محمد نجیب‌الله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
محمد نجیب‌الله
محمد نجیب‌الله احمدزی
Mohammad Najibullah Vertical.jpg
نجیب‌الله در سال ۱۹۹۱
پنجمین رئیس‌جمهور افغانستان
مشغول به کار
۳۰ سپتامبر ۱۹۸۷ – ۱۶ آوریل ۱۹۹۲
نخست‌وزیرسلطان‌علی کشتمند[۱]
محمد حسن شرق[۲]
فضل حق خالقیار[۱]
معاون رئیس‌جمهورعبدالرحیم هاتف[۱][۳]
محمد رفیع[۱][۳]
عبدالحمید محتاط[۱][۳]
عبدالواحد سرابی[۱][۳]
سلطان‌علی کشتمند[۱]
محمداسحاق توخی[۳]
پس ازحاجی‌محمد چمکنی
پیش ازعبدالرحیم هاتف (موقت)
منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان
مشغول به کار
۴ می ۱۹۸۶ – ۱۶ آوریل ۱۹۹۲
پس ازببرک کارمل
پیش ازلغو سمت
رئیس خدمات اطلاعات دولتی
مشغول به کار
۱۱ ژانویه ۱۹۸۰ – ۲۱ نوامبر ۱۹۸۵
رئیس‌جمهورببرک کارمل
نخست‌وزیرببرک کارمل
سلطان‌علی کشتمند
پس ازاسدالله سروری
پیش ازغلام فاروق یعقوبی
اطلاعات شخصی
زاده۶ اوت ۱۹۴۷
گردیز، ولایت پکتیا، پادشاهی افغانستان[۴]
درگذشته۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶ (۴۹ سال)
کابل، افغانستان
علت مرگشکنجه و حلق آویزکردن
آرامگاهگردیز، پکتیا، افغانستان
حزب سیاسیحزب دموکراتیک خلق افغانستان
(شاخه پرچم)
همسر(ان)فتانه نجیب (ا. ۱۹۷۴–۱۹۹۲)
فرزندان
محل تحصیلدانشگاه کابل
دبیرستان آموزش متوسطه سنت‌جوزف، بارامولا، جامو و کشمیر، هند
خدمات نظامی
وفاداریافغانستان افغانستان
خدمت/شاخهاردوی ملی افغانستان
سال‌های خدمت۱۹۶۵–۱۹۹۲
درجهارتشبد
جنگ‌ها/عملیات‌ها

محمد نجیب‌الله احمدزی (زادهٔ ۶ اوت ۱۹۴۷ – درگذشته ۲۷ سپتامبر ۱۹۹۶) مشهور به داکتر نجیب،[۵][۶] پزشک و سیاستمدار افغان بود که ۵ سال ریاست خدمات امنیت دولتی افغانستان[۷] را عهده‌دار بود و سپس پنجمین رئیس‌جمهور افغانستان و واپسین رئیس‌جمهور حکومت جمهوری دموکراتیک افغانستان شد. او که از دانشگاه کابل فارغ شده بود، پیش از ریاست جمهوری، مقام‌های مختلفی را در جمهوری دموکراتیک افغانستان در اختیار داشت و از اعضای جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود.

نجیب‌الله پس از انقلاب ثور و شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک افغانستان، در زمان حاکمیت حفیظ‌الله امین، سفیر افغانستان در ایران شد. در حکومت ببرک کارمل به عنوان رئیس خدمات امنیت دولتی برگزیده گردید و یکی از اعضای شاخهٔ حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود.[۸][۹]

نجیب تا ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ (۶ مهر ۱۳۷۵) و سقوط کابل در دفتر ساختمان سازمان ملل در کابل پناهنده بود[۱۰] اما به‌دست هم تبارانش مجاهدین/طالبان با برادرش ژنرال احمدزی در ساعات اولیه صبح روز ۲۷ سپتامبر، از سازمان ملل ربوده شده و هر دو بعد از شکنجه روز بعد پیکر شان از ایستگاه ترافیکی آریانا به دار آویخته شد.[۸][۱۱]

در سال ۲۰۱۷، حامیان محمد نجیب‌الله، حزب وطن را به عنوان ادامه راه او ایجاد کردند.[۱۲]

اوایل زندگی[ویرایش]

نجیب‌الله در ۶ اوت ۱۹۴۷ در شهر گردیز، مرکز ولایت پکتیا در پادشاهی افغانستان به دنیا آمد.[۴] دهکده‌ای که نیاکان او متعلق به آن بودند در بین شهرهای گردیز و «سید کَرَم» پکتیا قرار داشت.[۱۳] تبار او از طایفه احمدزی شاخه غلجائی قوم پشتون بود.[۱۴]

وی در لیسه حبیبیه کابل و مدرسه سنت جوزف بارامولای هند تحصیل کرد. او در سال ۱۹۶۴ وارد دانشگاه کابل شد و در سال ۱۹۷۰ لیسانس جراحی پزشکی‌اش را به دست آورد. نجیب‌الله در ۲۸ سالگی در سال ۱۹۷۵ درجه دکترای پزشکی خود را بدست آورد. با این حال، او هرگز پزشکی نکرد و در سال ۱۹۶۵ که مصروف تحصیلات دانشگاهی بود، به جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق افغانستان (ح.د.خ. ا) پیوست و تا سال ۱۹۷۳ همکار و محافظ نزدیک ببرک کارمل بود. او توانست در سال ۱۹۷۷ عضویت کمیته مرکزی ح.د.خ. ا را بدست آورد و در آوریل ۱۹۷۸، رسماً وارد عرصه قدرت شده و از اعضای شورای انقلاب بود.[۱۵] پس از اینکه وی پله‌های ترقی را به سرعت در حزب پیمود، از طرف جناح خلق که قدرت را به دست داشتند، به عنوان سفیر افغانستان در ایران از مرکز دور ساخته شد و پس از مدتی کوتاهی به اروپا تبعید شد. او تا هنگام تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹، در تبعید به سر می‌برد و با سر قدرت آمدت جناح پرچم به رهبری ببرک کارمل، دوباره به افغانستان برگشت.[۴]

نجیب‌الله از سوی قومش و همزبانانش ستوده می‌شود و از او با نام‌های «شهید نجیب‌الله» و «دکتر نجیب» یاد می‌کنند.[۱۶][۱۷] وی با خانم فتانه نجیب ازدواج کرد، خانم نجیب و فعلاً به همراه سه دخترشان در کشور هند زندگی می‌کنند، وی استاد زبان و ادبیات دری است.

فعالیت‌ها سیاسی[ویرایش]

قدرت در دست جناح خلق[ویرایش]

سفارت ایران: ۱۹۷۸–۱۹۸۰[ویرایش]

پس از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ خورشیدی، نجیب‌الله در سازمان‌های حزبی مشغول کار شد. در ماه ژوئیه ۱۹۷۸، او به عنوان سفیر به تهران اعزام گردید و پس از مدتی توسط نورمحمد تره‌کی و به دستور حفیظ‌الله امین به اروپا تبعید شد.

قدرت در دست جناح پرچم[ویرایش]

ریاست خاد: ۱۹۸۰–۱۹۸۵[ویرایش]

در سال ۱۹۸۰، نجیب‌الله به عنوان رئیس خاد، سازمان اطلاعاتی دولت افغانستان منصوب شد[۱۸] و به درجه دگر جنرالی ارتقا یافت.[۱۴] او در طول شش سال ریاست خاد دو تا چهار معاون تحت فرمان خود داشت که به نوبه خود مسئول ۱۲ بخش بودند. بر اساس شواهد، نجیب‌الله در زندگی خانوادگی و حرفه‌ای خود عالی عمل می‌کرد، او بیشتر از همه افرادی که در مناصب عالی جمهوری دموکراتیک افغانستان فعالیت داشت، خدمت کرده‌است.[۱۸] در ژوئن ۱۹۸۱، نجیب الله به همراه محمداسلم وطنجار، فرمانده سابق اردوی ملی افغانستان و وزیر ارتباطات وقت و دگر جنرال محمد رفیع، وزیر دفاع، عضویت کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق را کسب کردند.[۱۹] در زمان تصدی نجیب‌الله، پرسنل خاد از ۱۰ نفر به ۲۵٬۰۰۰ نفر و سپس ۳۰٬۰۰۰ نفر افزایش یافت.[۲۰] کارمندان خاد از پردرآمدترین کارکنان دولتی در افغانستان بودند و به همین دلیل تلقین سیاسی مقامات خاد در اولویت قرار داشت. نجیب، در مورد برنامه تلقین مقامات خاد گفت: «یک سلاح در یک دست، یک کتاب در دست دیگر[۲۱]» فعالیت‌های ضد شورشی که توسط خاد راه اندازی شد در زمان نجیب الله به اوج خود رسید.[۲۲] نجیب‌الله مستقیماً به کاگ‌ب گزارش می‌داد و بخش بزرگی از بودجه خاد توسط اتحاد جماهیر شوروی تأمین می‌شد.[۲۳]

همان‌طور که زمان نشان می‌دهد، نجیب‌الله بسیار کارآمد بود و در دوران تصدی خود به عنوان رهبر خاد، هزاران نفر از شهروندان ضد کمونیست، مخالفان سیاسی و بنیادگراها را دستگیر، شکنجه و اعدام کردد.[۱۴] به همین دلیل، خاد به بی‌رحمی خود مشهور شد. علاوه بر این، نجیب الله ریشه‌های سرقت، رشوه و فساد را در ابعادی که قبلاً دیده نشده بود، از میان برداشت.[۲۴]

به قدرت رسیدن: ۱۹۸۵–۱۹۸۶[ویرایش]

او در نوامبر ۱۹۸۵ به پست منشی عمومی حزب دموکراتیک خلق افغانستان منصوب شد.[۲۵] به قدرت رسیدن وی با تبدیل خاد از ریاست به وزارتخانه، در ژانویه ۱۹۸۶ ثابت شد.[۲۶] میخائیل گورباچف با بدتر شدن اوضاع در افغانستان و جستجوی راه‌های خروج از آن خواستار استعفای ببرک کارمل از سمت دبیرکل حزب دموکراتیک خلق شد. این سؤال که چه کسی جانشین کارمل می‌شود بحث‌های داغی بود اما گورباچف از نجیب‌الله حمایت کرد. یوری آندروپوف، دمیتری اوستینوف و بوریس پونوماروف همگی به نجیب‌الله فکر می‌کردند.[۲۷] مذاکرات دربارهٔ جانشینی کارمل از سال ۱۹۸۳ آغاز شده بود. با وجود این، نجیب‌الله تنها انتخاب شوروی نبود، یک گزارش جی‌آریو نشان می‌دهد که او یک ملی‌گرای پشتون است، موضعی که می‌تواند محبوبیت رژیم را بیشتر کاهش دهد. فرد مورد نظر جی‌آریو، اسدالله سروری رئیس سابق اگسا، پلیس مخفی قبل از خاد بود، که به عقیده آنها بهتر می‌توانست بین پشتون‌ها، تاجیک‌ها و هزاره‌ها توازن برقرار کند. یکی دیگر از نامزدهای مناسب عبدالقادر بود که رئیس انقلاب ثور بود.[۲۸] با این‌حال نجیب‌الله در ۴ مه ۱۹۸۶ در هجدهمین نشست ح.د.خ. ا جانشین ببرک کارمل، به عنوان دبیرکل حزب دموکراتیک خلق افغانستان شد اما کارمل همچنان پست خود را به عنوان رئیس هیئت شورای انقلاب حفظ کرد.[۲۹]

در ۱۵ مه نجیب‌الله خود را دبیرکل حزب دموکراتیک خلق، کارمل را به عنوان رئیس شورای انقلاب و سلطان‌علی کشتمند را به عنوان رئیس شورای وزیران معرفی کرد.[۳۰]

ریاست جمهوری[ویرایش]

محمد نجیب الله در سال ۱۹۸۶ رئیس‌جمهور حکومت افغانستان شد و جانشین ببرک کارمل گردید. او به تدریج از اصول اصلی و خطوط مرامی حزب صرف نظر کرد و در قانون اساسی، در اساسنامه و مرامنامهٔ حزب تعدیلاتی به وجود آورد. نام حزب دموکراتیک خلق را به حزب وطن تبدیل کرد و به برنامه‌های سازمان ملل در مورد کناره‌گیری از قدرت، تشکیل حکومت موقت و حتی انتخابات آزاد موافقت نمود. وی یک لویه جرگه تشکیل داد که بیش از ۸۰۰ نفر در آن حضور داشت و در آن جرگه قانون اساسی نیز تغییر داده شد. داکتر نجیب در زمان پیشروی مجاهدین گنجینه باختر را که یکی از بزرگترین گنجینه‌های تاریخ بشمار می‌رود را از موزه ملی به زیرزمین بانک مرکزی انتقال داد تا از غارت در امان بماند البته همین‌طور شد و در زمان جنگ‌های داخلی از دست غارتگران در امان ماند تا بالاخره در زمان حامد کرزی از آن رونمایی شد.

در دوران ریاست جمهوری وی، اتحاد جماهیر شوروی خروج نیروهای خود را از سال ۱۹۸۹ آغاز نمود و تا ۱۹۹۲ تمام نیروهای شوروی از خاک افغانستان بیرون شدند. سیاست وی مصالحه با احزاب جهادی برای رسیدن به یک تفاهم ملی بود و اگر احزاب مخالفت می‌کردند، ادامه جنگ بدون حضور نیروهای شوروی بود. هرچند با خروج اتحاد جماهیر شوروی کمک نظامی به دولت نجیب قطع شد اما شوروی‌ها با کمک‌های اقتصادی و اطلاعاتی از رژیم وی حمایت کردند در حالیکه پاکستان و ایالات متحده به حمایت خود از مجاهدین ادامه دادند. او در طول دوران تصدی خود سعی کرد با فاصله گرفتن از سوسیالیسم به نفع ناسیونالیسم افغانی، لغو نظام تک‌حزبی و اجازه ورود غیرکمونیست‌ها به دولت از طریق اصلاحات آشتی ملی، چهره جدیدی از رژیم خود را برای مردم معرفی کند. در قانون اساسی سال ۱۹۹۰ همه اشاره‌ها به کمونیسم حذف شد و اسلام دین رسمی اعلام گردید، تاجران تبعید شده نیز اجازه ورود به افغانستان گرفتند. به دلایل مختلف، چنین اصلاحاتی باید رژیم داکتر نجیب را از حمایت قابل توجهی برخوردار می‌کرد اما پس از کودتای اوت در مسکو و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر ۱۹۹۱، نجیب‌الله بدون همتای خارجی ماند. این امر، همراه با فروپاشی داخلی دولت وی به خصوص پیوستن ژنرال عبدالرشید دوستم به مجاهدین، منجر به استعفای وی در آوریل ۱۹۹۲، و ورود احزاب جهادی در عرصه قدرت افغانستان گردید.[۳۱]

سیاست‌های اقتصادی[ویرایش]

نجیب‌الله سیاست‌های اقتصادی کارمل را ادامه داد. افزایش روابط با بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی همچنان ادامه داشت و تجارت دو جانبه هنوز برقرار بود. وی توسعه بخش خصوصی در صنعت را تشویق کرد. برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی و اجتماعی را که در ژانویه ۱۹۸۶ شروع شده‌بود تا مارس ۱۹۹۲، ادامه داد. با تطبیق این برنامه، رشد اقتصادی افغانستان که تا سال ۱۹۸۵ سالانه کمتر از ۲ بود، باید به ۲۵ درصد رسید؛ صنعت ۲۸ درصد، کشاورزی ۱۶ درصد، تجارت داخلی ۱۵۰ درصد و تجارت خارجی باید ۱۵ درصد رشد را در پی می‌داشت. همان‌طور که از یک کشور در حال جنگ انتظار می‌رفت، هیچ‌یک از این اهداف برآورده نشد و اقتصاد افغانستان به رشد سالانه ۲ درصدی خود ادامه داد.[۳۲] قانون اساسی ۱۹۹۰ به بخش خصوصی توجه ویژه‌ای کرد. ماده ۲۰ دربارهٔ تأسیس شرکت‌های خصوصی بود و ماده ۲۵ سرمایه‌گذاری‌های خارجی را در بخش خصوصی تشویق می‌کرد.[۳۳]

سیاست آشتی ملی[ویرایش]

در سپتامبر ۱۹۸۶ نجیب‌الله کمیسیون آشتی ملی (NCC) را تأسیس کرد. هدف این کمیسیون برقرای ارتباط دوجانبه میان حامیان انقلاب ثور و مخالفان آن، در یک مرحله جدید بود. در پایان سال ۱۹۸۶، نجیب‌الله خواستار آتش‌بس شش‌ماهه و شروع گفتگوها برای رسیدن به یک تفاهم ملی‌شد، این بخش مرحله دوم او در سیاست آشتی ملی به‌شمار می‌رفت. در صورتی‌که این مذاکرات ثمربخش واقع می‌شد، برای پایان انحصار قدرت حزب دموکراتیک خلق، یک دولت ائتلافی تشکیل می‌شد اما این برنامه شکست خورد، درعوض دولت توانست مجاهدان سرخورده را به عنوان شبه نظامیان دولتی به خدمت بگیرد.[۲۲] از جهات مختلف، آشتی ملی باعث شد تا رژیم داکتر نجیب حمایت بیشتری از شهروندان کشور را بدست آورد و نیروهای دفاعی او تثبیت شود.[۳۴]

در سپتامبر ۱۹۸۶ قانون اساسی جدیدی نوشته شد که در ۲۹ نوامبر ۱۹۸۷ به تصویب رسید.[۳۳] این قانون اساسی با لغو حق وتوی مطلق رئیس‌جمهور، اختیارات رئیس دولت را تضعیف کرد. به گفته نجیب‌الله، دلیل این حرکت نیاز به تقسیم قدرت واقعی بود. در ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۷ نام رسمی افغانستان از جمهوری دموکراتیک افغانستان به جمهوری افغانستان تغییر یافت و در ژوئن ۱۹۸۸ اعضای شورای انقلاب که توسط رهبری حزب انتخاب می‌شد، جایگزین مجمع ملی شد و مردم می‌توانستند اعضا را انتخاب کنند. موضع سوسیالیستی حزب دموکراتیک خلق حتی بیشتر از گذشته تکذیب شد و در سال ۱۹۸۹ وزیر آموزش عالی شروع به کار بر سر «شوروی زدایی» از دانشگاه‌ها کرد. در سال ۱۹۹۰ حتی یکی از اعضای حزب اعلام کرد که همه اعضای حزب دموکراتیک خلق مسلمان هستند و سیاست مارکسیسم کنار گذاشته شده‌است. بخش‌های زیادی از انحصار اقتصادی دولت افغانستان نیز شکسته شد که بیشتر از هرگونه اعتقاد ایدئولوژیکی، به وضعیت تنگاتنگ مربوط می‌شد. عبدالحکیم میثاق، شهردار کابل، حتی اظهار داشت که قاچاقچیان کالاهای مسروقه تا زمانی که کالاهای آنها به بازار داده شود، تحت پیگرد قانونی قرار نخواهند گرفت. یولی ورونسف، به دستور گورباچف، توانست با رهبری ح.د.خ. ا توافق کند که پست‌های وزیر برنامه‌ریزی، شورای وزیران، وزارت‌های دفاع، امنیت دولتی، ارتباطات، مالیه، ریاست بانک‌ها و دیوان عالی کشور توسط دولت ارائه شود. حزب دموکراتیک خلق هنوز می‌توانست معاونان وزیر، والی‌های ولایات را بدون تأیید شوروی تغییر و تبدیل کند، و اکثریت خود را در بوروکراسی دولتی حفظ کند.[۳۵]

انتخابات: ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸[ویرایش]

RIAN archive 12070 Najibullah giving decorations.jpg

انتخابات سال ۱۹۸۷ برگزار شد و نجیب‌الله نیز قانون تشکیل احزاب دیگر و فراهم آوردن پارلمان افغانستان با دو مجلس، سنا و مجلس نمایندگان (ولسی جرگه)، و رئیس‌جمهور که به‌طور غیرمستقیم برای یک دوره ۷ ساله انتخاب شود را صادر کرد.[۳۶] احزاب سیاسی جدید باید با استعمار، امپریالیسم، استعمار نو، صهیونیسم، تبعیض نژادی، آپارتاید و فاشیسم مخالفت کنند. نجیب‌الله اظهار داشت که تنها، بخش افراطی اپوزیسیون نمی‌تواند به دولت ائتلافی برنامه‌ریزی شده بپیوندد. هیچ حزبی مجبور نبود که سیاست یا ایدئولوژی حزب دموکراتیک خلق را به اشتراک بگذارد و نمی‌توانند با پیوند بین افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی مخالفت کنند. انتخابات پارلمانی در سال ۱۹۸۸ برگزار شد. حزب دموکراتیک خلق ۴۶ کرسی را در مجلس نمایندگان به دست آورد و دولت را با حمایت جبهه ملی، که ۴۵ کرسی به دست آورد و احزاب چپ‌گرا که به تازگی به رسمیت شناخته شده بودند، ۲۴ کرسی را تحت کنترل خود درآوردند. اگرچه انتخابات توسط مجاهدین تحریم شد، اما دولت ۵۰ کرسی از ۲۳۴ کرسی مجلس نمایندگان و همچنین تعداد کمی از کرسی‌های مجلس سنا را خالی گذاشت، به این امید که چریکی‌ها به مبارزه مسلحانه خود پایان دهند و در دولت سهیم شوند. تنها حزب مخالف مسلح که با دولت صلح کرد حزب‌الله بود، یک حزب کوچک شیعه که نباید با حزب بزرگتر در ایران یا سازمان لبنان اشتباه گرفته شود.[۳۷]

اعلان وضعیت اضطرار[ویرایش]

چندین شخصیت روشنفکر مخالف یا موافق رژیم که پیشنهاد نجیب‌الله را جدی گرفته بودند، با وضع شدن وضعیت اضطرار در ۱۸ فوریه ۱۹۸۹، چهار روز پس از خروج اتحاد جماهیر، امیدهای شان با خاک یکسان شد. تنها در ماه فوریه ۱۷۰۰ روشنفکر بازداشت شدند و تا نوامبر ۱۹۹۱ دولت همچنان بر آزادی بیان نظارت و محدودیت وضع می‌کرد. مشکل دیگر این بود که اعضای حزب سیاست او را نیز جدی گرفتند، نجیب‌الله اظهار داشت که اکثر اعضای حزب احساس «وحشت و بدبینی» می‌کنند. در دومین کنفرانس حزب، اکثریت اعضا، شاید تا ۶۰ درصد، سوسیالیست‌های رادیکال بودند. به گفته مشاوران اتحاد جماهیر شوروی (در سال ۱۹۸۷)، بحثی تلخی در درون حزب بین کسانی که طرفدار اسلامی شدن حزب بودند و کسانی که می‌خواستند از دستاوردهای انقلاب ثور دفاع کنند، آغاز شده بود. مخالفت با سیاست آشتی ملی وی در سراسر حزب، به ویژه از طرف کارملیست‌ها، روبرو شد. بسیاری از مردم از تخصیص منابع دولتی کمی که دولت افغانستان در اختیار داشت، حمایت نمی‌کردند. از سوی دیگر، چندین عضو در حال اعلام شعارهای ضد شوروی بودند زیرا برنامه آشتی ملی را متهم می‌کردند که اتحاد جماهیر شوروی از آن حمایت کرده و آن را توسعه می‌دهد.[۳۸] نجیب‌الله به مخالفان بین حزبی اطمینان داد که از دستاوردهای حزب دست نخواهد کشید:

انقلاب ثور، آن را حفظ کنید، انحصار حزب دموکرات خلق را بر قدرت رها نکنید، یا بروید و با ملاهای مرتجع همکاری کنید.[۳۹]

سالهای پایانی و مرگ[ویرایش]

چندی پیش از سقوط کابل در سال ۱۹۹۶، نجیب به سازمان ملل متحد تقاضای پناهندگی کرد که به او اعطا شد. با این حال، تلاش او برای فرار به فرودگاه توسط نیروهای عبدالرشید دوستم خنثی‌شده و بی‌نتیجه ماند. دوستم که هنگامی به او وفادار بود، در این هنگام با احمد شاه مسعود که فرودگاه را تحت کنترل قرار داشت، متحد شد.

نجیب در هنگام انتظار در مجتمع سازمان ملل متحد در کابل، که برای به مذاکره‌هایی دربارهٔ انتقال امن او به هند می‌پرداختند، شروع به ترجمهٔ کتاب بازی بزرگ از پیتر هاپکرک به زبان مادری‌اش پشتو کرد.[۴۰] دولت هند در پی مسئلهٔ اعطای پناهندگی سیاسی به نجیب و انتقال او به خارج از کشور، در یک موقعیت دشوار قرار گرفته بود. حامیان ادعا کردند که او همیشه به دولت هند نزدیک بوده، پس احتمال رد تقاضای پناهندگی او وجود ندارد، اما دیگران گفتند: انجام این کار احتمالاً برای هند در رابطه با دولت شکل گرفتهٔ مجاهدین تحت توافقنامهٔ پیشاور خطرساز خواهد شد.[۴۱]

هند به او اجازهٔ پناهندگی در سفارتش را نداد و بیان کرد که اینکار احتمالاً باعث ایجاد یک «رقابت شبه‌قاره‌ای» شده و اقدامات تلافی‌جویانه در برابر جامعهٔ هندو افغان را دربر خواهد داشت، و استدلال کرد که نجیب به مراتب در ساختمان سازمان ملل متحد امن‌تر خواهد بود. تمام تلاش‌ها شکست خورد و او در نهایت در مقر سازمان ملل متحد در کابل پناهنده شد،[۴۲] جایی که او تا سال ۱۹۹۶ باقی ماند.

در سال ۱۹۹۴، بادراکومار یک دیپلمات ارشد هند به کابل فرستاده شد و با احمد شاه مسعود، وزیر دفاع، در مورد تحکیم روابط با مقامات افغانستان، بازگشایی سفارت، و اجازه دادن نجیب برای پرواز به هند مذاکره کرد، اما مسعود این درخواست را رد کرد.[۴۳] بادراکومار در سال ۲۰۱۶ نوشت که معتقد است که مسعود نمی‌خواست که نجیب کشور را ترک کند، زیرا قصد استفادهٔ استراتژیک از او را داشت و «احتمالاً امید به زندگی مشترک با نجیب در جایی در بطن زمان وجود داشت، زیرا نجیب سیاستمداری خارق‌العاده بود که به عنوان یک دارایی استراتژیک باید در کنار او می‌بود».[۴۴] در آن زمان، مسعود فرماندهی نیروهای دولتی را برعهده داشت و با نیروهای شبه‌نظامیان دوستم و گلبدین حکمتیار در طول جنگ‌های کابل مشغول به جنگ بود.

در سپتامبر ۱۹۹۶، زمانی که طالبان در حال ورود به کابل بودند،[۴۵] مسعود به نجیب فرصتی داد تا از پایتخت فرار کند. نجیب خودداری کرد. دلیل اینکه او چرا خودداری کرد دقیقاً مشخص نیست. مسعود ادعا کرد که نجیب می‌ترسید که «اگر او با تاجیک فرار کند، برای همیشه نزد پشتون‌ها نفرین می‌شود.»[۴۶] افراد دیگر مانند ژنرال اسحاق توخی، که با نجیب تا روز قبل از شکنجه و قتلش همراه بود، اظهار کردند که اعتماد نجیب نسبت به مسعود کاهش‌یافته بود، زیرا شبه‌نظامیان به‌طور متدوام به سازمان ملل متحد موشک شلیک می‌کردند و مسعود به‌طور مؤثر مانع ترک اولیهٔ نجیب از کابل شده بود. اسحاق توخی بیان کرد: «اگر مسعود می‌خواست که نجیب به صورت امن از کابل خارج شود، می‌توانست مانند انتقال سایر مقامات عالی رتبهٔ حزب کمونیست در بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶، این فرصت را برایش فراهم سازد.»[۴۷]

در شامگاه ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶ نجیب در ساختمان سازمان ملل متحد بود که نیروهای طالبان به سراغ او رفتند.[۴۸] طالبان او را از سازمان ملل ربوده و به مرگ شکنجه کردند، سپس جسدش را در پشت خودرویی بستند و در خیابان‌های کابل به نمایش گذاشتند. سرنوشت برادر او، شاهپور احمدزی، نیز همانگونه بود.[۴۹] صبح روز بعد طالبان برای این‌که به مردم نشان بدهند که یک دورهٔ جدید آغاز شده، اجساد نجیب و شاهپور را روبروی کاخ ریاست جمهوری ارگ (چهارراه آریانا) بر روی تیرهای چراغ راهنمایی آویزان کردند. بنابر گزارش روزنامه‌نگار رابرت پری، طالبان اندام تناسلی ایشان را قطع کرده[۵۰] و برای تمسخر، در میان انگشتان بی‌جان جسدشان پول و سیگار گذاشتند. طالبان مانع برگزاری مراسم تشییع جنازه، خواندن نماز و غسل میت برای نجیب و شاهپور در کابل شدند. اجساد بعداً به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ تحویل داده شد و پس از آن به گردیز در ولایت پکتیا انتقال یافت، جایی که اقوام احمدزی پس از خواندن نماز و اجرای مراسم تشییع جنازهٔ اسلامی آن‌ها را به خاک سپردند.[۴۹]

در ژوئیهٔ سال ۲۰۱۵ اعضای گروه طالبان، بقایای جسد نجیب را از قبر بیرون کشیدند و نابود کردند.[۵۱]

واکنش‌ها[ویرایش]

اخبار قتل نجیب، به خصوص در جهان اسلام،[۴۹] با محکومیت گسترده بین‌المللی روبرو شد.[۵۲] سازمان ملل متحد بیانیه ای صادر کرد که کشتار نجیب‌الله را محکوم کرده و ادعا کرد که این امر افغانستان را بی‌ثبات خواهد کرد. طالبان با صدور حکم اعدام برای دوستم، مسعود و برهان‌الدین ربانی جواب دادند.[۴۹] هند، که از نجیب حمایت می‌کرد، قتل او را به شدت محکوم و در تلاش برای مهار ظهور طالبان شروع به حمایت از مسعود، «ائتلاف شمال»، کرد.[۵۳]

در سال ۲۰۱۶، در بیستمین سالگرد مرگ نجیب، مرکز تحقیقات افغانستان، پاکستان را به خاطر مرگ او متهم کرد و ادعا کرد که برنامه کشتن نجیب الله توسط پاکستان اجرا شده‌است.[۵۴]

مشاور امنیت ملی افغانستان حمدالله محب در ۱ ژوئن ۲۰۲۰ به قبر او در گردیز سفر کرد، همسر نجیب فتانه نجیب گفت که قبل از ساخت یک مقبره برای او، دولت باید دربارهٔ ترور او بررسی کند.[۵۵]

میراث[ویرایش]

پس از مرگ نجیب‌الله، جنگ دردناک داخلی بین جناح‌های مجاهدین و رژیم طالبان ادامه یافت و در پی تحمل مشکلات فساد و فقر تصویر او در میان مردم افغانستان به‌طور چشمگیری بهبود یافته و نجیب به عنوان رهبری قوی و میهنی شناخته شد. از حدود دههٔ ۲۰۱۰ پوستر و تصاویر او در بسیاری از ولایت‌های افغانستان دیده می‌شود.[۵۶][۵۷]

در سال ۱۹۹۷، «حزب وطن دموکراتیک افغانستان» تشکیل شد و در سال ۲۰۰۳، به منظور متحد کردن اعضای سابق حزب دموکراتیک خلق، که قبلاً توسط نجیب رهبری می‌شد، حزب جدید با نام «حزب متحد ملی» تشکیل شد.[۵۸]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ مرکز ملی ارزیابی خارجی (۱۹۹۱). رٶسای دولت‌ها و اعضای کابینه حکومت‌های خارجی. واشینگتن دی.سی.: سیا. صص. ۱. hdl:2027/osu.32435024019754?urlappend=%3Bseq=11.
  2. مرکز ارزیابی ملی خارجی (۱۹۸۸). روسای دولت‌ها و اعضای کابینه حکومت‌های خارجی. واشینگتن دی. سی: سیا. صص. ۱. hdl:2027/osu.32435024019804?urlappend=%3Bseq=13.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ویتاکر، جوزف (۱۹۹۱). سالنامه ویتاکر ۱۹۹۲ ۱۲۴. شابک ۹۷۸-۰-۸۵۰۲۱-۲۲۰-۴.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ «نجیب‌الله». دانشنامه بریتانیکا. دریافت‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۲۰.
  5. «زندگینامه نجیب الله». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹.
  6. «چرا برگزاری سالگرد قتل داکتر نجیب امسال جنجال‌برانگیز شده‌است؟». دویچه وله. ۱ اکتبر ۲۰۲۰.
  7. آقای نجیب کی بود؟
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ لطیفی، علی‌محمد (۲۲ ژوئن ۲۰۱۲). «رئیس‌جمهور اعدام شده افغانستان 'سرگذشت'». aljazeera.com. دریافت‌شده در ۲۳ اوت ۲۰۱۲.
  9. نجیب: سالگرد، عوامل فروپاشی، دولت بی‌بی‌سی فارسی
  10. بریثویت، رودریک (۲۰۰۷). افغانسی: روس‌ها در افغانستان، ۱۹۷۹–۱۹۸۹. انتشارات هندواروپا. ص. ۳۰۱. شابک ۹۷۸-۱-۶۰۴۴۴-۰۰۲-۷.
  11. نجیب قربانی تغییر سیاست خارجی روسیه شد؟، بی‌بی‌سی فارسی
  12. «روح نجیب‌الله: حزب وطن از راه اندازی مجدد این حزب خبر می‌دهد - شبکه تحلیلگران افغانستان». www.afghanistan-analysts.org. ۲۱ اوت ۲۰۱۷.
  13. https://apnews.com/4f9ac85da580def74cfa647ef4439e13
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ توکر، اسپینسر (۲۰۱۰). دائرةالمعارف جنگ‌های خاورمیانه: ایالات متحده در درگیری‌های خلیج فارس، افغانستان و عراق. ۱. ای‌بی‌سی-سی‌ال‌آی‌او. ص. ۸۷۴. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۱۰۹-۹۴۷-۴.
  15. جی. بروس آمستوتز (۱۹۸۶). افغانستان: پنج سال اول اشغال شوروی. دانشگاه دفاع ملی. ص. ۷۶. ؛ همچنان ببینید حفیظ‌الله عمادی (۲۰۰۵). فرهنگ و آداب و رسوم افغانستان. چاپ گرینوود. ص. ۴۶. شابک ‎۰−۳۱۳−۳۳۰۸۹−۱.
  16. سایت پیام وطن
  17. دوازدهمین سال شهادت دکتر نجیب‌الله
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ دورونسورو، گلیز (۲۰۰۵). انقلاب بی پایان: افغانستان، ۱۹۷۹ تا کنون. انتشارات سی. هرست. ص. ۱۷۸. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۶۵-۷۰۳-۳.
  19. وینر، ماریون؛ بانوعزیزی، علی (۱۹۹۴). سیاست تحول اجتماعی در افغانستان، ایران و پاکستان. انتشارات دانشگاه سیراکیوس. ص. ۴۷. شابک ۹۷۸-۰-۸۱۵۶-۲۶۰۸-۴.
  20. کاکر، حسن؛ کاکر، محد (۱۹۹۷). افغانستان: حمله شوروی و واکنش افغانستان، ۱۹۷۹–۱۹۸۲. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ص. ۱۵۶. شابک ۹۷۸-۰-۵۲۰-۲۰۸۹۳-۳.
  21. آمتسوتز، جی. بروس (۱۹۹۴). افغانستان: پنج سال اول اشغال شوروی. انتشارات دیانا. ص. ۲۶۶. شابک ۰-۷۸۸۱-۱۱۱۱-۶.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ آمتسوتز، جی. بروس (۱۹۹۴). افغانستان: گذشته و حالا. انتشارات دیانا. ص. ۱۵۲. شابک ۰-۷۸۸۱-۱۱۱۱-۶.
  23. گیرادیت، ادوارد (۱۹۸۵). افغانستان: جنگ شوروی. تیلور و فرانسیس. ص. ۱۲۴. شابک ۹۷۸-۰-۷۰۹۹-۳۸۰۲-۶.
  24. بریث‌ورز، رودریک (۲۰۰۷). افغانسی: روس‌ها در افغانستان، ۱۹۷۹–۱۹۸۹. انتشارات هندواروپا. ص. ۲۷۵. شابک ۹۷۸-۱-۶۰۴۴۴-۰۰۲-۷.
  25. کالینویسکی، آرتیمی (۲۰۱۱). خداحافظی دور و دراز: خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان. انتشارات دانشگاه هاروارد. صص. ۹۶–۹۷. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۰۵۸۶۶-۸.
  26. دورونسورو، گلیز (۲۰۰۵). انقلاب بی پایان: افغانستان، ۱۹۷۹ تا کنون. انتشارات سی هرست. ص. ۱۹۴. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۶۵-۷۰۳-۳.
  27. کالینویسکی، آرتیمی (۲۰۱۱). خداحافظی دور و دراز: خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان. انتشارات دانشگاه هاروارد. ص. ۹۵. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۰۵۸۶۶-۸.
  28. کالینویسکی، آرتیمی (۲۰۱۱). خداحافظی دور و دراز: خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان. انتشارات دانشگاه هاروارد. ص. ۹۶. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۰۵۸۶۶-۸.
  29. کالینویسکی، آرتیمی (۲۰۱۱). خداحافظی دور و دراز: خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان. انتشارات دانشگاه هاروارد. ص. ۹۷. شابک ۹۷۸-۰-۶۷۴-۰۵۸۶۶-۸.
  30. کلیمینتس، فرانک (۲۰۰۳). مناقشه در افغانستان: دایرةالمعارف تاریخی. ای‌بی‌سی سی‌ال‌آی‌او. ص. ۳۰۳. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۱۰۹-۴۰۲-۸.
  31. «سیاست "آشتی ملی" رهبری جدید افغانستان از تغییرات استقبال می‌کند». ایندیا تودی.
  32. بررسی منطقوی جهان: شرق دور و استرالیا در ۲۰۰۳. روتلج. ۲۰۰۲. ص. ۸۳. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۷۴۳-۱۳۳-۹.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ اوتو، جان مایکل (۲۰۱۰). شرع شامل: مرور تطبیقی بر سیستم‌های حقوقی دوازده کشور مسلمان در گذشته و حال. انتشارات دانشگاه آمستردام. ص. ۲۸۹. شابک ۹۷۸-۹۰-۸۷۲۸-۰۵۷-۴.
  34. آمستوتز جی. بروس (۱۹۹۴). افغانستان: گذشته و اکنون. انتشارات دیانا. ص. ۱۵۳. شابک ۰-۷۸۸۱-۱۱۱۱-۶.
  35. گوئیستوزو، آنتونیو (۲۰۰۰). جنگ، سیاست و جامعه در افغانستان، ۱۹۷۸–۱۹۹۲. انتشارات سی. هرست. صص. ۱۵۵ و ۱۵۶. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۶۵-۳۹۶-۷.
  36. بررسی‌های منطقوی جهان: شرق دور و استرالیا ۲۰۰۳. روتلج. ۲۰۰۲. ص. ۶۵. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۷۴۳-۱۳۳-۹.
  37. گوئیستوزو، آنتونیو (2000). جنگ، سیاست و جامعه در افغانستان، ۱۹۷۸–۱۹۹۲. انتشارات سی. هرست. p. ۱۶۱. ISBN 978-1-85065-396-7.
  38. گوئیستوزو، آنتونیو (۲۰۰۰). جنگ، سیاست و جامعه در افغانستان، ۱۹۷۸–۱۹۹۲. انتشارات سی. هرست. ص. ۱۵۶. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۶۵-۳۹۶-۷.
  39. گوئیستوزو، آنتونیو (۲۰۰۰). جنگ، سیاست و جامعه در افغانستان، ۱۹۷۸–۱۹۹۲. انتشارات سی. هرست. ص. ۱۵۷. شابک ۹۷۸-۱-۸۵۰۶۵-۳۹۶-۷.
  40. Latifi, Ali M. (22 June 2012). "Executed Afghan president stages 'comeback'". aljazeera.com. Retrieved 23 August 2012.
  41. "All attempts to take Najibullah safely out of Afghanistan fail". Indiatoday.intoday.in. Retrieved 17 December 2017.
  42. Braithwaite, Rodric (2007). Afgantsy: The Russians in Afghanistan, 1979–1989. Indo-European Publishing. p. 301. ISBN 978-1-60444-002-7.
  43. "Murder of a president: How India and the UN mucked up completely in Afghanistan". Gz.com. Retrieved 17 December 2017.
  44. "Exclusive! How India reached out to the Afghan Mujahideen". Rediff.com. Retrieved 17 December 2017.
  45. Braithwaite, Rodric (2007). Afgantsy: The Russians in Afghanistan, 1979–1989. Indo-European Publishing. pp. 302–303. ISBN 978-1-60444-002-7.
  46. Rashid, A. (2002). Taliban: Islam, Oil and the New Great Game in Central Asia. Quote on p. 49. Also see footnote 15 on p. 252
  47. Interview with General Tokhi. Relevant section from 09.40 min. - https://www.youtube.com/watch?v=4MPzl7DnrTg
  48. White, Terence (15 October 2001). "Flashback: When the Taleban took Kabul". BBC. Retrieved 15 June 2015.
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ ۴۹٫۲ ۴۹٫۳ Rashid, Ahmed (2002). Taliban: Islam, Oil and the New Great Game in Central Asia. I.B. Tauris & Company. p. 49. ISBN 978-1-84511-788-7.
  50. سعیدی، ستار (۲۷ سپتامبر ۲۰۰۶). «دهمین سالگرد کشته شدن دکتر نجیب الله». bbc.com/persian. بی‌بی‌سی فارسی. دریافت‌شده در ۲۱ اوت ۲۰۲۱.
  51. «طالبان دکتر نجیب را از قبر بیرون کشیدند». jomhornews.com. خبرگزاری جمهور. ۲۰ تیر ۱۳۹۴. دریافت‌شده در ۳۰ مرداد ۱۴۰۰.
  52. "Situation of human rights in Afghanistan" United Nations Resolution 51/108, Article 10. 12 December 1996. Retrieved 1۵ ژوئن ۲۰۱۵ "Endorses the Special Rapporteur's condemnation of the abduction from United Nations premises of the former President of Afghanistan, Mr. Najibullah, and of his brother, and of their subsequent summary execution;"
  53. Pigott, Peter. Canada in Afghanistan: The War So Far. Toronto: Dundurn Press Ltd, 2007. شابک ‎۹۷۸−۱−۵۵۰۰۲−۶۷۴−۰. p. 54. – via Google Books
  54. «تحقیقات نشان می‌دهند که در قتل داکتر نجیب استخبارات پاکستان نیز دست داشت». طلوع‌نیوز. ۵ مهر ۱۳۹۵. دریافت‌شده در ۲۳ اوت ۲۰۲۱.
  55. "فتانه نجیب: د قبر تر جوړیدو مخکی دی د نجیب د مرګ پلټنه وشی". BBC News پښتو (به پشتو). 1 June 2020.
  56. Parenti, Christian (17 April 2012). "Ideology and Electricity: The Soviet Experience in Afghanistan - The Nation" – via www.thenation.com.
  57. "Shift Dr. Najibullah's corpse to Kabul: Paktia residents - The Pashtun Times". 30 August 2016.
  58. Afghan Biographies - Olumi, Noorulhaq Noor ul Haq Olomi Ulumi بایگانی‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine

پيوند به بیرون[ویرایش]