پشتون‌سازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
175px

پشتون‌ها

پَشتون‌سازی (که همچنین افغان‌سازی نیز نامیده می‌شود [۱][۲][۳]) اصطلاحی است که برای روندی که منجر به تغییر هویت و زبان مناطق و افراد غیرپشتون به هویت پشتون می‌شود اطلاق می‌گردد.

روش‌ها[ویرایش]

پشتون شدن مردم غیز پشتون ممکن است هنگامی صورت بگیرد که مردم غیرپشتون در مناطق پشتون نشین ساکن شوند و با زبان و فرهنگ پشتون آمیخته گردند.[۴] مثلا بسیاری از اقوام ترک تبار که در قرن هشتم و نهم میلادی در کوهای هندوکوش ساکن شدند در جمعیت پشتون آن نواحی حل گردیدند.[۵]

همچنین پشتون سازی ممکن است به روند انتقال پشتون‌ها به مناطق غیرپشتون نشین اشاره داشته باشد.[۶] یا به شکل گسترده به فرسایش آداب و رسوم و زبان مردم غیرپشتون در نتیجه قدرت سیاسی پشتون‌ها در افغانستان صورت گیرد.[۷]

همچنین در قرن بیستم پشتون سازی‌های توسط محمد نادر شاه [۸][۹] و یا اخیرا توسط طالبان صورت گرفته است.[۱۰]

تنش برسر استفاده از واژه‌های فارسی دانشگاه و دانشکده در کنار واژه‌های پشتوی پوهنتون و پوهنزی در پیش‌نویس قانون تحصیلات عالی افغانستان، از مسائل جنجال برانگیز در حوزه فرهنگی افغانستان است و دانشجویان در کابل و برخی دیگر شهرها به نوشتن تابلوی دانشگاه‌های این کشور تنها به زبان پشتو واکنش نشان داده و علیه آن مخالفت و تظاهرات کرده‌اند.[۱۱]

اگرچه در قانون اساسی افغانستان زبان‌های فارسی و پشتو در قوانین این کشور از جایگاه برابر برخوردارند، ولی برخی از مسئولان امور، که اکثراً پشتو زبان هستند، این برابری را در عمل مراعات نمی‌کنند و از آن‌جمله کارت هویت جدید شهروندان افغانستان که تنها به پشتو نوشته شده باعث اعتراض دری‌زبانان این کشور شده‌است.[۱۲]

مسعود ترشتوال، یکی ازمدافعان زبان فارسی، که استاد روابط بین الملل دردانشگاه کابل است، پس از اعتراض به این روند در رسانه‌ها، شب ۱۵ مه ۲۰۱۱، توسط عده‌ای ناشناس ربوده و مسموم شد و پس از آزادی در بیمارستان بستری شد.[۱۳]

برهم زدن ترکیب جمعیتی[ویرایش]

انجام مهاجرت‌های اجباری برخی از گروه‌های قومی و ملیتی در افغانستان یکی از روش‌های پشتون‌سازی بوده‌است. به عنوان مثال سیاست انتقال گروه‌های قومی پشتون به سمت شمال افغانستان در دورهٔ صدارت محمد هاشم خان می‌توان ذکر کرد.

در زمان صدارت نامبرده ریاست ناقلین در چارچوب وزارت داخله ایجاد شد که محمد گل مومند به سمت وزیر داخله ایفای وظیفه می‌نمود. ریاست مذکور وظیفه و تطبیق اسکان قبایل آن طرف سرحد آزاد جنوب افغانستان را در نواحی سمت شمال به عهده داشت به آرزوی آن که بتواند گروه قومی پشتون را در افغانستان توسعه بخشد. نامبرده برای تشویق هر چه بیشتر ناقلین زمین‌های درجه‌اول نزدیک سرآب را دراختیار آنان می گذاشت.[نیازمند منبع]

همچنان در گذشته مالیاتی گزاف و کمرشکن و غیرعادلانه به نام «مالیهٔ خس‌بری» بالای زمینداران محلی سمت شمال توسط حکومت وقت توأم با انتقال ناقلین پشتون در آن مناطق تحمیل می‌شد که از عهدهٔ پرداخت آن برآمده نمی‌توانستند، و ناگزیر جایداد و اراضی خود را به قیمت ارزان فروخته و از حق ملکیت خود محروم ساخته شده و مجبور ساخته می‌شدند تا محلات آبایی و اصلی خود را ترک کرده و در دامنهٔ کوههای خشک و لم‌یزرع مسکن گزین شوند.[نیازمند منبع]

بخشنامه‌های دولتی[ویرایش]

در سال‌های ۱۳۱۶-۱۳۱۷ خورشیدی (۱۹۳۷-۱۹۳۸ میلادی) دولت افغانستان دانشجویانی را برای آموزش دیدن در زمینه نظامی به اروپا و آمریکا فرستاد. بنا بر سیاست پشتون‌سازی، فرزندان مردم هزاره، قزلباش (ایرانی‌تبار و فارسی‌زبان) و شیعه‌ها از شرکت در این دوره‌های آموزشی محروم شدند.[۱۴]

در سال ۱۳۱۸/۱۹۳۹ بر پایهٔ دستور دولتی زبان تدریس در همهٔ دروس مدارس سراسر افغانستان از فارسی به پشتو تبدیل شد.[۱۵] کمبود منابع به زبان پشتو و عدم آشنایی بخش بزرگی از مردم افغانستان با این زبان، باعث فلج شدن نظام آموزشی و گسترش بی‌سوادی شد. پس از چندین سال و اعتراضات عمومی سرانجام در زمان وزارت نجیب‌الله خان توروایانا، وزیر معارف وقت، آن وزارت‌خانه ناچار شد تدریس به زبان فارسی را به مناطق فارسی‌زبان افغانستان بازگرداند. از آن پس مقرر شد در مناطق فارسی‌زبان کلاس‌ها و دروس به فارسی باشد و پشتو به عنوان یکی از درس‌ها آموزش داده‌شود و در مناطق پشتوزبان زبان تدریس پشتو باشد.[۱۶]

از سال ۱۳۱۸ خورشیدی برای کارمندان ورازت‌خانه‌ها، بانک‌ها و دیگر ادارات افغانستان به صورت اجباری دوره‌های زبان پشتو گذاشته‌شد. این دوره‌ها تا ۱۳۵۷ خورشیدی ادامه یافت ولی با ناکامی روبرو بود. کم‌تر کسی از فارسی‌زبانان که این دوره‌ها را گذارندند قادر به نوشتن و خواندن پشتو در سطح کافی بودند.[۱۶]

در بلخ[ویرایش]

پشتون‌سازی در بلخ[۱۷] در زمان امان‌الله شاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایب‌الحکومهٔ ولایت بلخ شد. وی سیاست پشتون‌سازی را در این ولایت پیشه کرد و اقدامات زیر را انجام داد:

  • غصب ۵۰ هزار جریب زمین آبی تاجیکان و ازبکان و واگذاری آن‌ها میان پشتون‌های آورده‌شده به منطقه. اختصاص مالچرها (مراتع) به پشتون‌ها.
  • نابودسازی آثار تاریخی بلخ از جمله سنگ‌نوشته‌ها و سنگ‌مزارهای زرتشتی و سغدی پیش از اسلام.
  • سوزاندن ۲۳۷ دست‌نویس کهن فارسی، عربی و ترکی.
  • مدارس منطقه تا سال ۱۳۴۵ تنها مجاز به آموزش به زبان پشتو بودند.
  • تغییر بیشتر نام‌های جغرافیایی منطقه از فارسی و ترکی به پشتو از جمله: چارباغ گلشن (شینکی)، دلبرجین (شلخی)، پلاس‌پوش (زوزان)، چهل‌ستون (غندان)، بوینه‌قره (شولگره)، آدینه‌مسجد (چاربولک)، سمرقندیان (زرغون‌کوت)، کدوخانه (بانده‌گی)، ده‌دراز (غشی)، چقیش (استولگی)، یول‌بولدی (لیندی)، کول انبونه (مندتی) و…

در آن دوره، پس از پشتون‌سازی نام‌ها در ولایت‌های بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب، هر فرد بومی که نام بومی مکان‌ها را به زبان می‌آورده جریمه نقدی می‌شده‌است.[۱۸]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پی‌نوشت‌ها[ویرایش]

  1. "Afghanization". Gilles Dorronsoro. carnegieendowment.org. September 23, 2009. Retrieved 2010-09-04. 
  2. "Karzai's Takeover Of Afghan Election Watchdog Raises Concerns". Ron Synovitz. رادیو اروپای آزاد. February 23, 2010. Retrieved 2010-09-04. 
  3. Malik, Hafeez (1987). Soviet-American relations with Pakistan, Iran and Afghanistan. Macmillan. p. 9 and 74. ISBN 0333408535, 9780333408537. Retrieved 2010-08-23. 
  4. Banting, Erin.authorlink = (2003). [http://books.google.com/books?id=KRt0HfYFZGsC&source=gbs_navlinks_s Afghanistan The land]. Crabtree Publishing Company. p. 14. ISBN 0778793354. Retrieved 2010-08-22. 
  5. "Islamic Conquest". Craig Baxter. Library of Congress Country Studies on افغانستان. 1997. 
  6. Meri, Josef W. (2006). "Sedentarism". Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. Taylor & Francis. pp. 713. ISBN 0-415-96691-4. 
  7. Lansford, Tom (2003) A Bitter Harvest: US foreign policy and Afghanistan Ashgate, Aldershot, Hants, England, ISBN 0-7546-3615-1, page 16: "The modern history of Afghanistan has witnessed a "Pashtunization" of the state as the customs, traditions and language of the Pashtuns have combined with the groups political power to erode the distinctive underpinnings of Afghanistan's other groups.FN20". FN20 cites: US, Department of the Army, Afghanistan: A Country Study, 5th ed. reprint (Washington, DC.: GPO, 1985) page 108.
  8. Rubin, Barnett R. (2002). The fragmentation of Afghanistan: state formation and collapse in the international system. Yale University Press. p. 66. ISBN 0300095198, 9780300095197. Retrieved 2010-08-27. 
  9. Atabaki, Touraj; John O'Kane (1998). Post-Soviet Central Asia. Tauris Academic Stuides in association with the International Institute of Asian Studies. p. 208. ISBN 1860643272, 9781860643279. Retrieved 2010-08-27. 
  10. United States, Congress, House, Committee on International Relations (2003) United States Policy in Afghanistan: Current Issues in Reconstruction (Hearing Before the Committee on International Relations, House of Representatives, One Hundred Eighth Congress, First Session, June 19 and October 16, 2003), G.P.O., Washington, DC, p. 104, ISBN 0-16-071157-6
  11. بی‌بی‌سی فارسی: بازدید: اکتبر ۲۰۱۲.
  12. احمد فرد، عزیز: برگ‌هایی از فرهنگ و هنر افغانستان: اعتراض فارسی‌زبانان به کارت هویت جدید اتباع افغانستان که تنها به زبان پشتو است. در: رادیو فرانسه (بخش فارسی). ۱۷ آوریل ۲۰۱۱.
  13. احمد فرد، عزیز: اختطاف یکی از مدافعان زبان فارسی. در: رادیو فرانسه (بخش فارسی). ۱۶ مه ۲۰۱۱.
  14. پوهنیار، سید مسعود، ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان، جلد اول و دوم، پیشاور: مرکز نشراتی میوند، ۱۳۷۶-۱۳۷۵. صص۱۸۸-۱۸۹.
  15. همان.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ پوهنیار، سید مسعود، ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان، جلد اول و دوم، پیشاور: مرکز نشراتی میوند، ۱۳۷۶-۱۳۷۵. صص۱۸۸-۱۸۹.
  17. منبع اطلاعات این بخش: کوشان، غلام‌حضرت، سرگذشت ملت مظلوم افغانستان در مسیر سدهٔ بیستم، افغان امریکن اسوسیسن، ۱۹۹۹، صص ۱۴۸ تا ۱۸۷.
  18. همان. ص۱۸۷.

منابع[ویرایش]

نوشتار: ترکیب اتنیکی (قومی و ملیتی) نفوس افغانستان، نوشتهٔ فتح‌محمد سامع، استاد پیشین دانشگاه کابل.

  • از وب‌گاه آریایی
  • در آن وب‌گاه آمده: استفاده از مطالب آریایی با ذکر ماخذ آزاد است.