حمله مسلمانان به طبرستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
حمله مسلمانان به طبرستان و گرگان
بخشی از حمله اعراب به ایران
زمان سالهای۲۲و ۳۰ هجری قمری
مکان طبرستان و گرگان
نتیجه پیروزی مسلمانان
  • پیروزی مسلمانان و پیمان صلح
  • کشتار در دژ طبرستان
جنگندگان
ایران خلفای راشدین
فرماندهان
'عثمان بن عفان
سعید بن عاص
عبدالله بن عمر
عبدالله بن عباس
عبدالله بن زبیر

سوید بن مقرن نعیم بن مقرن
حسن بن علی
حسین بن علی[۱][۲][۳]

حمله مسلمانان به طبرستان اشاره به تسخیر سرزمین طبرستان در حدود منطقهٔ مازندران کنونی به دست مسلمانان دارد.[۴]

فتح دژ طبرستان[ویرایش]

باید دانست که طبرستان در جریان حملات اعراب دو بار فتح می‌گردد'یک بار در سال ۲۲ هجری یک بار در ۳۰ ام هجری. عزالدین ابن اثیر در جلد چهارم تاریخ کامل صفحهٔ ۱۵۲۹می‌نویسد:(آنگاه سوید[فرمانده عرب]رهسپار گرگان شد و در آنجا در بسطام لشکرگاه زد و برای پادشاه گرگان، زرنان صول، نامه نوشت. با او بر پایه واگذاری گرگان و پرداخت گزیت و پدافند از این شارسان آشتی کرد. او خواستار شد که اگر دشمنان بر وی تازند سوید اورا یاری کند و سوید خواستهٔ وی را پذیرفت) (گویند اسپهبد خداوند طبرستان برای آشتی با سوید نامه نوشت که با هم شیوهٔ سازگاری در پیش گیرند و او چیزی به سوید بپردازد نه بر کسی باشد و نه با کسی. سوید این را پذیرفت و در این باره برای او نامه‌ای نوشت) در سال ۳۰ هجری یعنی هفت سال پس از خلافت عثمان وی سعید بن عاص را با سپاهی تازه‌نفس از کوفه بسوی طبرستان فرستاد. این نیروی تازه‌نفس به حدود طبرستان رسیدو نخست با دژ مستحکم آن برخورد کرد. سعید بن عاص که تصرف این دژ را ناممکن دانست هیئتی را به قلعه فرستاد و تقاضای صلح و در ازای دریافت جزیه نمود. پس از گفتگوی بسیار سپهبد قلعه برای جلوگیری از خونریزی پیشنهاد صلح او را پذیرفت به این شرط اینکه سپاه مسلمانان به مردم قلعه و دفاع کنندگان این دژ آسیبی نرسانند. این شرط پذیرفته شد و سپهبد دستور گشودن دروازه‌های کوه پیکر قلعه را داد. پس از آن سعید بن عاص فرمانده عرب با تمام نیروی خود به درون قلعه آمد و دستور داد بی درنگ نقاط بلند و سخت قلعه را اشغال کنند. فردای آن روز یکایک مدافعان قلعه را گرفت بعضی را در زنجیر نگاه داشت و برخی دیگر آن‌ها را کشت.[۵]

فتح دژ گرگان[ویرایش]

ابن اثیر می‌نویسد:

مسلمانان در میان گرگانیان افتادند و همی کشتار کردند؛ و ایشان خود را به مسلمانان سپردند و به فرمان یزید بن مهلب تسلیم کردند. او زنان و کودکان را به اسیری گرفت و رزمندگانشان را کشتار کرد و تا دو فرسنگ بر دار آویخت، دوازده هزار تن از ایشان را به دشت گرگان کشاند و گفت هر که خونخواه است می‌تواند دل خنک سازد. مردان مسلمان چهار چهار و پنج پنج می‌کشتند. او بر خون‌ها آب بست و در آسیاب ریخت تا با خون ایشان گندم آرد کند و نان پزد و بخورد و سوگند خود پایان برد. گندم ارد کرد و نان پخت و خورد. گویند چهل هزار تن از ایشان را بکشت

[۶]

پی آمد[ویرایش]

کینهٔ مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان آمل و گرگان)، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آن‌ها که ونداد هرمزد و سپهبد شروین و مسمغان ولاش بودند آن‌ها را بر ضد اعراب شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آن‌ها را به باد کشتار گرفتند. علاوه بر اعراب، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه برمی‌آوردند و به دست مردان می‌سپردند تا آن‌ها را بکشند.[۷][۸]

منابع[ویرایش]

  1. تاریخ طبری جلد پنجم صفحهٔ ۲۱۱۶. 
  2. مختصر البلدان، ابن فقیه، ص ۱۵۲
  3. فتوح البلدان – ص ۱۸۳
  4. تاریخ اجتماعی ایران. مرتضی راوندی. تهران. انتشارات امیرکبیر چاپ۲ جلد۲ ص۱۱۳
  5. «زندگانی امام حسین» زین العابدین رهنما جلد اول فصل بیست و نهم صفحهٔ ۱۸۳
  6. تاریخ کامل نوشته ابن اثیر جلد هفتم ترحمه دکتر حسین روحانی
  7. تاریخ طبرستان ابن اسفندیار ج۱ ص ۱۸۳
  8. Zarinkoob, Abdolhosein; زرین کوب, عبدالحسین. دو قرن سکوت: two centuries of silence - do gharn sokoot. Ketab.com. p. 187. ISBN 978-1-59584-346-3. 

تاریخ کامل، عزالدین بن اثیر، جلد چهارم، صفحه ۱۵۲۹