خیابان ولیعصر
| خیابان ولیعصر |
|
شناسهها
|
خیابان ولیعصر بلندترین خیابان شهر تهران و همچنین بلندترین خیابان خاورمیانه با درازای ۱۷٫۹ کیلومتر است که در سوی جنوبی از میدان راهآهن ( ۱۱۰۰ متر بلندا از سطح دریا ) در میانهٔ جنوبی تهران آغاز میشود و در سوی شمالی در میدان تجریش ( ۱۶۰۰ متر بلندا از سطح دریا [۱] ) در منطقهٔ شمیرانات پایان مییابد. این خیابان دارای پیادهرو، جوی بزرگ آب و نزدیک یازده هزار چنار در دو سوی خود میباشد.[۲] خیابان ولیعصر از کانونهای سنتی خرید تهران است و بوستانهای بزرگ ملت و ساعی در کنارهٔ این خیابان جای دارند. خیابان ولیعصر در سالهای آغازین پادشاهی رضا شاه ساخته شد و تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷، «خیابان پهلوی» نامیده میشد.
محتویات |
پیدایش خیابان [ویرایش]
در سال ۱۳۰۷ خیابان پهلویِ بالا بهدست «بلدیه تهران» سنگفرش شد و سپس با راهیابی آسفالت به پهنهٔ خیابان سازی شهرها، در سال ۱۳۰۹ مجلس شورای ملی قانونی را برای ساخت و گسترش خیابانهای تهران تصویب کرد و پس از آن گامهای ساخت «جادهٔ مخصوص پهلوی» آغاز و برای نخستین بار این خیابان قیرریزی شد. در سال ۱۳۱۰ خورشیدی پیش از آمدن ملک فیصل٬ پادشاه عربستان به تهران، خیابان الماسیه (باب همایون) و میدان توپخانه و آغاز خیابان لالهزار برای نخستین بار آسفالت شد و یک سال پس از آن در سال ۱۳۱۱ خورشیدی، خیابان پهلوی نیز آسفالت شد.
چون در آن دوره منطقهٔ شمیرانات بیشتر چهرهای ییلاقی داشت این گذرگاه نیز به گونهٔ جادهای بود که از میان تپهها میگذشت و چندان همسانی با خیابانهایی چون سپه (امام خمینی) و شاهرضا (انقلاب) که در پیرامون آنها ساختمانهای نوین ساخته شده بود، نداشت. این جاده با ردیفهای چنار منظم در دو سوی آن شناخته میشد. پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی سدهٔ ۱۷، نوشتهاست: «اگر استانبول شهر سروهاست، تهران را باید شهر چنارها خواند.» عبداالله مستوفی انگیزهٔ ساخت این خیابان را تصمیم رضا خان برای پیوند دادن کاخ سعدآباد به کاخ مرمر میداند.
پس از انقلاب اسلامی، در آغاز٬ خیابان پهلوی، خیابان مصدق نامگذاری شد؛ ولی پس از چندی نام آن به خیابان ولیعصر دگرگون شد.
ورودیها و برخوردگاهها [ویرایش]
نگارخانه [ویرایش]
بنمایهها [ویرایش]
آیا میدانید 110 مکان در تهران به نام ولی عصر هست؟؟
- ↑ «نقشه توپوگرافی میدان تجریش».
- ↑ مرگ دهها هزار چنار در خیابان ولیعصر تهران، وبگاه بیبیسی فارسی، ۲۴ شهریور ۱۳۸۵. بازدید در ۱۴ دی ۱۳۸۹.
۲. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من.