واقع‌گرایی (روابط بین‌الملل)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

واقع‌گرایی یکی از نظریه‌های روابط بین‌الملل است که سیاست‌های جهانی را بر اساس رقابت دولت‌ها بر سر منافع ملی خود تعریف می‌کند.[۱] واقع‌گرایی، مهم ترین و پایدارترین نظریه روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. معمولاً جاذبه این نظریه به دلیل نزدیکی آن با عملکرد سیاست مداران و همجنین فهم متعارف از سیاست بین‌الملل، دانسته می‌شود. همچنین باوجود اصول و وجوه مشترک در میان نظریه پردازان واقع‌گرایی، این مکتب یک کلیت کاملاً یکپارچه نیست.[۲]

پیش فرض‌های مشترک[ویرایش]

واقع گرایی به عنوان یکی از سنت‌های نظریه روابط بین‌الملل بر چهار گزاره متمرکز است.

  1. نظام بین‌الملل آنارشیک است.
    • هیچ بازیگری که قادر به تنظیم روابط متقابل دولت‌ها باشد، مافوق دولت‌ها وجود دارد. دولت‌ها به جای اینکه از سوی قدرت مافوقی به آن‌ها دیکته شود، خود باید در روابط با دیگر کشورها وارد شوند.
    • نظام بین‌الملل در یک وضعیت ستیز دائمی قراردارد.
  2. دولت‌ها مهمترین بازیگران نظام بین‌الملل هستند.
  3. تمامی دولت‌ها در نظام بین‌الملل بازیگرانی عقلایی هستند.
    • دولت‌ها تمایل دارند به دنبال منافع ملی خود باشند.
    • گروه‌ها برای به دست آوردن بیشترین منابع ممکن در تلاش هستند.
  4. نگرانی اصلی تمامی دولت‌ها حفظ بقا می‌باشد.
    • دولت‌ها برای حفظ بقای خود نیروها و ظرفیت نظامی خود را بیشتر می‌کنند، که این امر ممکن است به معمای امنیت منجر شود.

پیشینه و شاخه ها[ویرایش]

ریشه های تاریخی[ویرایش]

واقع‌گرایی کلاسیک[ویرایش]

واقع‌گرایی لیبرال یا مکتب انگلیسی یا خردگرایی[ویرایش]

نوواقع‌گرایی یا واقع‌گرایی ساختاری[ویرایش]

واقع‌گرایی نوکلاسیک[ویرایش]

واقع‌گرایی چپ[ویرایش]

واقع‌گرایی در سیاستگذاری[ویرایش]

انتقادات[ویرایش]

صلح دموکراتیک[ویرایش]

فدرالیسم[ویرایش]

فمنیسم[ویرایش]

پساواقع‌گرایی[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پی نوشت‌ها[ویرایش]

  1. Rourke, John (30) [2010]. Michael, Ryan, ed. International Politics On The World Stage. Boyer, Mark A,. New York, New York: McGraw Hill. p. 16. 
  2. مشیرزاده، حمیرا. تحول در نظریه‌های روابط بین‌الملل. سمت، ۱۳۸۶.