ﺍمور دولتی برﺍی نخستین بار یک شورﺍی دﺍیمی تشکیل نمود که یک تعدﺍد ﺍعضای جرگه مزﺍر شیرسرخ نیز شامل ﺁن بودند. برﺍی ﺍدﺍرﺓ بهتر نخست تشکیلات ﺍدﺍری و نظامی رﺍ بوجود ﺁورد، تشکیلات مذکور ﺍقتباسی بود ﺍز تشکیلات میرویس نیکه، ﺍحمد شاه بابا می خوﺍست تا ﺍین کار ناتمام ﺍو رﺍ تکمیل نماید. ﺍحمدشاه بابا در رﺃس تمام تشکیلات ﺍدﺍری، قضایی و نظامی صاحب نظر قاطع بود بدین معنی که شخص پادشاه ﺍدﺍرﺓ تمام ﺍمور رﺍ بدست دﺍشت و هم در سطح مرکز و وﻻیت تشکیلات ﺍدﺍری و نظامی ﺍیجاد نمود. گرچه ﺍحمدشاه بابا در مدت ۶۲ سال سلطنت خود جهت تحکیم حکومت مرکزی، ﺍصلاحات ﺍدﺍری و سفرهای نظامی در دﺍخل و خارج ﺁنقدر مصروف بود که نتوﺍنست جهت ﺍنکشاف ﺍقتصاد، تعلیم و تربیه و فرهنگ توجه خاصی مبذول نماید، ولی با ﺁن هم در زمان سلطنت موصوف بعضی کارها صورت گرفت مانند ﺍعمار شهرهای قندهار، تاشقرغان و ﺍعمار مقبره ﺍش در جوﺍر» خرقﺔ مبارک «که نماینده گی ﺍز سبک معماری ﺁن عصر می‌نماید. ﺍحمدشاه بابا در به عرفان و ثقافت علاقه‌مندی زیادی دﺍشت، یکتعدﺍد کتب در زمان سلطنت ﺍو به رشتﺔ تحریر در ﺁمد مانند: تاریخ ﺍحمدشاهی در دو جلد توسط منشی دربار ﺍو محمود ﺍلحسینی،» توﺍریخ حافظ رحمت خانی «توسط میر محمد فاضل، کتاب طبی» بحرﺍلفوﺍید «توسط قاضی دل محمد ﺍفغان و» خلاصﺔ ﺍﻻنساب «در بارﺓ نسب پ+تون‌ها توسط حافظ رحمت خان ب7ی&. و هم چنان ﺍولین موزیم در شهر قندهار بنام» بیت ﺍلشرف «تﺃسیس گردید. ﺍحمدشاه بابا در قندهار، هرﺍت و پشاور مدﺍرس بزرگی تﺃسیس نمود که مشهورترین ﺁنها مدرسﺔ» جامع کهن قندهار «بود ﺍحمد شاه بابا طبع شعری دﺍشت و دیوﺍن ﺍشعار ﺍو نماینده گی ﺍز علاقه‌مندی وی با تصوف و عرفان می‌نماید.}}

سوقیات نظامی ﺍحمدشاه بابا[ویرایش]

{{ﺍحمدشاه بابا زمانی به قدرت رسید که ﺍفغانستان توسط قوﺍی ﺍجنبی تجزیه و ﺍشغال گردیده بود، فلهذﺍ ﺍحمدشاه بابا برﺍی بدست ﺁوردن مناطق ﺍز دست رفتﺔ کشور و تﺃمین سرحدﺍت طبیعی قبلی به یک سلسله سوقیات و سفرهای نظامی دست زد. درین درس به طور فشرده در مورد سوقیات نظامی ﺍحمدشاه بابا معلومات ﺍرﺍئه می‌گردد}}

سفر اول (۷۴۷۱–۸۴۷۱ میلادی)[ویرایش]

{{خان جهان خان سپهساﻻر ﺍز طریق غزنی، کابل، جلال ﺁباد و پشاور تا سوﺍحل سند رسید. ناصرخان وﺍلی کابل و پشاور که هنوز در قدرت بود میخوﺍست به کمک قشون ﺍیماق و هزﺍره با قوﺍی ﺍفغانی بجنگد، ﺍما قشون ﺍیماق و هزﺍره ﺍز جنگ ﺍمتناع ورزیدند. ﺍحمدشاه بابا نیز بطرف شرق حرکت نمود و در مسیر رﺍه به ﺍستقبال مردم روبرو شد. وﺍلی پنجاب در جنگ با ﺍحمدشاه بابا مقاومت نتوﺍنسته به ﻻ‌هور فرﺍر کرد و ﺍحمدشاه بابا ﻻ‌هور رﺍ ﺍشغال نمود. شهنشاه هند ﺍز پیشروی ﺍفغانها به هرﺍس ﺍفتاد، ﺍحمد شاه مغولی ولیعهد، قمرﺍلدین صدرﺍعظم خود رﺍ با قوﺍی زیاد، به مقابل ﺍفغانها فرستاد و قوﺍی ﺍفغانی تحت ﺁتش توپخانه هندیها قرﺍر گرفت که متحمل تلفات زیاد گردید. ﺍحمدشاه بابا مجبور شد پنجاب رﺍ به» میرمنو «و ملتان رﺍ به زﺍ‌هد خان وﺍگذﺍر شود و خودش برﺍی فرو نشاندن شورشی که توسط لقمان خان برﺍدرزﺍده ﺍش برﺍه ﺍندﺍخته شده بود به قندهار مرﺍجعت نماید.}}

سفر دوم[ویرایش]

{{ﺍحمدشاه بابا در ﺍوﺍیل سال ۹۴۷۱م به هرﺍت سفر کرد. سه نفرﺍز حاکمان نادر ﺍفشار به ﺍحمدشاه بابا تسلیم نگردیده بودند ﺍز جملﺔ ﺁنها درویش خان هزﺍره طرفدﺍری خود رﺍ ﺍز ﺍحمد شاه بابا ﺍعلان نمود، هرﺍت توسط ﺍحمدشاه بابا تسخیر گردید و موصوف درویش خان رﺍ به حیث وﺍلی هرﺍت تعیین کرد. ﺍحمدشاه بابا شاولیخان صدرﺍعظم خود رﺍ حکم نمود تا به مناطق شمال سفر نماید زیرﺍ بعد ﺍز ﺍنحطاط دولت جنیدی مرو، فاریاب، جوزجان، بلخ، خلم، بدخشان و تخارستان خودمختار گردیده بودند. شاولی خان مناطق مذکور رﺍ یکی بعد دیگر به حکومت مرکزی مدغم نمود.}}

سفر سوم[ویرایش]

{{در بهار ۰۵۷۱ م» عباس قلی بیات «در نیشاپور بغاوت نمود، ﺍحمدشاه بابا به نیشاپور سفر کرد ﺍحمدشاه بابا ﺍوً و عباس قلی بیات در برخورد با ﺍردوی ﺍفغانی شکست خورده ﺍسیر گردید، بعدﺍ رﺍ مورد عفو قرﺍر دﺍده و به حیث حاکم نیشاپور مقرر نمود. موقعیکه ﺍحمدشاه بابا به هرﺍت رسید، ًمطلع گردید که میرعلم خزیمه به مشهد حمله نموده» شهرخ نابینا «نوﺍدﺓ نادرﺍفشار رﺍ خلع نموده، بناء ﺍحمدشاه بابا به مشهد برگشت، میرعلم رﺍ مغلوب و ﺍمنی شهرخ رﺍ دوباره تﺃمین نمود.}}

سفر چهارم[ویرایش]

{{تعهد نموده بود تعلل ورزید، ًدر سال)۱۵۷۱ میلادی (میرمنو وﺍلی پنجاب در تﺃدیه مالیاتیکهبه احمد شاه بابا تعهد نموده بود ابا ورزید ﺍحمدشاه بابا نمایندﺓ خود رﺍ نزد ﺍو فرستاد، ﺍما وﺍلی پنجاب ﺍز پردﺍخت مالیات ﺍنکار نمود. ﺍحمدشاه بابا به شرق سفر کرد، میرمنو وﺍلی پنجاب سپهساﻻر» گورﺍمل «رﺍ به مقابل ﺍحمدشاه بابا به جنگ فرستاد. جنگ در محل» شاه دره «وﺍقع شد، گورﺍمل به قتل رسید و لشکر ﺍو شکست خورد. میرمنو عفو خوﺍست و ﺍحمدشاه بابا ﺍو رﺍ عفو و دوباره وﺍلی پنجاب مقرر نمود. میرمنو تعهد سپرد که وﻻیات پنجاب و ملتان یک قسمت ﺍفغانستان خوﺍ‌هدبود. سپس ﺍحمدشاه بابا تعهدنامه مذکور رﺍ توسط نمایندﺓ خود قلندرخان جهت مهر و تأیید، به دربار دهلی فرستاد بدینترتیب) پنجاب، ملتان و سند (متعلق به ﺍفغانستان گردید در ﺍخیر سال ۱۵۷۱ میلادی ﺍحمدشاه بابا سپاهی رﺍ تحت قیادت خوﺍجه عبدﺍﷲ، جهت ﺍلحاق کشمیر، ﺍز طریق» ﺍتک و حسن ﺍبدﺍل «به کشمیر فرستاد تا خوﺍجﺔ کشمیر مناسبات خود رﺍ با دولت هند قطع و ﺍلحاق خود رﺍ با ﺍفغانستان ﺍعلان نماید. }}

سفر پنجم به شرق[ویرایش]

{{میرمنو وﺍلی پنجاب در)۳۵۷۱ م (فوت نمود ﺍحمدشاه بابا به پنجاب سفر کرد و محمدﺍمین پسر نابالغ میرمنو رﺍ به حیث وﺍلی عوض ﺍو تعیین نمود. مادر محمد ﺍمین) بیگم مغلانی (به نیابت پسر خود ﺍمور وﻻیتی رﺍ پیش می‌برد و ﺍین در وقت بود که دربار دهلی ﺁلﺔ دست) عمادﺍلملک غازی ﺍلدین (صدرﺍعظم هند گردیده بود، و غازی ﺍلدین، ﺍحمدشاه، پسر محمدشاه پادشاه هند رﺍ بر کنار ساخت و عوض ﺍو عالمگیر دوم رﺍ بر تخت دهلی نشاند؛ و بیگم مغلانی رﺍ ﺍسیر کرد و وﻻیت پنجاب رﺍ به ﺁدینه بیک سپرد. عالمگیر سپاهی رﺍ تحت قیادت) نجیب ﺍلدوله (وﺍلی سهارنپور به مقابل ﺍحمدشاه فرستاد، ﺍما نجیب ﺍلدوله بدون جنگ با ﺍحمدشاه بابا یکجا و عالمگیر مجبور شد در نزدیک دهلی ﺍحمدشاه بابا رﺍ ﺍستقبال نماید ﺍحمدشاه بابا بخاطر حفظ علایق دوستی، برﺍدرزﺍدﺓ عالمگیر رﺍ به عقد نکاح شهزﺍده تیمور خودش به وطن برگشت}}

سفر ششم به به شرق[ویرایش]

{{موقعیکه ﺍحمدشاه بابا ﺍز هند به ﺍفغانستان عودت نمود، سردﺍرﺍن ﺍفغان با ﺍستفاده ﺍز قوت دولت ﺍبدﺍلی بر دهاقین پنجاب مالیات سنگین وضع نمودند که ﺍین عمل ﺍیشان باعث بروز شورش‌ها گردید و به زودی سک‌ها، رهبری شورش رﺍ بدست ﺁورد و در» ﺍمرتسر «به تشکیلات ﺁغاز کردند که بﻵخره منجر به زد و خورد میان ﺍفغان‌ها و سک‌ها گردید. نجیب ﺍﷲ یوسفزی سپهساﻻر هند فرﺍر نمود، جت‌ها و رﺍجپوت‌ها با قوﺍی مرهته ﺍتحاد نمودند. غازی ﺍلدین صدرﺍعظم ﺍسبق هند سک‌ها رﺍ در پنجاب علیه ﺍفغانها تحریک می‌نمود. ﺁدینه بیک به ﺍتفاق سک‌ها در محلی بنام) جلندر (تعدﺍد زیاد ﺍفغانها رﺍ کشت. در ماه ﺍپریل ۸۵۷۱م قوﺍی ﺍفغانی شکست خورد و عبدﺍلصمد خان توسط دشمن ﺍسیر شد. شهزﺍده تیمور و سردﺍر جهان خان سپهساﻻر ﺍفغانی تاب مقاومت نیاورده تا ﺍتک عقب‌نشینی نمودند وشورشیان به ﺍستثنای)ﺍوده (حکمرﺍنی تمام قضیه هند رﺍ به ﺁینده گذﺍشت زیرﺍ خودش مصروف ناﺁرﺍمیً هند رﺍ بدست ﺁوردند. ﺍحمدشاه بابا عجالتاً قضیه هند رﺍ به ﺁینده گذﺍشت زیرﺍ خودش مصروف ناﺁرﺍمی‌های بلوچستان بود. قوﺍی تحت رهبری شاولیخان به بلوچستان سوق دﺍده شد و بعد ﺍز برخورد با نصیر خان رهبر شورشیان بلوچستان شکست خورده و خوﺍ‌هش مصالحه نمود که مورد عفو ﺍحمدشاه بابا قرﺍر گرفت و بلوچستان دوباره مثل سابق جزء قلمرو ﺍفغانستان گردید. ﺍحمدشاه بابا سپاهی رﺍ تحت قیادت نورﺍلدین به پنجاب ﺍعزﺍم نمود و خودش به قندهار برگشت تا قوﺍی رﺍ جهت تصفیه حساب با سک‌ها و مرهته‌ها جمع ﺁوری نماید}}

سفر هفتم جنگ پانی پت ۰۶۷۱–۱۶۷۱ میلادی[ویرایش]

{{ﺍین سفر ﺍحمدشاه بابا در شرق ﺍز ﺍ‌همیت زیاد برخوردﺍر بود، زیرﺍ در سال ۸۵۷۱ میلادی در هند مرهته‌ها به هند مرکزی و شمالی دﺍخلً وﺍقعات مهم رخ دﺍد نخست سک‌های پنجاب قیام نمودند، ثانیاً گردیدند و سوم ﺍینکه حکومت ﺍسلامی که به دست مسلمانان تشکیل شده بود به سقوط موﺍجه گردید، در حالیکه ﺍحمدشاه بابا مصروف سرکوبی نصیرخان بلوچ بود. وقتیکه) سندیا (رئیس مرهته‌ها به هند مرکزی رسید، رﺍجپوت‌ها و جت‌ها باهم ﺍتحاد نمودند و سندیا بطرف پنجاب حرکت نمود ﺁدینه بیگ نیز با ﺍیشان همرﺍه شد و پنجاب رﺍ ﺍشغال کرد. شهزﺍده تیمور و سردﺍر جهان خان به پشاور عقب‌نشینی کردند. موقعیکه ﺍحمدشاه بابا ﺍز بلوچستان مطمئن گردید با سی هزﺍر عسکر ﺍز طریق درﺓ بوﻻن به سند رسید و با شهزﺍده تیمور و جهان خان یکجا شده و بطرف پنجاب حرکت نمودند به مجردیکه سندیا و غازی ﺍلدین ﺍز حرکت ﺍحمدشاه بابا مطلع شدند با نجیب ﺍلدوله صلح نموده و به جانب دهلی روﺍن شدند، در دهلی عالمگیر دوم رﺍ به قتل رسانیده و نوﺍسﺔ ﺍورنگزیب رﺍ پادشاه ساختند، در چنین وضعیت ﺍحمدشاه بابا با سه قوه، ﺍولی مربوط سندیا در طول رﺍه دهلی، دومی مربوط) هولگر (که در کنار چپ دریای جمنا سومی مربوط) جنگورﺍ(و غازی ﺍلدین مقابل گردید؛ و به مجردیکه جنگ شروع شد قوﺍی سه‌گانه در مقابل قوﺍی ﺍحمدشاهی شکست خوردند. زمانیکه غازی ﺍلدین و جنگورﺍ ﺍز شکست قوﺍی خویش مطلع گردیدند دهلی رﺍ ترک کرده و فرﺍر نمودند. رهبر مرهته‌ها) باﻻباجی (تمام رئسای مرهته رﺍ ﺍطلاع دﺍد تا لشکر جدید ترتیب نمایند و رﺍجپوت‌ها با مرهته‌ها ﺍتحاد نمودند؛ که تعدﺍد شان به دو صد هزﺍر می‌رسید در حالیکه تعدﺍد سپاه ﺍحمدشاه بابا شصت هزﺍر نفر بود در میدﺍن پانی پت جنگ عظیمی رخ دﺍد. ﺍفغانها فاتح و قوﺍی مخالفین شکست خوردندﺍحمدشاه بابا دﺍخل دهلی گردید. تخت دهلی رﺍ به شهزﺍده علی گوهر، ﺍمور سیاسی و ﺍدﺍری رﺍ به شجاع ﺍلدوله و بخش نظامی رﺍ به نجیب ﺍلدوله سپرد و خودش به قندهار مرﺍجعت نمود.}}

سفر هشتم- ۲۶۷۱–۳۶۷۱ میلادی[ویرایش]

{{در سال ۲۶۷۱ میلادی سک‌های پنجاب تحت رهبری» جیساسنگ «دوباره به شورش دست زدند و» ﺍمرتسر «رﺍ به یک مرکز نظامی تبدیل نموده در کشمیر تبلیغات ضد ﺍفغانی رﺍ شروع و شهر ﻻ‌هور رﺍ ﺍشغال کردند. ﺍحمدشاه بابا به سوی پنجاب حرکت نمود. قوﺍی هفتاد هزﺍر نفری سک‌ها تار و مار گردید و به سردﺍر نجیب ﺍلدوله هدﺍیت دﺍد تا ﺍمنی» سرهند «و کشمیر رﺍ ﺍعاده نماید}}

سفر نهم- ۳۶۷۱ م[ویرایش]

{{بعد ﺍز شکست سک‌ها ﺍحمدشاه بابا به قندهار عودت نمود. نسبت مریضی که عاید حالش گردید تا ﺍخیر سال مذکور بجایی سفر نکرد. درین موقع سک‌ها با جت‌ها و مرهته‌ها ﺍتحاد کرده و با ﺁغاز حمله بر پنجاب و سرهند قصد تسخیر دهلی رﺍ نمودند. ﺍحمدشاه بابا در سال ۳۶۷۱ میلادی به پنجاب لشکر کشید و شورشیان رﺍ شکست دﺍده در کوهستان‌ها متوﺍری ساخت. در ﺍخیر سال ۳۶۷۱ م ﺍحمدشاه بابا شاولیخان صدرﺍعظم خود رﺍ به بلخ ﺍعزﺍم نمود تا با عبدﺍلعزیز خان ﺁخرین پادشاه سلسله جنیدی مذﺍکره نماید؛ و در مذﺍکرﺍت قرﺍردﺍدی با وی عقد شد که دریای شاه ولیخان به بدخشان برگشتً ﺁمو کما فی ﺍلسابق حد فاصل بین ﺍفغانستان و بخارﺍ تعیین گردید و بعدﺍ خرقه مبارک یا لباس حضرت پیغمبر) ص (رﺍ ﺍز شهر فیض ﺁباد با خود به قندهار ﺍنتقال دﺍد.}}

سفر دهم- ۹۶۷۱ میلادی[ویرایش]

{{در سال ۹۶۷۱ میلادی بین نصرﺍﷲ میرزﺍ و نادر میرزﺍ پسرﺍن شاه رخ نابینا برﺍی بدست ﺁوردن قدرت، ﺍحمدشاه بابا به مشهد سفر کرد، زیرﺍ نصرﺍﷲ ًﺍختلاف پیدﺍ شد در خرﺍسان وضع رو به خرﺍبی گرﺍیید بناء میرزﺍ با کریم خان زند ﺍرتباط قایم نموده بود. حاکم) تون و طبس (علیمرﺍد شورش و سرکشی نموده ﺍحمدشاه بابا مشهد رﺍ محاصره کرد و سپهساﻻر جهان خان و نصیرخان وﺍلی بلوچستان رﺍ بغرض سرکوبی علیمرﺍد موظف ساخت که در نتیجه علیمرﺍد در جنگ به قتل رسید. نصرﺍﷲ میرزﺍ تسلیم گردید و شاه رخ دختر خود رﺍ به پسر ﺍحمدشاه بابا نکاح نمود. ﺍحمدشاه بابا خرﺍسان رﺍ به پاس نادرﺍفشار به شاه رخ سپرد و خودش به قندهار عودت کرد و ﺍین ﺁخرین سفر ﺍحمدشاه بابا بودﺍحمدشاه بابا بعد ﺍز بیست و شش سال سلطنت به مریضی سرطان مبتلا شد و به عمر پنجاه سالگی دنیای فانی رﺍ ودﺍع نمود. موصوف مطابق وصیتش در ۳۷۷۱م در جوﺍر مسجد خرقﺔ مبارک به خاک سپرده شد. ﺍحمدشاه بابا سرزمین ﺍفغانستان رﺍ یکپارچه و متحد ساخت و ملت بخاطر ﺍخلاق نیک، تقوﺍ، مهربانی و خدماتش ﺍو رﺍ)بابا (لقب دﺍدند. ﺍحمدشاه بابا در هنگام حیات سیاسی و نظامی خویش بیشتر ﺍز ده مرتبه به هند، خرﺍسان و شمال ﺍفغانستان سفر نمود. زمانی که در سال ۳۷۷۱م وفات نمود، یک ﺍمپرﺍتوری وسیع رﺍ به میرﺍث گذﺍشت که در شرق تا سرهند، در غرب، تا سبزوﺍر غرب مشهد، در شمال تا دریای ﺁمو و در جنوب تا بحیرﺓ عرب رﺍ در بر می‌گرفت.}}

منابع[ویرایش]

  • افغانستان در پنج قرن اخیر نوشته میر محمد صدیق فرهنگ
  • افغانستان در مسیر تاریخ نوشته میر غلام محمد غبار
  • مهدیزاده کابلی، درآمدی بر تاریخ افغانستان، قم: نشر صحافی احسانی، چاپ اول - زمستان ۱۳۷۶ خورشیدی.
  • احمد شاه بابا (پشتو ویکی پیدیا